تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی نظری و عملی توسعه از نگاه قرآن :

مقدمه ای بر مبانی نظری و عملی توسعه در مفهوم اسلامی بر اساس قرآن و روایات

توسعه اسلامی با توجه به این که از گذرگاه مبانی معرفتی اسلام عبور می کند می باید حساسیتهای موجود در این حوزه را درک و متناسب با آن به برنامه ریزی خود بپردازد. لذا با رجوع در قرآن کریم به دو واژه بسیار مهم در این مسأله مواجه می شویم: اول ایمان است و دوم عمل صالح؛ به تکرار در قرآن از ایمان و عمل صالح یاد شده و شرایط آن را به همراه نتایج آن بازگو کرده است. بنابراین در این مبحث ما از ایمان به عنوان مبانی نظری و از عمل صالح به عنوان مبنای عملی یاد می کنیم. همواره ایمان قبل از عمل آورده شده و در بسیاری موارد، ایمان و عمل صالح در کنار هم آمده است. طرح کلی این مبانی در شکل (۲) آمده است. در این مبحث به موارد زیر دقت و توجه خواهد شد نخست بحث ایمان به خدا از نگاه آیات قرآنی بررسی می شود. دوم عمل صالح از نگاه آیات قرآنی مورد ملاحظه قرار می گیرد.

در بحث نخست به موارد ذیل خواهیم پرداخت؛ اول شعبات ایمان؛ دوم مقومات ایمان؛ سوم رابطه ایمان و عمل صالح در بحث دومین به چند مورد خواهیم پرداخت؛ اول این که عمل صالح به عنوان یک فعل که واقعیت خارجی دارد به چه اجزایی تقسیم می شود. دوم بررسی نظام حق و این که به جاء الحق در چه اجزایی می تواند شکل یابد و همین طور جاء الباطل که در چه مواردی صدق دارد سوم بررسی موردی از مسائلی مانند، قدرت، اطاعت، محبت، تولید و غیره… لذا دو بخش ایمان و عمل صالح در نهایت با یک جمع بندی و خلاصه به پایان می رسد و مواد اولیه لازم برای طراحی و تبیین نظری اسلام نسبت به توسعه فراهم می گردد. این اجزا با تأکید بر آیات قرآن و توجه به الفاظ ظاهری آن ترسیم شده است و بسیاری از آیات که مفهوم مرتبط با بحث داشته ولی لفظ مشخصی را نداشته اند به کار گرفته نشده است.

در نهایت ایمان و عمل صالح بعد از این که تحقق پیدا کردند باعث رسیدن به محصولاتی نظیر: »حیوه طیبه«، »فلاح«، »فوز«، »تقرب«، »هدایت« می شوند که در واقع هدف از خلقت انسان و تمامی تلاشهای انسان رسیدن به همین مسائل می باشد. لذا تأکید در این بحث نمایش سیر حرکتی و نظام فکری است که توسعه از آن زاده گردیده و مورد دفاع قرار می گیرد بر این اساس می توان گفت: تمامی اجزا دین اسلام وسعت بخشیدن به تواناییهای انسان است در نماز یک توسعه است و کلمه » اهدنا الصراط المستقیم« مؤید این مسأله است. در همین بستر و فضاست که نمایه های اصلی زندگی صحیح و الهی ایجاد و تصویر می گردد. امید است که در این مبحث این رسالت به تمامی به انجام رسد لازم است جهت تبرک به تعدادی از آیات که مسیر ایمان، عمل صالح و محصولات آن را بیان می کنند اشاره کنیم؛ »ان الذین امنوا و عملواا الصالحات لهم جنات تجری«۱ » ان الذین امنوا و عملواا الصالحات اولئک هم خیر البریه«۲ « الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون «۳ »و الذین امنوا و عملوا الصالحات لنکفرن عنهم سیئاتهم«۴ »والذین آمنوا و عملواالصالحات لندخلنهم فی الصالحین«۵ »اما الذین آمنوا و عملواالصالحات فلهم جنات الماوی«۶ »و یستجیب الذین امنوا و عملواا الصالحات«۷ »و من عمل صالحاً فهو مؤمن فلنحیینه حیوه الطیبه«۸ »ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن و دّا«۹ » فالذین امنوا و عملوا الصالحات لهم مغفره و رزق کریم«۱۰ »الذین امنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسن مآب«۱۱ »ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم«۱۲ که بسیاری از موارد دیگر در مباحث بعدی ذکر خواهد شد.

نکته ای که قبل از شروع این بحث لازم به توضیح است پاسخ به این سؤال است که از کجا این ایمان و عمل صالح مبانی نظری و عملی توسعه اسلامی گردیده است و مستند این مسأله چیست. توسعه بعد از پالایش و حذف زوائد، جوهر و ماهیت خاصی را تولید می کند. این ماه به مثابه عالی ترین خواسته و هدف یک جامعه، آرمان و آرزوی آن گردیده و چیزی که یافتن آن همان تحصیل سعادت است، ارزیابی می شود. این ماده پر ارزش که در حد سعادت، اقتدار، عزت، رفاه، آرامش و امنیت است، بسیار بسیار ضروری و مورد نیاز است و جوانب مختلف زندگی ما را که بسته به ایدئولوژی ما تغییر می کنند در بر می گیرد. این مجموعه خصایص که در تفکر اسلامی معادل یک یا همه این موارد است معادل رسیدن به فلاح، هدایت، رستگاری، بهشت، مغفرت و آمرزش گناه، عاقبت به خیری، و حسن مآب، پاداش بی منت و بی حساب و فزاینده و مضاعف، رحمت، درجات بلند، جانشینی در زمین و این که از ظلمت به نور می رسند و گناهان آنان به ثواب تبدیل شود و به حیات طیبه برسند و خداوند رزق وسیع برای آنان در نظر گرفته و آنان را محبوب قرار می دهد این مفاهیم در آیات قرآن با این تعابیر آمده است: » فلا خوف علیهم«۱۳ »ثم اهتدی«۱۴ »لهم درجات العلی«۱۵ »یدخلون الجنه«۱۶ »فلنحینه حیاه الطیبه«۱۷ »فیوفیهم اجورهم«۱۸ »یهدیهم ربهم بایمانهم«۱۹ »سیجعل لهم الرحمن وداًَ«۲۰ »لهم مغفره و رزق کریم»۲۱ «لیسخلفنهم فی الارض«۲۲ »لندخلنهم فی الصالحین«۲۳ »لنخرج… من الظلمات الی النور«۲۴ »اولئک هم خیر البریه«۲۵ »یستجیب… و یزید هم من فضله«۲۶ »لهم جزاء الضعف«۲۷ »فلا کفران لسعیه«۲۸ »فلا یخاف ظلماً و لا هضماً«۲۹ »لا یکلف نفساً الا وسعها«۳۰ »هم فیها خالدون«۳۱ و »طوبی لهم و حسن مآب«۳۲

این وضعیتهای یاد شده در واقع به مثابه آن ماده و جوهر مطلوب توسعه است و می توان استدلال کرد آنچه در تفکر اسلامی غایت و نهایت مطلوب است همان چیزهایی است که در آیات ذکر شده است. بنابراین مفهوم توسعه در نظام اسلامی موارد یاد شده است که مقدمه همه این حالتها ایمان و عمل صالح است که در تمام آیات ذکر شده است. پس به طور خلاصه می توان گفت این که ایمان و عمل صالح به عنوان مبانی توسعه نظام اسلامی قرار گرفته است به خاطر تناسب قابل توجه محصول این مسأله با محتوا و جوهر توسعه است و جایگاه مفهوم توسعه در نظام اسلامی همان جایگاه محصولات ایمان و عمل صالح است، لذا بر این اساس ایمان و عمل صالح را به عنوان بنیادهای اساسی توسعه در نظام اسلامی مورد توجه و ارزیابی قرار خواهیم داد.

ایمان

بحث ایمان در آیات قرآن کریم به کرات آمده است و مورد امر نیز قرار گرفته است ؛ یعنی بسیاری از آیات امر می کند که ایمان بیاورید که مانند آیه»آمنوا و رسله و ان تومنوا و تتقوا فلکم اجر … ۳۳« و »فامنوا بالله و رسوله النبی الامی … ۳۴« و همینطور در آیه »آمنوا بالله و رسوله و انفقوا مما جعلکم مستخلفین۳۵ « و »ربنا اننا سمعنا منادیاً للایمان ان امنوا بربکم فامنا … ۳۶« به این امر اشاره شده است. این امر الهی واجب می شود و در ادامه آن آیاتی آمده است که به کسانی که ایمان آورده اند تذکر و یادآوری می کند که چه اعمالی را باید انجام دهند و چه اعمالی باید ترک شود. بسیاری از آیاتی که با »یا ایها الذین آمنوا« آغاز می گردد بیان بایدها و نباید های دین را تعقیب می نماید »یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول«۳۷ »لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی«۳۸ » قوا انفسکم و اهلیکم ناراً«۳۹ » اتقواالله و کونوا مع الصادقین«۴۰ » لا تتبعوا خطوات الشیطان«۴۱ که این آیات در مقام عمل صالح قرار می گیرد که در بخش آن به طور مفصل بررسی خواهد گردید و بسیاری از آیات نیز شرایط کسانی که ایمان آورده اند را بیان می کند و در واقع صفات و خصال افراد مؤمن را تشریح می نماید مانند آیه »والذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه«۴۲ و »الذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک«۴۳ و آیه »یسبحون بحمد ربهم و یومنون به و یستغفرون للذین آمنوا«۴۴ که این آیات در قرآن بسیار وجود داشته و در آن ایمان به آخرت، ایمان به رسالت پیامبران، ایمان به روز جزا و رستاخیز، ایمان به وجود ملائکه و بسیاری موارد دیگر مطرح گردیده است.

۲-۱- ایمان به خدا

مقدمه: مهمترین رکن برای توسعه از نگاه دین و در واقع بنیاد اصلی و اساسی افزایش توانایی جامعه اسلامی برای رسیدن به حیات طیبه بحث ایمان به خداست. در این بخش تلاش می کنیم تا با توجه به آیات کریمه الهی به چند مسأله توجه کنیم؛ اول اینکه در آیاتی که به این مسأله پرداخته اند کنار ایمان به خدا، چه مسائل دیگری نیز عنوان شده است ؟ به تقدم و تأخر آن نیز تا آنجا که وارد به حوزه ها و بخشهای دیگر بحث شود نیز می پردازیم. دوم محصول، نتیجه و فرآیند ایمان به خدا را نیز بررسی می کنیم بعد از اتمام آیات در شعبات ایمان و ثمرات آن به این نکته خواهیم پرداخت. به طور مثال در سوره مبارکه آل عمران خداوند متعال برای ایمان به خدا چند پیوست نیز قائل

هستند؛ اول ایمان به روز جزا و آخرت که در حوزه ایمان است و سپس وارد حوزه عمل می شود که امر به معروف و نهی از منکر و سبقت در عمل خیر قابل توجه است محصول و فرآیند عمل با تعبیر صالحین می باشد. در سوره مبارکه تغابن آیه ۱۱ ضمن بیان اینکه اگر مصیبت به کسی وارد شود حتماً با اذن خداست و در این حالت ایمان به خدا باعث هدایت قلب می شود. این آیه هر چند به طور مشخص به ایمان و عمل خاصی اشاره ندارد ولی به تحقق ایمان در شرایط وجود مصیبت توجه کرده و آن را باعث هدایت قلب می داند و در کنار آن با توجه به هدایت قلب که امری نادیدنی است تصریح می کند که خداوند به هر چیز داناست یعنی چه ظاهر و چه پنهان. در سوره مبارکه طلاق آیه ۱۱ نیز برای ایجاد ایمان به طور مقدمه وجود رسول و پیامبری که آیات الهی را بیان کند مطرح ساخته و می فرماید که این حالت باعث خروج از ظلمت به سوی نور خواهد شد و در عرصه عمل به عمل صالح به عنوان حرکت بعد از ایمان تصریح کرده و محصول و فرآیند ایمان را بهشت با صفت جاودانگی آن و رزق می داند. ” قد احسن الله له رزقا” در آیه ۶۹ سوره مبارکه مائده باز اشاره دارد ایمان به خدا در کنار ایمان به روز جزاست و عمل صالح نیز تکرار شده ولی محصول ایمان دور شدن از هراس، حزن و اندوه تبیین گردیده است. در سوره مبارکه توبه آیه ۱۸ و ۱۹ایمان به خدا را با آب دادن به حجاج و عمارت مسجد الحرام مطرح کرده و آن را غیر قابل مقایسه شمرده و در آیه بعد در حوزه فعل و عمل صالح به مهاجرت در راه خدا و جهاد با مال و جان اشاره دارد محصول و فرآیند ایمان در این آیه درجات عظیم و مقام فائزون است. در سوره مبارکه صف آیه ۱۰ و ۱۱ نیز اشاره میکند که حصول ایمان، نجات از عذاب الیم است که شرط آن جهاد در راه خدا با مال و جان می باشد. در سوره مبارکه بقره آیه ۲۸۵ اشاره مفصلی به بحث ایمان داشته و آن را در ایمان به خدا، ملائکه، کتابهای آسمانی و ایمان به پیامبرانش بیان می کند. محصول و فرآیند ایمان در این آیه غفران است. در سوره مبارکه انفال آیه ۴۱ شرط ایمان را خمس می داند که به پیامبر، ذی القربی، ایتام، مساکین و در راه مانده ها تعلق دارد. در سوره مبارکه بقره آیه ۲۳۲ ایمان به خدا و روز آخرت به ایجاد پاکی می انجامد و مقدمات این ایمان به خدا اجرای احکام الهی است و در آیه ۲۸۸ نیز باز اشاره دارد به همین احکام الهی. در سوره مبارکه نور آیه ۲ شرط ایمان به خدا شدت در اجرای احکام الهی و نداشتن رأفت است. در آیه ۲۵۶ درباره ایمان به خدا تأکید می کند امر ایمان مربوط به حوزه اختیار است، لذا اجبار نداشته و خداوند به درون دلهای مردم بیناست و محصول مهم و اساسی این ایمان به خدا دست زدن به عروه الوثقی است که هرگز این رشته پاره نمی شود در سوره مبارکه نساء آیه ۵۹ ایمان به خدا و روز جزا شرط قرار می گیرد برای اینکه اطاعت خدا و رسول و اولی الامر انجام شود و سپس در صورت وجود هر نزاع و اختلاف به آنان ارجاع شود و محصول این حرکت نیز خیر و سرانجام نیکو باشد. در سوره مبارکه توبه آیه ۶۱ اشاره دارد به ایمان به خدا و ایمان به مؤمنین. در سوره مبارکه توبه آیه ۹۹ برای ایمان به خدا و روز جزا بحث انفاق را بیان می کند که برای نزدیکی به خدا و رسول است، محصول این ایمان به خدا و عمل انفاق رحمت و غفران خداوند است. در سوره تغابن آیه ۹ محصول مهم دیگر ایمان به خدا را تکفیر گناه و فوز عظیم می داند. در سوره جن آیه ۱۳ محصول ایمان عدم ترس از نقصان و ستم است در سوره مبارکه هود آیه ۵۸ و ۶۶ و ۹۴ ایمان به امر خداست که برای هود، صالح و شعیب آمده است.

در مجموع می توان گفت: همراه با ایمان به خدا موارد ذیل آمده است: اول ایمان به روز جزا، دوم ایمان به رسول خدا، سوم ایمان به ملائک و فرشتگان، چهارم ایمان به کتابهای آسمانی، پنجم ایمان به آنچه که از طرف خدا آمده است، ششم ایمان به غیب، هفتم ایمان به دانا بودن خدا، هشتم ایمان به شنوا و بینا بودن خدا، نهم ایمان به مؤمنین، دهم ایمان به امر خداوند، یازدهم ایمان به احکام الهی، دوازدهم ایمان به بهشت و جهنم. در کنار این ایمانها مواردی از عمل نیز مشهود است که در بخش بعد توضیح خواهیم داد و بحث درباره محصول ایمان نیز به طور اجمال به آن پرداخته و سپس در مباحث بعدی به تفضیل بررسی خواهد شد. فرآیند ایمان طبق آنچه که در آیات قبلی آمده است عبارت است از: اول: هدایت قلب، دوم: صالح شدن، سوم: رسیدن به فوز عظیم، چهارم: بخشش و غفران، پنجم: پاک شدن گناهان، ششم: استواری و قول ثابت در دنیا و آخرت، هفتم: عدم تسلط شیطان، هشتم: محبوب شدن، نهم: ایجاد برکت و بازشدن دربهای آسمان، دهم: اطمینان و امنیت، یازدهم: پیروزی و غلبه بر کفار و دشمنان، دوازدهم: رزق و روزی، سیزدهم: عدم ترس از نقصان و ستم، چهاردهم: عروه الوثقی، پانزدهم: پاکی و صفای قلب، شانزدهم: خروج از ظلمت و ورود به نور، هفدهم: عاقبت به خیر شدن، هجدهم: درجات عظیم.

همانطور که از این محصولات پیداست، آنچه که در سایه ایمان به خدا پدید می آید از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. مواردی مانند رزق و روزی، اطمینان و امنیت و آرامش، ایجاد برکت و باز شدن درهای آسمان و بسیاری موارد دیگر، همگی می توانند با چیزی تحت عنوان توسعه برابری کرده و از آن به مراتب افضل باشند. پس می توان گفت در تفکر اسلامی آنچه که به اسم توسعه در غرب وجود دارد به ایمان به خدا و عمل صالح که همان حیات طیبه است ترجمه شده و ابعاد گسترده تری از آنچه که توسعه پدید می آورد به ما عرضه می دارد.

۲ – ۲ – عناصر تشکیل دهنده ایمان

ایمان به خداوند را باید از چند مسیر دنبال کرد ولی ابتدا با آیه ای از قرآن به نگاهی اجمالی درباره این مسأله می پردازیم؛ قرآن کریم می فرماید: »ما کان لنفس ان تؤمن الا بإذن الله و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون«۴۵ هیچ کس ایمان نمی تواند بیاورد الا به اذن خدا، لذا عامل اول ایمان، اذن خداست. در قسمت دوم آیه مسأله مشکل و پیچیده باز شده و می فرماید، پلیدی برای کسانی است که از عقل خود استفاده نمی کنند۴۶ . به عبارت دیگر اگر از عقل استفاده کنیم پاکی برای ما بوجود می آید، آنگاه به اذن خدا می توانیم ایمان بیاوریم. بنابراین عامل دوم رسیدن به ایمان عقل است که تولید طهارت می کند و این طهارت زمینه ساز توجهات خداوند و اولیاء الهی می شود.

در شکل (۲-۲) می توان این مسأله را به روشنی دریافت و اینکه ایمان در نهایت از چه منابعی تغذیه می شود. به طور اجمال ایمان از عقل و اذن خدا تغذیه می شود؛ عقل بر اساس علم و عزم بنیان نهاده شده که علم به علم دنیا و علم آخرت تقسیم و علم دنیا علمی است که یا خیر باشد و یا نفع و علم آخرت یا توحید است یا نبوت یا معاد، با توجه به اینکه در تفاسیر خیر با ولایت و امامت مطابقت می کند و حوزه امر شامل عدل هم می شود. »هل یستوی هو و من یأمر بالعدل و هو علی صراط المستقیم«۴۷ و »امرت لاعدل بینکم«۴۸ لذا مجموعه ای از اصول و فروع دین در علم قرار دارد و لذا بعد از علم باید به عزم توجه داشت که در واقع عزم همان فضای حاکم بر عمل است و ترک آن که از حوزه قبول حق و رد باطل تغذیه می شود. اگر علم باشد و عزم نباشد عقل حاصل نمی شود و اگر عزم بر انجام فعلی به وجود بیاید ولی نداند که سیر این انجام از چه راهی است عقل حاکمیت ندارد. در حاکمیت عقل و اذن ایمان متحقق می شود.

۲-۳-۱- عقل

درباره جایگاه مهم عقل در حوزه معرفت اسلامی جای تردید نیست و تعقل دعوت انبیاء در رأس پیام و دستورات الهی است. در اینجا ابتدا به چند مورد از آیاتی که درباره عقل بیان دارد توجه می کنیم؛ «ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون«۴۹ . بدترین جنبنده ها نزد خداوند کسانی هستند که دارای دو خصلت هستند. اول اینکه نمی شنوند و دوم اینکه نمی گویند و سپس توضیح آیه این است که اینها عقل ندارند. تعمق در این آیه بر روی کلمه شنیدن و گفتن است، زیرا »صم« مخالف سمع و »بکم« مخالف قول است. ابتدا درباره این که شنیدن چه ارتباطی می تواند با بحث عقل بوجود بیاورد بحث می کنیم. برای این مسأله چند مقدمه لازم است، نخست اینکه شنیدن و دیدن از ابزار شناخت و معرفت محسوب می شود و در واقع ابزار حسی شناخت است. دوم اینکه قرآن اشاره می کند شنیدن باعث ایجاد ایمان می شود. »ربنا اننا سمعنا منادیاً ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فآمنا«۵۰ . سوم اینکه، این شنیدن به تنهایی برای ایمان کافی نیست. »و منهم من یستمعون الیک افانت تسمع الصم و لو کانوا یعقلون«۵۱ . چهارم اینکه همان حالتی که برای لا یعقلون وجود دارد برای لا یؤمنون نیز آمده است. »ان شر الدواب عند الله الذین کفروا فهم لا یؤمنون«۵۲ . پنجم اینکه شنیدن و دیدن فقط مادی نیست. آیه »لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها«۵۳ نشان می دهد که چشم هست ولی نمی بیند. گوش هست، ولی نمی شنود، معلوم می شود حقایق مادی نیست. ششم عقل و علم در آیات با هم می آیند و رابطه آنها یا عموم و خصوص است یا تباین که به نظر عموم خصوص می آید؛ »یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون«۵۴ کلام خدا را یهودیان شنیدند ولی آن را نپذیرفتند در حالی که از عقل خود استفاده هم کردند و علم هم داشتند. لذا می توان به نقش ناقص علم و عقل در تحصیل ایمان اشاره کرد. از مجموع این آیات و مقدمه که ذکر شد می توان فهمید که برای عقل یک جزء ثابت و مهم وجود دارد و آن علم است و جزء دیگر عقل نیز طبق آیه ۱۰۰ سوره مبارکه یونس، مسأله اذن خداوند متعال می باشد که توضیحات آن خواهد آمد.

بطور کلی سامان دهی به مسأله عقل بسیار مهم و اساسی است، زیرا همین بحث عقل در تفکر غربی با یک برداشت خاص به مهمترین عامل توسعه تبدیل می شود. لذا باید توجه داشت که تا چه میزان عقد در دو حوزه قابل اشتراک است. بحث عقل می تواند ریشه بسیاری از نابسامانی ها را نابود کند و نیاز به درک حوزه فعالیت آن بسیار مهم است. به نظر می رسد عقلانیت در غرب در برابر اعتقاد به وحی قرار گرفته است و به گونه ای به اعمال اجتماعی مبتنی بر وحی بدبین می باشد. برای مشخص شدن این مسأله به تفاوت و تشابه بین بحث عقل در تفکر اسلامی و تفکر غربی بطور اجمال خواهیم پرداخت و سپس به این نکته می پردازیم که آنچه در تفکر اسلامی درباره عقل وجود ندارد تا چه حد می تواند در روند توسعه تأثیر گذار باشد و بر عکس اعتقادات غیر مشترک تمدن غرب درباره مسأله عقل تا چه میزان برای آن تمدن مشکل ساز است.

اشتراک بحث عقل در این دو تفکر عبارت است از، ابتدا توجه به تفکر و فرآیند آن، قرآن کریم این مسأله را بارها متذکر شده و به عنوان شاخص مهمی از اهل ایمان ذکر نموده است. دومین اشتراک در بحث مشاهده است که در تمدن غرب مشاهده دقیق به طور قابل ملاحظه جهت پیشبرد ارابه توسعه مورد توجه است. در قرآن نیز بحث دیدن و نگاه کردن جایگاه بسیار مهمی دارد تا حدی که بصیر جزء صفات خداوند است و آیا نمی بینید در بسیاری از آیات بعنوان خطاب خداوند وجود دارد. سومین اشتراک در محاسبه گری است که از پایه های پیشرفت محسوب می شود و در آیات و روایات برای آن می توان نمونه هایی پیدا کرد. چهارمین اشتراک مربوط به استقراء و قیاس است که موجب نوآوری و ابداع می شود. این مسأله در تفکر اسلامی بسیار قابل ملاحظه است. آیات بی شماری که با »مثل« همراه است حرکت استقرایی و قیاسی را مورد توجه قرار می دهد. پنجمین اشتراک مربوط به بحث ترکیب و تجزیه است که می تواند تأثیر فراوانی بر بحث توسعه داشته باشد. این مسأله در تفکر اسلامی مورد پذیرش می باشد. ششمین نکته مربوط به بحث نظام مندی و سیستم سازی است،

که در تمدن غرب شکل قوی و مستحکم آن بوجود آمده است. در معرفت اسلامی بدون شک این نظام مندی مورد تأکید می باشد. هفتمین اشتراک در این مسأله مربوط به علم است. در فرهنگ غرب علم جایگاه بسیار بلندی دارد که نمی توان آن را به بلندی جایگاه علم در تفکر اسلامی دانست. هشتمین مسأله مربوط به بحث نخبگان است که ارزش و جایگاه مناسبی برای آن وجود دارد.

این موارد اهم مسائل مورد توافق بین تمدن اسلامی و غربی در حوزه عقل می باشد، اختلافات آن به این شرح است. ابتدا تفکر اسلامی ابزار عقل را ناکافی می داند. در تفکر غرب عقل در نقطه اوج قرار دارد. دوم اینکه در تفکر اسلامی عقل ابزار مهم برای رسیدن به حیات آسمانی است که از دنیا آغاز و به آخرت امتداد می یابد. در حالی که در تفکر غربی ابزار عقل صرفاً مادی است. سوم اینکه در تفکر اسلامی عقل کاشف از رابطه های معنوی و مادی حاکم بر عالم خلقت است که بر خلاف تمدنغرب می باشد. چهارم اینکه عقل در تفکر غربی مخالف و در تضاد با وحی است، در حالی که این مسأله در تفکر اسلامی وجود ندارد. پنجم اینکه محصولات غربی عقل که ناشی از چینش خاص مؤلفه های آن است با فرآیند عقل در تفکر اسلامی متفاوت است. عقل در تفکر اسلامی ایمان می آورد در حالی که در تمدن غربی تکنولوژی حاصل می کند.

به نظر می رسد جلوه های کاملی از عقل که باعث ایجاد تحرک، پویایی و شتاب در جامعه شده و در نهایت توسعه را ایجاد می کند در گنجینه معرفت اسلامی موجود است و نماهای خاصی از عقل که مورد توجه غرب می باشد، عامل مهمی در ایجاد و استمرار حرکت توسعه نمی باشد. اگر عقل را دانستنی بدانیم که به توانستن نائل شده و علم عمل را جهت نیل به هدف خود توأمان لازم و ضروری می داند. بی تردید گنجینه ای غنی تر از فرهنگ اسلامی پیدا نخواهیم کرد. نکته مهم دیگر این است که فقدان اصول مطرود اسلامی عقل در تفکر غرب چه مسأله ای را بوجود می آورد. بال های عقل در تفکر اسلامی قدرت مکاشفه اراضی معنوی را دارد و لذا پیامبر و امامان عقل کل نامیده می شوند. این توانایی از حوزه عقل غربی دریغ شده است، لذا فقدان معنویت در این تمدن قابل رؤیت است. عقل دستان آسمانی انسان است که از عالم بالا وحی را دریافت و یا درک می کند. این دستان بریده از دامن عرش فرش نشینی را نیز در ذائقه مردمان مغرب زمین تلخ کرده است. در نهایت می توان گفت ظرفیت های بحث عقل در تفکر تمدن غرب محدود، ولی یافت شده است، در حالی که در تمدن اسلامی فراتر از آن بوده ولی به همان حد غرب نیز یافت نشده است. از سوی دیگر موادری مانند سکولاریسم، سودآوری نا محدود، صنعتی شدن نامحدود، دنیا پرستی و فرد گرایی مطلق که بر اساس رهیافتی عقلی در غرب تأسیس شده نمی تواند تأثیر تعیین کننده ای بر روند توسعه داشته باشد.

۲-۲-۲- علم

این علم از طریق شنیدن، دیدن و مسأله مهم قلب و فواد انتقال می یابد. شنیدن به عنوان ابزار این علم آنقدر مهم است که »یعقلون« و »یسمعون« در یک عرض مطرح می شود. »فتکون لهم قلوب یعقلون بها او اذان یسمعون بها«۵۵ و بر عکس آن هم وجود دارد »ام تحسب انهم ان اکثرهم لا یسمعون او لا یعقلون«۵۶ و کسانی که از خداوند می خواهند تا به دنیا بازگشته و عمل صالح انجام دهند اول بینایی و شنوایی و سپس بازگشت، از خداوند طلب می کنند. »ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا انا موقنون«۵۷ .

نکته مهم و قابل توجه مربوط به کارکرد قلب است. نخست اینکه ایمان به قلب وارد می شود: »و لما یدخل الایمان فی قلوبکم«۵۸ . دوم اینکه سکینه نیز به قلب نازل می شود :»انزل السکینه علی قلوب المؤمنین«۵۹ . سوم اینکه جایی که خاضع و خاشع می شود قلب است؛ »اذا ذکر الله و جلت قلوبهم«۶۰ و »ان تخشع قلوبهم لذکرالله«۶۱ چهارم اینکه امتحان و آزمایش مؤمنین نیز از قلب آنان آغاز می شود؛ »اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی«۶۲ . پنجم اینکه با ایمان آوردن قلب هدایت می شود. به عبارت دیگر هم ایمان با قلب است و هم هدایت در قلب است؛ »من یؤمن بالله یهد قلبه«۶۳ و به همین خاطر وقتی که ایمان آوردیم و هدایت شدیم از خدا می خواهیم که قلوب ما را از شر شیطان محافظت کند.»ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا«۶۴ ششم محل اطمینان و آرامش نیز قلب است: »الا بذکر الله تطمئن القلوب«۶۵ و همینطور در آیه »قالوا نرید ان تاکل منها و نطمئن قلوبنا«۶۶ . البته این موارد همگی درباره ویژگی های مثبت قلب بود که به آن پرداخته شد ولی درون قلب می تواند موارد مخالفی نیر صورت گرفته و باعث ضلالت و گمراهی گردد. این موارد عبارت است از : اینکه قلب دچار قساوت و سختی می شود؛ »ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره«۶۷ . جایی که مهر زده شده و باعث دوری از خدا می شود در همین قلب است؛ »ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم«۶۸ لذا قلب امکان بیماری و مرض دارد که این مرض زمینه افزایش و کثرت گناه را فراهم می کند ؛»فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً«۶۹ . در صورتی که قلب کارکرد و عملکرد خود که فهمیدن و علم داشتن است فراموش کرده و انجام ندهد، خداوند بر آن مهر زده و باعث گمراهی می شود؛ »کذلک یطبع الله علی قلوب الذین لا یعلمون«۷۰ نکته مهم دیگر این که آنچه که باعث می شود که انسان بینایی خود را از دست داده و معارف الهی را نبیند نابینایی قلب است؛ »فانها لا تعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور«۷۱ مقایسه پلیدی آیه ۱۰۰ یونس و ۱۲۵ سوره توبه بسیار آموزنده است، زیرا در آن آمده »و اما الذین فی قلوبهم مرض فزاد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *