توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله شامل 109 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه ابن تیمیمه در شأن نزول آیه مباهله :
مقدّمه
یکی از باورهای شیعه و اهل سنّت، اعتقاد به فضایل فراوان امیرالمؤمنین علی(ع) است. بر این عقیده آیات و روایات متعدّدی وجود دارد. یکی از آنها آیه مباهله است که با توجّه به دلالتش، مورد توجّه علمای شیعه و سنّی قرار گرفته است. در دوران رشد نقل حدیث، ناقلان حدیث عثمانی مذهب با حذف روایات اهل بیت(ع) مخصوصاً روایات مربوط به فضیلت حضرت علی (ع) سعی در کتمان حقیقت کردند و در کتب حدیثی خود چیزی نقل نکردند. در دوران بعد از آن و دوره رشد تفسیر آیات و شرح حدیث، مخالفان اهل بیت شروع به وارونه تفسیر کردن آیات و روایات کردند تا حقیقت را به گونهای دیگر نشان دهند. یکی از این افراد ابنتیمیه حرّانی است. او با اینکه می پذیرد اهلبیت در جریان مباهله شرکت داشتند، ولی آیه مباهله را به گونهای تأویل و تفسیر میکند که حتّی فضیلتی برای اهل بیت(ع) به حساب نمیآید. این گونه تفسیر حتّی به مذاق اهل سنّت خوش نمی آید و علمای اهل سنّت با این گونه نگاه به آیه مخالفت کردند. در این نوشتار با نقل نظر علمای اهل سنّت، کلمات ابنتیمیه را نقد می کنیم. ابتدا درباره واژه مباهله در لغت و اصطلاح سخن می گوییم و بعد وارد اصل کلام می شویم.
مباهله در لغت
«مباهله» مصدر «باهله» از مادّه «بهَلَه بَهْلاً» است، «بَهَلَه» یعنی «او را لعن کرد»، و «بَاهَلَه» یعنی «هر دو طرف یکدیگر را لعن کردند».[۱]
ابن اثیر در نهایه میگوید: «مباهله همان ملاعنه است، به این صورت که قومی که با هم در زمینه ای اختلاف دارند، در جایی جمع شوند و بگویند: لعنه الله علی الظالم منّا؛ لعنت خدا بر کسی از ما، که ظلم میکند».[۲]
جریان مباهله
[۳]نجران با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام، این نقطه تنها منطقه مسیحی نشین حجاز بود که ساکنانش به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح گرویده بودند. پیامبر اسلام(ص) به موازات مکاتبه با سران دول و مراکز مذهبی جهان، نامه ای به اسقف نجران، ابوحارثه نوشت و ساکنان نجران را به آیین اسلام فراخواند.[۴]
نمایندگان پیامبر وارد نجران شدند و نامه پیامبر را به اسقف نجران دادند. آنان شورایی مرکب از شخصیت های بارز تشکیل دادند. در جواب این نامه چهارده نفر از اشراف نصرانی که در میان آنها سه تن از بزرگان آنها به نامهای عبدالمسیح امیر و صاحب رأی آنها، ابو الحارث اسقف آنها، و «ایهم» که سر کاروان آنها محسوب میشدند، به محضر پیامبر اکرم (ص) آمدند. آن حضرت آنها را به اسلام دعوت کرد، اما آنها خودداری کردند. حرف ها و احتجاجات زیادی بین هم ردّ وبدل شد، تا آنجا که پیامبر اکرم(ص) به آنها فرمود: «اگر آنچه را که گفته شد قبول ندارید، بیایید با هم مباهله کنیم».[۵]
ابن تیمیه از صحیح مسلم روایتی از سعد بن ابی وقّاص نقل میکند که روزی معاویه از من پرسید چرا ابوتراب را سبّ نمیکنی؟
من در جواب گفتم: پیامبر اکرم (ص) در حقّ علی (ع) سه چیز فرموده است که اگر یکی از آن خصائص در من بود، آن را با شتران سرخ موی عوض نمیکردم و به همین دلیل من علی را سبّ نمیکنم. یکی از آن سه خصیصه این است که زمانی که آیه (فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ منْ بعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ… ) نازل شد، رسول خدا علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) را برای مباهله آورد و گفت: «اللَّهُمَّ هَؤُلاءِ أَهْلِی».[۶]
ابن تیمیه در ادامه، روایتی را از صحیح بخاری[۷] نقل میکند که ایهم و عبدالمسیح فردای آن روز نزد پیامبر(ص) آمدند و خواستند همدیگر را ملاعنه کنند. یکی از آنها به دیگری گفت: «ملاعنه نکن. به خدا قسم، اگر این شخص پیامبر باشد، نه ما روی رستگاری را خواهیم دید و نه فرزندانمان». سپس هر دو گفتند: «هر آنچه از ما بخواهی، ما به شما می دهیم. شخص امینی را به سوی ما بفرست…».[۸]
همان طور که ملاحظه می شود، ابنتیمیه اذعان دارد که آیه مباهله در شأن اهل بیت نازل شده است و اهل بیت پیامبر شامل حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) است و حضور آنها برای مباهله یک نحوه فضیلتی برای آنها به شمار می آید، اما ابن تیمیه در تفسیر این آیه و شأن نزول آن دیدگاه خاصّی دارد که به بررسی آن می پردازیم.
ادّعای اول: عدم دلالت واژه «نفس» بر مساوات در کلام عرب
علاّمه حلّی(ره) در کتاب منهاج الکرامه، آیه مباهله را از بزرگترین فضائل و خصائص حضرت علی(ع) برمی شمرد؛ چراکه خداوند ایشان را در این آیه مبارک نفس خوانده است و چون اتّحاد محال است، پس تساوی حضرت علی(ع) با پیامبر اکرم(ص)ثابت می شود و لذا همان فضیلتی که برای پیامبر اکرم(ص) ثابت است، برای حضرت علی(ع) ثابت می شود، و این خود از فضائلی به شمار می رود که کسی از صحابه به جز حضرت علی (ع) بدان نائل نشدند.[۹]
ابن تیمیه در جواب علامه این حمل را ممتنع میداند و دلیل بر مدّعای خود را عدم دلالت نفس بر مساوات در کلام عرب بر می شمرد و در تأیید کلامش به آیاتی از قرآن کریم استناد می کند، و معنای «نفس» را «مجانست و مشابهت» برمیشمرد و قول خداوند را که می فرماید (أَنْفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ)، به «رجالنا و رجالکم» تفسیر می کند و در نهایت به این نتیجه میرسد که چون در آن زمان هیچ کس به غیر از این افراد از لحاظ نسبی به پیامبر اکرم(ص) قرابت و نزدیکی بیشتری نداشتند، لذا او فقط از ایشان برای مباهله دعوت کرد.[۱۰]
واژه نفس در قرآن و روایات
با مراجعه به برخی از آیات قرآن، همانند آیه کریمه (قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهلِیکُمْ نَارًا)؛[۱۱] «خود و خویشانتان را از آتش نگاه دارید» و (الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ)؛[۱۲] «زیانکاران کسانی هستند که خودشان و خویشانشان زیان ببینند»، حقیقت یافت می شود. در این دو آیه «نفس» در کنار اقربا ذکر شده است و این دو نمی توانند با هم مشترک باشند؛ چرا که عطف، خود قاطع اشتراک است، بلکه همان طور که در این دو آیه به معنای نفس و جان انسان است، در آیه مباهله هم به معنای نفس و جان انسان آمده است، اما در آیه مباهله فرقی که با این دو آیه دارد، این است که در این دو آیه به معنای حقیقی آن حمل میشود و تعذّری وجود ندارد، ولی در آیه مباهله به دلیل تعذّری که دارد، مجازاً بر علی(ع) که نازل منزله نفس پیامبر(ص) است، حمل میشود. شاهد بر این سخن، وجود روایات قطعی بر شأن نزول آیه مباهله است.[۱۳]
بر فرض که قائل شویم که نفس به معنای مجانست و مشابهت است، ما چه دلیلی داریم که این مجانست و مشابهت را این قدر پایین بیاوریم و در نسب و ایمان محدود کنیم. مگر نه این است که پیامبراکرم (ص) در حدیث صحیحی در شأن حضرت علی(ع) فرمودند: «آیا تو راضی نیستی که جایگاه تو نزد من به مانند جایگاه هارون نزد موسی باشد، إلاّ اینکه بعد من پیامبری نیست»،[۱۴] و یا در حدیث دیگر رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمودند: «من از خداوند چیزی نخواستم مگر اینکه همان را برای تو درخواست کردم، و هر آنچه از خدا خواستم خداوند به من عطا کرد، الاّ اینکه او به من فرمود: بعد از تو پیامبری نیست؟»[۱۵] چرا ما این روایات را قرینه قرار ندهیم و در حد اعلی قائل به مشابهت حضرت علی(ع) با پیامبراکرم (ص) نشویم؛ مشابهتی که هیچ کدام از صحابه به این درجه نرسیده بود؟!
علاوه بر اینها، شأن نزول آیه مباهله خود قرینهای دیگر بر عظمت افراد دعوت شده است. این افراد با حضور خود در مباهله، ادّعای نبوّت پیامبر بر مسیحیان نجران را تصدیق کردند و بر این مطلب برخی از مفسّرین اذعان دارند. بیضاوی در ذیل این آیه مبارکه می گوید: «این آیه دلیل بر نبوّت پیامبر و فضیلتِ اهل بیت همراه ایشان در مباهله است».[۱۶]
زمخشری در ذیل آیه مباهله آورده است:
در این آیه دلیلی است که دلیلی قوی تر از آن نیست بر فضیلت اصحاب کسا، و همچنین این آیه برهان واضحی بر صحّت نبوّت پیامبر اکرم (ص) است؛ زیرا هیچ کس از موافقین و مخالفین روایت نکردند که مسیحیان نجران با آنها مباهله کنند.[۱۷]
حتّی خود ابن تیمیه به این مطلب اعتراف می کند و می گوید: «برای امام علی رضی الله عنه در مباهله گونهای از فضیلت است»، و یا درباره علّت اینکه عمویش عبّاس به مباهله دعوت نشد، می گوید: «از عموهای پیامبراکرم(ص) فقط عباس در قید حیات بود که ایشان از سابقین الاوّلین نبود و همچنین فضیلت خاصی همانند علی نداشت».[۱۸]
با این تفاصیل، آیا آیه را باید این چنین تفسیر کنیم که پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع) را صرفاً به عنوان شخصِ با ایمانِ منتسب به خودش برای مباهله دعوت کرده است و هر کس دیگر هم می توانست در جایگاه ایشان قرار بگیرد؟!
ادعای دوم: شمول عنوان «ابناءنا» و «نساءنا» و «انفسنا» بر غیر از اهلبیت(ع)
ابنتیمیه به قرینه «نِسَاءَنَا» و «أَبنَاءَنَا» ادّعا می کند «أَنْفُسَنَا»ی در آیه مباهله، مختصّ حضرت علی(ع) نیست؛ زیرا «نساءنا» و «ابناءنا» به صورت جمع آمده اند، ولی اختصاصی به فاطمه زهرا و امام حسن و حسین(ع) ندارد؛ زیرا در آن زمان جز فاطمه زهرا(ع) از دختران پیامبر کسی در قید حیات نبود و رقیّه و امکلثوم و زینب همگی تا قبل از این واقعه از دنیا رفته بودند. کسی به غیر از امام حسن و حسین(ع) در آن زمان منسوب به بنوّت نبودند. ابراهیم، فرزند ماریه قبطیه، هم در آن زمان طفل کوچکی بود که نمی شد او را دعوت کرد. پس پیامبراکرم(ص) فقط از ایشان برای مباهله دعوت کرد. با این شواهد نمی توان قائل شد که منظور از «أَنْفُسَنَا» حضرت علی(ع) است.[۱۹]
جواب اول
اگر در آیه شریفه لفظ جمع مراد خداوند متعال بود و امر الهی بر این تعلّق گرفته بود که پیامبر همه نزدیکان و اقربای خودش را دعوت به مباهله کند، بایستی پیامبر لااقلّ برای امتثال امر الهی از رجال و نساء و ابناء، از هر کدام به تعداد سه نفر برای مباهله دعوت می کرد، ابنتیمیه هم خود به این امر اعتراف کرده که در آن زمان افراد دیگری از مردان مثل عبّاس عموی پیامبر (ص)، از زنان عائشه و حفصه… و از فرزندان ابراهیم بودند. پیامبر می توانست آنها را نیز برای مباهله بیاورد؛ حال اینکه پیامبر اکرم(ص) فقط این چهار تن را در مجموع برای مباهله آورد. این خود دلیل بر این است که مصداق واقعی آیه خود اهلبیت(ع) بوده و کسی نمیتوانسته در این فضیلت شریک باشد؛ لذا پیامبر فقط اهلبیت(ع) را برای مباهله دعوت کرده است.[۲۰]
جواب دوم
برخی از آثار در منابع اهل سنّت دلالت بر فهم سلف بر مصداق بودن اهلبیت(ع) در آیه مباهله دارد. برای درک بهتر مناسب است به برخی از این آثار اشاره کنیم:
۱- دارقطنی نقل میکند:
در روز شورا حضرت علی در جمع حاضر، برای اثبات حقّانیت خود این گونه احتجاج فرمودند: «شما را به خدا قسم میدهم، آیا در میان شما کسی هست که به رسول اکرم(ص) قرابتِ رَحِمی بیشتر از من داشته باشد و از کسانی باشد که پیامبراکرم(ص) او را نفس خودش شمرده باشد و فرزندانش را فرزندان خودش، و زنان او را زنان خودش بداند؟» حاضران گفتند: «خیر، ما کسی را نمیشناسیم».[۲۱]
همان طور که ملاحظه می کنید، طبق این روایت امیرالمؤمنین(ع) خودش را مصداق «انفسنا»، و حسنین(ع) را مصداق «ابناءنا»، و فاطمه زهرا۳ را مصداق «نساءنا» معرفی کرده است. اگر کسان دیگر هم می توانستند مصداق آیه به حساب آیند، دلیلی نداشت امام علی(ع) بر أفضلیت خودش به این آیه استدلال کند. علاوه بر این، در آن مجلس هیچ کس از صحابه به این تفسیر حضرت اعتراض نکردند و این سکوت صحابه خود دلیل بر تقریر کلام امام علی (ع) است.
۲- امام سجّاد(ع) از امام حسن(ع) نقل می کند که ایشان در خطبه ای فرمودند:
خداوند متعال هنگامی که انکار کفّار اهل نجران را دید، به جدّم، پیامبراکرم(ص)، فرمود: «ای پیامبر بگو بیایید دعوت کنیم فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و نفس و جانمان و نفس و جانتان را؛ سپس با هم مباهله کنیم و آن گاه لعنت خدا بر دروغ گویان باد» بعد جدّم، رسول اکرم(ص)، برای مباهله خارج شد؛ درحالی که از انفس پدرم، و از بنین من و برادرم حسین، و از نساء مادرم فاطمه زهرا(ع) همراه ایشان آمدند. پس ما اهل و گوشت و خون و جان پیامبریم. ما از او هستیم و او از ماست.[۲۲]
۳- حاکم نیشابوری در روایتی نظر ابن عبّاس را درباره آیه مباهله این گونه نقل میکند:
آیه مباهله بر رسول اکرم (ص) نازل شد؛ درحالی که حضرت علی نفس پیامبر بود، و (نِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ) در شأن فاطمه زهرا۳ و (أَبنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ) در شأن امام حسن و حسین(ع) نازل شد.[۲۳]
حاکم حسکانی کلام ابن عباس را در تفسیر آیه (وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ)[۲۴] این گونه نقل میکند:
یعنی اهل بیت پیامبرتان را نکشید؛ زیرا خداوند در شأن و منزلت آنها میفرماید: «بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و نفسمان و نفستان را دعوت کنیم. در این آیه (أَبْنَاءَنَا) امام حسن و حسین(ع) هستند و (نِسَاءَنَا) حضرت فاطمه زهرا و (أَنْفُسَنَا) پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی است.[۲۵]
۴- ابونعیم اصفهانی در دلائل النبوّه از طریق شعبی، نظر صحابه دیگری به نام جابر بن عبدالله انصاری را درباره آیه مباهله نقل میکند که ایشان گفته است مصداق (أَنْفُسَنَا) پیامبراکرم و علی (ع)، و مصداق (أَبْنَاءَنَا) حسن و حسین(ع)، و مصداق (نِسَاءَنَا) فاطمه زهرا(ع) است.[۲۶]
۵- خوارزمی در کتاب مناقبش روایتی از ابن عبّاس و حسن و شعبی و سدی نقل میکند که اینان درباره حدیث مباهله نقل کردند:
پیامبراکرم (ص) برای مباهله خارج شد؛ درحالی که امام علی روبه روی ایشان و امام حسن، درحالی که پیامبر دستانش را گرفته بود، در سمت راست پیامبر(ص) بود. امام حسین در سمت چپ و فاطمه زهرا در پشت سر ایشان قرار داشت. سپس فرمود: برای مباهله حاضر شوید! اینان – حسن و حسین – فرزندان من، و اینان – علی و خود پیامبر – نفس ما هستند، و اینان – فاطمه زهرا- زنان ما هستند.[۲۷]
بیهقی طبق روایتی می نویسد:
محمّد بن عائشه در بصره مجلسی بر پا کرد. در آن جمع شخصی که در وسط حلقه نشسته بود، برخاست و گفت: ای اباعبدالرحمن، چه کسی افضل اصحاب پیامبر(ص) است؟ او در جواب گفت: «ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد، سعید، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده بن جرّاح». آن شخص در جواب گفت: «پس علی چطور؟» او گفت: «تو از من درباره صحابه پیامبر(ص) پرسیدی یا از نفس پیامبر؟»، او گفت: «از صحابه پرسیدم» آن شخص در جوابش گفت: «خداوند متعال میفرماید: (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ). پس بدان هیچ وقت اصحاب شخص به مانند خود شخص نمیشود».[۲۸]
با توجه به این روایات تعجب آور است افرادی چون ابنتیمیه که ادعا می کنند مبنای فکری و اعتقادی خود را بر فهم سلف قرار داده اند، چگونه درباره جریان مباهله، برخلاف نظر سلف حکم می کنند.
پس جا دارد با توجّه به این روایاتی که ذکر شد، بگوییم حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(ع) و حسنین(ع) مصداق حقیقی آیه بوده اند و اگر کسی دیگر غیر از این حضرات جزء مصداق آیه بود، دیگر نباید پیامبر اکرم(ص) تأکید می کرد که اینان انفس و نساء و ابناء ما هستند؛ زیرا اگر کسان دیگر را هم شامل می شد، تأکید آن حضرت در اینجا بیجا بود.
جواب سوم
اطلاق «صیغه جمع» بر «مفرد» یا بر «تثنیه» تازگی ندارد و در قرآن و غیر قرآن از ادبیات عرب و حتی غیر عرب شواهد بسیاری وجود دارد. بسیار می شود به هنگام بیان یک قانون، یا تنظیم یک عهدنامه، حکم به صورت کلی و به صیغه جمع آورده شود، ولی در مرحله اجرا، ممکن است مصداق آن منحصر به یک فرد باشد و این انحصار در مصداق، منافات با کلّی بودن مسئله ندارد. در جریان مباهله پیامبر اکرم(ص) موظف بود طبق قراردادی که با نصارای نجران بست، همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام کسانی را که به منزله جان او بودند، همراه خود به مباهله ببرد، ولی مصداقی جز دو فرزند و یک زن و یک مرد نداشت.[۲۹]
نمونه های دیگر از آیات متعدّد داریم که عبارت به صورت صیغه جمع آمده، اما مصداق آن به جهتی از جهات منحصر به یک فرد بوده است؛ مثلاً در سوره آلعمران می خوانیم: (الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ الناسَ قدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ)؛ «کسانی که مردم به آنها گفتند دشمنان برای حمله به شما اجتماع کرده اند، از آنها بترسید».[۳۰] طبق تصریح جمعی از مفسرین اهل سنّت مثل طبری در جامع البیان،[۳۱] و شوکانی در فتح القدیر،[۳۲] و بغوی در معالم التنزیل،[۳۳] گفته اند منظور از «الناسُ» در آیه، نعیم بن مسعود است که از ابوسفیان اموالی گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشرکان بترساند!
و همچنین می خوانیم: (لَقَدْ سَمِعَ اللَّه قوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَنحْنُ أَغنِیَاءُ)؛ «خداوند گفتار کسانی را که می گفتند: خدا فقیر است و ما بی نیازیم، شنید»؛[۳۴] در حالی که منظور از «الَّذِینَ» در آیه، طبق تصریح جمعی از مفسران مثل طبری در ج
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.