توضیحات
فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن شامل 65 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منطقی فکر کردن و عقلانی عمل کردن :
در بیان و کلمات امام عالی در نهج البلاغه در یک از کلمات حکیمانه حضرت فرمود: «الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَهِ الرَّأْی وَ الرَّأْی بِتَحْصِینِ الْأَسْرَارِ»؛ منطقی حرف زدن و قیاسی اندیشیدن، قیاس بسیط را از قیاس مرکّب جدا کردن در کلمات نورانی حضرت فراوان است. در این دعای «جوشن کبیر» شما ببینید فرازی که ده جمله دارد، این دقیقاً ده قیاس مرکّب است که اوّلی را زمینه برای دومی قرار می دهد، دومی را زمینه برای سومی. اینجا هم از سنخ قیاس مرکّب است. فرمود اگر کسی بخواهد پیروز بشود ناچار است اهل حزم باشد. «حزم» به این بَند و کمربند که نمی گذارد بیگانه وارد بشود و آشنا خارج بشود این را می گویند حزم و حزام. «اُشْدُدْ حَیازِیمَک»، از این باب است. انسان که مرزی فکر نکند باز فکر بکند، نه از ورود بیگانه جلوگیری می کند نه از خروج آشنا. وقتی انسان متفکرانه می اندیشد که مرزبندی کند.
همان طوری که این «نحو» را اختراع کردند برای اینکه انسان مواظب زبانش باشد و هر طوری حرف نزند، حرکت را، اِعراب ها را منظّم ادا کند، منطق را هم اختراع کردند که به هر نحوی انسان نیندیشد. حازم کسی است که مرز فکری او مشخص است؛ یعنی اگر خواست استدلال کند، چیزی که مقدمه ضروری است وارد بشود و دیگری هیچ! چیزی که مقدمه ضروری است خارج نشود و دیگری هیچ! اگر مرزبندی شد این را می گویند «حزم». حالا ما در فارسی می گوییم زیرکی؛ اما ما لغت در فارسی نداریم. یکی از علوم غنی و قوی عرب فنّ لغت است. شما مستحضرید ما نحو داریم صرف داریم منطق داریم؛ اما کسی درباره لغت درس بخواند این چنین نیست! اما آنها لغت دارند، «فروغ اللغه» دارند، عربی را که عربی مبین گفتند یک بیان نورانی از امام باقر (سلام الله علیه) است که «یبِینُ الْأَلْسُنَ وَ لَا تُبِینُهُ الْأَلْسُن»؛ یعنی تمام زبان های دنیا را عربی می تواند ترجمه کند؛ اما عربی را خیلی از زبان ها از ترجمه کردن آن عاجز هستند. مثلاً ما به عنوان نمونه آنچه در جو و گندم و برنج هست و همچنین در سبزی هایی نظیر تره و مانند آن، می گوییم تخم سبزی، تخم گندم. یک «تاء و خاء و میم» داریم می گوییم تخم. درباره مرغ ها هم می گوییم تخم مرغ. اما آنها برای تک تک اینها لغت دارند اسم دارند، می گویند اگر برای جو و گندم است بذر با «ذال أخت الدال» است و اگر برای گشنیز و سبزی شاهی و اینهاست بزر با «زاء أخت الراء» است. تمام اینها حرفش جدا لغتش جدا و ضبطش جداست. این طور نیست که مثل ما خرواری بگوییم این تخم است، تخم مرغ است و همه را هم با این «تاء و خاء و میم» بنویسیم. ما کسی که وضع مالی او نابسامان است و ندارد، می گوییم «گدا». اما گدا بار علمی ندارد. گدا معادل عربی آن فاقد است؛ یعنی ندار. اما قرآن هرگز از کسی که گداست به عنوان فاقد یاد نمی کند، چون فاقد و فقدان بار علمی ندارد. از کسی که جیبش خالی است و کیفش خالی است به فقیر یاد می کند. فقیر به معنی گدا نیست. این بر وزن «فعیل» به معنی مفعول؛ یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته است. یعنی ملّتی که جیبش خالی است کیفش خالی است او ویلچری است و قدرت ایستادن ندارد. ایستادگی از ملّت تهیدست میسّر نیست. این را می گویند فقیر. مسکین هم به همین معناست؛ یعنی او ساکن است پویا نیست متحرک نیست.
یک بیان نورانی در نهج البلاغه است که برگرفته از قرآن است؛ در قرآن کریم کسی که جیبش خالی است کیفش خالی است گاهی به فقیر گاهی به مسکین، گاهی به خَشْیهَ إِمْلاق، یاد می کند. در نهج البلاغه هم که «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَه» ببینید هرگز تعبیر به گدایی و نداری و اینها نیست، چون نداری یعنی نداری، بار علمی و آثار دیگری ندارد؛ اما «املاق»؛ یعنی چاپلوسی و تملّق! کسی که جیبش خالی است کیفش خالی است ناچار به تملّق است. اینکه فرمود: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکمْ خَشْیهَ إِمْلاق، نگفت «خشیه فقدانٍ» از گرانی و نداری! ترس از تملّق؛ انسانی که جیبش خالی است اهل املاق و تملّق و چاپلوسی است. فرمود شما عزیز و کریم هستی، مبادا خدای ناکرده از کسی تملّق کنی، چاپلوسی کنی.
وجود مبارک حضرت امیر هم در نهج البلاغه که قبلاً بحث آن گذشت فرمود: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَه»، اگر خشیه املاق است، در آستانه این هستید که خدای ناکرده تملّق بگویید و چاپلوسی کنید فوراً با خدا تجارت کنید و صدقه بدهید. حالا صدقه، مهم ترین صدقه صدقات علمی و فکری است که آدم بتواند جان عده ای را با راهنماییهای علمی حلّ کند. نشد، صدقه مالی بدهد؛ «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَه».
اینجا حضرت فرمود شما کمربندی باید داشته باشید؛ حالا می خواهید یک مسئله ریاضی حلّ کنید آن کمربند متقن قواعد ریاضی کمربند شماست. بخواهید مسئله فقهی حلّ کنید، آن منابع و مبانی قوی فقهی کمربند شماست که بیگانه نیاید و آشنا نرود، شما بسته بندی کنید و تحویل بدهید.
فرمود «حزم و زیرکی» به این معناست. این کمربند را می گویند «حازم». تنگ اسب را می گویند «حازم» که بار نیفتد. کمر هم آسیب نبیند، این را می گویند «حازم» و این مبنای فکری کمربند است. فرمود اگر می خواهید پیروز باشید چه در مسائل خانوادگی، چه در مسائل اجتماعی، چه در مسائل سیاسی یک کمربند فکری باید داشته باشید. «الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَهِ الرَّأْی»؛ یک آدم بسته و متحرّک و ساکن، این شخص جامد است. فرمود شما باید چندین مبنا را فحص کنید تا کمربندتان را پیدا کنید، باید جولان بدهید، فکر بدهید؛ فکر بسته هرگز به کمربند دسترسی پیدا نمی کند. باید جَولان داشته باشید مبانی دیگران را، منابع دیگران را، نقد دیگران را، اشکالات و تأیید و تقویت دیگران را همه را دور بزنید تا کمربندی انتخاب بکنید و دور اندیشه خود را ببندید. یک انسان بسته فکر چگونه می تواند کمربندی درست کند؟! فرمود ظفر به حزم است و حزم به اجاله رأی است و رأی به تحصین اسرار است، تحصین اسرار. «حصن»؛ یعنی قلعه و دژ. یک قلعه اساسی است به نام «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی» که در حدیث نورانی «سلسله الذهب» امام رضا (سلام الله علیه) هست، فرمود این دژ قلعه است و دژبان آن هم خداست، چون خدا فرمود: «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»، هر کس هم وارد این حصن شد و این کلمه را گفت، این حصن چون حصن من است من دژبان او هستم. نه او به خودش اجازه می دهد که بیراهه برود و نه اجازه می دهد راه کسی را ببندد، چون وارد قلعه شد و امام هشتم هم فرمود امامت و رسالت و ولایت این درِ ورودی است؛ یعنی اگر وجود مبارک پیغمبر درباره حضرت امیر (علیهما السلام) فرمود: «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بَابُهَا»؛ خود این چهارده معصوم، خود نبی و رسول و ولی و امام معصوم اینها باب توحید هستند، از این راه انسان می تواند موحّد بشود خدا را بشناسد، اینها دَر هستند، شرط هستند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِن شُرُوطِهَا». این یک حصن است.
دوم اینکه انسان راز خود را برای هر کسی باز نمی کند. مهم ترین راه برای پیروزمندی یک متفکر از دخالت وساوس این است که راه خود را برای شیطان باز نکند. این یعنی چه؟ اگر کسی بیراهه رفت و خدای ناکرده مال حرام خورد، او شریک اوست و شریک در تمام کارهای انسان راه پیدا می کند. مگر ممکن است کسی مال حرام بخورد و شیطان شریک اندیشه او نشود؟ این سیزده قسم مغالطه همه از شیطان است، وگرنه نه از طرف فرشته هاست نه از طرف انبیاست. إِنَّ الشَّیاطینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیجادِلُوکم همین است. این سیزده قسم مغالطه ای که در منطق مطرح است، اینها شانسی پیدا می شود؟ یعنی دفعتاً فکری در انسان پیدا می شود که فلان جا راهزنی کن! فلان جا کیدزنی کن! این می شود؟ یا این حسابی دارد؟ مگر می شود حادثه ای بدون مبدأ فاعلی باشد؟! اگر خیر و رحمت و برکت باشد: الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلاَئِکهُ؛ خیرها از فرشته هاست و اگر خدای ناکرده راه شیطنت باشد که بیراهه برو و راه دیگران را ببند، این از کجا پیدا شده؟ یعنی ممکن است در عالم اندیشه ای مثل شانسی خودبهخود پدید بیاید؟ یا إِنَّ الشَّیاطینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیجادِلُوکم؛ تمام اقسام سیزده گانه مغالطه منطقی از همین شیطنت است. شیطان کجا پیدا می شود؟ شیطنت از راه مال حرام، نگاه حرام و اینها پیدا می شود که فرمود: وَ شارِکهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ؛ در همین نهج البلاغه خطبه هفتم بود که شیطان حرامی و حرامزاده است که جامه احرام می پوشد و قصد ورود در دل دارد. کارش این است، این می خواهد وسوسه کند، وسوسه که در دست و پا نیست، وسوسه در مرکز اندیشه است. اینکه یوَسْوِسُ فی صُدُورِ النَّاسِ، چگونه وسوسه می کند؟ این حرامی لباس احرام می پوشد، یک؛ وارد دل می شود، دو؛ منتظر است که درِ کعبه دل چه وقت باز می شود، سه؛ وارد درون کعبه دل بشود، چهار؛ آنجا تخمگذاری کند و جوجه پروری کند و دخالت کند. این در خطبه هفت نهج البلاغه است. فرمود وقتی وارد شد: «فَبَاضَ»؛ یعنی بیضه، یعنی تخم گذاری کرد. «وَ فَرَّخ»، «فرخ و فرُّوخست جوجه» این تخم را به جوجه تبدیل می کند: «فَبَاضَ وَ فَرَّخ…دَبَّ وَ دَرَج» اینکه می بینید خیلی ها می گویند ما آرامش نداریم، مرتّب حواسمان جمع نیست وقتی می خواهیم دو رکعت نماز بخوانیم! این بیچاره درست می گوید، برای اینکه این اندیشه های باطل آن قدر در ذهن او جولان می دهند که فرصت آرامش را به او نمی دهند. فرمود تمام ذهن او را این دابّه ها و دبیب های شیطانی؛ فلان جا بزن، فلان جا برو، فلان جا خلاف بکن، اینها همین دابّه ها هستند. چرا آرام نیست؟ همه ما احساس می کنیم که کم و بیش به هر حال آرام نیستیم، مدام خاطراتی می آید و می رود، اینها از کجا می آید؟ این در خطبه هفت نهج البلاغه تبیین کرد فرمود اوّل «فَبَاضَ»؛ بیضه گذاری می کند، بعد «فَرَّخ »، این بیضه را به صورت «فَرخ و فرّوخست جوجه»، این را جوجه در می آورد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل مهمانان روزه دار تحت رحمت الهی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.