تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 76 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به سران لشکری و مسئولان نظامی :

اخلاق نظیر عمل نیست که یک حرکتِ بدنی باشد یک امر درونی است چون امر درونی است زشتی و زیبایی آن خیلی روشن نیست خود شخص می داند ولی گاهی برای خود شخص هم مستور می شود و همان طوری که بیماری ناشناخته در حدّ ابتدایی نمی ماند رشد می کند اخلاقِ بد هم رشد می کند و همان طوری که بیمار اگر به طبیب مراجعه کند، آن بیماری درمان می شود اخلاق بد هم درمان می شود و همان طوری که بیماری یا سلامت، جزء عوارض بدن اند اخلاقِ بد و اخلاق خوب هم جزء عوارض نفس اند پایگاهی دارند منشأ اخلاق بد و اخلاق خوب، عقیده بد و عقیده خوب است عقیده خوب باعث پیدایش اخلاق خوب است عقیده بد باعث پیدایش اخلاق بد است اگر کسی عقیده خوب داشت احیاناً گرفتار برخی از رذایل اخلاقی شد ذات اقدس الهی درمان می کند ولی اگر دارای عقیده بد بود و مبتلا به اخلاق زشت شد خدا مدتی مهلت می دهد تا او خود را اصلاح کند اگر اصلاح نکرد افزایش پیدا می کند حالا این چند مطلب را باید از آیات قرآن کریم استفاده کنیم. در قرآن کریم فرمود برخی ها نهادشان، بنیادشان بر تقوا و فضیلت است برخی ها نهاد و بنیادشان بر رذیلت است أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی تَقْوَی مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیرٌ أَم مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی شَفا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَفرمود برخی ها موحّدانه معتقدند نظامی هست، خدایی هست، آفریدگار انسان هست، آفریدگار جهان هست، آفریننده پیوند انسان و جهان هست این جهان را با همه آ نچه در آن هست به مقصد می رساند نه تنها انسان کاروانی است که به مقصد می رسد بلکه هر موجودی که در این جهان هست به مقصد می رسد و به عالَم دیگر برمی گردد این آسمان و زمین این طور است این اجرام و اجسام این طور است اینکه گفتند بسیاری از این اجرام شهادت می دهند یا شکایت می کنند برای اینکه اینها به مقصد رسیده اند به کمال بار یافتند مسجد نسبت به همسایه های خود یا شفاعت دارد یا شهادت دارد یا شکایت دارد برای آن است که این زمین به مرحله کمال خود رسیده است این طور نیست که این زمین معدوم بشود یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَالسَّماوَاتُ پس این چنین نیست که فقط یا أَیهَا الْإِنسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحاً فَمُلاَقِیهِ بلکه در حشر اکبر همه این اعضای سه گانه مثلث یاد شده یعنی جهان، انسان، پیوند انسان و جهان این مجموعه به صحنه قیامت خواهند آمد و به کمال خود می رسند. اگر کسی چنین عقیده ای داشت و موحّدانه نظام را نگاه کرد این سعی می کند تا آنجایی که ممکن است وارسته زندگی کند نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد و اگر احیاناً ـ خدای ناکرده ـ لغزید خدای سبحان که مورد اعتقاد اوست لطفی می کند و او را درمان می کند درباره این گروه فرمود: وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ اگر در درون دل اینها مشکلی بود شبهه ای بود شکی بود رِیبی بود که مسائل اندیشه ای اند یا حَسَدی بود، کبری بود، رذیلت های دیگری بود که انگیزه ای اند ما اینها را جرّاحی می کنیم عمل می کنیم صاف می کنیم قلب اینها شفاف می شود آن گاه وارد بهشت خواهند شد چون هیچ کس با قلب آلوده به بهشت نمی رود حتماً تطهیر خواهد شد وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ و در بهشت إِخْوَاناً عَلَی سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ و اما اگر کسی ملحدانه زندگی کرد یعنی عقیده باطل داشت فرمود: أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی تَقْوَی مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیرٌ أَم مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی شَفا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ فرمود کسی که برای نظام مبدأ فاعلی قائل نبود مبدأ غایی قائل نبود نه جهان را، نه انسان را، نه پیوند انسان و جهان را در تحت تدبیر خدا ندانست همه را با شانس و بخت و اتفاق گذراند این مثل کسی است که جایی تنور مشتعلی باشد (یک) بالای آن لایه نازکی از خاک باشد که زیرش خالی است (دو) وقتی او پا گذاشت بدون تردید در آن شعله می افتد و می سوزد (سه) شما این رودخانه های مهم را دیدید این رودخانه ها بخشی از اینها یک شیار نرم دارند که به آن گدار می گویند اینکه می گویند در کربلا شریعه فرات را فلان مقدار نظامی های اموی بستند شریعه یعنی «مورد الشاربه» آن نهرهای بزرگ که نظیر استخر لبه تیز دارند نه از هر جای آن می شود عبور کرد نه از هر جای آن می شود آب گرفت ولی آن بخش هایی که شیب نرم دارد باز است آن گُدار است یعنی می شود از آنجا عبور کرد چون هم عبور آبش نرم است هم برای گرفتن آب آسان است در آن فرات یک قسمت های آن شریعه بود یعنی مورد الشاربه بود مورد کسانی بود که می خواستند آب بگیرند یک شیب نرمی داشت که اینجا می رفتند آب می گرفتند همه تیراندازان آمدند اینجا را نگهداری کردند که آب به خیام حسینی(علیه السلام) نرسد. غرض آن است که این نهرهای بزرگ را که شما دیدید در بعضی از موارد وقتی آب زیاد می شود بخشی از دو طرف را آب می برد این آب بُرد است آن بقیه که مانده پایه ای ندارد که اگر کسی روی آن بقیه پا گذاشت می افتد در آب چون زیرش خالی است آن قسمت آب برد را می گویند «شفا جُرُف» حالا یا زیرش آتش است یا زیرش رود روان، اگر کسی روی آن لبه پا بگذارد که زیرش خالی است این زود سقوط می کند فرمود: أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی تَقْوَی مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیرٌ أَم مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی شَفا جُرُفٍ یعنی بر لبه چیزی که زیرش خالی است اگر کسی پا بگذارد خب می افتد فرمود خیلی ها که گرفتار رذایل اخلاقی اند برای اینکه بنیان مرصوصی ندارند بنیان محکمی ندارند که عقیده توحید است، با خرافات زندگی می کنند با شانس زندگی می کنند با بخت و اتفاق زندگی می کنند کسی که موحد نباشد که برهانی است و مُتقن است، ناچار به خرافات نظیر شانس و امثال شانس تن در می دهد فرمود آن که ملحد است و عقیده ندارد زندگی اش و پا و پایه اش را روی لبه ای گذاشت که زیرش خالی است عَلَی شَفا جُرُفٍ که این در حال ریزش است فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ پس آن عقیده بد، این عقیده خوب، اگر کسی دارای چنین عقیده بد بود این باید بداند که بیماری خطرناکی در درون او سرایت کرده و هر روز دارد افزایش پیدا می کند رو به زیادی است خدای سبحان فرمود ما اوایل به او مهلت می دهیم راه درمان را به او نشان می دهیم نه تنها طبیب می فرستیم نه تنها دارو می فرستیم بلکه شفا می فرستیم; نفرمود قرآن، دواست نفرمود «و ننزّل من القرآن ما هو دواء» فرمود: وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ ممکن است کسی دارو مصرف کند و شفا پیدا نکند اما ممکن نیست شفا باشد و او شفا پیدا نکند فرمود ما شفابخشیم اگر شفابخشیم این قرآن هر جا وارد شد شفا داد نه دارویی است که گاهی اثر می کند گاهی اثر نمی کند وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ اما لِلْمُؤْمِنِینَ خدای سبحان این شفا را این عنایت را این لطف را عطا کرد آنها عمداً فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ طبیب فرستاده، شفا فرستاده او نیامده استفاده کند چنین گروهی را فرمود او مطمئن باشد که ما او را به حال خود رها نمی کنیم این بیماری او را مرتب در درون او سرایت می دهیم که کلّ هستی او را فرا می گیرد و فرو می برد کذلِک نَسْلُکهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ این در سوره مبارکه حجر است فرمود ما راه سازی می کنیم. چطور راه های صحیح را دوراهه، سه راهه، چهارراهه، ورود ممنوع، خروج ممنوع همه اینها را در تحت الأرض خدا انجام می دهد; فرمود ما باران را می فرستیم به اندازه کافی، همه اینها را در زمین ذخیره می کنیم اما این آب ها در زمین کجا بروند کجا را به صورت چاه سیراب کنند از کجا به صورت چشمه سر در بیاورند این یک چهارراه می خواهد یک سه راه می خواهد یک ورود ممنوع می خواهد یک راهنما می خواهد فرمود: فَسَلَکهُ ینَابِیعَ فِی الْأَرْضِ یعنی باران را می فرستیم اما این طور نیست که باران را در اختیار زمین قرار بدهیم خودمان این باران را به زمین فرو می بریم جاسازی می کنیم راهنمایی می کنیم چهارراه و سه راه و دوراه و یک راه داریم ورود ممنوع داریم خروج ممنوع داریم کجا برود کجا نرود کجا سر در بیاورد چاه بشود کجا سر در بیاورد چشمه بشود همه این کارها را ما می کنیم فَسَلَکهُ ینَابِیعَ فِی الْأَرْضِ این راه ها، چشمه ها را ما هدایت می کنیم. درباره بیماری هم همین کار را کرد فرمود: نَسْلُکهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ مَسلک یعنی مسیر، ما هم مسیر درست می کنیم هم این را سیر می دهیم که از کجا به کجا سر در بیاورد دفعتاً می بینید بیماری فراگیر شده ممکن است از نظر بدن سالم باشد اما از نظر رذایل اخلاقی به جایی می رسند که سَوَاءٌ عَلَیهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یؤْمِنُونَ انسان به جایی می رسد که آن مجاری ادراکی را خفه می کند وقتی مجاری ادراکی را تَدسیس کرد به تعبیر قرآن تَدسیه کرد این جایی را نمی بیند انسان وقتی خاک ها را کنار می برد چیزی در درون خاک می گذارد بعد رویش خاک می گذارد می گویند دسیسه کرده آن شیء مدسوس فی الأرض است أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرَابِ این است همین «دَسَّ» که ثلاثی مجرّد است اگر برای مبالغه و کثرت بخواهیم استفاده کنیم به باب تفعیل می رود می شود «دسَّسَ» چون سه سین دارد یکی از این سین ها تبدیل به یاء می شود، می شود «دسّی» فرمود: قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا یعنی «دسّسها» یعنی خیلی با نفس خود دسیسه کرده اغراض و غرایز را روی آن ریخته آن را در درون دفن کرده آن الآن زنده به گور شده و دیگر صدایش در نمی آید اما آنچه الآن حرف می زند و عمل می کند همین غرایز و اغراض پلید اوست این کسی که تدسیس کرده تدسیه کرده آن فطرت را زنده به گور کرده حرف او به جایی نمی رسد اینها همان کسانی اند که به انبیایشان می گویند: سَوَاءٌ عَلَینَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکن مِّنَ الْوَاعِظِینَ چه بگویی چه نگویی برای ما بی تفاوت است و ذات اقدس الهی هم به رسولش(علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) می فرماید: سَوَاءٌ عَلَیهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یؤْمِنُونَ چنین خطری هست بنابراین این طور نیست که رذایل اخلاقی اگر یک گوشه ظهور کرد همان جا بماند بلکه اگر مبنا طیب و طاهر و توحیدی بود ذات اقدس الهی توفیقی می دهد که انسان در همان اوایل امر این را ریشه کن کند می شود وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ و اگر ـ خدای ناکرده ـ مبنا الحادی بود که عَلَی شَفا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خانه ساخت و راه توبه را عمداً به روی خود بست طبق بیان نورانی امام سجاد(سلام الله علیه) در صحیفه سجادیه که عرض می کند خدایا «أنت الذی فتحتَ لعبادک باباً إلی عفوک و سمّیته التوبه» خدایا تو در را باز گذاشتی هر دو لنگه در را باز گذاشتی و فرمودی بیایید این در رحمت است اما عدّه ای وارد این در توبه و انابه نشدند اگر این چنین شد فرمود: کذلِک نَسْلُکهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ بنابراین اخلاق، تکیه گاهش اعتقاد است اگر ـ ان شاءالله ـ عقیده طیب و طاهر و توحیدی بود امید نجات است و اگر ـ خدای ناکرده ـ الحادی بود امید نجات نیست این است که خود ما باید در هر لحظه ای محاسب و رقیب خودمان باشیم «چرا بایدت دیگری محتسب»گفتند حساب خویشتن را خودت محاسبه کن خودت رقیب خود باش «چرا بایدت دیگری محتسب».

اما آن بیانات نوارنی حضرت امیر(سلام الله علیه) در نهج البلاغه طبق بحث های ترتیبی که ما شروع کردیم از اول فعلاً رسیدیم به نامه پنجاهمِ حضرت. وجود مبارک حضرت در نامه پنجاه که به مسئولان نظامی خود مرقوم می فرماید اول نامه این است « مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ إِلَی أَص

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *