تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان شامل 59 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معیار فعل اخلاق ونظر بزرگان :

نظر کانت

نظریه دیگر در باب معیار فعل اخلاقی می گوید معیار فعل اخلاقی احساس تکلیف وجدانی است، و این، نظر ” کانت ” فیلسوف معروف آلمان است که در میان فلاسفه اروپا آن مقام را دارد که در میان فقها و اصولیین متأخر، شیخ انصاری دارد که بیشتر آنها را شاگر او می دانند کانت یک عقیده ای در باب انسان دارد او اعتقاد راسخی دارد به وجدان اخلاقی حتی معتقد است خدا را از راه برهان عقلی نمی شود ثابت کرد ولی از راه وجدان اخلاقی می شود ثابت کرد خود او به خدا از راه وجدان اخلاقی اعتقاد دارد شاید هیچ فیلسوفی در دنیا نیامده است که به اندازه کانت برای وجدان انسانی اصالت قائل باشد و می گویند بر روی سر لوح قبرش هم جمله ای را که از خود اوست نوشته اند و آن جمله معروفش این است: دو چیز است که اعجاب انسان را بر می انگیزد: یکی آسمان پر ستاره ای که در بالای سر ما قرار دارد و دیگر، وجدان و ضمیری که در درون ما قرار گرفته است او معتقد به الهام وجدانی است.

می گوید: بعضی چیزها را انسان در وجدان خودش به صورت یک تکلیف و یک امر و نهی احساس می کند اینکه ظلم نکن، در وجدان انسان به صورت یک امر فطری هست اینکه دروغ نگو و راست بگو، این که نسبت به دیگران محبت بورز، این که خیانت نکن، اینها یک سلسله دستورهاست که به حکم فطرت در وجدان انسان قرار داده شده وجدان انسان خودش به انسان امر می کند، می گوید اینجور بکن، آن جور نکن

او می گوید: هر کاری را که انسان به حکم اطاعت بلاشرط [۱] وجدان انجام بدهد، یعنی فقط به این دلیل انجام بدهد که قلبم به من دستور می دهد، دلم به من فرمان می دهد، وجدانم فرمان می دهد، و هیچ غرض و غایتی نداشته باشد، [ چنین کاری یک کار اخلاقی است ] بر عکس آن نظر اول که می گفت غایت، دیگری باشد، این نظر، به اصطلاح درونگرایی می کند آن نظریه، برونگرا بود، و این نظریه، درونگراست، یعنی می گوید: آن وقت یک فعل، فعل اخلاقی است که شکل اطاعت محضر از وجدان را داشته باشد، بدون آن که هیچ شرطی و هیچ غایتی در نظر گرفته شده باشد، به طوری که اگر از شخص بپرسند: چرا این کار را می کنی؟ بگوید: چون وجدانم می گوید غیر از اینکه وجدان گفته، [ به خاطر ] چیز دیگری نباشد اگر بگویی این کار را من برای فلان هدف دیگر انجام می دهم، می گوید دیگر اخلاقی نیست پس این شخص معیار فعل اخلاقی را انجام تکلیف فطری وجدانی می داند به شرط اینکه این انجام تکلیف، بلاشرط صورت بگیرد. او اخلاق را می برد فقط و فقط در وجدان. قائل به وجدان و الهام فطری است. البته حرفش تا اندازه ای حرف درستی هم هست ما در قرآن کریم می خوانیم: « و نفس و ما سویها، فالهمها فجورها و تقویها »[۲]

وقتی که این آیه کریمه نازل شد: « تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان » [۳] مردی به نام وابصه آمد خدمت رسول اکرم ( ص ) قبل از آنکه سؤالش را طرح بکند رسول اکرم فرمود: وابصه! آیا بگویم آمده ای چه از من بپرسی؟ آمده ای از من بپرسی که ” بر ” و ” اثم ” چیست؟ گفت: بله یا رسول الله، اتفاقا برای همین آمده ام نوشته اند پیغمبر اکرم دو انگشتشان را زدند به سینه وابصه و فرمودند: « یا وابصه استفت قلبک استفت قلبک » این را از قلبت استفتاء کن، این فتوا را از دلت بخواه یعنی خداوند تشخیص بر و تقوا را، و در نقطه مقابل تشخیص اثم را در فطرت انسان قرار داده و مسائل فطری را دیگر لازم نیست انسان برود از دیگری بپرسد، بلکه باید از قلب و وجدان خودش بپرسد جواب را از همین جا می گیرد حال نمی خواهم بحث تفصیلی عرض بکنم که در اینجا خیلی مطلب هست. این هم یک نظر بنابر سه نظریه اول، اخلاق از مقوله محبت بود، ولی بنابر این نظر، اخلاق از مقوله تکلیف است

نظریه دیگری در باب معیار اخلاقی [ بودن یک فعل ] داریم و آن، نظریه معروف حسن و قبح ذاتی افعال است. می دانیم عده ای بوده اند که برای افعال، حسن و قبح ذاتی قائل بوده اند و این به یک معنای خاص درست هم هست، البته تعبیرش فرق می کند گفته اند: زیبایی یا حسن دو جور است حسن حسی داریم و حسن عقلی، همچنان که حسن خیالی هم داریم، و حسن حسی بر چند قسم است ” حسن ” یعنی زیبائی، و زیبایی تعریف هم ندارد، ما یدرک ولایوصف است حسن حسی ممکن است بصری باشد، ممکن است سمعی باشد و حتی ممکن است لمسی باشد، ذوقی باشد، می باشد حسن عقلی هم داریم: بعضی چیزها به دیده عقل زیباست و جاذبه دارد خاصیت زیبایی را از جاذبه اش می شود فهمید هر چه که در انسان عشق و شوق تولید کند و انسان را به سوی خودش بکشاند و تحسین و آفرین و تقدیس انسان را هم جلب بکند ” زیبایی ” است گفته اند: بعضی کارها ذاتا زیباست، و بعضی کارها ذاتا زشت و نازیباست، همین طور که صورتها بعضی ذاتا زیباست و بعضی نازیبا مثلا راستی ذاتا زیباست، حق، سخن راست، زیباست امانت ذاتا زیباست، سپاسگزاری ذاتا زیباست، احسان به غیر ذاتا زیباست، عدالت کردن ذاتا زیباست در مقابل، مقابلات اینها مثل دروغ، ظلم و همه اموری که اخلاق ناپسند خوانده می شود ذاتا نازیباست پس [ طبق این نظر ] معیار اخلاقی [ بودن ] زیبایی فعلهاست آن هم زیبایی عقلی که عقل مستقلا و مستقیما درک می کند این تعریف خیلی جامعتر از آن تعریفها حتی تعریف کانت است ولی اگر ملاک را زیبایی بدانیم بحث حسن و قبح عقلی پیش می آید و البته کمی خالی از دشواری نخواهد بود. به حسب این نظریه که در میان مسلمین زیاد مورد بحث بوده است، اخلاق از مقوله جمال و زیبائی است. بنابر دو نظریه و بلکه سه نظریه اول، اخلاق از مقوله محبت بود، بنابر نظریه کانت از مقوله تکلیف بود، و بنابر این نظریه از مقوله زیبائی است ولی زیبائی عقلی، هم از مقوله عقل است و هم از مقوله زیبائی، ولی زیبائی معقول.

نظر افلاطون

نظریه دیگری در اینجا هست نزدیک به این نظریه که از افلاطون است آن هم می گوید اخلاق از مقوله زیبائی است. لازم است توضیحی برایتان عرض بکنم: در کتاب ” عدل الهی ” ذکر کرده ایم که عدل را سه جور تعریف می کنند: یکی برابری، دیگر: اعطاء کل ذی حق حقه [۴]، و سوم: توازن و هماهنگی. اگر تعریف سوم را در نظر بگیریم که توازن و هماهنگی است، عدل مساوی می شود با زیبائی چون زیبائی نوعی توازن است ( در کتاب ” جامع السعادات “، مرحوم نراقی بحثی راجع به عدل از آن جهت که عدل از مقوله زیبائی است می کند ) افلاطون معتقد بوده است که قوا و استعدادهایی که در انسان هست گوناگون است راست هم می گوید غیر افلاطون هم این حرف را گفته اند در انسان استعدادهای طبیعی هست، استعدادهای مافوق طبیعی هست، استعدادهای حسی هست، استعدادهای عقلی هست گفته است همین طور که انسان از ناحیه بدن، اگر اعضایش متناسب باشد زیباست، از نظر روح و روان نیز اگر قوا و استعدادهای خود را طوری تربیت بکند که متوازن باشد، هر قوه ای از قوه ها را در آن حد معینی که دارد اشباع کند، نه بیشتر و نه کمتر، و جلوی افراط و تفریط را بگیرد زیباست.

امی بینید در کتب اخلاق ما روی افراط و تفریط زیاد بحث می کنند و بعد می گویند اخلاق خوب اخلاق حد وسط است افلاطون هم می گوید [ ( حد وسط ” ولی نظرش بیشتر به زیبائی است می گوید: انسان متعادل الاخلاق و متعادل القوا و متناسب القوا انسانی که همه چیز را از نظر روحی در حد خودش دارد نه بیشتر و نه کمتر، از نظر روحی زیباست اخلاقی شدن یعنی زیبائی روحی و معنوی کسب کردن می گوید: اندام ظاهری و جسمانی در اختیار ما نیست و در رحم مادر تکمیل شده آنچه که در اختیار ما هست اندام روحی است انسان از نظر جسم، بالفعل به این دنیا می آید، از شکم مادر که متولد می شود از نظر جسم بالفعل است، یعنی اندامش تمام شده به دنیا می آید منتها رشد می کند، ولی تمام اندام به این دنیا می آید اما از نظر روح یک مرحله عقبتر است یعنی عالم دنیا برای روح انسان حکم عالم جنین را دارد برای بدن انسان ملاصدرا هم این تعبیر را می کند که عالم دنیا برای روح نظیر عالم رحم است برای جنین اندام روح در اینجا ساخته می شود تفاوت دیگر این است که اندام بدن که در جنین ساخته می شد به اختیار ما نبود، ما قدرت نداشتیم که خودمان را در رحم سفید بکنیم یا سیاه، پسر بکنیم یا دختر، زشت بکنیم یا زیبا تکلیفی هم نداشتیم ولی در این دنیا اختیار با ماست، قلم قضا و لوح قدر در اختیار ماست که چهره و اندام روانی خودمان را ترسیم کنیم و طرح وجودی خودمان را در همین دنیا بریزیم و خودمان را بسازیم

( البته اینها مال افلاطون نیست، دنبال حرفش دارم می گویم او فقط به همان مسئله زیبائی تکیه کرده است ). پس این ما هستیم که باید خودمان را بسازیم چگونه بسازیم؟ چگونه از نظر روانی و روحی به زیباترین وجه بسازیم؟ ما مکلف هستیم که خودمان، خودمان را زیبا بسازیم، و هر طور که در اینجا ساختیم، در جهان دیگر به همان گونه محشور می شویم در اخبار و احادیث، در ذیل آیه کریمه: « یوم ینفخ فی الصور فتأتون افواجا » [۵]مردم فوج فوج و گروه گروه محشور می شوند، خوانده اید که می فرمایند: فقط یک گروه به صورت انسان محشور می شوند، چون در آنجا مردم بر اساس نیات و باطنشان [ محشور می گردند ] یعنی صورت و ظاهرشان تابع ملکات و باطنشان است اشخاص صالح به صورت انسان محشور می شوند چون انسان واقعی هستند، و انس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *