تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) شامل 68 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرجع دلها و بهاء دیدگان؛ آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی رحمه الله(۲) :

اشاره:

در شماره گذشته(مبلّغان ۱۸۶) به بحث و بررسی پیرامون شخصیت و زندگی آیت الله حاج سید رضا بهاء الدینی(ره) پرداخته شد و در آن مباحثی همچون: دوران کودکی، آغاز طلبگی، تحصیل و تدریس، تألیفات، تبلیغ و تربیت و… اشاره گردید؛ اکنون ادام این مقاله ارائه می گردد.

سه شیو تربیتی استاد

آیت الله بهاء الدینی(ره) سه شیو تربیتی نسبت به طلاب و شاگردان خویش داشت:

الف. اسوه بودن در رفتار:

راه رفتن، تدریس، نگاه، احترام، رفت و آمد در کوچه و بازار، نشست و برخاست و هم کارهای ایشان درس عملی برای اخلاق و سازندگی افراد بود.[۱]

امروزه نیز برخی بزرگان(مثل حضرت آیت الله امینی)، همین شیوه را سازنده تر و یا تنها راه می دانند.[۲]

نقل نمونه های رفتاری آیت الله بهاء الدینی، خود مقال گسترده ای را می طلبد.

ب. تبلیغ زبانی:

ایشان همواره در ضمن درسهای تفسیر، نهج البلاغه، احادیث، ادعیه و درس اخلاق به تبلیغ زبانی و تذکرات می پرداخت.

ج. نظارت بر حالات معنوی و رفتار شاگردان:

این شیو اخیر کار هر کسی نیست و از شخصیتهایی مثل مرحوم قاضی(ره) زیاد نقل شده است. از مرحوم آیت الله بهجت، بارها شنیده و دیده بودیم که پیش از تدریس فقه یا اصول، نکاتی اخلاقی بیان می کرد و آن جملات، گرچه در ظاهر کلی و عمومی بود؛ ولی نظر به بعضی مخاطبان داشت.[۳]

از این دست، از آیت الله بهاء الدینی موارد زیادی نقل شده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

۱. دروغ یا توریه؟

یکی از فضلا که امام جمع یکی از شهرستانهاست، می گوید: قبلاً من عهد بسته بودم که یک اربعین، خود را از غیر خدا پاک و تصفیه سازم. برای موفقیت در این امر، تصمیم گرفتم از روز بعد درِ خانه را به روی دوستی باز نکنم و نیز به خان کسی نروم؛ زیرا معاشرت با دوستان را به دلیل ارتکاب غیبت یا تهمت، مُخلّ می دیدیم.

عیال و فرزندان خود را توجه دادم که هر کس سراغ مرا گرفت، بگویید: بابا به سفر رفته و پیش خودم، خیال توریه می کردم تا دروغ نگفته باشم، مثلاً سفر معنوی.

اتفاقاً در همان شب یکی از دوستان به درِ خان ما آمد و گفت: فردا صبح حضرت آقای بهاء الدینی برای صبحانه به منزل ما تشریف می آورند، تو هم بیا. من آن را به فال نیک گرفتم و خوشحال شدم که می توانم اوّلین ساعات اربعین خود را با تشرّف به حضور یکی از اولیای خدا آغاز کنم.

فردا صبح که به خان آن دوست رفتم، پس از سلام و احوالپرسی، آقا رو به من کردند و گفتند: «کُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَه؛ هر مولودی (کودکی ) بر فطرت پاک (و خداجوی) خود متولد می شود.»؛ ولی این والدین هستند که آنان را منحرف می سازند و آنها را دروغگو می کنند. مثلاً آقای. .. [نام مرا آوردند] به بچه هایش می گوید: هر کس درِ خانه را زد، بگویید: بابا رفت مسافرت. نگویید بابا رفت مسافرت، که این دروغ می شود. باباجان! بچه ها توریه را تشخیص نمی دهند و [آن را] با دروغ تفاوت نمی گذارند. این گونه برداشتها، بچه ها را دروغگو تربیت می کند.

این گفت آقا، در حالی بود که تمام جریان اربعین و سفارش من به فرزندانم را فقط خود می دانستم.[۴]

۲. پرهیز از خودخواهی

یکی از شاگردان آقا برای اینجانب بیان کرد: همزمان با ده اول انقلاب، آیت الله حسن زاده شرح اشارات را تدریس می کرد و ما در کلاس درس ایشان شرکت می کردیم، روزی یکی از شاگردان آقا، تقاضا کرد در مباحث دو نفری ما مشارکت کنید. بنده موافقت کردم و هم مباحثه ام مخالفت کرد، بر سر همین موضوع بین ما بحثی رخ داد، او می گفت: آمدن این شخصِ ثالث، مانع تکامل ماست و…؛ بالأخره تندی و قهر کردیم. شب برای نماز مغرب به حسینی آقای بهاء الدینی آمدم. بعضاً ایشان زودتر می آمد و بر سر جانماز می نشست، ناگاه رو برگرداند و خطاب به من فرمود: این خودخواهیهای شماست که مانع تکامل شما می شود، انانیّتهاست که مانع است. .. و تقریباً برخی سخنانی را که بین ما ردّ و بدل شده بود، مطرح و تخطئه کرد.[۵]

۳. نماز بی توجه

یکی از خطبای مشهور می گوید: شبی برای نماز جماعت به حسینی آقای بهاء الدینی رفته بودم. نماز مغرب را در حالی که در افکار و خواطر خود غرق بودم، به ایشان اقتدا کردم و کم ترین توجهی به نماز نداشتم. به محض اینکه آقا سلام نماز مغرب را دادند، رو به من برگرداندند و خطاب کردند: آقا! اینها نماز نیست که ما اقامه می کنیم.[۶]

۴. سفارش امام رضا(ع)

فردی می گوید: به این فکر افتادم که به یکی از شاگردان آیت الله بهاء الدینی بگویم که سفارش ما را به آقای بهاء الدینی بکند تا آقا ما را بیش تر مورد عنایت معنوی قرار دهد. .. تا اینکه دیدم، روزی آقا نزدیک غروب، به طرف مزار علی بن جعفر(ع) در حرکت است، سریع چای برداشتم و در پی آقا رفتم. دیدم بر لب جوی آبی، رو به شرق نشسته اند. من هم به احترامشان، رو به رو نشستم. ایشان فرمودند: بیا اینجا بنشین! پشت به حضرت رضا(ع) نکن! اطاعت کردم. ایشان غالباً در حال تفکّر بودند. ناگهان رو به من کرد و فرمود: فلانی! سفارش زید و عمرو برای ما فایده ای ندارد، شما باید کاری کنی که حضرت رضا(ع) سفارشت را بکند، و من راه سفارش حضرت(ع) را به تو می گویم: و آن هم اوّلش این است که دست از زرنگی برداری، اگر دست از زرنگ بازی برداشتی، حضرت رضا(ع) می گوید: شیخ را داشته باش!

این قضیه در وقتی بود که هنوز به آن شاگرد ایشان چیزی نگفته بودم و فقط نیّت آن را داشتم.[۷]

۵. نیکی به بدها

یکی از نزدیکان معظم له می گوید: نشنیدیم از کسی بدگویی و مذمّت کند، حتی بالاشاره و بالکنایه. آقا به تمام افراد نظر رحمت دارند، از افراد تعریف بجا می کنند؛ ولی مطلقاً در برنامه اش بدگویی نیست.

ایشان می گفتند: از ما تعهد گرفته اند که به بدها هم نیکی کنیم، یکی از آقایان می گفت: روزی من خدمت ایشان رفتم و مسئله ای مطرح شد و در بحثی که پیش آمد، من عصبانی شدم و به ایشان پرخاش کردم، حتی خودم گفتم که ایشان عادل نیست و نماز عشا را هم فرادا خواندم. هنگام رفتن، ایشان فرمودند: کفشهای آقا را بیاورید و هوای ایشان را داشته باشید.

۶. برخورد با متانت

ایشان در برخوردها و بحثها، کاملاً متانت خود را حفظ می کرد؛ یکی از نزدیکانشان می گوید: روزی کسی در حضور ایشان به منزل ما وارد شد و دربار روحانیت به سخن پرداخت و گفت: این روحانیون هم مثل ما برای خود شغلی درست کرده اند. آقا در پاسخ ایشان با متانت تمام گفتند: شما معنای روحانی و روحانیت را نمی دانید.[۸]

۷. اهمیت طهارت

در نزدیکی خان ایشان مسجدی است که روزی آنجا مجلس فاتحه ای برپا بود. آقا وارد شد و کنار یک نفر نشست. همین که نشست، به آن شخص فرمود: پاشو برو اوّل غسل کن، بعد بیا اینجا! آن مرد هم خیلی زود بیرون رفت.[۹]

۸. توحید در استعانت

روزی شخصی به نام «شیخ محمد» به آقا گفت: ما قبلاً آدمهای خوبی بودیم و حالا کمی ضعیف شده ایم. فرمود: فلانی! آن موقع هم دین نداشتی، الآن هم نداری! پرسید: چطور؟ فرمود: شما چند مرتبه برای گرفتن پول به خان آقایان رفته ای؟ گفت: می روم حق خودم را می گیرم. فرمود: من نگفتم حق دیگری را می گیری. بعد فرمود: این کار با «إِیَّاکَ نَعبُدُ وَ إِیَّاکَ نَستَعِین» نمی سازد.[۱۰]

۹. بهترین نصیحت

در سال ۱۳۶۰ ش شخصی که در یکی از شهرها عنوانی داشت، خدمت آقا رسید، پس از نماز در حضور برخی مأمورین که در اطراف آقا حلقه زده بودند پس از احوالپرسی گفت: آقا! نصیحتی بفرمایید.

این پیر ژرف اندیش و بصیر به او نگاهی کرد و فرمود: سعی کنید در زندگی مشرک نباشید! اگر توانستید به این مرحله برسید، هم کارهای شما اصلاح می شود. این بهترین نصیحتی است که می توانم بکنم.

او ادامه داد و گفت: آقا ما را دعا کنید! ایشان فرمودند: آدم شو تا دعا در حق تو تأثیر کند؛ و گرنه دعا بدون ایجاد قابلیّت فایده ای ندارد.

آن شخص برای سوّمین بار گفت: امسال مکه بودم و برای حضرت عالی طواف کردم. باز آقا فرمود: إن شاء الله سعی کن آدم شوی، تا طواف برای خودت و دیگران منشأ اثر باشد. یکی از همراهان آن شخص به گمان اینکه آقا او را نمی شناسد گفت: حاج آقا! ایشان فلانی هستند. در فلان شهر فلان منصب را دارند و خدمات ارزشمندی کرده اند. .. آقا فرمودند: چرا متوجه نیستید؟ چه عرض می کنم؟ باید آدم شود تا اینها برای او نافع باشد، دست از هوا و هوس بردارد، خود را همه کار خداوند نداند و نقشه برای خراب کردن افراد و غلبه بر دیگران نکشد. باید دست از کلک بازی بردارد، آن وقت است که طعم ایمان را می چشد؛ و گرنه هم اینها ظاهرسازی است.

طرز برخورد و سخنان تند و آتشین آقا، حاضران را شگفت زده کرده بود… چندی نگذشت که دریافتیم، او فردی ظاهر الصلاح؛ ولی منحرف بوده و بسیاری را فاسد و منحرف کرده است. او خود را برای مردم آن دیار به بتی تبدیل کرده بود.[۱۱]

۱۰. کار پسندیده

یکی از مبلّغین می فرماید: در بازگشت از تبلیغ ماه رمضان به قم، به حرم (حضرت معصومه(ع)) مشرف شدم. در حرم دوستی را دیدم، با چهره ای غم زده، گرفته و ناراحت پرسیدم: چرا ناراحتی؟ گفت: به خاطر احتیاج شدید به حضرت فاطم معصومه متوسل شده ام تا مشکلاتم برطرف شود.

چون نیاز شدید او را دیدم، تمام پولی را که به من داده بودند، به وی دادم و از او جدا شدم. چون وارد صحن شدم، با خود گفتم: خوب است سلامی هم خدمت حضرت آقای بهاء الدینی داشته باشیم. بنابراین، به طرف منزل معظم له حرکت کردم.

آقا با بزرگواری خاص خود، اذن ورود دادند. خدمتشان رسیدم و از محضر ایشان استفاده بُردم. چون اجاز مرخصی خواستم، فرمود: صبر کن! از جا برخاست، به اتاق دیگری رفت و پس از چند لحظه برگشت و مبلغی به بنده داد و فرمود: کار امروزِ شما، کار بسیار پسندیده ای بود! با تشکر، خداحافظی کردم، پس از مدتی، مبلغی را که آقا داده بود، شمردم. درست به انداز همان پولی بود که به آن دوست داده بودم.[۱۲]

۱۱. پاسخ به مشکلات

فردی می گوید: ده ها بار اتفاق افتاد که در ذهنم سؤالاتی بود، به محضر آقا به قصد پرسش رفتم؛ ولی در تمام این موارد قبل از سؤال، پاسخ پرسشها را در سخنانِ خِردپرور و دل آرای ایشان شنیدم. گمان داشتم این رخداد برای تنها من است؛ اما پس از طرح مطلب با دیگر دوستان، دریافتم از این دست، صدها مورد بوده است.[۱۳]

۱۲. مدارا با دیگران

یکی از شاگردان آیت الله بهاءالدینی می گوید: بسی خرسند بودم که بسیاری شبها توفیق شرکت در نماز جماعت آقا نصیبم می شود. یکی از روزها به قصد شرکت در نم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *