تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی قرآنی گریه برای امام حسین(ع) :

مقدمه

فلسفه و اساسِ عزاداری؛ آرامش بخشیدن، دعوت به صبر و استقامت، روحیه دادن، نابود کردنِ هرگونه یأس و ناامیدی، خودزنی، خودخوری و خودباختگی است و نتیجه آن جبرانِ چالش ها، ترسیمِ خسارت ها و نشاط بخشی به صاحبان اندوهی است که گاهی اندوهشان موجب بیماری روانی و انحلال می شود.

عزاداری سنّتی نوعاً با گریه و ریختنِ اشک همراه است، اینک این سئوال مطرح می شود که اگر عزاداری برای آرامش است، پس گریه و نوحه چرا؟ پاسخ اینکه: گریه دارای انواع مختلف است و بیشتر انواعِ آن، آرام بخش و به اصطلاح خالی کردنِ «اندوهِ درون»، و جایگزینیِ آن به «نوسازی» است (محمدی اشتهاردی، emamat.ir). پس علّتِ تشویق به شرکت در مجالس حسینی از ناحیه معصومین(علیهم السلام)، علاوه بر پاداش های دنیوی و اخروی، ایجادِ فرهنگِ عاشوراییِ مبتنی بر دیانت، انسانیت و وحدانیت است. برای درک عمیقِ موضوعِ مهم گریه بر امام حسین(علیه السلام)، انواع و اقسام گریه را با استناد به آیاتِ قرآن و روایاتِ اهل بیت (علیهم السلام) بررسی خواهیم کرد.

۱) گریه برای تعالی (خوف از خدا)

وَ یخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکونَ وَ یَزیدُهُمْ خُشُوعاً (إسراء/ ۱۰)؛ آنها (بی اختیار) به زمین می افتند و گریه می کنند و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می افزاید. مؤمنین همیشه از خدای تعالی ترسی در دل دارند. این ترس و ایمان به آیات الهی سبب افزوده شدنِ خشوعِ دلِشان می شود. حال باید دانست که ترس از چیست، لذا در آیات دیگر می فرماید:

الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَ هُمْ مِنَ السَّاعَهِ مُشْفِقُونَ (انبیا/ ۴))؛ همانان که از پروردگارشان در نهان می ترسند و از قیامت بیم دارند!

آری! ترس از احوالاتِ قیامت و بدی اعمال و اینکه چه عاقبتی خواهند داشت. واقعیتی دیگر اینکه عظمت و بزرگی خدای تعالی و هیبتِ جلال و شوکتش نیز در دل ها، خود به خود باعث خشوع و خوف در مقابلِ ذات اقدس متعال می شود؛ نه اینکه ذات خداوند متعال، ترسیدنی باشد. بلکه عظمت، جلالت و هیبت اوست که در دل ها خوف می اندازد و همین خوف، مایه نجات انسان است؛ چرا که سبب اجتناب انسان از معاصی و لغزش ها می شود.

۲) گریه به هنگام خطر (یادآوری ولایت الهی)

وَ اذْکرِ اسْمَ رَبِّک وَ تبَتَّلْ إِلَیهِ تَبْتیلاً (مزّمّل/ ۸)؛ و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند!

نام پروردگارت را یاد کن؛ مسلم است منظور تنها ذکر نام نیست، بلکه توجه به معنی است؛ چرا که یاد لفظی مقدمه یاد قلبی است و ذکر قلبی، روح و جان را صفا می بخشد و نهالِ معرفت و تقوا را در دل آبیاری می کند. تعبیر به «رب» اشاره به این است که هر گاه نام مقدس او را می بری، توجه به نعمت های بی پایان و تربیت مستمر او نسبت به خویش داشته باش (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱/ ۲۵) وَ اذْکرْ فِی الْکتابِ إِبْراهیمَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا (مریم/ ۴۱)؛ یادآوری ذکر خدا، همان یادآوری ولایت الهی است. در سوره مریم، پنج بار هنگام شروع در داستان پیامبران(علیهم السلام) بزرگ و مریم (ع)، جمله «وَاذکر، یادآوری کن»، آمده است و لذا می توان این سوره را سوره یادآوری ها نامید. یادآوری از پیامبران، مردان و زنان بزرگ و حرکت توحیدی آنها و تلاششان در راه مبارزه با شرک، بت پرستی، ظلم و بیدادگری.

از آنجا که معمولا ذکر به معنی یادآوری بعد از نسیان است، احتمالا اشاره به این واقعیت نیز دارد که ریشه توحید و عشق به مردان حق و ایمان به مبارزات حق طلبانه آنها، در اعماقِ جانِ هر انسانی ریشه دوانیده و سخن از آنها در واقع یک نوع یادآوری و بازگویی است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱۳ / ۸۱). قطعاً در این آیات یادآوری نام پیامبر مدّ نظر نیست بلکه واقعیّتی فراتر از آن است که باید همیشه در ذهن ها بماند و آن ولایت الهی است. انسان ها باید بدانند که خدا ولیّ و صاحب اختیار آنهاست. .. لذا فرمود: أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ فاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُ وَ هُوَ یُحْیِ الْموْتی وَ هوَ علی کلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ (شوری/ آیا آنها غیر از خدا را ولی خود برگزیدند؟! در حالی که ولی، فقط خداوند است و اوست که مردگان را زنده می کند و بر هر چیزی تواناست!

حال که او بر انسان ولایت دارد و صاحب اختیار است، این ولایت را بنا به مصلحت و اختیار خویش به پیامبران(علیهم السلام) و به تبع آن، به جانشینان آنها یعنی امامان معصوم(علیهم السلام) واگذار کرده و می فرماید: النَّبِیُّ أَوْلی بالْمُؤْمِنینَ منْ أَنْفُسِهِم؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است (احزاب/ ۶). یعنی ولایت دارد لذا می بینیم که در اوّل آیات می فرماید: وَاذکُر؛ یادآوری کن و در آخر آیات می فرماید: نَبِیّا؛ پیامبر من است؛ یعنی او از ناحیه من بر شما ولایت دارد.

وَ اذْکرِ اسمَ رَبِّک؛ و نام پروردگارت را یاد کن. چون نام و یاد خدا، سرلوحه اموراتِ تربیتی و اصلِ هدایتِ بشر به سوی تکامل و سعادت است و سرلوحه یادِ خدا، دانستنِ ولایت اوست و اینکه بدون ولایتِ او هیچ چیزی در دنیا و آخرت به سرانجام نخواهد رسید. زیر بنای اعتقادات توحیدی، وحدانیت و ولایت است و لذا انبیا و اولیا، همّ و غمّ شان یادآوری ولایت الهی بود. منتهی مصیبت آنجاست که انسان ها «نفهمند»، یا نسبت به ولایت «غافل» باشند، در زمان خطر، انبیا و اوصیا با توجّه به زمان و موقعیت و مصلحت الهی، آژیر خطر را به صدا در می آورند.

آنها با دلیل و برهان، بیانِ علمی، یادآوری اصول اعتقادی، یادآوری معاد و بهشت و جنهّم، یادآوری عقوبت های گناهان، یادآوری نعمات الهی، ذکر پاداش های یاد خدا و حتّی با جهاد و کشته شدن در راه خدا… و گاهی هم با هنرِ گریه، ولایت او را به مردم یادآدوری می کردند. در ادامه گریه های ولاییِ حضرت یعقوب(علیه السلام)، حضرت فاطِمَهُعلیهاالسلام و امام سجاد(علیه السلام) بر اساس آیات قرآن و احادیث، معرفی می شود:

الف) گریه های عاطفی و ولایی حضرت یعقوب(علیه السلام)

وَ تَوَلَّی عَنْهُمْ وَ قالَ یا أَسَفی عَلی یُوسُفَ وَ ابیَضَّتْ عیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کظیم (یوسف/ ۸۴)؛ و از آنها روی برگرداند و گفت: وا اسفا! بر یوسف و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می برد (و هرگز کفران نمی کرد)!

ب) گریه و شکایت های گل یاس نبوی

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: أَمَّا فاطِمَهُعلیهاالسلام فبَکتْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی تَأَذَّی بِهَا أَهْلُ الْمَدِینَهِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَیْتِنَا بِکثْرَهِ بُکائِک فَکانَتْ تَخْرُجُ إِلَی الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکی حَتَّی تَقْضِیَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِف (مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۶/ ۶۳)؛ و امّا فاطِمَهُعلیهاالسلام، به حدّی بر رسول الله گریه نمود که اهل مدینه ناراحت شده و به او گفتند: ما را با گریه زیاد خود آزار می دهی، پس از آن حضرت فاطِمَهُعلیهاالسلام از خانه خارج و به مقبره شهدا می رفتند و پس از گریه های زیاد دوباره به خانه بر می گشتند. گریه و حزن فاطِمَهُعلیهاالسلام را مانند اندوه و گریه خود در فقدان پدر و یا عزیز دیگر به حساب نیاوریم که با شأن و منزلت ولایی آن حضرت منافات دارد. بلگه گریه و حزن وی اوّلاً در فراق رسول الله و به حساب مقام رسالت و منزلت الهی آن حضرت بود و ثانیاً به خاطر از دست رفتن زحمات وی و ضایع شدن فرمایشات او درباره مقام وصایت و امامت بود (سعادت پرور تهرانی، ۱۳۸۳: ۱۵۵).

ج) بیست سال گریه برای پدر و ولایت

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: علی بن حسین(علیه السلام)، بیست سال بر مصیبت پدرش گریست و هر وقت غذا جلوی او می گذاشتند، گریه می کرد. روزی یکی از غلامان به ایشان گفت: فدایت شوم ای فرزند رسول خدا! می ترسم از کثرت حزن و اندوه خود را هلاک کنی. فرمود: از درد و اندوه خویش به خدا شکوه می کنم و چیزی از خدا می دانم که شما نمی دانید (یوسف/ ۸۶). هر گاه کشته شدن فرزندان فاطِمَهُعلیهاالسلام را به یاد می آورم، بی اختیار بغض گلویم را می گیرد و اشکم جاری می شود (ابن بابویه،۱۳۸۲: ۱/ ۲۷۳).

امام سجاد(علیه السلام) در جواب فردی که پرسید: ای فرزند رسول خدا(، آیا غم و اندوه شما پایانی ندارد؟ فرمود: وای بر تو! یعقوب(علیه السلام) دوازده فرزند داشت. خداوند یکی از آنان را ناپدید کرد. او آن قدر برایش گریه کرد که چشمانش سپید شد و از بسیاری حزن و نگرانی، موهایش سفید، و از کثرت غم و اندوه، کمرش خم شد؛ در حالی که فرزندش زنده و در دنیا بود. ولی من خود ناظر شهادت پدر، برادر، عمو و هفده نفر از خاندانم بودم که کشته های آنها در اطرافم پراکنده بودند، پس چگونه حزن و اندوهم پایان پذیرد (و گریه ام کم شود؟)» (ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹: ۴/ ۱۶۶).

گریه های معصومین(علیهم السلام)، علاوه بر جنبه عاطفی، به مهمترین مسئله دین، یعنی امامت و ولایت الهی اختصاص دارد. لذا هر وقت ولایت الهی به خطر می افتاد، آنان نیز با یاد کردن و هنرِ گریه مانع خاموش شدن نور الهی می شدند.

۳) گریه برای کمال خواهی و فضیلت طلبی

این نوع گریه برخاسته از اعتقاد به کمالات انسانی و کوشش برای رسیدن به آن کمالات است. برای رسیدن به این هدف عالی، ره پویان از شمع وجودِ انسان های با فضیلت و به کمال رسیده، مانند پیشوایان و بزرگان دین، معلمان و مربیان اخلاق بهره می جویند و از این رو فقدان ایشان، داغی بزرگ بر دل آنان می نهد (پیشوایی، ۱۳۹۵: ۲/ ۳۲۲). اُمِّ اَیمَن پس از رحلت رسول اکرم سخت می گریست. عمر بن خطاب از او پرسید: چرا گریه می کنی؟ مگر نه اینکه رسول خدا در پیشگاه خدا است؟ امّ ایمن پاسخ داد: گریه من برای از دست دادن رسول خدا نیست؛ بلکه برای آن است که با درگذشت او، دست ما از وحی و اخبار آسمان، کوتاه شده است (ابن حنبل، بی تا: ۲۰/ ۴۳۵).

فضلیت طلبی و کمال خواهی، به دو صورت برای انسان حاصل می شود؛ مرتبه اوّل از راه عمل به وظایف و تکالیف دینی، که خاستگاه اصلی آن، عمل به احکام است. مرتبه دوم اینکه یک راه میان بُر و زود جواب ده، باید باشد تا انسان بتواند زود به مقصد برسد و آن راه چیزی جز روضه خوانی و گریه بر سیّد مظلومان نمی تواند باشد. آری! دل بستن به خدا و ولی او مثل سرعت نور، انسان را به مقصد متعالی قرب عندالله می رساند. در زیارت عاشورا می خوانیم:

أَللّهمَّ اجعَلْنِی عِنْدَک وَجِیهاً بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنی أَتقَرَّبُ إِلَی اللَّه وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) وَ إِلَی فَاطِمَهَ (علیها السلام) وَ إِلَی الْحَسَنِ(علیه السلام) وَ إِلَیْک بِمُوَالاتِک وَ بِالْبَرَاءَهِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَساسَ ذَلِک وَ بنَی عَلَیْهِ بُنْیَانَهُ وَ جَرَی فِی ظُلَمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکمْ وَ عَلَی أَشْیَاعِکمْ بَرِئْتُ إِلَی اللَّهِ (طوسی، ۱۴۱۱: ۲/ ۷۰۴)؛ بار پروردگارا! مرا نزد خودت، به آبروی امام حسین(علیه السلام) در دنیا و آخرت آبرومند قرار بده، یا اباعبدالله(علیه السلام)! من می خواهم با دوست داشتن و محبّت به تو، مقرّب دربار خدا، پیامبر، امیرمؤمنان حضرت علی(علیه السلام)، و حضرت فاطِمَهُعلیهاالسلام، حضرت امام حسن(علیه السلام)، و حضرتت باشم، و بیزاری می جویم از کسانی که اساس ظلم و بنیان آن را بنا نهادند و بیزاری می جویم از آنان که ظلم و جور را بر علیه شما و شیعیان تان، به مرحله اجرا گذاشتند و هم چنین از دست آنان به محضر خدا از آنان بیزاری می جویم.

نتیجه آنکه مجلس روضه، محلِّ عملی ساختنِ اعتقادات است. اینکه عزادار، اظهار محبّت «تولّی» نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) و بیزاری «تبرّیِ» خود نسبت به دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) را به مرحله اجرا بگذارد. همچنین مجلس روضه؛ مقام آبرو خواهی، تقرّب خواهی، کمال خواهی و رسیدن به مرحله آبرویابی، تقرّب یابی و کمال یابی است. یافتن این فضائل با سیل اشک ها در محضر مولای مظلومان، امام حسین(علیه السلام)، مسیر را برای رسیدن به مراحل والای کمال انسانی و الهی، قُرب إلی الله و بلکه قُرب عندالله را فراهم می سازد.

۴) گریه ناشی از علاقه طبیعی انسان به خود و متعلقات خویشتن

این نوع گریه یا ناشی از درد جسم است که بیشتر در افراد کم سنّ و سال رخ می هد و یا برخاسته از غم و اندوهی است که در مواجهه با حوادث ناگوار، فضای درونی انسان را فرا می گیرد. حوادثی چون از دست دادن بستگان و آشنایان یا فراق آنان، از دست دادن شیء محبوب یا فرصت مطلوب، نرسیدن به موفقیتی مهم و یا ناکامی در مسابقات ورزشی و… در این حالت، سببِ تخلیه روانی-هیجانی می شود و در نتیجه، فرد آرامش نسبی پیدا می کند (پیشوایی، ۱۳۹۵: ۲/ ۳۱۸).

این نوع گریه می تواند به چند قسم تقسیم شود:

الف) ناشی از ضعف و زبونی: در مواقعی این گریه از روی ضعف و سستی اراده، یا ناشی از ناکامی در دستیابی به هدفی نه چندان مهم است که نشانه خواری و زبونی دانسته می شود (همان، ۳۱)

ب) گریه ناشی از شوق: در اینجا، باید از نوع دیگری از گریه یاد کرد که حالتی ویژه دارد. می توان آن را به گریه ناشی از علاقه انسان به خود و متعلّقاتش ملحق کرد؛ اما برخلاف موارد دیگر که بر اثر غم و اندوه بروز می دهد، این نوع خاص، در حالت شادمانی شدید پیش می آید و معمولا «گریه شوق» نامیده می شود. این گریه در مواردی است که انسان، پس از پشت سر گذاشتن دوره ای از فراق و ناامید شدن در رسیدن به آن مطلوب یا محبوب، به آن خواسته نایافته می رسد. انسان در این هنگام، از شدت شوق و هیجان، بی اختیار می گرید. گریه شوق از جلوه های زیبای احساس و دلدادگی روحی انسان است (همان، ۳۲۰). در تاریخ صدر اسلام (سال هجری پس از فتح خیبر)، هنگامی که جعفربن ابی طالب(علیه السلام) پس از سال ها حضور در حبشه، به مدینه بازگشت و به حضور رسول اکرم رسید، پیامبر به استقبال او رفت و از شوق دیدارش گریست (مجلسی، ۱۴۰۳: ۲۱/ ۲۴).

قرآن کریم نیز از این گریه در سه جا یاد می کند:

آیه اول: گروهی از مسیحیان کف فطرت شان پاک مانده بود، با شنیدن آیات الهی از شوق به گریه افتادند. وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاکتُبْنا مَعَ الشَّاهِدینَ (مائده/ ۸۳)؛ و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشم های آنها را می بینی که (از شوق) اشک می ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته اند. آنها می گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق)، در زمره یاران محمد بنویس!

آیه دوم: خداوند متعال در این آیه از گروهی یاد می کند که به خاطر هدایت یافتن، به سجده افتاده و اشک شوق می ریزند. أُولئِک الَّذینَ أَنعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نوحٍ وَ منْ ذُرِّیهِ إِبْراهیمَ وَ إِسْرائیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکیًّا (مریم/ ۵۸)؛ آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم و از دودمان ابراهیم و یعقوب و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتادند، در حالی که سجده می کردند و گریان بودند.

آیه سوم: گروهی از مؤمنان که از ناحیه خدای تعالی علم دریافت کرده اند، به شکرانه این توفیق، با اشک شوق به سجده می افتادند. وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکونَ وَ یَزیدُهُمْ خُشُوعاً (سجده/ ۱۰۹)؛ آنها (بی اختیار) به زمین می افتند و گریه می کنند و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می افزاید. گریه شوق، مثل زائران و مشتاقانی که پس از سال ها به زیارت ائمّه اطهار(علیهم السلام)، خصوصاً امام حسین(علیه السلام)در کربلا موفق می شوند، یا زیارت میلیونیِ سیل عاشقان در روز اربعین، پس از روزها پیاده روی و انتظار، همین که چشمان شان به گنبد و بارگاه حضرت امام حسین(علیه السلام) می افتد لبانشان به سلام متبرّک شده، و اشک شوق از گونه هایشان سرازیر می شود.

ج) گریه فراق: در داغ از دست دادن عزیزان. این نوع از گریه در افراد بازمانده دیده می شود و ناشی از احساس فراق و جدا شدن از آن عزیز درگذشته است. چنین گریه ای، معمولا برای همه افراد، در سنین، جوامع و جایگاه های مختلف پیش می آید، چنان که درباره شخص رسول اکرم، نیز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهیم (علیه السلام) (سال هجری)، چنان گریستند که اشک بر محاسن مبارکش جاری شد و در برابر آنان که کوشیدند وی را از این کار منع کنند، چنین فرمودند: چشم می گِرید، و قلب اندوهناک می شود، اما ما سخنی نمی گوییم که {ناسپاسی باشد و} پروردگار را به خشم آورد (ذهبی، ۱۴۰۹: ۲: ۶۹۹) این گونه رفتارهای پیامبر اکرم سبب شد تا گریستن برای درگذشتگان، در جایگاه یک رسم اجتماعی تأیید شده از سوی شرع، در میان مسلمانان رواج یابد (پیشوایی، ۱۳۹۵: ۲/ ۳۲۰).

امام صادق(علیه السلام)می فرماید: حضرت یعقوب(علیه السلام) به قدری از فراق یوسف(علیه السلام) گریه نمود که چشمان خود را از دست داد و به او گفتند: به خداوند سوگند یوسف(علیه السلام) را از خاطر نخواهی برد تا آنکه افسرده یا نابود شوی. حضرت یوسف(علیه السلام) به قدری برای پدرش یعقوب(علیه السلام) گریست که اهل زندان ناراحت شدند و به او گفتند: یا شب گریه کن، ما استراحت کنیم و یا روز گریه کن، ما شب استراحت کنیم. حضرت یوسف(علیه السلام) با یکی از پیشنهادهای ایشان موافقت کرد (حرّ عاملی، ۱۴۰۹: ۳/ ۲۸۱).

ابن عبّاس نقل می کند: هنگامی که وفات نبیّ مکرّم اسلام نزدیک گردید، آن حضرت به قدری گریست که محاسن مبارکش تر شد. عرض شد: یا رسول اللَّه! چرا گریه می کنی؟ فرمود: گریه من برای ذرّیه و فرزندانم، به خاطر ستم هایی است که از جفاکاران امّتم بعد از من به ایشان می رسد. گویا دخترم فاطِمَهُعلیهاالسلام را می بینم که بعد از من، مظلوم واقع شده، هر چه صدا می زند: ای پدر! کسی از امّت من به او کمک نمی کند. وقتی حضرت فاطِمَهُعلیهاالسلام این مطلب را شنید، گریست. پیغمبر اکرم به وی فرمود: دختر عزیزم، گریه مکن! عرض کرد: پدر جان! من برای ستم هایی که بعد از شما خواهم دید، گریه نمی کنم، وَ لَکنِّی أَبکی لِفرَاقِک، یا رَسُولَ اللَّهِ ؛ فرمود: یا رسول الله! بلکه گریه من برای دوری از شماست. پیغمبر فرمود: دخترم، بشارت تو را به اینکه، اوّلین کسی هستی که در میان اهل بیتم(علیهم السلام) به من ملحق خواهی شد (طوسی، ۱۴۱۴: ۱۸۸).

خلاّق علیم، انسان را موجودی عاطفی و احساسی آفریده است و این باعث می شود در اتّفاقات دنیوی از قبیل مرگ، شهادت، دور شدن طولانی از عزیزان مثل مسافرت و خدای نکرده گم کردن عزیزی، دلِ انسان متأثّر شده و گریان می شود و در این مواقع گریه و صبر، بهترین و تنها درمان است. مثل گریه فرزندان و زنان و اطرافیان حضرت امام حسین(علیه السلام)، در مصیبتِ شهادت و فراقِ حضرتش که انصافاً دردِ بزرگی بود و یا فراقی که دلِ شیعیان را در نبود امام زمان و صاحب الأمر، حضرت مهدی(عج)، به درد آورده است و سالیان متمادی، همگان به انتظار نشسته و با این درد دنیا را ترک می کنند و باقی ماندگان به امید دیدار روزگار سپری می کنند. ندیدن و نبودن امام(علیه السلام)، دردِ عمیقی بر دل است و این زبانحالِ عاشقان است به زبان معصوم (علیهم السلام)، که فرمود:

عَزِیزٌ عَلَیَ أَنْ أَبْکیَک وَ یَخْذُلَک الْوَرَی عَزِیزٌ عَلَیَ أَنْ یَجْرِیَ علَیْک دُونهُمْ مَا جَرَی هَلْ مِنْ مُعِینٍ فأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُکاءَ هلْ منْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلَا هلْ قذِیَتْ عَیْنٌ فَتَسْعَدُهَا [فَسَاعَدَتْهَا] عَیْنِی عَلَی الْقَذَی هَلْ إِلَیْک یَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فتُلْقَی هلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنَا مِنْک بِغَدِهِ فنَحْظَی (ابن طاووس، ۱۴۰۹: ۱ /۲۹۸)

گران است بر من که بر تو بگریم ولی مردم تو را واگذارند، گران است بر من که بر تو بگذرد آنچه می گذرد نه بر دیگران، آیا کمک کاری هست که با او فریاد و گریه را طولانی کنم؟ آیا بی تابی (چون من) هست، که چون به خلوت رود در زاری و جزع کمکش کنم؟ آیا چشمی هست که خار فراق در آن خلیده و گریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاریش دهد؟ آیا ای!پسر احمد به سویت راهی هست تا دیدارت کنم آیا روز جدایی ما به وعده تو پیوست می شود.

امام از اصول دین و جزء لایَنفکِّ آن است. امام مثل پدری مهربان و دلسوز است. امام واسطه فیض، بین ما و خدایمان هست، امام باطنِ دین و ایمان و اعتقادات مان هست و تمام بدبختی ها، مشکلات، کمبودها، فشارها و زجرها از نبودن امام است.

۵) گریه برخاسته از نوع دوستی و مهر ورزی (اشکِ بر مظلوم)

انسان، به طور طبیعی موجودی نوع دوست و مهرورز است که با مشاهده -یا آگاه شدن-از بروز حوداث ناگوار برای دیگران، متأثر می شود و حتی برای آنان می گِرید. در مواردی همچون: سیل، زلزله، قحطی و بلایای طبیعی دیگر که معمولا به شماری از انسان ها آسیب می رسد و آنان با وضعیتی وخیم مواجه می شوند، حتی کسانی که خارج از صحنه حوادث اند با آگاه شدن از آن، بسیار متأثر و گاهی گریان می شوند؛ البته این حالت، سبب می شود تا ایشان در یاری رساندن به آسیب دیدگان اقدام کنند. حتی گاهی به روشنی دیده می شود که میان میزان متأثر شدنِ افراد از یک سو و میزان یاری رسانی آنان به آسیب دیدگان از سوی دیگر، پیوستگی برقرار است.

قسم دیگری از گریه نوع دوستانه، گریه بر «مظلوم» است. انسان ها، از روی رأفت و دلسوزی، با مشاهده یا آگاه شدن از ستمدیدگی هم نوعان خود متأثر می شوند و حتی برای آنان می گریند. یک جنبه آشکار از گریه برای حضرت امام حسین(علیه السلام) همین قسم از گریه است (پیشوایی، ۱۳۹۵: ۲/ ۳۲۳). مظلومیت امام حسین(علیه السلام) و دیگر شهیدان کربلا، عاملی بسیار مهم در برانگیختن احساسات و هیجانات همه انسان های پاک دل بوده و بسیاری از افراد غیر شیعه و حتّی غیر مسلمان را در زمره سوگواران حسینی درآورده است. مظلومیت شهدای کربلا که در قالب مصیبت هایشان یادآوری می شود، برای دل و جان عزاداران، «سوز» و برای چشمِ آنان، «اشک» را به ارمغان می آورد؛ هر چند محبّت امام حسین(علیه السلام) و یارانش، چنان در عمق وجود برخی از عزاداران، نفوذ کرده است که گاهی فقط با شنیدن نام آنان، اشک از چشمانشان جاری می شود (همان، ۳۲۴). این نوع گریه، یعنی گریه بر مظلومیت امام حسین(علیه السلام) و یارانش، دلِ عزادار را به رأفت و رحمت سوق داده و خضوع و خشوع در مقابل «ولیّ» خدا را ایجاد می کند. در واقع آماده سازی دل برای مرحله مهم تر یعنی کمال خواهی، فضیلت طلبی، آبرو یافتن و درکِ محضر حق تعالی، به وسیله گریه بر «ولیّ» اوست که فرمود: وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ؛ وسیله ای برای تقرب به او بجوئید (مائده/ ۳۵). «وسیله» در اصل به معنی تقرب جستن است و یا چیزی که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می شود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۴/ ۳۶۴).

پیامبر گرامی فرمودند: هُمُ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی وَ هُمُ الْوَسِیلِهَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (ابن بابویه، ۱۳۷۸: ۲/ ۵۸)؛ ائمّه ریسمان محکم الهی، و وسیله ای برای رسیدن به خدا هستند. بنابراین روضه، مجلس روضه، عزاداری و گریه بر مظلومیت امام حسین(علیه السلام) و دیگر ائمّه(علیهم السلام)، وسیله ای برای رسیدن به خدا و مایه جلب رضایت حق تعالی، جهت نیل به اهداف متعالی انسانی و الهی است.

اشک بر مظلوم در قرآن و سیره نبیّ مکرّم اسلام(ص)

اشکِ بر مظلوم و مظلومیتش، نشانه سلامت فطری است. چون خداوند متعال انسان را بر اساس توحید و مبانی توحیدی خلق کرده است و هیچ انسان آزاده ای از ظلم خوشش نمی آید و با دیدن ظلم وارد شده بر مظلوم، دلش به درد آمده و اشکِ چشمش جاری می شود. خداوند متعال ظلم را نمی پذیرد و به همین خاطر به مظلوم اجازه دادخواهی و رثاء جهت رساندن پیام ظلمش به دیگران را داده است.

نیک معلوم است ظلمی که در کربلا بر امام حسین (علیه السلام)، یاران و خانواده اش وارد شد، عظیم و درد آور است تا جایی که همه مخلوقات به عزا نشستند. بر اساس آیات الهی، گریه کردن و عزا گرفتن در مصیبت امام حسین (علیه السلام) جایز بوده و چون باعث حفظ دین می شود، از مستحبّات تأکید شده است. چند آیه از آیات الهی را به عنوان نمونه ذکر می کنیم:

آیه اول: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِک ما عَلَیْهِمْ منْ سبیلٍ (شوری/ ۴۱)؛ و کسی که بعد از مظلوم شدن یاری طلبد، ایرادی بر او نیست.

آیه دوم: وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظلَمُوا أَی منْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ (شعراء/ ۲۲)؛ به هنگامی که مورد ستم واقع می شوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمی خیزند؛ آنها که ستم کردند به زودی می دانند که بازگشتشان به کجاست!

آیه سوم: لا یُحِبُ اللَّه الْجهْرَ بالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً (نساء/ ۱۴۸)؛ خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدی ها (ی دیگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. این آیه به مظلوم، اجازه دادخواهی و فریاد می دهد (قرائتی، ۱۳۸۳: ۲/ ۱).

ظلم دارای اقسام و مراتب است که ظلم به ولایت و امامت از بدترین نوع آن است. در برهه ای از تاریخ اسلام، عدّه ای به نام اسلام همچون یزید و یارانش، به جنگ شخصیت بی نظیر تاریخ؛ حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) برخاستند و شدیدترین ظلم ها را به مقام ولایت، امامت، اصحاب و خاندان وی روا داشتند. ائمّه معصومین(علیهم السلام) به پیروان خویش دستور داده اند برای عدم فراموشی این جنایت بزرگ و زنده ماندن راه و هدف حسین (علیه السلام) با بر پایی عزاداری، یاد و خاطره آن بزرگوار زنده نگه داشته شود. طبق آیه شریفه می توان با عزاداری و زبان شعر، مدیحه سرایی، بیان مصائب و برگزاری مجالس خطابه به افشاگری ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *