تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری شامل 60 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میزگرد رویکرد جامعه شناختی به انتخابات ریاست جمهوری :

ابرار، ۱۹، ۲۰ و ۲۳/۲/۱۳۸۰

چکیده:

در این میزگرد، به خروج جامعه ما از دنیای کهن و ورود به دنیای جدید و پیدایی بحران در جامعه اشاره شده است. در ریشه یابی مشکلات، عواملی چون اشتغال به جزئیات و نپرداختن به مسائل اصلی، ایجاد بحران و ایجاد مساله جدید، هرز دادن نیروها، روشن نبودن پایگاه طبقاتی سیاست مداران، نداشتن تشکیلات حزبی واقعی، بی توجهی به نبایدها در معماری اجتماع، مساله هویت تاریخی و لزوم یا عدم لزوم بهره گیری از گذشته خود و مانند آن بحث شده است. این مسائل با نگاهی جامعه شناختی و در تطبیق با مساله انتخابات ریاست جمهوری بیان شده اند.

ی آشتیانی: در پنج – شش سال اخیر از مسائل کلی به جزئیات کشانده می شویم و از مسائل بنیادی به مسائل فردی. همه نیروهای چپ و راست در تلف کردن وقت و انرژی بر سر مسائل فرعی و جزئی اهتمام دارند. مثلا در روزنامه ها به تفصیل درباره فیلم شوکران یا پارتی بحث می کنند; ولی به علت العلل مسائل و مشکلات کشور نمی پردازند.

ما از دوران صفویه به این طرف، و به طور دقیق تر از انقلاب مشروطیت به این طرف، از یک گذشته کهن سال تاریخی جاافتاده ای که قدمت سه و هفت هزار ساله (مجموعا ۱۰ هزار ساله) دارد، خارج و وارد یک جهان جدید با ملزومات جدید می شویم و اگر شما نهادها و سازمان ها و تحولات مادی و معنوی این صد و پنجاه ساله را ببینید، این را در آنها مشاهده می کنید.

تحول بنیادین دیگر این است که ما از یک دنیای در خود مانده خارج می شویم و به جامعه جهانی می پیوندیم. ما هم در خروج از دنیای کهن و ورود به دنیای جدید و هم در خروج از دنیای در خود مانده و خودبسنده و ورود به فرهنگ بزرگ جهانی گیر کرده ایم. نمی دانیم چه کوله باری را از دنیای کهن برداریم و کدام را بر زمین بگذاریم و نمی دانیم با چه مقیاس و چه پشتوانه ای باید وارد فرهنگ جهانی بشویم. همه می ترسیم وارد شویم و هویتمان را از دست بدهیم و هم می ترسیم وارد نشویم و به کلی عقب بمانیم و از صحنه تاریخ حذف بشویم.

ما وقت زیادی برای از دست دادن نداریم. رئیس جمهوری باید در ایران امور را به دست بگیرد و اداره کند که بتواند ما را سالم از بین این دو در عبور دهد و ما ضمن اینکه میراث تمدنی خود را حفظ می کنیم، بتوانیم وارد دنیای جدید بشویم و ضمن اینکه فرهنگ هویتی خودمان را درمی یابیم، وارد فرهنگ جهانی بشویم.

آزاد: آقای آشتیانی به نکته ای بسیار بنیادی اشاره کردند. ما در دنیای کهن همه چیزمان بسامان بود و تحولات درونی نظاممان و تزاحم های با بیرون نظام یک مقدار معنا و قاعده و حساب و کتاب داشت. در ورود به دنیای مدرن یک اتفاق خیلی بد و دردناک افتاد که بعضی از نیروهای مارکسی در آن خیلی مؤثر بودند و آن، فقدان یک نظام طبقاتی روشن و مشخص است. دقیقا از زمانی که تصمیم گرفتیم به دنیای جدید وارد شویم، یک نظام طبقاتی و یک ساز و کار اجتماعی – فرهنگی را بر هم زدیم و خواستیم یک ساز و کار اجتماعی دیگر و یک نیروهای اجتماعی جدیدی را ایجاد کنیم; اما نتوانستیم. البته من تحلیل مارکسیستی نمی کنم و تاکیدم بر طبقات به معنای مارکسیستی بحث نیست; ولی جامعه ما بالاخره شکلش، رابطه آدمهایش و جای آنها باید معلوم باشد.

داوطلبان ریاست جمهوری به جای طرح شعارهای جدید و مبهم و عرضه سخنان کلی در حوزه اقتصاد و سیاست و دین، باید دقیقا بگویند که از کدام طبقه اجتماعی هستیم و با چه هزینه ای منافع کدام طبقه اجتماعی را دنبال می کنیم. اگر چنین کاری بکنند، چیزی به نام «هویت ملی » معلوم می شود; مشکل جوانان معلوم می شود; مشارکت زنان معلوم می شود; رابطه با غرب معلوم می شود; می توان در پایان دوره ریاست جمهوری کار او را ارزیابی کرد و… .

فیاض: مشکل مباحث سیاسی در کشور ما عمدتا این است که رشته های علمی بنیادین کمتر وارد مباحث شده اند. مثلا جامعه شناسی و مردم شناسی کمتر وارد بحث شده اند و اینکه بحث ریاست جمهوری از منظر جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد بسیار خوب است.

رئیس جمهور کسی است که کار اجرایی می کند; یعنی رئیس اجرایی کشور است و همین که رئیس می شود، خود به خود محافظه کار می شود; یعنی علی القاعده باید چنین بشود. اما در ایران چون جای نظریه پرداز و مجری عوض شده است، هر کس می خواهد تریبونی پیدا کند و حرفش را بزند، از راه ریاست جمهوری وارد می شود; در حالی که نباید این چنین باشد; زیرا نظریه پرداز نباید حد و حصری داشته باشد تا ذهنش بتواند جولان پیدا کند; ولی مجری باید محافظه کار باشد و این به خاطر ساختار اقتصاد نفتی است که حتی بعد اندیشه و فکری هم دست کسی است که پول نفت دوست اوست و آن هم عملا رئیس اجرایی است.

یک نکته بسیار مهم این است که ما کشور باگذشته ایم; در حالی که در جهان امروز، تز توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و مخصوصا توسعه فرهنگی، تز بی گذشته بودن است. امروز رهبران بزرگ دنیا در بعد جهانی گرایی یا دهکده جهانی، همین کشورهای بدون گذشته، مانند آمریکا، کانادا، استرالیا و حتی انگلیس هستند. (انگلستان نیز به سوی شعار «زنده باد بی گذشته بودن » پیش می رود). ایران نیز باید چنین کند. کسی که می خواهد در حوزه ریاست جمهوری عمل کند، باید ایران را بدون گذشته کند و بگوید تمام گذشته بر باد! حتی کتاب های درسی مان را هم به روی گذشته ببندیم و هر چه هست مال حال و آینده باشد.

آزاد: یک مشکل جامعه ما که با وجود داشتن سابقه روشنفکری و میزان فعالیت زیاد، نتیجه مناسبی نداشتیم، ناشی از این است که هر گروه سیاسی و نظام سیاسی ای که روی کار آمد، خواست نیروی فکری خودش را خودش بسازد و خودش هم به کار بگیرد و ابزار خودش هم باشد. نظام اجتماعی احتیاج به معماری دارد. این جور نیست که شما نیروی خودت را تولید کنی و اتفاقا این نیروی خودت هم علیه خودت فعالیت کند.

آشتیانی: ما دو نقیصه بزرگ داریم: یکی وجه تولید محقر آسیایی است که مارکس می گوید. ما اصلا تولیدگر نبوده ایم. یکی هم دسپوتیسم شرقی که ویت هوگل آمریکایی می گوید. یعنی همیشه یک نظام سرکوبگری به صورت شاهنشاهی این دسپوتیسم را انجام داده. دسپوتیسم بالایی و این وجه تولید محقر آسیایی به هم کمک کردند و متقابلا باعث شدند که جامعه ما نه نظام مند شد، نه عقل مند شد و نه قانون مند.

در تولید سه فرایند انجام می گیرد: اول تولید کالا می کنید. در ضمن این تولید، بازتولید مشخصی هم می کنید; یعنی خودتان را هم متخصص می کنید. در ضمن این کار، مناسبت های تولیدی را نیز تولید می کنید. مجموعه مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ای که باید اجازه بدهند دو تولید اول انجام بگیرد، آن را هم شما تولید می کنید. بنابراین اگر تولیدگر شدیم، نظام مندی اجتماعی، عقل مندی اجتماعی و قانون مندی اجتماعی را ایجاد می کنیم; آن هم نظام مندی ساختارهای درونی; یعنی اینکه خود آنها قانون مند می شوند; نه اینکه خودشان قانون مند نباشند و دستگاه قضا هم مجبور شود هی از بیرون قانون وضع کند. حالا هر کسی می خواهد در این سرزمین عهده دار اداره کشور بشود، لااقل باید به سمت یک جامعه تولیدگر مرتب و منظم و یک جامعه عقل مند نظام مند برود.

براساس تفسیر درست آقای آزاد، که من تشدیدش می کنم، ما طبقات اجتماعی نداشتیم و به تبع آن، آگاهی اجتماعی هم نداریم. نه بورژوازی مستقل داشتیم و نه پرولتاریای مستحکمی که انقلاب اکتبر روسیه را محقق کند. هنوز هم که هنوز است دچار این نقیصه ایم.

اما درباره فرمایش آقای فیاض باید بگویم که ما ملت بی گذشته ای مانند کامبوج، لائوس یا فیلیپین نیستیم که پشت سرمان چیزی نباشد. وقتی ملتی کوله باری مملو از اندیشمندان و شاعران و متفکران داشت، با این رسوب های عمیق چگونه می تواند گذشته را نادیده بگیرد. ناچار باید انتخاب کنیم که چه چیزهایی را باید بگذاریم و چه چیزهایی را باید جمع کنیم و من کمبود این را احساس می کنم که اتفاقا ما با تمام کوله بار تاریخی مان حرکت نمی کنیم و از نقاط قوت تاریخی خودمان برای ورود به دنیای جدید و تمدن جهانی بهره نمی بریم.

فیاض: من می خواهم عدم هویت بخشی به طبقات اجتماعی را با توجه به اقتصاد نفتی بحث کنم. قشر متوسط در غرب، قشر مهمی بوده و هم تولیدکننده کالاست و هم تولیدکننده مکر است. اما متاسفانه قشر متوسطی که در ایران پدید آمد، قشر متوسط تولیدی نبود; بلکه قشر متوسط نفتی بود. قشر متوسط نفتی، همیشه دنبال تکنوکرات ها خواهد بود و ما را به سمت نوعی بی تاریخی فرهنگی خواهد کشید; زیرا تکنوکرات ها هیچ وقت کاری به تاریخ ندارند و دارای یک نوع عقلانیت ابزاری هستند.

آزاد: در معماری اجتماعی، به نظر من باید بیشتر به نبایدها توجه کرد. یعنی خیلی کارها را نباید کرد. ما در تجربه تاریخی خود یک نبایدهایی را یافته ایم و یک حداقلی از بایدها. من معتقدم باید به این اندوخته تاریخی توجه کرد و با حداکثر نبایدها و حداقل بایدها پیش رفت.

نبایدهای بسیاری وجود دارد: استبداد سیاسی، وجه تولید سیاسی، جایگزینی نیروهای اجرایی با نیروهای فکری، بی هویتی و بلاتکلیفی طبقه متوسط، نداشتن جایگاه مشخص طبقاتی، بی سنتی، نداشتن یک سرمایه دقیق بورژوازی قدرتمند و… . همه اینها از اینجا درآمد که یک بایدی به نام یک دولت روی هوای مبتنی بر پول نفت و مبتنی بر انرژی ای به نام «شیعه » تولید شد. یعنی دولتی تولید شد که از دو جا تغذیه کرد: یک: پول نفت; دو: انرژی شیعه. دولتی که از دو نیروی مفت و مجانی استفاده می کند، قدرتی شده است فراطبقاتی و فرااجتماعی که تعیین می کند گفتمان سیاسی چگونه باشد. راست و چپ متاسفانه اینجا دارد شکل می گیرد و این است که من معتقدم دارد د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *