تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نتایج توجه و اهتمام خاورشناسان آلمانی به قرآن کریم۱ :

چکیده:

خاورشناسی در آلمان سابقه ای دیرینه دارد. پس از صدور مجوز انتشار ترجمه قرآن کریم توسط مارتین لوتر که در راستای اهداف تخریبی علیه اسلام بود، ترجمه های قرآن کریم رو به رشد گذاشت.

مطالعات عربی اسلامی و عبری یهودی در آلمان نیز روندی صعودی به خود گرفت. در مطالعات خاورشناسی آلمان نیز دو رویکرد رشد یافت:

اول، رویکرد جستجو برای یافتن مشابهت هامیان کتب دینی و دیگری، رویکردنقادی کتب مقدس.

این مقاله بر آن است که این دو رویکرد را توضیح دهد.

هر چند اولین ترجمه های قرآن کریم به زبان لاتین صورت گرفت، اما در آن زمان کلیسا برای استفاده از وجوه تشابه میان داستانهای تورات و انجیل با داستانهای قرآن به منظور شناخت مشترکات این ادیان و تصحیح مفاهیم اشتباه و تحریف شده کتاب های ادیان خود و به دنبال آن ایجاد گفتگویی مبتنی بر اصول و مبانی علمی و دقیق، احترام به یکدیگر و عدم اهانت به این ادیان آسمانی، تلاشی ننمود.

علت این امر را می توان در هدف آنان ریشه یابی نمود که آنان از این ترجمه و ترجمه های بعدی تنها هجمه به اسلام و خدشه دار نمودن آن را می خواستند. این امر در نوع نگاه پترس محترم به ترجمه قرآن به هنگام دعوت برای ترجمه آن مشهود است. هدف مزبور در آغاز دوره جدید نیز در اقدام “مارتین لوتر” مبنی بر اجازه انتشار ترجمه قرآن کریم آشکار می گردد. چرا که وی گفت:”باور دارم که هیچ اقدامی برای محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]و ترک ها (مسلمانان) عذاب آورتر و مضرتر (از هر سلاحی) از ترجمه قرآن و انتشار آن میان مسیحیان نمی باشد.”

نگاهی به فاصله تاریخی میان اولین ترجمه لاتینی قرآن کریم و ظهور مارتین لوتر، و پذیرش ها و مخالفت ها در ترجمه قرآن کریم، وجود دیدگاههایی که ترجمه قرآن کریم را تهدیدی برای قداست عهدین می دانستند تأیید می کند. نیز نگاهی به اقدام مارتین لوتر در دعوت اصلاح طلبانه اش، بیانگر این واقعیت اند که مارتین لوتر خود به این خطر (یا ازطریق خواندن مستقیم ترجمه قرآن کریم و یا مطالعه آثار فلسفی اسلامی که در آن دوران به لاتین ترجمه شده بود) واقف بود. لذا این اقدام برای دور کردن این خطر از نهاد رسمی مسیحیت بسیارصحیح بود.ابراهیم هنکلمن، همین اقدام را به هنگام ترجمه قرآن کریم انجام داد.

ترجمه لوتر از عهدین و چاپ و انتشار گسترده آن، همزمان با صدور مجوز ترجمه قرآن کریم و فزونی ترجمه ها، و پس از آن رشد مطالعات عربی اسلامی و عبری یهودی در آلمان، نتایج ذیل را به دنبال داشت :

الف) شناخت وجود رابطه میان داستانهای قرآن و داستانهای تورات و انجیل، و تلاش برای پژوهش در مورد حقایقی که ممکن است عقل انسانی پذیرای آنها باشد.

ب) شناخت موضع قرآن کریم در قبال تورات و انجیل.

ج) رشد اصلاحات دینی.

و به دنبال این شناخت در مطالعات خاورشناسانه در آلمان دو رویکرد رشد یافت :

اول: رویکرد جستجو برای یافتن وجوه تشابه میان کتب دینی.

دوم: رویکرد نقادی “کتاب مقدس”.

رویکرد اول:

این جریان در عصر جدید و در کتاب خاورشناس یهودی آلمانی، “ابراهام ژایگر” با عنوان ” اقتباسات محمد[صلی الله علیه و آله و سلم] از یهودیت” آغاز شد.

ظهور این رویکرد به دنبال پیدایش زبان شناسی تطبیقی و مطالعات این حوزه بود. می دانیم که زبانشناسی تطبیقی بعد از کشف زبان سانسکریت پیشرفت کرد و پس از آن مراحلی را طی کرد که اوج آن در پایان قرن نوزدهم و آغازه های قرن بیستم بود. این تحول به دنبال به کارگیری نظریات تکاملی داروین توسط “شلایشر” در زمینه زبان ها، رخ داد. کتاب شلایشر در زمینه ادبیات و نحو تطبیقی در زبان های هندی اروپایی منجر به تأسیس مدرسه ادباء جوان شد.

دانشمندان مطالعات زبان شناسی، روش تاریخی را در تفسیر پدیده های زبانی تطبیقی اتخاذ کردند و می بینیم که خاور شناسان عرصه مطالعات دینی، به ویژه برای پژوهش پیرامون رابطه اسلام با یهودیت و مسیحیت، روش تاریخی و تطبیقی را به کار بردند.

کتاب مزبور ژایگر تا زمان ظهور و پیدایش پژوهش هایی در مورد مطالعه و بررسی بخشی معین از تاریخ قرآن کریم، مرجع اصلی تمامی مطالعاتی بود که پس از آن منتشر گشت. همچنین کتاب تئودور نولدکه با عنوان “تاریخ قرآن ” تأثیر مهم و بسزایی در تمامی مطالعات خاورشناسان در زمینه تاریخ “متن قرآن” به جای گذاشت. مطالعات وی در زمینه ادبیات تطبیقی در زبانهای سامی نیز بر تمامی پژوهشگران این عرصه اثر گذاشت. نوشته های ژولیوس ولهاوزن (هم در مورد تاریخ صدر اسلام و هم در زمینه مطالعات عهد قدیم) نیز در محققین این دو عرصه تأثیر گذاربود. کتاب ژایگر در تمامی نوشته های پیرامون تشابه میان اسلام و یهودیت از یک سو و یا اسلام و مسیحیت اثر گذار بود.نولدکه از این کتاب تمجید کرده و نکات ژایگر در مورد منبع اسلام و رابطه اش با داستانهای یهودی را نکات و ملاحظه های هوشمندانه و زیرکانه توصیف می کند.

بعد از گذشت یک قرن از چاپ کتاب ژایگر، هینوش اسپایر معتقد بود که ژایگر از برخی موضوعات غفلت کرده و به آنها نپرداخته است و این انگیزه ای می شود تا تألیفاتی جامع در مورد داستانهای عهدین در قرآن کریم را ارائه دهد:۲ و چاپ دوم آن در [هیلد ذهایم۱۹۶۱]صورت گرفت.

اما ابراهام کاتش در کتاب۳ خود سوره بقره و آغاز سوره آل عمران را به صورت آیه به آیه مورد تتبع قرار می دهد و آنها را به عناصر یهودی به ویژه روایات عهد قدیم و تلمود، ارجاع می دهد. این کتاب پس از کتاب ژایگر از خطرناک ترین کتب خاورشناسان در این زمینه به شمار می آید. وی در مقدمه کتاب می گوید: “از زمانی که ژایگر کتاب خود را با عنوان اقتباسات محمد از یهودیت نوشت تعدادی از پژوهشگران تلاش کردند تا نگاه وی را که مبتنی بر وامدار بودن اسلام (به میزان زیاد)به نوشته ها و میراث عبری بود، تأیید و حمایت کنند.”

کاتش تأکید می کند، همانگونه که پس از نوشته های نولدکه و ولهاوزن، مطالعاتی در حمایت، تأیید و تکامل نوشته های این دو دانشمند و با تکیه بر مبانی پایه ریزی شده توسط آنان، ظهور کرد، مشاهده می کنیم که پس از ظهور کتاب ژایگر مطالعات زیادی با همان روشی که ژایگر اتخاذ کرده بود، رشد کرد و بیشتر پژوهشگران که به این موضوع پرداختند، از خاورشناسان آلمانی بودند، برخی از آنان قرآن را به مفاهیم و عناصر و آموزه های یهودی ارجاع دادند مانند اثرات زیر:

“عناصر یهودیت در قرآن” هیرشفیلد، برلین، ۱۸۷۸

“عناصر یهودیت در بخش داستانی قرآن “، شابیرو، فرانکفورت، ۱۹۰۷.

همچنین خاورشناسان مسیحی قرآن را به منابع مسیحی ارجاع دادند که به عنوان مثال می توان از آثار ذیل نام برد:

“تلاش برای توصیف عناصر مسیحیت در قرآن”، گروک، ۱۸۳۹.

“ارتباط قرآن با یهودیت و مسیحیت”، رودولف، ۱۹۲۲.(هربرت بوسه در مورد این کتاب می گوید : نباید از عنوان کتاب فریب بخوریم که مولف تبعیت قرآن از مسیحیت را تایید می کند.)

“عناصر مسیحیت در قرآن”، کارل آرنس

همانگونه که زبان شناسان، زبانهای موجود در جهان را به گروههای زبانی خاصی تقسیم می کردند، دانشمندان ادیان نیز، ادیان جهان را به گروههای دینی معینی دسته بندی کردند و اسلام، مسیحیت و یهودیت را در برابر ادیان وضعی و ساخته دست بشر مثل بودا، هندو و… قرار داده و بر این مجموعه، ادیان آسمانی و الهی نام نهادند و این به معنای این است که دین های آسمانی از یک منبع یعنی منبع الهی سرچشمه می گیرند.

مستشرق معاصر آلمانی هربرت بوسه از جمله کسانی است که در کتاب خود با عنوان “رابطه اسلام با مسیحیت و یهودیت” وحدت درمنبع این ادیان آسمانی را تأیید می کند و علت تشابه میان این ادیان را به یکی بودن منبع آنها می داند.

همچنین ژولیوس ولهاوزن، علی رغم اینکه عهدین را به شدت نقد می کند ولی در عین حال منبع قرآن کریم را مورد نقد وبررسی قرار نمی دهد و این بیانگر این است که وی معتقد بود قرآن کریم، تنها متنی است که از منبعی الهی (بدون تحریف و تفسیر مانند عهدین) به جای مانده است. در اینجا این سؤال مطرح است : اگر زبان شناسان تطبیقی معتقد بودندکه پدیده های مشترک میان زبانهای یک گروه زبانی پدیده های زبانی ارث برده شده از زبان اصلی (زبان مادر) هستند و آن زبانی نزدیکی بیشتری با زبان مادر (مرجع) دارد که ویژگیهای قدیمی را بیشتر حفظ کرده باشد، (هر چند تاکنون در تعیین آن موفق نشده اند) چرا این روش در زمینه مطالعات کتب دینی به کار گرفته نمی]شود؟ به این معنا که تشابه میان داستانها و عقاید دینی، بازگشت به وجود اتحاد منبع و مرجع آن ادیان دارد و کتابی که در زمان نزول تدوین شده و حفظ گردیده و تاکنون تغییر و تحریفی در آن رخ نداده همان متن و حیانی اصلی است، و همان متن وحی شده است و کتابهایی که اصحاب آن کتاب به تحریف و تغییر آنها اعتراف دارند در واقع متونی هستند که از متن اصلی یعنی متن وحیانی دور گشته اند؟

از گفته های بالا آشکار می گردد که پیش روی ما سه دیدگاه متباین از خاورشناسان وجود دارد:

۱. نظریه ای که معتقد است قرآن کریم بازگشت به منابع یهودی دارد.

۲. نظریه ای که قرآن را به منابع مسیحی بازگشت می دهد.

۳. نظریه ای که تشابه میان داستانهای اسلام، یهودیت و مسیحیت را به علت وحدت منبع آنها ارزیابی می کند و این منبع همان وحی بر می شمارد.

این تناقض میان مستشرقین و نبود موضعی واحد از جانب آنان و سکوت برخی از آنان نسبت به منبع قرآن کریم و تردید آنان در تورات و انجیل و ارجاع دادن آن به منابع متعدد و متفاوت در واقع دلیلی خاورشناسانه برای صحت منبع متن قرآن کریم است.

همچنانکه اعتراف قرآن کریم به دو دیانت پیشین (یهودیت و مسیحیت) و اشاره به وجود تحریف در کتابها و عقاید (که خاورشناسان در مورد وقوع این تحریف در یهود و نصاری را ثابت کرده اند) نیز دلیلی استشراقی مبنی بر وحیانی بودن متن قرآن کریم است و اینکه متن قرآن برای تصحیح کتابها و نوشته هایی که از اصل خود دور شده اند، آمده است.

سومین دلیل خاورشناسان برای اثبات اینکه قرآن کریم از یهودیت و مسیحیت گرفته نشده، این است که از دهه سوم قرن بیستم، کانون های کلامی مسیحیت به گفتگو با اسلام روی آوردند، و پس از آن در واتیکان (۱۹۶۵م) تصمیمی برای انجام گفتگو با ادیان غیر مسیحی و از جمله اسلام، اتخاذ شد و بخشی مختص گفتگو با اسلام تأسیس گردید. همچنین مطالعات زیادی در میان خاورشناسان در مورد تصویر مسیح در قرآن کریم رخ نمود. از جمله :”حقایق عقیده مسیحیت در قرآن”، جوزف هنینگر. و از جمله مطالعات مهمی که به موضوع چهره مسیح در قرآن کریم پرداخت، پژوهشی بود که دانشمند عهد جدید “هیکی ریزنن” در کتاب خود با نام”چهره مسیح در قرآن، پژوهشی در الهی بودن قرآن” انجام داد. این تطور و تحول از مرحله هجمه به گفتگو و معرفی چهره مسیح آنگونه که در قرآن کریم است، تحولی مثبت از سوی نهادهای کلیسا و خاورشناسان است. هر چند این معرفی با اشتباهاتی عمدی و غیر عمدی همراه است،

رویکرد دوم:

رویکردی انتقادی نسبت به کتاب مقدس است که می توان تاریخ آن را در آلمان به اصلاحات مارتین لوتر نسبت دهیم. به ویژه با توجه به دیدگاه وی که معتقد بود هر مسیحی فرهیخته حق دارد این کتاب را بفهمد، و زمانی که فهم عهدین در انحصار روحانیون بود و گفته های آنان را کسی نمی توانست، پیگیری و بررسی کند حتی اگر با عقل در تضاد بود.

رویکرد دوم به موازات تحولات مطالعات عربی اسلامی در آلمان تحولی خطیر و مهم را سپری کرد، اوج این رویکرد زمانی بود که دانشمندان عهد قدیم، نقد عهد قدیم را به دو دسته تقسیم کردند:

نقد بیرونی (lower criticism) و نقد عالی یا پیشرفته (higher criticism). که می توان آنرا نقد داخلی نامید.

اما در آلمان به جای دسته بندی قبلی اصطلاحات جوهری و اصلی رواج زیادی یافتند و نقد نسخ (Textkritik) و نقد ادبی (Litrerarkritik) جای آن دو اصطلاح قبلی را گرفتند.

نقد بیرونی یا نقد متنی از قدیمی ترین انواع نقد به شمار می رود و در وهله اول از راه تحقیق و کنکاش در مراحل مختلفی که متن گذرانده و شکل نهایی به خود گرفته، مسأله تعدیل ها و تنظیم مجدد اسفار را مورد توجه قرار می دهد.

اگر به متن تورات از زمان موسی تا زمان ضبط و ثبت تورات توسط عزرا و کشف اولین کتیبه ای که به دست ما رسیده (کتیبه لنینگراد که تاریخ آن به اوائل قرن ۱۱میلادی (۱۰۰۸م) بازمی گردد) می بینیم متن تورات مراحل متعددی را طی کرده:

مرحله اول: از حضرت موسی (علیه السلام) تا تدوین تورات و ثبت آن در عصر عزرا.

در این دوره تورات به صورت شفاهی از دهان به دهان منتقل می گشت، لذا اضافات بشری (غیر وحیانی) به متن وحیانی افزوده شد، متن وحی و بشری در تورات به هم آمیخته شده و دستیابی به متن اصلی تورات سخت گردید.

مرحله دوم : از زمان ثبت متن تورات توسط عزرا تا زمان ضبط متن عهد قدیم

در این فاصله زمانی نیز تعدیلات زیادی در متن تورات ایجاد گردید که از جمله آنها تعدیلاتی بود که در کتاب از زمان عزرا تا سال ۵۰۰ میلادی در تورات وارد کردند و در تلمود اشاره هایی به برخی از این تعدیل ها یافت می شود. (ولیکن این اشاره ها توجیه دینی شده اند.)

ناقدان عهد قدیم، تعدیل های ایجاد شده در متن عهد قدیم را به تعدیل های عمدی و غیر عمدی تقسیم می کنند. آنان، این دو نوع تعدیل را از طریق مقایسه میان نسخ مختلف اسفار عهد قدیم و قدیمی ترین ترجمه ها یعنی ترجمه هفتاد و ترجمه های آرامی از یکدیگر تمییز می دهند.

قرآن کریم در این رویکرد نقادانه از غرب پیشی گرفته است و در چند جا به وجود تغییر عمدی در این متن اشاره می کند از جمله (و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون)بقره/۷۵

طبری می گوید: “فریق مانند طائفه است که بیش از یک نفر است و “منهم” یعنی از بنی اسرائیل و کسانی که تحریف گرند و در آن آنچه را که دوست داشتند افزوده و هر آنچه را که بر ایشان ناخوشایند بود محو کردند…”

در اینجا واضح است که طبری به تعدیل عمدی اشاره می کند خواه از طریق حذف و خواه اضافه کردن.

می توان گفت منظور از علمایی که طبری به آن اشاره می کند همان کاتبان بودند و آنان بودند که در متن تورات تعدیل های عمدی انجام دادند.

شهرستانی درباره تحریف هایی که یهود در تورات ایجاد کردند می گوید: “تحریف یا در کتابت و شکل تورات و یا تحریف در تفسیر و تأویل آن [بود]”.ابن کثیر نیز در تفسیر خود در مورد آیه فوق همین را می گوید”یعنی تأویلی غیر واقعی از آن می کنند…سندی می گوید منظور تورات است که تحریف کردند… و قتاده می گوید آنها یهود بودند که کلام خدا را می شنیدند و بعد از آنکه در مورد آن تعقل و تدبر کرده بودند آنرا تحریف می کردند، ابو العلیه می گوید: آنچه که خداوند در نعت پیامبر در کتابشان وارد کرده بود را از مواضع اش تحریف کردند… و ابن وهب می گوید: “توراتی که خداوند به آنها نازل کرد را تحریف می کردند، حلال آن را حرام، حرام آن را حلال، حق را باطل و باطل را در آن تبدیل به حق می نمودند. “

ابن کثیر تنها به تحریف لفظی اشاره نمی کند، بلکه به تحریف در شریعت نیز اشاره دارد. همچنین می توان این امر را به اختلاف میان شریعت ها و عقاید فرقه های یهودی پیش از اسلام و فرقه های یهودی ظهور یافته پس از اسلام (خواه در قرون وسطی و خواه فرقه های معاصر) مرتبط دانست.

تردیدی نیست که مستشرقین با این آیه و آیه های مشابه آشنا هستند. که این آشنایی از سه راه صورت گرفت:

۱- قرائت متن اصلی قرآن کریم(چاپ فلوگل و یا چاپ هنکلمن) توسط کسانی که عربی را در کنار عبری مورد مطالعه و فراگیری قرار دادند.

۲- قرائت ترجمه های متعدد و مختلف از قرآن کریم

۳- اطلاع مستشرقین از منابع اسلامی که قبلا بدان اشاره شد.

مستشرقان به جای واژه های تحریف، تعدیل و تبدیل، بر اقدامات کاتبان از زمان عزرا تا قرن پنجم میلادی تعدیل عمدی اطلاق نمودند.که این با متن آیه پیشین مطابقت دارد.

اما عبارت “و قد کان فریق منهم” به این معناست که علاوه بر کاتبان، گروهی از سامری ها (که نسخه موجود در دست آنان با متن رایج تورات متفاوت است) نیز تورات را تحریف کردند. شهرستانی به این نکته اشاره می کند که زبان سامری ها با زبان یهود متفاوت است و تورات به زبان سامری ها (که نزدیک به عبرانی است) بوده که بعدا به سریانی منتقل شده است.

این سخن بدین معناست که شهرستانی وجود اختلاف(نه در محتوا بلکه اختلاف زبانی) میان تورات سامری ها و یهود را پذیرفته است. همچنین کتاب “مروج الذهب و معادن الجوهر” مسعودی شامل موارد زیادی است که نگاهی انتقادی به تورات، به ویژه به فقدان متن اصلی و فرآیند مستند سازی متن آن دارد.

وی می گوید: سامی ها، گمان دارند که تورات موجود در دست یهود، توراتی نیست که موسی بن عمران (علیه السلام) آورده بلکه آن تحریف، تبدیل و تغییر یافته است. و معتقدند که ایجاد کننده تورات موجود در دست یهودیان توسط زروبابل بن سلسان به وجود آمده است. همچنین وی می گوید: “در نسخه دیگری دیدم که فرد ازدواج کننده،خود بخت النصر بود و خودش بود که به آنان اعطاکرد و بر آنان منت گذاشت.”

از دو مطلب فوق آشکار می گردد که در زمان مسعودی نسخ متعدد و متفاوت از تورات وجود داشته است. همچنین میان کتیبه های[قمران] که در نیمه قرن جاری کشف شد و متن رایج اختلافات زیادی وجود دارد. منظور در اینجا اختلافات میان متن[ماسورا]و قدیمی ترین ترجمه های عهد قدیم یعنی ترجمه های آرامی و ترجمه هفتاد می باشد. مستشرقان آلمانی در زمینه نقد متنی تلاش زیادی نمودند و دو نسخه علمی از عهد قدیم با نام های (Biblia Hebraica von R. kittle) با نام اختصاری (BHK) و(Biblia Hebraica Stutt gartensia) با نام اختصاری (BHS) را به چاپ رسانیدند.

این دو نسخه در برگیرنده اشاره هایی به اختلافات موجود میان نسخ دارد.که خواننده می تواند از راه آشنایی با کلید اختصارات وارده در هر نسخه از این دو نسخه، با این اختلافات آشنا شود.

بنابراین می توان گفت آیه های تحریف و تبدیل تنها اشاره به تحریف و تبدیل متنی مرتبط با متن ندارد. بلکه به معنای اختلافات اعتقادی و تشریعی نیز می باشد که این اختلافات در میان فرقه های یهودی از زمان پیدایش قدیمی ترین فرقه یهودی تا پیدایش فرقه های جدید یهودی مشهود است.

دانشمندان مسلمان در دوران جدید و عصر حاضر باید با تعدیل های عمدی و غیر عمدی که از طریق تطبیق میان نسخ خطی و ترجمه های قدیم موجود قبل از ظهور اسلام، آشنا شوند و از آن در تفسیر آیات قرآنی مرتبط با تحریف ها، تبدیل ها و محو و پنهان کردن ها (در کتب آنان) استفاده نمایند. نیز لازم است با اختلافات عقائدی و تشریعی میان فرق یهود به ویژه فرقه های پیش از اسلام آشنا شده در تفسیر قرآن کریم از آن بهره گیرند و به گفته های مفسران گذشته بسنده نکنند و گفته های آنان را تکرار ننمایند. بلکه از راه آشنایی و آگاهی از مطالعات جدید خاورشناسی مرتبط با نقد متنی، بر گفته های علمای سلف بیفزایند. و نیز از نتایج کاوش ها و آثار کشف شده در دوران جدید استفاده کنند.

مستشرقان از قرآن کریم و تفسیر آن در تکامل نقد نسخ(نقد اولی) استفاده زیادی کردند و قرآن در این زمینه از آنان جلوتر می باشد. همچنانکه شهرستانی به طور آشکار به وجود تحریف در کتابت و شکل و صورت ظاهری در متون دینی یهود اشاره می کند که به وضع کلمه به جای کلمه و وضع حرف به جای حرفی دیگر و یا تکرار کلمه (یا حرف) شناخته می شود. همچنانکه اشاره وی به تفسیر و تاویل می تواند در جرگه تغییر و تحریف عمدی قرار گیرد به طوری که برای خداوند صورت های بشری ایجاد کردند و در تفسیر های متأخر یهودی اقدام به تأویل آنها نمودند.

لذا ما در تکامل و تحول این روش از آنان شایسته تریم. روشی که برگرفته و در امتداد روش قرآن کریم است. ما در عین حال باید از تلاش های خاورشناسان در این حوزه بهره مند گردیم. و می بینیم که این روش بهتر از پژوهش در شبهه های خاورشناسان و پاسخ به آنها می باشد چرا که این روش بهترین پاسخ به شبهه های آنان است که مدعی تأثیر پذیری اسلام از یهودیت اند.

اما نوع دوم از نقد،یعنی نقد عالی(درونی) و یا نقد پیشرفته دو مفهوم دارد :

اول: مفهوم کلی که در درون خود بسیاری از دیدگاهها در مورد پژوهش در عهد قدیم مثل مسأله تالیفات و پیشینه تاریخی، فرهنگی مولف و توضیح رابطه میان آنها را در بر می گیرد. دوم: مفهوم خاص که به تحولات ادبی متن بر اساس متن تشکیل شده از طبقات مختلف قبل از آنکه شکل نهایی را به خود بگیرد، می پردازد. و این روش بحث و پژوهش تحلیلی است که هدف از آن کنار زدن منابع و یا روایات مختلف، و مبتنی کردن هر طبقه به خودش و بعد از آن رسیدن به مراحل جمع آوری و روش کنارهم نهادن آنها در شکل نهائی آن می باشد. این سخن به این معنا است که تورات فعلی مجموعه ای از اعمال متفاوت و طبقه های متنوع است که به یک مولف و یک عصر منسوب نیست. و این رویکرد نقادانه به نقد منبع و مصدر شناخته می شود.

این نوع از نقد در میان مستشرقین آلمانی از آیشهورن تا ژولیوس ولهاوزن تحولات بزرگی را شاهد بوده است. و اگر جنبش اصلاح دینی از کلیسای ویتنبرگ۴ (موطن مارتین لوتر) نشأت گرفت، می توان گفت نقد تکامل یافته در گوتینگین۵ متبلور شد و همچنانکه اصلاح دینی به دست یک متکلم یعنی مارتین لوتر رخ داد، نقد عالی به دست متکلمان پروتستانی شروع و تکامل یافت که از برجسته ترین آنها می توان اوالد و ولهاوزن را نام برد.

پیش از توضیح در مورد رویکرد و تحول “نقد منبع” باید گفت ریشه های این رویکرد نیز اسلامی است. در قرآن کریم نیز مطالبی دال بر تعدد کتب تورات وجود دارد، و اینکه تورات فعلی نتیجه، مجموعه ای از اعمالی بشری است، و به تورات وحیانی که به موسی علیه السلام، نازل شده، ارتباطی ندارد. این مطلب را در آیه شریفه “و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی و ان هم الا یظنون فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عند الله لیشتروا به ثمنا قلیلا فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون”(بقره ۷۸-۷۹) می توان یافت.

طبری می گوید: ” (امیون) یعنی یهود و یا مردمی از یهود، و آنان درباره کتاب الهی و حدود الهی چیزی نمی دانند… احبار یهود، نوشته های دروغین و افتراء به خدا را با علم به دروغ بودن آن و از روی عمد برای دروغ بستن به خدا تلاوت می کنند سپس به ناروا می گویند که از نزد خداوند نازل شده است.” سخن طبری کاملا آشکار است که تورات فعلی عملی انسانی است که به تورات اصلی ارتباطی ندارد. و می توانیم معنای “احبار یهود” را که طبری به آن اشاره می کند، بفهمیم که منظور از آن “علمای یهود” است که به کتابت تورات اشتغال داشتند، کسانی که ارمیای نبی می گوید اینها تورات را تحریف کردند. چراکه تخصصشان این بود. “چگونه می گویید ما حکام هستیم در حالیکه شریعت رب برای ماست. حقیقتا اینها دروغ هایی است که قلم کاتبان کاذب تبدیل نمودند.” (ارمیا۸:۸). همچنانکه انتساب [انتحال] یعنی کتابت متون جدید که ارتباطی به متن اصلی ندارد در حالیکه ادعا می شود که جزء متن اصلی است. و این انتساب ضرورتا به تعدد دیدگاهها و رویکردها منجر شد.امری که تعدد کتاب تورات از آن ناشی گردید. شهرستانی نیز به تعدد کتب تورات اشاره می کند: “تورات مردم همان است که سی تن از ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *