تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای شامل 92 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقالات / دل محوری در باغ عرفان نظامی گنجه ای :

چکیده

نظامی گنجه ای در مخزن الاسرار، مسئله رازآمیز دِل محوری عرفان را در چهار صحنه از مشاهدات عارفانه خویش به رمز و راز بیان کرده است. او در مرحله آغازین از سفر خود، به ذکر ضرورت دل محوری در عالم معرفت پرداخته و گفته است که خداوند، خلافت انسان را دردل او آفریده و این خلافت، دو جهانی است. نظامی در نخستین پرده از مکاشفات روحانی خود، به درون دل راه می یابد و به زبان کنایه از اعضای درون سخن می گوید و آنگاه روی به سوی دل برمی گرداند، و سرانجام ریاضت می گزیند. در دومین سفر روحانی خود، دلش را «رایض» می نامد که در اثر تربیت او بر نفس خود چیره می شود و از گره تعلقات رهایی می یابد. در این سفر، دلْ او را به باغی می برد و پس از بررسی و مطالعه نزدیک به دویست بیت شعر رمز ناک معلوم می شود که این باغ، باغ عرفان و معرفت است. شاعر عارف در پرده سوم، تصویری از سیمای خواجه دل و پیر راهبر خویش به رمز وکنایه ترسیم می کند و در خلوت دل، ذکر عارفانه می آغازد. در پرده چهارم، بار دیگر با دو سه همدم و اهل طریقت خویش به ذکر دل در خلوت می نشیند و دم می زند و این بار، شبی آراسته را می بیند و هر آنچه را که آرزوی دل وی بوده، در آن شب به دست می آورد. در پایان این صحنه روحانی، به صراحت می گوید آنچه من گفته ام، مربوط به مفاهیم معرفتی است وغرض از شب، همان خلوت دل است و شمع نیز رمز و نمادی است برای بصیرت وشهود عارفانه.

آیینه غیب۱ نظامی گنجه ای شاعر فارسی گوی و سخنور رمز پرداز آذربایجان در سده ششم می زیسته و پنج گنج جاودانه و عارفانه خویش را در شهر گنجه مرکز ولایت ارّان آفریده است.

نظامی گنجه ای از نخستین بیت مخزن الاسرار تا پایان اقبالنامه در هر پنج گنج خویش به جهان برادری و جهان برابری اسلامی عرفانی می اندیشد و در آخرین اثر خود اسکندرنامه پس از گزارش ساختن سدّ یأجوج و مأجوج، در عالم خیال و خلق افسانه های رمزناک خویش اسکندر را به شهر آرمانی اوتاد می برد و در این شهر و مدینه فاضله خویش نمادی از یک مجتمعِ عارفان جهان را به زبان شعر بازگو می کند.

پدید آمد آراسته منزلی که از دیدنش تازه شد هر دلی۲

اسکندر جهانگیر آن سرزمین سرسبز و کشتزارهای سیراب و میوه دار را به گونه ای دیگر می بیند و می فهمد که این لطف و این زیبایی و برکت در دنیایی که او دیده و همه جای آن را گشته نادیدنی است:

همه راه پر باغ و دیوار نی گله در گله کس نگهدار نی۳

در این کشتزارها یکی از سپاهیان وی دست به شاخ درختی می بَرَد تا میوه ای بچیند، تنش چون کمان خمیده و خشک می گردد، و سواری دیگر گوسفندی را می گیرد و گرفتار تب و لرز می شود. اسکندر چون از آن عبرت آگاه می شود فرمان می دهد تاسپاه از باغ کسان دست نگاه دارد و چون از آب های روان و کشتزارها می گذرد شهری آراسته چون بهشت پدیدار می گردد که در و دروازه ای از سنگ و چوب و آهن ندارد، با چند تن از پیران نزدیکان خویش به آن شهر قدم می گذارد و می بیند همه دکان ها از نعمت و خواسته آراسته است ولیکن در و قفل نبسته.

مردم شهر با عزّت واحترام به پیشواز می آیند و اسکندر را به کاخی چون مینوی مینا فرود می آورند.

اسکندر از آن مردم خوب چهر می پرسد که چرا این چنین بی بیم و هراس زندگی می کنید و باغبان و چوپان در باغ و صحرا ندارید؟

بزرگان آن دیار دادپرور پس از دعای شاه می گویند:

چنان دان حقیقت که ما این گروه که هستیم ساکن در این دشت و کوه
گروهی ضعیفان دین پروریم سر مویی از راستی نگذریم
نداریم بر پرده کژ بسیچ بجز راستبازی ندانیم هیچ۴

در هیچ باب دروغ نمی گوییم، شب ها خواب واژگونه نمی بینیم، هرگز از کسی چیزی را که سودمند نیست نمی پرسیم، هر چه پیش آید و خدا کند بر آن گردن نهیم، اگر یکی عاجز و ناتوان شود یاری کنیم، هیچ یک از ما در مال دنیا بیشتر از دیگری ندارد و در اینجا اختلاف طبقاتی نیست:

ندارد ز ما کس ز کس مال بیش همه راست قشمیم در مال خویش۵

همه با هم در هر مقامی برابر هستیم، شحنه و پاسبان و دزد نداریم. هر دانه ای که می کاریم هفتصد دانه می دهد و جز خدا به هیچ کس دیگر پناه نمی بریم:

نگهدار ما هست یزدان و بس به یزدان پناهیم و دیگر نه کس۶

خون ریزی و سخن چینی و تجسّس و غم زر و سیم در اینجا نیست، در خوردن همیشه نیمه آنچه باید می خوریم و کسی که پرهیزگار نباشد با ما قرار نگیرد و از شهر خود بیرون می کنیم. اسکندر از این سخنان شگفت زده می شود و با خود می گوید: همانا این جهان بر این نیک مردان پابرجای است و شکوه جهان نیز از همین اوتاد عالم است واین همه جهان گردی من بی گمان برای دیدن این گروه بوده است تا از خونریزی دوری کنم و از این بخردان حکمت آموزم، اگر پیشاپیش ایشان را می دیدم در خلوت نشسته عبادت می کردم:

گر این قوم را پیش ازین دیدمی به گِرد جهان برنگردیدمی
به کُنجی در از کوه بنشستمی به ایزد پرستی میان بستمی۷

آیینه غیب نظامی گنجه ای در این میان خود رشته سخن را به دست گرفته به کنایه ای آشکار اشاره می کند که مقام ایشان از پیغمبری اسکندر فراتر بود و اسکندر با دیدن اُمیان یادی از پیغمبری نکرد:

چو دید آن چنان دین و دین پروری نکرد از بُنِه یاد پیغمبری۸

سررشته این اندیشه و این شهر آرمانی را می توانیم از مخزن الاسرار نظامی به دست بیاوریم که شاعر جادو سخنِ آذربایجان موضوع رازناک دل محوری عرفان را در چهار صحنه از مشاهداتِ عارفانه خویش به راز و رمز آراسته و با نوشتن آن صحنه ها ما را از جریان رویدادی بسیار گرانقدر آگاه ساخته و سروده های خویش را نیز جاودانگی بخشیده است. و این هر چهار صحنه در باغ شعر و عرفان نظامی گنجه ای نقش یافته و در نگین انگشتری زمان افتاده و مانده است.

پیش از شرح ماجرای باغ عرفان شاعر، اشاره به دو نکته ضروری می نماید:

الف: شاعرِ عارف پس از طیّ دوران تحصیلات دینی و فقهی و رسیدن به مقام فقهی و خطیبی در گنجه با حکمت یونان آشنا شده و شیوه و راه سقراط را در پیش گرفته، لباس خشن می پوشیده، گوشت نمی خورده است. زیرا در شرح و گزارش حکمت سقراط در اقبالنامه ضمن بر شمردن ریاضت های سقراط می گوید:

نظامی صفت با خرد خو گرفت نظامی مگر این صفت زو گرفت۹

و در همین دوره است که به اصالت خرد سخت دل بسته و شرع اسلام را با حکمت یونان به هم آمیخته، بیست مقاله مخزن الاسرار را سروده است که در پایان چهل مقاله قرار گرفته و هم آنجاست که می گوید:

و آن چه نه از شرع برآرد علم گر منم آن حرف در اولش قلم۱۰

و به پیروی از خرد و رعایت طریقت حکمت در خسرو و شیرین اصرار ورزیده می فرماید:

خرد شیخ الشیوخ راه تو بس ازو پرس آنچه می پرسی نه از کس۱۱

و همین اندیشه هاست که شاعر را به خلق بیست مقاله در حکمت و خرد وا داشته و او در مقام تبلیغ اندیشه های دینی فلسفی خویش، مخزن الاسرار را سروده و هم آنجا در خلق حکایت های کوتاه و تمثیلات بخش پایانیِ مخزن الاسرار به استعداد هنریِ خویش در آفرینش داستان ها پی برده است و در جریان همین خلق اثر فلسفی دینی بوده است که با پیری از پیران روزگار و اولیای قرن ششم هجری آشنا می شود و به مکتب عرفان راه می یابد که موضوع سخن ما در این مقال همین آشنایی و شرح ماجرای شناخت و معرفت شاعر جادو سخن است.

ب نظامی گنجه ای نیز همچون شاعر عارف هم عصر خویش شیخ فریدالدین عطّار نیشابوری و حافظ شیرازی در سده هشتم با صوفیگری سخت دشمنی می ورزیده و تصوّف را از کژروی ها و ریاکاری ها عاری نمی دانسته است، چنان که در مخزن الاسرار و در پایان مقاله ترک علایق (بند ۴۳) حکایت صوفی و کعبه رَو را به نظم می کشد:

کعبه روی عزم ره آغاز کرد قاعده کعبه روان ساز کرد
آنچه فزون از غَرَضِ کار داشت مبلغ یک بدره دینار داشت۱۲

در این حکایت است که حاجی ما بدره دینار را به صوفی شهر می سپارد و صوفی آن بدره را صرف خوشگذرانی ها می کند:

باز گشاد از گره آن بند را دادِ طرب داد شبی چند را
دست بدان حُقّه دینار کرد زلفِ بُتان حلقه زنّار کرد
خرقه به خُمخانه شده شاخ شاخ تنگ دلی مانده و عُذری فراخ۱۳

در این حکایت صوفی را با کلماتِ شیخ و هند و درویش نیز نام می بَرَد و در تحقیق این امر از آثار عطّار و حافظ و نظامی چنان بر می آید که صوفی درمکتب تصوّف گام برمی دارد و ظواهر احکام شرع را نگه می دارد و سخت بدان پای بند است ولیکن مصون از انحراف و خلاف نیز نیست و این بدان معنی نیست که همه اهل تصوّف ریا کار هستند بلکه در عمل نگه داشتِ دست و دل و زبان در عالم تقوا و ایمان برای اهل عرفان آسان می نماید که نظامی در باغ معرفت خویش و در بخش نخستین از مخزن الاسرار چنین می آراید:

۱ پرده نخست

چون سپر انداختنِ آفتاب گفت زمین را سپر افکن بر آب
گشت جهان از نفسش تنگ تر وز سپرش من سپرک رنگ تر۱۴

آفتاب غروب می کند، تاریکی همه جا را فرا می گیرد، شب بازیِ ستارگان آغاز می گردد و در چنین شبی تاریک شاعر در روضه شعر نغمه سرایی می کند و می گوید من بلبل روضه ای بودم که آن روضه باغی نداشت :

من به چنین شب که چراغی نداشت بلبل آن روضه که باغی نداشت۱۵

هاتف خلوت به او آواز می دهد که شاعر! وام چنان کن که توان بازداد، یعنی در حدّ استعداد خویش از طبع شاعرانه ات انتظار داشته باش، خویشتن را از آلودگی ها پاک کن، بادِ غرور و هوس ها را دور بینداز، جسم خاکی را بمیران وتعلّقات خاطر را ترک کن:

آب در این آتش پاکت چراست باد جَنیبَتْ کشِ خاکت چراست
خاکِ تب آرنده به تابوت بخش آتش تابنده به یاقوت بخش۱۶

اگر آبی داری بر درِ دل ریز و قصّه دل بگو و بدان که دل می تواند راهِ حق را به تو نشان بدهد و این همه بدان معنی است که به ذکر دل مشغول باش و از راهِ دل معراج کن:

غافل ازین بیش نشاید نشست بر درِ دل ریز گر آبیت هست
در خَمِ این خُم که کبودش خوش است قصه دل گو که سرودش خوش است
دور شو از راهزنان حواس راه تو دل داند دل را شناس۱۷

یعنی در عالمِ توجّه به قلب و ذکر عارفانه، حواسّ خود را از کار بینداز و تن را رها کن و در عالم روح پرواز کن و بدان که گوش و چشم، کارگرانِ بیرون پرده هستند:

عرشْ پَرانی که ز تن رسته اند شهپر جبریل بر او بسته اند
وانگه عنان از دو جهان تافتند قوت ز دریوزه دل یافتند
دیده و گوش از غرض افزونی اند کارگر پرده بیرونی اند۱۸

در همین مرحله است که نظامی به سن و سال خود اشاره ای دارد و می گوید هنوز چهل سال ندارم و تا به چهل سال برسم باید یاری دستگیر بیابم و این کلام را از زبان هاتف خلوت چنین بیان می کند:

هست ز یاری همه را ناگزیر خاصّه ز یاری که بُوَد دستگیر۱۹

دستگیری اصطلاح عرفان است و بر آن باور هستند که مرید از سوی مراد و پیر طریقتِ خویش دستگیری می شود.

باز شاعر سالک در این مرحله آغازین از سفرِ معنوی خویش به ذکر ضرورت دل محوری در عالم معرفت می پردازد و می گوید: خداوند خلافت انسان را در دل اوآفریده است و این خلافت دو جهانی است:

دست درآویز به فتراکِ دل آبِ تو باشد که شوی خاک دل
چون مَلِکُ العرش جهان آفرید مملکت صورت و جان آفرید
داد به ترکیب کرم ریزشی صورت و جان را به هم آمیزشی
زین دو هم آغوش دل آمد پدید آن خلفی کاو به خلافت رسید۲۰

دل دورگه است ازجسم و روح و یا جهان ماده و معنی و به گفته نظامی صورت و جان، مخصوصا دلی که خطبه سلطانی یعنی ذکر نام الهی در اوست و نور وجود ما از دل است:

دل که بر او خطبه سلطانی است یکدلش جسمانی و روحانی است
نور أدیمت ز سُهیل دل است صورت و جان هر دو طفیل دل است۲۱

شاعر با شنیدنِ این سخنان از هاتف خلوت در خلوتِ دل می گوید: شاد گشتم و غمی بر من نماند، از آن دستبندِ راهزنان حواس، دست بیرون کشیدم و در تگ آن راه و طریقت با شتاب رفتم و به در دل رسیدم، در این توجّه به دل جانم به لبم رسید:

من سوی دل رفته و جان سوی لب نیمه عمرم شده تا نیم شب۲۲

من در آن حال که بر سر دو زانو نشسته در خلوت دل به ذکر مشغول بودم قامت چوگانی من حلقه شده بود و چون گویی سر پیش انداخته بودم و پایم به جای سر و سرم به جایِ پای افتاده بود و این تصویر بدیع را به زبان فصیح شعر چنین بیان می کند:

بر درِ مقصوره روحانی ام حلقه شده قامت چوگانی ام
گوی به دست آمده چوگانِ من دامن من گشته گریبان من
پای ز سر ساخته و سر ز پای گوی صفت گشته و چوگان نمای۲۳

اختیار و کار از دست می رود و شاعر از خود بی خود می شود و به عالمی راه می یابد که هر چیزی صد برابر بزرگتر دیده می شود یعنی هر آنچه قابل دیدن نیست برای وی آشکار می گردد:

کار من از دست و من از خود شده صد ز یکی دیده یکی صد شده۲۴

و شاعر در نخستین سفرِ معنوی خویش احساس غربت می کند و می گوید: نمی توانستم از درگاه دل به درون راه یابم:

هم سفران جاهل و من نوسفر غربتم از بی کسی ام تلخ تر
ره نه کز آن در بتوانم گذشت پای درونی نی و سر باز گشت۲۵

همین غربت نظامی یادآور غربت غریبِ شهاب الدین سهروردی یا شیخ اشراق است که درست در زمان نظامی می زیسته وهنگامی که نظامی به سرودن مخزن الاسرار مشغول می بوده و در گنجه قلم می زده سُهروردی نیز در مراغه مشغول به تحصیل بوده است و هم اوست که غُربت غریب را در همین موضوع به رمز نوشته است.۲۶ و غزل مشهور خواجه حافظ شیراز نیز به همین غربت مربوط است آنجا که می گوید:

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب۲۷

در این صحنه است که عشق عنان شاعر را می گیرد و او را رخصت درون شدن می دهند:

حلقه زدم گفت به این وقت کیست گفتم اگر بار دهی آدمی ست
از حَرَم خاص ترینِ سرای بانگ برآمد که نظامی در آی
خاص ترین حاجب آن در شدم گفت درون آی درون تر شدم۲۸

چهار پرده از سفر عارفانه و مشاهدات شاعر در چهار صحنه رنگین و دیدنی از اینجا آغاز می شود.

سفراوّل:

در پرده نخستین شاعر به درونِ دل راه می یابد و به زبانِ کنایه از سپرز و جگر و گُرده و شش و هر هفت عضو درون سخن می گوید و آنگاه روی از عالمیان به سوی دل برمی گرداند:

این همه پروانه و دل شمع بود جمله پراکنده و دل جمع بود
من به قناعت شده مهمان دل جان به نوا داده به سلطان دل
چون علم لشکر دل یافتم روی خود از عالمیان تافتم۲۹

دل به زبان و شفاها به شاعر خطاب می کند که ای بی زبان از این آشیان بگذر و در طلب مرغ سفر کن و بدان که من حدیث و آفریده نیستم و قدیم هستم:

دل به زبان گفت که ای بی زبان مرغ ط

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

.edd-js-none .edd-has-js, .edd-js .edd-no-js, body.edd-js input.edd-no-js { display: none; }
/* */
[{“@type”:”Product”,”name”:”u0641u0627u06ccu0644 u067eu0627u0648u0631u067eu0648u06ccu0646u062a u06a9u0627u0645u0644 u0645u0642u0627u0644u0627u062a / u062fu0644 u0645u062du0648u0631u064a u062fu0631 u0628u0627u063a u0639u0631u0641u0627u0646 u0646u0638u0627u0645u064a u06afu0646u062cu0647 u0627u064a”,”url”:”https://powerpoint-download.ir/downloads/215964/”,”brand”:{“@type”:”https://schema.org/Brand”,”name”:”u0622u0633u0627u0646 u067eu0627u0648u0631u067eu0648u06ccu0646u062a”},”sku”:”215964″,”image”:”https://powerpoint-download.ir/wp-content/uploads/edd/2024/09/powepointfile-150×150.png”,”offers”:{“@type”:”Offer”,”price”:”990000″,”priceCurrency”:”RIAL”,”priceValidUntil”:””,”url”:”https://powerpoint-download.ir/downloads/215964/”,”availability”:”https://schema.org/InStock”,”seller”:{“@type”:”Organization”,”name”:”u0622u0633u0627u0646 u067eu0627u0648u0631u067eu0648u06ccu0646u062a”}},”@context”:”https://schema.org/”}]
/* */

/* */

/* */

/* */

NProgress.start();
setTimeout(function() { NProgress.done(); $(‘.fade’).removeClass(‘out’); }, 1000);

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *