تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع) :

مقدمه

در کلام امام زین العابدین (ع) ابتدا باید معنای حقوق را تعریف کنیم؛ درست است که نام این کتاب رساله الحقوق است اما حق معانی مختلفی دارد. حق به معنای فقهی و حقوقی، همان من حق دارم است مثل اینکه من حق دارم طلبم را از شما بگیرم. حق به معنای توانایی در برابر تکلیف است. گاهی هم حق در برابر حکم قرار می گیرد؛ ممکن است من بخواهم حقی که متعلق به من است را ساقط، منتقل یا استفاده کنم. اگر شما از من طلب دارید من موظفم تا حق شما را بپردازم اما حق در رساله حقوق امام سجّاد (ع) به معنای حکم است، یعنی حکم الله، حقوقی است که خداوند به عنوان وظیفه برای ما مشخص کرده است. برای مثال حکم الله وظیفه فرزند نسبت به پدر و مادر و برعکس، وظیفه انسان نسبت به اموال عمومی و شخصی، وظیفه انسان نسبت به سرزمین ها، وظیفه انسان نسبت به حال و آینده تاریخ است. در اینجا حق به معنای فقهی و حقوقی یا سلطه نیست بلکه به معنای وظیفه و تکلیف است.این ۵۱ حق و وظیفه را می توان در ۷ دسته تقسیم کرد. در ابتدا حقوق خداوند بر انسان ها قرار می گیرد بنابراین انسان ها باید در مسیر الهی حرکت کنند. در دسته دوم حق انسان بر خودش یا همان حق النّفس مطرح می شود؛ مثل حقوق اعضای بدن انسان که هر یک از این اعضا بر کلیت بدن انسان سلسله حقوقی دارند؛ در این زمینه باید چشم به اموال مردم نداشته باشیم، گوش را به هر چیزی نسپاریم که این موارد از وظایف الاعضا هستند در اینجا حق به معنای طلب و سلطه نیست. در دسته سوم هم حق افعال عبادی مانند نماز، روزه حج و صدقه و… قرار می گیرد. امام سجّاد (ع) نیز مسایلی را نسبت به حقوق افعال عبادی در رساله الحقوق بیان می کنند. در دسته چهارم هم حقوق بزرگان مطرح می شود که به معنای حقوق رعیت نسبت به حاکم و حاکم نسبت به رعیت، حق معلّم، حق مالک و حق همسر و… بخشی از حقوق بزرگان است؛ حقوق جمع و فرد بر یکدیگر است یا بگوییم حقوق فرمانروا یا پیشوا بر مردم یا برعکس است. در دسته پنجم هم حقوق خانواده نسبت به یکدیگر مطرح می شود مانند حقوق فرزند نسبت به پدر و مادر و بر عکس است. در دسته ششم نیز حقوق دیگران قرار می گیرد. مثل حقوق مؤذن، پیش نماز و همسایه و… بنابراین هر کسی حقی دارد. در دسته دیگر حقوق اموال مطرح است. حقوق نسل ها، مال ها و طبیعت جز حقوق اموال قرار می گیرد. برای مثال ما حق نداریم حتی اموال خود را هدر دهیم.

مفهوم حق

واژه ی”حق ” در معانی گوناگونی به کارگرفته میشود. وجه اشتراک کاربردهای متفاوت آن مفهوم “ثبات ” و “پایداری ” است. برهمین اساس، کاربرد آن در مورد “خداوند متعال”، “فعل و وعده ی خداوند”، «مفهوم مطابق با واقع»، «کارشایسته» و امثال آن، به نحوی دارای چنین وجه اشتراکی می باشند. (لغت نامه ی دهخدا، ۱۳۷۳: ۱). صرف نظر از معنای لغوی، اصطلاح “حق” نیز در موارد متفاوتی به صورت جمع ومفرد به کار میرود که بیان آن لازم میباشد:

۱- حقوق به معنای مقرّرات اجتماعی، به سخن دیگر نظام حاکم بر رفتارفردی و اجتماعی شهروندان یک جامعه که اجرای آن تضمین شده است. در این کاربرد، واژه ی حقوق جمع واژه ی حقّ نیست واعتبار این مفهوم بر اساس نوعی «وحدت اعتباری» می باشد که مترادف با واژه ی «تشریع» در عربی و «Law» در زبان انگلیسی است.

۲-حقوق به معنای دستمزد و پاداش مالی، مترادف (Salary) در زبان انگلیسی، این استعمال همیشه به صورت جمع است.

۳-حقوق به عنوان جمع حق؛ (Right) در مبحث حاضر این معنا مورد توجه است. از این اصطلاح در متون فقهی و اصولی تعاریف مختلفی شده است که بدان اشاره می شود:

أ -“حق” سلطه ای است که برای انسان به خودی خود بر دیگری، اگر چه به طور اعتباری، قرارداده شده است. (صناعی، ۱۳۷۹: ۱۳).

ب -“حق” اعتباری خاص و اضافه ای ویژه است که از حکمی وضعی یا تکلیفی و یا منشأ دیگری انتزاع میشود. (خراسانی، ۱۳۵۶: ۲۲۴)

ت -“حق” مرتبه ای ضعیف از ملکیت است. (شیروانی، ۱۳۸۵: ۵۶).

ث -“حق” امری است اعتباری که در هر مورد، معنای خاص میدهد و دارای آثار خاصّ است. از این رو مضاف الیه حق بیانگر مفهوم خاصّ اعتباری حق در هر مورد می باشد. (غروی، ۱۳۷۶: ۱۰).

ج -حق، متشکل از چهار عنصر است که عبارت است از اختصاص، تسلّط، احترام دیگران نسبت به آن و حمایت قانون از آن عنصر اوّل و دوّم بیانگر ماهیت حق و دو عنصر دیگر مبین تکالیف دیگران در قبال حق است (الشّرقاوی،۱۹۹۶: ۱۴۷و۲۱).

ح -حق، اختیاری است برای انجام یک فعل که به یک فرد یا یک اجتماع داده می شود. اعلامیه های حقوق بشر حق را به همین معنا گرفته اند (برول، ۱۳۵۳: ۲۲۸).

حقوق بشر

مجموعه ی حقوقی که به سکنه یک کشور اعم از بیگانه و تبعه در مقابل دولت داده میشود. درمسأله حقوق بشر امر تابعیت نباید دخالت داده شود زیرا این حدّاقل حقوقی است که انسان درهر جا که هست باید دارا باشد. درهمین معنی حقوق انسان هم به کار میرود.

رابطه ی حق وتکلیف

تکلیف به معنای الزام متعلّق به فعل یا ترک فعل انسان است و رابطه متقابل با حق دارد. به بیان دیگر، هر حقّی مستلزم تکلیفی و هر تکلیفی مستلزم حقّی است؛ با این تفاوت که در مفهوم حق، اختیار بهر ه برداری واستیفا نهفته است و صاحب حق، توان انتخاب دارد، در حالی که در مورد تکالیف چنین نیست، هر چند درمقام عمل، انسان قادر به ترک تکلیف میباشد. (جوادی آملی، ۱۳۷۵: ۷۵)

مبنا و جوهر حق

درباره ی مبنای حق گفتگو بسیار است (کاتوزیان، ۱۳۸۰: ۲۳۳). پاره ای از نویسندگان اراده را منبع حق شمرده اند و گفته اند: «حق عبارت از توانایی است که به اراده ی اشخاص داده شده». بنابراین عنصر اصلی حق اراده ای است که به وسیله ی قانون، حاکمیت یافته است. گروه دیگر، در تعریف حق گفته اند: «نفعی است که از نظر حقوقی حمایت شده». بر طبق این نظر، صاحب واقعی حق کسی است که از آن سود می برد نه آنکه اراده میکند. بنابراین، درباره ی مبنا و جوهر حق میتوان نتیجه گرفت: «سلطه و اختیاری است که حقوق هر کشور به منظور حفظ منافع اشخاص به آنها میدهد» و بر همین پایه میتوان تعریف حق و آثار آن را استوار ساخت.

اعلامیّه جهانی حقوق بشر

مجمع عمومی سازمان ملل متّحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متّحد، اعلامیّه جهانی حقوق بشر را تصویب کرد و اعلامیّه جهانی حقوق بشر، که هدف آن برقراری تضمین حقوق و آزادی های برابر برای همه مردم بود در دسامبر به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین المللی حقوق بشر گرامی داشته می شود.

این اعلامیه شامل یک دیباچه و ۳۰ ماده ,در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ مطابق با ۱۹ آذر ۱۳۲۷ خورشیدی در مجمع سازمان ملل تصویب شد و جهانیان این روز را به نام ” روز حقوق بشر” جشن می گیرند.

بنابراین موادی از اعلامیه که ملازم با حقوق بشر دارد را مورد بررسی قرار می دهیم:

مواد ۱ و ۲ اعلامیه شامل چهار اصل اساسی یعنی آزادی، برابری، عدم تبعیض و برادری است. ماده یک اعلامیه چنین می گوید: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق باهم برابرند و هم دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند. همان گونه که سعدی فرموده: «بنی آدم اعضای یکدیگرندکه در آفرینش ز یک گوهرند» (ایزد پرست، ۱۳۶۱: ۴۸) که هدف نویسندگان اعلامیه از تاکید بر تساوی حیثیت ذاتی و تساوی حقوق افراد و این که هم دارای عقل و وجدان می باشند و محکوم کردن هرگونه فکر نژادپرستی، برتری طلبی، تحقیر و ایجاد روح برادری، تعاون و تفاهم در بین افراد و اقوم ملل جهان است در تکمیل این هدف در ماده دوّم اعلامیه با صراحت بیشتر بلکه تبعیضات ناشی از نژاد، رنگ، زبان مذهب، و عقیده سیاسی، وضع اجتماعی و… که سبب جدایی و اختلاف در بین افراد می شود را محکوم می کند. در ماده سوّم اعلامیه «هرکس حق زندگی، آزادی، امنیت شخصی دارد» (ناصر زاده، ۱۳۷۲: ۱۷۴) و در ماده چهارم اعلامیه نفع بردگی و اشکال بردگی را ممنوع کرده است.

در ماده پنجم هیچ کس به هیچ دلیل و بهانه ای حق اعمال فشار و شکنجه یا هرگونه مجازات ظالمانه غیرانسانی که برخلاف انسانیت و شئون بشری باشد را ندارد. ماده ششم تا چهاردهم در مورد شخصیت حقوقی افراد و برخورداری از حمایت برابر قانون در مقابل هرگونه تعرض و تبعیض، حق رجوع به دادگاه، مصونیت فردی، اصل برائت، مصونیت فرد در زندگی خصوصی، اقامت و امور خانوادگی و مکاتبات، آزادی رفت و آمد و حق پناهندگی و غیره می باشد. ماده پانزدهم تا هفدهم هم شامل حق تابعیت، حق تشکیل خانواده و حقوق خانوادگی و غیره می باشد. در هجدهمین ماده اعلامیه به رسمیت شناختن آزادی اندیشه و عقیده و مذهب تاکید دارد. در نوزدهمین ماده که هرچند به ماده قبل شباهت دارد ولی به نظر می رسد ماده اخیر ناظر به عقاید سیاسی باشد تا عقاید مذهبی به موجب این ماده هرکس از آزادی عقیده و بیان برخوردار است. (همان:۱۷۹).

از ماده بیستم تا بیست هفت شامل آزادی اجتماعات، حق دریافت کار حق انتخاب کار، حق تشکیل سندیکا و آزادی آموزش و پرورش و بهره مندی از فواید علم می باشد. در ماده بیست و نهم اعلامیه در مقام تعیین هدف جامعه و حدود و حقوق و آزادی ها چنین مقرر دارد که هرکس در مقابل آن جامعه وظیفه ای دارد که رشد آزاد و کامل شخصیت او را ممکن و میسر می سازد. هرکس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون منحصراً به منظور شناسایی و مراعات حقوق و آزادی دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است. بند ۳ از ماده بیست ونهم و ماده سی ام اعلامیه که برای حمایت در مقابل سوء استفاده از حقوق بشر و آزادی های اساسی مقرراتی وضع می کند که چنین است: «این حقوق و آزادی ها در هیچ مورد نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا شود و هیچ یک از مقررات اعلامیه نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولت یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هریک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را از بین ببرد و یا دست به اقدامی بزند که هدف آن پایمال کردن حقوق و آزادی های مندرج مقرر در این اعلامیه باشد.» (بند ۳ ماده۲۹ و ماده ۳۰) بنابراین اهمیّت اعلامیه جهانی حقوق بشر در این است که بررسی نخستین بار در تاریخ جهان در زمینه حقوق و آزادی های اساسی بشر آن هم از طرف یکی از مهم ترین مقامات بین المللی منتشر و به عنوان آرمانی مشترک برای همه افراد جامعه شناخته شده است.

حقوق بشر در دیدگاه امام سجّاد (ع) و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر که در سال ۱۹۴۸ میلادی در پاریس امضا شد و با قبول بسیاری از کشورها جزء حقوق بین الملل نیز قرار گرفت در سایه ی قتل، کشتار و تهدیدات جانی جنگ های جهانی اول و دوم تنظیم شده است و محتوا و روح کلی آن ناظر به احترام به حقوق اولیه ی انسان ها و برابری همه ی افراد بشر جهت دسترسی به حداقل های زندگی و حیات فردی و اجتماعی است. این اعلامیه در فضای نفی استبدادی که در دوران جنگ جهانی بر اروپا و بسیاری از کشورها حاکم بود نگاشته شده و ناظر به حقوق ابتدایی مردم در بهره مندی از یک زندگی حداقلی و برابر است. با تأمل در مفاد این اعلامیه می توان دریافت انگیزه اصلی تدوین کنندگان آن تأمین زیرساخت های معنوی جهت زندگی مسالمت آمیز بشر در جوامع و حفظ حداقل های لازم برای افراد آن بوده است، هر چند در مواردی اندک مانند حق تغییر ثانویه ی دین این اعلامیه با احکام اسلام تفاوت دارد اما در مجموع باید آن را گامی مثبت جهت پیشرفت جوامع دانست که دین اسلام بسیاری از مواد این اعلامیه را در لابلای احکام خود به صورتی مفصل تر و جامع تر بیان کرده است. امام سجاد علیهم السلام در این رساله علاوه بر نظر به نیازهای مادی به جنبه های فرا طبیعی نیازهای بشر نیز نظر داشته اند. البته در مقایسه ی محتوایی این اعلامیه با رساله الحقوق و سایر مفاد حقوقی اسلام باید این مطلب را افزود که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر با دیدی سکولار و مادیگرایانه به بررسی این حقوق پرداخته است در حالی که رساله الهی حقوق امام سجاد علیهم السلام با نگاهی جامع، حق خداوند، نفس و افراد جامعه را مورد بررسی قرار داده است.

حقوق بشر و دیدگاه امام سجاد (ع)

درباره مبانی حقوق بشر از دیدگاه امام سجّاد (ع) تحقیقات بسیار اندکی صورت پذیرفته است. (ساکت نالکیاشری، ۱۳۸۹ص۲۱) در مقاله ای با عنوان حقوق بشر بیان می گردد که از دیدگاه توحیدی امام سجّاد (ع) حقوق بشر ناظر به حقوق فطری انسان است و سلب ناپذیر، غیر قابل تخلف و ازلی و ابدی است. انسان موضوع حقوق بشر همان انسان متعارف از دید بنتم است. بین تعالیم امام سجّاد (ع) و مفهوم حقوق بشر و نیز بین هر سنت الهی دیگر با حقوق بشر رابطه ی گسست ناپذیر برقرار است. تعارضاتی که گاه در سنتها با موارد حقوق بشر دیده می شود از تعارضات آشتی پذیر و قابل حل است. حقوق بشر جدا از حقوق فطری طبیعی و منفک از آن نیست، بلکه روح حاکم بر سراسر سنت الهی است که در دیدگاه امام سجّاد (ع) تجلی پیدا کرده است. حوزه شمول حقوق بشر فرد یا جامعه یا ناحیه خاصی نیست و در سراسر گیتی گسترش دارد. نظارت بر حقوق بشر از موارد حسبه است و هر دستگاه قضایی باید برای این نظارت در مرحله اول از خود آغاز کند(نالکیاشری، ۱۳۸۹: ۶۵). حقوق اجتماعی انسان از نگاه امام سجّاد (ع) توسط یکی از نویسندگان مورد بررسی قرار گرفته است. (جوادی املی،۱۳۷۵: ۲۸۰) در این مطالعه، نظام حقوقی در دیدگاه امام سجّاد (ع)، جامعه را براساس کرامت انسان استوار دانسته و بر مبنای معارف و عقاید صحیح بازسازی می کند و با نفی ارزش های کاذب نژادی و قومی همه مؤمنین را از قبایل، طوایف و نژادهای گوناگون، سفید و سیاه و عرب و عجم را به عنوان جامعه واحدی می شناسد. قوانین اسلام هماهنگ با فطرت است و نیازها و تمایلات انسان را در مسیری معتدل مورد توجه قرار می دهد. امام سجّاد(ع) یکی از این انسان های شاخصی است که حقوق مبتنی بر کرامت انسانی را علماً و عملاً ارائه فرموده است. رساله حقوق در بردارنده اهم حقوق الهی و وظایف اخلاقی است و در هر حق نیز اهم جوانب آن بیان شده است.

مطالعه ای تحت عنوان اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشر اسلامی، تضادها و اشتراکات، ضمن مقایسه حقوق شهروندان از دیدگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشراسلامی، بیان می کند که حقوق بشر و حقوق بشر اسلامی در واقع تلاشی از سوی جامعه اسلامی برای ابراز هویت اسلامی خود در سطح بین المللی و بیان دیدگاه ها و نظرات این دین الهی درخصوص حقوق انسان هاست. و همانند اعلامیه جهانی بر شرافت و حیثیت و کرامت ذاتی انسان تأکید می کند و حقوق بشر را به رسمیّت می شناسد. (حسینی ۱۳۸۵: ۱۰) همچنین حقوق بشر از دیدگاه توحیدی امامان و در رساله حقوق امام سجّاد (ع) همانند اعلامیه جهانی حقوق بشر بر موضوعات با اهمیّتی چون حقّ حیات، حقّ آزادی، حقّ امنیت، منع شکنجه، منع بردگی و استبداد، حقّ برخورداری از بهداشت، آموزش و پرورش، خدمات اجتماعی، منع بازداشت غیرقانونی، آزادی انتخاب شغل و اقامتگاه، حقّ مالکیت معنوی، ممنوعیت بردگی، شناسایی حقّ مالکیت ادبی و … تأکید می ورزد. بنابراین این طور می توان نتیجه گیری نمود که در بیان حقوق و آزادی های بشر، تفاوت چندانی میان معیارهای اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشر اسلامی وجود ندارد(حسینی، ۱۳۸۵: ۲۳)

به نظر برخی از صاحبنظران، امام زین العابدین(ع) در این رساله، معیارهای دینی و انسانی روابط فردی و اجتماعی را حکیمانه بیان می کنند به گونه ای که این آموزه ها همه ابعاد زندگی انسان را در بر می گیرد. به عنوان مثال ایشان نوع رفتار صحیح و منصفانه و انسانی در برابر پدر و مادر، معلّم، حاکم، مدیر، همسایه، همسر و … را مطرح می کنند که رعایت این آموزه ها موجب می شود انسان روابط سالم و درستی با دیگر افراد جامعه برقرار کند. می توان گفت اگر کسی آموزه های امام سجّاد(ع) در این رساله را به خوبی دریابد، به اسرار قوانین و حقوق اسلامی در روابط فردی و اجتماعی پی برده است. وی به برخی مشخصات رساله امام سجّاد (ع) اشاره می کند و می افزاید: آن حضرت قبل از بیان حقوق افراد و طبقات مختلف، در آغاز کلام تاکید می کنند که حقوق متعددی برای انسان ها وجود دارد که شناخت آن ها واجب است. (غروی، ۱۳۹۰: ۱۰)

اعلامیّه جهانی حقوق بشر که در سال ۱۹۴۸ میلادی در پاریس امضا شد و با قبول بسیاری از کشورها جزء حقوق بین الملل نیز قرار گرفت در سایه ی قتل، کشتار و تهدیدات جانی جنگ های جهانی اوّل و دوّم تنظیم شده است و محتوا و روح کلی آن ناظر به احترام به حقوق اولیه ی انسان ها و برابری همه ی افراد بشر جهت دسترسی به حداقل های زندگی و حیات فردی و اجتماعی است. این اعلامیّه در فضای نفی استبدادی که در دوران جنگ جهانی بر اروپا و بسیاری از کشورها حاکم بود نگاشته شده و ناظر به حقوق ابتدایی مردم در بهره مندی از یک زندگی حداقلی و برابر است. حقّ زندگی، امنیت فردی، ممنوعیت بردگی، نفی شکنجه و آزار، برابری همه در برابر قانون، حقّ دسترسی به محاکم قضایی، حفظ حریم خصوصی، حقّ پناه جویی و تابعیت، آزادی در ازدواج، حقّ مالکیت، آزادی دینی و اندیشه و حقّ تغییر مذهب، حق دسترسی به خدمات عمومی و آموزش عمومی از موارد اساسی مطرح شده در اعلامیّه حقوق بشر است(خلیلیان،۱۳۶۲: ۶۵).

با تأمل در مفاد این اعلامیّه می توان دریافت انگیزه اصلی تدوین کنندگان آن تأمین زیرساخت های معنوی جهت زندگی مسالمت آمیز بشر در جوامع و حفظ حداقل های لازم برای افراد آن بوده است، هر چند در مواردی اندک مانند حقّ تغییر ثانویه ی دین این اعلامیّه با احکام اسلام تفاوت دارد اما در مجموع باید آن را گامی مثبت جهت پیشرفت جوامع دانست که دین اسلام بسیاری از مواد این اعلامیّه را در لابلای احکام خود به صورتی مفصل تر و جامع تر بیان کرده است. امام سجّاد علیهم السلام در این رساله علاوه بر نظر به نیازهای مادّی به جنبه های فرا طبیعی نیازهای بشر نیز نظر داشته اند. البته در مقایسه ی محتوایی این اعلامیّه با رساله الحقوق و سایر مفاد حقوقی اسلام باید این مطلب را افزود که اعلامیّه جهانی حقوق بشر با دیدی سکولار و مادیگرایانه به بررسی این حقوق پرداخته است(غروی،۱۳۹۰: ۱۱۰) در حالی که رساله حقوق امام سجّاد علیهم السلام با نگاهی جامع، حقّ خداوند، نفس و افراد جامعه را مورد بررسی قرار داده است. ضعف دیگر این اعلامیّه را باید در رویکرد حق گرایانه ی صرف، آن جستجو کرد زیرا تنها به بیان حق اکتفا کرده و از مطرح کردن مخاطبین این حقوق خودداری یا غفلت کرده است در حالی که رساله الحقوق امام سجّاد علیهم السلام به بیان صاحبان حقّ و هم مخاطبین آن پرداخته است.

مبنای حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر

برای تحلیل بهتر مناسبات حقوق بشر در دیدگاه امام سجّاد (ع) و حقوق بشر اعلامیّه جهانی حقوق بشر باید مبنای حقوق بشر اعلامیّه جهانی حقوق بشر را نیز بشناسیم. مبنای حقوق بشر اعلامیّه جهانی حقوق بشر عبارتند از:

خردباوری علمی

منظور از خردباوری علمی، باور کردن توانایی انسان بر شناخت علمی هستی و انسان است؛ و این که تنها شناخت قابل اعتماد، معرفت علمی است. نیز شناخت علمی نیز شناختی اثبات پذیر یا ابطال پذیر است و نظریه های علمی، از یافته های تجربی، که از راه آزمایش به دست آمده اند، اخذ می شود.(چالمرز، ۱۳۷۴: ۹) بر اساس این رویکرد، اولاً: ماورای ماده از حوزه شناخت انسان بیرون است. در نتیجه در عرصه تعریف حقوق بشر نقش چندانی ندارد، ثانیاً: خرد مبتنی برروش علمی و تجربی به شناخت همه ابعاد هستی، از جمله انسان و نیازهای او قادر است؛ ثالثاً: حقوق بشر از حوزه انتظارات از دین خارج و در قلمرو عقل بشری قرار می گیرد.

فرد گرایی

مقصود از فردگرایی، برتر دانستن عقل و استدلال فردی بر همه چیز و کنار گذاردن خدا و شریعت الهی از حیات بشری و خالی کردن آن برای جولان فردیت است. این اندیشه از آثار خردباوری علمی است. (حقیقت و میر موسوی، ۱۳۸۱: ۱۱۸) به بیان دیگر، اصطلاح «فردگرایی» نشانگر نوعی گرایش فکری است که بر اساس آن فرد به دور از دخالت و داوری دیگران تصمیم گرفته و روش خود را بر می گزیند. لذا به گفته «گنون»، «فردگرایی، یعنی نفی هرگونه اصل عالی و برتر از فردیت، و در نتیجه محدود کردن تمدن در جمیع شئون به عواملی که جنبه انسانی صرف دارند… فردگرایی یعنی خودداری از پذیرفتن اقتداری برتر از فرد، و نیز معرفتی برتر از عقل استدلالی (عقلانیت) فردی» (رنه گنون، ۱۳۷۲: ۸۲) و در نهایت می توان گفت که فرد در تفکر غربی برای خود یک کلّ است و با کلّ های دیگر مثل خودش و یا محیط اجتماعی و طبیعی خود در تقابل است. و به قول نیچه چنین برداشتی از فردیت، نتیجه انکار خدا و زیستن در جهان بی خدا است.(احمدی، ۱۳۸۵: ۶۱) اندیشه فردگرایی پیامدهایی دارد، از جمله این که حقوق انسان دارای منشأ فردی قلمداد شده و فرد انسانی موضوع ارزشهاست.

حقوق طبیعی

مراد از حقوق طبیعی، حقوقی است که ناشی از حیثیت ذاتی انسان است و هیچ کدام از عوارض انسانی نظیر زبان، نژاد، جنسیت، مذهب در آن دخالت ندارد، این حقوق عبارتنداز: حیات، آزادی، برابری و مالکیت، بنیاد حقوق طبیعی انسان بر تمایلات و غرایز بنیادی انسان نهاده شده است، و آنچه به صورت مطلق برای او وجود دارد همین حقوق طبیعی است، وظایف نیز در این حوزه محدود می شود. (فردین، ۱۳۸۲: ۱۲۰)

نقش فطرت در مناسبات حقوق بشر

حقوق بشر که برای نوع انسان تجویز می شود باید از مبنایی نشات پذیرد. لاجرم احکام و قوانین را مبنایی است و مبانی را منابعی.امام سجّاد (ع) با هستی شناسی وحی بنیان خود، مبدا و معاد باورانه، انسان را تحلیل و انسانیت انسان را که بر فطرت الهی سرشت، بنیان نهاده شده، شناسایی کرده و می شناساند. اشراف او به حقیقت انسان و عالم باعث می شود، مولی حقوق و تکالیف بشر را توامان ببیند و هیچیک را به نفع دیگری نادیده نانگارد. شرافت و کرامت انسانی از جمله مدلولات التزامی “لا تبدیل لخلق الله”است و این پیش فرض کرامت مدار در اندیشه حقوق بشری امام سجّاد(ع) موج می زند. برخی از صاحبنظران فقهی-حقوقی، حق الناس را با حقوق بشر مترادف گرفته اند. صرف نظر از بار معنایی که هر واژه ای برای خود دارد مسامحتا این ترادف قابل تحمل است مضافا اینکه پیامد آن آشتی یک مفهوم سنتی و نوین با هم است، چه از قبل آن بار ارزشی حق الناس بر حقوق بشر نیز تسری می یابد و چنین انگاشته نمی شود که حقوق بشر یک مفهوم وارداتی است و الا و لابد باید آن را تخطئه کنیم. حق الناس آن دسته حقوقی است که از ناحیه خدا برای خلق جعل شده و باید محترم انگاشته شود. مشکل ضمانت اجرا یکی از دغدغه های همیشگی واضعان حقوق بشر بوده و همچنان نگران کننده به نظر می رسد.(ضیائی بیگدلی،۱۳۸۹: ۵۹). امام سجّاد با منطق مبدا و معاد باورانه ای که در دیدگاه ایشان حکومت دارد، کمترین حق و حقوق را در پیشگاه محاسبه الهی قابل ارزیابی و باز خواست دانسته و نسبت به نقض حریم آن، واکنش نشان می دهد. توجه ویژه حضرت سلیقه خود سرانه و من عندی ایشان نیست. بلکه از آن روست که خداوند که منشا و منبع حق و حقوق است خود انسان ها را به پاسداری از حقوق یکدیگر امر فرموده و از تعدی و تجاوز به حقوق همنوعان بر حذر داشته است. تا آنجا که فرموده اگر حق الله را ببخشایم از حق الناس نمی گذرم مگر با رضایت ذی حق.

ضعف های حقوق بشر اعلامیّه جهانی حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر در مقام اجرایی از ضعف های برخوردار است که اهم این ضعف ها عبارتند از:

پدیده ای برآمده از فرهنگ غرب

مهم ترین ایرادی که به حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر وارد است این است که حقوق بشر بیش از آنکه مبتنی بر مبانی فلسفی عامی باشد، زاییده فرهنگ غربی است که در مسیر تحولات فرهنگی غرب، صیقل خورده و به جزئی از فرهنگ آن تبدیل شده است. داعیه ی حامیان حقوق بشر بر این است که باید گرایش تمدن ها و فرهنگ های بدوی و ماقبل تجدد، به سمت تمدن و فرهنگی باشد که غرب زودتر از آن ها بدان دست یافته است. این فرهنگ ها بایستی در انطباق با فرهنگ غربی، در نظامی جهانی سهیم باشند و به نظام حقوقی برابر با تمدن غرب دست یابند. حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر گرچه به لحاظ نظری به عنوان «مجموعه ی حقوق متعالی انسانی» تعریف می شود و از این رو باید جهان شمول باشد و از ارزش های جهانی برخوردار باشد، در واقع پیرو جهان بینی خاصی است و آن عبارت است از: فرهنگ اعلامیه جهانی حقوق بشر لیبرال دموکراسی که امکان فهم این حقوق بر اساس فرهنگی متمایز از فرهنگ غربی را سلب می کند. همان گونه که «جک دانلی» با صراحت می گوید: «برداشت های به اصطلاح غیرغربی از حقوق بشر، برداشت از حقوق بشر نیست. (کامیار، ۱۳۸۲: ۱۳۴) اگر نگاهی حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر بیندازیم، همان طور که سابقاً گفته شد، اومانیسم بنیاد این حقوق بشر فعلی است. سؤال این است که آیا اومانیسم مورد توافق عموم است؟. از این رو، حقوق بشر یک سویه و مطابق با فرهنگ خاص وضع کنندگان آن است. بنابراین آداب و رسوم دیگران را در نظر نگرفته است. این در حالی است که در حقوق بشر امام سجّاد (ع)، انسان ها بر مفهوم امت و مبانی فطری بشری حقوق خود را پیدا می کنند که نه تابع فرهنگ و شرایط خاصی است و نه از نژاد و ملت خاصی تاثیر پذیر است.

نادیده گرفتن اعتقادات دینی

در دوره ی رنسانس و اصلاحات، بر فرد و اراده ی آزاد و رهایی انسان تأکید می شد و اندیشه ها، رنگ غیردینی می گرفت. تحولی که در نظریه ی حقوق طبیعی پدید می آید، مستقل دانستن آن از قانون ابدی و الهی است. شخصیت های محوری در این دوره عبارت اند از: «ویتوریا»، «سوازر» و «گروسیوس». به عقیده ی آنان، معرفت انسان به اصول عدالت طبیعی، کاملاً مستقل از معرفت و شناخت وحی است. در این بین، گروسیوس را به عنوان نقطه ی شروع غیردینی کردن حقوق طبیعی قلمداد می کنند و این گفته ی معروف اوست که «حقوق طبیعی، حتی اگر خدایی هم وجود نمی داشت، پایدار بود. به عقیده ی گروسیوس، یکی از خصایص طبیعی انسان این است که گرایش اجتماعی در او وجود دارد و او را به زندگی توأم با صلح و مسالمت و هماهنگی با دیگران سوق می دهد. هر آنچه با سرشت و فطرت انسان ها به عنوان موجوداتی عاقل و اجتماعی مطابقت داشته باشد، درست و عادلانه است و هر چه این هماهنگی اجتماعی را مختل سازد، باطل و غیرعادلانه است. گروسیوس قانون طبیعی را «فرمان عقل درست» تعریف می کند.(پللو روبر، ۱۳۷۰: ۹۷) لذا دین به این گونه از عرصه ی حقوق بشر طرد و حذف شده است و همین مسبب انزوای آن نزد بسیاری از مردم و کشورهای مذهب بنیاد می شود و کارایی حقوق بشر را زیر سؤال می برد.

نگاه به انسان به عنوان بشری لیبرال

نگاه تک بعدی به بشر به عنوان موجودی لیبرال و تعریف از آزادی و اختیار مطابق با رویکرد لیبرالی، دیگر انتقادی است که به حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر وارد است. حقوق بشر، با توجه به مفهوم آن یعنی حقوقی که بشر بماهو بشر دارد و باید فارغ از حیثیت رنگ، مذهب و… باشد. از این جهت، لازمه ی مفهومی حقوق بشر آن است که جهان شمول باشد. اما حقوق بشر غربی، بر خلاف ادعایی که دارد، نمی تواند جهانی باشد؛ زیرا به بشر بماهو بشر توجه نکرده است، بلکه به انسان بر اساس یک برداشت لیبرالیستی و در یک ابعاد خاص ماتریالیستی توجه کرده است. تک سویه بودن حقوق بشر غربی ناشی از همین امر است. (شیبانی، ۱۳۸۴: ۲۹۲) از منظر واضعان حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر، هم جنس بازی مقدس و قابل دفاع و از حقوق طبیعی شهروندان محسوب می شود؛ ولی برای نمونه، رعایت حجاب جرم به شمار می آید. از این رو، آموزه های مذهبی در خصوص ممنوعیت سقط جنین، محدودیت روابط جنسی و احکام مربوط به خانواده و اخلاق و عفاف را مصداق ستم به زنان معرفی می نمایند و در جهت محو آن فعالیت می کنند.

تناقضات در اصول

بر مبنای همین لیبرالیسم، اصل اساسی و بنیادین در حقوق، آزادی مطلق انسان هاست؛ ولی اگر هر فرد بتواند آنچه را که خود می پسندد، انجام دهد و در این جهت آزاد باشد، هرج ومرج و سلب آزادی از دیگران و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار می شود. پس به ناچار و از روی ضرورت و صرفاً به منظور رعایت حال دیگران، باید حدودی برای آزادی هر یک از افراد قائل شد و آزادی هر کس منوط و محدود به عدم زیان به دیگران شود. بنابراین تنها عامل محدودکننده ی آزادی، همان گونه که جان استوارت میل می گوید، «اصل ضرر» است و اگر احیاناً حقوق بشر غربی، از مقتضیات صحیح اخلاقی سخن رفته است، بدون پشتوانه ی منطقی است و بیشتر به مزاح شباهت دارد تا به واقعیت، چون بر مبنای نسبیت ارزش ها و اصالت دادن به خواست بشر به جای مصلحت وی، شنیع ترین کارهای اخلاقی نه تنها ناپسند نیست، بلکه مقدس و قابل دفاع و از حقوق مسلم و طبیعی بشر قلمداد می شود. شگفت آنکه پس از بررسی عقلانی و فلسفی، به این نتیجه می رسیم که از منظر واضعان حقوق بشر غربی، هم جنس بازی مقدس و قابل دفاع و از حقوق شهروندان محسوب می شود؛ ولی برای نمونه، رعایت حجاب جرم به شمار می آید. از این رو، به گفته ی هابز، هیچ کس حق محدود کردن آزادی انسان را ندارد و بر مبنای این دیدگاه لیبرالیستی، مسیر حرکت انسان را امیال او مشخص می کند و وجود شکاف بین انسان و امیال او، پذیرفتنی نیست. بر همین اساس است که اولاً آموزه های مذهبی در خصوص ممنوعیت سقط جنین، محدودیت روابط جنسی و احکام مربوط به خانواده و اخلاق و عفاف را مصداق ستم به زنان معرفی می نمایند و در جهت محو آن فعالیت می کنند. برای مثال، در «کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، هر گونه قیدی در روابط بین زن و مرد، با عنوان «تبعیض علیه زنان» محکوم شده است. ثانیاً ازدواج با هم جنس در برخی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *