تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱) با 105 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منطق و معقولیت (۱) :

مقدّمه

جان کیکس در مقاله «منطق و معقولیت»(۲) می کوشد اثبات کند که منطق معیار معقولیت نیست و برای اینکه گزاره ای معقول باشد لازم نیست کاملاً هماهنگ و مطابق با منطق باشد. به گمان کیکس باورهایی وجود دارند که معقولند، اما مطابق با منطق نیستند. مقاله حاضر گزارشی از مقاله کیکس است همراه با نقد و بررسی برخی از جوانب نظریه او.

الف.

۱. کیکس در این مقاله در صدد است تا نشان دهد که منطق بدان گونه که ادعا می شود معیار معقولیت نیست. بنابر نظریه متعارف، تطابق با منطق شرط لازم و ضروری هرگونه باور معقولی است. کیکس این نظریه را اشتباه می داند و معتقد است باورهای معقولی وجود دارند که قواعد اساسی منطق را نقض می کنند.

۲. منظور کیکس از منطق، همین منطق معمول و متعارف، یعنی آن چیزی است که در ارغنون ارسطو و اصول ریاضیات

راسل و وایتهد گنجانده شده است. سازگاری با منطق نیازمند آگاهی از قواعد منطقی نیست، بلکه نیازمند مراعات این قواعد است. کیکس وجود معانی دیگری را برای منطق نفی نمی کند، اما می گوید هر جا در این مقاله از واژه منطق استفاده می کنم همین معنای متداول را قصد می کنم.

۳. کیکس اشاره می کند که در کتاب «A justification of rationality» (توجیهی درباره معقولیت)(۳) بحث مفصلی از معقولیت انجام داده است. وی در اینجا فهم پذیری (intelligibility) را بعنوان علامت و نشانه ای برای معقولیت در نظر می گیرد. در نظر او، یک باور در صورتی معقول است که بتوان آن را درک کرد و علاوه بر آن، قابل تبیین باشد. ممکن است چنین باوری بی درنگ مفهوم نشود؛ چرا که تبیین کردن و درک کردن در فرآیند زمان صورت می گیرند و از این رو، زمان می برند ولی برای فهم پذیر بودن و معقولیت یک باور، دست کم، امکان توضیح و درک باید وجود داشته باشد. شک درباره تبیین پذیری و درک پذیری یک باور، شک درباره فهم پذیری و از این رو، شک درباره معقولیت آن باور است. چنین شکّی می تواند منشأ اشتباه در معقول دانستن یک باور شود. اگر باوری را به اشتباه فهم ناپذیر بدانیم، آن را نامعقول خواهیم دانست و از این رو، هنگامی که متوجه اشتباه شویم، باید در قضاوت خود نسبت به نامعقول بودن و فهم ناپذیری آن باور تجدیدنظر کنیم. داوری و حکم به معقولیت و فهم پذیری سلبا و ایجابا باید با هم باشند.(۴)

۴. برهان کیکس در این ادعا که معقولیت و منطق ضرورتا ملازم همدیگر نیستند یک شاهد مردم شناختی است که می گوید جماعتی وجود دارند که همه افراد آن معتقد به باوری هستند که با بیانی غیرمنطقی اظهار می شود. چیزی که این مردم آن را به نحو غیرمنطقی باور دارند، در عین حال، فهم پذیر است. کیکس پس از ارائه این شاهد و طرح توضیحاتی پیرامون آن، به بحث درباره دو اعتراض می پردازد که بر نظریه او وارد می شود. یک اعتراض مبتنی است بر نظریه کواین درباره تحلیلیت و عدم تعیّن ترجمه، و اعتراض دوم مبتنی است بر فرض تحلیلی بودن اصول منطقی و در پایان مقاله به این مطلب اشاره می کند که: منطق در تفکر یک شخص چه نقشی ایفا می کند.(۵)

ب.

۵. مأخذ شاهد مردم شناختی کیکس، تحقیقات ایوَنس پریچارد (Evens-Pritchard) است. پریچارد در کتاب «Nuer Religion»(۶) (دین نوئر) حاصل تحقیقات خود را درباره مؤمنان به دین نوئر ارائه کرده است. (نوئر یکی از ادیان قدیمی است که در امتداد رود نیل در جنوب سودان پیروانی داشته است.)(۷) پیروان دین نوئر، احکامی مشتمل بر اینهمانی ابراز می کنند که ظاهرا در تناقض با اصل اینهمانی (هوهویت) است. تلقّی کیکس از اصل اینهمانی چنین است که: دو فرد فقط و فقط در صورتی با همدیگر اینهمانی دارند که هیچ یک از آن دو دارای خصلتی نباشد که دیگری فاقد آن است. پیروان نوئر انواع گوناگونی از ادعاهای مشتمل بر اینهمانی دارند که یکی از آن ها شاهد مثال کیکس با اصل اینهمانی متناقض است:

۶. آن ها می گویند: «نور باتلاق روح است» (Swamp light is Spirit). ایونس پریچارد گزارش می کند که از قراین و سبک و سیاق کلام پیدا است که منظور آن ها این است که طرفین این قضیه با همدیگر هوهویت و یگانگی دارند. رفتار آن ها با نور باتلاق (Swamp light) و روح (Spirit) (ظاهرا منظور از روح همان خداست) طوری است که گویا آن دو یکی هستند. آن ها بر این نکته تأکید می کنند که باید درباره آن دو به زبان اینهمانی سخن گفته شود و اصلاً این فرض را که آن ها متفاوتند و غیرهمدیگر، نمی فهمند. در عین حال، در صورتی که این عبارت در سیاق اینهمانی ظاهر نشود، همان معامله ای را با آن ها می کنند که ما با آن ها می کنیم؛ یعنی اگر به صورت مفرد و در خارج از جمله ای که بین آن دو نسبت برقرار می شد، قرار بگیرند، متفاوت و غیرهمدیگر تلقّی می شوند و هر یک احکام خاص خودش را دارد. اما وقتی که در سیاق و بافت اینهمانی قرار بگیرند، تلقّی قبلی آن ها مبنی بر تفاوت و تغایر، از میان می رود و ناپدید می شود.(۸)

۷. ادعاهای مشتمل بر اینهمانی، که مردم نوئر ابراز می کنند، با سه خصیصه مشخص می شوند: خصیصه نخست این است که گرچه که یک چیز همان چیزی است که هست، یعنی خودش خودش است، در عین حال، چیز دیگری نیز هست. بنابراین، پیروان نوئر تأکید می کنند که «نور باتلاق نور باتلاق است» اما در عین حال معتقدند که «نور باتلاق روح است». منظور آن ها از نور باتلاق همان منظور ما از آن واژه است. در واقع، تلقّی آن ها از نور باتلاق همان تلقّی متداول و همگان از آن است؛ یعنی آن را پدیده ای طبیعی و مادّی می دانند ولی در عین حال، آن را روح نیز می دانند. عنصری که منطقا مشکل ساز است این اعتقاد است که یک شی ء آن چیزی است که هست و در عین حال، چیز دیگری نیز هست.

۸. خصیصه عامّ دوّم این است که دو شی ء عین همدیگرند و با همدیگر هوهویت دارند، هرچند که خصلت های متفاوت داشته باشند ادّعایی که غیرمنطقی است.(۹)

خصیصه سوّم این است که در عین حال که می گویند «نور باتلاق روح است» و بر آن تأکید می کنند، منکرند که «روح نور باتلاق است.»

بنابراین، به نظر می رسد که آن ها معتقدند که این دو شی ء هم عین همدیگرندوهم این عینیت و اینهمانی نامتقارن است.

۹. آن ها می گویند «نور باتلاق روح است.» و نور باتلاق را صرفا تحت عنوان یک وصف که آن را عین «روح» قرار می دهد، می شناسند.

«نور باتلاق bieli است» و bieli روح است. کسی ممکن است گمان کند که اگر چنین است که آن ها نور باتلاق را به واسطه یک وصف عین روح قرار می دهند، پس در واقع اینهمانی ای وجود ندارد، پیروان نوئر صرفا گمان می کنند که آنچه را که ما نور باتلاق می نامیم در حقیقت روح است ولی این یک اشتباه است و به دور از واقعیت است. در زبان نوئر معادل: «روح است» عبارت ذیل است:e kwoth ؛ بدین ترتیب، آن ها می گویند: bieli e kwoth اما نمی گویند که:kwoth e bieli . منظورشان این است که نور باتلاق را با روح یکی بدانند، اما در عین حال، این اینهمانی یک طرفه و نامتقارن است.

۱۰. باید توجه داشت که وقتی گفته می شود: «نور باتلاق روح است» صفتی به موصوفی اسناد داده نمی شود، روح چیزی در درون نور باتلاق نیست. هرگاه نور باتلاق وجود داشته باشد روح وجود دارد. در عین حال، این قضیه مشتمل بر حمل یک مفهوم عام بر موضوع اخص هم نمی باشد. به علاوه، اینهمانی بین ایندو، اتفاقی و موقّتی نیست؛ زیرا نور باتلاق در نظر آن ها در همه شرایط و اوضاع روح است. این اینهمانی اضافی و نسبی هم نیست؛ زیرا شی ء سوّمی وجود ندارد که نور باتلاق و روح در نسبت یکسانی با آن قرار داشته باشند. این اینهمانی رمزی هم نیست؛ زیرا چیزی در اینجا رمز و سمبول چیز دیگر قرار نگرفته است، فقط یک شی ء وجود دارد.

۱۱. کیکس در طرح شاهد خود احساس می کند که باید مطلب دیگری را هم بیفزاید. او می گوید: پیروان نوئر بر این باورند که ارواح بالا و پایین وجود دارند. روح هر چه بالاتر باشد تمثل مادی اش حالت رمزی بیشتری دارد. و برعکس، هر چه پایین تر باشد، به نحو نزدیک تر و ملموس تری با صورت مادّی اش اتّصال می یابد: از این رو، شخص هر قدر در سلسله مراتب روح پایین تر و پایین تر می آید مفهوم تمثل و نشان دهندگی کمتر و کمتر کاربرد می یابد. Bieli یعنی نور باتلاق ما، در واقع، روح خیلی پایینی هست.

۱۲. در عین حال، باید گفت که bieliدربردارنده تمثّل است؛ زیرا روح غیرمادّی و نور باتلاق مادی است و بدین ترتیب، تفاوتی جوهری بین آن ها وجود دارد. اما وقتی که انسان به این تفاوت جوهری و ذاتی نظر می کند می گوید چگونه ممکن است که آن ها یکی باشند. اما نوئر به گونه دیگری می اندیشد. ثنویتی که در دین نوئر وجود دارد، ثنویت مادّی و غیرمادّی نیست که مانع از حمل روحِ مجّرد بر نور باتلاقِ مادّی گردد بلکه ثنویت مخلوق و نامخلوق است. ولی چون Bieli (ارواح) مخلوق هستند، از این رو، در همان مقوله نور باتلاق قرار می گیرند. در هر حال، تفاوت و تغایر جوهری ای وجود ندارد که مانع از اینهمانی غیرتمثلی روح و نور باتلاق شود.(۱۰)

۱۳. نتیجه این بررسی ها این است که بنابر عقیده نوئر، معنای اینکه دو شی ء اینهمانی دارند، این است که فقط یک شی ء در خارج وجود دارد و این اینهمانی، اتفاقی، نسبی و اضافی و یا رمزی و سمبولیک نیست. هرچند آن ها از مجاز و کنایه و استعاره هم استفاده می کنند، اما ادعای آن ها درباره این اینهمانی، حقیقی است نه مجازی. با همه این اوضاع، وقتی گفته می شود که یک شی ء (نور باتلاق) عین دیگری (روح) است، نمی توان گفت دیگری (روح) عین اوّلی (نور باتلاق) است.

۱۴. ممکن است اعتراض شود که با فرض درستی ترجمه این باور، این ادّعا غیرمنطقی است، ولی کیکس می گوید که مسئله مهم این است که آیا غیرقابل فهم هم هست؟ او فهم آن را غیرممکن نمی داند و می گوید: این باور چندان مشکل نیست که نتوان آن را فهمید. و چون فهم پذیر است، معقول است و اگر غیرمنطقی است پس نتیجه می گیریم که معیار معقول بودن، منطقی بودن نیست. قراین کیکس برای قابل فهم بودن این باور از قرار ذیل است:

قبل از همه، رفتار مردم نوئر آن گاه که بر اساس این باور عمل می کنند قاعده مند و قابل پیش بینی است، به گونه ای که بین آنچه که آن ها با صراحت می گویند ما باور به آن ها داریم و بین آنچه که از رفتارشان استنباط می شود، هیچ گونه ناسازگاری و ناهماهنگی مشاهده نمی شود. در موقعیت های عبادی و دینی همان واکنشی را به نور باتلاق نشان می دهند که به روح نشان می دهند. و اصلاً هرگونه واکنشی که به نور باتلاق نشان می دهند، صرفا واکنشی دینی و عبادی است.

۱۵. ثانیا، باورها و رفتارهای نوئر قابل تبیینند؛ زیرا این باورها و رفتارها تابع قاعده ای هستند که به وضوح قابل بیان است. این قاعده این است که: bieliروح هست، اما روحْ bieli نیست. بنابراین، اگر پرسیده شود که چرا نوئر آنچه را که انجام می دهند، انجام می دهند، با تبیین رفتارشان برحسب قاعده مذکور می توان به این پرسش پاسخ گفت. نوئر به فاصله ای مؤدّبانه و محتاطانه بین خود و نور باتلاق معتقدند؛ زیرا آن ها فضولی کردن در کار روح را و نه فضولی کردن در کار مظهری از روح را بی خردی می دانند. در عین حال، آن ها تردیدی ندارند در اینکه معتقد باشند و به گونه ای رفتار کنند که گویی روح / نور باتلاق چیزهای دیگری نیز باشد/ باشند. بدین ترتیب، برای توجیه رفتار نوئر می توان استدلال ارائه کرد و برحسب این ادلّه می توان رفتارشان را تبیین کرد.(۱۱)

۱۶. ثالثا، زبان مورد استفاده مردم نوئر برای بحث درباره موضوعاتی پیرامون رفتارشان نسبت به نور باتلاق، رویکردشان به روح و ارتباط بین آن دو، قابل ترجمه به زبان دیگر مانند زبان انگلیسی است. مشکلاتی که احیانا در ترجمه زبانی آنچه که آن ها به زبان خودشان درباره این گونه ادّعاهای غیرمنطقی می گویند، وجود دارد، بیشتر و بزرگ تر از مشکلاتی نیست که در ترجمه هر بخش دیگری از مباحث شان به زبان دیگر وجود دارد. کیکس به کسی که در امکان چنین ترجمه ای شک دارد توصیه می کند که برای رفع شکش، تبیین عمیق ایونس پریچارد را بخواند.(۱۲)

۱۷. کیکس سپس به اعتراضی در این مورد اشاره می کند و می گوید: چیزی وجود دارد که پیش بینی، تبیین و ترجمه از تدارک آن عاجزند. می توان گفت: واقعا نمی توان فهمید که چگونه مردم نوئر می گویند نور باتلاق روح است ولی روح نور باتلاق نیست؛ زیرا ما احساس لازم برای این امر را نداریم. چنین باوری اینهمانی نامتقارن باید معنای احساس برانگیزی برای مردم نوئر داشته باشد که برای ما ندارد. کیکس امکان چنین معنای احساس برانگیزی را می پذیرد، اما آن را به دو دلیل اشکال بر نظریه خود نمی داند:

۱۸. اولاً، به دو راه می توان به احساس مربوط به معنای این گزاره ها دست یافت: یا با زندگی طولانی با آن ها یا با ورود به زندگی احساسی آن ها به نحو خلّاقانه و مبتکرانه.

وارد شدن به عالم احساسی دیگران آنچه که در قرن هجدهم سمپاتی (Sympathy) نامیده می شد مبنایی است برای فهم بسیاری از اخلاقیات و آثار ادبی. هر چند که ورود به عالم احساسی افراد بیگانه و اجنبی مشکل تر از ورود به عالم احساسی هم وطنان است، اما ممتنع نیست و اصول و قواعد این فرآیند در هر دو صورت یکسان است. و اینکه احساس و درک باورهای بیگانه چیزی فراتر از امکان انتزاعی منطقی است یعنی واقعا ممکن است مورد تأیید بسیاری از آثار مردم شناختی است.

۱۹. ثانیا، شرط لازم و ضروری فهم و درک رفتار یک عامل این نیست که انسان احساسی را دارا شود که آن عامل در حین آن عمل دارای آن است. برای درک عشق و محبت شخصی نسبت به شخصی دیگر لازم نیست که انسان خودش هم عاشق آن شخص دیگر شود. به همین نحو می توان باورها و اعمالی را که از حسادت، عصبانیت، وطن پرستی و شجاعت سرچشمه می گیرند، درک کرد، بدون اینکه انسان دارای این احساسات شده باشد. همان گونه که شخصِ همواره بی دین می تواند احساسات دینی متدینان را درک کند و درک احساسات دینی یک موقعیت جغرافیایی دیگر مانند آفریقا ممکن است تلاش بیشتری را بطلبد، اما مطابق همان منطق است و ممتنع نیست.(۱۳)

۲۰. کیکس در پایان این قسمت از مقاله اش نتیجه می گیرد که: می توان باورهای غیرمنطقی مردم نوئر را درک کرد؛ زیرا قابل پیش بینی، تبیین و ترجمه هستند و به نحو خلّاقانه ای می توان وارد دنیای احساسی و عاطفی آنان شد. ممکن است کسی بگوید این شرایط برای درک این باورهای غیرمنطقی کافی نیستند، اما کیکس می گوید: مهم نیست که چه شرایط دیگری لازم هستند، و اگر لازم باشند، ذکر آن ها بر عهده مدّعی است ولی مهم این است که موافقت و مطابقت با قوانین منطق از جمله آن ها نیست و بنابراین، می توان نتیجه گرفت که شرایط لازم معقولیت، منطقی بودن نیست.

ج.

۲۱. کیکس پس از ارائه استدلال خود بر ادعای عدم ملازمه بین منطق و معقولیت، با هدف توضیح بیشتر فرضیه خود، به برخی از مشکلات قابل طرح در مقام ارائه و تفسیر این نظریه می پردازد. اولین نکته ای که خاطرنشان می کند این است که معقول بودن باورهای نوئر حتی در صورت غیرمنطقی بودن، بدین معنا نیست که این باورها صادق یا مقبول هستند. معقول بودن این باورهای غیرمنطقی همان گونه که در ابتدای مقاله ذکر شد صرفا به معنای فهم پذیری آن هاست؛ یعنی می توان آن ها را درک کرد. از این نظر باورهای کاذب فراوانی وجود دارند که قابل فهم می باشند. اینکه باور کاذب فهم پذیر است مویّد به براهین قوی و مستحکمی است.(۱۴)

نکته دوّم مورد اشاره کیکس این است که منظور از فهم پذیری، فهم پذیری اشخاص عادّی به معنای متداول کلمه است، گرچه ممکن است با تقیّد به معیار خاصی از فهم پذیری، مانند اصل تحقیق پذیری، این باورهای نوئر غیرقابل فهم باشند، ولی فهم پذیری در قالب این اوضاع خاص، دارای معنای فنّی ای است که در اینجا منظور نیست.

۲۲. می توان فرض کرد که برهان کیکس در صدد نیست تا نشان دهد که باورهای نوئر غیرمنطقی است، بلکه در صدد است تا نشان دهد که آن ها منطق دیگری دارند و باورهایشان مطابق با آن منطق است، همان گونه که باورهای ما مطابق با منطق خودما است. پس با این فرض، باورهای نوئر هم منطقی اند و هم معقول. کیکس می گوید: این فرض در بعضی از وجوهش قابل قبول است، اما با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *