تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری شامل 60 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نحله های روشنفکری در ایران؛ گفت وگو با حاتم قادری :

طبرستان سبز ، ش ۵

چکیده: شاخص اصلی روشنفکری این است که منتقد و مخالف نظام فکری مسلط بر جامعه است . در تاریخ معاصر ایران، روشنفکران را می توان به پنج گروه دسته بندی کرد: رمانتیک ها، عقل گرایان، احیاگرها، ایمان گرایان و کسانی که در حال گذار از مدرنیته هستند . روشنفکران دینی در سال های اخیر به روشنفکران سکولار نزدیک شده اند; ولی این نزدیکی چندان قوی نیست .

روشنفکری دینی را تعریف کنید و توضیح دهید که آیا در روشنفکری دینی تقسیم بندی وجود دارد یا نه؟

تعریف جامع و کامل روشنفکری دینی مشکل است . یک شاخص روشنفکری این است که روشنفکر، منتقد یا مخالف برخی یا تمامی نظام فکری مسلط بر جامعه است . البته هر مخالفی روشنفکر نیست; ولی روشنفکر قاعدتا مخالف است . او بر اساس آموزه ها، دغدغه ها و کاراکتر خاصی که دارد، با مقولاتی که در حیات اجتماعی موجود است سر ناسازگاری دارد .

بعضی روشنفکری دینی را یک پارادوکس می دانند و روشنفکری را یک پدیده غربی مدرن می گیرند . ولی به نظر من همواره این امکان وجود دارد که عده ای با انگیزه ها و آموزش های مختلف، با باورها و عرف رایجی که در جامعه به عنوان دین وجود دارد، موافقت نداشته باشند و به عقیده من تاریخ این امر به پیشامدرن برمی گردد . در تاریخ اسلام و ایران نیز چنین روشنفکرانی را سراغ داشته ایم (مثل اخوان الصفا و نحله ابویعقوب سجستانی) و در خود غرب هم اومانیست های اولیه (مثل مور و اراسموس) در عین حال که روشنفکر دینی بودند، ویژگی های اومانیستی هم داشتند .

در تاریخ معاصر ما، یعنی از زمانی که با مدرنیته و مدرنیزاسیون تماس های جدی برقرار کردیم، من به پنج گروه در بین روشنفکران دینی قائل هستم: گروه اول، روشنفکران دینی رمانتیک هستند که پیش از این که عقل گرا باشند، حس گرا و عاطفه گرا هستند و در عین حال که در دامن مدرنیته پرورش یافته اند، شدیدا منتقد مدرنیته هستند . به عبارت دیگر، آنها از حال تاریخ گریزانند و به گذشته تاریخ یا آینده ناکجا آبادی در تاریخ توجه دارند . چهره مسلم و برجسته این گروه، دکتر شریعتی و در یک رده پایین تر جلال آل احمد است .

گروه دوم کسانی هستند که رویکردشان به مدرنیته مثبت تر است; یعنی رویکرد علم گرایانه تر و عقل گرایانه تر دارند . البته این بدین معنا نیست که تماما سرسپرده مدرنیته هستند، ولی به هر حال از حال تاریخ گریزان نیستند و اگر نخواهند با گذشته یا آینده پیوند بزنند، باز هم سعی دارند حال را در این پیوند قرار دهند . به نظر من، چهره برجسته این گروه مهندس بازرگان و در حال حاضر آقای خاتمی و پیش از آنها شریعت سنگلجی است .

گروه سوم، روشنفکر احیاگر است; یعنی روشنفکری خصلت بارز و تمام شخصیت آنها نیست; بلکه احیاگر هم هستند; یعنی سعی دارند برخی از آنچه را جزء سنت دینی است احیا کنند . چهره بارز این رویکرد، آقای مطهری و آقای سید حسین نصر می باشند .

گروه چهارم کسانی هستند که به مدرنیته به طور مثبت نگاه می کنند، ولی برخلاف گروه دوم در حال گذار از مدرنیته هستند .

گروه پنجم کسانی هستند که قبل از این که دین گرا باشند، ایمان گرا هستند و بیش از این که پای بند تشریفات باشند، پای بند ایمان، وجوه اخلاقی و قضایایی مانند این هستند . در خود این گروه نیز می توان چهره های رمانتیک و عقل گرا را پیدا کرد .

از بین گروه هایی که نام بردم، افرادی را که حساسیت و دغدغه های آنها معطوف به نظام سیاسی – اجتماعی مستقر است، می توانیم اصطلاحا «روشنفکر چپ » بنامیم . برای مثال، برخلاف سید حسین نصر که دغدغه اش بیشتر معطوف به نوعی احیای علم دینی و علم مقدس است، کسانی چون شریعتی، آل احمد، مطهری یا بازرگان از این جهت که به نقد نظام مستقر از هت سیاسی، اقتصادی می پرداختند، چپ دینی هستند .

با این توضیح، کسانی که با پاره ای یا تمامی نظام مثلا اعتقادی، فکری، رفتاری یا بعضا سیاسی، اجتماعی و دینی جامعه چالش داشته باشند، به صرف این که رهیافت دینی و دغدغه دینی داشته باشند، روشنفکر دینی هستند . این که منبع تغذیه آنها از خارج یا داخل باشد فرقی نمی کند و آنها را از موضع روشنفکری خارج نمی کند .

هر چند بعضی رمانتیک ها (نظیر شریعتی) بعضا احیاگری و اسوه پردازی نیز می کنند، ولی احیاگری در اینجا تحت الشعاع خود رمانتیک بودن قضیه است . شخصیت پردازی مثبت را می توان نوعی احیاگری نامید، ولی البته با روشنفکر احیاگر تفاوت دارد . روشنفکران احیاگر در تقسیم بندی غرب کسانی هستند که مدرنیته را نقد می کنند، ولی از حال و تاریخ مدرنیته گریزان نیستند .

ایمان گرایان کسانی هستند که بیش از این که متوجه تشریعیات دین باشند، به هسته اصلی دین توجه دارند; یعنی مبنادار بودن خلقت، جهت یابی عمومی، نفس عمل نیک، ایمان به امر قدسی و … . در عین حال، ایمان گرایان می توانند همچنان سنت های اصلی ایمان را از اسلام بگیرند یا می توانند از نفس دین و از نفس ایمان بگیرند که در این حالت به پلورالیست های ایمانی تبدیل می شوند که قبل از این که به تشریعیات بپردازند، به تجارب ایمانی بها می دهند . شاید بتوان آنها را از یک جهت با حقیقت گرایان عرفانی تاریخ گذشته خودمان مقایسه کرد; یعنی کسانی که شریعت را اصل نمی دیدند و حقیقتی را قائل بودند . ولی ایمان گرایان امروز در بافت مدرنیته پرورش یافته اند و حتی با مدرنیته منطبق هستند . ایمان گرایان تکلیف گرا نیستند; یعنی دین را بر اساس یک سری فرامین که نقش آن در حیات اجتماعی انسان ها تبلور داشته و برنامه هایی در این راستا داشته باشد یا واجد جهت های فقهی و حقوقی باشد نمی نگرند . تیپ هایی مثل مرحوم شریعتی در نهایت برای دین یک شکل بندی قائل بودند که می تواند تمامی حیات اجتماعی (سیاست، اقتصاد، اجتماع و . .). را پوشش بدهد; ولی ایمان گرایان این طور نیستند و حتی لزومی ندارد که ایمان گرایان بدین معنا پیامبرمحور باشند .

عمده متفکران ایمان گرا مهم ترین هدف دین را بهسازی درون انسان و رساندن او به خدا و سعادت اخروی انسان ها می دانند (مانند مرحوم بازرگان یا دکتر سروش) . آیا چنین باوری جامعه یا ساخت سیاسی را به سمت سکولاریسم پیش نمی برد؟

به عقیده من، در عصر مدرنیته به هر نحله ای که فکر کنیم، هر چند متضاد، چاره ای نداریم جز این که حوزه های بسیار وسیعی را برای عرف گرایی فراهم کنیم . گرایش ایمان گرایی یا رمانتیکی، درک ما از قضایاست; ولی در بستر بیرونی و در تحلیل خارجی به سمت عرف گرایی حرکت می کنیم و این حرکت گسترده تر هم خواهد شد . ایمان گرایان اتفاقا فضایشان مساعدتر است که خودشان را راحت تر با این مجموعه منطبق کنند .

نقش روشنفکران در تحول ساخت سیاسی پس از مشروطه یا پس از انقلاب اسلامی تا چه اندازه بوده است؟

نقش روشنفکرها و روشنفکرهای دینی بسیار مؤثر بوده است . من مایلم به دو نکته اشاره کنم:

۱ . روشنفکران دینی ما لزوما از مشروطه به این طرف تعهد سیاسی و اجتماعی جزء تعهد اولیه شان نبوده است . مثلا ریعت سنگلجی روشنفکر احساس می کند که ستیز با خرافات یا ارتقای سطح سواد و آموزش و پرورش نیازمند وجود دولتی است که هر چند ممکن است علائم اقتدار معطوف به استبداد هم نشان دهد (مثل دولت رضا خان) ولی می تواند برخی قضایا را حل کند . ما نباید عمدتا تحت تاثیر دهه های ۴۰ – ۵۰ یا ۶۰ – ۷۰، روشنفکر دینی را لزوما یک انسان ستیزه گر با نظام سیاسی اجتماعی بدانیم .

۲ . برخی اعتقاد دارند که روشنفکر دینی با مردم باید رابطه تنگاتنگی داشته باشد; اما من فکر می کنم نقش روشنفکری در زمان های مختلف با توجه به حالات شخصیتی و متفاوت بودن از این جهت فرق می کند . هر جا که روشنفکر و مردم در یک امر اجتماعی سهیم باشند این ارتباط برقرار می شود; و گرنه همسو نیستند و چه بسا با یکدیگر چالش داشته باشند .

بنابراین به عقیده من تعهد سیاسی وجه غالب روشنفکری نیست، بلکه روشنفکر می تواند فراتر از صرفا تنش گری سیاسی باشد . مثلا در سهراب سپهری، روشنفکری او می تواند هنری و احساسی باشد و در تلطیف شرایط روحی مردم خودش، محفلش و دوستدارانش تاثیر بگذارد . اگر جامعه این را قبلا می توانست تجربه کند، حالا غیرمستقیم بنیادهای مدنی بسیار شکوفاتر و قوی تری را داشتیم .

قبل از انقلاب اسلامی عمدتا روشنفکران دینی ما بیشتر روی ایدئولوژی دینی کار می کردند و سعی داشتند از منظر دین و با روش درون دینی راه حل بسیاری از نیازمندی های فکری و معیشتی و معرفتی را دربیاورند; ولی پس از انقلاب با چرخش ۱۸۰ درجه ای در جمع روشنفکران روبه رو هستیم .

قبل از انقلاب، دین منبعی برای سعادت در ابعاد مختلف بود و می خواستند ایدئولوژیک بودن دین را برسانند و حتی جمله معروفی بود که اسلام از قبل از تولد تا بعد از مرگ می تواند برای انسان برنامه داشته باشد . چه تصور رمانتیکی نسبت به دین و چه روشنفکران دینی عقل گ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *