توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل موضع امام صادق (ع) در برابر نهضتهای علوی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام صادق (ع) در برابر نهضتهای علوی شامل 46 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام صادق (ع) در برابر نهضتهای علوی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام صادق (ع) در برابر نهضتهای علوی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل موضع امام صادق (ع) در برابر نهضتهای علوی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موضع امام صادق (ع) در برابر نهضتهای علوی :
عباسیان چون بـه خـلافت دسـت یافتند،مانند بنی امیه دست به جنایتهای هولناکی زدند،خویشاوندی نزدیک خود را با علویان فـراموش کردند و با آنان به دشمنی برخاستند و چون به موقعیت و محبوبیت آنان در میان مـسلمانان واقف بودند،در همه جا بـه تـعقیب آنان پرداختند و مظالمی را مانند بنی امیه بر آنان روا داشتند، یکی از شعرای علوی می گوید: [و اللّه ما فعلت امیه فیهم معشار ما فعلت بنو العباس [۱] به خدا سوگند که بنی امیه یک دهم سـتمی را که بنی عباس (به علویان)کردند هرگز روا نداشتند.] به راستی اشعاری که شعرای آن زمان،سروده اند،آئینهء گویائی از احساس جانکاه غبن و یأس و شگست و سرخوردگی آن نسل انقلابی است یکی از شعرای آن زمان به نـام«ابـو عطاء افلح بن یسار الندی»متوفای سال ۱۸۰ هجری که عصر امویان و عباسیان را درک کرده در مقایسه این دو عصر،آرزو می کند که:
[یا لیت جور بنی مروان دام لنا و لیت عدل بنی عباس فی النـار[۲] ای کـاش ظلم بنی مروان بر ما همچنان ادامه داشت و ای کاش عدل بنی عباس در آتش می سوخت.]
آری بنی عباس بعد از رسیدن به قدرت، تمام عهدها و قولهای خود را نسبت به همکاری با عـلویان و آزادیـخواهان فراموش کردند و با شکلی خطرناک تر و عوام فریبانه تر از بنی امیه به زمامداری پرداختند. این بود علویان و دیگر انقلابیون،شمشیری را که به روی بنی امیه کشیده بودند،کنار نگذاشتند و بر ضد عباسیان غـاصب و جـنایتکار بـه مبارزه پرداختند و قیامهای خونین،بـار دیـگر تـجدید شد و فریاد (یا منصورُ أَمِت) کاخ نشینان تازه به قدرت رسیده را به وحشت انداخت.و هنوز یک سال از خلافت عباسیان نگذشته بود کـه در بـخارا مـردی شیعی مذهب به نام «شریک بن شیخ المـهری»عـلیه عباسیان قیام کرد و ۳۰ هزار تن از روستائیان و پیشه وران حومه بخارا را به گرد خود آورد:ابو مسلم به طرفداری از عباسیان نهضت مـردم بـپا خـاسته بخارا را سرکوب کرد.[۳]
قیام نفس زکیه
منصور پس از به قدرت رسـیدن،بد رفتاری را اول از سادات حسنی شروع کرد،مشایخ آنها را از قبیل عبد اللّه محض بن حسن بن حسن بن علی بـن ابـیطالب(ع)[۴]کـه شیخ طالبیین در عصر خود بود و فرزندان و برادران و پسران برادران وی را که هـمگی از سـادات حسنی بودند،گرفته نزد خود زندانی کرد،تا آنکه همگی در زندان جان سپردند.
در تاریخ فخری مـی نویسد:نـقل کـرده اند که روزی حاجب منصور بیرون آمده گفت: هرکس از فرزندان حسین(ع) بر در قـصر حـاضر اسـت داخل شود، در این وقت مشایخ حسینیان داخل شدند،سپس حاجب بیرون آمده گفت. هـرکس از فـرزندان حـسن (ع) اکنون بر در قصر حاضر است داخل شود، مشایخ حسنیان نیز داخل شدند،لیکن حـاجب مـذکور ایشان را در مقصوره ای فرود آورد،و چند آهنگر را از در دیگر داخل کرد، و حسنیان را در غل وزنجیر افکنده به عـراق فـرستاد و در آنـجا زندانی کرد تا جملگی در زندان وی در کوفه درگذشتند..
ابن طقطقی می گوید: «از وقایع عجیبی کـه در ایـن مورد اتفاق افتاد این بود که مردی از فرزندان حسن(ع) آمده نزد منصور ایـستاد، مـنصور بـدو گفت: برای چه اینجا آمده ای آن مرد گفت: آمدم تا مرا نزد خویشانم حبس کنی زیـرا مـن پس از ایشان طالب زندگی نیستم، منصور نیز وی را نزد آنها به زندان افکند ایـن مـرد عـلی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب (ع) بود.
شخصی دیگر از سادات حـسنی کـه مـحمد بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب (ع)نامیده مـیشد،رویـی زیبا داشت چندان که به سبب حسن و جمالش وی را «دیباج الأصفر»دیبای زرد،می خواندند،منصور وی را احضار کرد و بـدو گـفت: دیباج الاصفر توئی؟ وی گفت: مردم چنین می گویند، منصور گفت: تو را نوعی بکشم کـه تـاکنون کسی را نکشته ام،سپس فرمان داد او را زنده واداشته سـتونی روی او بـنا نهادند تا آنکه در میان آن جان سپرد ».
سـپس مـؤلف تاریخ فخری علت بدرفتاری منصور را با فرزندان حسن(ع) چنین توضیح می دهد: «بـنی هـاشم از طالبیان و عباسیان جملگی در زمان بـنی امـیه گرد هـم آمـده دربـاره چگونگی حال خود،و ستم و فشاری کـه هـمواره بر ایشان وارد می آمد و هم در پیرامون امر بنی امیه و اضطراب دولت آنان و توجه مـردم بـه بنی هاشم، و میل و رغبت ایشان بر ایـنکه بنی هاشم دعوت خـویش را آغـاز کنند، سپس گفتند: ما نـاچار بـاید رئیس برای خود تعیین کرده به وی بیعت کنیم و سپس متفقاً بر آن شـدند کـه با نفس زکیه محمد بـن عـبد اللّه بـن حسن بن حـسن بـن علی بن ابیطالب (ع)بـیعت کـنند این محمد از حیث فضل و شرف و علم از سادات و رجال بنی هاشم به شمار می آمد در آن مـجلس اعـیان بنی هاشم از علوی و عباسی همگی حـضور داشـتند و از اعیان طـالبیین نـیز جـعفر بن محمد الصادق(ع)و عـبد اللّه بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب و دو فرزندش محمد زکیه، و ابراهیم قتیل باخمری و از اعـیان عـباسیین سفاح و منصور و سایر بنی عباس حـاضر بـودند و هـمگی در بـیعت بـا نفس زکیّه اتـفاق نـمودند جز امام جعفر بن محمد الصادق (ع)که به پدر نفس زکیه یعنی عبد اللّه محض گفت:فرزند تـو بـه خـلافت نخواهد رسید و هرگز کسی جز صاحب قـبای زرد،یـعنی مـنصور کـه در آن مـجلس قـبای زردی بر تن داشت،بر خلافت دست نخواهد یافت.
منصور گوید: من از همان ساعت عمال و کارگزاران خویش را نزد خود تعیین کردم. ولی سرانجام گروه مذکور درباره نـفس زکیه متفق شده با وی بیعت کردند. سپس روزگار، کار خود را کرد و سلطنت به بنی عباس منتقل شد و از سفاح به منصور رسید و منصور همّی جز این نداشت که نفس زکیه را پیـدا کـرده او را بکشد و یا خلع کند و چیزی که منصور را بدین امر برمی انگیخت همانا علاقه شدید مردم به نفس زکیه و اعتقادشان به فضل و شرف و ریاست او بود. از اینرو منصور نفس زکیه را از پدرش عبد اللّه مـحض کـه از رجال و سادات بنی هاشم بود طلبید و او را واداشت که دو فرزندش محمد نفس زکیه و ابراهیم را نزد وی حاضر سازد، عبد اللّه در پاسخ منصور گفت: من از ایشان هـیچگونه خـبری ندارم زیرا آن دو نفر از ترس مـنصور پنـهان شده بودند و چون گفتگوی منصور با عبد اللّه به طول انجامید، عبد الله بدو گفت: آخر چه قدر سخن را طولانی می کنی؟ به خدا سوگند اگر ایشان در زیر قـدم های مـن باشند من قدم از روی آنـها بـرنمی دارم سبحان اللّه! من فرزند خود را نزد تو بیاورم که تو او را بکشی! منصور نیز عبد اللّه و سایر خاندان او و فرزندش حسن(ع) را گرفت و چنان که شرحش گذشت با ایشان رفتار کرد».[۵]
سپس ابن طقطقی جریان قـیام نـفس زکیه را چنین شرح می دهد: «وی در آغاز کار شایع کرده بود که مهدی موعود است. پدرش نیز این مطلب را همواره در نفوس گروهی از مردم پایدار می ساخت، زیرا از پیامبر(ص) روایت می شد که فرموده بود: «اگـر از دنـیا جز یـک روز باقی نماند خدا آن روز را چندان طولانی خواهد کرد تا مهدی و قائم ما که نامش مانند نام من و نـام پدرش مانند نام پدر من است، ظهور کند.» و اما امامیه این روایت را بـدون جـمله: نـام پدرش مانند نام پدر من است نقل می کنند بدین سبب عبد اللّه محض دربارهء فرزندش محمد به مردم می گفت: ایـن هـمان مهدی است که بشارت او داده شده،این همان محمد بن عبد اللّ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل ورزش قهرمانی در نظام جمهوری اسلامی با تأکید بر اندیشه آیت الله خامنه ای (مدّظله العالی)
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.