تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی شامل 60 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفهوم شناسی وحی :

گروه بازنگری کتاب های معارف مؤسسه امام خمینی قدس سره

۱. مفهوم لغوی «وحی»

دانشمندان علم لغت برای واژه «وحی»، موارد استعمال متعددی نقل کرده اند؛ مانند نوشتن، اشاره، پیام، الهام، کلام مخفی(۱)، نوشته، کتاب.(۲)

ابن فارس در باب ریشه وحی، می نویسد: «وحی» (واو، حاء و حرف معتل یا) ریشه ای است که به عرضه دانش پنهانی یا غیر آن بر دیگری دلالت می کند و تمامی استعمال های واژه «وحی» به این ریشه برمی گردد.(۳)

راغب اصفهانی اعتقاد دارد ریشه «وحی» «اشاره سریع» است.به همین دلیل گفته می شود:”أَمرٌوحیٌّ”؛ یعنی امر سریع.(۴)

به نظر می رسد کلام ابن فارس به واقع نزدیک تر است. در تمام کاربردهای قرآنی وحی، انتقال پنهانی لحاظ شده است و به اشاره سریع، به آن دلیل «وحی» گفته می شود که مطلبی را به صورت پنهانی انتقال می دهد. ولی انتقال با این که مخفی است، می تواند سریع نباشد. مرحوم علّامه طباطبائی نیز به این مطلب اشاره می کند.(۵)

۲. گونه های کاربرد وحی در قرآن کریم

واژه «وحی» و مشتقات آن به صورت اسم و فعل، هفتاد و دو بار در قرآن کریم استعمال شده است. از اشرف مخلوقات تا جماد از وحی الهی برخوردارند. وحی کننده گاه خدا و گاه انسان و یا شیطان است. گیرنده وحی در برخی از آیات، پیامبر خدا و در مواردی دیگر، انسان های غیر پیامبر، زنبور عسل، آسمان یا زمین می باشد. در تمام این موارد، به نحوی انتقال پنهان صورت گرفته است که ریشه اصلی و لغوی این واژه می باشد. موارد کاربرد وحی به لحاظ معنایی در قرآن عبارتند از:

الف. تقدیر الهی در نظام هستی

در برخی آیات قرآن کریم، «وحی» بر تقدیر الهی در نظام و پدیده های عالم اطلاق شده است؛ از جمله این آیه: «یومئذٍ تُحدِّثُ اخبارَها باَنَّ ربَّکَ اوحی لها» (زلزال: ۴و۵)؛ آن روز است که (زمین) خبرهای خود را باز گوید که پروردگارت بدان وحی کرده است. در آیه دیگری آمده است: «و اوحی فی کل سماءٍ امرَها» (فصلّت: ۱۲)؛ و در هر آسمانی امرش را وحی نمود.

در روایت نیز «وحی» در آیه شریفه مزبور بر تقدیر الهی در هستی تطبیق شده است.(۶) شاید وجه کاربرد وحی در معنای تقدیر الهی در هستی این باشد که خداوند سنّت ها و نظام موردنظر خود را به گونه ای در آسمان ها و زمین قرار داده که برای غیر اندیشمند چندان آشکار نیست و فقط با دقت و تأمّل عالمانه می توان به آن پی برد.

ب. هدایت غریزی

آیاتی از قرآن کریم از هدایت حیوانات به وحی تعبیر می کنند؛ مثلاً، می فرماید: «و اوحی ربُّک الی النَّحلِ انِ اتّخذی من الجبال بیوتا» (نحل: ۶۸)؛ و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد که از کوه ها خانه هایی برگزین. این وحی همان غریزه ای است که خداوند در زنبور عسل قرار داده است؛ یعنی به آن فهمانده که کجا خانه سازد و چگونه شیره گل را مکیده، آن را به عسل تبدیل کند. دلیل کاربرد «وحی» در مورد این نوع فهماندن، پنهانی بودن آن است.

ج. القای شیطانی

یکی دیگر از موارد کاربرد وحی در قرآن، القای شیطانی است.

قرآن کریم می فرماید: «انَّ الشیاطین لیوحون الی اولیائِهم.» (انعام: ۱۲۱)؛ به راستی شیطان ها به دوستان خود القا می کنند.

نیز می فرماید: «و کذلکَ جعلنا لکل نبیٍّ عدّوا شیاطین الانسِ و الجنِّ یوحی بعضُهم الی بعضٍ زخرفَ القول غرورا.» (انعام: ۱۱۲)؛ و بدین گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان های انس و جن قرار دادیم که بعضی از آنان به بعض دیگر، برای فریب، سخنان آراسته القا می کنند.

بدین دلیل بروسوسه شیطان والقای سخن آن «وحی» اطلاق شده است که این کار به صورت مخفی انجام می گیرد و بدون استفاده از الفاظ و آشکارشدن شیطان مفهوم منتقل می شود: «انَّه یراکُم هو و قبیله من حیثُ لا ترونهم» (اعراف: ۲۷)؛ او و دار و دسته اش شما را از جایی که شما آنان را نمی بینید،می بینند.(۷)

د. اشاره پنهانی

از دیگر موارد کاربرد «وحی» در قرآن کریم، «اشاره» است. هنگامی که حضرت زکریا علیه السلام بشارت به فرزند داده شد، برای اطمینان، نشانه ای طلبید. در پاسخ به این درخواست، سه روز زبان او جز به تسبیح خداوند بند آمد و مجبور شد به قوم خود مقصودش را با اشاره برساند. قرآن کریم می فرماید: «فخرَج علی قومِه مِن المحراب فاوحی الیهم ان سبّحوا بکرهً و عشّیا» (مریم: ۱۱)؛ پس، از محراب بر قوم خویش درآمد و با اشاره به آنان فهماند که صبح و شام [خدا را] تسبیح گویید.

آیه دیگری در بیان این ماجرا، به جای «وحی»، «سخن رمزی» را آورده است: «قال ربِّ اجعل لی آیهً قال آیتک ان لا تکلِّم النّاسَ ثلاثَه ایّامٍ الاّ رمزا و اذکُر ربَّک کثیرا و سبِّح بالعشیِّ والابکار» (آل عمران: ۴۱)؛ گفت: پروردگارا، برای من نشانه ای قرار ده. فرمود: نشانه تو این است که سه روز با مردم سخن نگویی، مگر با اشاره و پروردگار را بسیار یاد کن و شامگاهان و بامدادان او را تسبیح گوی. این آیه قرینه است بر این که در آیه قبلی (مریم:۱۱) وحی به معنای بیان رمزی و اشاره ای باشد، که بیش تر با لب ها و در مواردی با ابرو، چشم یا دست انجام می گیرد و چون بیان اشاره ای و رمزی به نحوی است که همه کس متوجه نمی شوند، وحی بر آن اطلاق شده است.(۸)

ه . الهام

قرآن کریم بر «الهام» نیز واژه «وحی» اطلاق کرده است. در مورد الهام(۹) به مادر حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «و اوحینا الی اُمِّ موسی ان ارضعیه فاذا خفتِ فالقیه فی الیَمِّ» (قصص: ۷)؛ و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر ده، پس چون بیم ناک شدی، او را در دریا (ی نیل) بیفکن.(۱۰) و نیز در مورد «حواریان» می فرماید: «اذا أوحیتُ الی الحوارییّنَ اَن آمِنوا بی و برسولی»؛ (مائده: ۱۱۱)؛ و به حواریان وحی کردیم که به من و فرستاده ام ایمان آورید. البته، این تفسیر بر این اساس است که وحی به معنای «الهام» باشد که در روایتی از امام باقر علیه السلام چنین تفسیر شده است که(۱۱) خداوند به طور مستقیم به حواریان وحی کرد. این با ظاهر آیه نیز سازگار است.

مفسّران علاوه بر تفسیر مذکور، احتمال های دیگری نیز در مورد آیه مطرح کرده اند:

یکی این که، وحی به حواریان به واسطه حضرت عیسی علیه السلام بوده است.(۱۲) دوم این که، خداوند با ارائه نشانه های خود به حواریان ایمان به خود و پیامبران را به آنان عرضه و تلقین کرد.(۱۳) سوم این که، حواریان پیامبر بودند و وحی در آیه شریفه، وحی نبوی است.(۱۴)

و. پیام الهی به فرشتگان

از دیگر موارد کاربرد «وحی» در قرآن کریم، اطلاق وحی بر پیام الهی به فرشتگان است. قرآن می فرماید: «اذ یوحی ربُّکَ الی الملائکه اَنّی معکم فثبِّتوا الّذینَ آمنوا» (انفال: ۱۲)؛ هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شما هستم، پس آنان را که ایمان آورده اند، استوار سازید.

ز. فرستادن روح به پیامبر

قرآن برای بیان فرو فرستادن روح به پیامبر اکرم از فعل وحی استفاده کرده است: «و کذلک اوحینا الیکَ روحا من امرنا ما کنتَ تدری ما الکتاب و لا الایمانُ و لکن جعلناهُ نورا نهدی به من نشاءُ من عبادنا و اِنَّک لتهدی الیَ صراطٍ مستقیمٍ.» (شوری: ۵۲)؛ همین گونه روحی از (سنخ) امر خودمان به سوی تو فرستادیم. تو نمی دانستی کتاب چیست و نه ایمان (کدام است)، ولی آن را نوری گردانیدیم که هرکسی از بندگان خود را بخواهیم، به وسیله آن راه می نماییم و به راستی که تو به راه راست هدایت می کنی.

در مورد این که «کذلک» اشاره به چیست و مراد از «اوحینا» و مصداق روح کدام است، سه احتمال وجود دارد:(۱۵)

احتمال اول: مراد از «روح» در آیه شریفه، قرآن است و «کذلک» بر مطلق وحیِ فرود آمده به پیامبران اشاره دارد. در نتیجه «أوحینا الیک روحا من أمرنا»؛ یعنی قرآن را فرو فرستادیم، و عبارت «ولکن جعلناهُ نورا نهدی به من نشاءُ» مؤیّد این برداشت می باشد. و چون قرآن کریم وسیله رهایی انسان ها از عقاید باطل و مرگ بار بوده، به زندگی واقعی دعوت می کند، از آن به «روح» تعبیر شده است: «اوَ مَن کان میتا فاَحییناهُ و جعلناهُ له نورا یمشی به فی النّاس…» (انعام: ۱۲۲)؛ آیا کسی که مرده (دل) بود و زنده اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم راه برود… .

در برخی آیات، به قرآن کریم «نور» اطلاق شده است؛ مانند «قد جاءکم من اللّه نورٌ» (مائده: ۱۵)؛ قطعا به سوی شما از جانب خدانور آمده است.(۱۶) طبق این احتمال،کاربرد«وحی» در این آیه شریفه،ازموارد وحی نبوی است ونبایدآن راموردی جداگانه به حساب آورد. امااین احتمال به چنددلیل قابل قبول نیست:(۱۷)

۱. آیه شریفه درصدد بیان این مطلب بر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است که معارف و احکامی که مردم را به آن ها دعوت می کنی، خود درک و یا ابداع نکرده ای، بلکه ما آن ها را بر تو فرو فرستاده ایم. بنابراین، اگر مراد از «وحی» در آیه شریفه، قرآن کریم بود، می بایست به بیان کتاب اکتفا می شد؛ زیرا مراد از «الکتاب» قرآن بوده و ذکر «الایمان» زاید است.

۲. گرچه ممکن است بر قرآن به اعتبار زندگی آفرینی آن «روح» اطلاق شود، اما در این صورت، تقیید آن در آیه شریفه به «من امرنا» موجّه نیست.

احتمال دوم: مراد از «روح» در آیه شریفه، حضرت «جبرئیل» است.(۱۸) قرآن کریم در موارد دیگری نیز بر جبرئیل «روح» اطلاق کرده است؛(۱۹)

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *