تعداد بازدید
1 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی امام خمینی در دفاع مقدس :

۱. بیان مسئله

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از ابعاد مختلف قابل بررسی است و گنجینه ای بزرگ برای حفظ کشور محسوب میشود. چنانکه مقام معظم رهبری فرمود:

«این یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم، یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم» (انصاری محمدعلی، ص ۲۳۸).

یکی از ابعاد این گنجینه بررسی مبانی فقهی امام خمینی است که تجزیه وتحلیل آن می تواند بسیاری از تجربیات مثبت را در شرایط بحرانی، ثبت کند.

ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس، ضمن ناکامی دشمنان در رسیدن به اهداف خود، توانستند شیوه های مقابله با دشمنان و قدرت ادار کشور در زمان های بحرانی را تجربه کنند.

نیروهای مسلح ایران، با استعانت از خداوند و الهام از قرآن، به رهبری امام خمینی و پشتیبانی مردم، مصمم شدند که تا آخرین قطر خون از کشور دفاع کنند.

با اینکه جنگ تحمیلی طولانی ترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم بود و دو ابرقدرت شرق و غرب از صدام حمایت کردند و نیز دولت های اروپایی و عربی، به عراق کمک کردند، ولی تنها جنگی بود که طی ۲۰۰ سال گذشته نتوانستند قسمتی از ایران را جدا سازند.

طی سال های دفاع مقدس، ملت ایران با لطف الهی و نیروهای مسلح، برای خنثیسازی توطئه های شوم دشمنان، نهایت ایثار را در سای رهبری اجتهادی امام خمینی به عمل آوردند و این امر اکنون در پرتو رهبری امام خامنه ای ادامه دارد.

در زمان حیات امام خمینی (ره) دیدگاه های رقیب مانند وجوب جهاد به امر امام معصوم، جنگ با اسرائیل، شناسایی بغات، ورود به کشور عراق، موضوع ادام جنگ، لزوم آتش بس و… مطرح بود که در متن مقاله به تبیین و پاسخ به آنها خواهیم پرداخت.

۲. پیشین تحقیق

در خصوص ادبیات و سابق بررسی این موضوع به طور کامل مکتوبی به دست نیامده، ولی برخی پژوهشگران تحقیقاتی به شرح زیر انجام داده اند:

اول) اندیشه های فقهی امام خمینی نوشت سید جواد ورعی که در سال ۱۳۸۸ توسط مؤسس تنظیم و نشر آثار امام خمینی منتشر شده که نامبرده به مسائلی چون تعریف فقه و اهمیت و قلمرو آن و روش شناسی فقه امام و نقش زمان و مکان در اجتهاد و ولایت فقیه و احکام حکومتی پرداخته است.

دوم) مستندات قرآنی فقه سیاسی امام خمینی نوشت نجف لک زایی که در سال ۱۳۸۶ توسط مؤسس بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی قم منتشر شده است و نامبرده به مباحثی چون مفاهیم و چارچوب نظری سیاست و هستیشناسی سیاسی و انسان شناسی سیاسی و نظام سیاسی و اهداف نظام سیاسی از نظر امام خمینی و قرآن پرداخته است.

سوم) نگاهی به فلسف فقه با تکیه بر آراء و اندیشه های امام خمینی نوشت احمد ضرابی در سال ۱۳۹۲ که توسط مؤسس فرهنگی پیوند با امام از طریق انتشارات بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی منتشر شده است، ولی در این کتاب به تعریف فلسف فقه، موضوع، روش، پیشینه، قلمرو، منابع، مبانی، ملاحظات احکام، تعریف مصالح و مفاسد، قداست، تحول و عوامل تأثیرگذار بر علم فقه پرداخته است.

چهارم) اجتهاد و زمان و مکان که مجموعه آثار کنگر بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی نقش زمان و مکان در اجتهاد است و در سال ۱۳۷۴ توسط مؤسس تنظیم و نشر آثار امام خمینی در ۱۴ جلد منتشر شده است. مجموعه مقالاتی است که در خصوص نقش زمان و مکان در اجتهاد از ناحی پژوهشگران داخلی و خارجی به زبان فارسی و عربی نوشته شده است.

پنجم) مبانی فقهی آرای خاص امام خمینی، نوشت زهرا گواهی، در سال ۱۳۸۲ توسط نشر عروج وابسته به مؤسس تنظیم و نشر آثار امام خمینی منتشر شده که دارای مطالبی چون فقه سنتی و پویا از منظر امام خمینی و نقش زمان و مکان در اجتهاد و نقش مصلحت در اجتهاد و احکام ولایی و حکومتی از منظر امام و دیدگاه اصولی و روایی در استنباطات امام و مبانی فقهی آرا و فتواهای خاص امام است.

۳. نوآوری تحقیق

چنانکه در پیشین تحقیق ملاحظه کردید، تاکنون کتابی به طور مستقل به موضوع مبانی فقهی و اجتهادی امام خمینی در دفاع مقدس نپرداخته است، ازاین رو موضوع مذکور که به همت و درایت برگزارکنندگان سمینار بررسی مبانی فقهی و اجتهادی امام خمینی که از ناحی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمین تشکیل شده، موضوعی جدید و بدیع است و نوآوری تحقیق نیز در همین نکته نهفته است که مبانی فقهی و اجتهادی امام را به طور خاص در دفاع مقدس همراه با پاسخ به شبهات مخالفان بررسی کرده است.

۱. ۳. واژه شناسی

مبانی جمع مبنی عمارت ها، بنیادها (معین، محمد، ص ۱۲۸۹)؛ مبانی یعنی ساختار و محتوای پیش رو؛ مبانی به معنی زیرساخت اعتقادی و اساس شناخت هر موضوع (تقوی، سید حسین، ص ۳۱).

فقه در لغت به معنی فهمیدن و در اصطلاح عبارت است از علم به احکام شرعی فرعی از روی دلیل های تفصیلی آن (فیض، علیرضا، ص ۱۰۳).

ادل فقاهتی اصول عملیه است که عبارت اند از: استصحاب، برائت، احتیاط و تخییر، ادل فقاهتی مصدر احکام ظاهری است که در استصحاب لحاظ حالت سابقه و در برائت، اصل عدم بیان و در احتیاط، احتمال عقاب و در تخییر عدم امکان جمع بین دو دلیل و عدم ترجیح یکی بر دیگری است (قدسی مهر، خلیل، ص ۱۵). مجموع فقاهتی بحث هایی است که در صورت عدم دسترسی مکلفان به احکام شرعی، وظایف عملی آنان را مشخص می کند.

دفاع از ریش «دفع» یعنی عقب راندن و اصطلاحا تدابیری برای مقاومت در برابر حملات سیاسی، نظامی، اقتصادی و روانی دشمن است (مراد پیری، هادی و شربتی، مجتبی، ص ۱۴).

دفاع مقدس: مراد دفاع ارزشمندی است که از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ از ناحی صدام رئیس جمهور عراق علیه ایران جنگی تحمیل شد که ۵۷۰،۲۲۵ نفر از مردم ایران به شهادت رسیدند.

۴. دفاع مقدس و دیدگاه های رقیب

۱. آیا جهاد باید به امر امام معصوم باشد؟

فقهای شیعه جهاد را مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید می دانند که اگر به امر امام نباشد، مشروع نیست. صاحب جواهر ادعا کرده که فتوای فقها در این مطلب روشن است که مشروعیت جهاد به امر امام معصوم مبسوط الید است (نجفی، محمدحسن، ص ۱۳).

مراد از مبسوط الید اینکه امام معصوم عملا حاکم و زمامدار باشد.

فیض کاشانی می نویسد: چون در زمان غیبت جهاد حق تعطیل است، ما از ذکر آداب و شرایط آن خودداری کردیم «و لما کان الجهاد الحق ساقطا فی زمن الغیبه ماذکرنا آدابه و شرائطه» (فیض کاشانی، ملامحسن، ص ۷۳). قطعا مراد فیض از جهاد حق همان جهاد ابتدایی است که باید به امر امام معصوم (ع) باشد و چون در عصر غیبت طبعا جهاد تعطیل است، لذا ذکر آداب آن هم بیهوده است. ولی این تطبیق صحیح نیست، زیرا آنچه در جهاد لازم است، عدالت رهبری جنگ است که باید بر مبنای عدل و انصاف باشد. مقصود روایاتی که می گوید در رهبری جنگ، عدالت شرط است، همین معنی است، نه عصمت رهبری؛ چون این روایات در مقابل رفتار غیرعادلان حکومت ها صادر شده و اینکه گاهی ادعای اجماع و عدم خلاف می شود (نجفی، محمدحسن، ص ۱۳)، این اجماع ادعایی دلیل مستقلی نیست، زیرا مستند به همین روایاتی است که از قول امام رضا(ع) می گوید: «الجهاد واجب مع امام عادل»، جهاد واجب است به امر امام عادل باشد که فقها امام عادل را به معنای امام معصوم گرفته اند.

مضافا بر اینکه آنچه برخی فقها گفته اند، در اعصار بعد از ائمه (ع) اگر جهاد باید به امر امام معصوم باشد، این بر پای یک فرض محال است آیا نتیج عملی دارد؟ آیا این بحث مناسب شأن فقه استدلالی است؟ ازاین رو امام خمینی در این مورد تردید کرده و می نویسد در این مسئله بحث و تأمل وجود دارد و این مطلب را در کتاب البیع در بحث ولایت فقیه ذکر کرده اند (خمینی، روح الله، ص ۴۹۶)، مقصودشان این است که احتمال دارد دستور جنگ ابتدایی با کفار مختص امام معصوم (ع) مبسوط الید نباشد و فقیه مبسوط الید نیز حق یا وظیفه دارد که دستور جنگ ابتدایی صادر کند.

۲. چرا امام خمینی گفته اند باید با اسرائیل بجنگیم؟

رادیو صدای آمریکا صبح پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۶۱ در برنام ما و شما که به نامه های شنوندگان جواب می داد، سؤالی را مطرح کرد که به اجماع علمای شیعه جهاد باید در رکاب امام معصوم (ع) باشد، پس چرا امام خمینی برخلاف اجماع علمای شیعه حکم جهاد داده و گفته است: «ما باید با اسرائیل بجنگیم»، حمله به اسرائیل جهاد است یا دفاع، اگر جهاد باشد، بدون وجود امام معصوم (ع) جایز نیست.

از نظر امام، جواب رقیب این است که امام طبق آنچه در کتاب البیع خود نوشته اند، در این مطلب که حق جنگ ابتدایی با کفار که همان جهاد اصلی است، مختص به امام معصوم باشد، بحث و تأمل دارد و احتمال اینکه ولی فقیه مبسوط الید نیز چنین حق یا وظیفه ای داشته باشد، نفی نمی کند و اجماعی که ادعا شد قبول ندارد و آن را معتبر نمی داند، چون این اجماع دلیل مستقلی نیست، بلکه مستند به روایاتی است که گفته «الجهاد واجب مع امام عادل»، فقها امام را معصوم گرفتند، درحالی که چنین نیست. مضافا اینکه جنگ با اسرائیل نه از باب جهاد ابتدایی، بلکه از باب جهاد دفاعی است و دفاع در برابر تجاوز دشمن به مسلمین حق طبیعی است و مشروط به امر امام معصوم نیست، همین که رهبری جنگ به دست فرمانروای عادل باشد کافی است (صالحی نجف آبادی، نعمت الله، ص ۶۸).

۳. بغات چه کسانی هستند؟

براساس دیدگاه رقیب بغات منحصر به عصر معصوم اند. فقهای شیعه مثل شیخ طوسی در خلاف (طوسی، ابوجعفر، ص ۵۶) براساس آی «فإن بغت إحداهما علی الأخری فقاتلوا التی تبغی» گفته اند بغات کسانی اند که بر ضد امام معصوم طغیان کنند و جنگ با آنان مشروط به امر امام معصوم است، ولی از نظر امام خمینی روی این مبنا در عصر غیبت اساسا بغاتی وجود خارجی ندارد، ولی این صحیح نیست، زیرا در زمان غیبت بغات مصداق دارند، مانند صدام، منافقین، داعش، و جنگ با آنان واجب است و مشروط به امر امام معصوم نیست.

مجوز اصلی جنگ با بغات این است که شما دفاع می کنید. ازاین رو امام دفع شر منافقان، دموکرات، گنبد، خوزستان و بلوچستان را صادر کرد، هرچند عده ای مخالف بودند. و به دلیل آی مذکور صدام و لشکرش نیز باغی بودند؛ باغی کسی است که به گروه دیگر ظلم می کند، اعم از اینکه از مردم عادی باشد یا اعضای حکومت یا کشور دیگر باشد و اینکه باغی منحصر به گروهی از مردم که بر ضد حکومت موجود طغیان می کنند باشد، صحیح نیست.

۴. ورود به کشور عراق چرا؟

عده ای از مقدسان و علما ورود به کشور عراق را مجاز نمی دانستند و آن را تجاوز و کشورگشایی می نامیدند، ولی امام وارد شدن به خاک دشمن را از حیث دفاع واجب دانست و در پاسخ به عده ای که ایراد می گرفتند چرا وارد خاک عراق شدید، چرا به فاو حمله کردید فرمود: دفاع این است که ما دشمن را تا آنجا برانیم که نتواند با موشک های خود شهرهای ما را بکوبد. رفتن در خاک عراق نه هجمه به عراق است، دفاع از اسلام و کشور اسلامی است. ما در حال دفاع هستیم (خمینی، روح الله، ص ۲۳۰). ما با کسی جنگ نداریم، ما الآن داریم دفاع می کنیم. فاو مرکز این بود که بریزند و از آنجا به اسلام صدمه بزنند. اینها رفتند فاو را گرفتند، دفاع کردند (خمینی، روح الله، ص ۲۸۹).

۵. چرا جنگ را ادامه می دهید؟

عده ای از مقدسان و کشورهای عربی، اسلامی و غربی همواره به تداوم جنگ انتقاد داشتند و خواهان صلح بودند. از آنجا که صدام وعد فتح سه روز مناطق تعیین شده را داده بود، ارتش عراق توان ادام جنگ فرسایشی را نداشت و نیروهای عراق با دفاع مردم ایران زمین گیر شده بودند و تلفات سنگین دادند. از ناحی آمریکا و مجامع بین المللی و عربی دور تازه ای از فشار بر ایران آغاز شد. آنها به جای محکوم کردن صدام متجاوز، جمهوری اسلامی را تحت فشار آتش بس قرار دادند. امام خمینی در ملاقات با نمایند یک کشور عربی که صدام را حاکم یک کشور اسلامی و همسای مسلمان نامید و خواستار آتش بس شد.

امام فرمود صدام این جنگ را بر ملت مسلمان ایران تحمیل کرده، ما کسانی را که به قتل عام مسلمانان می پردازند مسلمان نمی دانیم (خمینی، روح الله، ص ۵۲۰). از سوی دیگر، صدام را یک چهر صلح طلب نشمرید. او را به عنوان آغازگر جنگ و متجاوز معرفی کنید.

دیگر اینکه ایران جنگ را آغاز نکرده که اینک متوقف کند. ایران از پیشروی دشمن جلوگیری کرد. بر فرض که صدام آتش بس را برای تجدید قوا نمی خواست، پذیرش آتش بس از سوی ایران به معنای آن بود که عراق در عمق خاک ایران بماند و آنگاه ایران برای هر متر از خاک اشغال شده اش امتیاز بدهد و از مجامع بین المللی تخلی خاک کشورش را گدایی کند. ضمن آنکه صدام در هیچ یک از پیشنهادهای صلح تضمینی برای عقب نشینی به مرزها نداده بود، ازاین رو امام به هیأت های میانجی صلح و دولت های منطقه و سازمان های بین المللی که برای صلح رایزنی می کردند، فرمود ما بادی (آغازگر) جنگ نبوده و نیستیم، لکن اگر کسی تعدی کند، دهان او را خرد می کنیم (خمینی، روح الله، ص ۱۶۵)

۶. لزوم آتش بس و صلح

درخواست آتش بس از سوی آمریکا، شوروی و مجامع بین المللی خیلی زود مطرح شد، ولی نیروهای سیاسی و نظامی موافق نبودند. این یک اصل قطعی بین هم ما بود که تا اشغالگر در خاک ماست، مذاکره و قبول آتش بس به ضرر ماست. اشغالگر باید بیرون برود و اگر بنا شد مذاکره ای شود، باید بعد از خاتم اشغال باشد (هاشمی رفسنجانی، اکبر، ص ۲۳۵).

عده ای از سران کشورهای اسلامی که برای میانجیگری و آتش بس آمدند و در صحبت های خود آی «وإن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما» را طرح کردند که قرآن می فرماید اگر بین دو گروه از مؤمنان جنگ شود، بین برادران خود صلح ایجاد کنید.

امام خمینی در دیدار با آنان فرمود مسلمانان هم موظف اند به حسب شرع مطهر به اینکه بیایند و اینها را بیرون کنند. شارع مطهر فرموده اند که اگر طایفه ای دیگر از مسلمین طغیان کنند، تجاوز کنند، بر هم مسلمین واجب است که این جنایتکار و طاغی و یاغی را با او جنگ بکنند و اگر برگشت به اطاعت خدا آن وقت بنشینند با او صحبت کنند. ما حزب بعث را جنایتکار می دانیم (خمینی، روح الله، ص ۶۸).

کشورهای عربی در ادعای صلح طلبی صادق نبودند. اگر آنها به صدام کمک نمی کردند، صدام یک ماه بیشتر دوام نمی آورد، کشورهای عربی اگر به جای تحریم تسلیحاتی و اقتصادی و نفتی ایران کمک های خود به صدام را متوقف می کردند، جنگ تمام می شد و ادامه نمی یافت. امام فرمود ما دفاع را ادامه می دهیم تا عقب نشینی متجاوز به مرزهای شناخته شده و جبران خسارات واردشده (انصاری، محمدعلی، ص ۱۴۴). امام اظهار تأسف می کند از اینکه مسلمانان در قبال جنایات صدام سکوت کردند. (خمینی، روح الله، ص ۳۴۰).

در تاریخ ۵۹/۷/۵ اولین گروه آتش بس، عرفات رئیس نهضت آزادی بخش فلسطین و ضیاءالحق رئیس جمهور پاکستان و حبیب شطحی دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی برای میانجیگری و آتش بس به ایران آمدند. رئیس مجلس شورای اسلامی گفت جنگ را ما شروع نکردیم که پیشنهاد آتش بس بدهیم. این عراق بوده که تجاوز کرده. این صدام بوده که به خاک ما تجاوز کرده. اولین کاری که باید بشود این است که رفع تجاوز بشود و آنها دست از تجاوزشان بردارند بعد مسائلی که بین ما مطرح است قابل مذاکره است (جلس ۵۳ مجلس شورای اسلامی، ۵۹/۷/۶). رئیس مجلس می گوید حرف آخری که به تمام میانجیگران صلح گفته شد، این بود که ما جنگ را شروع نکردیم که پیشنهاد آتش بس بدهیم. این عراق بوده که تجاوز کرده و اولین کاری که باید بشود این است که رفع تجاوز بشود (هاشمی رفسنجانی، اکبر، ص ۲۳۷). ضیاءالحق رئیس جمهور پاکستان راه به جایی نبرد، صرفا از ما می خواست آتش بس را بپذیریم. می گفت اول آتش بس بدهید، بعد مذاکره کنید. ایران که بخش های وسیعی از چند استان آن در اشغال متجاوز هست، به همین دلیل نمی تواند از موضع یکسان وارد مذاکره شود (هاشمی رفسنجانی، اکبر، ص ۲۳۸).

امام خمینی هم فرمود: صدام حسین دستش را دراز کرده برای اینکه با ما مصالحه کند. ما با او مصالحه نداریم، او کافر است. ما تا آخر با او جنگ خواهیم کرد. قضی صلح و سازش در کار نیست. ما اصلا مذاکره نمی کنیم، بلکه اگر اینها بروند بیرون و تسلیم شوند ما هم آن وقت به واسط اینکه بین مسلمین تفرقه نشود ما هم سکوت می کنیم (خمینی، روح الله، ص ۲۵۰).

۷. چرا جنگ جنگ تا پیروزی؟

مخالفان جنگ و رقبای امام به شعار جنگ جنگ تا پیروزی ایراد می گرفتند. آنها مستند قرآنی و حدیثی آن را طلب می کردند و می گفتند این موضوع در قرآن وجود ندارد و مضافا که با منطق صلح خواهی اسلام و روابط بین الملل ناسازگار است.

امام در پاسخ به آنان فرمود: این غلط فهمی است از قرآن که کسی خیال کند قرآن نگفته است جنگ جنگ تا پیروزی. قرآن گفته است. بالاتر از این را گفته، قرآن میفرماید:

« وقاتلوهم حتی لا تکون فتن» (بقره: ۱۹۳) و سور انفال آی ۳۹ هم بشر را دعوت می کند به مقابله برای رفع فتنه، یعنی جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم این یک رحمتی است برای عالم و یک رحمتی برای هر ملتی در آن محیطی که هست (خمینی، روح الله، ص ۸۲).

مراد از رفع فتنه چیست؟

کسانی که معتقد بودند جهاد در اسلام به معنای تحمیل عقیده با قدرت اسلحه است، نمی پذیرفتند که جهاد به معنای دفاع و رفع شر مهاجمانی است که جنگ را آغاز می کنند، ازاین رو گفته اند: «وقاتلوهم حتی لا تکون فتن»، یعنی با مشرکان به طور ابتدایی بجنگید تا شرک از بین برود. آنان در لغت اجتهاد کردند و فتنه را به معنای شرک دانستند، درحالی که نباید فتنه را به معنای شرک تفسیر کرد.

در آیه می گوید با کافران بجنگید که مبدأ و منشأ جنگ هستند تا دیگر فتنه ای نباشد و دین برای خدا باشد، یکی از معانی دین استیلا و سلطه است و در اینجا به قرینه مقام مراد همین معنی است، چون در شرایطی که کفار قدرت تهاجم و استیلا و سلطه دارند، باید با آنها جنگید و امام شافعی می گوید آیاتی که جنگ با کفار را مشروط کرده است به اینکه آنان شروع کنند جنگ باشند، منسوخ شده و ناسخ آنها آی «وقاتلوهم حتی لا تکون فتن ویکون الدین لله» (بقره: ۱۹۳) است (شافعی، محمد، ص ۱۶۱).

بنابراین جنگ ابتدایی با کفار اگرچه بی آزار باشند، برای حاکم کردن دین واجب است.

این فتوای امام شافعی بر فضای فقه حاکم شد و فقهای عامه و خاصه آن را پذیرفتند و از جمل آنها ابن همام حنفی (حنفی، ابن همام، ص ۱۹۴)، قتال الکفار واجب و ان لم یبدأ و ان الادله الواجبه له لم یقیدا الوجوب ببدائتهم) و شیخ طوسی (شیخ طوسی، ابوجعفر، ص ۲۹۱) و صاحب جواهر (نجفی، محمد حسن، ص ۴) هستند، ولی حقیقت این است که آی مذکور نسخ نشده است و بر معنای خود دلالت دارد.

دیدگاه های مذکور براساس مبانی فقهی امام خمینی است؛ ازاین رو مبانی فقهی ایشان شرح داده میشود.

۵. مبانی فقهی امام خمینی

اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم. اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی بدان معنا نیست که فقه اسلامی پویا نیست (خمینی، روح الله، ص ۹۶).

مفهوم فقاهت از گستر وسیعی برخوردار است و گسترش اسلام در جهان به روند فقاهت سرعت بیشتری بخشیده است. در عرص فقاهت گذشت زمان با پدید آمدن مسائل جدید، فقها را وادار به پاسخ مناسب کرده و فقه را از لحاظ کمی و کیفی تکامل بخشیده است. در عصر کنونی انقلاب اسلامی، اسلام را در ابعاد گوناگون به صورت مکتب زنده و پویا مطرح کرده است.

۱. ۵. وجوب دفاع از اسلام و مسلمین

در صورت تهاجم بر بلاد اسلامی، یا بر انسان و وابستگان یا اموال او، دفاع واجب است (خمینی، روح الله، ص ۴۶۲-۴۶۱). هجوم به کشور اسلامی یا به انسان یا اموال او، قطعا ظلم است.

«در جهاد تدافعی که برای دفاع از اسلام و سرزمین های اسلامی، دفاع از جان و مال و آبرو و دفاع از حق، چه حق خود یا حق دیگری به شرط اینکه مقصد خدا باشد، هیچ شرطی وجود ندارد. این نوع جهاد واجب عینی است، یعنی همه باید شرکت نمایند و فرقی بین زن و مرد، کامل و ناقص، کور و بینا، ضعیف و قوی، سالم و مریض وجود ندارد» (مغنیه، محمد جواد، ص ۲۶۹ – ۲۵۹).

امام خمینی دربار وجوب دفاع می فرماید:

«الآن یک امانتی دستمان است و آن اسلام است. عذر نداریم به اینکه بنشینیم کنار، بگوییم دیگران حفظش بکنند. امانت مال دیگران نیست، این امانتی برای هم ما هست. نگهدارش هم ما هستیم، نمی توانیم بنشینیم بگوییم که دولت یا ارتش این کار را بکند. وقتی کشور مورد تهدید دشمن هست، دفاع از کشور و نوامیس مسلمین بر هم ما، واجب است». (خمینی، روح الله، ص ۱۰۱).

۲. ۵. قاعد وجوب حفظ نظام

تعریف حفظ نظام: منظور از نظام اسلام سازمان دین و استقرار حاکمیت آن است که معمولا به بیض اسلام تعبیر می شود و در تعبیر دیگری شامل ایدئولوژی و محتوای دین، موجودیت عینی دین در جامعه و حالت استیلا، جو حاکم و نفوذ معنوی و اجرایی اسلام در جامعه می باشد (عمید زنجانی، عباسعلی، ص ۳۵).

امام خمینی دربار حفظ نظام می گوید: «همانا حفظ نظام از واجبات بسیار مؤکد است و ایجاد اخلال در امور مسلمانان مورد غضب است» (خمینی، روح الله، ص ۶۱۹).

برای قاعده انگاری حفظ نظام، ابتدا تعریفی از قاعد فقهی ارائه می دهیم. صاحب ریاض المسائل در تعریف قاعد فقهی نوشته است: «قواعد فقهیه، احکام کلی ای هستند که تحت هریک از آنها، احکام جزئی که منطبق با آنهاست مندرج می شود. خواه این احکام جزئی، مربوط به ابواب مختلف فقه باشد یا مربوط به یک باب از فقه» (طباطبایی، سید علی بن محمدعلی، ص ۸۳).

محقق داماد می گوید: «منظور از قاعد فقهی، فرمول بسیار کلی ای است که منشأ استنباط قوانین محدودتر بوده و اختصاص به یک مورد خاص ندارد؛ بلکه مبنای قوانین مختلف قرار می گیرد» (محقق داماد، مصطفی، ص ۲۱).

با توجه به تعریف قاعد فقهی می توان حفظ نظام را یکی از قواعد عام فقهی و بلکه در رأس آنها شمرد، چراکه:

اولا: حفظ نظام یک حکم کلی شرعی بوده و از آن، احکام جزئی ناشی می شود؛ احکامی مثل لزوم مراعات مصلحت عمومی، محدود شدن حقوق خصوصی، اعمال حدود و اجرای مجازات، وجوب دفاع و جهاد، تشکیل حکومت و جواز اخذ اجرت بر واجبات نظامیه.

ثانیا: علاوه بر اینکه فقیه از این قاعده برای تطبیق احکام جزئی بر آن استفاده می کند، مکلفان نیز می توانند هر جا که تشخیص دهند عملی موجب حفظ نظام خواهد شد، به نحو واجب کفایی یا عینی به انجام آن مبادرت ورزند.

ثالثا: حفظ نظام یک قاعد فقهی است که به طور مستقیم بر واجبات زیرمجموعه اش مطابقت دارد؛ مثل دلالت حفظ نظام بر جهاد و مشارکت در امور کشور.

رابعا: این قاعده از گستردگی زیادی برخوردار است؛ به طوری که قابل جریان در هم ابواب فقهی است؛ ثانیا: مورد اتفاق فقهای شیعه و سنی است؛ ثالثا: منصوص نیست یعنی نص خاصی برای آن در منابع فقهی وجود ندارد؛ بلکه از منابع مختلف به دست آمده است؛ رابعا: دربردارند حکم واقعی است نه ظاهری.

روشن شد که منظور از حفظ نظام، حفظ حکومت اسلامی است و این حکم وجوب حفظ نظام یک قاعد مسلم فقهی به شمار می رود که احکام و آثار جزئی زیادی از آن ناشی می شود.

قاعد فقهی لزوم حفظ نظام برای اثبات وجوب دفاع، قابل استناد است.

قاعد مزبور که بیانگر وجوب حفظ نظام از نظر شرعی است، در فقه شیعه، مبنای بسیاری از واجبات و محرمات در ابواب عبادات و معاملات بوده که متکی بر حکم عقل و مورد تسالم فقهاست، چراکه مستقلات عقلیه انجام آنچه موجب اختلال نظام زندگی و پراکندگی معاش و تفرق اجتماعات ایشان خواهد شد، قبیح بوده و هر فعلی که حفظ نظام، متوقف بر آن است، لازم می باشد و با وجود حکم عقل به صورت مستقل، برای اطلاق حرمت و وجوب با ملاحظ ملازم بین حکم شرع و عقل، نیاز به دلیل تعبدی خاص از ناحی شرع نیست و بلکه نصوص وارده می توانند از حیث ارشاد به حکم عقل، مورد توجه قرار گیرند (سیفی مازندرانی، علی اکبر، ص ۱۳-۱۱).

فقها براساس این قاعده در ابواب مختلف فقهی، حکم به وجوب برخی افعال نظیر قضاوت (خویی، ۱۴۲۲ق، ج ۴۱: ۶)، اجرای حدود در زمان غیبت (موسوی گلپایگانی، محمدرضا، ص ۴۷۶)، تعزیر در ارتکاب محرمات (خوانساری، ص ۹۷؛ خوئی، ابوالقاسم، ص ۴۰۸) و اشتغال به حرفه هایی که جامعه به آنها نیاز دارد (خویی، ابوالقاسم، ص ۴۹۶)، عدم استماع دعوای اعسار بدون تحقیق، اماریت ید و حجیت گواهی شاهدی که به حسب ظاهر، عادل است بر این قاعده، مبتنی گشته است (سیفی مازندرانی، علی اکبر، ص ۲۵-۲۴). قاعد حفظ نظام به اندازه ای اهمیت دارد که برخی فقها براساس آن واجبات را بر دو نوع نظامی و تعبدی، تقسیم نموده و معیار وجوب را در دست نخست، قاعد لزوم حفظ نظام دانسته اند (نائینی، میرزامحمدحسین، ص ۴۲).

و نیز مباحاتی که به سبب ابتنای مصلحت حفظ نظام بر آنها حکم وجوب پیدا می کنند، مثل طبابت و صناعت صنایع نظامی که به خودی خود تابع حکم اولی اباحه هستند، ولی به خاطر حفظ نظام اجتماعی اسلام حکمشان به حکم ثانوی وجوب تبدیل می شود و بر همین مبنا اخذ اجرت بر آنها نیز جایز می شود (منتظری، حسینعلی، ص ۱۸۲). به این دسته از واجبات

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *