توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مقایسه مبانی سبک زندگی اسلامی و غربی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه مبانی سبک زندگی اسلامی و غربی شامل 93 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه مبانی سبک زندگی اسلامی و غربی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه مبانی سبک زندگی اسلامی و غربی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مقایسه مبانی سبک زندگی اسلامی و غربی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقایسه مبانی سبک زندگی اسلامی و غربی :
مقدمه
بررسی و مقایسه سبک زندگی اسلامی و غربی از ابعاد معرفت شناسی و انسان شناسی و ارزش شناسی به دلیل تفاوت عمده ای که در این موارد وجود دارد، می تواند قضاوتی واقع بینانه و درست را به همه ما و به ویژه جوانان ارائه کند. هر آنچه که در یک جامعه رخ می دهد، محصول دیدگاه فکری آن جامعه و نگرش آن نسبت به شیوه های معرفت، انسان و ارزش ها است و تمام ابعاد جامعه از آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی گرفته، تا نهادهای دولتی و غیر دولتی از این شناخت ها تأثیر می پذیرد. مکاتب غربی با نگاه مادی گرایانه و خالی از معنویات به امور مختلف توجه می کنند، در حالی در اسلام اساس بر توجه به امور معنوی و غیرمادی است. اساس فلسفه بر کلمه شناخت و بالابردن آگاهی و دانش استوار است و هدف اساسی تربیت نیز به همان مفهوم است.
در فلسفه مسائل اساسی و کلی مورد بحث قرار می گیرد و فیلسوفان جهت گیری و چهارچوب فکری و عملی جامعه را تبیین می کنند. در این میان انسان شناسی، ارزش شناسی و معرفت شناسی از مباحث مهم و مورد بحث فلاسفه هستند و در جوامع مختلف به طبع خاستگاه فکری، اعتقادات و سنن و پیشینه آن جوامع، نگاه به ارزش ها و معرفت و انسان از منظرها و دیدگاه های متفاوت صورت می گیرد و این نگاه متفاوت باعث ساخته شدن جوامعی متفاوت می شود.
بحث در مورد معرفت شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی قدمتی به اندازه دانش انسان ها داشته است و اهمیتی به اندازه ساخته شدن دیدگاه فکری، اعتقادی و تعیین خط مشی عملکرد دولتمردان دارد. پیدا کردن شناخت در امور مختلف مانند، ابزارهای مختلف در دست افراد برای سنجش است. برای نمونه، یک نفر با طناب، یک نفر با وجب و فرد دیگر با متر می خواهند طول چیزی را بسنجد. آنچه سنجیده می شود یکسان است، اما نتیجه سنجش به دلیل تفاوت در روش شناخت متفاوت خواهد بود و این شناخت ها پایه و اساس برنامه ریزی ها و فعالیت های جوامع خواهد شد. در زمینه انسان شناسی نیز فیلسوفان مختلف هرکدام به شناخت جنبه های مختلفی از انسان می پردازند و با شناخت خود قضاوت می کنند. شناخت ارزش ها و نسبی و مطلق بودن آنها هم از دیرباز بین فلاسفه مطرح و محل جدل بوده است. شناختی که فیلسوفان هر جامعه از ارزش ها مطرح می کنند، پایه شالوده اخلاقی آن جامعه خواهد بود.
محققین و دانشجویان زیادی در مورد ارزش شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی به بررسی و تحقیق پرداخته اند که به چند مورد اشاره می شود:
فرامرزی گروسی (۱۳۸۵) در بررسی تطبیقی مبنای انسان شناختی مکاتب فلسفی طبیعت گرایی، عمل گرایی و پیامدهای تربیتی آن روش کتابخانه ای و سندی تحلیلی را به کار برده است. یافته های تحقیق وی حاکی از آن است که در بسیاری موارد از جمله در روش کودک مداری، رشد، مفهوم انسان، فعالیت مداری، حل مسأله، روش های اکتشافی و ارتباط انسان جهان با بررسی در می یابیم که دیدگاه های این دو مکتب به هم نزدیک است (جمشیدی، ۱۳۸۲). در بررسی و تبیین دیدگاه معرفت شناسی اسلام و پراگماتیسم و تحلیل مقایسه ای و روش های مبتنی بر آنها در تعلیم و تربیت، دیدگاه جان دیویی را در مورد حقیقت، معرفت و روش های آموزشی وی به ویژه روش حل مسأله را بررسی کرده است و دیدگاه اسلام را در مورد حقیقت، معرفت و روش های آموزشی و تربیتی را مطرح و ضمن مقایسه دیدگاه های این دو، نظام فلسفی حاکم بر تعلیم و تربیت کشور را بیان کرده است (ریحانی، ۱۳۸۶). در برررسی دیدگاه های تربیتی فیلسوفان غرب به ویژه جان دیویی و ژان پیاژه، سبک زندگی غرب در مورد کودک، آموزش و پرورش، اهداف آموزشی، رشد، مراحل رشد شناختی، تربیت اخلاقی، تربیت اجتماعی، تجربه، برنامه درسی، روش های آموزشی را بررسی کرده و انتقادات وارده از سوی صاحب نظران دیگر را مطرح می کند (نصر آبادی، ۱۳۷۳). در بررسی تطبیقی اندیشه های فلسفی و تربیتی افلاطون و جان دیویی هدف اصلی تحقیق خود را روشن کردن شباهت ها و تفاوت های نظرات فلسفی تربیتی این دو صاحب نظر قرار داده است و تشابه و تفاوت عقاید تربیتی افلاطون و جان دیویی را مطرح کرده است.
مکاتب غرب
مکاتب فلسفی زیادی در طول تاریخ ظهور کرده اند و در هرکدام فرد یا افرادی به عنوان سردمدار و رهبر آن مکتب بوده و صاحب نظران دیگر نیز نظرات و آرای آنان را بسط داده اند. هر مکتب فلسفی با توجه به ایدئولوژی، خط مشی و تلقی خود از انسان، شناخت، جهان و ارزش، نظرات متعددی را ارائه کرده است. در زیر با مهم ترین مکاتب فلسفی و تربیتی غرب آشنا می شویم:
از قدیمی ترین مکاتب فلسفی غرب ایدئالیسماست، که اساس واقعیت را روحی و تمثیلی قلمداد می کند و توسط سقراط و افلاطون در یونان باستان پایه ریزی شده و توسط گوتلیب فیخته، فریدریش شلینگ و فریدریش هگل بسط و گسترش داده شد. فلسفه تربیتی این مکتب آن است که ذهن افراد را از جهان حس و گمان به سوی حقیقت ایده ها برساند.
مکتب رئالیسم که توسط ارسطو (۳۳۴ ق. م) بنیانگذاری شد و توسط انسان گرایان معاصر، مانند رابرت هوچینز، مورتیمو آدلر و هری برودی بسط یافت. این نظریه معتقد است جهانی که در آن زندگی می کنیم حقیقی است و با کمک عقل می توان به کشف حقایق نایل آمد. وظیفه این مکتب در حیطه تربیتی توسعه بعد عقلانی انسان و انتقال دانش و مهارت به افراد است.
مکتب طبیعت گرایی بنیاد واقعیت را بر طبیعت بنا می نهد و فلسفه تربیتی آن الهام و رجوع به طبیعت و بهره گیری از حواس است. این مکتب توسط ژان ژاک روسو ظهور کرد و هربرت اسپنسر و هاینریش پستالزی نیز از سرمداران این مکتب بوده اند.
مکتب عملگرایی در قرن بیستم توسط چارلز پرس، ویلیام جیمز، جورج هربرت مید مطرح و توسط جان دیویی به اوج خود رسید. بر طبق این مکتب، فلسفه باید در خدمت حل مسائل فعلی انسان ها مبتنی بر تجربه و تحول باشد. فلسفه تربیتی این مکتب به علایق افراد و محوریت وی در یادگیری و امکان اخذ تجربه در یادگیری به طور مستقیم را مورد توجه قرار می دهد.
مکتب اگزیستانسیالیم توسط سورن کی یرکگارد، ژان پل سارتر، فردریک نیچه، فئودور داستایوسکی، کارل یاسپرس، مارتین بوبر و گابریل مارسل رشد کرد. بر طبق این مکتب آگاهی، شناخت و ذهنیت ما نسبت به امور و اشیاء اساس واقعیت را تشکیل می دهد و در حیطه تربیتی با یکسان سازی و برابری افراد مخالف است و هر فرد را به شکل یک واحد (unit) متفاوت از دیگران تصور می کند.
مکتب فلسفه تحلیلی[۶] مکتبی جدید است که وظیفه خود را طبقه بندی گفتار های معمولی و علمی می داند و به امر زبان در تدریس و یادگیری به دیده انتقادی می نگرد. صاحب نظران این مکتب جی.ای.مور و برتراند راسل هستند (کاردان و همکاران، ۱۳۸۰: ۲۴۵).
مکتب اسلام
مکتب اسلام اساس تربیت را در اعتقاد به توحید، نبوت و معاد می داند و تمام جهان را تحت معیشت الهی قلمداد می کند. تعالیم این مکتب توسط قرآن کریم، احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام بیان شده و در تمام اعصار و قرون قابل اجرا است. صاحب نظرانی چون خواجه نصیرالدین طوسی، ابن مسکویه، ابن سینا، ابن خلدون، علامه مجلسی، احمد نراقی، امام خمینی رضوان الله علیه و علامه جعفری و. .. با بهره گیری از این تعالیم مقدس به نظریه پردازی پرداخته اند و در امر تربیت، سعادت انسان را در گرو اطاعت از اوامر الهی و رسیدن به قرب الی الله می دانند.
ارزش شناسی به بحث درباره ی نظریه ارزش می پردازد و در صدد است تا آنچه که خیر و صحیح است را توصیه کند. اخلاق[۷] و زیبایی شناسی[۸] بخش های ارزش شناسی را تشکیل می دهد. اخلاق ارزش های معنوی و منش را به روش فلسفی مطالعه می کند و زیبایی شناسی ارزش ها را در قلمرو زیبایی و هنر بررسی می کند. ارزش ها در یک تقسیم بندی به چهار گونه هستند. الف. ارزش عینی: ارزش هایی که به دلیل خصوصیات موجود در اشیاء یا اعمال هستند، عینی بودن ارزش ها سبب پیدایش عوامل مورد پذیرش همگان شده است؛ ب. ارزش ذهنی: ارزش هایی که حاصل علایق و احساسات افراد هستند؛ ج. ارزش رابطه ای: اساس ارزش بر مبنای رابطه میان شیء و فرد تلقی می شود، شیء یا عمل ویژگی های خاصی دارد و فرد در تجارب خود گرایشی به آنها دارد؛ د. ارزش زمینه ای: این نظریه با عقاید دیویی، سازگار است و ارزش هر امری را در زمینه با موقعیت خاص می داند. در اینجا شیء، شخص و رابطه میان آنها در یک زمینه و موقعیت معین است. با ارزش تلقی کردن یک شیء یا یک عمل، وابسته به موقعیتی است که این شیء یا عمل در آن ظاهر می شود. البته مبالغه دیویی در تأثیر موقعیت در ارزش ها، مانع معتبر تلقی کردن معیارهای ثابت در مورد ارزش ها است (شریعتمداری، ۱۳۸۰: ۱۵۶).
از مهم ترین مقوله هایی که در مکاتب مختلف فلسفی در مورد آن بحث شده و صاحب نظران تربیتی در مورد آن به نظریه پردازی پرداخته اند، برداشت و ذهنیت از انسان است. مکتب اسلام با دیده ارزش و احترام به انسان نگاه می کند. محمدامین صادقی ارزگانی (۱۳۸۳) انسان کامل را از نگاه امام خمینی چنین توصیف می کند: انسان کامل، مانند آینه ای است که دو چهره داشته باشد؛ در یک چهره آن اسما و صفات الهی ظهور و تجلی می کند و حق سبحانه خود را در آینه حق نمای شهود می کند و در چهره دیگر آن، عالم هستی را با تمام اوصاف و کمالات وجودی نشان می دهد. پس انسان کامل عبدالله، عندالله و ولی الله است. فرشتگان چون مقام الهی معینی دارند، نمی توانند از آن بالاتر روند. برخلاف انسان کامل که در هیچ مقامی توقف ندارد و استعداد صعود به بلندای کمال را دارا است. بدین جهت جامه زرین خلافت الهی به قامت بلند او دوخته شده است.
نظریه شناخت و دانش نیز از طرف مکاتب متعدد مورد بررسی قرار گرفته است. مکتب اسلام به قدرتی متعالی، کلی و روحانی همان خدا اعتقاد دارد و آن را مقدم بر تجربه انسان می دانند. فلسفه های ایدالیسم و رئالیسم نیز اعتقاد به مرجعی کلی برای معرفت دارند، اما فلسفه عملگرای در باب معرفت بر تجربه و شواهد تجربی توجه می کنند که توسط همگان تحقیق پذیر باشد. معرفت حالتی است عمومی یا رفتاری که در اثر برخورد فرد در درک، فهم، قضاوت، تمایلات و مهارت های او در امور مختلف به وجود می آید. منابع کسب معرفت حواس، قدرت عقلانی و شهود است (همان: ۲۴).
ارزش ها در مکتب اسلام
ارزش تعلق خاطری است که انسان به شیء، مقام یا یک هنر دارد و احساس حسن و قبح امور را شامل می شود (آموزگار، ۱۳۷۹: ۱۲۵). از نظر مکتب اسلام، ارزش های والای انسانی دائمی و پایدارند و در هر زمان و مکانی ارزشمند هستند و گذشت زمان و کهنگی ارزش های والای انسانی را از بین نمی برد. واژگانی چون صداقت، حقیقت، عدالت و عبودیت از زمان خلقت انسان ها دارای ارزش بوده و خواهد بود و دلیل برتری انسان بر سایر مخلوقات الهی هم پایبندی به همین ارزش های مطلق و جاویدان است. از اهداف بعثت انبیاء نیز دعوت به ارزش ها است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اِن اَلله لَم یَبعثُ اِلا یَصدق الحَدیث و داء اَلامانَهِ خداوند مبعوث نکرد پیامبران خود را مگر اینکه مردم را به صداقت و دادن امانت دعوت کند» (فرید، ۱۳۸۵: ۸۷). معیارهای ارزش در مکتب اسلام که با استنباط از قرآن و تعالیم ائمه معصومین علیهم السلام به دست آمده، شامل موارد زیر است:
در رأس همه ارزش ها واژه الله قرار دارد که مقدس ترین و متعالی ترین ارزش ها است؛
معیار ارزش انبیاء و امامان معصوم علیهم السلام هستند که تمام ارزش های انسانی را در خود دارند؛
ضابطه ارزشی توسعه شناخت انسان، بهره گیری از عقل و کسب حکمت و معرفت است (آموزگار، ۱۳۷۹: ۱۲۸).
«هَل یَستوی الذینَ یَعلمونَ وَ الذینَ لا یَعلَمون و الذینَ لا یَعلمون؛ آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند، برابرند»(زمر: ۹). ارزش هایی مانند: عدالت، شجاعت، تحصیل علم، جهاد، عبودیت در پیشگاه خداوند، نیکی و انفاق به همنوعان، وفای به عهد، ادای امانت، درستکاری، قناعت و. … از نظر بینش اسلامی در همه ی دوران ها دارای ارزش هستند و بت پرستی، قمار، کم فروشی، خیانت در امانت، پیمان شکنی، تجاوز به حق دیگران، ربا، ریا و ضد ارزش به حساب می آیند.
انسان در مکتب اسلام
در مکتب اسلام، انسان به دلیل انسان بودنش دارای ارزش است. عرب عجم و دختر و پسر تفاوتی ندارند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمانی ماموریت خود را آغاز کرد که اعراب جاهلی به زنده به گورکردن دختران خود می پرداختند، وی دختر خود، حضرت فاطمه سلام الله علیها را بسیار تکریم می گرداند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «الناسُ مَعادن کَمعادن الذِهب و الفِضه؛ مردم مانند معادنی از طلا و نقره هستند (فرید، ۱۳۸۵: ۲۴۱). انسان ها از زمان آدم تا امروز، همانند دندانه های شانه با یکدیگر برابرند، عرب بر عجم، سرخ به سیاه برتری ندارد مگر با تقوا. انسان با داشتن فطرتی الهی و غرایز حیوانی در اعمال و رفتار خود با ایجاد تعادل می تواند به سرمنزل مقصود برسد. اگر خداجویی ذاتی و صفات انسان واقعی بر وجودش غالب شود، مقام و منزلت او از فرشتگان بالاتر است و اگر خصایص حیوانی بر او غلبه کند تا حد حیوانات پایین می آید. انسان موجودی است که می تواند تا بی نهایت در جهت کمال و نقصان پیش رود. حیات دنیوی برای انسان محل گذر و آزمایش است. ارزش و منزلت انسان ها به واسطه نیات پاک، اعمال و گفتار درست و میزان تلاش آنها در عبودیت و خدمت به همنوع مشخص می شود. در واقع، ویژگی های انسان از بعد مکتب اسلام عبارت است از:
انسان دارای فطرتی الهی و خداجویی است: «بدان که مقصود از فطرت الله که خدای تعالی را بر آن مفطور فرموده حالت و هیئتی است که خلق را بر آن قرار داده که لوازم وجود آنها از چیزهایی است که در اصل خلقت خمیده آنها برای آن مخمر شده است. فطرت الهی از الطافی است که خدای تعالی به انسان اختصاص داده» (امام خمینی، ۱۳۸۴: ۱۵۴)؛
از نظر اسلام انسان عصاره هستی است و باید به نحو احسن تعلیم و تربیت یابد. انبیا از طرف خدای تبارک و تعالی برای تربیت بشر و انسان سازی آمده اند. تمام کتب انبیاء به ویژه کتاب مقدس قرآن کریم قصد تربیت انسان را دارند؛
انسان موجودی وابسته و فقیر در برابر حقیقتی متعالی و بی پایان است، موجودی آگاه، مختار، کمال جوی و تربیت پذیر است، انبیا الهی برای تربیت وی فرستاده شده اند. انسان بدون دستگیری وحی نمی تواند به کمال واقعی برسد (مجتهدزاده، ۱۳۸۷: ۲)؛
انسان ها با جهد و تلاش و ریاضت می توانند به تعالی و کمال برسند. انسان اگرچه اشرف مخلوقات
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.