تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی، محتوای خود را در قالب 59 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه عدالت رالز؛ عدالت خواهی یا عدالت ستیزی :

مقدّمه

آشنایان با تاریخ فلسفه به خوبی می دانند که اصل «عدالت»، یکی از پر ماجراترین و جنجال برانگیزترین اصول در تاریخ حیات فکری و اجتماعی انسان بوده است. گروهی، از عدالت تفسیر کمونیستی یا اجتماعی کردند و مطابق آن، جامعه را اصل قرار دادند و مصالح فرد را فدای مصالح جمع نمودند. گروه دیگر، از عدالت تفسیر کاپیتالیستی یا فردگرایانه کردند و آن را با دادن بهای بیش از حد به فرد و ارزش های فردی مساوی دانستند. گروه سومی هم پا به عرصه وجود نهادند که عدالت را مساوی با سودگروی تلقّی می کردند. اکنون باید دید که نظریه عدالت رالز چه جایگاهی دارد. آیا این نظریه، در زمره نظریه های پیشین است و ماهیتا با آن ها تفاوتی ندارد یا جزو آن ها نیست و با هم تفاوت ماهوی دارند؟ بر فرض تفاوت، آیا این نظریه جامعه را به عدالتی که منظور آن است، می رساند یا خیر؟ این نوشتار، نخست نظریه عدالت را به طور اجمال معرفی، و مؤلفه های اصلی آن را تبیین می نماید. با این روش، هم آشنایی اجمالی با این نظریه حاصل می شود و هم تمایز آن با نظریات دیگر (در صورت آشنایی با آن ها) آشکار می گردد. مقاله در خاتمه به چالش های فراروی این نظریه، که در واقع، نقد و بررسی نهایی آن است، می پردازد.

اهمیت نظریه عدالت

نظریه عدالت که توسط جان رالز(John Rawls)، فیلسوف اجتماعی سیاسی شهیر غرب، مطرح گردید، هنوز در فلسفه

سیاست از اهمیت و جایگاه رفیعی برخوردار است. این نظریه که به گفته برخی(۱) فلسفه سیاست بی جان را از نو جان بخشید، در سال ۱۹۷۱ ارائه گردید. کتاب تئوری عدالت که عهده دار تبیین این نظریه است، با توجه به اهمیت فوق العاده ای که پیدا کرده بود، ده ها بار در سراسر جهان به زبان های مختلف تجدید چاپ شد(۲) و بدین سان، نظریه عدالت در اندیشه سیاسی محوریت یافت؛ تا آنجا که برخی ادعا کردند: «اکنون فیلسوفان سیاسی یا باید در چارچوب تئوری رالز فعالیت کنند یا باید توضیح دهند که چرا چنین نمی کنند.»(۳) اهمیت اصلی این نظریه در تبیین نوین و کاملاً معقولی است که از عدالت ارائه می کند. تبیین های فردگرایانه، جمع گرایانه و حتی سودگرایانه از عدالت با توجه به حجم اشکالات روزافزونی که بر آن ها وارد بود دیگر نمی توانستند پاسخ گو باشند. بر همین اساس، تنها نظریه ای که می توانست در عین برخورداری از محاسن نظریه های پیشین، معایب آن ها را نداشته باشد، نظریه عدالت رالز بود که با توجه به همین خصیصه، حدود سه دهه بر محافل سیاسی غرب سیطره یافت. این نظریه در واقع، همان دیدگاه «عدالت به مثابه انصاف»(۴) است که رالز پیش از نگارش تئوری عدالت به آن رسیده بود و در مقالاتی که به صورت پراکنده منتشر می کرد، از آن سخن به میان می آورد. این نظریه که از یک سو، مبتنی بر نظریه قرارداد(۵) هابز و روسو است و از سوی دیگر از فلسفه اخلاق کانت مدد می گیرد، دارای ساختار و مؤلفه های خاصی است که در ذیل به تشریح آن ها می پردازیم.

۲

محورهای اصلی نظریه عدالت

از دیدگاه رالز، منابع طبیعی نسبتا محدود است؛ یعنی نه آن قدر زیاد است که همگان بتوانند بدون دغدغه از تمام شدن آن، از آن استفاده کنند و نه آن قدر کم است که به هیچ کس، چیزی نرسد. محدویت منابع طبیعی یک محدودیت متعادل و نسبی است. انسان ها با توجه به اینکه از یک سو سودجو، خودخواه و حسودند و از سوی دیگر، دیدگاه ها، جهان بینی ها و اهداف خاص خود را دارند، مایلند برای نیل به اهدافشان سهم بیشتری از منابع طبیعی را به خود اختصاص دهند و هم نوعان خود را محروم کنند. این روند، خواه ناخواه موجب تنش، نزاع و حتی خونریزی می شود و سرانجام، دو طیف «ظالم» و «مظلوم» و «برخوردار» و «بی بهره» شکل می گیرند و بدین ترتیب، نیروها و توانایی هایی که باید صرف امور مثبت و مفید گردد، صرف جنگ و انتقام گیری می شود و در نتیجه، هیچ کس به هدف موردنظر خود نمی رسد و مهم تر از همه اینکه، آسایش از همگان سلب می گردد.

انسان ها برای آنکه از این وضعیت اسف بار نجات پیدا کنند، باید به اصولی تن در دهند که به مدد آن ها، هم مشکلاتشان را حل و فصل کنند و هم سریع تر به اهداف و مقاصدشان برسند. این اصول چیزی جز اصول عدالت نیست. اما اصول عدالت را از چه طریقی می توان به چنگ آورد؟ آیا اساسا شیوه ای برای این امر وجود دارد؟ از نگاه رالز پاسخ مثبت است، اما مشروط به اینکه انسان های طراح اصول عدالت را در «موقعیت آغازین»(۶) در نظر بگیریم.

موقعیت آغازین

انسان ها در شرایط عادی و متعارف دارای شرایط متفاوتی اند: یکی ثروتمند است و دیگری فقیر، یکی مرد است و دیگری زن، یکی دری تکلم می کند و دیگری فارسی، یکی سیاه است و دیگری سفید و … . بدیهی است که شرایط متفاوت، رویکردهای متفاوت و احیانا متعارض را به دنبال دارد. یک متدیّن واقعی همیشه خواستار آن است که دولت متبوعش، همسو با گرایش های دینی او و طردکننده گرایش های دیگر باشد؛ یک سکولار ممکن است آشکارا با دین مخالت نکند، اما ممکن است با اعمال شیوه های پیچیده دیگری پایه های دین را سست کند. رالز برای اینکه دچار چنین مشکلی نگردد و دیدگاهش رنگ و بوی فرهنگ، ملیت و نژاد به خود نگیرد، انسان های طراح اصول عدالت را در موقعیت آغازین در نظر می گیرد. در این موقعیت، انسان های مفروض که در پشت پرده جهل(۷) قرار دارند، بسیاری از حقایق را نمی دانند. حقایقی مثل نژاد، جنسیت، دین، طبقه اقتصادی، موقعیت اجتماعی، توانایی های طبیعی و مانند آن ها که به لحاظ اجتماعی از اهمیت بسزایی برخوردارند از دید آن ها مخفی اند. آن ها نه بر مفهوم ارزشی خود وقوف دارند، نه راجع به طرح عقلانی زندگی خود چیزی می دانند و نه از شرایط خاص جامعه از قبیل «وضعیت اقتصادی و سیاسی یا سطح تمدن و فرهنگی که جامعه قابلیت نیل آن را یافته است»،(۸) آگاهی دارند. تنها چیزی را که ممکن است بدانند، همان خیر اجتماعی است که تازه آن را هم به اجمال می دانند و هر کس تصوری از آن دارد و برای رسیدن به آن پافشاری می کند. این افراد، سودجود و خودخواه هستند، اما از حسد که به معنای نفی خیر از دیگران است به دور می باشند.(۹) در چنین شرایطی، وضعیتی تقریبا یکسان بر همه حکمفرما خواهد بود و به یقین می توان گفت: تصمیمی که در چنین لحظه ای اتخاذ می شود، نژادپرستانه،

۳

متعصبانه و تنگ نظرانه نخواهد بود.

اما آن تصمیم چیست و بر سر چه اصولی توافق صورت می گیرد؟ از منظر رالز، اصول مورد توافق چنین انسان هایی، همان اصول عدالت است؛ زیرا آن ها منطقی اند و می دانند که فقط چنین اصولی است که می تواند از وقوع پیشامدهای ناگوار جلوگیری کند و افراد را زودتر به اهداف خود برساند. فرض کنید آن ها به جای اصول عدالت، اصول دیگری را انتخاب کنند؛ اصولی که مطابق آن، به یکی سهم بیشتر تعلق بگیرد و به دیگری سهم کمتر. حال، با توجه به این اصول که جایگزین اصول عدالت شده اند، هر عضوی از اعضای این مجموعه می تواند صاحب سهم بیشتر شود، همان گونه که هر عضوی می تواند سهم کمتری را تصاحب کند. بنابر این فرض، ممکن است صاحبان سهام، به خاطر عدم تعیین دقیق سهم شان، دچار درگیری و نزاع شوند. در نتیجه، چنین اصولی بر فرض تصویب نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه بر آن می افزاید. بنابراین، اصولی که آن ها به عنوان انسان های عاقل و منطقی، می توانند بر روی آن توافق کنند، همان اصول عدالت است که از هر نظر، تأمین کننده منافع آن هاست. بدیهی است، اصولی که بدین نحو تأیید می گردد، از پشتوانه بسیار محکمی برخوردار است؛ زیرا توافق به عمل آمده، در شرایط بسیار مساعد و عاری از هر گونه عوامل شبهه افکن، صورت گرفته است. اما این اصول کدامند؟

اصول عدالت

بیان های گوناگونی از اصول عدالت رالز ارائه شده، ولی بیانی که از همه دلپذیرتر و نزدیک تر به مبانی رالز می باشد، نظریه عدالت رالز را شامل سه اصل اساسی (الف) «اصل آزادی برابر»،(۱۰) (ب) «اصل برابری منصفانه فرصت ها»(۱۱) و (ج) «اصل تفاوت»(۱۲) می داند.

اصل آزادی برابر که بر دو اصل دیگر تقدم الفبایی(۱۳) دارد، مشخص می کند که «هر فرد بایستی نسبت به گسترده ترین نظام کامل آزادی های اساسی برابر که سازگار با نظام مشابه آزادی برای همگان است حق مساوی داشته باشد.»(۱۴) مطابق این اصل، هر فرد باید از حق مساوی نسبت به آزادی هایی مانند آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی فعالیت سیاسی، و حق مالکیت خصوصی برخودار باشد. برخورداری هر فرد از این حقوق، متناسب با برخورداری دیگران از آن هاست. اگر «الف» از ۹۰% حقوق یاد شده برخوردار است، «ب» نیز باید، به همان میزان از آن، بهره مند شود. این آزادی ها از دیدگاه رالز آزادی های پایه است و آدمی نمی تواند از آن ها غفلت کند.

البته این اصل همان گونه که برخی(۱۵) خاطرنشان کرده اند مستلزم اصل دیگری است که باید پیشاپیش تحقق یافته باشد و آن، اصل رفاه نسبی است. مردمانی که نیازهای اولیه شان تأمین نیست، نمی توانند از آزادی دم بزنند. آزادی به یک معنا، در زمره نیازهای ثانویه است. براساس این واقعیت، تا زمانی ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *