تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم شامل 48 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرثیه های محرم :

ورودی محرم

سلام من به محرّم، مه عزای حسین
مه خروش ملائک، مه رثای حسین

سلام من به محرّم، مه سیه پوشی
مه سرشک و غم و رنج و ابتلای حسین

سلام من به محرّم، به فاطمه به علی
به گریه های محمد ز ماجرای حسین

سلام من به محرّم، مه غمِ مهدی
یگانه منتقم خون لاله های حسین

سلام من به محرّم، به زینب کبری
به حال خسته آن یارِ آشنای حسین

سلام من به محرّم، به دست و مَشک و علَم
به نا امیدی سقّای با وفای حسین

سلام من به محرّم، به قامت اکبر
به کام خشک اذان گوی خوش نوای حسین

سلام من به محرّم، به اصغر بی شیر
به نازدانه صغیرِ به خون شنایِ حسین

سلام من به محرّم، به اشک چشم رباب
به ناله دل کلثوم در عزای حسین

سلام من به محرّم، به روز عاشورا
به دشت لاله رُخان وادی منای حسین

ولی الله کلامی زنجانی

ندا به امام حسین(ع)

ندا آمد حسین دریای خونین هست در راهت
بگفتا من از این دنیا خیال معبری دارم

ندا آمد که دشت کربلا دشت خطرناکیست
بگفتا قاسم و عباس و عون و جعفری دارم

ندا آمد به قربان گاه قربانی شود لازم
بگفتا بهر قربانی علی اکبری دارم

ندا آمد غُل و زنجیر از بهر که می باشد
ندا آمد که راه شام پر از خار می باشد

بگفتا در اسارت عابد غم پروری دارم
بگفتا بهر آن ره چون سکینه دختری دارم

ندا آمد تنی پامال سمِّ اسب می گردد
بگفتا بهر سُمِّ اسب یا رب من تنی دارم

ندا آمد زنانی چند می گردند اسیر دون
بگفتا در اسیری همچو زینب خواهری دارم

ندا آمد که چوبِ خیزران در شام می باشد
بگفتا بهر آن هم من لبان اطهری دارم

* * *

ای اهل عزا قبله راز است حسین
باب کرمش بر همه باز است حسین

در حین عزا نماز را حُرمت دار
چون کُشته حُرمت نماز است حسین

* * *

روضه حضرت مسلم

وقتی سؤال کردند: «مسلم چرا گریه می کنی؟» فرمود: «من برای خودم گریه نمی کنم من برای عزیز فاطمه، حسین، گریه می کنم که با خانواده خویش به سمت شما می آید.»

دَم مردن چو مسلم یاد شه بود
حسین هم یاد اندر قتلگه بود

در آن ساعت که شد بی یار و یاور
غریبانه نهادی بر سَنان سر

نخستین یاد کرد از مسلم خویش
سپس از یاوران محرم خویش

ابی عبدالله هم روز عاشورا وقتی تکیه به نیزه غریبی داد، صدا زد: «فَنادی یا مسْلِمَ بن عقیل وَ یا هانِی بن عُروَه… فَقُومُوا مِنْ نَوْمَتِکُمْ اَیُّهَا الْکِرام، وَادْفَعُوا عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ الطُّغاهِ اللِّئام؛[۱] از خوابتان برخیزید ای بزرگواران، از حرم رسول، این طاغوتیان (دشمن) را دفع کنید.»

سلام ای سفیر حسین شهید
که خونِ دل از دیدگانت چکید

سلام ای سپیده دم، ای آفتاب
ستیغ صفا، چشمه عشق ناب

سلام ای شهاب برافروخته
وفا درس مهر از تو آموخته

سلام ای گرفتار نیرنگ و غَدر
که کوفه تو را هیچ نشناخت قدر

سلام ای بهشتی رخ، ای سلسبیل
روان در رگت خون پاک عقیل

سلام ای تو اسلام را نور عین
نخستین شهید قیام حسین[۲]

سلام ما به آن آقایی که وقتی وارد شهر کوفه شد از او استقبال کردند، خوشامد گفتند، امّا طولی نکشید نایب حسین، غریب و تنها میان کوچه های کوفه سر به دیوار می گذرد.

امشب ز جور کوفیان ای حیّ غفار
سر می نَهَم از بی کسی هر دم به دیوار

شاها میا کوفه ترحم کن به طفلان
بر اهل بیت مصطفی و نوجوانان

* * *

سوگنام ورود کاروان به کربلا

عزای اشرف اولاد آدم است بیا
عزیز فاطمه ماه محرم است بیا

هلال ماه عزا می دهد ندا به فلک
که ماه گریه و اندوه و ماتم است بیا

پریده رنگ ز رخسار مادرت زهرا
قد رسول خدا در جنان خم است بیا

لوای سرخ حسینی ندا دهد همه دم
که غیر تو چه کسی صاحب دم است بیا

اگر شوند سماوات، چشمه چشمه اشک
به یاد قطره خونِ خدا کم است بیا

به زخم های تن پاره پاره شهدا
خدا گواست که تیغِ تو مرهم است بیا

بیا که پر شده از ذکر «یا حسین» جهان
بیا که ولوله در خلقِ عالم است بیا

هنوز غرقِ به خون، ماهِ روی عباس است
هنوز نقش زمین، دست و پرچم است بیا

یابن الحسن یابن الحسن (۲)

* * *

روضه

وقتی حضرت به کربلا رسیدند، هرچه کرد مرکب حرکت نکرد، تا اسم کربلا را شنید فرمود: «اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بکَ مِنَ الکَربِ و البَلا» مقداری خاک برداشت بویید، فرمود: «درستِ همین جا کربلاست» گریه کرد. یک طرف برادر گریه می کند یک طرف خواهر گریه می کند. صدا زد: «برادر اینجا کجاست؟ از همان لحظه ای که وارد شدیم غم و غصه وجودم را گرفته؟» چند بیت زبانحال زینب بخوانم، إن شاءالله کربلا…

من از شراره این آفتاب می ترسم
من از تلظّی طفلِ رباب می ترسم

تو از شهادت شش ماهه گفتی امّا من
ز بند بسته به دست رباب می ترسم

تو از فراق خودت کرده ای حکایت و من
ز ترک جسم تو در آفتاب می ترسم

بیا بزن به کنار فرات خیمه که من
ز قتل ساقی و قحطی آب می ترسم

از اینکه بعد تو با آستین پاره خود
به روی چهره بگیرم حجاب می ترسم

عزیز فاطمه، تو غیرت اله و من عصمت اللَّهم جانا
برای کوچه و بزم شراب می ترسم

به روی نیزه روَد گر سری برابر من
خدا کند که نباشد سر برادر من

* * *

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسد بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

* * *

روضه حضرت رقیه۳

آنکه قلبش شده خون زآتش بیداد منم
آنکه مرغ دلش از غصّه زنَد داد منم

آنکه از ناقه عریان به ره از جُور عدو
روی سنگ و خس و خاشاک بیفتاد منم

آنکه در گوشه ویرانه بخوابید و سپس
زد ز بن ریشه آن جانی و جلّاد منم

آنکه با ناله خود داد برای هدفش
هستی خیره سران را همه بر باد منم

آنکه کاخ ستم دشمن خود کرد خراب
در عوض تربت ویران خود آباد منم

آنکه تا دید سر پاک پدر را به طَبَق
بزد از پرده دل ناله و فریاد منم

ژولیده

* * *

امروز دل ها را روانه خرابه شام کنیم، برای آن نازدانه ای گریه کنیم که دل شب بهانه بابا گرفت و گریه کرد، اهل خرابه به گریه افتادند، آن قدر گفت بابا تا سر بریده را برایش آوردند؛ سر بریده را میان طَبَق جلویش گذاشتند، اما امان از آن لحظه ای که دست برد روپوش را کنار زد، چشمش که به سر بریده بابا افتاد، گفت بابا:

خرابه باغ و سَر تو گل و منم بلبل
من این خرابه به باغ بهشت نفروشم

از آن زمآنکه تو را بوریا کفن کردند
پدر به جان تو من هم کفن نمی پوشم

به شوق آنکه مرا نزد مادرت ببری
برای دادن جان در خرابه می کوشم

هر آنکه داشت عزا جامه سیه پوشید
من از کبودی رخسار خود سیه پوشم

از اینکه قامت من در سه سالگی خم شد
هماره کوه غمت بوده است بر دوشم

بگوش پاره من ای پدر نگاه مکن
که برده است عدو گوشواره از گوشم

سر بریده را بغل کردغ دلش برای بابا تنگ شده، بابا کی مرا در کودکی یتیم کرده؟ بابا کی رگ های گردنت را قطع کرده؟ یک وقت زینب دید صدای نازدانه برادر نمی آید، جلو آمد دید سر یک طرف، یادگار برادر یک طرف افتاده؛ حسین جان

شرار ناله من بی صدا شده بابا
پس از تو در اُسرا چون چراغِ خاموشم

سوگنام حر بن یزید ریاحی

عزیز فاطمه بر درگه عفوت سرآوردم
گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردم

من آن حُرّم کز اوّل خویش را سدّ رهت کردم
تو را در این زمین بین هزاران لشکر آوردم

به جای دسته گل با دست خالی آمدم امّا
دلی صدپاره تر از لاله های پرپر آوردم

نشد تا از فرات آب آورم از بهر اطفالت
ولی بر حنجر خشکیده ات چشم تر آوردم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *