تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین شامل 82 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین :

در امتداد موهبت رسالت و نعمت امامت، منصب فقاهت، سومین حلقه از حلقات هدایت بشر به حکمت و حیات دینی است

[۱]

، اجتهاد و فقاهت نیز حصیله علم ارجمند اصول فقه می باشد، عمده ی مبانی و قواعد دانش اصول نیز از مشرب معرفت خیز وحی و خرد و از شریعه شریعت ساز تعالیم نبوی و ولوی سرچشمه گرفته است، مؤسس اصول نخستینه فقه، حضرت امام محمدباقر علیه السلام است

[۲]

و فن و فعل اجتهاد نیز یادگار حضرات باقر و صادق سلام اللّه علیهما ست، زیرا علاوه بر شیعه، ائمه اربعه فقه مذاهب تسنن نیز، با واسطه و بی واسطه، ریزه خوار و خوشه چین خوان و خرمن حکمت و معرفت آن بزرگواران بوده اند.

مجال و مجلای تحقق فرمان «اِنَّما عَلَیْنا اَنْ نُلْقِی اِلیْکُمُ اْلأُصُولَ وَ عَلَیْکُمْ اَنْ تُفَرِّعُوا»

[۳]

فقط علم فقه نیست، بلکه مصدر صدور اصول اولیه همه معارف و علوم الهی و انسانی حضرات معصومان علیه السلام بوده اند، در باب اصول و قواعد استنباط نیز اگر همه آن چه که از حضرتین صادقین علیه السلام شرف صدور یافته، تنسیق شود مَبدأ و مُبدِعِ اصول و اجتهاد مبرَز و محرز خواهد گشت، البته مدوِّن یک علم می تواند غیر از مؤسس آن و طبعا متأخر از او باشد.

[۴]

اصول و اجتهاد، ادوار و اطوار بسیاری را پشت سر نهاد

[۵]

تا این که در پی دو قرن (قرن های یازدهم و دوازدهم قمری) رکود و فتورِ اصولی گری و رواج، و رونق اخباری گری در برخی نواحی ایران و عراق، و پس از گذشت افزون بر ده قرن از عهد امام محمدباقر علیه السلام ، بار دیگر با جهاد و اجتهاد همنام آن امام همام، حضرت علامه مجدّد، آقا محمدباقر اصفهانی، معروف به وحید بهبهانی (۱۲۰۵ ۱۱۱۷ ه ، ق) این دانش کهن و کَهول، حیات و حرکتی دوباره یافت.

علامه بهبهانی با نیم قرن جهاد علمی ستودنی به ابطال و امحای مشرب متحجر و ارتجاعی اخباریگری و نص بسندگی و احیای اصول و تجدید اجتهاد اهتمام ورزید و طومار آن مرام منحط را درهم پیچید.

[۶]

غلبه اصولی گری بر اخباریگری را، الحق باید انقلاب معرفتی و رنسانس علمی بزرگ و سترگی در حوزه ی معرفت دینی شیعی بشمار آورد؛ پس از پدیده ی نزول وحی و وقوع بعثت، حادثه معرفتی یی بزرگ تر از این ماجرا سراغ نداریم، زیرا اصولی گری تنها به معنای تحول در منطق دینْ فهمی نبود بلکه به معنای دیگرگونی بنیادینی بود که هم فهم دینی، هم فکر دینی، هم فعل دینی را بشدت متأثر و متحول ساخت.

[۷]

اصولی گری و اجتهاد گرایی، با ترویج تعقل و آزاداندیشی و بسط نقد و نواندیشی حتا در غیرفقه، دست آوردهای فرخنده و فراوانی را در تاریخ علمی شیعه به همراه آورد که از جمله آن ها است:

۱. روشمندسازی استنباط آموزه های حُکمی دین (فقه)،

۲. تصلب زدایی و جمودشکنی و تامین پویایی و انطباق پذیری آموزه های حُکمی، با تطورات زمان و زندگی،

۳. اصلاح و تصحیح مداوم آموزه های حُکمی دین،

۴. عقلانی و خردپسند کردن معرفت دینی،

۵. بسط و تعمیق معرفت دینی،

۶. تکامل معرفت اسلامی با کشف مفاهیم نو به نو از مدارک (منابع) دینی.

اصولیان و فقیهان متأخّر و معاصر با جهاد فکری حوصله سوز و دقت های علمی حیرت انگیز خود، در زمینه های روش شناسی تحقیق، علوم و معارف زبانی از قبیل فقه اللّغه و زبانشناسی، حتا در پاره ای مباحث که امروزه در زمره ی نشانه شناسی، فلسفه زبان و احیانا فلسفه تحلیلی و تحلیل زبانی قرار دارد و همچنین در زمینه فهم پژوهی و هرمنوتیک و حتا برخی نکات معرفت شناختی، به معارف و معلومات عمیق و انیقی دست یافته اند که امروز با مدرن ترین مکتب ها و منظرها در این رشته ها، حریفی و هماوردی می کند، بلکه فقیهان و اصولیان ما، حقایق و دقایق بسیاری را فراچنگ آورده اند که هرگز و هنوز به خاطر مدعیان فرنگی این دانش ها و دانسته ها، خطور نکرده است.

[۸]

هرچند رسالت و غایت اصلی علم اصول، روشمندسازی و انطباق پذیرکردن استنباط احکام فقهی قلمداد می گردد امّا ژرفا و گستره ی اثرگذاری این دانش بسی از این حد و سطح فراتر رفته است، زیرا طرز تدریس و تدرّس توأم با موشکافی ها و نکته سنجی های شگفت و شگرف علم اصول، آن چنان ذهن دانش پژوهان آن را ورزیده و کارآور می سازد که آنان قدرت نقد و نوآوری در اکثر شاخه های دین شناسی و علوم انسانی مرتبط با دین را به دست می آورند. دانش آموختگان این فن فرخنده با تحصیل ملکه اجتهاد و تسری دادن روش شناسی و اصول و قواعد عام استنباط به حوزه ی مباحث غیرفقهی، همان ژرفکاویهای اصولی و فقهی را در حیطه آن حوزه ها نیز به کار بسته به استنباط و استنتاج های عمیق و انیقی بازو می یازند و دست می یابند، از این رو، این دانش، خواه ناخواه تأثیر شایان و نمایانی بر عقاید پژوهی و اخلاق پژوهی دینی نیز نهاده و به نحو کلی و کلان موجب استحکام و ارتقای سطح و سازه ی «دینْ فهمی»، «دینْ باوری»، و «دینداری» شده است، امّا …

۳. امّا باید اذعان کرد که به رغم حسن و هنر بی شمار و خدمات و برکات پرشمار اصول، و به رغم وجود دانش های روشگانی دیگر در باب متن پژوهی و دینْ فهمی، همچنان دین پژوهی و اسلام شناسی از فقدان علم یا رشته علمی یی شامل و کامل رنج می برد، زیرا علوم و فنون روش شناختی و آلیِ رایج دچار کاستی ها و ناراستی هایی است (به پاره ای از آن ها در خلال همین نگاشته اشارت خواهد شد) که دست کم امروز به نحو درخور، پاسخ گوی ضرورتها و حاجت ها نیست، از این رو در باب فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین و روش شناسی کشف گزاره ها و آموزه های دینی، اکنون نیازمند دانش یا رشته ای هستیم که مشتمل بر اوصاف زیر باشد:

أ. ناظر به همه ارکان دین و معرفت دینی یعنی عقاید (فلسفه و کلام) اخلاق (فردی، جمعی و حکومی) احکام (فردی، جمعی و حکومی) و تربیت (به معنی عام آن = فردسازی و جامعه پردازی) و معارف علمی دین باشد.

[۹]

به رغم آن که علم اصول کنونی مشتمل بر بسیاری از اصول، قواعد و ضوابط مشترک استنباط ارکان دین است اما برای تحقق فایل پاورپوینت کامل منطق فهم دین، با وصف شمول و کمال، اهتمام به موارد زیر ضرور می نماید:

۱. توسعه و تکمیلِ روش شناسی معطوف به استنباط فقه عقود و ایقاعات، اجتماعیات و سیاسیات، از رهگذر تخریج و تأسیس پاره ای اصول و قواعد و ضوابط جدید در این زمینه ها،

۲. تکمیل بل تدوین روش شناسی جامع استنباطِ نظام، گزاره ها و آموزه های عقایدی،

۳. تأسیس روش شناسی استنباطِ نظام، دستورها و آموزه های اخلاقی،

۴. تأسیس روش شناسی استنباطِ نظام، دستورها و آموزه های تربیتی،

۵. تأسیس روش شناسی استنباط معارف علمی دین.

[۱۰]

ب. شامل مسائل همه اطراف «واقعه فهم» (ماتن و شارع، مدارک و دوال، مُدرَک و محتوا، مُدرِک و مفسّر، منطق و روش ادراک) بوده، ناظر به مباحث و مسائل همه مدارک و دوالِّ مراد و مشیت تکوینی و تشریعی الهی (وحی، کلام معصوم، کردار معصوم، عقل و فطرت) باشد.

این دانش باید به فراخور هریک از مدارک و دوال، به نحوی درخور به تعلیل و تحلیل و تنقیح ماهیت، مبانی، نهادها، روش ها، قواعد، ضوابط، سنجه ها، آفات، و نیز دفع شکوک و شبهات مطرح درباره ی آن ها بپردازد.

ج دارای انسجام ساختاری و بافتاری بوده، از حسن تألیف و هندسه متوازن، برخوردار و از حشو و زواید، استطرادات مفرط و اطاله بلاطایل عاری و بری باشد.

۴. علم اصول رایج، فاقد خصائل سه گانه «شمول»، «کمال» و «حسن تألیف» است؛

[۱۱]

این ادعا برای آشنایان با این دانش ارجمند و برومند آشکارتر از آن است که حاجت به استشهاد و استناد به شواهد و دلایل افتد، از این رو تنها برای تذکر، درخصوص هریک از خصایل به اشارتی مختصر بسنده می کنیم:

۱. علم اصول، فاقد شمول و قابلیت لازم به عنوان «منطق فهم» همه ارکان دین است، زیرا این دانش فارغ از دغدغه استنباط همه ارکان خمسه دین تدوین و تکامل یافته و غایت و قلمرو آن نیز یکسره معطوف به استنباط فروع فقهی است؛ تعابیری که در تعریف این علم و بیان موضوع و غایت آن ذکر شده، بر این نکته صراحت دارد، چنان که فحول فن در تعریف این علم آورده اند:

«العلم بالقواعد الممهَّده لأستنباط الأحکام الشرعیّه الفرعیّه عن ادلّتها التّفصیلیّه»

[۱۲]

و همچنین فرموده اند:

«العلم بجمله طرق الفقه اجمالاً، و باحوالها، و کیفیه الاستدلال بها، و حال المفتی و المستفتی»

[۱۳]

و نیز گفته اند: «صناعه یعرف بها القواعد الّتی یمکن ان تقع فی طریق استنباط الاحکام او الّتی ینتهی الیها فی مقام العمل»

[۱۴]

و همچنین: «ان علم الاصول عباره عن العلم بالکبریات الّتی لو انضمت الیها صغریاتها یستنتج منها حکم فرعی کلّی»

[۱۵]

و نیز: علم الاصول هوالقواعد الألظیه التی یمکن ان تقع کبری استنتاج الاحکام الکلیه الفرعیه الإلهیّه او الوظیفه العملیه.

[۱۶]

درباره ی موضوع علم اصول نیز گفته اند: «کل ما کان عوارضه واقعهً فی طریق استنباط الحکم الشّرعی، او ما ینتهی الیه العمل»

[۱۷]

در خصوص غایت این دانش نیز فرموده اند: «غایته هی القدره علی استنباط الأ حکام الشّرعیه عن مدارکها»

[۱۸]

مباحث مطرح در اصول فقه به سه گروه قابل دسته بندی است:

پاره ای از آن ها، جز در استنباط احکام فقهی کاربردی ندارد، مانند مباحث حقیقت شرعیه، صحیح و اعم، اوامر، اقسام حکم و واجب، مقدمه واجب، مسأله ضدّ، نواهی، اجتماع امر و نهی، مفاهیم، اجماع، استصحاب، اصول عملیه و …

پاره ای دیگر از مطالب اصول می تواند علاوه بر فقه، به استخدام استنباط سایر ارکان دین نیز درآید، مانند مباحث وضع، حجیت ظواهر، علامات الحقیقه، احوال لفظ، اشتراک لفظی، همچنین برخی مباحث عقلی، مطرح شده، امّا این مباحث نیز تنها با رویکرد کاربرد در حوزه ی فقه طرّاحی و توسعه یافته است.

دسته سوم از مباحث دارج در اصول رایج، اولاً و بالذات یا مطلقا، بیگانه با غایت و قلمرو این فن است و جزء مسائل سایر علوم آلی یا اصلی بشمار می رود. (به برخی موارد از این دسته بعدا اشاره خواهیم کرد)

گروه نخست که بخش عمده ی مباحث اصول را تشکیل می دهد و همچنین دسته دوم با توجه به رویکرد محدود آن قابلیت و شمول استخدام برای فهم همه ارکان دین را از این دانش سلب کرده، قسم سوم نیز هندسه و حسن تألیف آن را مخدوش ساخته است.

۲. اصول فقه، به رغم ژرفای شگرف و گستردگی شکوهمندش، فاقد کمال و جامعیتی فراخور استنباط فقه کارآمد و روزآمد، اکنون ساز و آینده پرداز است، زیرا:

۱/۲. پاره ای از مباحث مهم مطرح شده کامل نیست،

۲/۲. جای برخی مباحث ضرور و مورد ابتلاء در منطق استنباط فقه، تهی است.

توضیح این که: دانش اصول، نیازمند بسط مباحث معطوف به مدارک و دوال دینی (بالمعنی الاعم) است و باید بررسی های جامع تری در زمینه برخی مدارک و ماهیت و مبانی، اصول، روش ها، قواعد، ضوابط، سنجه ها و دیگر مسائل آن صورت گیرد:

گروهی از اصولیون در حق عقل که حجت الهی بر انسان است بی مهری می کنند، این در حالی است که همچنان بر مدرک مستقل انگاشتن اجماع اصرار می ورزند

[۱۹]

!

«فهم دین»، پدیده ی ذات الاطرافی است و باید همه مباحث مرتبط با وقوع و صحت و سقم «واقعه فهم دین» مورد کاوش و چالش قرار گیرد؛ مباحث مطرح شده در اصول راجع به مبدأ مدارک دین (ماتن / شارع)، مدارک دین (منابع)، مُدرِک و مکلّف (مفتی و مستفتی)، مُدرَک (محتوای شریعت)، منطق ادراک (روش شناسی استنباط) دچار نواقص و نقائص بسیاری است.

[۲۰]

در اصول فقه کنونی جای مباحث بنیادینی چون سهم و نقش جهان بینی، انسان شناسی (نقش و سهم منزلت انسان)، فلسفه حقوق و فقه، فلسفه سیاست و اقتصاد، به ویژه مسائلی از قبیل عدالت، مصلحت امت اسلامی و حکومت دینی، اولویت ها و … در استنباط فقهی، خالی است؛ همچنین تأثیر مباحث فلسفه دین به ویژه نهادهای مهمی همچون مقاصدالشریعه، ابتنای احکام بر مصالح و مفاسد، کل گونگی دین، و تلائم و سازوارگی ارکان دین با یکدیگر و انسجام درونی هر رکن و … بذل توجه کافی نمی شود.

از دیگر بایستگی هایِ کارآمدسازیِ اصول فقه، بسط و ساماندهی بلکه ابداع پاره ای مباحث ناظر به مبانی، اصول و قواعد و ضوابط عام معطوف به فقه اجتماعیات و سیاسیات، عقود و ایقاعات است؛

جای مباحث مهمی چونان موضوع شناسی، حکم شناسی، اعتباریات، ماهیت قضایای اصولی و فقهی، نسبت سنجی مدارک، حجج، ادلّه و قواعد با هم، شیوه ها و ابزارهای سنجش معرفت فقهی و بازشناخت سره از ناسره، آسیب شناسی و آفت زدایی از آن نیز تهی است یا در حد کفایت بدانها پرداخته نشده است.

[۲۱]

همچنین بحث های بسیار دیگری که این مختصر میدان طرح و شرح آن ها نیست و در مجالی دیگر بدان خواهم پرداخت ان شاءاللّه

۳. به رغم این که عهد ما دوره ی تلخیص و تحریر علم الاصول است

[۲۲]

، به دلیل نبود پاره ای دانش های پیشا فقهی یا فرافقهی، یا به سبب عدم تعرض به پاره ای از مباحث مورد نیاز فقه و استنباط

[۲۳]

، در دیگر علوم، یا جهاتی دیگر، علم اصول، از هندسه و ساختاری متوازن بی بهره، و از زواید، استطرادات، اطاله بلاطائل آکنده است.

طرح مطالب عمومی فلسفه زبان و زبانشناسی در مباحث الفاظ و مباحث مربوط به حجج شرعیه، همچنین پرداختن به مباحث فلسفی و روانشناختی همچون بحث طلب و اراده

[۲۴]

، و ارائه مباحث کلامی از قبیل بحث حجیت و عدم حجیت ظن در اعتقادات، استحقاق و عدم استحقاق ثواب برای امتثال واجب غیری

[۲۵]

، و نیز طرح مطالب فقهی از قبیل مسأله اجتهاد و تقلید، برخی قواعد فقهی (که گاه در کتب اصولی مورد بحث قرار می گیرد) با این که قواعد، احکام کلی فقهی اند، از جمله مصادیق زواید و استطرادات است.

باید مباحث و مسائل اصول فقه از مباحث فلسفه فعل اجتهاد (مانند ماهیت، چرایی و ضرورت اجتهاد، تعلیل و تحلیل تکثر و تطور در اجتهاد، بخش هایی از مبحث مهم اجزاء

[۲۶]

، همچنین از مباحث فلسفه فن اجتهاد (فلسفه علم اصول = مانند ماهیت، موضوع، مسائل، ساختار مطالب، غایت، روش شناسی، منابع، مبانی مدعیات، ماهیت قضایای اصولی، نسبت و مناسبات این علم با سایر علوم) و همین طور از مباحث فلسفه احکام (علل الشرایع) و نیز از فلسفه دین و فلسفه علم فقه، تفکیک گردد و مباحث هریک در قالب دانشی مستقل سامان یابد و به مثابه علوم پیشینی و فرافقهی، تحقیق و تدریس شود و دانش پژوهان اصول نیز در حد نیاز خود از آنها منتفع شوند، یا دست کم با عنایت و در حد ضرورت، به عنوان پیشْ آموخت و درآمد دانش اصول، مورد تدریس و تدرس قرار گیرد (چنان که برخی اصولیان، پاره

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *