تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معراج پیامبر(ص) و ارتباط آن با محراب مساجد :

مقدمه

در عرفان اسلامی هریک از کائنات جلوه ای از تجلیات گوناگون اسما و صفات حق تعالی است؛ اما تجلی کامل خداوند با تمامی اسما و صفات به سه صورت تحقق یافته است: یک. قرآن که تجلی کامل الهی به صورت الفاظ است؛ دو. انسان کامل که همان تجلی به صورت اجمالی است و سه. عالم هستی که صورت تفصیلی تجلی کامل خداوند است. ازاین رو در هنرهایی که تحت تأثیر عرفان در عالم اسلامی به وجود آمده اند، می توان کلام الهی و سنت پیامبر اکرم (انسان کامل) را به وضوح مشاهده کرد؛ دو منبعی که یکی از نمادهای مهم آن در جامع اسلامی، مسجد است.

مساجد در جوامع مسلمان، نمونه هایی شاخص از هنر اسلامی هستند که به زیبایی از تجلی جمال الهی حکایت کرده و سالک مشتاق را به حرکت به سوی زیبایی مطلق فرامی خوانند. ازاین رو است که بنابر آی کریم قرآن (رک: اسراء: ۱) سفر شبان پیامبر(ص) – معراج – از مسجدی به مسجدی دیگر بود تا زمین سفر به ملکوت و مشاهد آیات الهی برای وی مهیا گشته و به مقامی نائل شود که فراتر از حد ملکی چون جبرئیل بود.

محراب یکی از این عناصر معماری اسلامی است که سرشار از راز و رمز است. محراب از سده های اولی اسلام چون نگینی درخشان بر صدر مساجد نقش بسته و با محوریت خود، نحو شکل گیری سایر عناصر مسجد را نیز برعهده گرفته است. به نظر می رسد ریشه های رموز محراب را باید در اصلی ترین آئین دین اسلام یعنی نماز جست وجو کرد؛ چرا که محراب برای تحقق بخشیدن به این آئین عبادی بزرگ شکل گرفت. ازسوی دیگر برای کشف فلسف نماز که دستاورد نفیس پیامبر (ص) از معراج بود، لازم است معراج پیامبر(ص) مورد تعمق بیشتری قرار گیرد. عارفان و سالکان بحث های فراوانی از معراج پیامبر (ص) ارائه کرده اند و هنرمندان جلوه های مختلفی از آن را از طریق نگارگری، خطاطی، شعر و خطابه، معراج نامه و غیره به نمایش گذارده اند، اما آنچه کمتر بدان پرداخته شده و این مقاله درصدد تبیین آن است اشاره به این نکت مهم می‎باشد که محراب تجلی مجسم معراج بوده و ازآنجایی که معراج صورت مثالی نماز است؛ بنابراین محراب، تجلی مجسم نماز نیز می‎باشد و تمامی مراحل نماز در آن به تصویر کشیده شده است.

معراج و تطبیق آن با ارکان هفت گان عرفان

معراج در لغت عرب، وسیله ای است که به کمک آن، انسان به بلندی، صعود می‎نماید و در همین راستا، به نردبان نیز «معراج» گفته می‎شود (ابن منظور، ۱۴۰۵، ج۲: ۳۲۲) و در اصطلاح به سیر ملکوتی پیامبر اکرم(ص) اشاره دارد. معراج دعوت عبد اولی است به عرش اعلی تا اسرار انوار ظاهر و باطن بر او نمایانده شود. پیامبر(ص) به واسط وحی مجهز به علم الیقین بود ولی این سفر او را مزین به عین الیقین و فراتر از آن حق الیقین نمود. مقامی که حتی ملک اقرب نیز از آن بی بهره بود (ابن عربی، ۱۹۹۷: ۶۰).

این سیر ملکوتی پیامبر(ص) که از معروف ترین و جالب ترین مضامین هنر دینی در جهان اسلام به شمار می‎رود و در ادوار مختلف، هنرمندان در مصورسازی آن و معماران در فعلیت بخشیدن به آن کوشیده اند در قرآن کریم در سور ه های نجم و اسرا بدان اشاره شده است. در آی کریمه می فرماید: «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلًا منَ الْمسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبصِیرُ» (اسراء: ۱). منزه است آن خدایی که بند خود را شبی از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که گرداگردش را برکت داده ایم سیر داد، تا بعضی از آیات خود را به او بنماییم، هرآینه او شنوا و بینا است. همچنین در سور نجم می فرماید: «ثُمَّ دَنا فتَدَلَّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَی» (نجم: ۸ و ۹)؛ سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد؛ تا به قدر دو کمان، یا نزدیک تر.

عارفان معراج پیامبر(ص) را الگویی برای خویش قرار داده اند و مراحل سیروسلوک آنان گامی است بر جای پای پیامبر(ص) در معراج. به عبارت دیگر هر سالکی که حسن متابعت با پیامبر(ص) داشته باشد با تشبه جستن به او، به مقام تشبه به اله نائل و با متصف شدن به خلق پیامبر(ص)، متخلق به اخلاق الهی شده و می تواند به معراج رفته و مقصود آفرینش را حاصل نماید (لاهیجی، ۱۳۷۱: ۱۳۸). مراحل سیروسلوک در عرفان یکی از مهم ترین مباحثی است که در رسالات صوفیه به چشم می خورد. پشت سر گذاشتن هریک از این مراحل سبب تحولاتی در سالک می شود که بنابه حرکت جوهری ملاصدرا تحول و خلق مدام بوده و بدون اینکه سکون و فسادی در میان باشد به تمامی حرکت و صعود است (همائی، ۱۳۵۶: ۳).

در باب مقامات عرفانی، سالکان طریقت هرکدام برحسب دریافت خود، مقامات طریق عرفان را شمارش و نام گذاری کرده اند. ابونصر سراج در اللمع هفت مقام را برای سلوک درنظر گرفته و آن ها را توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا می داند (ابونصر سراج، ۲۲:۱۳۸۲). احمد غزالی معتقد است که آدمی برای رسیدن به فنا باید هفت دریا را طی کند (غزالی، ۶:۱۳۵۶). عطار نیشابوری عارف بزرگ اهل طریقت از هفت شهر عشق نام می برد و آن ها را طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر نام گذاری می کند (عطار، ۱۴۴:۱۳۸۳).

به روایت نظامی، پیامبر اکرم(ص) در مسیر معراج خود از عالم ملک به عالم ملکوت و از آنجا به مرتب قاب قوسین و درنهایت به مرتب دیدار خداوند نائل می شود. ایشان هنگام عبور از هفت آسمان، در هر آسمان یکی از حجاب هایی را که مانع دیدار او با حق است، به یکی از هفت سیاره می دهد؛ بدین ترتیب که خواب خود را به ماه، امی بودنش را به عطارد، طبیعتش را به ناهید، آتش خشمش را به مریخ، رعونتش را به مشتری و سیاهی مرکبش (جسم/ براق) را به کیوان می سپارد و آن گاه خود مجرد و با گوهری پاک، راه معراج پی می گیرد (نظامی، ۱۳۸۰: ۹۰۷).

به نظر می رسد دیدار حق، تشریفات و سلسله مراتب خاصی را می طلبد که حتی شخصی چون پیامبر(ص) نیز با آن مقام والا از این امر مستثنی نبوده است. درحقیقت پیامبر (ص) با مشاهد هر آسمان، معرفت بیشتری نسبت به خود دریافت می نمود و هر بار سبکبار تر از پیش که حاکی از نفس مطمئن ایشان بود با حالت راضی مرضیه به سوی پروردگارش می‎شتافت. خداوند عبدش را به آسمان ها برده بود و نیک می‎دانست که او نیز همچون دیگر آفریده هایش حد وجودی محدودی دارد، ازاین رو می‎بایست او را با نشان دادن مقدماتی آماد دیدار خود می‎ساخت و این مقدمات طبق آی: «وَفِی أَنفُسِکُمْ أَفلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات:۲۱) جز نمایاندن «من ملکوتی» پیامبر بر پیامبر نبود. به تعبیر هانری کربن آنچه آدمی در تجرب عرفانی اکتساب می‎کند همان قطب ملکوتی وجود خویش است (کربن، ۱۳۷۴: ۸۶). درواقع همان «من ملکوتی» عارف است که وصال و دیدار آن آرزوی هم عارفان در راه دشوار طریقت است (عطار، ۱۳۶۱: ۹۳). شاید اگر پیامبر (ص) یکباره سر از آسمان هفتم درمی‎آورد، شفافیت لازم برای دریافت و انعکاس نور سرمدی را به تمام عالم پیدا نمی‎کرد و حق آفرینش ادا نمی‎شد؛ چرا که «نور هنگامی از ظلمت خواهد رست که بر خودشناسی دست یابد». (نسفی، ۱۲۰:۱۳۸۰). آری او در آسمان هفتم بلوری تراش خورده و عاری از هرگونه ناخالصی بود که درحقیقت به نور استحاله یافته بود.

معراج و تطبیق آن با مراحل هفت گان نماز

حکمای مسلمان با تأکید فراوان بر اقام نماز، تفسیرهای گوناگونی دربار آن عرضه داشته اند که در اینجا به بعضی از مهم ترین آن ها اشاره می شود:

الف. پیامبر(ص) دو معراج داشت: یکی در عالم حس و دیگری در عالم روح. معراج در عالم حس از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و سپس از مسجدالاقصی به ملکوت آسمان بود و معراج روحانی از عالم شهادت به عالم غیب و سپس از غیب به غیب الغیب بود که به منزل دو قوسی از یک کمان است و پیامبر(ص) آن را طی کرد. آی کریمه: «فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ» (نجم: ۹)، اشاره به این معنا دارد، همچنان که عبارت «أَوْ أَدْنَی» (نجم: ۹) اشاره به فنای کامل پیامبر (ص) می کند (ملاصدرا، ۱۳۶۱، ج۱: ۱۷۷).

تحفه ای که پیامبر(ص) برای امت خود از این سفر به ارمغان آورد، نماز بود. از نظر ملاصدرا نماز حقیقی دربردارند هردو معراج جسمانی و روحانی است. سالکی که به نماز می ایستد، چون در وادی مقدس است، لباس و بدنی طاهر دارد؛ و چون نزد خداوند است، از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی به دور است. هنگامی که دست خود را برای اقام نماز بالا می برد، درواقع با دنیا و آخرت وداع می کند، و قلب و روح و سِرّش متوجه خداوند می شود. با بیان «الله اکبر» خدا را بزرگ تر از تمام موجودات، بلکه بزرگ تر از آنکه چیزی با او قیاس شود، می بیند و به شهود «وحدت وجود» می رسد. با بیان: «وَجَّهْتُ وَجْهِی لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْض حنِیفًا» (انعام: ۷۹)، معراج ابراهیم خلیل(ع) را تجربه می کند؛ سپس می گوید: «سُبْحانَک اللّهُمَّ وَ بِحَمْدِک» و به تجرب معراج فرشتگان نائل می شود؛ زیرا فرشتگان گفته اند: «نحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک» (بقره: ۳۰). و با بیان «إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکی وَمحْیای وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (انعام: ۱۶۲)، معراج حبیب خدا محمد(ص) را درک می کند. بنابراین سالک با نماز خود، معراج فرشتگان مقرب و انبیای بزرگ را تجربه می کند (ملاصدرا، ۱۳۶۱، ج۱: ۱۷۱).

در این معراج روحانی، درهای بهشت ربانی، برای سالک الی الله گشوده می گردد: با بیان «اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»، سالک از مکر شیطان و خودبینی رها شده و یکی از درهای بهشت که «باب معرفت» است به روی او باز می شود. با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ»، باب ذکر؛ با «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمینَ»، باب شکر؛ با «الرَّحْمنِ الرَّحِیم»، باب رجا؛ با «مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ»، باب خوف؛ با «إِیَّاک نَعْبُدُ وَ إِیَّاک نَستَعِینُ»، باب اخلاص که از شناخت مقام عبودیت ایجاد می شود؛ با «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ»، باب دعا؛ و با «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ. ..»، باب اقتدا به ارواح پاک و هدایت یافتن با نور ایشان، به روی سالک گشوده می گردد. اما نمونه ای از معراج جسمانی سالک، در رکوع و سجود اوست. انسانی که ایستاده است، مانند چوبی است که آتش خودخواهی او را خواهد سوزاند؛ به واسط رکوع، انسان از شهوات رها می شود. سپس می ایستد و در نهایت تواضع به خاک افتاده و ذکر خدا را در بالاترین مرتبه می گوید: «سُبْحانَ رَبِّی الاعْلی». سجد اول، سالک را از غضب و سجد دوم، او را از هوی و هوس که برانگیزند هم گناهان است، نجات می دهد. بدین گونه ملاصدرا حدیث: «الصَّلاهُ مِعْراجُ المؤمِنِ» (میبدی، ۱۳۶۱، ج۲: ۶۷۶)، را تفسیر کرده است (ملاصدرا، ۱۳۶۱، ج۱: ۱۸۱-۱۷۷).

ب. نماز استغراق بی هوش عارف و ایستادن آدمی در روز رستاخیز در حضور حق است. ازاین رو نمازگزار ابتدا باید خود را از پلیدی ها و معاصی پیراسته (طهارت ظاهری و باطنی) و سپس آواز تکبیر کند.

خویش را خالی از تزویر کن

پس بلند آواز تکبیر کن (مولوی،۱۳۸۰: بیت۱۲)

از همین منظر، «نماز عوام قالبی باشد بی جان» (مولوی، ۱۱: ۱۳۸۰)، چه جان نماز حضور دل است که گفته اند: «لاصلوه اِلّا بحضورِ القلب» (باقری بیدهندی، ۱۳۶۳: ۱۷۶).

مفهوم عرفانی تکبیره الاحرام در نماز همانا پشت پا زدن به اغیار و راندن آن ها از حریم نماز است. نمازگزار با آگاهی از چنین وضعی تکبیره الاحرام می گوید تا در مسلخ دوست قربانی شود. به عبارت دیگر محل نماز قربانگاهی است که در آن نمازگزار نفس خود را به پای خدا قربانی می کند. پاداش این قربانی نیز، وصال با خدا و وحدت با اوست.

چونک با تکبیرها مقرون شدند

همچو قربان از جهان بیرون شدند (مثنوی، دفتر۳، بیت: ۲۱۴۲)

خواندن سور فاتحه الکتاب درحقیقت ملکوت معنا را بر نمازگزار می گشاید؛ زیرا وقتی آدمی عبارت «اهدِنَا الصِّرَاطَ المستَقِیمَ» را می خواند، خداوند دست او را می گیرد و تا نعیم بهشت بالا می برد (رک: مثنوی، دفتر اول، ۱۰۹). قیام نیز ظاهر و باطنی دارد و باطن آن، برپاداشتن قلب در مقام عبودیت و پرهیز از افراط و تفریط است، یعنی برخوردار شدن از حالت های خوف و رجا به گونه ای که نه خوف بر او غلبه کند و نه رجا. رکوع نیز نشان شرمساری نمازگزار از وجود خود است تا وی را به مقام فقر و فنا رهنمون شود، همان مقامی که پیامبر(ص) آن را مای فخر خود خوانده و فرموده است: «الْفَقْرُ فَخْرِی» (مجلسی، ۱۴۰۳، ح ۲۶). مقام سلام نیز توصیفی است در مدح انبیا و صالحین:

در تحیات و سلام الصالحین

مدح جمله انبیا آمد عجین (مثنوی، دفتر۳، بیت ۲۱۲۲)

پ. برای ورود به نماز هفت شرط لازم است: شرط اول طهارت است؛ طهارت ظاهر از نجسات است و طهارت باطن از شهوات. شرط دوم طهارت جامه ازلحاظ ظاهر و باطن است؛ طهارت ظاهری لباس آن است که از نجسات پاک باشد و طهارت باطنی آن، از وجه حلال تهیه شدنش می باشد؛ شرط سوم جای نمازگزار است که باید از آفت ظاهر و نیز از فساد و معصیت مطهر و پاک باشد؛ چهارمین شرط ورود به نماز روی به قبله کردن است؛ قبل ظاهر همان کعبه و قبل باطن عرش خداوند و قبل سرّ مشاهده است. قیام شرط پنجم است؛ قیام ظاهر در حال قدرت داشتن بدن و قیام باطن در روض قربت. خلو ص نیت شرط ششم و تکبیر شرط هفتم است که باید در مقام هیبت خوانده شود.

نماز عبادتی است که مریدان و سالکان از طریق آن، راه حق را می پیمایند و مقامات سلوک را به وسیل آن مکشوف می دارند. برخی از مراحل سیروسلوک، با مراحلی که پیش تر برای نماز اشاره شد، قابل تطبیق می باشد:

توبه، مریدان را به جای طهارت بود و تعلق به پیری به جای اصابت قبله. قیام به مجاهدت نفس به جای قیام و ذکر دوام به جای قرائت. تواضع به جای رکوع و معرفه النفس به جای سجود. مقام انس به جای تشهد و تفرید از دنیا و برون آمدن از بند مقامات به جای سلام[۱] (هجویری، ۱۷۶:۱۳۸۹).

ت. روح انسان برای پیوستن به بدن، پس از جدا شدن از بارگاه الهی، مقام های مختلفی ازجمله نباتی و حیوانی را پشت سر گذاشته تا به مقام انسانیت رسیده است. روح مسیری را که از بارگاه الهی برای پیوستن به قالب طی کرده بود، دوباره به کمک نماز پشت سر می گذارد و به مقام قرب الهی می رسد. درحقیقت نماز وسیل سفر روح برای بازگشت به پیشگاه الهی است. این سفر با گفتن تکبیر آغاز می شود و با رکوع و سجده به مقام حیوانی و نباتی رسیده و با گفتن تشهد دوباره در بارگاه الهی حاضر می گردد. هرکدام از اشکال و حرکات نماز (تشهد، سجده، رکوع، قیام و تکبیر) با یکی از مقام هایی که روح در پیوستن به بدن پشت سر گذاشته است، مطابقت دارد: تشهد خبر می دهد از شهود در حضور خداوند، پیش از آنکه به این دنیا بیاید. سجده برای روح یادآور مقام نباتی است زیرا روح هنگامی که به زمین آمد، به اولین مقامی که پیوست، مقام نباتی بود و بدین علت نباتات همه در سجده اند. رکوع نیز خبر می دهد که روح از مقام نباتی به مقام حیوانی پیوسته و چون حیوانات جمله در رکوع هستند، ازاین رو متناظر با مقام حیوانی روح است. قیام نیز برای روح یادآور این می باشد که از مقام حیوانی به مقام انسانی ارتقا یافته است. با تکبیر نیز، روح از اغراض دنیوی روی برگردانده و متوجه ذات باری تعالی می شود[۲] (نجم الدین رازی، ۱۳۸۳: ۱۶۲ – ۱۶۸).

ث. هرکدام از مراحل هفت گان نماز؛ یعنی دو قیام، رکوع، دو سجده و دو قعود به مانند هفت آسمان هستند که پیامبر(ص) هنگام معراج پشت سر گذاشت تا به مقام قرب الهی رسید و هنگام بازگشت، برای مؤمنان با خود به ارمغان آورد تا مؤمن نیز با گزاردن نماز به معراج نائل شود.

سبب اندراج سرّ معراج در صورت صلات، آن است که رسول صلوات الله علیه از نهایت شفقت و رحمت بر امت خواسته است که ایشان را ازجمل مقامات علّیه و احوال سنّیه خود محظوظ و بهره ور گرداند، لاجرم چون او را از معراج سماوات بگذرانیدند و بر بساط قرب و مکالمت و منادی جای دادند، خواست که از این کرامت، تحفه ای و از این مائده، نواله ای به جهت امت بیاورد صلات را که صورت حال او داشت، با وی همراه کردند تا به قدوم سفر معراج، به رسم العراضه با امت درمیان نهاد (کاشانی، ۱۳۸۲: ۲۱۰-۲۰۲).

ج. نماز غیر از صورت و ظاهر آن معنا و باطنی را داراست که هرکدام آداب خاص خود را داشته و رعایت نکردن آن ها سبب بطلان نماز صوری و معنوی می گردد و برعکس با حفظ این آداب نماز دارای روح ملکوتی می شود و ممکن است پس از مراقبت و اهتمام به آداب باطنیه قلبیه، شخص مصلی را نصیبی از سرّ الهی نماز اهل معرفت و اصحاب قلوب حاصل شود که آن قره العین اهل سلوک و حقیقت معراج قرب محبوب است (امام خمینی، ۱۰: ۱۳۸۵).

معراج و تجلی آن در عناصر هفت گان مسجد

ازآنجایی که صوفیان می کوشند گام بر جای پای پیامبر(ص) نهند و با علم به اینکه هنرمندان و معماران صدر اسلام هرکدام به نوب خود سلطان عالم عشق و عرفان و تصوف بوده اند با تمسک به حدیثی مشهور از پیامبر(ص) که می فرماید: «الشَّریعَهُ اَقْوالِی وَ الطَّریقَهُ اَفْعالِی وَ الْحقیقَهُ اَحوَالِی» (مثنوی، مقدمه دفتر پنجم) شریعت را علم، طریقت را روش عملی ساختن شریعت و حقیقت را احوال و مقامات درونی سالک تفسیر کرده اند؛ سپس با تعین و تمثل معنا در عالم عقل و خیال خود موفق به تجلی اثری در عالم ماده شدند که آیین مؤثری از قول و فعل و حال پیامبر(ص) بود.

معنا و صورت، در طول تاریخ هنر و معماری اسلامی همواره پیوندی تنگاتنگ داشته و دو مرتبه از یک حقیقت اند که آن همانا ذات احدیت است. به عبارت دیگر معنا با تعقل خود صورت را ابداع کرده و منجر به کمال آن می‎گردد. این ارتباط در زیباترین قالب خود یعنی مسجد دیدنی است؛ چرا که مسجد صورتی است از معنای نماز، معنایی که سلوک و عروج عارفی چون محمد(ص) آن را ساخته و پرداخته و ترک آن فاصل بین کفر و ایمان است؛ همچنان که می فرماید: «بینَ الإیمانِ و الکفرِ تَرک الصَّلاهِ» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۶، ج۶: ۳۱۸). تأویل پذیری اثر هنری یکی از مظاهر حکمت هنر اسلامی است که در مسجد به صورت های گوناگونی مشاهده می شود. یکی از مظاهر این تأویل پذیری جست وجوی مراتب عروج و عرفان در عناصر معماری آن است. به نظر می‎رسد هفت مرحل سلوک و عرفان که عطار از آن تحت عنوان هفت شهر عشق (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر) یاد می کند را می توان به هفت عنصر معماری مسجد امام اصفهان: پیشخوان، درگاه، کریاس، دالان، صحن، گنبدخانه، محراب (پیرنیا، ۲۹۴:۱۳۸۶)، تأویل کرد؛ زیرا هدف نهایی سالک طریق عشق، با مؤمن نمازگزار یکی بوده و آن وصال معشوق است.

۱. پیشخوان، وادی طلب

اولین مقام سلوک در هفت شهر عشق مسجد، پیشخوان است. پیشخوان مسجد وادی طلب است. پیشخوان فضایی است که سالک را برای ورود به مکانی با مختصاتی متفاوت و متعالی آماده می کند (شیرازیان، ۱۳۷۷). در پیشخوان تمامی صفات متنافی و اخلاق متضاد همچون فرشته و شیطان، دین و دنیا، عقل و هوی، خیر و شر، صدق و کذب، حق و باطل، قناعت و حرص دربرابر سالک است، اما او با معرفت عقلی خویش که نتیج عشق دائمی خداوند نسبت به بنده اش می باشد و درنهایت طهارت باطنی به دعوت عاشقش لبیک گفته و با صوت اذان، اذن دخول می یابد. او با شنیدن ندای: «حی علی الصّلاه» نوای زیبای الهی «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ» (اعراف:۱۷۲) را به یاد می آورد، مست آن می شود و عشق بر عقل او غالب آمده و قدم در طریق ریاضت می نهد و این چنین است که ازسوی حق طلبیده می شود (رک: ملاصدرا، ۱۳۶۱، ج۱: ۱۷۸ – ۱۷۷).

۲. درگاه، وادی عشق

بعد از این، وادی عشق آید پدید

غرق آتش شد کسی کانجا رسید

(عطار، ۱۴۹:۱۳۸۳)

حال این عارف مدهوش با گذر از فضای پیشخوان و پاکیزه کردن خود از رجس و ناپاکی دربرابر درگاهی رفیع قرار می گیرد. حب الهی که در تمام عالم ساری و جاری است در دل او ایجاد عشق می کند و او را به حقیقت وجودی خود که همانا نفخ الهی: «نفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی» (حجر: ۲۹) است آگاه می سازد. این عشق ره توش اوست در تمام مسیر پرریاضت طریقت.

۳. کریاس، وادی معرفت

سالک که هم اکنون درگاه عشق را پشت سر نهاده است وارد فضای کریاس می شود. کریاس فضایی است محصور که با ویژگی های خاص هندسی و فضای تاریک خود نمازگزار را اندکی به وقوف و تأمل و تفکر وامی دارد (شیرازیان، ۱۳۷۷). «وقوف درنگ است، توقفی گذرا در گذر، نه ماندن، نه سکون، نه اقامت… که درنگ یعنی که در راهی، در حرکتی و رهگذری» (شریعتی، ۱۰۱: ۱۳۸۱). سالک چشم سر می بندد تا چشم دل باز کند و از آفتاب معرفت الهی بهره مند گردد. «آفتاب معرفت، نوری است که از نار عشق می تراود؛ ازاین روست که تا آدمی عاشق نشود به معرفت حقیقی دست نمی یابد» (الهی قمشه ای، ۲۵۲:۱۳۷۶). معرفتی که عشق دائمی خدا در آن نهفته باشد طبق آی کریمه: «کلَّ یوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ» (الرحمن: ۲۹) که به خلق مدام خداوند اشاره دارد، سبب می شود که عالم و نفس سالک آیین حق تعالی شده و به معرفت آفاقی و انفسی نائل شود. در مراحل بالاتر، سالک حتی وجود خود و عالم را نیز نفی کرده و آن ها را چیزی جز تجلی حق نمی داند و به معرفت بالتجلی می رسد. درنهایت جهت نیل به معرفت حقانی علم و شهود خود را نیز منکر شده و چیزی جز حق نمی بیند (شجاری، ۷۶:۱۳۸۷).

۴. دالان، وادی استغنا

بعد از این وادی استغناء بود

نه درو دعوی و نه معنی بود

(عطار نیشابوری، ۱۶۰:۱۳۸۳)

عارف نمازگزار پای در وادی چهارم می گذارد و وارد راهرویی تنگ می شود تا با تغییر جهتی نامحسوس به صحن توحید برسد. عبور از این راهرو تنگ فوایدی دارد: یکی ریاضتی است که لازم سیروسلوک عارفانه است (شیرازیان، ۱۳۷۷)؛ و دیگری استغنا یعنی خوف و رجائی است که بر جان سالک مستولی شده و او را بی نیاز از تمام جلوه های وسوسه انگیز زندگی مادی می کند و مأمنی جز حق تعالی نمی یابد.

۵. صحن، وادی توحید

در انتهای دالان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *