تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی انقلابهای ایران :

اشاره: مقاله حاضر ترجمه فصل ششم کتاب نیکی کدی با عنوان ایران و دنیای مسلمانان: مقاومت تا انقلاب است که برای آشنایی بیشتر با نحوه نگرش تحلیلگران غربی درباره انقلاب اسلامی به فارسی برگردانده شده است. به نظر می رسد برخی از کاستیها و اشتباهات تحلیلی که احیانا در این نوشتار راه یافته است، ناشی از عدم آشنایی نزدیک مؤلف با مسائل ایران و انقلاب اسلامی و نیز استفاده او از برخی منابع تحلیلی که نتوانسته اند جانب انصاف را رعایت کنند می باشد. ولی به هر حال انتشار چنین مطلبی جهت فراهم آوردن هر چه بیشتر زمینه گفتگو، نقد و تبادل افکار در حوزه مباحث انقلاب اسلامی سودمند به نظر می رسد.

انقلاب ۷۹ – ۱۹۷۸ ایران علاوه بر ویژگیهای منحصر به فرد، دارای ویژگیهایی است که نیازمند تحلیل مقایسه ای است. این مقاله به دو نوع بحث مقایسه ای خواهد پرداخت: ۱ – در ابعاد داخلی، مقایسه با شورشها و نهضتهای انقلابی دیگر از سال ۱۸۹۰ به بعد،

۲ – در ابعاد خارجی، مقایسه با دیگر انقلابهای بزرگ جهان، با بکارگیری آن دسته از تئوریهای انقلاب که با مورد ایران مطابقت می کنند. انقلاب ۷۹ – ۱۹۷۸ از دیگر انقلابهای بزرگ با توجه به محوریت یک ایدئولوژی مذهبی ارتدوکس متفاوت است. همچنین این انقلاب با انقلابهای جهان سومی پیش از۱۹۷۹ نیز، از باب شهر محور بودن آن فرق دارد.

مردم ایران که در زمان ثبات عموما برای آشکار ساختن نارضایتی از صاحبان قدرت بی میل به نظر می آیند، در ۹۰ سال اخیر در شماری از قیامها و انقلابهای بزرگ درگیر شده اند. به استثنای برخی قیامهای بعد از جنگ جهانی اول در استانهای شمالی تمامی این شورشها به سراسر شهرهای بزرگ ایران و برخی مناطق قبیله ای محصور گسترش یافته اند. در واقع ایران، از نظر تعداد و عمق نهضتهای شورشی و یا انقلابی در دنیای مسلمانان، هندو و یا غرب نظیری ندارد و تنها با چین، ویتنام و احتمالا روسیه قابل مقایسه است.

دو انقلاب بزرگ ایران در قرن بیستم با ایده های رایج در باب انقلابهای مدرن تطابق چندانی ندارند. با وجود این تردیدی نیست که انقلاب اسلامی ۷۹ – ۱۹۷۸ براندازی تمام عیار سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی یک نظم قدیمی را فراهم آورد و اهمیت پیروزی مشروطیت ۱۱ – ۱۹۰۵ به لحاظ گسترش مشارکت و جایگزینی سیستم سیاسی، در حدی هست که بتوان بدان نام انقلاب نهاد. پاره ای دیگر از نهضتها نیز عناصر انقلابی داشته اند. قیام سراسری علیه اعطای امتیاز تنباکو به بریتانیا در ۹۲ – ۱۸۹۱، قیام در استانهای گیلان، آذربایجان و خراسان بعد از جنگ جهانی اول، شورش در آذربایجان و خراسان بعد از جنگ جهانی دوم، نهضت مردمی ملی کردن صنعت نفت تحت رهبری مصدق در۵۳ – ۱۹۵۱، و تظاهرات عمومی ضد حکومتی اوایل دهه ۱۹۶۰، همگی شامل تلاشهایی برای براندازی سلطه خارجی بر اقتصاد ایران و برپایی یک جامعه و دولت مستقل بودند.

کوشش برای مقایسه معنادار بین شورشهای مختلف ایران و همچنین مقایسه آنها با قیامهای سایر کشورهای مسلمان و غیر مسلمان مستلزم قراردادن نهضتهای ایران قرن بیستم در چهارچوب تاریخ جدید ایران است. در دوره سلطنت قاجار (۱۹۲۵ -۱۷۹۶)، ایران به طور فزاینده ای تحت نفوذ و سلطه اقتصادی غرب بویژه بریتانیای کبیر و روسیه قرار گرفت. قدرتهای غربی در ایران نیز همانند بسیاری از کشورهای جهان سومی خواهان انعقاد قراردادهایی بودند که عوارض گمرکی را به ۵% محدود می کرد، بدین ترتیب منطقه تجاری مناسبی برای واردات کالاهای غربی فراهم می آمد که اغلب منجر به فروش ارزان محصولات صنعتی کارگاهی ایران می گشت. هر چند در سال ۱۸۷۵ فرش به یک محصول صادراتی عمده ایران تبدیل شد، اما رشد صادرات فرش به بهای سقوط تولید سایر پیشه وران و جابه جایی (حرفه ای) متعاقب آن و نارضایتی دیگر صنعتگران بود.

کاهش صادرات صنایع دستی ایران تا حدی با افزایش صادرات کشاورزی بویژه تریاک، پنبه و میوه جات و خشکبار جبران گردید. تجاری شدن کشاورزی و فرش که در دوره پهلوی نیز تداوم یافت (۷۹ – ۱۹۲۵) موجب افزایش قشربندی اقتصادی میان صاحبان زمین و آب و کارگاهها از یک سو و آنهایی که برای این افراد کار می کردند از سوی دیگر گردید. وجود بهبود عمومی وضعیت یا افزایش رفاه پرسشی است که پژوهشگران دوره قاجار درباره آن اتفاق نظر ندارند، اما افزایش قشربندی و آسیب پذیری روستاییان در مقابل قحطی – که به دلیل وابستگی آنها به زمین زیرکشت محصولات تجاری، مانند تریاک که با روزگار بازار نامساعد مواجه بود حاصل آمده بود منابع نارضایتی جدیدی را برای روستاییان فراهم آورد و همانند مساله از دست رفتن موقعیت پیشه وران به شکایات ساکنین شهرها یاری رسانید. به هر حال ایران به طرز متفاوتی از کشورهایی چون مصر و ترکیه عمل کرد، چرا که در کشورهای مزبور اروپاییان بیشتری ساکن بودند و این کشورها با اروپا تجارت بیشتری داشتند، در حالی که در ایران ساختار بازار بومی عمدتا دست نخورده باقی مانده بود. تجار ثروتمندی که به صادرات و واردات اشتغال داشتند و بازرگانان متمول محلی در تمام انقلابهای ایران نقش مهمی ایفا کرده اند.

سلاطین قاجار برای تقویت دولت و ارتش، جهت مقاومت در برابر تجاوزات فراوان دولتهای غربی و یا دولتهای همسایه در مقایسه با حکام کشورهایی چون ترکیه، مصر و یا تونس اقدام چندانی نکردند. ترکیه تلاشهایی را در آغاز قرن هجدهم برای تقویت ساختار نظامی، فنی و آموزشی خود به انجام رسانید. مرحله اول این تلاشها در اصلاحات سلطان محمود در دهه ۱۸۲۰ و ۱۸۳۰ به اوج خود رسید. مصر تحت رهبری محمد علی (پاشا)، تا موقعی که قدرتهای غربی محدودیتهایی را ایجاد کردند، دگرگونیهای قابل ملاحظه ای را در دو زمینه استقلال اقتصادی و قدرت نظامی حکومت در دهه ۱۸۴۰ به خود پذیرفت. ولی ایران توسعه متوازنی نداشت. اصلاحات عمده ولی بیحاصل عباس میرزا ولیعهد (فتحعلی شاه، م.۱۸۳۳) و صدر اعظمهایی چون امیرکبیر (م. ۱۸۵۱) و میرزا حسین خان سپهسالار (م. ۱۸۸۱) اثر چندانی در نوسازی ارتش، نظام اداری و سیستم آموزشی ایران بر جای ننهاد و تنها نیروی نظامی جدیدی که از سلسله قاجار باقی ماند نیروی اندک بریگارد قزاق تحت فرماندهی افسران روسی بود که در سال ۱۸۷۹ تشکیل شد.

قلت دگرگونی قابل درک است، چرا که ایران در مقایسه با کشورهای مدیترانه ای و خاورمیانه تماس بسیار کمی با غرب داشت و دارای سرزمینی خشک با جمعیتی پراکنده بود. بنابراین تمرکز بخشی به این کشور بسیار مشکل بود. سایر کشورهایی که وضعیت مشابهی داشتند (برای مثال افغانستان و مراکش) نیز به طور نسبی تمرکز و نوسازی اندکی در قرن نوزدهم به خود دیدند. سلاطین مجبور بودند قدرت خود را به گروههایی تفویض کنند که پیوند مستحکمی با مرکز نداشتند. در این میان قبایل صحرانشینی بودند (که اغلب در چهارچوب کنفدراسیونهایی عمدتا با هدف نحوه ارتباط با قدرت مرکزی سازمان یافته بودند و توان بسیج، قدرت سواره نظام، زبان و فرهنگ متفاوت و موقعیت جغرافیایی آنها (که اغلب نزدیک مرزها بود) آنها را واحدهای نیمه مستقل ساخته بود. پیوند آنها با حکومت اغلب به پرداخت (خراج) سالیانه و یا وظایف نظامی در زمان جنگ محدود می شد. برخی از حکام یا خوانین محلی هر چند که حکومت مرکزی کنترل فزاینده ای را بر آنها اعمال می کرد، قدرت قابل ملاحظه ای بویژه در دوره سلطنت ناصرالدین شاه (۹۶ – ۱۸۴۸) داشتند.

فقدان تمرکز گرایی در ایران به قدرت فزاینده و نفوذ علمای شیعه نیز مرتبط می شد. در اوایل قرن نوزدهم، بعد از یک دوره تحول طولانی، مکتب اصولی یا اجتهادی علما بر مکتب رقیب اخباری چیره گشت. مکتب اخباری ادعا داشت که اعتقادات فردی را باید از قرآن و سنت حضرت رسول و ائمه دریافت کرد و نیازی به پیروی از راهنمایی مجتهدین یعنی کسانی که ادعای حق اجتهاد (کوشش برای استنباط نظریه صحیح) دارند وجود ندارد. اصولییون در مقابل مدعی بودند که هر چند مبانی اعتقادی در قرآن و سنت نهفته است، وجود مجتهدین ذیصلاحی جهت تفسیر دین برای مؤمنین ضرورت دارد. با رواج یافتن نظریه اصولی، بویژه در دوره مرجعیت عام شیخ مرتضی انصاری در اواسط قرن نوزدهم، هر مؤمنی لازم بود از فتاوی یک مجتهد زنده تبعیت کند و هنگامی که تنها یک مجتهد اعلم وجود داشت، فتاوی او بر مجتهدین دیگر اولویت می یافت. علمای اصولی موقعیت قویتری در مقایسه با علمای سنی دارند. چرا که مجتهدین غیر معصوم به عنوان مفسرین قصد و نیت دوازدهمین امام معصوم غایب شناخته می شوند.

علمای شیعه علاوه بر قدرت نظریشان که در سیاست، مذهب و حقوق تاثیر می نهاد، دارای قدرت اقتصادی و اجتماعی نیز بودند که باز بالغ بر قدرت علمای اهل سنت بود. علمای شیعه بر خلاف اکثریت علمای سنی مستقیما مالیات مربوط به زکات و خمس را جمع آوری و هزینه می کردند. همانند برخی از علمای سنی، آنها اموال وقفی زیادی را در کنار داراییهای شخصی خود در اختیار داشتند، قضاوت عمدتا تحت کنترل آنها بود، تعلیمات ابتدایی توسط آنها انجام می شد، بر رفاه اجتماعی نظارت می نمودند و حکام مکررا سعی در جلب نظر آنها داشتند و حتی مبالغی نیز به آنها پرداخت می کردند. هر چند بسیاری از علما عموما روابط حسنه ای با سلطنت داشتند ولی در برابر تعدیات قاجار به محدوده قدرت خود مقاومت کردند، در حالی که در بسیاری از دولتهای سنی، علما به طور فزاینده ای تابع و زیردست حکومت گردیدند. برخی از علمای ایران برای دولت کار کردند، اما هر چه قرن نوزدهم سپری شد، منازعات بین علما و قدرتهای غیر دینی (سکولار) افزایش پیدا کرد.

استقلال نسبی علما، اتحاد آنها با بازار، پیشه وران، تجار و […] را تسهیل نمود. بازار از دیر باز مرکز اقتصادی، اجتماعی و مذهبی شهرهای کوچک و بزرگ بوده است و حتی در زمانهای اخیر نیز جمعیت فراوانی را در برگرفته و سهم قابل توجهی در اقتصاد دارد. در دهه ۱۸۳۰ بازاریان در خصوص حجم عظیم واردات محصولات خارجی که منجر به تضعیف تولید و تجارت آنها می شد، نارضایتی خود را به دولت اعلام داشتند. با فرض وجود معاهداتی که تعرفه های گمرگی ایران را محدود می ساخت، برای زمامداران حتی اگر دارای توان بیشتری بودند، میدان عمل وسیعی وجود نداشت.

صرف نظر از اینکه اشخاص یا گروههای معینی در نتیجه فشار غرب بر ایران منتفع یا متضرر شده بودند، گروههای متنوعی، در جامعه وجود داشتند که دلایلی برای ناخشنودی از قاجار و تعدیات غرب داشتند. پیشه ورانی که وقعیت خود را از دست داده بودند آشکارا ناراضی بودند. حتی تجار موفق فکر می کردند که رفتار مطلوبتری با بازرگانان غربی می شود. برای مثال غربیها از عوارض جاده ای و مالیاتهای داخلی معاف بودند در حالی که تجار ایرانی باید چنین هزینه هایی را تقبل می کردند. علما با گامهای محدودی که سلسله قاجار به سوی غربی نمودن سبک آموزش برداشت و برای مثال به مسیونرها اجازه داده شد در ایران به مسیحیان تعلیم دهند، مخالفت کردند. آنها همچنین به گامهایی که در جهت اصلاحات و اعطای امتیاز به غربیها بود اعتراض نمودند. روستاییان عموما چنان پراکنده و متاثر از کنترل زمینداران بر زمین و آب بودند که نتوانستند به سازماندهی جنبشهای نارضایتی بپردازند، گرچه آنهایی که مهاجرت کردند و به صورت کارگران فرودست شهری درآمدند در شورشهای شهری دوره قاجار و بویژه در انقلاب ۷۹ – ۱۹۷۸ مشارکت نمودند.

در میان ناراضیان قرن نوزدهم یک گروه کوچک اما در حال رشد روشنفکری نیز وجود داشت که بسیار از آنها موقعیتهای تجاری و یا حکومتی داشتند. این گروه راه و رسم غربی را آموخته بودند. غالبا دانش آنها از غرب به نحو غیر مستقیم یعنی از طریق مسافرت به هند، استانبول، مصر و یا به وسیله مهاجرت به نواحی ماورای قفقاز روسیه حاصل گردیده بود. صدها هزار ایرانی که بیشتر آنها کارگر بودند به نحو نیمه دائمی در ماورای قفقاز اقامت داشتند و گروه روشنفکران ایران را حمایت می کردند. تعدادی از ایرانیان تحصیلکرده، بویژه میرزا ملکم خان و سید جمال الدین افغانی به کشورهای فرانسه و انگلیس نیز مسافرت نمودند. آنهایی که به خارج از کشور رفتند عموما با مشاهده اقتصاد غربی و توسعه سیاسی یکه خوردند، در نوشته های آنان راه و رسم غربی تحسین و حکام خود کامه، کارگزاران حقیر، روحانیون [… ]، محاکم فاقد قانون و وضعیت نامطلوب زنان در ایران نقد شده است.

همنوایی مکرر بازاریان و بسیاری از علما از یک سو و لیبرالها و رادیکالهای سکولار از سوی دیگر عمدتا بر مبنای وجود دشمنان مشترک (یعنی سلطنت و حامیان خارجی آن بوده است تا توافق واقعی دیگری در خصوص اهداف. علما می خواستند قدرت خودشان را گسترش دهند و اسلام شیعی را با قاطعیت اجرا نمایند. لیبرالها و رادیکالها نیز در پی یک دموکراسی مستحکم و توسعه اقتصادی بودند و بازاریان می خواستند شرایط مطلوب برای اقتصاد خارجی و وضعیت رقابتی آن را در کشور محدود سازند. اتحاد بسیاری از علما، بازاریان و تعدادی از روشنفکران سکولار قدرت خویش را برای اولین بار زمانی نشان داد که شاه به یک تبعه بریتانیا امتیاز انحصاری خرید، فروش و صادرات تنباکوی ایران را اعطا نمود. این امتیاز به دنبال اعطای یکسری امتیازات به اروپاییان بود اما در این مورد چنین امتیازی محصولی را شامل می شد که به نحو وسیعی در ایران کشت و صادر می شد، سودمند بود و با تولیداتی که سابقا بهره برداری نشده بود تفاوت داشت. زارعین و تجار با احساس تهدید نسبت به امرارمعاش خود و همچنین به لحاظ عرق ناسیونالیستی برانگیخته شدند. اعتراضات فعال و اغلب توده ای در بسیاری از شهرهای ایران در سال ۱۸۹۱ که عمدتا به وسیله علما و شارکت بازاریان و بعضا تشویقهای پشت پرده روسها) رهبری می شد، زمانی به اوج خود رسید که استعمال توتون و تنباکو به نحو موفقیت آمیزی تحریم شد و در حکم محاربه با (حضرت) امام زمان تلقی گشت. شاه مجبور شد این امتیاز انحصاری را در اوایل سال ۱۸۹۲ لغو نماید.

از ترکیب قیام تنباکو در سالهای ۹۲ – ۱۸۹۱ با نهضتهای انقلابی و شورشهای بعدی یک حرکت اساسی ضد امپریالیستی و ضد سلطه خارجی شکل گرفت. هر چند این حرکت در بسیاری از مستعمرات و دول وابسته دنیا به وجود آمد ولی حرکت ضد امپریالیستی در ایران در مقایسه با بسیاری از دیگر کشورهای خاورمیانه قویتر بود و در شکل شورشها و انقلابهای توده ای پدیدار شد. علی رغم اینکه بیگانگان در ایران در مقایسه با سایر کشورهای خاورمیانه کنترل مستقیم چندانی نداشتند، مردم ایران در مقابل سلطه خارجی بیش از مردم اغلب کشورها مقاومت نمودند. مقاومت ایرانیان در مقایسه با افغانستان کمتر به شکل آشکار و نظامی بود. در افغانستان همانند ایران دوره هایی از همزیستی با خارجیان جای خود را به دوره هایی از شورشهای فعال سپرد، اما حس ضد خارجی ایرانیان همواره قوی بوده است.

در میان سرزمینهایی که در موج اولیه فتوحات مسلمین تحت انقیاد درآمدند، ایران تنها منطقه بزرگی بود که زبان و بخش بزرگی از فرهنگ باستانی خویش را حفظ کرد. این فرهنگ البته به نحو قابل ملاحظه ای به وسیله اسلام تعدیل یافت. تشیع، مذهب دولتی ایران از سال ۱۵۰۱ در مقایسه با مذهب تسنن مقاومت بیشتری در برابر نفوذ خارجی از خود نشان داد. بخشی از قدرت شیعه در این رابطه در اصرار آن بر پاک بودن به لحاظ شرعی نهفته است (ممنوعیت تماس فیزیکی با کفار، جلوگیری از ورود کفار به مساجد و زیارتگاهها و امثال آن). برای بسیاری از ایرانیان افزایش نفوذ اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیکی غربیها عمدتا به مثابه غصب حقوق مؤمنین تلقی می شد. بدین ترتیب هر چند، نوع نارضایتی گروههای مختلف متفاوت بود، خشم و انزجار اقتصادی، سیاسی و مذهبی در هم تنیده می شد. حکومتها که به مثابه خادم کفار خارجی محسوب می شدند تقریبا به اندازه خود خارجیها مقصر تلقی می شدند. ایرانیان حکومت خود را مسئول غارتگریهای غرب می دانستند و این امر در تحولات سال ۱۸۹۱، در انقلاب مشروطه ۱۱ – ۱۹۰۵، ملی شدن صنعت نفت ۵۳ – ۱۹۵۱ تحت رهبری مصدق، تظاهرات ۱۹۶۳ در خصوص (امام) خمینی، و انقلاب ۷۹ – ۱۹۷۸ خود را نشان داد. نمونه های مشابهی نیز در جاهای دیگری بویژه در میان اخوان المسلمین و سایر گروههای نظامی مسلمان در کشورهای عربی و جاهای دیگر مشاهده گردید. اما در ایران این مساله پیروان انقلابی فراوان و گسترده ای جذب کرده بود. حمله به هر رژیمی که اجازه دخالت غرب در ایران را می داد به نحو قاطعی توسط نمایندگان مورد احترام علمای سنتی و بازار مورد تایید قرار می گرفت. بخشی از نیروی مقاومت ایرانیان در برابر غرب از باور دیرپایی سرچشمه می گرفت که مطابق آن کفار غربی درصدد تضعیف ایران و اسلام بودند. برای بسیاری، تشیع و ملی گرایی اجزای یک کل واحد بودند.

دو نهضت (مهم) ایران در قرن بیستم که آشکارا شایسته عنوان انقلاب می باشد (انقلاب مشروطه ۱۱ – ۱۹۰۵ و انقلاب اسلامی ۷۹ – ۱۹۷۸) اهمیت این دیدگاه در بین ایرانیان را نشان می دهد. رویدادهایی که به اولین انقلاب ایران در این قرن منجر شد تا حدی نتیجه تداوم و تشدید قیام تنباکو در دهه ۱۸۹۰ بود. قدرت اقتصادی و سیاسی بریتانیا و روسیه بعد از سال ۱۸۹۲ به سرعت رشد کرد. پیروزی قیام تنباکو ۵۰۰۰ هزار پوند بدهی جهت پرداخت به کمپانی بریتانیا به لحاظ از دست دادن امتیاز انحصاری تنباکو به دوش ایران نهاد. در اول ماه می ۱۸۹۴، میرزا رضا کرمانی تحت تاثیر فعالیتهای پان اسلامیستی سید جمال الدین افغانی در استانبول علیه شاه، ناصرالدین شاه را به قتل رساند. جانشین بیمار شاه مبالغ هنگفتی را خرج درباریان و مسافرتهای پرهزینه به خارج از کشور کرد. مظفرالدین شاه پولهایش را از محل دو موردوام از روسیه که بر مبنای اعطای امتیازات بیشتر اقتصادی به آن کشور دریافت شد به دست آورد. بریتانیا از روسیه عقب نماند و با به دست آوردن امتیازات بیشتر که در راس آنها امتیاز دارسی قرار داشت این قضیه را تلافی کرد. امتیاز نفت دارسی به استخراج نفت خاورمیانه برای اولین بار بعد از اکتشاف آن در سال ۱۹۰۸ انجامید.

جنگ روسیه و ژاپن در سالهای ۵ – ۱۹۰۴ و انقلاب ۱۹۰۵ روسیه به نهضت اعتراض علیه حکومت (اپوزیسیون) در ایران که از سال ۱۹۰۱ در حال رشد بود نیرو بخشید. بعد از یک قرن شکستهای پی در پی آسیا، یک قدرت آسیایی، یکی از قدرتهای اروپایی را در هم شکسته بود و غرور آسیا را تقویت نموده بود، این احساس بویژه در کشورهایی همچون ایران که نفوذ و فشار روسیه را تجربه کرده بودند قدرت زیادی داشت. عده زیادی اهمیت این امر را در این نکته می دانستند که تنها قدرت آسیایی که دارای قانون اساسی بود، تنها قدرت اروپایی را که قانون اساسی نداشت شکست داده بود و قوانین اساسی به عنوان «راز قدرت »، غرب تلقی گردید. در ایران همانند تعدادی از کشورهای آسیایی، رسالاتی در باب قوانین اساسی و فضایل آن انتشار یافت و اخبار پیروزیهای ژاپن با شادمانی منتشر می گشت. انقلاب روسیه نشان داد که یک قیام توده ای ممکن است یک سلطنت استبدادی را تضعیف و وادار به پذیرش قانون اساسی نماید. همچنین جنگ روسیه و ژاپن و انقلاب روسیه، کشور روسیه را موقتا از سیاست داخلی ایران بیرون کشید و این امر کسانی را به حرکت تشویق نمود که فکر می کردند در صورت تهدید سلسله قاجار، روسیه مداخله خواهد کرد.

انقلاب مشروطه در اواخر ۱۹۰۵، زمانی که تجار آبرومند قیمت قند را به دلیل افزایش قیمتهای بین المللی افزایش دادند، آغاز گردید. چرا که تجار کتک خوردند و شورشی در خیابانها براه افتاد. زمانی که عده ای از علما بست نشستند، شاه قول تاسیس یک عدالتخانه و اعطای امتیازاتی دیگر را داد ولی وعده او عملی نشد و شورش جدیدی در سال ۱۹۰۶ برپاگشت و با بست نشستن مجدد علما در قم و بست نشستن ۱۲ هزار نفر بازاری در سفارت بریتانیا نهضت بالا گرفت. بدین ترتیب پادشاه قول به پذیرش یک قانون اساسی داد و نمایندگان مجلس انتخاب شدند. قانون اساسی ۷ -۱۹۰۶ بر اساس قانون اساسی بلژیک تدوین گشت ولی شرطی اضافه گشت که مطابق آن کلیه قوانین از حیث سازگاری با شریعت اسلام می بایست به تایید هیاتی مرکب از حداقل پنج نفر مجتهد می رسید. طراحان قانون اساسی قدرت واقعی را برای مجلس و هیات وزیران منظور نمودند تا پادشاه.

زمانی که در سال ۱۹۰۸ مجلس طی کودتایی توسط شاه جدید یا محمد علی شاه بسته شد انقلاب به خشونت گرایید. فداییان و مجاهدین انقلابی علیه شاه در شمال کشور سر به شورش برداشتند و سپس همگام با قبایل بختیاری که از جنوب حرکت کرده بودند برای فتح تهران به سمت جنوب به راه افتادند. در دور دوم مشروطه بین میانه روها که توسط روحانیون رهبری می شدند و دموکراتها که برنامه هایی برای اصلاحات ارضی و اجتماعی داشتند شکاف افتاد. اما این بریتانیا و روسیه بودند که در سال ۱۹۱۱ تیر خلاص را به انقلاب زدند. روسیه اولیتماتومی به ایران داد و ضمن طرح پاره ای خواسته ها، درخواست نمود که ایران، مشاور امریکایی خود مورگان شوستر را که هوادار ملی گرایان بود بر کنار نماید. بریتانیا نیز که در سال ۱۹۰۷ پیمان حسن روابط را با روسیه امضا کرده بود، از درخواستهای روسیه حمایت نمود. نیروهای روسیه و بریتانیا در ۱۲ – ۱۹۱۱ وارد ایران شدند و مجلس بسته شد.

هر چند مجلس قوانینی در جهت اصلاحات اجتماعی، قضایی و آموزشی به تصویب رسانید، انقلاب عمدتا سیاسی بود و از طریق ایجاد یک قانون اساسی و مجلسی به سبک غرب، به کاهش اختیارات پادشاه و قدرتهای خارجی مساعدت نمود. این موارد بهترین ابزار برای محدود ساختن خود کامگی به شمار می رفت. برخی از انقلابیون انتظار داشتند ایران و مردم آن قادر شوند راه و رسم اسلامی تر را بازگردانند، در حالی که برخی دیگر امیدوار بودند بیشتر غربی شوند. البته هدف هر دو اینها معطوف به رهایی از سلطه غرب بود. در این انقلاب، بر خلاف انقلاب ۷۹ – ۱۹۷۸، برخی از رهبران روحانی یک ایدئولوژی سیاسی جدیدی را اتخاذ کردند. آنهایی که از انقلاب حمایت کردند از اینکه سهم زیادی از مناصب پارلمانی را به دست آورده و حق وتویی در خصوص قانونگذاری داشتند خشنود بودند. یکی از علما رساله ای در باب دفاع از مشروطه به عنوان بهترین حکومت ممکن در زمان غیبت امام غایب نوشت اما در خصوص اینکه این رساله در سطح وسیعی مطالعه شده باشد شواهدی در دست نیست. بسیاری از علما قانون اساسی را به عنوان ابزاری در جهت محدود ساختن قدرت شاه و افزایش قدرت خودشان پذیرفتند و برخی نیز با مشاهده قوانین و فرایندهای سکولاریستی از خواب فلت بیدار گشته و خط و مشی انقلابی را رها کردند. هر گاه انقلاب ۱۱ – ۱۹۰۵ مسبوق به تجربیات ریزتری بود (همانند قیام علیه امتیاز فراگیر بارون ژولیوس دو رویتر در سال ۱۸۷۲ و قیام تنباکو در سال ۱۸۹۱) انقلاب ۷۹ – ۱۹۷۸ بر پایه خشم و انزجار و همین طور سازمانهایی بود که در اعتراضات و نهضتهای قبلی شکل گرفته بودند. دوره بعد از جنگ جهانی دوم با پیدایش (جنبش) چپ مشخص می شود به ویژه حزب توده که مهمترین اقدامات آن برگزاری یک تظاهرات عمومی در خصوص میادین نفتی و دامن زدن به نهضتهای خودمختاری طلب در آذربایجان و کردستان بود که مورد اخیر مقاصد منطقه ای جالب توجهی را آشکار ساخت. سپس نهضت ملی شدن صنعت نفت به جریان افتاد که احساسات عمیق ضد امپریالیستی را نشان می داد و با ملی شدن نفت در سال ۱۹۵۱ و دو سال نخست وزیری مصدق به اوج خود رسید. مصدق با کمک ایالات متحده و بریتانیای کبیر سرنگون شد. بعد از این تحولات بحران اقتصادی و سیاسی ۶۴ – ۱۹۶۰ را شاهدیم که نکته برجسته آن تظاهرات ۱۹۶۳ هست که منجر به کشته شدن افراد زیادی و همچنین تبعید رهبر مذهبی نهضت، آیت الله خمینی در ۱۹۶۴ گردید. حکومت پهلوی عکس سیاستهای قاجار را به اجرا گذاشت و بعد از ۱۹۲۵، ایران در معرض نوسازی، سکولارسازی و تمرکز گرایی با شتاب قرار گرفت. بویژه بعد از ۱۹۶۱، شاه رشد سریع صنایع کالاهای مصرفی را تشویق نمود و به خرید تسلیحات حتی فراتر ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *