توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم شامل 66 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقتل محرم :
گزارشی از حضور امیر مؤمنان(ع) در کربلا
… عن رجل من بنی ضبّه: شَهِدتُ عَلیَا (ع) حینَ نزَلَ کربلاءَ، فانطَلَقَ فَقامَ ناحِیهً، فَأَومَأَ بِیدِهِ، فَقالَ: مُناخُ رِکابِهِم أمامَهُ، ومَوضِعُ رِحالِهِم عَن یسارِهِ، فَضَرَبَ بِیدَیهِ الأَرض، فَأَخَذَ مِنَ الأَرضِ قَبضَهً، فَشَمَّها فَقالَ: واحَبَّذَا الدِّماءُ یسفَک فیهِ. ثُمَّ جاءَ الحسَینُ (ع) فَنَزَلَ کربَلاءَ . قالَ الضبِّی: فکنتُ فِی الخَیلِ الَّتی بَعَثَهَا ابنُ زِیادٍ إلَی الحُسَینِ (ع)؛ فَلَمّا قَدِمتُ فَکأَنَّما نَظَرتُ إلی مَقامِ عَلِی(ع) وإشارَتِهِ بِیدِهِ، فَقَلَبتُ فَرَسی، ثُمَّ انصَرَفتُ إلَی الحُسَینِ بنِ عَلِی (ع) فَسَلَّمتُ عَلَیهِ، وقُلتُ لَهُ : إنَّ أباک کانَ أعلَمَ الناسِ، وإنّی شَهِدتُهُ فی زَمَنِ کذا وکذا قالَ: کذا وکذا، وإنَّک وَاللّه لَمَقتولٌ السّاعَهَ. قالَ: فَما تُریدُ أن تَصنَعَ أنتَ؟ أتَلحَقُ بِنا، أم تَلحَقُ بِأَهلِک؟ قُلتُ: وَاللّه، إنَّ عَلَی لَدَینا، وإنَّ لی لَعِیالاً، وما أظُنُّ إلّا سَأَلحَقُ بِأَهلی. قالَ: أمّا لا، فَخُذ مِن هذَا المالِ حاجَتَک وإذا مالٌ مَوضوعٌ بَینَ یدَیهِ قَبلَ أن یحرُمَ عَلَیک، ثُمَّ النَّجاءَ، فَوَاللّه، لا یسمَعُ الدّاعِیهَ أحَدٌ ولا یرَی البارِقَهَ أحَدٌ ولا یعینُنا، إلّا کانَ مَلعونا عَلی لِسانِ مُحَمَّدٍ(ص). قالَ: قُلتُ: وَاللّه، لا أجمَعُ الیومَ أمرَینِ: آخُذُ مالَک، وأخذُلُک. فانصَرَفَ وتَرَکهُ (ابن حجر عسقلانی، المطالب العالیه، ج ۴، ص ۳۲۶، ح ۴۵۱۷).
ابن حجر عسقلانی در المطالب العالیه (ج ۴، ص ۳۲۶، ح ۴۵۱۷) می نویسد:
مردی از قبیل بنی ضَبّه گفت: هنگامی که علی(ع) در کربلا فرود آمدند، من حاضر بودم. ایشان رفتند و در کناری ایستادند و با دستشان اشاره کردند و فرمودند: «آنجا جایگاه فرود آمدن مَرکب هایشان و سمت چپ، جای بار و بُنه شان است.» سپس با دستانشان به زمین زدند و مُشتی از خاک آن را برگرفتند و آن را بوییدند و فرمودند: «وه که چه خون هایی بر آن ریخته می شود!»
بعدها حسین(ع) در کربلا فرود آمدند. من در میان سوارانی بودم که ابن زیاد آنها را به سوی حسین (ع) روانه کرده بود. هنگامی که رسیدم، گویی به جایگاه علی(ع) و اشار دستشان می نگریستم. اسبم را چرخاندم و به سوی حسین بن علی(ع) بازگشتم و بر ایشان سلام دادم و گفتم: پدرتان داناترینِ مردم بودند و من در فلان موقع کنارشان بودم. ایشان چنین و چنان فرمودند. به خدا سوگند، شما در این زمان، کشته می شوید. حسین(ع) فرمودند: تو می خواهی چه کنی؟ آیا به ما می پیوندی، یا به خانواده ات ملحق می شوی؟ گفتم: به خدا سوگند، من فردی بدهکار و عیالوارم. به خانواده ام ملحق می شوم. حسین (ع) فرمودند: حال که به ما نمی پیوندی، نیازت را از این مال (مالی که پیشِ رویشان نهاده شده بود) بردار پیش از آنکه بر تو حرام شود. سپس خود را نجات بده که به خدا سوگند، هر کس فریاد یاری خواهی ما را بشنود و برق شمشیرها را ببیند و یاری مان ندهد، بر زبان پیامبر(ص) لعن شده است. گفتم: به خدا سوگند، امروز هر دو کار را با هم انجام نمی دهم. مالت را بگیرم و رهایت کنم؟!
مرد ضَبّی، بازگشت و حسین (ع) را وانهاد.
جریان بی تابی حضرت زینب کبرا در شب عاشورا
تاریخ الطبری عن الحارث بن کعب وأبی الضّحاک عن علی بن الحسین بن علی [زین العابدین](ع): إنّی جالِسٌ فی تِلک العَشِیهِ الَّتی قُتِلَ أبی صبیحَتَها، وعمَّتی زَینَبُ عِندَی تُمَرِّضُنی، إذِ اعتَزَلَ أبی بِأَصحابِهِ فی خِباءٍ لَهُ، وعِندَهُ حُوَی مَولی أبی ذَرٍّ الغِفارِی، وهوَ یعالِجُ سَیفَهُ ویصلِحُهُ، وأبی یقولُ:
یا دَهرُ اُفٍّ لَک مِن خَلیلِ
کم لَک بِالإِشراقِ وَالأَصیلِ
مِن صاحِبٍ أو طالِبٍ قتیلِ
وَالدَّهرُ لا یقنَعُ بِالبَدیلِ
وإنَّمَا الأَمرُ إلَی الجَلیلِ
وکلُّ حَی سالِک السَّبیلِ
قالَ: فَأَعادَها مَرَّتَینِ أو ثَلاثا حَتّی فهِمتُها، فعَرَفتُ ما أرادَ، فَخَنَقَتنی عَبرَتی، فَرَدَدتُ دَمعی ولَزِمتُ السُّکونَ، فَعَلِمتُ أنَّ البَلاءَ قَد نزَلَ، فأَمّا عمَّتی فَإِنَّها سَمِعَت ما سَمِعتُ، وهِی امرَأَهٌ وفِی النِّساءِ الرِّقَّهُ وَالجَزَعُ، فَلَم تَملِک نَفسَها أن وَثبَت تجُرُّ ثوبَها، وإنَّها لَحاسِرَهٌ حَتَّی انتَهَت إلَیهِ، فَقالَت: وَاثُکلاه! لَیتَ المَوتَ أعدَمَنِی الحَیاهَ! الیومَ ماتَت فاطِمَهُ اُمّی وعَلِی أبی وحَسَنٌ أخی! یا خَلیفَهَ الماضی وثِمالَ الباقی. قالَ: فَنَظَرَ إلَیهَا الحُسَینُ (ع) فقالَ: یا اُخَیهُ لا یذهِبَنَّ حِلمَک الشَّیطانُ قالَت: بِأَبی أنتَ واُمّی یا أبا عَبدِ اللّه، استَقتَلتَ نفسی فِداک! فَرَدَّ غُصَّتَهُ وتَرَقرَقَت عَیناهُ، وقالَ: لَو ترِک القطا لَیلاً لَنامَ قالَت: یا وَیلَتی أفَتُغصَبُ نَفسُک اغتِصابا، فذلِک أقرَحُ لِقَلبی، وأشَدُّ عَلی نَفسی! ولَطَمَت وَجهَها، وأهوَت إلی جَیبِها وشَقَّتهُ، وخَرَّت مَغشِیا علَیها. فقامَ إلَیهَا الحُسَینُ(ع)، فَصَبَّ عَلی وَجهِهَا الماءَ، وقالَ لَها: یا اُخیهُ، اتَّقِی اللّه وتَعَزَّی بِعَزاءِ اللّه، وَاعلَمی أن أهلَ الأَرضِ یموتون، وأنَّ أهلَ السَّماءِ لا یبقَون، وأنَّ کلَّ شَیءٍ هالِک إلّا وَجهَ اللّه الَّذی خَلَقَ الأَرض بقُدرَتِهِ، ویبعَثُ الخَلقَ فَیعودونَ وهُوَ فَردٌ وَحدَهُ، أبی خَیرٌ مِنّی، واُمی خیرٌ مِنّی، وأخی خَیرٌ مِنّی، ولی ولَهم ولِکلِّ مُسلِمٍ بِرَسولِ اللّهِ اُسوَهٌ. قالَ: فَعَزّاها بِهذا ونَحوِهِ، وقالَ لَها: یا اُخَیهُ، إنی اُقسِمُ عَلَیک فَأَبِرِّی قَسَمی، لا تَشُقّی علَی جیبا، ولا تخمُشی عَلَی وَجها، ولا تدعی علَی بِالوَیلِ وَالثُّبورِ إذا أنَا هلَکتُ. قالَ: ثُمَّ جاءَ بِها حَتّی أجلَسَها عِندی، وخَرَجَ إلی أصحابِهِ، فَأَمَرَهُم أن یقَرِّبوا بَعضَ بُیوتِهِم مِن بعضٍ، وأن یدخِلُوا الأَطنابَ بَعضَها فی بَعضٍ، وأن یکونوا هم بینَ البُیوتِ إلَا الوَجهَ الَّذی یأتیهِم منهُ عَدُوُّهُم ( تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۴۲۰؛ الکامل فی التاریخ، ج ۲؛ ص ۵۵۹).
در تاریخ الطبری به نقل از حارث بن کعب و ابو ضحاک از امام زین العابدین(ع)، آمده است: در شبی که بامدادش پدرم به شهادت رسیدند نشسته بودم و عمه ام زینب از من پرستاری می کردند که پدرم از یارانشان کناره گرفتند و به خیم خود رفتند، و حُوَی غلام ابوذر غِفاری نزدشان بود، و به اصلاح و پرداختِ شمشیر ایشان مشغول بود و پدرم می خواند: «ای روزگار، اُف بر دوستی ات! چقدر بامدادها و شامگاه هایی داشته ای که در آنها همراه و یا جوینده ای کشته شده که روزگار، از آوردن همانندش ناتوان است! و کار با [ خدای ] بزرگ است، و هر زنده ای این راه را می پیماید».
دو یا سه بار این شعر را خواندند تا آنجا که فهمیدم و دانستم که منظورشان چیست. گریه راه گلویم را بست؛ ولی بغضم را فروخوردم و هیچ نگفتم و دانستم که بلا فرود می آید. اما عمه ام نیز آنچه را من شنیدم، شنید و چون مانند دیگر زنان، دل نازک و بی تاب بود نتوانست خود را نگاه دارد. بیرون پرید و در حالی که لباسش را روی زمین می کشید و درمانده شده بود، خود را به امام رساند و گفت: وامصیبتا! کاش مُرده بودم. امروز [ گویی ] مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن در گذشته اند. ای جانشینِ گذشتگان و پناه باقی ماندگان! امام حسین(ع) به او نگریستند و فرمودند: خواهرم، شیطان بردباری ات را نبرَد. زینب گفت: ای ابا عبد اللّه، پدر و مادرم فدایت خود را آماد کشته شدن کرده ای؟! جانم فدایت! حسین(ع) اندوهشان را فروبردند و اشک در چشمانشان جمع شد و فرمود ند: اگر مرغ سنگ خواره را شبی آزاد بگذارند می خوابد. زینب گفت: وای بر من! آیا چنین سخت زیر فشاری؟ همین دلم را بیشتر ریش می کند و بر من سخت می آید. آن گاه به صورت خود زد و گریبان چاک کرد و بیهوش شد و افتاد. امام حسین(ع) به سویش آمدند و آب بر صورتش زدند و گفتند: خواهرم، از خدا پروا کن و به تسلی بخشی او، آرام باش. بدان که زمینیان می میرند و آسمانیان باقی نمی مانند و هر چیزی از میان می رود جز ذات خدا که با قدرتش، زمین را آفریده است و مردم را برمی انگیزد تا همه بازگردند و او تنها بمانَد. پدرم از من بهتر بود. مادرم از من بهتر بود. برادرم از من بهتر بود، و سرمشق من و آنان و هر مسلمانی، پیامبر خداست. امام حسین(ع) با این سخن و مانند آن، او را تسلی دادند و به او فرمودند: خواهرم، تو را سوگند می دهم که به این [سفارشم] عمل کنی: بر [مرگ ] من گریبان چاک مده و صورت مخراش و چون درگذشتم ناله و فغان مکن.
سپس او را آوردند و کنار من نشاندند و به سوی یارانشان برگشتند و به آنان فرمان دادند تا خیمه های خود را به یکدیگر نزدیک کنند و طناب های خیمه ها را در هم بتابند و خودشان در میان خیمه ها قرار بگیرند و فقط سمتی را که دشمن از طریق آن می آید باز بگذارند.
نحوه شهادت حضرت علی اکبر (ع)
وَلَم یزَلْ یتَقَدَّمُ رَجُلٌ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَیقْتَلُ حَتَّی لَمْ یبْقَ مَعَ الْحُسَینِ(ع) إِلَّا أَهْلُ بَیتِهِ خاصَّهً فَتَقَدَّمَ ابْنُهُ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ(ع) وَأُمُّهُ لَیلَی بِنْتُ أَبِی مُرَّهَ بْنِ عُرْوَهَ بنِ مَسْعُودٍ الثَّقَفِی وَکانَ منْ أَصبَحِ النَّاسِ وَجْهاً وَلَهُ یوْمَئِذٍ بِضْعَ عَشْرَهَ سَنَهً فَشَدَّ عَلَی النَّاسِ وَهُوَ یقُولُ:
أَنَا عَلِی بْنُ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی
نَحْنُ وَ بَیتِ اللَّهِ أَوْلَی بِالنَّبِیی؛
تَاللَّهِ لَا یحْکمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِی
أَضْرِبُ بِالسَّیفِ أُحَامِی عنْ أَبِی
ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِی قُرَشِی
فَفَعَلَ ذَلِک مِرَاراً وَأَهْلُ الْکوفَهِ یتَّقُونَ قَتْلَهُ فَبَصُرَ بِهِ مُرَّهُ بْنُ مُنْقِذٍ الْعَبْدِی فَقَالَ عَلَی آثَامُ الْعَرَبِ إِنْ مَرَّ بِی یفْعَلُ مِثْلَ ذَلِک إِنْ لَمْ أُثْکلْهُ أَبَاهُ فمَرَّ یشُدُّ عَلَی النَّاسِ کمَا مَرَّ فِی الْأَوَّلِ فَاعْتَرَضَهُ مُرَّهُ بْنُ مُنْقِذٍ فَطَعَنَهُ فَصُرِعَ وَاحْتَوَاهُ الْقَوْمُ فَقَطَعُوهُ بِأَسْیافِهِمْ فَجَاءَ الْحُسَینُ(ع) حَتَّی وَقَفَ عَلَیهِ فَقَالَ قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوک یا بُنَی مَا أَجْرَأَهُمْ علَی الرَّحمَنِ وَعَلَی انْتِهَاک حُرْمَهِ الرَّسُولِ وَانْهَمَلَتْ ع
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.