تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میزگرد جایگاه عقل در دین :

با حضور حجه الاسلام والمسلمین محسن غرویان و دکتر محمد فنائی اشکوری

معرفت: عقل در دین چه جایگاهی و چه مراتبی دارد و ما تا کجا می توانیم عقلمان را در آموزه های دینی ملاک قرار دهیم؟

حجت الاسلام غرویان: این بحث گسترده است و می توان از ابعاد و زوایای متعددی به آن وارد شد. ما معتقدیم: خداوند متعال، که دین را برای هدایت بشر فرستاده، خودش خالق عقل است؛ عقل مخلوقی از مخلوقات خدا و یکی از پدیده های این عالم است. خداوند خالق العقل است و همین خداوند مبدأ تشریع هم هست؛ یعنی مبدأ شرع و مشروع اوست. شریعت و دین را خداوند قرار داده است. از این مقدمه، نتیجه می گیریم که عقل و دین به یک جا منتهی می شوند؛ از یک مبدأ سرچشمه می گیرند. بنابراین، اصلاً نمی توانیم بین عقل و دین در عالم واقع تباینی قایل شویم. اصولیان این بحث را مطرح کرده اند و می گویند: خداوند رئیس عقلاست، بلکه خالق عقل و عقلاست و چون خداوند خالق عقل است و خالق عقلا و رئیس عقلاست، دینی هم که برای هدایت بشر فرو می فرستد، در قالب مطالب وحیانی آن، نمی تواند با عقل ناهماهنگ باشد، و گرنه مستلزم این است که در علم خداوندی تناقض باشد. بنابراین، از نظر ما، عقل هیچ گونه تباین و تضادی با محتوای وحی ندارد.

معرفت: عقل بشری امروز چه جایگاهی در دین دارد و تا چه حد می تواند در امور دینی و مربوط به شریعت دخالت کند؟

دکتر فنائی اشکوری: منظور از عقل تقریبا مشخص است، یک تعریف فنی خاصی ندارد؛ عقل یا فاهمه بشری قوّه فهمی است که در بشر هست و با آن قوه می تواند از روش های متعارف و عادی معرفتی پیدا کند. منظورمان از دین هم مجموعه تعالیمی است که خداوند برای رستگاری بشر از طریق انبیاء علیهم السلام ارسال کرده است. حالا بین عقل و دین چه نسبتی است؟ یعنی بین این قوّه فاهمه بشری و دین، که برای رستگاری بشر آمده، چه نسبتی هست؟ این توانایی آدمی چه جایگاهی در دین الهی دارد؟

در این باره شبهات و بحث های زیادی وجود دارد. مهم ترین شبهه، که در حقیقت، انگیزه طرح این مباحث است، توهّم ناسازگاری بین این دو می باشد؛ گاهی چنین تصور می شود که بین حقایقی که عقل به آن ها می رسد و تعالیم دینی ناسازگاری هست. اعتقاد به این ناسازگاری موجب سرخوردگی بسیاری مردم از دین شده است، یا کسانی که دل بستگی به دین داشته اند، این ناسازگاری را به رسمیت شناخته و ادعا کرده اند راه دین از راه عقل جداست و اصلاً لزومی ندارد دین با عقل سازگار باشد، ولی آنچه مقتضای خود عقل است و هر انسان سلیم العقلی درک می کند، این است که از این قوّه عقلانی خودمان نمی توانیم فرار کنیم و پا از آن فراتر بگذاریم. آن که می گوید عقل با دین در تعارض است، عقل را به کار می گیرد، و حتی کسی که می گوید حوزه این دو جداست و نباید عقل را در دین دخالت داد، این عقل اوست که به این نتیجه رسیده است؛ یعنی هر حرفی بزنیم، داور نهایی و قطعی در آن، همان عقل است؛ چه حکم به سازگاری بکنیم و چه حکم به ناسازگاری بکنیم، چه بخواهیم یکی را بگیریم و دیگری را کنار بگذاریم، چه بخواهیم هر دو را با هم داشته باشیم. تصمیم گیرنده نهایی همان عقل است و بنابراین، نمی توان عقل را از حوزه دین یا حتی معرفت شهودی و عرفان خارج کرد. حتی کسی که می گوید عقل در عرفان و شهود راه ندارد، این یک داوری عقلی است؛ یعنی خود عقل است که می گوید شهودات عرفا با نتایج حاصل از منطق یا تفکر نظری بشر دو حوزه را تشکیل می دهند و یکی در دیگری راه ندارد، ولی خود این داور که از بالا نظاره می کند عقل است. بنابراین، همیشه عقل در مرتبه ای قرار گرفته که قضاوت می کند و نظر می دهد، و گریزی از عقل نیست.

براساس این مقدّمات، عقل با دین نسبت دارد، پیوند دارد، جایگاه غیرقابل انکاری دارد. اما این که این نسبت چه چیزی است، راه متعارف ما انسان های معمولی برای رسیدن به دین عقل است؛ صرف نظر از معدود افرادی که از راه مکاشفه و شهود یا انبیای الهی که خودشان با وحی ارتباط مستقیم دارند، عموم بشر تماسشان با دیانت از طریق عبور از مجرای عقل است. به عبارت رایج در فرهنگ دینی ما، اصول دین را باید با روش عقلی اثبات کرد. به هر حال، این چیزی است که دست کم در اسلام بر آن تأکید هست که راه متعارف پذیرش مبانی اعتقادات دینی راه عقل است.

معرفت: رابطه منطقی بین عقل و دین چیست؟

حجت الاسلام غرویان: مراد این است که آیا هر حکم دینی و آنچه در دین آمده در عقل هم هست و عقل هم به آن حکم می کند و بالعکس، هر چیزی عقل به آن حکم می کند، دین هم دقیقا در مورد آن حکم دارد و یا نه این چنین نیست؟ اگر رابطه این طور باشد، رابطه تساوی است و اگر احکام عقلی صد تا باشد، ولی احکام دینی هزار تا باشد، در این صورت، می گوییم: دین اعم مطلق است و عقل اخص مطلق. این رابطه منطقی رابطه عموم و خصوص مطلق است و بر عکس، اگر احکام عقل هزار تا باشد و احکام دین صدتا، عقل اعم مطلق می شود و دین اخص مطلق. و اگر مثلاً عقل ۵۰۰ حکم دارد و دین هم ۵۰۰ حکم، از این ۵۰۰ تا ۲۵۰ تا مشترک است و ۲۵۰ تا خاص دین و ۲۵۰ خاص عقل، این رابطه عموم و خصوص من وجه است. اگر هم به فرض، هیچ حکمی در عقل وجود ندارد و هیچ حکمی در دین وجود ندارد، این رابطه می شود تباین منطقی. گاهی مرادمان از عقل و دین، احکام عقل و دین بالفعل است؛ یعنی آنچه بالفعل در دین و در عقل داریم. اما گاهی مرادمان بالقوّه است؛ یعنی توانایی در عقل یا توانایی دین را در آینده در نظر می گیریم. اگر بالفعل در نظر بگیریم، آنچه ما در احکام عقلی در نظر داریم و امروز به نام «احکام دینی» شناخته می شود، رابطه اش عموم و خصوص من وجه است؛ یعنی بعضی احکام در عقل وجود دارند که آن ها را حکم دینی و گزاره دینی نمی دانیم؛ مثلاً، احکامی که در ریاضیات و هندسه هستند و بالعکس، احکامی که در دین داریم، این ها را گزاره دینی صرف می دانیم و نام آن ها را «گزاره عقلی» نمی گذاریم؛ مثلاً، «نماز صبح دو رکعت است» یا «نماز مغرب سه رکعت است» یک گزاره دینی است و عقل در این خصوص حکم صریح و بالفعلی ندارد. این گزاره را «گزاره دینی» می گویند، عقل و فلسفه بر آن ها حکم نمی کند. ولی بسیاری از گزاره ها هم دینی اند و هم عقلی، مثل وجود خداوند؛ هم دین به ما می گوید که خدا مبدأ هستی است و هم عقل. این، هم گزاره دینی است و هم گزاره عقلی، و به این اعتبار رابطه اش عموم و خصوص من وجه است. اما یک نکته هست: «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرعُ حکم به العقل.» بر این اساس، رابطه این دو تساوی است. تفسیر این رابطه آن است که هر حکمی در شرع آمده، مخالف با عقل نیست و هرچه عقل حکم کند نمی تواند مخالف با شرع باشد. این رابطه عدم مخالفت را بیان می کند. وقتی در جایی می گوییم شرع حکم کرده است، عقل هم در آن مورد حکم دارد. اما وقتی می گوییم عقل حکم نکرده است، شرع هم هیچ حکمی ندارد؛ یعنی نمی توانیم موردی را پیدا کنیم که شرع حکمی داشته باشد و با عقل سلیم مخالف باشد، و نمی توانیم حکمی داشته باشیم که عقل ناب و سلیم به آن حکم بکند و شرع با آن مخالفت ورزد. آنچه در عقل هست، مخالفی در شرع ندارد و آنچه در شرع هست، در عقل مخالفی ندارد.

معرفت: ممکن است بعضی از گزاره ها صرفا عقلی باشند و شرع حکمی در آن ها نداشته باشد و به عکس، گزاره هایی صرفا دینی باشند و عقل در آن حکمی نداشته باشد. مسائل دینی ما بدون فلسفه نیست؛ مثل دو رکعت بودن نماز صبح، آیا نباید همه مسائل دینی فلسفه ای داشته باشند؟

حجت الاسلام غرویان: در عالم ثبوت، عالم واقع یا به تعبیری، در لوح محفوظ الهی، علم الهی، هر حکمی یک علتی دارد، مصلحتی دارد. چون کارهای خداوند حکیمانه است، عقل دنبال می کند که آن علت و مصلحت را کشف کند. ولی آیا عقل توانسته است همه این علل شرایع را کشف کند؟ شواهد و قراین نشان می دهند که عقل ما درصدد این کار هست، ولی به حدّ نهایی آن نرسیده است، ولی دلیلی بر خلاف هم ندارد؛ یعنی تا حدی می فهمد که خلاف نیست و بنابراین، درست است که احکام الهی، اوامر و نواهی الهی، همه تابع مصالح واقع و نفس الامری است که حکمت هایی در عالم واقع دارد. بحث بر سر این است که ما چه قدر با عقلمان می توانیم به آن ها برسیم. دوست داریم و تلاش می کنیم که فلسفه احکام را بفهمیم، اما به همه اش نرسیده ایم؛ باید تلاش کنیم و هیچ منعی وجود ندارد که ما تلاش کنیم و در پی علل و فلسفه احکام بر بیاییم.

معرفت: آیا این نقص از عقل ماست که ظرفیت بیش از این ندارد؟

حجت الاسلام غرویان: اسمش را «نقص» یا «ظرفیت محدود» بگذاریم، هر دو یکی است؛ یعنی ما توانایی ادراکمان در حدی نیست که به همه فلسفه ای که خداوند مدّنظر داشته است، برسیم، ولی تلاش می کنیم به آن نزدیک شویم.

دکتر فنائی اشکوری: اگر سؤال را تفکیک کنیم، جواب روشن تر می شود. یک سؤال این است که وقتی می گوییم آیا دین عقلانی است، آیا مرادمان این است که عقل می تواند به تمام تعالیم دینی برسد؛ جواب منفی است. اگر قرار بود عقل بتواند به تمام تعالیم دینی برسد، لزومی برای دین نبود؛ عقل بشر کافی بود. اما عقل بشر ما را بی نیاز از آن تعالیم نمی کند. بسیاری از حقایق و تعالیم هست که برای رستگاری به آن ها احتیاج داریم و عقل ما در اختیارمان قرار نمی دهد. خداوند از باب لطف، شرایع را به عنوان متمّم عقل فرستاده است. عقل حجتی است، وحی و نبی خدا هم یک حجتی است. بسیاری از معارفی که عقل می گوید، در شرع نیز هست و بالعکس؛ یعنی معارفی داریم که با پای عقل می توان به آن ها رسید و شرع نیز آن را تأیید می کند. همچنین عقل درمی یابد که حقایقی از طرف خداوند تشریع شده است، هرچند خودش نتواند به آن ها برسد.

معنای دیگر عقلانی بودن دین این نیست که عقل می تواند همه معارف دینی را خودش کشف کند، ولی ما در عین حال می گوییم که دین عقلانی است یا با عقل ناسازگار نیست؛ منظور این است که هیچ آموزه ای در دین نیست که در تناقض صریح با عقل باشد؛ پس دین الهی و راستین یعنی شریعت آسمانی که پیامبران علیهم السلام آورده اند اصولش با عقل اثبات می شوند. عقل به عنوان ابزاری در فهم دین به کار می رود؛ یعنی حتی آن جا که عقل ما خودش مستقلاً نمی تواند آن ها را کشف کند، به عنوان یک ابزار و قوّه ای برای فهم دین به کار می رود. ما بدون عقل نمی توانیم دین را بفهمیم. عقل در حقیقت، کلید فهم دین است. نکته دیگر این که دین عقلانی است یعنی حاوی تناقض نیست؛ یعنی همه اجزای دین باید با هم سازگار باشند. به این معنا، دین معقول است، اجزایش باهم سازگارند، اصولش مبتنی بر عقل انسانی هستند.

معرفت: خداوند خالق عقل و دین است. چه ضرورتی داشته که دین را کامل بیافریند، ولی عقل دارای نقصان باشد؟ آیا این نقصان سبب شده که برخی انسان هایی که دارای عقل هستند، این دین را نپذیرند؟

حجت الاسلام غرویان: به فرمایش برخی از بزرگان، اصلاً تفکیک بین عقل و دین درست نیست. بحث «جایگاه عقل در دین» داریم، نه بحث دین و عقل و تفکیک بین این دو. اصلاً عقل بیرون از دین نیست؛ این یک اشتباه است که در بعضی در نوشته ها دیده می شود؛ می گویند: رابطه عقل و دین چگونه است، آیا دین با عقل تعارض دارد یا نه؟ اصلاً چه کسی گفته است که ما عقل را از دین بیرون بکشیم؟ عقل به عنوان یک قوّه ادراکی، خودش منبعی است، ابزاری است برای تشخیص و درک بسیاری معارف دینی. بنابراین، چرا عقل را از حوزه دین بیرون بکشیم و بحث کنیم که آیا بین این ها تعارض است یا نه؟ اصلاً چنین نیست. بحث مستقلات عقلیه در فقه و اصول به عنوان منبعی مطرح می شود. ما حکم شرعی خودمان را از راه عقل به دست می آوریم و برخی از اصولیان بزرگ مثل مرحوم کمپانی و شاگردان ایشان مثل مظفّر قایلند به این که در بحث مستقلات عقلیه، اصلاً حکمی که عقل می کند، حجت شرعی است؛ حکم شرعی است البته با مقدّمات و شرایطی که دارد مثل این است که از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام می شنویم؛ ما به وسیله آن می توانیم در برابر خدا احتجاج کنیم. جایگاه این قدر بالاست. در غیر مستقلات عقلیه، با مقدّمه ای عقلی و مقدمه ای که از شرع گرفته می شود، حکمی به دست می آید که آن هم حجیت شرعی دارد. پس باید به این نکته توجه کنیم و عقل را از حوزه دین بیرون نبریم. همان گونه که گفتند، در اصول اعتقادات، که آغاز دین داری و آغاز معرفت دینی است، از عقل استفاده می کنیم. در فروع هم از عقل استفاده می کنیم. در فقه، جهان بینی، فلسفه، بحث مبدأ و معاد و نبوت عامّه و ضرورت وحی و بعثت، همه از احکام عقلی استفاده می کنیم. اصلاً توجه به دین، گرایش به دین و وحی آغازش از درون خود ماست.

فرض کنید بشری از صفر می خواهد ادراک خود را آغاز کند. از کدام منبع و از کجا سرمایه خود را به دست می آورد و می فهمد که در عالم خدایی هست، دینی هست، یا باید باشد. شروعش از عقل خودش است. پس باید به یک معنا بگوییم: عقل بر شرع رتبتا تقدّم دارد. برای چه؟ برای این که ما اصل ضرورت شریعت را با عقل اثبات می کنیم؛ یعنی پیش از این که به دین و دین داری برسیم، از عقل کمک می گیریم.

اما پاسخ سؤال دوم، به نظر من ابهام دارد. وقتی می گوییم: دین کامل است، یعنی چه؟ منظور از «دین کامل» دینی است که در لوح محفوظ قرار دارد یا آن دینی که نازل بر نبی است. ولی عقل دارای نقصان است. البته عقل بیرون از دین نیست؛ عالم، عالم تفاوت هاست و عقل برای خودش تعریفی دارد و توانایی ها و ظرفیت های محدودی دارد و قرار است در حکمت الهی، در عالم تفاوت هایی باشد. نظام احسن الهی اقتضا می کند عقل بشر این اندازه توان داشته باشد، قلب پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان مهبط وحی ظرفیتی داشته باشد. اما این که این تفاوت ها چه فلسفه ای دارد، بحث دیگری است. قرار است تفاوت در عالم باشد. اما این ضعف عقل است که انسان های بالغ در دوران های گوناگون، دین را نپذیرفتند، از دید ما ضعف عقل بوده است؛ یعنی ما معتقدیم که اگر عاقلانه بیندیشند، به ضرورت دین پی می برند، البته خود افراد این را قبول نمی کنند، ولی عقل سلیم و ناب انسان را به ارکان دین و عناصر دینی مثل پذیرش مبدأ و معاد هدایت می کند؛ همان گونه که در بحث های کلامی، ضرورت وحی، بعثت، مبدأ و معاد را با عقل اثبات می کنیم.

معرفت: فرمودید که عقل و دین در یک راستا هستند؛ در عرض هم هستند یا در طول هم؟

حجت الاسلام غرویان: در عرض هم قرار نمی گیرند، عقل به عنوان منبعی برای شناخت دین تلقّی می شود؛ همان گونه که در فقه هم می گوییم احکام فقهی از راه کتاب، سنّت و عقل و اجماع به دست می آیند. هم در فقه، عقل به عنوان منبعی برای دریافت حکم شرعی تلقّی شده، هم در کلام و فلسفه به عنوان منبعی برای درک حقایق عالم و حقایق هستی به شمار آمده است. هیچ جا در حوزه دین نمی گوییم ما این طرف هستیم و عقل آن طرف. هر جا در حوزه دین سیر کنید، چه در فلسفه، چه در فقه و چه اصول و فروعش، عقل هم آنجاست. همه جا عقل به عنوان منبع ادراکی، چه در بحث جهان بینی، هست ها و نیست ها و چه در باید و نبایدها، عقل همه جا حضور دارد.

معرفت: در زندگی اجتماعی و برای زندگی اخروی مان چه اعتباری بایدبه عقل بدهیم؟ چه اعتباری بایدبه آموزه های دینی بدهیم؟اگردرجایی قرار گرفتیم که عقلمان درک نکرد، باید چه کنیم؟

دکتر فنائی اشکوری: نکته ای را به بحث قبلی اضافه می کنیم: آیا خداوند عقل ما را ناقص آفریده و اگر ناقص آفریده علتش چیست؟ ما می دانیم که خداوند ما را کامل نیافریده است ما توانایی رسیدن به کمال را به ما داده است. اگر کامل می آفرید، تکلیفی نداشتیم، و تکلیف و طاعت و عبادت برای رسیدن به کمال است. اگر این کمال از قبل تحصیل شده باشد، جست وجوی کمال معنا ندارد. این که انسان با عقل کامل آفریده شود، یعنی انسانی کامل آفریده شده باشد، اما حکمت خداوند بر این بوده که راه کمال را خودمان طی کنیم، سرمایه کافی هم برای رسیدن به کمال در اختیار ما گذاشته و این خود ما هستیم که برای استفاده درست از این سرمایه باید به آن نزدیک شویم.

اما چرا این عقل که این همه از آن تجلیل می شود و دین هم بر پایه اوست، گاهی ادعامی شود که خلاف دین حکمی صادر می کند؟ ما وقتی می گوییم عقل، مراد عقل غیرمشوب و عقل سالم است.

عقل می تواند از دو ناحیه بیمار شود: یکی از ناحیه نظری؛ یعنی اگر عقل گرفتار مغالطه شود عینا مثل آن می ماند که میکروبی وارد اندام جسمانی بشود و سلامتی اش را در معرض خطر قرار دهد. وقتی یک مغالطه و شبهه ای وارد ذهن شود، مانع داوری درست عقل و کارکرد درست آن می شود و عقل را گمراه می کند. بنابراین، در بعد نظری، مغالطات و خطاهای نظری مانع رسیدن به حقیقت می شود. دیگری لغزش های عملی است؛ یعنی پیروی از شهوات و غرایز و غلبه تمایلات موجب می شود که عقل قدرت داوری اش را از دست بدهد. این که مثلاً می گویند دین می گوید حجاب داشته باش، عقل می گوید که آزاد باش، منظور عقلی است که مغلوب غرایز و خواسته های حیوانی شده است. بله، این جا دیگر عقل مطابق شرع حکم نمی کند، این جا عقل مقهور غرایز و خواسته ها و تمایلات است و بنابراین، طبق آن ها حکم می کند.

پس عقلی که موردتأییداست عقل سالم وغیربیمار یعنی آلوده نشده به مغالطات و زنجیر نشده به وسیله غرایز و شهوات است. این عوامل از بیرون می آیند و عقل را تحت فشار قرار می دهند و آن را از داوری درستش باز می دارند. اگر با این سنخ عوامل مبارزه کنیم دارای «تقوا» هستیم. «تقوا» یعنی همین؛ یعنی پرهیز از خطاها و لغزش ها، اعم از لغزش های فکری و ایمانی و گرایشی و لغزش های رفتاری و عملی. این عقل مطابق شریعت فتوا خواهد داد و هیچ گاه مخالف او نخواهد بود، هرچند معنای این سخن آن نیست که هرچه شریعت می گوید، عقل می فهمد؛ با این که عقل مستقیما ممکن است حکم شریعت را نفهمد، ولی حکم وسیع تری دارد که براساس آن می داند هرچه شریعت آورده راست است، و تحت آن حکم وسیع و فراگیر، حتی آن حکم تعبّدی و شرعی، که با پای عقل نمی تواند به آن برسد، عقل به قبول و صحّت آن حکم می کند.

معرفت: جناب دکتر فرمودند: همه چیز از نظر عقل نمی تواند درست باشد، بعضی مواقع شاید از شهوات باشد. مغالطه و اشتباه باشد، ولی جناب عالی فرمودید: هر چیزی عقل بگوید از دین و وحی است. لطفا در این باره بیش تر توضیح دهید.

حجت الاسلام غرویان: مراد از عقلی که با شرع هیچ تباینی ندارد عقل غیر مشوب به شهوات و امیال است. این عقل با عقلی که بتواند حکم شرع را بفهمد و یا تأیید کند و مشوب و به تعبیر جناب دکتر، مقهور و تحت تأثیر شهوات و امیال نباشد تباینی ندارد. نکته حساس بحث در این جا است که ما چگونه برای کسی اثبات کنیم که مثلاً عقل من مشوب به شهوات نیست و عقل تو مشوب به شهوات است. این بزنگاه اصلی بحث است، وگرنه به قول دکارت، در رساله اش می گوید: انسان ها هر یک به گونه ای به پیشگاه خداوند شکایت می کنند، ولی هیچ کس به خدا شکایت نمی کند که چرا به من عقل کم دادی و همه خودشان را عاقل کل می دانند و هرکس می گوید هر چیزم کم باشد، عقلم کم نیست. چون همه این ادعا را دارند، اثبات این که عقل تو ناقص است و عقل من کامل است، عقل تو مشوب به شهوات و مغالطات است و عقل من گرفتار این ها نیست، کار مشکلی است. همه فلاسفه و مکاتب در طول تاریخ فکر و اندیشه بشری، بر سر این بحث داشته اند. اصل نزاع به این برمی گردد که هر فیلسوفی می گوید: فلسفه من درست است؛ برای این که عقل من ناب است. دیگری می گوید: فلسفه من درست تر است، مکتب من درست تر است؛ برای این که عقل من ناب تر است. این مهم ترین بحث و چالش برای متفکران و فلاسفه در طول تاریخ بوده است. به دنبال فلاسفه و رؤسای مکاتب، بحث پیروان هر مکتب و فلسفه بر سر این بوده است که دیگری را متهم می کند شما عقلت ناقص است و من عقلم کامل است. این نزاع همواره ادامه خواهد داشت. بنابراین، حد یقف ندارد و همین طور خواهد بود.

معرفت: در این که نزاع دارند و هرکس می گوید عقل من ناب است، چه باید کرد. چه گونه می توان به عقل کلی مراجعه کرد؟ آن عقل کل کجاست؟ اعتقادات هرکس را باید با چه چیزی بسنجیم تا ببینیم کدام درست است؟

حجت الاسلام غرویان: در این کشاکش هرکسی تلاش می کند که مدعای خود را موجّه تر جلوه دهد و دارای آثار عملی و کاربرد بیش تر در زندگی بداند. همه تلاش می کنند بگویند که عقیده شان چه قدر کارایی دارد. البته حوزه های کارامدی فرق می کند؛ مثلاً، فلسفه کارایی عقل را فقط در حوزه حیات دینی و مادی و حیوانی خلاصه می داند، منتها هرکس می گوید: فلسفه من پرسش های بشر را بهتر جواب می دهد. در نهایت، هرکسی باید در هر مکتب و فلسفه ای هست، تلاش خود را بکند.

در پایان، به یک نکته در خصوص جایگاه عقل در دین اشاره می کنم تا توجه کنیم که ما با عقل به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *