توضیحات
فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق شامل 79 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق :
چکیده
فلسفه حقوق را می توان یکی از شاخه های فلسفه علوم اجتماعی دانست که به بررسی علل و ریشه های حقوق و قوانین حاکم در جوامع بشری می پردازد و پس از تحلیل مکاتب فکری، آن ها را ارزیابی می کند.از جمله این مکاتب، «مکتب حقوق طبیعی » (۱) (یا حقوق فطری) است که طبیعت (یا فطرت) بشر را خاستگاه و ریشه همه قوانین و حقوق می داند.
مکتب مزبور دارای سابقه ای طولانی در تاریخ تفکر بشر است.اولین نظریه پردازان این مکتب در یونان قدیم، پیش از ظهور دین مسیحیت می زیسته اند.به لحاظ تاریخی، می توان حیات نظریه «حقوق طبیعی » را به دو دوره عمده تقسیم نمود.نقطه عطف در این تقسیم، عصرنوزایی است:
۱.نظام قدیم حقوق طبیعی;
۲.دوره جدید حقوق طبیعی;
دوره اول به سه مقطع اساسی تقسیم می شود:
الف.نظریه حقوق طبیعی پیش از قرون وسطا; (۲) ب.نظریه حقوق طبیعی در ابتدای قرون وسطا; (۳) ج.مکتب حقوق فطری و طبیعی در اواخر قرون وسطا. (۴)
دوره جدید حقوق طبیعی نیز به نوبه خود، به دو بخش کلی قابل تقسیم است:
الف.نظریه حقوق طبیعی در ابتدای دوره جدید در اروپا; (۵) ب.نظریه حقوق طبیعی در آرای متفکران قرن بیستم. (۶)
در این نوشتار، به طور اختصار، به ذکر ویژگی های مکتب حقوق طبیعی در هر یک از ادوار مزبور اشاره می شود:
۱- نظام قدیم حقوق طبیعی
مطابق با این سنت که به لحاظ تاریخی به دوران های پیش از عصر نوزایی مربوط می شود، در جهان نوعی قانون برتر (۷) وجود دارد که همه قوانین از آن ریشه می گیرند. مکتب سنت قدیم حقوق طبیعی به بیان محتوای این قانون برتر پرداخته، تاثیراتش را بر قوانین منشعب از آن، مورد ارزیابی قرار می دهد.
۱-۱- نظریه حقوق طبیعی پیش از قرون وسطا
بحث درباره حقوق طبیعی در دوره یونان قدیم، بخشی از مباحث علوم فلسفی را به خود اختصاص داده بود.سقراط معتقد بود علاوه بر قوانینی که انسان ها آن را وضع می کنند، قوانین دیگری نیز وجود دارد که از طرف طبیعت برای اداره امور جوامع بشری مقرر گردیده است.از یک سو، وی از اولیای امور می خواست تا قوانین طبیعت را کشف نمایند و جامعه را بر اساس آن ها اداره کنند و از سوی دیگر، به مردم توصیه می نمود تا تمام اعمال و رفتار خود را با مقررات حقوق طبیعی وفق دهند. (۸)
افلاطون نیز در سه کتاب خود به نام های قوانین، دولتمرد (مرد سیاسی) و جمهوری (۹) به بحث درباره حقوق طبیعی پرداخته و قوانین مدینه فاضله خود را بر اصول این حقوق استوار نموده است.
همچنین ارسطو در کتاب های سیاست و اخلاق نیکوماخوس (۱۰) قوانین طبیعت را بهترین منبع برای وضع قوانین جوامع معرفی نمود.او با انتقاد از قوانین تراویده از فکر بشر و بریده از قانون طبیعت، انسان ها را به رعایت قوانین و حقوق طبیعی ملزم می دانست.
نامدارترین اندیشمندی که پیش از قرون وسطا درباره حقوق طبیعی با شرح وتفصیل بحث کرده سیسرون، (Cicero) ،فیلسوف و خطیب توانا و سخنور مشهور رومی بود که در قرن اول پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد. (۱۱) او، که متاثر از مکتب رواقیان یونان بود (۱۲) ، در کتاب های قوانین و جمهوری (۱۳) خود، قانون طبیعت را منطبق بر طبیعت و فطرت بشر دانسته و نویسنده و واضع این قانون را خالق بشر – یعنی خدا – معرفی کرده است.
وی اعتقاد داشت که حقوق طبیعی باید ازلی و غیرقابل چالش باشد; چون طبیعت انسان، ثابت و غیرقابل تغییر است.به همین دلیل، حقوق طبیعی در همه زمان ها و مکان ها و برای همه ملت ها به یک اندازه دارای ارزش و اعتبار می باشد.ما نمی توانیم خود را در برابر وظایفی که نسبت به حقوق طبیعی داریم، آزاد و رها بدانیم.برای تفسیر و توضیح این حقوق هیچ نیازی به غیر خود نداریم; هر کس از اطاعت این حقوق سرباز زند، از خویشتن خویش فرارکرده، فطرت بشری خود را انکار می نماید.به این لحاظ، او باید متحمل سخت ترین عذاب ها شود که «عذاب وجدان » نام دارد. (۱۴)
علاوه بر سیسرون، دیگر فیلسوفان رومی، از جمله آلپین (Ulpien) ،پل (Paul) ،پلاین و فلورانتین (Florentin) در زمینه حقوق طبیعی و حقوق فطری تحقیقاتی کرده اند که همگی کمابیش به تفسیر کلمات سیسرون پرداخته اند.
عمده ترین مناقشه ای که می توان در پژوهش های فیلسوفان این دوره – پیش از قرون وسطا – در زمینه قوانین و حقوق طبیعی نمود این است که مقصود ایشان از مفهوم «قانون طبیعت » کاملا روشن نیست.در چه صورت می توان یک قانون را قانون طبیعی دانست؟
۱.آیا قانون طبیعی یعنی قانونی که از طبیعت انسان – یعنی ذات و سرشت او یا هدف او – مشتق شده است؟
۲.یا این که طبیعی بودن یک قانون بدان روست که آن قانون از راه توانایی های طبیعی انسان – یعنی با عقل و یا وجدان او – قابل دست رسی و فهم است؟
۳.یا طبیعی بودن قانون به معنای این است که آن قانون در جهان طبیعت خارج از انسان، اما درباره انسان وجود دارد؟
۴.و یا در نهایت، طبیعی بودن یک قانون به معنای ترکیبی از دو یا سه مورد مزبور است؟
مناقشه دیگر این است که مصداق حقوق طبیعی به هر یک از معانی مزبور، کدام است؟ به بیان دیگر، فیلسوفان این دوره تعداد قانون یا قوانین یا حقوق طبیعی را معین نکرده اند.
به لحاظ این دو اشکال، بحث از حقوق طبیعی در آثار و نوشته های فیلسوفان یونان و روم، بحثی مبهم و غیرشفاف است.
۱-۲- نظریه حقوق طبیعی در ابتدای قرون وسطا
با شروع قرون میانه و حکومت کلیسا بر سرزمین های مغرب زمین، فیلسوفان مسیحی از جمله آمبروس ( Ambrose) و آگوستین (Augustine) کوشیدند تا تعالیم دین مسیحیت را بر اساس اصول فلسفه یونانی، به ویژه فلسفه افلاطون، برهانی و قابل دفاع نمایند. (۱۵) در این میان، از بحث حقوق طبیعی در توجیه مشروعیت و حقانیت قوانین شوراهای کلیسایی بسیار استفاده کردند.
آنان معتقد بودند که حقوق طبیعی مطابق با طبیعت بشری مخلوق خداست.بنابراین، اگر خدا بخواهد، می تواند آن را تغییر دهد. (۱۶)
دقیقااین نکته وجه افتراق میان نظریه حقوق طبیعی در این دوره و قرائت سیسرون از این نظریه در دوره پیشین است.
۱-۳- نظریه حقوق طبیعی در اواخر قرون وسطا
مشهورترین متفکر این مقطع از قرون میانه توماس آکوئیناس، (Aquinas) نام دارد که در قرن سیزدهم میلادی می زیست.او از طریق مطالعه آثار ترجمه شده ابن سینا و ابن رشد با فلسفه ارسطو، که تا آن زمان در مغرب زمین فلسفه ای ناشناخته بود، آشنا شد و آن را در میان اروپاییان احیا نمود.بر خلاف فیلسوفان قرون اولیه میانه، که فلسفه افلاطونی را پشتوانه دین مسیحیت قرار دادند، او کوشید تا آموزه های دین مسیحیت را بر اساس فلسفه ارسطویی توجیه عقلانی نماید.
به همین دلیل، وی باتلاشی مجدانه به پژوهشی عمیق در حوزه فلسفه حقوق، در مشهورترین اثرش، یعنی کتاب چکیده الهیات (۱۷) ،دست زد.او چهار نوع گوناگون قانون را از هم متمایز ساخت: قانون سرمدی (۱۸) ،قانون طبیعی (۱۹) ،قانون الهی (۲۰) و قانون بشری (پوزیتویستی) (۲۱) در ذیل به اختصار و به مناسبت، فقط به قانون طبیعی و قانون بشری اشاره می شود:
توماس معتقد بود که قانون بشری (پوزیتویستی) از قانون طبیعی گرفته می شود.این اشتقاق دارای جنبه های گوناگونی است.
در بعضی موارد، قانون طبیعی حکم می کند که قانون بشری چگونه باید باشد; مثلا، قانون طبیعی ذاتا نهی از آدم کشی را اقتضا می کند به همان گونه قانون بشری نیز چنین اقتضایی دارد، اما نه اقتضای ذاتی، بلکه اقتضای تبعی.
اما در بعضی موارد دیگر، قانون طبیعی فضا را برای گزینش و انتخاب انسان، آزاد می گذارد که او نیز بر حسب آداب و عادت های اجتماعی یا شرایط سیاسی، اراده خود را به کار گیرد.برای مثال، قانون طبیعی اقتضا می کند که برای حفظ جان و مال انسان ها، باید در جامعه نظم وجود داشته باشد.یکی از انواع این نظم اجتماعی ، رعایت مسائل عبور و مرور وسایل نقلیه است.بنابراین، قانون طبیعی اقتضا می کند که وسایل نقلیه موتوری در خیابان ها با نظم خاصی حرکت کنند; مثلا، از یک سوی مسیر به سمت جلو حرکت کنند.اما این که آیا از سمت چپ مسیر یا سمت راست یا با چه سرعتی حرکت کنند، اموری است که به اختیار انسان نهاده شده است.بنابراین، بشر بر اساس قوانین (پوزیتویستی) ، در این موارد، به اختیار خود، یکی را بر می گزیند.
امروزه، مفسران افکار توماس آکوئیناس در بخش فلسفه حقوق – مثل سر ویلیام بلکستن (Sir william Blackstone) و جان فینیس، (John Finnis) در صدد تعیین مصادیق گوناگون قوانین بشری برآمده اند که چگونه از قانون طبیعی اشتقاق یافته اند; به نحو الزامی یا به صورت اختیاری.
آکوئیناس درباره ذات و طبیعت قانون شش سؤال در کتاب الهیات مطرح نموده و به آن ها پاسخ داده است که ذیلا به آن ها اشاره می شود.
پرسش اول این است که «آیا هدف قانون همواره رسیدن به خیرمشترک و عمومی (۲۲) است؟ » (۲۳) «خیر مشترک » از منظر آکوئیناس هدف نهایی زندگی بشر – یعنی سعادت و رستگاری – اوست.
او در کتاب چکیده الهیات، پرسش مزبور را چنین پاسخ می دهد: «قانون باید عمدتا مربوط به فرمانی باشد که سعادت او را تامین می کند.علاوه بر این، چون هر جزء به گونه ای قرار داده می شود تا به کل ختم گردد و نسبتش با کل، نسبت ناقص به کامل است و از طرفی، هر انسان به مثابه جزئی از جامعه کامل است، بنابراین، قانون باید با فرمانی مناسب همراه باشد تا انسان را [که جزء جامعه است ]به سعادت کلی اش [یعنی خیر عمومی ]رهنمون گردد. (۲۴)
دومین سؤال آکوئیناس این است که «آیا عقل بشر قادر است قانون وضع کند؟ » (۲۵)
پاسخ او به این پرسش منفی است; زیرا – همان گونه که گفته شد – قانون باید بشر را به سوی خیر عمومی هدایت کند و هیچ انسانی نمی تواند [به صرف اتکای بر عقل خویش ]آن خیر عمومی [و سعادت ابدی] را بشناسد.در نتیجه، انسان قادر به وضع قانون [جامع ] نیست.
پرسش سوم این است که «آیا اعلام وضع قانون [به مردم در قانون بودن آن ]ضروری است؟ » (۲۶)
نظر آکوئیناس در کتاب چکیده الهیات در این مورد مثبت است.وی در توضیح پاسخ خود می گوید که مردم باید مطیع قانون باشند.بنابراین، اگر ایشان نسبت به قانون جاهل و بی اطلاع باشند; آن قانون اطاعت نمی شود.به این دلیل، اعلام وضع قانون، ضرورت دارد.
چهارمین سؤالی را که آکوئیناس به آن پاسخ داده این است که «آیا قانون طبیعی در همه مردم مشابه و یکسان است؟ » (۲۷)
وی در پاسخ به پرسش مذکور، به تفکیک میان عقل نظری و عملی پرداخته و معتقد است که احکام عقل نظری در همه افراد بشر یکسان است; زیرا این احکام مبتنی بر یک سلسله اصول ضروری و کلی اند که عقاید عمومی و متعارف (۲۸) نامیده می شوند.در حالی که عقل عملی مربوط به موارد محتمل و موضوعات غیرقطعی – یعنی حوزه اعمال و رفتار بشر – است.
بنابر این، چون قانون طبیعی ذاتا مربوط به عقل نظری است، در همه موارد بشر یکسان است.
سؤال بعدی آکوئیناس این است که «آیا قانون بشری می تواند جلوی همه مفاسد و شرور را بگیرد؟ »
پاسخ وی منفی است; زیرا قانون بشری برای جمعیت زیادی از انسان هایی وضع می شود که بیش تر آن ها از نظر اخلاقی کامل نیستند.به این لحاظ، قانون بشری جلوی همه مفاسد را نمی گیرد. (۲۹)
آخرین پرسشی را که آکوئیناس در کتاب چکیده الهیات درباره قانون مطرح کرده این است که «آیا قانون ساخته دست بشر می تواند وجدان و نفس انسان را مقید [به قانون ] نماید؟ » (۳۰)
وی در پاسخ خود، قایل به تفصیل شده که خلاصه آن چنین است: قانون بشری بردو نوع است: یا عادلانه است و یا غیرعادلانه.اگر عادلانه باشد، می تواند بر وجدان انسان تاثیر نماید.اما اگر غیرعادلانه باشد، در حقیقت قانون به شمار نمی آید; زیرا قوانین غیرعادلانه بشری مخالف قانون الهی بوده و به این دلیل از درجه اعتبار ساقط اند. (۳۱)
۲- دوره جدید قانون طبیعی
مسلم است که عصر نوزایی حد فاصل میان قرون وسطا و دوره جدید محسوب می شود. عصرنوزایی دوره تبدیل ارزش ها در مغرب زمین بوده است.محور همه این ارزش ها پیش از این دوره، خدام
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آثار گناه – هلاکت و نابودی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.