تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه شامل 77 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه :

پیش از ورود به بحث فایل پاورپوینت کامل موانع تولید علم در دانشگاه و ذکر آسیب ها و کاستی های دانشگاه، پرداختن به این موضوع بسیار مهم است که اگر قرار باشد، از بین نظام های موجود در هر جامعه ای، اعم از فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، جایگاهی برای دانشگاه تعیین کنیم. این جایگاه را باید به طور کلی در نظام فرهنگی جست و جو کرد، یعنی جایگاهی که از طریق نظام ارزشی، هنجاری و تولید دانش و اطلاعات، بر سایر نظام های موجود، نظارت و کنترل دارد. اگر در مجموع، ما کارکردهای نظام های دیگر را هم در نظر بگیریم، خواهیم دید که در نظام اجتماعی ما به دنبال انسجام و ثبات یک جامعه هستیم. در نظام اقتصادی نیز به دنبال انطباق با محیط اطراف هستیم، در نظام سیاسی به دنبال تحقق اهداف تعهدآور و یک نظام برای حفظ ارزش ها هستیم، پس کدام نهاد باید ظرفیت انطباق با محیط، اعم از فیزیکی و اجتماعی را افزایش دهد؟ قطعا هر عقل سلیمی می پذیرد که نهادی که باید قابلیت ها را افزایش دهد یا سامان بخش سازوکارها باشد؛ نهادی که اهداف سیاسی و استراتژی نظام سیاسی را تعیین می کند؛ یا الگوی ثبات اجتماعی را تأمین می کند؛ به طور حتم در کشورهای دیگر دانشگاه در کشور ما در کل نهادهای فکرساز جامعه، یعنی حوزه و دانشگاه این وظیفه را به عهده دارند.
چنان که اشاره شد، وضع مطلوب این است که دانشگاه، با دیگر نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تعامل و ارتباط لازم را داشته باشد تا بتواند دانش تولید کند، و تولیدش متناسب با نیازهای جامعه و منطبق با ساختار شغلی و نیازهای آن باشد، پس یکی از مشکلات، این است که این انطباق وجود ندارد؛ یعنی ساختار شغلی و اجتماعی ما همواره نیازمند است؛ آموزش عالی ما نیز راه خود را می رود. فارغ التحصیل ما پاسخ گوی ساختار شغلی کشور نیست و از طرفی ما بیش از حد هم فارغ التحصیل داریم؛ فارغ التحصیلانی که تناسبی با ساختار شغلی جامعه ما ندارند و در دانشگاه نیز این زمینه فراهم نشده است تا بتواند شغل و نوآوری تولید بکند یا حتی کیفیت شغلی موجود را ارتقا بدهد. به هر حال، فهرست وار به عنوان جمع بندی، موانع موجود و مرتبط با دانشگاه ها به شرح ذیل می باشد:
۱ – دانشگاه ما بیش از آنکه تولید کننده دانش باشد، مصرف کننده است و اگر نوآوری و خلاقیتی نیز دیده می شود، بیشتر نوآوری اشاعه ای است؛ نه تولیدی. حتی این امر در برنامه ریزی های کلان کشوری نیز مشاهده می شود که دانشگاه را به چشم یک واحد مصرفی می بینند.
۲ – دانشگاه با زمینه های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ایران بیگانه است؛ به ویژه در حیطه علوم انسانی.
۳ – انسجامی در مجامع پژوهشی و فرهنگی داخل کشور وجود ندارد و عدم این انسجام موجب شده است:
الف. هر دانشگاه و محل فرهنگی ساز خود را بزند.
ب. دانشگاه ها از دست آوردهای یکدیگر بی خبر هستند.
ج. در بسیاری از موارد کارهای موازی و بی حاصل صورت می گیرد.
د. از تجربیات هم دیگر بهره نمی گیرند.
۴ – دانشگاه به طور عمده نگاه پیش زمینه ای و سخت افزارانه به علم دارد و از ابعاد پس زمینه ای و نرم افزاری آن غافل است؛ در صورتی که باید به شرایط فرهنگی، ارزشی، اقتصادی و محیطی که علم در آن می بالد، توجه ویژه ای داشت.
۵ – عدم انطباق بین دانش نظری و دانش عملی. دانش عملی، دانش مربوط به زیست جهان و روزمره شماست؛ دانشی که با آن خو گرفته اید، و هیچ وقت آن را به طور رسمی نیاموخته اید و نسل در نسل به شما منتقل شده است. نمی توان دانش نظری را بی ارتباط با دانش عملی رشد داد. زندگی طبیعی افراد را باید با دانش نظری درگیر کرد. در فرهنگ عمومی ما چنین پیشینه ای وجود ندارد.
۶ – دانشگاه در نگاه کلان به ساختار خود تعریف نمی شود؛ دانشگاه باید اهداف و جهت ها را تعیین کند، اما آیا دانشگاهیان و اقشار و لایه های تعیین کننده فرهنگی ما این کار را کرده اند؟ آیا اهداف بلند مدت نظام سیاسی، و استراتژی آن معلوم است؟ ما می دانیم در بیست سال آینده به لحاظ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، کجا خواهیم رفت؟ نوعی روزمرگی مفرط بر جامعه ما حکمفرماست و مسئولیت اساسی این روزمرگی نیز در وهله اول متوجه دانشگاه است و مجموعه نهادهای فرهنگی کشور است. بخشی از این روزمرگی از بیرون تحمیل می شود. اما اینجا دانشگاه است. دانشگاه در نگاه کلان به ساختار خود تعریف نمی شود، بلکه به عاملیت آن تعریف می شود؛ یعنی دانشگاه باید با تربیت انسان های خلّاق، بسیاری از ساخت های درونی و تهدید کننده بیرونی، بی حاصل و مانع را بشکند، اما نه تنها نمی شکند، بلکه خود درتشکیل و بروز این ساختارها ایفای نقش می کند.
۷ – دانشگاه های ما با ساختار شغلی ما سازگاری ندارند و حتی انطباقی هم با ساختار شغلی موجود ندارند، بلکه توان افزایش قابلیت های شغلی جامعه را در اختیار ندارند. چرا فارغ التحصیلان دانشگاه های ما، به ویژه در علوم غیر انسانی، کمتر به درد جامعه می خورند؟ چون بی ارتباط با جامعه، شرایط زیست محیطی و قابلیت فیزیکی آموزش دیده اند. اگر این ارتباط ملحوظ بود، ما امروزه شاهد ارتباط سیستماتیک بین نظام آموزشی، ساختار شغلی و نیازهای جامعه بودیم و این ارتباط، همانند سکوی پرشی بود که می توانست ما را به قله های بلندتر علمی ببرد. تا وقتی دانشگاهها به نحوی عمل کنند که دانشجو فقط به فکر گرفتن نمره باشد، صنایع ما مونتاژ و در علوم نظری نیز مقالات و نوشته های ما، حتی پایان نامه های تحصیلی ما، ترجمه های مقالات برگرفته از اینترنت خواهد بود که هیچ نیازی از جامعه ما را برآورده نخواهد کرد.
۸ – دانشگاه ها آزادی عمل ندارند. از ابزارها و مکانیزم های نرم افزاری دیگر رشد علم، می توان به استقلال و آزادی عمل دانشگاهیان و پرهیز از فرم گرایی، توجه به محتواگرایی، ایجاد رقابت بین آنها، و حتی شرکت دادن نخبگان دانشگاهی در تصمیم گیری های کلیدی دانشگاه و جامعه اعطای جایگاه مناسب به آنها در سلسله مراتب اقتصادی اجتماعی و برانگیختن احساس تعلق ملی و فرهنگی آنها اشاره کرد. اگر دانشگاه آزادی عمل داشته باشد، خود دانشجو می گیرد. وقتی این کار انجام شد، رقابتی که باید بین دانشگاه ها باشد، به وجود می آید و برای استاد و دانشجو در تولید علم انگیزه ایجاد می کند.
۹ – در دانشگاه، استاد از نظر نظام رتبه بندی اجتماعی به خصوص سلسله مراتب اقتصادی جامعه، جایگاه مطلوبی ندارد. اگر برای دانشگاه جایگاه کلیدی تعریف می شود، پس چرا وضع اقتصادی استادان، از جایگاه مطلوب برخوردار نیست. استاد برای اینکه بتواند مخارج خود را تأمین کند، مجبور به اضافه تدریس می شود یا دائما از یک دانشگاه به دانشگاه دیگر یا از این موسسه به آن پژوهشکده و پژوهشگاه برای جبران درآمد خود در حرکت است. آیا دیگر فرصتی برای تربیت دانشجو و تحقیق و نوآوری می یابد؟
۱۰- ابراز نظر در مورد مسائل پژوهشی دانشگاهی توسط افراد غیر کارشناس؛ همیشه دانشگاهها و مراکز پژوهشی ما از این مسئله رنج برده اند که افرادی برای آنها قانون، بند و تبصره می نویسند که به طور کلی نسبت به کارهای علمی و پژوهشی بیگانه و بی اطلاع هستند و حتی این افراد غیر کارشناس و بی تخصص، پا را فراتر گذاشته و در موارد و موضوعات پژوهشی نیز نظر می دهند و به دلیل پستی هم که تصاحب کرده اند، حرفشان بیشتر خریدار دارد. این چرخه که باید وزیر، رؤسای دانشگاه ها را انتخاب کند و رئیس دانشگاه نیز رؤسای دانشکده و معاونان خود را انتخاب نمایند و آنها هم به همان ترتیب، معاونین خود را، در نهایت اعضای هیئت علمی نیز هیچ کاره باشند، کاملاً برای ما جا افتاده است. در این روش، عضو هیأت علمی هیچ نقشی برای اداره دانشگاه ایفا نمی کند. و بدین ترتیب این عضو هیأت علمی که در یافته رسالتش از او سلب شده است، مانند عنصری بی تفاوت در جلسات علمی شرکت می کند تا فقط زمان کاری خود را پر کند.
۱۱- عیار شناخت دانش ما توسط خارج تعیین می شود؛ اخیراً و با نهایت تأسف، شاهد آن هستیم که به ویژه در حیطه علوم انسانی، به تدریج معیار تشخیص علم از داخل به خارج می رود. در دانشگاه قانون تصویت می کنند که به شرطی استادیار به دانشیار ارتقا می یابد که مقاله ای در نشریات خارجی چاپ کند. و حتی آنقدر این موضوع بالا گرفته که به تبع، دانشگاه ها، مؤسسات و دیگر مراکز پژوهشی هم از اعضای هیأت علمی خود تقاضا دارند که برای ادامه همکاری با آن مرکز، باید در سال یک مقاله در مجلات دارای تاییدیه (ISI) داشته باشند. مسلم است که جامعه به این شکل رشد نمی کند، چون آنان حساسیت ها و دغدغه های خود را دارند و اگر ما بخواهیم مقاله ما را چاپ کنند، باید به دغدغه های آنان بپردازیم، ولی ما باید مشکلات خود را مد نظر قرار دهیم. مگر غرب وقتی می خواهد توسعه علمی بیابد به این معیارهای خارجی تن می دهد؟ خودش هست و نیازهای خودش و یک نظام تعریف شده و پاسخ گو به نیازهای خود. هم در داخل کشور باید به نیازهای خود پاسخ گو باشیم.
البته به طور کلی نباید، این کار را نفی کرد ولی اینکه این تنها ملاک برای ارتقای پایه باشد، جای بحث دارد؛ مثلاً در مطالعه و ارزیابی مقالات مندرج در مجلات علمی پژوهشی، بسیاری از مقالات به صرف اینکه به فلان فرد مربوط است، به چاپ می رسد و هیچ ارزش علمی ندارد و به عکس بسیاری از مقالات که در مجلات غیر علمی پژوهشی به چاپ رسیده اند، دارای ارزش علمی خوبی هستند. از آن جالب تر اینکه در بسیاری اوقات، این مجلات هستند که امتیاز می گیرند، نه مقاله؛ یعنی برای مثال چون در مجله علمی پژوهشی است، ۵ امتیاز دارد و دیگر کاری با محتوای مقاله ندارند؛ برای نمونه بعضی استادان برای اینکه ممکن است مجله دیر چاپ شود، تاییدیه ای برای دانشگاه می گیرند که قرار است مقاله من چاپ شود تا امتیاز از دست نرود، به همین دلیل اگر در مقالات پای محتوا بیشتر به میان آید، دانشگاه ها تلاش بیشتری خواهند کرد.
۱۲ هماهنگی لازم بین فرهنگ، تمدن و اهداف دانشگاه تبیین نشده است. در حالت مطلوب، دستیابی به نظریه مناسب در خصوص آموزش عالی، نمی تواند بدون در نظر گرفتن نهاد آموزشی باپیشینه تاریخی و پشتوانه فرهنگی و اجتماعی و اسلامی باشد، در حقیقت در اینجا توجه به پیشینه تاریخی، فرهنگی و بومی شدن علوم جدید و هماهنگی با نیازهای ما منظور است؛ یعنی علم باید به مسائل زیست محیطی، تاریخی و جغرافیایی محیطی خود نیز بپردازد.
بر این اساس، سازمان ها و نهادهای علمی، در صورتی هماهنگی لازم بین تمدن و علم را به وجود می آورند: اولاً به موضوعات پیرامونی خود بی توجه نباشند.
ثانیا در پرداختن به موضوعات مختلف، اولویت ها را بر اساس مسائل و نیازهای گوناگون رعایت کنند. مَثَل کسی که به موضوعات غیر فرهنگی، تمدنی و بومی خود می پردازد، همانند کسی است که درس کشتن یک موجود افسانه ای را آموخته، چون در محیط پیرامون خود، آن موجود را نمی یابد تا از دانش خود بهره بگیرد، پس بی کار می ماند و چاره را در این می بیند که برای امرار معاش، یک واحد آموزشی تأسیس کند و به آموزش چیزی بپردازد که خود نیافته است و وقتی که دانشجویان از او سؤال می کنند که چه کنیم تا بی کار نباشیم، به آنها پیشنهاد می کند که مؤسسه تأسیس کنید و همین علم را به دیگران بیاموزید.
به هر روی، ما امروزه با بسیاری از مباحثی روبرو هستیم که گرچه مدت های زیادی از وقت و فکر دانشگاهیان را به خود مشغول کرده است، ولی متأسفانه علمی است که هیچ دردی از جامعه فعلی ما را دوا نمی کند، بلکه بعضی اوقات، مشکل آفرین نیز می شود. جلسات بسیاری با هزینه های زیاد، صرف موضوعاتی می شود که دانستن و ندانستن آنها برای ما فرقی نمی کند.
اگر در سال های پیش از انقلاب، هر از گاه اندیشه ای نو از اروپایی ها به گوش ما می رسید، امروز صبح تا شب، مجبوریم حرف های آنها را بشنویم، نقد کنیم و توضیح بدهیم که منظور ما و آنها چیست و… و یا بهتر است بگویم انتقال اندیشه غربی به سمت ما و ورود افکار آن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *