تعداد بازدید
1 بازدید
ریال119.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدل یابی معادلات ساختاری حجاب و عفاف :

پیشگفتار

یکی از موضوعات مهم و پیچیده در حوزه علوم انسانی مسأله انسان شناختی است. زیرا هم به درون انسان و هم به برون او توجه دارد. در حوزه انسان شناختی نیز یکی از مهم ترین مفاهیم اخلاقی که همواره مورد بحث در محافل گوناگون فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی بوده، عفاف و حجاب است.

این دو واژه با آنکه اغلب در کنار هم به کار برده میشوند، اما با هم تفاوت دارند. از نظر لغوی حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن میشود. برخی گفته اند: حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن است. و به آیه شریفه «و من بیننا و بینک حجاب» استناد میکنند. و برخی نیز حجاب را به معنای «پرده» آورده و نوشته اند: امرإه محجوبه (محجبه)، زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی (۲۰۰۵۳۸,Sfardstgrdy). با توجه به معانی ذکر شده درمی – یابیم که از یک جنبه حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است، یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب میگویند، که مانع از نگاه نامحرم به آنان میشود. البته حجاب امری نیست که صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، بلکه امری رفتاری نیز هست. از دیدگاه اسلام، میتوان گفت، بدحجاب یا بیحجاب کسی نیست که حد واجب حجاب شرعی را رعایت نمیکند، بلکه ممکن است کسی این حدود را کاملا رعایت کند، ولی با این حال وضع ظاهرش، نوع رفتارش با مردان، نوع سخن گفتنش، نوع راه رفتنش، حتی نوع نگاهش به افراد و اطرافش، و در یک کلام، نوع رفتار ارتباطی او در اجتماع، به گونه ای باشد که توجه نامحرمان را به خود جلب نماید.

عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است، راغب اصفهانی در«مفردات القرآن» مینویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری میشود. البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است که در مورد برخی افراد آمده است و گاه به معنای قناعت آمده و مسایل مالی مورد نظر است. در این مقاله مفهوم اولی مورد نظر است، یعنی خود نگهداری از شهوت و مسایل جنسی، دیگر کتب لغت نیز آورده – اند: تعفف (عفت داشتن) یعنی نگاه داشتن نفس از انجام حرام و درخواست از مردم است. برخی از لغت شناسان، عفت را به معنای «ترک شهوات و پاکی خوی و جسم» آورده اند. از مجموع معانی ذکر شده برای حجاب و عفاف میتوان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز میدارد. حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضاء و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است. بنابراین، عفت فلسفه و علت وجودی حجاب است (۲۰۰۷۱۹۲ ,Mir Arfyn). به تعبیری لطیف تر، حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب (۱۹۹۸۵۵,Tayebi).

حجاب از جمله در زمینه پوشش و به تبع آن عفاف، دارای کارکرد است و کارکردهای آن، هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی میباشد. در بعد فردی کارکرد حجاب پاسخگویی به نیازهای فطری «خود استتاری» و تامین امنیت در برابر شرایط جوی است. و در بعد اجتماعی کارکرد آن هویت بخشی و امنیت اجتماعی است (۲۰۰۵۶۲,Soltani Renani).

مهمترین دلیل حجاب زن، حضور عفیفانه او در اجتماع است تا سلامت خود و جامعه را پی ریزی نموده و از حرکات بیمارگونه اجتماع به سمت روان پریشی و نابهنجاری جلوگیری نماید.

قرآن کریم نیز حریم عفاف و ایجاد پرده بین زن و مرد را نخستین حرکت سامان بخش و سلامت آفرین اجتماع میداند و میفرماید:

والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین (مومنون: ۶-۵).

یکی از ظرایف فرهنگ اسلامی که موجب استحکام و گرمی خانواده میگردد و مانع رشد و فساد و تباهی جامعه میشود و جریان زندگی بشر را در مسیر اصلی خود قرار میدهد پوشش و حجاب اسلامی است. در حالیکه در بسیاری از جوامعی که حجاب در باورهای آنها جایگاهی ندارد وضعیت به گونه دیگری است. به عنوان مثال در پژوهشی که وزارت دادگستری و مراکز پیشگیری و کنترل بیماریها به تأیید یک مرکز درمانی در دانشگاه کالیفرنیا روی ۸۰۰۰ زن و ۸۰۰۰ مرد انجام دادند.

و مطابق تحقیقات «کالج ملی مطالعه زنان قربانیان جنسی» به این نتیجه رسیدند که بین یک سوم تا یک ششم زنان ایالات متحده در طول زندگی خود مورد نوعی آزار جنسی قرار گرفته اند (۷/۱۷میلیون زن قربانی هتک حرمت یا تلاش برای هتک حرمت قرار گرفته اند) که ۸۳ درصدشان زیر ۲۵ سال بوده اند. یا هزینه سالانه خشونت و آزارهای گوناگون جنسی در کانادا سالانه بالغ بر ۴۲۲۵ میلیارد دلار است. هم چنین در اروپا از هر سه کودک یکی نامشروع است (۲۰۰۷,Taghavi).

با توجه به آیات قرآن مجید، به خوبی مشخص و معین میگردد که هدف از تشریع وجوب حکم حجاب اسلامی دست یابی به تزکیه نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی جهت استحکام و گسترش امنیت اجتماعی است. « وإذا سألتموهن متاعا فاسألوهن من وراء حجاب ذلکم أطهر لقلوبکم وقلوبهن» (احزاب: ۵۳). چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد و ریشه کن نمودن امنیت اجتماعی میشود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نیز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ایشان، حرام کرده است (۲۰۰۵۵۲۱,Soltani Renani).

از این رو پوشش اسلامی به منزله یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، قلمداد میشود که مصونیت اخلاقی، خانوادگی و پیوند عمیق میان حجاب ظاهری و بازداری باطنی و از همه مهمتر امنیت اجتماعی را فراهم میسازد و پیشینه آن به اندازه تاریخ آفرینش انسان است؛ چرا که پوشش و لباس هر بشری، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که وی بر خانه وجودش نصب کرده است و با آن اعلام میدارد که از کدام فرهنگ تبعیت میکند (۲۰۰۲۴۰,Haddad Adel).

با توجه به تغییرات سریع در جامعه و تاثیر بر ارزش ها، به نظر میآید که تمامی سازمان ها و مسئولینی که وظیفه جامعه پذیری این قشر از نسل آینده را برعهده دارند باید قبل از هر اقدامی در زمینه بازنگری در فرایند جامعه پذیری، مسائل را بخوبی بشناسند. یکی از این مسائل میزان آگاهی، باور و التزام عملی به حجاب و عفاف است. استان همدان که یکی از استان های غربی کشور بشمار میرود، گرچه به نسبت برخی از استان ها از یک بافت سنتیتر برخوردار بوده و در آن همواره سنت ها بر مدگرایی افراطی غلبه داشته است؛ اما در سال های اخیر به دلایل گوناگون از جمله نزدیکی به پایتخت و تحت تأثیر رسانه های با برد زیاد (اینترنت، ماهواره و…) از ترکش های تغییرات در زمینه ارزش ها بینصیب نمانده است. از شاخص های مهم و اصلی تغییرات فرهنگی و ارزشی دو مقوله حجاب و عفاف است که به نظر میرسد مسأله اساسی برای جامعه و برنامه ریزان فرهنگی باشد. ضرورت این مسأله زمانی بیش تر میباشد که از ابزارهای کنترل رسمی مانند زندان برای تنبیه افراد کجرو استفاده شود. در این صورت هم برای دولت و هم برای خود افراد کجرو هزینه های مادی و غیر مادی زیادی به همراه خواهد داشت. بر همین اساس برای جلوگیری از عوارض بی- عفافی و به دنبال آن بیحجابی و بدحجابی و در نتیجه افزایش جرم و جنایت در این حوزه قبل از هر چیز باید مسأله را بویژه در بین اقشار نوجوان و جوان به خوبی شناخت. از این رو توجه به پرسش های زیر اساس کار این مقاله خواهد بود:

– وضعیت آگاهی از حجاب و عفاف در بین دانش آموزان دختر چگونه است ؟

– وضعیت باورها نسبت به حجاب و عفاف در بین دانش آموزان دختر چگونه است؟

– وضعیت التزام عملی نسبت به حجاب و عفاف در بین دانش آموزان دختر چگونه است؟

– بین حجاب و عفاف و ابعاد آنها چه رابطه ای وجود دارد؟

چارچوب نظری

نظریه راهنمای محقق میباشد و او را در مسیر مشخصی هدایت میکند. قضایایی از نظریه بر میخیزد که محور اصلی تحلیل داده را تشکیل میدهند (۱۹۹۸۳۴ ,Dvas).

به زعم ترنر نظریه ها شرحی بر چگونگی و چرایی رخ دادن حوادث هستند. از این رو، نظریه های جامعه شناختی، شرحی بر این موارد هستند که انسان ها چگونه رفتار میکنند ارتباط برقرار می- کنند و خودشان را سازماندهی میکنند (۱: ۱۹۹۸ ,Turner).

مطابق نظر متفکران اجتماعی، اکثر تصمیمات و رفتار انسان ها تابع ساخت اجتماعی حاکم میباشد و دگرگونیهای محیطی، منجر به تغییر رفتار و باورهای انسان ها میشود و منش اجتماعی هر فرد تابع اصل مورد قبول اجتماعی است که در آن زندگی میکنند (۱۳۳: ۲۰۰۴ ,Behzad Poor).

بر این اساس، لازم است تا بین ارزش های اصولی جامعه با ساختارهای کنترل عینیت، هماهنگی کامل وجود داشته باشد. اگر این دو در تعارض یا اصطکاک با یکدیگر قرار گیرند، با جامعه ای دو شخصیتی با مردمانی بی هویت روبرو خواهیم شد و چنانچه برای رفع چالش ها و نقایص پیش آمده به این دلیل، برنامه ها و مواضعی کوتاه مدت اتخاذ شود، فرسایش و ناهنجاریها افزایش یافته سطح درگیریهای فکری و فرهنگی روز به روز بالا میرود (۲۱۸: ۲۰۰۸ ,Sadeghi).

بنابراین، از دیدگاه جامعه شناختی، گرایش به حجاب اسلامی و یا به عکس آنچه اشاعه بدحجابی یا تغییرات پوششی خوانده میشود، حاصل تغییرات ساختارهاست که منجر به تغییر رفتار افراد جامعه در زمینه پوشش میشود. مادامی که این تغییرات ساختاری به قوت خود باقی باشد، این فرایند همچنان ادامه خواهد یافت.

برخی از جامعه شناسان، حجاب و پوشش زن را مقتضای طبیعی جامعه بشری عنوان کرده اند (۳۷ : ۱۹۹۵ ,Ashenaei). دورکیم معتقد است مجموعه اعتقادات و احساساتی را که در میان معدل اعضای یک جامعه، مشترک است، میتوان وجدان جمعی یا مشترک نامید. وجدان جمعی در پهنه جامعه شایع و منتشر است. این وجدان مستقل از شرایط و وضع مخصوص افراد است. افراد گذرا هستند، ولی وجدان جمعی ماندنی که از نسلی به نسل دیگر دگرگون نمیشود و نسل های متوالی را به یکدیگر مربوط میکند. منشا همبستگی اجتماعی اشتراک عمده ای از حالات وجدان در میان همه اعضای یک جامعه است. این همبستگی وحدت گروه را تامین میکند (۲۳: ۲۰۰۸ ,Kashani).

مونتسکیو در کتاب روح القوانین مینویسد: قوانین طبیعت حکم میکند زن خوددار باشد، زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیش تری دارد. بنابراین، تضاد بین آنها را میتوان با حجاب از بین برد و براساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند (۱۱۵: ۱۹۹۷ ,Alvighi).

«راسل» حجاب و پوشش و دوری از اختلاط و آمیزش زن و مرد را امری میداند که اخلاقیون و مصلحان جوامع بشری برای استحکام نظام اجتماعی بشر ضروری دانسته و آن را به جامعه توصیه کرده اند. او پس از اینکه تقوای جنسی را عامل تنزل مرتبه و موقعیت زنان معرفی مینماید، میگوید: «از آنجا که اخلاقیون همه مرد بودند، زن در نظرشان به قیافه اغواگر جلوه کرد و چون زن اغواگر بود لازم بود که فرصت ها و امکاناتی را که برای اغوای مرد در اختیار داشت، به حداقل تقلیل یابد و در نتیجه حصار محکمی از قید و محدودیت به دور زنان آبرومند کشیده شد» (۶۰: ۱۹۸۴ ,Russell). با این حال از دیدگاه جامعه شناسی همان گونه که وضعیت حجاب در جوامع بشری با هم متفاوت است، از گروهی به گروه دیگر و از فردی به فرد دیگر نیز متفاوت خواهد بود و این گوناگونی حجاب امری بدیهی و طبیعی است. از این منظر، حجاب داشتن یا نداشتن حاصل خواست اجتماعی و تمنیات جمعی آحاد یک جامعه است. در واقع، اصول ایدئولوژیکی در این امر مبنای قضاوت ارزشی و خارج از رویه علمی جامعه شناختی است، چرا که مانند هر امر دیگر حجاب نیز یک پدیده نسبی است و نه مطلق (۲۳: ۲۰۰۸ ,Kashani).

در میان محققان دو رأی گوناگون در باب رابطه حجاب و عفاف به چشم میخورد:

الف) برخی از اندیشمندان معتقدند که هیچ نسبت و رابطه ای میان حجاب و عفاف وجود ندارد و این دو، اموری کاملا متمایز هستند و چنین نیست که اگر زنی حجاب نداشته باشد، عفیف و پاکدامن نباشد. مثلا ویل دورانت میگوید: عفت با لباس پوشیدن هیچ رابطه ای ندارد و یا پروین اعتصامی گفته است:

چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود (۷۳: ۲۰۰۱ ,Mehrizi).

ب) عده ای دیگر از محققان بر وجود رابطه میان حجاب و عفاف اصرار ورزیده و رابطه این دو را به باطن و ظاهر، روح و جسم یا گوهر و صدف تشبیه کرده و گفته اند: حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. به زعم این گروه عفاف علائم و نشانه های رفتاری و گفتاری دارد که یکی از آنها حجاب است. بر این اساس نمیتوان کسی را عفیف نامید در حالیکه حجاب را رعایت نمیکند. لذا حجاب ارتباط بنیادین با عفاف داشته و نمیشود کسی طرفدار حیا و عفاف باشد، اما حجاب را انکار کند. توجه به شواهد خارجی و مصادیق عینی در این باب، میتواند حقیقت مطلب را آشکار سازد.

توضیح آنکه میتوان افرادی را تصور کرد که عفت در پوشش داشته باشند، اما حجاب شرعی را رعایت نکنند؛ برای مثال میتوان از زنانی یاد کرد که در کشورهای غیر اسلامی زندگی میکنند و با پاسخ دادن به ندای فطرت از عفت در پوشش برخوردارند، اما حجاب اسلامی ندارند یا افرادی را فرض کرد که حجاب شرعی را رعایت میکنند، یعنی در مقابل نامحرم خود را میپوشانند، اما عفت در پوشش ندارند، یعنی از لباس شهرت و مانند آن استفاده میکنند. لباس شهرت، لباسی است که از نظر رنگ، شکل، جنس یا نحوه دوخت خارج از عرف جامعه باشد و فرد به واسطه پوشیدن آن انگشت نما شود که در روایات اسلامی این عمل مورد نهی قرار گرفته است «ان الله یبغض شهره اللباس». بنابراین، در یک نتیجه گیری کلی باید گفت که حجاب و عفاف، دو حقیقت هستند که میان آنها، رابطه لزومیه (به این معنی که وجود یکی ما را از دیگری بینیاز کند) برقرار نیست؛ بلکه وجود هر دو با هم ضروری است؛ لذا میتوان گفت که این دو متمم و مکمل هم هستند (۱۲۷ : ۲۰۰۸ ,Gharavi Naini and Vahideh Amer). شهید مطهری نیز نظریه دوم را میپذیرد و چنین عنوان میکند که عفاف، خویشتن داری با علائم و نشانه های رفتاری و گفتاری است و وجود آن بستگی به وجود نشانه های آن دارد، پس حفظ عفاف بدون رعایت نشانه های آن ممکن نیست.

عفت نمیتواند یک امر صرفا درونی باشد و هیچ علامت بیرونی نداشته باشد. بخشی از تفاوت در نشانه های خویشتن داری زن و مرد، از تفاوت در خلقت آنها سرچشمه میگیرد و یکی از نشانه های عفاف، پوشش است. عفاف بدون رعایت پوشش، قابل تصور نیست. نمیتوان به زن یا مردی، عفیف گفت در حالی که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود، گرچه تفاوت رفتارهای انسانی و حیوانی، ریشه در تفاوت خلقت و فطرت، گرایش ها و منش ها دارد. در اسلام از نشانه های برجسته عفاف میتوان به پوشش اسلامی (حجاب) اشاره نمود (۱۰۶ : ۱۹۸۴ ,Motahari). بنابراین حیا و عفاف اگرچه از خصلت های درونی انسان است و حجاب به ظاهر و شکل مربوط است، اما مسلما به هم مربوط هستند. فارغ از اینکه نوع رابطه عفت و حجاب چگونه است، یقینا هر ظاهری، با هر باطن و فکر و اخلاقی سازگار نیست. کما اینکه انسان از هر فردی، رفتار و گفتار و ظاهر مناسب با آن را انتظار دارد. هم «هر پوشیده و چادر به سری، عفیف است» غلط است و هم «هر غیر پوشیده و بدون چادری، غیر عفیف است» نادرست میباشد. از نظر مصداقی و خارجی، برخی چادر به سرها و پوشیده ها عفیفه هستند و برخی نیستند. کما اینکه بی چادرها و کم پوشش ها، برخی عفیفه هستند و برخی غیر عفیفه. اما نکته اساسی که باید توجه کرد اینکه حجابی که در شرع تعریف شده منحصر به پوشاندن سر و بدن نیست، بلکه در نگاه و گفتار و رفتار و همه ابعاد مصداق دارد. این گونه حجاب قهرا زاییده عفاف و حیای درونی است. محال است فردی عفیف کامل باشد و به ظاهر و رفتار او سرایت نکند؛ چنان که بدون عفت و حیا، کسی نمیتواند حجاب کامل را در رفتار خود به نمایش گذارد، مگر موقتی و منافقانه. به هرحال، آنچه اکنون ادعا میشود اینکه به نحو سالبه تمامی نمیتوان گفت «هیچ ربطی بین عفاف و حجاب باطن و ظاهر وجود ندارد». تجربه و علم روانشناسی و فیزیولوژی نشان داده است که ظاهر در باطن و روح مؤثر است، کما اینکه روح و اوصاف آن در ظاهر مؤثر است. اصل تأثیر و تأثر متقابل بین ظاهر و باطن انسان حاکم است (۷۸: ۲۰۰۸ ,Karimi). و قابل تسری به حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش راستین برای انسان ها که بر گرفته از اعتقادات ناب دینی و باورهای پاک الهی است. یکی پوشش ظاهری است و دیگری کوشش باطنی، یکی نماد بیرونی در دیدگان افراد جامعه دارد و همچون بیرقی افراشته و شعاری نمایان همگان را به صلاح و رستگاری فرا میخواند و دیگری نمود درونی در سازمان دهی اعضا و مدیریت چشم و گوش و دل و دیده دارد تا هر یک در مرحله ای صحیح و سازنده به کار گرفته شوند و در مرزهای ممنوع الهی متوقف گردند (۲۳۱: ۲۰۰۸ ,Motahareh Ali). بنابراین در این مقاله به حجاب و عفاف از ابعاد گوناگون (آگاهی، باور و التزام عملی) و رابطه آنها توجه شده است.

براساس این مدل تحلیلی فرض بر آن است که یک رابطه دو سویه بین حجاب و عفاف وجود دارد.

عفاف زمینه حجاب را فراهم میسازد. یعنی افرادی که به عفاف توجه بیش تری دارند حجاب را بیش تر رعایت میکنند. و افرادی که حجاب را رعایت میکنند به احتمال زیاد عفاف بیش تری دارند.

پیشینه پژوهش

در پژوهش های انجام شده تاکنون پژوهشی که دقیقا با پژوهش ما یکسان باشد انجام نشده است. بیش تر پژوهش های انجام شده به بررسی عوامل مؤثر بر حجاب یا عفاف پرداخته اند که در ادامه به برخی از آنها پرداخته میشود:

شمس نجف آبادی (۱۹۹۲ ,Shams Najafabadi)، در پژوهشی با عنوان «تاثیر عوامل اجتماعی (خانواده، گروه همسالان و در ملاء عام و منظر عام بودن) بر نحوه پوشش دختران دبیرستانی در تهران»، به روش پیمایشی و با استفاده از نظریه های وبر، دورکیم، کولی، مید، گوروویچ، به ارائه فرضیه ها و تنظیم پرسشنامه مبادرت کرده است. حجم نمونه این پژوهش ۴۰۰ نفر از دانش آموزان سال دوم دبیرستان از ۸ منطقه تهران بوده که به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شده اند. نتایج این پژوهش نشان داد که نحوه پوشش خانواده (مادر و خواهر)، گروه همسالان، وجود مراکز تجاری ناسالم و در دسترس بودن آنان و دفعات برخورد دختران دبیرستانی با پوشاکهای موجود در بازار بر نحوه پوشش آنان اثر میگذارد.

حسن پور (۱۹۹۵ ,Hassanpour)، در پژوهشی با عنوان «نگرش دانش آموزان دختر دوره متوسطه استان مازندران در مورد حجاب در سال تحصیلی ۷۳-۱۳۷۲»، به بررسی نگرش به حجاب با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای پرداخته است. نتایج پژوهش عبارتند از: ۱- دانش آموزان تعریف حجاب را به ترتیب، مانتو، شلوار، مقنعه، لباس معمولی و چادر روی آن، مانند شلوار و روسری دانسته اند. ۲- علی رغم ضروری دانستن حجاب از سوی اکثریت دانش آموزان، گروه قابل توجهی از آنان قادر به شناسایی محارم نبوده اند. ۳- عوامل موثر در نوع پوشش دانش آموزان به ترتیب: مادر، فرهنگ حاکم بر خانواده، انتظارات و اثرات مدرسه و در بدحجابی، به ترتیب: عادت، ندانستن دلیل و میزان چگونگی حجاب موثر، بوده است.

سعیدی مقدم (۱۹۹۶ ,Saeedi Moghadam)، در پژوهشی با عنوان «بررسی ساخت تربیتی و مذهبی خانواده با ارزش های اخلاقی (محبت، عفاف و مسئولیت پذیری) نوجوانان تهرانی»، عفاف را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. این پژوهش بر روی یک نمونه ۲۹۶ نفری شامل ۱۴۸ دانش آموز دختر دبیرستانی سال سوم (۱۸ -۱۶) ساله و ۱۴۸ نفر مادران آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز از راه پرسشنامه نگرش سنج تربیتی والدین کوپر اسمیت جهت تعیین روش تربیتی مادران، پرسشنامه محقق ساخته مذهبی بودن مادر و پرسشنامه محقق ساخته ارزش های اخلاقی نوجوانان جهت سنجش محبت، عفاف و مسئولیت پذیری نوجوانان، بدست آمده است. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون پارامتریک t و تحلیل رگرسیون چندمتغیری استفاده شده. نتایج پژوهش در ارتباط با عفاف چنین است : ۱- بین عفاف دختران نوجوان با دو گروه مادران مذهبی و غیرمذهبی تفاوت معناداری وجود دارد. ۲- مذهبی بودن مادر توانسته است ۲۱ درصد از تغییرات عفاف نوجوانان را تبیین کند.

اسدی پویا و همکارانش (۲۰۰۲ ,.Asadi Pooya et al)، در پژوهشی با عنوان «تعیین عوامل برانگیزاننده و بازدارنده گسترش فرهنگ حجاب در دانشگاه» هدف پژوهش خود را یافتن علل گرایش یا گریز از حجاب دانسته تا بتوان در سایه آن با جایگزین کردن عوامل موثر و ایجاد رفتارهای مناسب، با علل گریز از حجاب و عدم تمایل به آن در دانشجویان مقابله کرد. بدین منظور، پرسشنامه ای تهیه و بین ۲۲۷ دانشجوی دختر دانشگاه علوم پزشکی شیراز توزیع شده است.

براساس نتایج به دست آمده، ۵ درصد بیحجاب و ۹۵ درصد با حجاب بوده اند. از کل افراد، ۳۱ درصد تمایل خود را به استفاده از چادر، ۵۴ درصد به مقنعه و ۱۵ درصد به روسری اعلام کرده اند.

۹۳/۴ درصد دانشجویان، قبلا با حجاب بوده و در ۹۷ درصد از موارد، خانواده آنها هم با حجاب بوده اند. برای ۵۵ درصد از دانشجویان هیچ گاه فلسفه حجاب به گونه منطقی بیان نشده است و ۲۲ درصد از آنها علت با حجاب بودن را نمیدانند. هم چنین ۹۰ درصد از این دانشجویان با شیوه برخوردی که در جامعه با بدحجابی میشود، موافق نیستند. در این پژوهش، عوامل موثر در گسترش فرهنگ حجاب، به ترتیب اهمیت عبارت اند از: تأکید بر جنبه های مثبت حجاب، بیان فلسفه و فواید حجاب، معرفی الگوی مناسب، اتخاذ روش دوستانه و مودبانه در برخورد با بیحجابی، آموزش رفتار درست زن و مرد با یکدیگر و آموزش احکام حجاب، هم چنین از تدوین قوانین و اعلان همگانی آنها و اجبار و اعمال زور در برخورد با بیحجابی به عنوان کم اهمیت ترین عوامل یاد شده است.

نمودار ۱: مدل تحلیلی حجاب و عفاف

پرسش ها و فرضیه های پژوهش

– میزان آگاهی، باور و التزام عملی به حجاب چقدر است؟

– میزان آگاهی، باور و التزام عملی به عفاف چقدر است؟

– بین ابعاد حجاب (آگاهی، باور و التزام عملی) رابطه وجود دارد.

– بین ابعاد عفاف (آگاهی، باور و التزام عملی) رابطه وجود دارد.

روش پژوهش

این مطالعه، پیمایش توصیفی و تحلیلی از نوع مقطعی است. محقق پیمایش یک رویکرد قیاسی را دنبال میکند. او کارش را با مساله نظری یا پژوهش کاربردی (عملی) شروع و با اندازه گیری تجربی و تحلیل داده ها خاتمه میدهد (۲۳۱: ۱۹۷۷ ,Neuman). پیمایش از بسیاری از افراد (که پاسخگو نامیده میشوند) راجع به عقاید، ایده ها، خصوصیات و رفتار گذشته یا حال شان پرسش میکند (۲۲۸:Ibid).

جامعه آماری

عبارتست از تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دولتی (سال اول، دوم و سوم تمامی رشته ها) در مناطق ۱۹ گانه استان همدان در سال تحصیلی ۹۰-۱۳۸۹ که بر اساس آمار موجود در گروه طرح و برنامه سازمان آموزش و پرورش استان، بدون احتساب بزرگسالان ۳۹۲۴۴ نفر می باشند.

حجم نمونه

حجم نمونه با خطای نمونه گیری ۰/۰۵ و با فرض وجود یا عدم وجود صفت (آگاهی، باور و التزام عملی به حجاب و عفاف) به نسبت ۵۰ به ۵۰ بر اساس جدول لین[۱] (۱۹۷۸:۳۸۷, Line). با خطای (۰/۰۵) شامل ۱۰۶۹ نفر بود که برای مناطق برخوردار ۳۷۷ نفر، نیمه برخوردار۳۷۰ نفر و محروم ۳۲۲ نفر انتخاب گردید. بنابراین، نتیجه ای که در خصوص متغیر میزان آگاهی، باور و التزام عملی به حجاب و عفاف بدست آمده است با ۹۵ درصد اطمینان میتوان درصد میزان آگاهی، باور و التزام عملی به حجاب و عفاف را به صورت به اضافه و منهای خطای نمونه گیری (۵ درصد) به جامعه دانش آموزان دختر متوسطه در استان همدان تعمیم داد (۱۹۹۸:۷۹, Dawas).

روش نمونه گیری

در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده است. به این صورت که ابتدا خوشه های اصلی انتخاب شدند که شامل مناطق برخوردار، نیمه برخوردار و محروم از لحاظ امکانات آموزشیاند (۱۹ منطقه آموزشی در قالب سه خوشه اصلی قرار گرفتند).

در مرحله دوم به گونه تصادفی از خوشه های اصلی برخوردار ۳ خوشه فرعی (ناحیه ۱ همدان، ملایر، نهاوند)، نیمه برخوردار ۵ خوشه فرعی (اس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *