تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میزگرد – نقد نظریه تکثر قرائت دین :

با حضور آیه الله مصباح یزدی، حجج اسلام و المسلمین آقای رشاد و آقای رجبی

معرفت: به نام خدا.در خدمت سروران عزیز، استادان محترم حوزه و دانشگاه، استاد فرزانه حضرت آیه الله مصباح یزدی، حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای رشاد و حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای رجبی هستیم.سؤالاتی در باب نقد نظریه تکثر قرائت دین خدمت استادان مطرح کرده و از محضر حضرات بهره مند خواهیم شد.

اولین سؤالی که مطرح می کنیم این است که مدعای نظریه تکثر قرائت دین چیست؟

آیه الله مصباح: بسم الله الرحمن الرحیم.اصطلاح تکثر قرائت ها، که امروز شایع شده، در واقع یک اصطلاح وارداتی است.ما از چند دهه پیش، در کتاب های ادبیات دینی مان چیزی به نام کثرت قرائت نداشتیم.بله، به یک معنا، کثرت قرائت آیات قرآن داریم; در بعضی آیات یک لفظ به چند صورت قرائت می شود.اما این اصطلاح خاص تکثر قرائت در باب مفاهیم و نظریات علمی و دینی در ادبیات و فرهنگ دینی و فارسی ما وجود نداشته، بلکه از فرهنگ غربی ترجمه شده و وارد ادبیات دینی ما شده است.طبعا ما باید این اصطلاح را در بستر و خاستگاه و فرهنگ خاص خودش معنا کنیم.

در غرب پس از عصر نوزایی، گرایش هایی به این سمت و سو پیدا شد که متون دینی، به ویژه کتاب مقدس یعنی تورات و انجیل، به صورت های مختلفی قابل فهم و تفسیر است. این امر دو منشا داشت: یکی، اختلاف هایی که بین فرقه های مختلف مذهبی مسیحی در فهم بعضی عبارت های متون مقدس وجود داشت، ولی این منشا چندان مهم نبود; چون در سایر ادیان و سایر دوره ها هم این نوع اختلاف کمابیش وجود داشته و دارد.عوامل مهم دیگری که موجب شد این گرایش مطرح شود و کسانی هم آن را دنبال کردند و بعدها به صورت یک نظریه علمی درآمد و شاخه های مختلفی پیدا کرد، دو عامل بود: یکی، اختلافی که مفاد و محتوای کتاب مقدس با اکتشافات علمی داشت; مطالبی از کتاب مقدس استفاده می شد و برخی نظریات علمی و فلسفی رایج که عمدتا برگرفته از فلاسفه یونان و علمای فلکی قدیم بود، به عنوان نظریات دینی پذیرفته شده بود; اما پس از مدتی، پیشرفت های علمی بطلان این نظریات را، ثابت کرد و معلوم شد که این ها صحت ندارد.از این رو، یک بحران فکری و دینی در جامعه آن روز به وجود آمد مبنی بر این که اگر ما علم را بپذیریم، با کتاب مقدس منافات دارد و اگر بخواهیم دین را بپذیریم، باید نظریات علمی را رد کنیم.برای چاره جویی در این امر، گفتند که غیر از آن معنایی که کلیسا تاکنون از کتاب مقدس می فهمید، یک معنای دیگری هم وجود دارد.در نتیجه، قرائت جدیدی برای دین و متون دینی مطرح شد.از این پس، سعی بر این بود که متون دینی به گونه ای تفسیر و قرائت شود که منافاتی با اکتشافات علمی نداشته باشد.تلاش هایی هم در این زمینه شروع شد.اخیرا هم با فعالیت های زیاد و تئوری سازی شاخه ای به نام هرمنوتیک، که خود مکاتب مختلفی دارد، به وجود آمد. برای حل این مشکل یعنی تعارض بین علم و دین قرائت جدیدی از دین ارائه کردند که با اکتشافات علمی سازگار باشد.این عامل، نقش بسزایی در پیدایش نظریه تکثر قرائت دین داشت.

عامل دیگر، عامل اجتماعی بود.گروه های مختلف مذهبی در باب عقاید مذهبی با هم اختلافات شدیدی پیدا کردند.این اختلافات منجر به جنگ های خانمان سوزی شد و عمدتا این جنگ ها بین کاتولیک ها و پروتستان ها بود که هنوز هم پس از قرن ها کم و بیش ادامه دارد.در این میان، کسانی که به اصطلاح خیراندیش بودند و می خواستند به این جنگ ها خاتمه دهند، راه آشتی را در این دیدند که صورت مساله را پاک کنند و گفتند نباید مطرح شود که آیا این عقیده درست است یا آن عقیده.چرا باید تعصب بر اعتقاد خود حتی به تعرضات فیزیکی و جنگ بینجامد.بنابراین، این نظریه را مطرح کردند که متون دینی دارای معانی متکثر است.این متن چند معنا دارد: هم معنایی که شما می گویید، درست است و هم معنایی که آن ها می گویند و این دو معنا، در عرض هم هستند و رجحانی بر یکدیگر ندارند.

بنابراین، از یک سو چاره جویی برای خاتمه دادن به جنگ های مذهبی که ناشی از اختلاف عقاید دینی بود و ازسوی دیگر، جست وجو برای یافتن راه حلی برای تعارض علم و دین، موجب پیدایش نظریه تکثر قرائت دینی شد.و بر همین اساس هم باید این نظریه تعریف شود.بنابراین، تکثر قرائت های متون، به ویژه متون دینی، عبارت است از پذیرفتن چند معنای در عرض هم که فی حد نفسه قابل جمع نیستند.این نظریه می گوید هرچند در بدو امر به نظر می رسد که این دو معنا با این کیفیت فی حد نفسه قابل جمع نیستند، ولی ما اینها را قابل جمع تلقی می کنیم: یا می گوییم دو یا چند معنای متضاد برای یک لفظ وجود دارد و یا این که، در مقام عمل می گوییم این معانی هیچ کدام رجحانی بریکدیگر ندارند ومامی توانیم هرکدام ازاینهارا به عنوان یک نظریه مقبول تلقی کنیم، هر چند ندانیم در واقع، کدام یک درست است.

بنابراین، این نظریه مبتنی بر این فرض است که یک متن می تواند چند معنای صحیح داشته باشد که آن معناها فی حد نفسه قابل جمع نیستند.براساس این نظریه باید گفت: این متن خاص، متن دینی یا هر متن دیگری، دارای چند معنای مختلف است و می تواند هر یک از این معناها، معنای صحیح این لفظ باشد.این خاستگاه پیدایش این نظریه است.

معرفت: سپاسگزاریم.باتوجه به توضیحات حضرت استاد، مشخص شد که مراد از تکثر قرائت دین، پذیرفتن برداشت های مختلف در عرض هم، می باشد که هیچ کدام بر دیگری رجحانی ندارد.اگر استادان محترم دیگر، تکمله ای دارند استفاده می کنیم.

حجه الاسلام رشاد: از بیانات استاد بهره بردیم.تصور می کنم علاوه بر علل اجتماعی و فرهنگی که موجب پیدایش نظریه قرائت پذیری دین در غرب شد، ظهور برخی مکاتب و مناظر معرفتی و علمی نیز در طرح و تثبیت دیدگاه قرائت پذیر انگاشتن دین نقش آفرین بود.سلسله نظریه هایی که چه بسا فارغ از دغدغه دین فهمی و دینداری در فرنگ پدید آمد، نقش پیش انگاره را برای این نظریه ایفا کرد یا دست کم نظریه های نوپدید ادعای قرائت پذیر بودن دین را توجیه کردند.دیدگاه های هرمنوتیکی، به ویژه هرمنوتیک فلسفی که می گوید: اصولا فهم آدمی به گونه ای است که از علل و عوامل گوناگونی تاثیر می پذیرد و به همین دلیل، چون افراد و اشخاص تحت تاثیر عوامل گوناگون و متفاوتی هستند، فهم هایشان هم متفاوت می شود، هرچند امروزه برخی بر این باورند که نظریه قرائت پذیری دین، بیش تر جنبه علمی دارد.ولی آنچه روشن است و تاریخ گواه آن است، این نظریه خواستگاه های فرهنگی اجتماعی مشخصی داشته است، ولی به هر حال، نباید نقش نظریه های علمی را در این زمینه نادیده انگاشت.نظریات برخی نظریه پردازانی که مکانیزم فهم بشری را چنان می انگارند که از همه پدیده ها از جمله طبیعت، اثر هنری و متن، برداشت های گوناگون پدید می آید.این تبیین را حتی به مساله فهم متن دینی هم تعمیم می دهند.در حالی که، طبعا تفاوت های بسیاری بین نص دینی و این گونه پدیده ها وجود دارد که در جای خود باید بحث کرد.

معرفت: بسیار متشکریم.جناب استاد رجبی به نظر شما چه عوامل دیگری در به وجود آمدن این نظریه مؤثر بوده است؟

حجه الاسلام رجبی: در خصوص معنی و مفهوم قرائت پذیری، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که در یک طیف قرار دارند ولی آنچه در دیدگاه افراطی مطرح است این است که هر متنی فهم های متعدد و متنوعی را در عرض هم برمی تابد و این فهم ها همه مطلوب و مشروعند و طرد و کنار زدن یا وحدت بخشیدن آن ها، به صورت مستدل و مستند، نه ممکن است و نه مطلوب و قلمرو این تنوع و تکثر تا سرحد آرای متناقض و متضاد پیش می رود، تنها عامل یا بیش ترین و اصلی ترین عامل این تنوع و تکثر دخالت پیش فهم ها، پیش داوری و حدس ها و عوامل غیرقابل کنترل پیشین است.ولی آنچه که در فضای فرهنگی جوامع اسلامی و به ویژه جامعه ما مطرح است و با بینش دینی و استدلال عقلانی و اقعیت خارجی سازگار نیست، چنان که حضرت استاد فرمودند، این بخش از آن مجموعه است که یک متن می تواند دو یا چند معنی متضاد و غیرقابل جمع داشته باشد و هر دو مقبول و مشروع باشد.این امر، به متن خاص یا بخش خاصی ازیک متن دینی اختصاص ندارد و حتی اگر به بخشی از یک متن دینی صحیح مانند قرآن نسبت داده شود با منطق عقلانی و بیانات دینی سازگارنیست وازاین دومنظربه کلی نادرست و باطل است.

در خصوص عوامل پیدایش نیز تناقض و ناسازگاری متون دینی مسیحیت و یا حتی آموزه های اربابان کلیسا، که جزو متن دین نبود، با مسایل عقلی و علمی سبب شد که تلاش هایی برای حل این معضل انجام گیرد: نخست این که، کلیسا برخورد حذف و محصور ساختن علم و عقل در چارچوبه این دیدگاه ها را پیش کشید و پس از روشن شدن قطعیت برخی دستاوردهای عقلی و عدم سازگاری بیانات ارباب کلیسا با آن، توجیه نادرست متون دینی در مواردی خاص پدید آمد و پس از آن که، نادرستی این توجیه ها نیز روشن شد و قدرت و موقعیت ارباب کلیسا هم کاهش یافت این راه حل مطرح شد که تفسیری که کلیسا، به ویژه کلیسای رم، از متون ارائه می دهد یک قرائت از متن دین است و قرائت های دیگری هم وجود دارد و می توان داشت و این قرائت ها هیچ یک بر دیگری ترجیحی ندارد، هرچند متناقض با یکدیگر باشند.به هر حال، همان طوری که استاد بزرگوار فرمودند، عامل اصلی پیدایش این نظریه همان دو عامل بود.البته، نباید نقش پیش زمینه هایی را که بسیار کلان تر است، در این زمینه نادیده گرفت.درعصر نوزایی بحث اومانیسم و عقل گرایی مطرح می شود و این که فقط باید به توانمندی های انسان تکیه کرد.بحث جدی دیگر عصر نوزایی و عقل گرایی این بود که آیا به راستی ما می توانیم به حقیقت برسیم.کافی است، روش تحقیق و وصول به حقیقت را شناسایی و کالبدشکافی نموده و به دقت آن را به کار بندیم.در مقام عکس العمل و مقابله با این آموزه ها، کسانی مانند شلایر ماخر به شکل رومانتیکی این مساله را مطرح کردند که ادعای فهم کامل کار آسانی نیست و ما باید همواره بدانیم که به بخشی از حقیقت رسیده ایم و همواره به سوی مرحله برتر جهت گیری کنیم و در فهم متون هم نباید خود را محدود به فهم مراد مؤلف کنیم، بلکه در پی فهمی فراتر از فهم و مراد مؤلف باشیم و این روند مرز توفقی ندارد و قرائت های متفاوت و متنوع و متکثر و حتی متناقض ممکن است مطرح شود و کسان دیگری مانند هایدگر و به ویژه گادامر ضمن زیر سؤال بردن این مساله که روش صحیح یگانه راه وصول به حقیقت و فهم متن است و باید پیش داوری ها را کنار زد، این موضوع را مطرح کردند که پیش داوری و حدس در فهم متن نه تنها مانع فهم نیست، بلکه بخشی از عنصر فهم متن و سازنده آن است و چون پیش فهم ها و پیش داوری ها همواره متحولند، فهم متن همواره متنوع و متحول است و قرائت های متنوع و حتی متناقض برای متن وجود دارد.این بحث ها هم موجب آراء متنوع و نظریات گوناگون در باب علوم انسانی و حتی علوم طبیعی شد و در این علوم تردید ایجاد کرد که اصلا ما به حقیقت می توانیم برسیم یا نه؟ ! آیا اصلا ما روشی برای رسیدن به حقیقت، آن گونه که هست، داریم یا نه؟ این تزلزل بنیان کل اندیشه بشری را در برگرفت، و متون دینی را هم قرائت پذیر به معنای یادشده کرد و این سؤال طرح شد که هر کسی یک فهمی، یک برداشتی و یک قرائتی از دین و متون دینی برایش حاصل می شود و هیچ دلیلی هم بر رجحان یکی بر دیگری نیست و ما نمی توانیم تشخیص دهیم که کدام معنا صحیح است.بنابراین، برخی مباحث فارغ از بحث های دینی که از قبل مطرح بوده و کل معرفت بشری را در بر می گرفته نیز در این جا به عنوان یک پیش زمینه مهم مؤثر بوده است.

حجه الاسلام رشاد: عامل مهم دیگری که در این زمینه سخت مؤثر افتاده، عامل سیاسی است.در قبال فشار حاکمیت و سلطه کلیسا امثال لوتر آمدند گفتند: انجیل متنی است و پاپ فهمی از این متن دارد و او بر اساس فهم خود بر ما مسلط شده است.ما هم انسانیم، عقل داریم و می توانیم از انجیل برداشت و فهم دیگری داشته باشیم. اصولا پروتستان ها برای این که از زیر یوغ و سلطه مذهب و قرائت رسمی که مبنای حاکمیت کلیسا بود آزاد شوند این بحث را مطرح کردند.اولین جرقه طرح قرائت پذیر انگاری متن دینی از همین جا رخ نمود.یعنی پیش از این که ما عامل تعارض علم و دین یا تعارض عقل و دین یا سایر زمینه های اجتماعی و مباحث جدید علمی، که در حوزه هرمنوتیک مطرح شده است، در این امر دخیل بدانیم، عاملی که بیش ترین تاثیر را از خود برجای گذاشت، عنصر معارضه با حاکمیت کلیسا و نگاه رسمی کلیسایی بود. پروتستان ها به عنوان اعتراض در مقابل قرائت رسمی ازدین سربرآوردند و به گونه ای خواستند توجیهات دیگری از دین عرضه کنند تا بدین ترتیب، از یوغ سلطه کلیسا آزاد شوند و در عین حال، متهم به بی دینی نشوند; یعنی بگویند ما هم دیندار هستیم، اما دیندار بودن لزوما به این معنا نیست که آن چه را که پاپ می فهمد ما هم بپذیریم و به آن ملتزم باشیم.لهذا به نظر من عامل سیاسی نقش مهمی در پیدایش نظریه تکثرقرائت دین داشت.

آیه الله مصباح: اگر اجازه بفرمایید تکمله ای بر این بحث داشته باشیم.یکی این که، پدید آمدن یک نظریه علمی در اکثر موارد – اگر نگوییم همیشه – در مجامع فرهنگی و علمی دارای پیش زمینه هایی است.مثلا پیدایش علم جامعه شناسی و نظریات جامعه شناختی، پیشینه هایی در فلسفه یونان قدیم پیش از میلاد داشته و یا معرفت شناسی به عنوان یک شاخه ای از فلسفه، پیشینه هایی در فلسفه های قدیم داشته و یا نسبیت گرایی و شک گرایی، که امروز مطرح شده، زمینه هایی در افکار سوفسطاییان دارد و هرمنوتیک هم به عنوان یک نظریه فلسفی یا معرفت شناختی، پیش زمینه هایی در مکاتب مختلف علمی و فلسفی داشته است.این مطلب صحیحی است، ولی معنایش این نیست که پیش زمینه های مثلا نسبیت گرایی عامل اصلی در پیدایش نظریه تکثر قرائت دین بوده است.

دوم این که، از هر نظریه علمی ممکن است در بحث های مختلف اجتماعی، سیاسی، حقوقی و فلسفی به صورت های گوناگون استفاده شود و از آن ها برای تایید نظریات دیگر یا توجیه رفتارهایی خاص استفاده شود.این امر هم عمومیت دارد; یعنی هر نظریه علمی هم می تواند دارای زمینه های پیشین باشد و هم می تواند برای توجیه مسائل دیگری مورد استفاده قرار گیرد.کلام در این است که آیا نظریه قرائت های کثیر از دین، به اصطلاحی که عرض کردم; یعنی چند معنا در عرض هم برای یک لفظ پذیرفته شود، ناشی از این بود که مثلا کاتولیک ها یک برداشت داشتند، پروتستان ها آمدند برداشت دیگری مطرح کردند؟ این معنایش این نبود که هر دو برداشت درست است.این تکثر قرائت نیست.این اختلاف در فهم یک کلام است که آیا این برداشت صحیح ست یا آن؟ پروتستان ها می گفتند مسیحیت از مسیر اصلی خودش منحرف شده و ما به روش پاپ اعتراض داریم و می خواهیم به مسیحیت اصیل بازگشت کنیم.این معنایش پذیرش تکثر قرائت نبود.این بحث در هر زمینه دیگری هم مطرح می شود.فرض بفرمایید در باب فلکیات که آیا زمین محور است یا خورشید؟ نظریات مختلفی مطرح است یا اگر از یک کلامی دو برداشت شود، مثلا اختلاف فتوایی که علمای یک دین راجع به یک مساله دارند; آن می گوید این فتوا صحیح است دیگری می گوید آن فتوا صحیح است و هر یک دیگری را تخطئه می کنند، این تکثر قرائت ها نیست.فرض تکثر قرائت ها در جایی است که ما دو معنا را در عرض هم برای یک لفظ بپذیریم.تاجایی که تاریخ نشان می دهدهرمنوتیک فلسفی پدیده کاملا جدیدی است.ابتدا آن را شلایر ماخر در زمینه متون مذهبی ابداع کرد و کم کم از متون مذهبی به متون تاریخی و ادبی سرایت کرد.اخیرا هم گادامر و دیگران در زمینه مسائل فلسفی آن را مطرح کردند.پس در واقع، هرمنوتیک فلسفی یک نظریه کاملا جدیدی است و من فکر نمی کنم مبنای پیدایش نظریه تکثر قرائت ها باشد.

معرفت: باتشکر.با توجه به این که این نظریه چند صباحی است در محافل علمی و فرهنگی کشور ما مطرح می شود و معمولا کسانی این نظریه را مطرح می کنند که به نحوی مبلغ سکولاریسم نیز هستند، علاوه بر بیان تاریخچه طرح این بحث در جوامع اسلامی، بفرمایید انگیزه کسانی که این مباحث را در جوامع اسلامی به ویژه کشور ما مطرح می کنند، چیست؟

حجه الاسلام رشاد: گاه پاره ای از مباحث و مسائل که امروزه در مشرق زمین و جوامع اسلامی، به ویژه در کشور ما مطرح می شود ادامه همان جریان های فکری است که طی دهه ها و یا قرون متمادی در غرب به وجود آمده و گاهی تاریخ مصرف برخی از آن ها تمام شده که تازه موج آن به کشور ما می رسد.یکی از علل مطرح شدن بعضی از نظریه ها، این است که بعضی دین پژوهان یا مدعیان دین پژوهی در جهان عرب و اخیرا در ایران، تحت تاثیر مکاتب و نظریه های رایج و گاهی مندرس و تاریخ مصرف گذشته غربی، به صورت کلیشه ای و گزینشی به ترجمه روی آورده و صرف این که بعضی از آرا و عقاید در دین پژوهی مسیحیت غربی شده و به ویژه شاخه پروتستان لیبرال آن مطرح شده، به این خطه منتقل و در جامعه اسلامی ترویج می کنند.به حدی این جریان، شناخته و مشهود عمل می کند که شما می توانید پیش بینی کنید که مثلا در چند سال آینده قرار است چه نظرها و نظریه هایی مطرح شود; یکی از این مفاهیم هم همین مساله قرائت پذیر انگاشتن متون دین است.

در عین حال، همان طور که در مغرب زمین هم بعضی عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در ظهور و یا اشاعه بعضی از این نظریه ها مؤثر بوده، اینجا هم این نکته صدق می کند. عده ای در جامعه ما هستند که راضی نیستند در چارچوب نظام الهی و دینی زندگی کنند و نمی خواهند خود را به آنچه که اهل فن از دین برداشت می کنند ملتزم بدانند.در مقام عمل هم به آموزه های دینی ملتزم نیستند و همواره به دنبال راه چاره هستند.یکی از راه حل ها و توجیه ها همین است که می گویند ما چند نوع قرائت از دین داریم: یک قرائت، قرائت امام است، یک قرائت هم قرائت فلان آقا است.قرائت ها هم که برابر هستند. بنابراین، چه لزومی دارد من ملتزم باشم به آن چه که شما از دین و به نام دین برداشت کرده اید؟ متاسفانه برخی هم نه از روی عمد که از سر جهل و بدون دقت در واژگان و مبانی و لوازم این مفاهیم دچار خلط و خطا می شوند; مثلا قرائت پذیری دین را با اجتهاد اشتباه می کنند.اجتهاد که از مسلمات ماست و روش و منطق خاصی است برای فهم دین و بهره گیری از منطق اجتهادی، گاهی نتایج متفاوتی به دست می دهد.لذا، برخی مدعی اند، این که گاهی فقها فتوایشان با هم فرق می کند، متکلمین هم گاهی دیدگاه هایشان نسبت به بعضی از گزاره ها و عقاید با دیگری متفاوت است، برخی مفسران هم در قیاس برخی دیگر به گونه ای متفاوت از آیات قرآنی برداشت می کنند، بنابراین، دین قرائت پذیر است.در حالی که بر اهل فن پوشیده نیست که اجتهاد تعریف خاص خود را دارد و قرائت پذیر انگاشتن دین مفهوم دیگری است. جناب استاد هم تاکید فرمودند که اصولا قرائت پذیر انگاشتن دارای معنای خاصی است که به مقتضای آن دین قرائت های مختلف متعارض را برمی تابد.قرائت پذیری دین یعنی این که به نحو قضیه موجبه کلیه، دین برداشت های گوناگونی را بپذیرد و ما راهی برای فهم درست و نادرست و بازشناسی فهم های سره از ناسره نداشته باشیم. قرائت پذیرانگاری دین تا جایی پیش می رود که می گوید: که ممکن است دو نفر، ده نفر، بیست نفر، از یک متن ممکن است قرائت های مختلفی داشته باشند، به حدی که حتی سراسر متن متفاوت فهمیده شود و فهم ها هم قابل جمع نباشند! این مفهوم در پذیرش مساله قرائت ها تفاوت ماهوی با مقتضای اجتهاد دارد.به عبارت دیگر، این که بعضی از عبارات در بعضی از نصوص، به وسیله بعضی از افراد، گاهی، به گونه ای فهمیده می شود که حقیقتا به ظاهر مغایر با فهم دیگران است، هرگز به معنای تکثر قرائت ها از دین نیست، زیرا در بسیاری از این موارد، می توان با روش ها و سازوکارهای مشخصی به نادرستی برداشت یک طرف پی برد، همان طور هم که ممکن است روشن شود برخی تفاوت ها صوری است; یعنی تفاوت معانی در طول هم است; زمانی کسی یک سطحی از متن دینی را فهمیده، امروز کسی دیگری آن را عمیق تر درک کرده است.در واقع، فهم فعلی تکامل یافته فهم پیشین است.یا اساسا موضوع تغییر کرده که حکم تغییر این قضیه، اساسا هیچ ربطی به قرائت پذیری دین ندارد.

معرفت: سپاسگزاریم.از فرمایش حضرت عالی استفاده کردیم که عمدتا چند عامل برای طرح نظریات غربی در جامعه اسلامی وجود دارد: یکی تاثیرپذیری متفکران جامعه اسلامی ازمتفکران غربی است.دیگری، عدم پذیرش حکومت دینی وتفسیرناب دینی ازسوی عده ای، و سرانجام خلط و خطایی است که بین نظریه تکثر قرائت دین به معنای خاص خود، با اجتهاد و برداشت های عادی که از متون مختلف می شود.جناب استاد رجبی! اگر توضیحاتی دارید، استفاده می کنیم.

حجه الاسلام رجبی: همان طوری که در ابتدا حضرت استاد فرمودند، این اندیشه وارداتی است.بنابراین، نباید دنبال ریشه های درونی آن در کشور گشت; یعنی اگر هم مسائلی مطرح می شود، مستمسک هایی است برای این که آن اندیشه وارداتی را توجیه و تایید کند.بنابراین، باید دید انگیزه کسانی که این اندیشه وارداتی را مطرح می کنند، چیست و ایشان با چه پیش زمینه هایی این مسائل را مطرح می کنند.البته، این مساله غیر از بررسی زمینه های پذیرش و اثرگذاری این اندیشه وارداتی در جامعه ماست.

به طور کلی می توان این زمینه ها را به سه دسته تقسیم کرد: عده ای هستند بدون دغدغه ارزشی و بدون این که حتی خودشان به آن معتقد باشند و آگاهانه و مستدلانه به درستی و ارزشمندی آن رسیده باشند، مساله را مطرح می کنند بدون آن که آن را درست بدانند و بگویند ما آن را برای اعتلای سطح علمی جامعه ترویج می کنیم، بلکه صرفا برای این که حرفی برای گفتن داشته باشند و حرف نویی مطرح کرده باشند و موقعیتی کسب کنند، چنین نظریاتی را مطرح می کنند.و گاهی هم حتی خود آنان درستی یا نادرستی این نظریات رانمی دانند و حتی توان قضاوت هم ندارند که چنین هست یا نیست.

دسته دوم، کسانی هستند که مرعوب و شیفته اندیشه های غربی هستند; یعنی در اثر ضعف بنیان فکری، دینی و فلسفی شان وقتی با این اندیشه ها مواجه می شوند، مرعوب و شیفته می شوند و این اندیشه را اندیشه ای سترگ می پندارند و به عنوان اندیشه های ناب و دیدگاه های بشری به دیده اعجاب به آن می نگرند و آن را مطرح می کنند.گروه سوم، حساب شده به دنبال اهداف سیاسی اجتماعی خود هستند، لذا می بینیم حتی گاهی خود مساله را هم گزینشی مطرح می کنند و چه سوء استفاده هایی که از این مساله نمی کنند.در همین بحث، اگر ما بپذیریم که واقع قرائت های مختلف از دین وجود دارد، آن وقت دیگر آسان است که بگوییم «فهم مقدس و مطلبی که بگوییم سخن خداست و باید تسلیم آن شد و براساس آن عمل کرد و تخطی از آن عقلا و منطقا مجاز نیست » دیگر معنا و مفهوم ندارد.با پذیرش نظریه تکثر قرائت از دین، هیچ فرقی نمی کند که یک نظام مبتنی بر نظریه ولایت فقیه باشد یا هر نظریه ای دیگر.چون این یک قرائت است که می گوید: دین در زمینه مسائل سیاسی نظر دارد و بر این اساس هم نظام باید مبتنی بر دین و ولایت فقیه باشد.اما قرائت دیگر هم این است که لزومی ندارد دین در عرصه مسائل اجتماعی مردم حضور داشته باشد.همین طور تعهد دینی و این که چه لزومی دارد، تعصب و پایبندی و پافشاری نسبت به یک سری مسائل داشته باشیم.چون این یک فهم است.فهم دیگری هم وجود دارد و شما در انتخاب هر یک آزاد هستید.بنابراین، پذیرش و طرح این مساله، اهداف سیاسی و اجتماعی فراوانی را برای بسیاری تامین می کند.به نظر می رسد افرادی بسیار آگاهانه و حساب شده آن را دنبال می کنند و آنچه که در جامعه ما سازماندهی شده و فعال است، همین گروه سوم است که با ترویج این اندیشه تقدس زدایی، نفی نظام دینی مبتنی بر ولایت فقیه، زوال تعهد دینی و استقرار سکولاریزم دنبال می کند.

معرفت: از فرمایشات حضرت عالی استفاده کردیم که اجمالا انگیزه های طرح این مساله نسبت به افراد متفاوت است: عده ای صرفا برای این که حرف نویی مطرح کرده باشند اقدام به این عمل می کنند; عده ای هم مرعوب و شیفته فرهنگ غرب هستند و بالاخره، عده ای با انگیزه های سیاسی به دنبال طرح این مباحث هستند.اگر حضرت استاد در این زمینه فرمایشی دارند، بهره مند می شویم.

آیه الله مصباح: بله من نکته ای بر این بحث اضافه می کنم.همان طور که عرض کردم، با این که نظریه قرائت های دینی، نظریه وارداتی است و در جامعه ما پدیده جدیدی تلقی می شود، ولی پیشینه هایی هم در جامعه ما داشته است.از جمله بسترهایی که زمینه پذیرش این نظریه را فراهم کرده این است که پس از پیدایش نظریات علمی جدید، به خصوص در زمینه زیست شناسی یا بعضی از نظریات علمی دیگر، کسانی که تعمق زیادی در مسائل اسلامی نداشتند، پذیرش بعضی از متون دینی برایشان سنگین بود.فرض بفرمایید، این که قرآن می فرماید: یک کسانی پس از این که مدت ها مرده بودند در همین عالم دوباره زنده شدند، برایشان چیز عجیبی بود و اثبات آن مشکل.یا مثلا این که حضرت عیسی از یک گلی پرنده ای بسازد و در آن فوت کند و آن یک موجود زنده ای شود.یا کور مادرزادی که حتی اندام فیزیکی چشم را هم ندارد، بینا بشود و…این ها از جمله اموری است که باورکردن آن برای افراد ضعیف الایمان مشکل است.در واقع، ضعف ایمان زمینه ای شد که از نظریه های وارداتی غربی برای توجیه این مسائل بهره بگیرند.و این همان عامل تعارض علم و دین است، که به طور جدی در غرب وجود داشت.اما در شرق، افرادی که در مسائل دینی مطالعات عمیقی نداشتند و بین آیات قرآن یا بعضی از آموزه های دینی با دستاوردهای علمی، به خصوص علوم طبیعی تعارضی به نظرشان می رسید، چون پذیرفتن مطالب دینی برایشان سخت بود، به دنبال چاره ای برای طرد نظریه سنتی دینی برآمدند، بنابراین، به پذیرش نظریه قرائت دینی اقبال نشان دادند. این بحث، از زمان سرسیداحمدخان در هندوستان شروع شد و مشابه آن، در مصر و در الازهر یک نهضت نواندیشی دینی در زمینه تفسیر و مسائل اسلامی مطرح شد و ازآنجا هم به کشور ما سرایت کرد.در بعضی از تفسیرهای – به اصطلاح – رگه هایی از این افکار دیده می شود.این در واقع، پیشینه بحث قرائت های متعدد دینی شد.

انگیزه روانی این بحث هم همین است که جناب آقای رجبی اشاره فرمودند; نوعی احساس ضعف و تقلید کورکورانه و غربزدگی برای برخی زمینه ای شد که مرعوب پیشرفت های صنعتی غربی شوند و غرب را در همه زمینه ها به عنوان الگو بپذیرند.این در اثر ضعف نفس است و یک عامل روانی است، کسانی که به فکر خودشان، اعتماد ندارند، آماده پذیرش نظریات دیگران می شوند، این ها سوء نیتی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *