تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع) ؛ گفتگو با: عباسعلی شاملی :

شخصیت و کلمات حضرت علی (ع)، گویای عظمت و شرافت روحی و نورانیت وی می باشد، علی(ع) شخصیتی فراتر از زمان خویش است، افق نگاه او مرزها و تنگناهای نگرش مادی را در می نوردد و کلام وزین و فرا زمانی او با پیشرفتهای علمی درخشنده تر می گردد. حضرت علی (ع) به عنوان شخصیتی بزرگ در اسلام، جایگاه متعالی را برای زن مسلمان ترسیم نموده اند. در کلمات گهربار و زندگی عملی ایشان با سیده نساء العالمین می توان عمق مکانت و منزلت زن را در اندیشه والای آن حضرت دریافت، البته وقایع اجتماعی مختلف در طول تاریخ نگرش حضرت علی(ع) نسبت به جایگاه زنان را در هاله ای از ابهام فرو برده و ناگفته ها و سوالات بسیاری بر جای گذاشته است . جهت پاسخگویی به این شبهات و تبیین برخی از زوایای اندیشه آن حضرت گفتگویی با دکتر شاملی ترتیب داده ایم.

دکتر عباسعلی شاملی عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره)، دارای تحصیلات سطح خارج فقه، مدارک کارشناسی در رشته های فقه و حقوق و مطالعات اسلامی و کارشناسی ارشد روانشناسی رشد شخصیت و فلسفه اسلامی و دکترای فلسفه تعلیم و تربیت با درجه (

DeanA

s honor list

) از دانشگاه مک گیل کانادا می باشند. از تألیفات ایشان می توان به دو جلد کتاب در موضوع روانشناسی و ۲۹ مقاله تحقیقی اشاره نمود.

از جمله موضوعات مورد ابهام در شرایط کنونی، اهمیت نقش زن و مرد در زندگی خانوادگی است. در دیدگاه حضرت علی(ع)، نقش همسرداری و خانه داری چه جایگاهی دارد؟

امام (ع) مهمترین ویژگی زن را که همردیف ویژگی مردان می باشد، مسئله جهاد می دانند. در فرهنگ اسلام، جهاد اوج حضور و قابلیت یابی شخصیت یک فرد مسلمان است. اما بنا به مفاد این فرمایش امام (ع) جهاد تنها ویژه مردان نیست، زن هم برای خودش جهاد دارد و می تواند نقشی ایفا کند که همسطح جهاد مردان باشد، البته زمینه بروز این نقش در درون خانواده است. حضرت می فرماید: «جهاد المره حسن التبعل » «جهاد زن برخورد متناسب با همسر است». این پیام مربوط به نحوه برخورد زن با شوهر می باشد، اما ارتباط زن فقط محدود به همسرش نیست، بلکه در درون خانواده با فرزندان و نزدیکان و فامیل نیز رابطه دارد. ولی ارزش و جایگاه مدارا و برخورد کریمانه زن با همسر، مانند آن است که در صحنه جهاد حضور یابد. معمولاً سایر نقشهای زن مربوط به امور عادی زندگی است. البته شاید با ملاحظه ظاهر این کلام، چنین به ذهن متبادر شود که این نحو اطاعت، موجب گم شدن شخصیت زن می شود و روح انفعالی و تسلیم را در وی می پروراند، اما معنای خوب شوهر داری کردن و مصادیق خوشرفتاری در کلمات و وصیت حضرت زهرا(س) به حضرت علی (ع) بیان شده است، وصیتی که در واقع توضیح «حسن التبعل» می باشد. حضرت زهرا (س) خطاب به همسرشان می فرمایند: «یابن عمّ ماعهدتنی کاذبه ولا خائنه و لا خالفتک منذ عاشرتنی» «ای پسر عمو در این مدتی که در کنار هم زندگی کردیم، آیا تو از من دروغ یا خیانت و یا مخالفت دیده ای؟! نه! در طول زندگی مشترکمان، جایی سراغ نداری که به شما دروغ گفته باشم، یا در موردی خائنانه رفتار کرده باشم و یا با درخواست و گفتارت مخالفت نموده باشم».

این کلمات نشان می دهد که محورهای اصلی حسن تبعل یک زن در سه محور ذیل متمرکز است:

در رفتار و گفتار با شوهرش صادق باشد و دروغ نگوید.

در برخوردهای خود در مورد مال، عفت و ناموس خیانت نکرده و وفادار بماند و صداقت و وفاداری خود را در اموال و عفت نشان دهد.

با مخالفت و ناسازگاری زندگی را برای خود و شوهرش تلخ نکند.

جالب اینجاست که به دنبال برشمردن این محورهای سه گانه حضرت علی (ع) فرمودند: «معاذ الله»! به خدا پناه می برم. همسرم تو بالاتر از این سخنان هستی، تو به وظایف الهی داناتر، نیکوکارتر و متقی تر و کریم تر هستی و ترس تو از خدا شدیدتر از آن است که درگیر این گونه بحرانهای شخصیتی شوی.

اگر هر دو طرف این روایت با هم مقایسه شوند، در می یابید که: کسی می تواند دروغ نگوید، خیانت و مخالفت نکند که دانش به خدا دارد، دانش به خدا، همان معرفت به احکام و دین الهی است، در مرحله بالاتر نسبت به خدا و دین خدا شناخت دارد. چنین شخصیتی از نظر تقوا و کنترل رفتار از عدالت خدا و از برخورد عادلانه او، خوف دارد.

وقتی از حضرت علی (ع) نیز پرسیده شد که تجربه شما در زندگی نه ساله با حضرت زهرا (س) چگونه است؟ فرمودند:« و الله لا اغضبتنی اذلتنی و لا عصت لی امراً» هیچ گاه مرا خشمگین نکردند و عصیان امر مرا ننمودند.حضرت زهرا (س) چنان معرفتی نسبت به شخصیت حضرت علی (ع) داشتند که جانشان را فدای تثبیت ولایت ایشان کردند. اما گاه مغلطه می شود که ایشان جانشان را فدای همسرشان کردند. البته ممکن است دو همسر چنان به همدیگر پیوند بخورند که مجنون وار و لیلی گونه همه چیز را به پای هم بریزند، اما در یک نگاه عادی اینها پاسخ دارد، درست است که «لاعصت لی امراً ولا اغضبتنی … » «هیچوقت نافرمانی مرا نکردی». خود حضرت فاطمه (س) هم می فرماید: «ما عهدتنی کاذبه. . . » واقعیت آن است که اگر بخواهیم تصویر درستی از کلمات ائمه اطهار(ع) داشته باشیم، نباید بر حسب خواسته ها و سود و زیان خود قضاوت کنیم. اگر نکاتی در مورد شخصیت زن مطرح است، در مورد مرد هم نکاتی گفته شده است. در اسلام هر تکلیف و حکمی، اولین مخاطبش حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) هستند. گاه وظایفی که بر دوش آنها گذاشته شده، سنگین تر از وظایف سایرین است. نبی اکرم (ص) نیز همین گونه بودند زمانی که «من اللیل فتهجد نافله لک» نازل شد، اولین مکلف این امر الهی پیامبر (ص) بودند، زیرا اینها الگو و مدل هستند. از این روی حضرت علی(ع) در توصیف عصمت به عنوان ویژگی های خاص خود می فرماید: « انکم لا تقدرون علی ذلک ولکن اعینونی بورع» «شما نمی توانید چون من باشید لکن مرا با ورع و پرهیزکاری کمک دهید.»

برخی می گویند که آنها امام هستند و معرفت ویژه دارند و برخی نیز بیان می کنند که در کلام امام علی (ع) تصویر ارائه شده از زن، ویژه یک چهره ایده آل است و شاید نتوان در واقعیت زندگی به آن دست یافت. ولی باید توجه داشته باشیم که آنها حجت خدا هستند، الگو و سندی هستند که فردای قیامت شهادت می دهند. متأسفانه در بحثهای مربوط به شخصیت زن گفته می شود، زن باید اینطور باشد، عصیان نکند، . . . ولی آن طرف سکه را نمی بینند. البته برخی از افراد در شناخت وظایف زن و شوهر طلبکارانه برخورد می کنند و در صدد هستند از لابلای احکام اسلام آنچه منافع آنها ایجاب می کند، اثبات شود.

از دیگر صفات زیبنده زن مسلمان، مدیریت داخلی خانواده و نظارت مسئولانه وی بر فضای داخلی خانواده می باشد. حضرت امیر المؤمنین علی (ع) به نقل از پیامبر (ص) می فرمایند: یکی از جلوه های «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» با نقش و وظیفه زن در درون خانه آغاز می شود. حضرت در این باره می فرماید: «والمره راعیه علی بیت زوجها و هی مسئوله» زن ناظر و مسئول فضای داخلی خانه و خانواده و همسرش است، لذا از مصادیق روشن و مبرهن نظارت عمومی، نظارتی است که در فضای خانواده بر عهده همسر (زن) گذارده شده است. با این نظارت، چالشهای درون خانواده رنگ می بازد و زمینه یک زندگی سالم فراهم می شود.

شخصیت ایده آل زن مسلمان در دیدگاه حضرت علی (ع) با تعریف شخصیت بهنجار زن در شرایط کنونی متفاوت است. محاسن صفات شخصیتی زن در نگرش اسلام چیست؟

در بیان حضرت علی (ع) بهترین ویژگیهای شخصیتی زن مسلمان که اتفاقاً بدترین ویژگی مردان است چنین می باشد:

«خیار خصال النساء شرار خصال الرجال، الزهو و الجبن و البخل، فاذا کانت المره مزهوه لم تمکن من نفسها و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها و اذا کانت جبانه فرقت من کل شیئ یعرض لها».

زهو یعنی حریم گرفتن، یعنی زن باید در فعالیتهای اجتماعی خود حریم بگیرد و حالت تکبر او بر حالت تمایل او بچربد.

وقتی زن حریم بگیرد، خود را در اختیار بیگانه نمی گذارد، چنانچه بخیل باشد، مراعات اقتصاد خانواده را می کند و اگر ترسو باشد، خود را در مسیر تند جریانات عفت شکن قرار نمی دهد. ولی در نظام تعلیم و تربیت گفته می شود که فرد باید برون گرا باشد و ارتباطات اجتماعی داشته باشد و هم مسلک خود را بیابد و ترسو نباشد. اگر این سه ویژگی زن از نظر امام علی (ع) به نظر غیر عادی می رسد نیازمند تفسیر و توضیح می باشد. صفات و ویژگیهایی که زن را به خطر می اندازد و به بحران می کشد، مطلق و مقید دارد که این جا حالت مقید آن مطرح است. این صفات بحران آفرین در هیچ یک از زن و مرد به طور مطلق پسندیده نیست، زیرا اسلام می کوشد انسانهایی تربیت شوند که از تکبر، ترس و غرور نجات یافته باشند. این که زن در برابر شوهر، پدر، مادر، . . . تکبر داشته باشد، اسلام آن را نمی پذیرد. بنابراین صفت تکبر و حریم گیری به طور مطلق مورد توجه امام (ع) نمی باشد، ولی تعریف زهو با تکبر متفاوت است. زهو یعنی اسلام چارچوب شخصیتی را برای زنان تعریف کرده است. مطابق معیارهای تعلیم و تربیت غرب، زن باید برون گرا باشد و بتواند با دیگران سریع ارتباط برقرار کند و اگر نتواند با جنس مخالف ارتباط داشته باشد، ترس مرضی از جنس مخالف دارد، در حالی که مطابق اسلام زن باید در مسئولیت های اجتماعی حریم داشته باشد. در مورد بخل نیز این صفت به صورت مقید مورد نظر می باشد. وقتی قرآن کریم می فرماید: « و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون» یعنی فلاح و رستگاری از آن کسی است که تنگ نظری و تنگدستی در مسائل مادی را در فضای روانی خود حفظ کند. پس زیبندگی این صفات در قلمرو خاص مطرح است. استاد شهید مطهری، در مورد اشکال برخی افراد، به این سه ویژگی برای زنان می فرمایند: آیا ویژگی های اخلاقی نسبی است و برای مرد به یک گونه است و برای زن به گونه دیگر؟! آیا این موضوع، نسبی بودن این صفات را نشان می دهد یا بیانگر آن است که در کلام امام (ع) نقش زن و مرد در زندگی از هم تفکیک شده است؟!

در واقع منظور امام بیان صفات شخصیتی نیست، بلکه رفتارهای ناشی از آن صفات مطرح است. به عنوان مثال آنجا که خداوند می فرماید: «الله یستهزء بهم» استهزاء صفت ناشایست است. چطور به خودش نسبت می دهد. یا آنجا که می فرماید: « اگر بنده ای سه بار از خداوند درخواست بکند، بار سوم خطاب می آید که من از بنده خود حیا می کنم». اگر این موارد و ویژگیها انفعالی یا مذموم در شخصیت باشد، چگونه در مورد خداوند متعال درست است؟ پس در این موارد منظور شیوه تدبیر و ربوبیت خداوند است. حضرت علی (ع) نیز برای از بین بردن این ذهنیت غلط، در تحلیل و تفسیر کلام خود می فرمایند: «فاذا کانت المره مزهوه لم تمکن من نفسها» اگر زنی در روابط اجتماعی خود همواره حریم و خط قرمزهایی را رعایت کند، به راحتی در دسترس قرار نمی گیرد و مورد آسیب پذیری نخواهد بود. «لم تمکن نفساً» خودش را در اختیار نخواهد گذاشت «فاذا کانت بخیله» اگر صفت بخل داشته باشد «حفظت مالها و مال بعلها» از ثروت خود، ثروت زندگی مشترک و ثروت شوهر محافظت می کند. «فاذا کانت جبانه فرقت شیئ یعرض لها» اگر بترسد، در برخورد اجتماعی، ترس همراه با احتیاط و اضطراب خواهد داشت که دافع بسیاری از آفات و درگیری ها می باشد.

اما اینکه امام(ع) بهترین ویژگی زن را بدترین ویژگی مرد می دانند، نشان دهنده آن است که از دیدگاه اسلام نقش و منزلت زن و مرد در زندگی مشترک کاملاً متفاوت است، بافت وجودی و شخصیتی زن به گونه ای است که تصحیح رفتار و روابط وی، این سنخ صفات را می طلبد.

شهید مطهری(ره) می فرمایند: دلیل اینکه ویژگیهای مطرح شده در این روایت بطور مطلق منظور نیست و شامل موارد خاصی می باشد، آن است که در مورد بخل هم اگر مطلق آن مطرح باشد، با مسلمات قرآن در تضاد است. آیه «و من یوق شح نفسه» نقطه مقابل بخل را عامل رستگاری می داند. تکبر زن هم در برابر بیگانگان خواسته شده است و نه در برابر شوهر، زنان دیگر و یا محارم خود. بلکه تکبر جهت حفظ عفاف و انجام مسئولیتهای اجتماعی مدنظر است.

مطابق آیه «و من یوق شح نفسه»، دنیازدگی مذموم است و کسی که بتواند خود را از این پول پرستی نجات دهد، در مرحله رستگاری قرار می گیرد. بنابراین بهترین ویژگی زن آن نیست که مال خود را مصرف نکند. حضرت زهرا (س) به عنوان الگو اینطور نبودند که بخل را به طور مطلق داشته باشند. بخل به خاطر این است که «المره راعیه علی بیت اهلها».

همانطور که گفتم اسلام صفاتی را برای زن مطلوب می داند که در مرد مطلوب و زیبنده نیست. البته مطلق این صفات مطلوب نمی باشد، چون با مسلمات اسلام سازگار نیست. ترجیح و تشویق صفت تکبر، ترس و بخل به دلیل آسیب پذیری زن است. بخل و امساک در مورد اموال مشترک است. امام می فرماید: «اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها» البته در حفظ اموال مشترک چه زن و چه مرد هر دو مسئولیت دارند.

زن گوهری به نام عفاف دارد که در برخوردهای اجتماعی این عفاف آسیب پذیر است، از این رو وی باید صفت لازم جهت مرزبندی این آسیب پذیری را داشته باشد. در طول تاریخ گفته نشده است که زنی به حریم عفاف مردی تجاوز کرد، اما برعکس موارد فراوانی وجود دارد که به عفاف زن تعرض شده است. لذا ترس برای حفظ شرف دینی زن است و تشویق این صفت، تشویق یک مشی احتیاط آمیز است. عفاف یک امانت الهی برای زن است که برای مرد نیست. مرد متجاوز به عفت زن است، ولی زن چنین نیست. لذا نگهداری و حساسیت در حفظ عفت به عنوان اساس شخصیت و مکمل شرافت زن، به او توصیه شده است.

علامه شهید مطهری(ره) می فرماید: «در مقام امر به معروف و نهی از منکر، ترس زن مذموم است» آیه «المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعرو ف و ینهون عن المنکر» مرد و زن را در امر به معروف و نهی از منکر شریک می داند و همسنگ قرار می دهد. در مقام حفظ ارزشها بیان می کند که اموال و جان خود را هزینه کنید، مگر زمانی که به هزینه عفاف شما باشد. لذا ترس فقط در این جا معنا دارد. آنجا که امر به معروف را بیان می کند می فرماید: «المومنون و المومنات. . . » یا می فرماید: « الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض» نمی فرماید: «بما فضل الله الرجال علی النساء» در واقع در آنجا حقوق متقابل مطرح است نه برتری. معنای سرپرستی مطرح است و سرپرستی، خاص مردان نیست، بلکه زن هم حافظ ارزشها و اصول است، اما از آن جا که خداوند به ویژگیهای زن و مرد توجه دارد، بر همین اساس وظیفه قوامیت را به مرد سپرده است البته در کلام امیرالمؤمنین مطلق ترس منظور نیست، بطور نمونه حرکت حضرت زهرا(س) در مورد باز پس گیری فدک، یک الگو است و آن حضرت در جریان فدک و بازپس گیری حق خویش شجاعت داشتند و این عمل ایشان برای امور مادی نبود، زیرا ایشان شخصیتی است که به قول مرحوم علامه اقبال:

بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت به یهودی چادر خود را فروخت

کسی که این چنین روحیه بی اعتنایی به دنیا دارد، این گونه به صحنه می آید و مشکلات را تحمل می کند و هرگز نمی ترسد، حضرت علی (ع) تمام اینها را می دیدند، ولی هرگز نفرمودند که کارهای حضرت زهرا(س) بر خلاف محورهای اصلی اسلام است و یا هنگام غصب خلافت، ایشان برای اثبات حقانیت ولایت امیرالمومنین (ع)، با جمعی از زنان قریش که گرد ایشان حلقه زده بودند، داخل مسجد شدند و برای حفظ اصول و دفاع از ولایت ایستادند. «علی حشد من نسائها» این سیره نشان می دهد که منظور از ترس، ترس معقول و به جاست و در هر شرایطی ارزنده نیست و تنها کاربرد آن در صیانت و حفاظت از زن است.

آیا در کلام و سیره حضرت علی (ع) زن موظف به اطاعت تام از شوهر است یا خیر؟

در آیه مبارکه «و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً» خداوند احسان و خضوع در برابر پدر و مادر را همردیف عبودیت خودش قرار می دهد. یا آنجا که می فرماید: «و ان جاهداک علی ان لاتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما» حتی آنها که در کرامت همردیف من هستند، اگر امری بیرون از مسیر عبودیت خدا باشد، آنجا «لاتطعهما» اطاعتشان نکن. طبیعتاً مشابه آن هم در مورد شوهر مطرح است که به رغم بزرگی حق او، این حقوق مرزی دارد.

البته ما در فهم روایات، به ویژه روایاتی که به نظر متشابه هستند یا فهم آنها سنگین و ثقیل است، باید به معیارها و مسلمات توجه کنیم. ممکن است روایتی پیامی داشته باشد ولی ما زمانی این پیام را به خوبی در می یابیم که آن را بر موازین و اصول معیارهای اصلی و مسلمات عرضه کنیم. آنجا که حضرت زهرا (س) می فرماید:«و لاخالفتک عاشرتنی» در این مدت هیچ مخالفت تو را نکردم. این مخالفت، مخالفتی است که در مسیر تداخل حقوق و تکالیف زوجین است نه بیرون از آن، لذا باید مرزها حفظ شود. اما مواردی که جزء اختیارات زن می باشد، مشمول این حکم و موضوع نمی شود. بسیاری از اشکالات که بر گفتار ائمه (ع) وارد می شود، به خاطر یکسونگری است که یک آیه و روایت بدون جامع نگری و ارتباطش با سایر روایات و یا با مسلمات دین مورد بررسی قرار می گیرد.

در مورد نهی امام در مشورت با زن که در نهج البلاغه آمده است، توضیح بفرمایید.

نهی امام (ع) مصداق خاصی دارد. کسی نمی تواند موردی از کلمات امام(ع) بیابد که به طور مطلق مشورت با زن را نهی کرده باشد. البته ما در فهم یک روایت باید ابعاد مختلفی را در نظر بگیریم.

متن روایت و فهمیدن محتوای آن

سند روایت و سلسله روات

جهت صدور روایت (این مسئله را شهید صدر (ره) تأکید داشتند).

گاهی دو مؤلفه اول حاصل است، ولی موضع گیری امام(ع) مطلق نیست، لذا نمی تواند الگوی همیشگی باشد. در واقع منع مشاوره با زنان به خاطر رفتار و واکنش زنی در آن برهه تاریخ بوده است که در کیان اسلامی بحران ایجاد کرده بود. جهت صدور روایت می تواند یک بحران سیاسی یا بحران اجتماعی یا بحران فکری باشد. دلیل اینکه نمی توانیم یک تلقی عمومی داشته باشیم، همان سیره امام (ع) است. اگر ایشان این ویژگی ها را برترین ویژگی زن در همه شرایط می داند، چرا در برابر زینب کبری(س) سکوت می کند؟ یا در برابر حضرت زهرا(س) و دفاعهای ایشان واکنش نشان نمی دهد؟

در روایت هست که پیامبر به حضرت علی فرمودند که: علی جان وقتی که از دنیا رفتم اگر در موضوعی خواستی با دخترم حضرت فاطمه(س) مشورت کنی به سخن او عمل کن، چون طرف گفتگوی او جبرئیل است و او از خود چیزی نمی گوید.

از نکات دیگر در استفاده از مضمون روایات این است که به ذهنیت مخاطبین و فضای فرهنگی زمان نقل حدیث توجه شود. در زمانی که روحیه اشرافی گری، تحقیر زن، و . . . در جزیره العرب حاکم است و این فرهنگ طی یک شب یا حتی بیست سال قابل تغییر نیست و رسوبات فرهنگی آن باقی می ماند و در قضاوتها و داوری ها نفوذ می کند، مسلماً بخشی از کلمات امام(ع) که ضبط شده، با این ذهنیت ها همراه خواهد بود. گاهی نیز صدر و یا ذیل کلام حضرت و یا قسمتی که مورد تأیید اندیشه شنوندگان بوده، ضبط و نگارش شده است. لذا در اجتهاد، فقط فهم ظاهر روایت کفایت نمی کند و باید به شرایط آن زمان و جهت صدور نیز توجه شود. گاهی حدیث در زمان تقیه نقل شده و حکم، ظاهری است و مؤید جنبه ذهنی روایتگر می باشد.

سنت امام (ع) منحصر در قول و فعل نمی باشد. سنت امام(ع) رفتار و گفتار و موضع گیری ایشان است. برخورد ائمه معصومین(ع) با همسر، دختر و فرزندشان بر اساس قابلیت و شخصیت آنها بود. برخورد حضرت علی(ع) با حضرت زهرا (س) در مقایسه با سایر همسرانشان فرق داشت، نحوه برخورد هم یک وجه است که باید در کنار مفاد گفتار آنان قرار گیرد.

در کلام امیرالمؤمنین (ع) عوامل اولیه و پیشگیری کننده ای که ثبات زندگی مشترک را تضمین می کند، چه عواملی هستند؟

از دیدگاه حضرت علی (ع) عوامل ثبات و استحکام خانواده در دو قسمت است:

عوامل مربوط به همسرگزینی.

عوامل مربوط به پس از شروع زندگی.

یعنی در بسیاری از مواقع باید علاج واقعه را قبل از وقوع نمود. زن و شوهر باید هم رتبه و هم کفو یکدیگر باشند. اولین شرط زن و شوهر همسطح بودن آنها است، یعنی «همسر» باشند. اینطور نیست که گزینش های اتفاقی ما بتواند زندگی مشترک را تداوم بخشد. زن و شوهر باید دقت کنند که آیا عنصر موافق و مرافقی برای طرف مقابل خود هستند یا خیر.

روانشناسان معتقدند تفاوتهای فردی فراوانی بین افراد وجود دارد، اینطور نیست که بتوانیم معیارهای عام و فراگیر را برشماریم و بگوییم چنانچه در این موارد، همسطح بودید بنابراین، هم کفو هستید. با توجه به اصل تفاوتهای فردی، همسطح هر کسی به طور موردی فرق می کند. لذا حساسیت های نبی مکرم اسلام(ص) در مورد حضرت فاطمه(س) زیاد بود و در مورد سایر خواهرهای ایشان حساسیتی نداشتند. ایشان در مورد ازدواج حضرت فاطمه می فرمودند که : «تصمیم ازدواج ایشان با من نیست» امام صادق(ع) می فرمایند: « اگر علی (ع) نبودند از حضرت آدم تا هنگام قیامت، همسری هم شان و هم رتبه حضرت فاطمه (س) پید ا نمی شد».

یکی از شرایط هم کفوی این است که «المسلم کفو المسلمه»، دختر و پسر مسلمان همسری را که هم کیش و هم آیین خود باشند، انتخاب کنند که این معیار متأسفانه امروز کمرنگ شده است.

دقت حضرت امیرالمومنین (ع) در انتخاب ام البنین و آن نکته ای که به محمد بن حنفیه فرمودند بیانگر آن است که بخش عظیمی از شخصیت فرزند از طریق ژنتیک (ژنها – کروموزومها) منتقل می شود. البته کروموزومها تمام صفات را به طور کامل منتقل نمی کنند. این صفات در مرحله تجزیه و ترکیب شیمیایی و در فرآیند رشد فیزیولوژیک زمینه بروز بعضی از صفات شخصیتی را فراهم می کنند.

آیا در اسلام بیشتر بر ویژگیهای شخصیتی مادر تأکید شده است یا ویژگیهای پدر هم حائز اهمیت می باشد؟

همانطور که روایاتی در مورد دقت در گزینش مادر وجود دارد، در مورد ویژگی های پدر هم توصیه هایی شده است. اما در اسلام صفات مادر دارای اهمیت بیشتری می باشد، به خاطر اینکه در اسلام، ازدواج فرهنگ خاصی دارد، برخلاف بعضی از کشورها که انتخاب و گزینش دو طرفه است یا زن، مرد را می یابد یا مرد، زن را می یابد، در اسلام مرد همسرش را برمی گزیند. چون مقید است که حریم و آن حالت خودنگهداری و حرمت و شأن زن ارج نهاده شود.

امام(ع) می فرماید: اگر به حالتی رسیدید که نمی دانید در مورد ویژگیهای اخلاقی زن حساس باشید یا مرد، بیشتر درمرد دقت کنید، زیرا درنظام خانوادگی اسلام معمولاً سرپرستی و قیمومیت با مرد است و کسی که شیرازه اصلی خانواده در دست او می باشد، تأثیر بیشتری دارد و اگر از مسیر عادی نتواند خواسته اش را تحمیل کند، به شیوه دیگری متوسل می شود. البته این امر مقبول اسلام نمی باشد، بلکه مرد در دراز مدت به علت قیمومیتش بر زن وفرزندان تأثیر می گذارد. زیرا می فرماید: «لان المره تاخذ من ادب زوجها و یقهرها علی دینه». زن متأثر از ویژگی اخلاقی همسرش است، «و یقهرها علی دینه» یعنی اگر شما دخترتان را به فردی دادید که هم رتبه دینی نبود، در دراز مدت این مرد است که زن را به ارزشهای خود پایبند می کند. البته اینها موارد خلاف هم دارد و قانون کلی ندارد. ولی اگر روال عادی باشد و مدیریت عمومی به دست مرد باشد، او درجنبه های اخلاقی و دینی تأثیر می گذارد. به تجربه دیده ایم اگر زنی از یک خانواده متدین وارد خانواده ای با تفکر مغایر گردد، کم کم به آن سمت کشیده می شود.

امام صادق (ع) می فرماید: «العارفه لا توزع الا عند العارف».

العارفه در عرفان به معنی زنی است که صاحب معرفت و بصیرت خاصی می باشد و از نقطه نظر فکری و فرهنگی در حد بالایی است. اگر او را به ازدواج کسی دربیاوریم که همرتبه او نیست، دچار مشکل می شود. جمع این نکات چیزی است که در آیه ۲۶ سوره مبارکه نور ذکر شده است و با دو واژه خبیث و طیب طبقه بندی شده است که تمام آن محورها در آن قرار می گیرد.

در دیدگاه اسلام مهمترین عوامل همرتبگی زن و شوهر چیست؟

مرحوم طبرسی در کتاب مکارم الاخلاق از قول پیامبر(ص) می گوید: دختران و پسران علی(ع) و جعفر هر دو، هم شان یکدیگر هستند، به همین دلیل حضرت زینب(س) را به عبدالله بن جعفر دادند و به سادگی از میان افرادی که در محیط بودند، همسری را برای دختر خود انتخاب کردند، اما حساسیت خاصی به حضرت زهرا (س) داشتند. این یک درس است که باید به موضوع هم رتبگی به فراخور ظرفیتها و توانها و قابلیتها دقت شود. وقتی کسی «سیده النساء العالمین» است، مسلماً همسرش هم باید «سید الرّجال العالمین» باشد. حضرت زهرا(س) خواهران دیگری داشتند که در دامان نبوت تربیت شده بودند، اما به علل خاص، آنچنان شکوفایی و برجستگی پیدا نکردند و پیامبر در مورد آنها حساسیت نداشتند. در روایات، متغیرهای مختلفی برای هم رتبه بودن ذکر شده است:

همرتبگی در دین و دیانت؛

همرتبگی در شخصیت و اخلاق؛

همسطحی ژنتیکی و ارثی.

اسلام توصیه می کند که در انتخاب همسر دقت کنید که این ویژگیها در نسل بعدی نمود می یابد. بطور نمونه حضرت علی (ع) در انتخاب ام البنین با راهنمایی عقیل که حسب و نسب شناس بود، دانستند که کدام یک از تیره های عرب شجاع هستند تا حضرت عباس با آن شجاعت رشد کرد. اما حضرت علی (ع) وقتی حضرت محمد بن حنفیه را به صف دشمن می فرستادند، او عقب می نشست. باز حضرت او را کمک می کرد، او دوباره بازمی گشت. حضرت به ایشان فرمودند: پسرم تو فرزند من هستی، ولی در برخورد با دشمن مانند من نیستی، بلکه تو در بحران شکنی ناتوانی و به مادرت رفته ای. لذا آدم ترسو و بزدل از لحاظ شخصیت و بافت ژنیتیکی فرزندی مانند خود می پروراند. هر چند گفته می شود بسیاری از خصوصیات با تربیت و آموزش تصحیح می شود، اما اگر پایه و مبانی صفر باشد، با تلاش فراوان هم، اثر کمی عاید خواهد شد. به هر حال باید دستمایه اولیه باشد تا در محیط شکوفا شود.

از این روی جنبه های ارثی و ژنتیکی به طور مستقیم و غیر مستقیم در هم کفوی مؤثر است. در مورد سطح هوشی توصیه شده که همسری انتخاب کنید که توان عقلانی و شناختی زیاد داشته باشد. در روایات هست که برای پسرانتان حمقاء (مؤنث احمق) که توان شناختی آنها نرمال نیست و بهره هوشی کمی دارند، انتخاب نکنید. البته حمقاء چند گونه هستند. اول کسانی که بهره هوشی کمی دارند، گاه ممکن است کسی هوش معمولی داشته باشد، ولی قدرت تجزیه و تحلیل و قدرت حل مشکل و تفکر نداشته باشد. دوم کسانی که قدرت بحران شکنی ندارند و بعد عاطفی آنها معمولاً بر توانهای شناختی آنها غلبه دارد و تصمیمات شتابزده و اضطراب انگیز می گیرند، بنابراین شایسته انتخاب همسری نیستند.

گفتیم اولین مسئله در هم کفوی، مسئله ایمان و دیانت است. ایمان و اسلام با یکدیگر متفاوت است. در مفهوم شناسی روایات، ایمان و اسلام دو گونه تعریف شده است. بعضی ایمان را تشیع و مسلمانی را اسلام می دانند. بعضی ایمان را در ردیف اسلام می دانند و برخی ایمان را مرتبه بال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *