توضیحات
فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد نظریه تباین دین و معنویت :
مقدمه
با گسترش گرایش بشر به معنویت در قرن اخیر، نظریهپردازی پیرامون این مقوله نیز مورد توجه متفکران واقع شد. در این میان، بررسی نسبت دین و معنویت، یکی از موضوعات مشترک میان فیلسوفان دین و معنویتپژوهان بود. برخی فیلسوفان دین در غرب به دلیل برداشت تعمیمیافته از مفهوم دین و حقانیت، خردستیزی برخی ادیان بهویژه مسیحیت، و… به تباین میان دین و معنویت گرایش یافتهاند. گروهی از اندیشمندان مسلمان نیز بدون توجه به تفاوتهای ماهوی اسلام و دیگر ادیان موجود، تباین مزبور را درباره اسلام نیز جاری دانستهاند؛ تاآنجاکه ترکیب «معنویت دینی» را ترکیبی پارادوکسیکال تلقی کردهاند. پژوهش حاضر به بررسی و نقد این دیدگاه اختصاص رد و پرسش اصلی آن عبارت است از اینکه آیا دین و معنویت متضادند یا اینکه دین شرط لازم معنویت است؟
پرسشهای فرعی تحقیق عبارتاند از:
۱. معنویت چیست؟
۲. عقل و معنویت چه نسبتی با یکدیگر دارند؟
۳. مهمترین دلایل طرفداران تباین دین و معنویت چیست و چگونه ارزیابی میشود؟ این مقاله پس از بیان پیشینه بحث معنویت، به مفهومشناسی پرداخته و در ادامه، نسبت میان عقل و معنویت را واکاوی کرده است. بررسی نسبت دین و معنویت، و ارزیابی ادله طرفداران تباین و تضاد آن دو، فراز دیگری از مقاله است. پس از تبیین عدم تباین دین و معنویت، امتیازات معنویت دینی و نیز انحصار معنویت در معنویت اسلامی معرفی، و چنین نتیجه گرفته شده است که معنویت دینی نهتنها عبارتی پارادوکسیکال نیست، بلکه دین علت و شرط لازم معنویت بوده و این ترکیب، شبیه گزارههای تحلیلی است. نسبتسنجی رابطه «دین و معنویت»، و نقد برخی از قرائتهای متمایل به تباین این دو، در پژوهشهایی چون «معنا منهای معنا»۱ و «جستاری در سپهر عقلانی پروژه معنویت»۲ بررسی شده است؛ لکن در آثار یادشده، یکی از قرائتهای تباین دین و معنویت نقد شده است؛ اما در مقاله پیش روی، مؤلفههای معنویت حقیقی، نسبت عقل و معنویت، و امتیازات معنویت اسلامی نیز تحلیل شدهاند.
پیشینه بحث
بحث درباره معنویت، از دوران کهن بهطور پراکنده در آثار فکری و هنری بشر مطرح بوده است؛ اما بهطور مستقل و مدون و در قالب یک جریان آگاهانه، از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی در اروپا، آمریکا و کانادا گسترش یافت.۳عوامل گرایش به معنویت در این دوران، و پس از آن، عبارتاند از:
۱. آشکار شدن نقایص و آثار منفی علم سکولار؛
۲. روشن شدن آثار فردی و اجتماعی دین؛۴
۳. بنبست فلسفههای پس از رنسانس در پاسخ به پرسشهای بنیادین انسان؛
۴. ناکامی علم تجربی در حل مشکلات مادی و معنوی؛
۵. بحرانهای فردی و اجتماعی ناشی از نحوه زندگی مدرن؛
۶. پژوهشهای تازه در علوم روانشناسی و فراروانشناسی.
انسان از یکسو درصدد تأمین رضایت باطنی همراه با آرامش، شادی و امید و رهایی از رنج و درد در زندگی است و از سویی، تاریخ قرون اخیر تمدن غربی نشانگر این امر بود که پیشرفتهای علمی و صنعتی و نیز نظامهای اجتماعی غربی، نهتنها توان فراهم آوردن این خواسته را نداشتند، بلکه بر اضطراب و پوچی بشر میافزودند. از همینروی، بحث معنویت در محافل دانشگاهی غربی شکلگرفت. فرار از رنجهای زندگی مدرن و بیاعتمادی بشر به نظام سرمایهداری، یکی دیگر از زمینههای توجه به معنویت بود. تذکر این نکته ضروری است که بشر معاصر در تشخیص درد خویش صائب بود؛ ولی در پیدا کردن درمان این درد، شتابزده عمل کرد و هرچه را که رازآلود و غیرحسی بود، معنویت لقب داد. فرقههایی که در تفکر غربی با عنوان معنویتگرا شناخته شدهاند و استعمال مواد مخدر و روابط آزاد جنسی را توصیه میکنند، بسیارند.
مفهومشناسی، دین
تعریفهای ارائهشده از دین چنان متنوع است که ارائه فهرستی حتی ناقص از آن در این نوشتار میسر نیست. اختلاف در روششناسی تعریف دین، اختلاف در مصادیق دین، خلط میان دین و دینداری، به کارگیری مفاهیمی مبهم در تعریف، نداشتن مصداق محسوس و مادی، و اموری دیگر، از موانع و مشکلات تعریف دین است. دین در لغت به معنای اطاعت، انقیاد و تسلیم، و در اصطلاح، مجموعهای از عقاید، اخلاقیات، شعائر، روشهای عبادی و نظامهایی است که عنصر اعتقاد به آفریدگار یکتا را دربردارد و مبتنی بر وحی است؛ در برخی دیگر از اصطلاحات، دین مجموعهای از عقاید و مناسک و اخلاقیات است که با اعتقاد به موجودات ماوراءالطبیعی و امور قدسی همراه میباشد.
معنویت
معنویت در لغت، مصدر جعلی معنوی و بهمعنای معنوی بودن است و معنوی، منسوب به «معنی» مقابل لفظی و به معنای حقیقی، راست، اصلی، ذاتی، مطلق، باطنی و روحانی است. این اصطلاح همچنین مقابل مادی، صوری، شکل ظاهری، و معنایی که فقط به قلب شناخته میشود و زبان را در آن بهرهای نیست، میباشد.۵ در تبیین معنای اصطلاحی معنویت، به نظر میرسد اندیشمندان مسلمان آن را امری واضح دانستهاند؛ زیرا کمتر در مقام تعریف آن برآمدهاند. معنویت در اصطلاح ایشان، گاه در مقابل امور مادی۶ و گاهی بهمعنای ارزشهای اخلاقی،۷ دین،۸، حقیقت اسلام،۹ غیب و ملکوت،۱۰ سیر و سلوک،۱۱ حالات عرفانی،۱۲ صفای درون۱۳ و… به کار رفته است. برخی از معاصران، تعاریفی از معنویت ذکر کردهاند؛ از جمله:
ـ معنویت یا همان امر قدسی، امری واقعی است که لبّ و لباب ادیان و غایت زندگی انسان است؛۱۴
ـ معنویت، دین عقلانیت یا دین عقلانیشده است؛۱۵
ـ معنویت فرایندی است که فراورده آن، کمترین رنج و درد ممکن است؛۱۶
ـ معنویت، لبّ و گوهر ادیان است؛۱۷
ـ معنویت نگرشی به عالم و آدم است که به انسان، آرامش، شادی و امید دهد؛۱۸
ـ معنویت، ساحت مشترک بین ادیان و مذاهب است.۱۹
در میان دانشمندان غربی، معنویت (spirituality) کاربردهای مختلفی دارد. معنویت در فلسفه، گاهی مرادف ایدهگرایی است.۲۰ معنویت در حوزه دین، تعریفهای متعددی دارد؛ تاآنجاکه برخی مدعیاند از نظرگاه تاریخی و تطبیقی، فقط میتوان از کثرت معنویتها سخن گفت.۲۱ با این همه، آشنایی با برخی از تعریفهای ارائهشده، برای شناخت فضای فکری محققان معنویت در غرب مفید است:
ـ معنویت محصول مواجهه جان آدمی با امر قدسی به درجات مختلف است که موجب پرورش جان آدمی میشود و رشد معنوی را تضمین میکند؛۲۲
ـ معنویت بهمعنای ساکن شدن روحالقدس در فرد است که روحالقدس بهنحوی بر رفتار فرد معنوی تأثیر میگذارد؛۲۳
ـ معنویت جستوجوی چیزی است که در پیوند با انسان شدن است؛۲۴
ـ معنویت کوششی برای پیدا شدن حساسیت به خود، دیگران، موجودات غیرانسانی و خداست؛۲۵
ـ معنویت شیوهای است که شخص در آن، بافت تاریخی خویش را درمییابد و در آن زندگی میکند و جلوهای از دین، فلسفه یا اخلاق اوست که بهمثابه متعالیترین، شریفترین و سنجیدهترین امر نشان داده میشود و به غنای آرمان میانجامد؛۲۶
– معنویت به جنبشهای درونی روح انسان بهسوی واقعیتی متعالی و الاهی میپردازد.۲۷
پیش از جمعبندی معنای اصطلاحی معنویت، باید به چند نکته توجه داشت:
الف) معنویت دارای ماهیتی مستقل در خارج نیست؛ از اینرو، تعریف منطقی آن نیز ممکن نیست و هر کس معنویت را به یکی از لوازم و نتایج آن تعریف کرده است. گاهی نیز به بیان مترادفات آن اکتفا شده است. برخی نیز در تعریف معنویت، به تبیین زندگی معنوی۲۸ یا ویژگیهای انسان معنوی۲۹ پرداختهاند.
ب) تعاریف مطرحشده، گاهی دامنه معنویت را چنان گسترده فرض کردهاند که هرگونه احساس تلخ و شیرین و رازآلودی را که متفاوت با جریان زندگی روزمره و غیر قابل تبیین با علم تجربی باشد نیز شامل میشود و گستره آن از احساس دلتنگی در مشاهده غروب آفتاب و برخی تخیلات درونی گرفته تا مکاشفات و مشاهدات وحیانی پیامبران را شامل میشود. بیگمان بسیاری از مصادیق معنویت بهمعنای گسترده آن، هیچ نسبتی با دین و وحی ندارند؛ از اینرو، نیازی به پژوهش علمی درباره آن نیست. مقصود این نوشتار آن است که معنویت حقیقی چه نسبتی با دین میتواند داشته باشد. از اینرو باید مؤلفههای معنویت حقیقی را اثبات کنیم و در ادامه، بهمنزله اصل موضوع از آن استفاده نماییم.
ج) معنویت، با بهداشت روانی و آرامش قلبی نیز متفاوت است. همچنین نمیتوان پدیدههای غیرحسی، اعم از جادو، جنگیری، فراروانشناسی و… و حالاتی که بر اثر آنها برای انسان حاصل میشود، با معنویت یکی دانست.
د) زندگی معنوی با زندگی معنادار متفاوت است. برخی از تفاسیری که از معنویت عرفی و زمینی ارائه شدهاند، با فراهم آوردن اهداف و آرمانهای دنیوی، انسان را از ورطه پوچگرایی نجات داده و زندگی او را هدفمند و بهعبارتی معنادار ساختهاند؛ اما این امر غیر از زندگی معنوی است که بر پایه اصول و مبانی خاصی استوار است. بهعبارت دیگر، زندگی معنادار، انسان را از زندگی پوچ و بیهدف و سرگشتگی میرهاند و به معناداری جهان و زندگی انسانی رهنمون میسازد؛ اما زندگی معنادار لزوماً با زندگی معنوی یکی نیست. مؤلفههایی که در ادامه برای معنویت و زندگی معنوی بیان خواهند شد، روشن میسازند که در معنای برگزیده از معنویت و زندگی معنوی، معناداری زندگی نیز نهفته است؛ ولی عکس آن درست نیست و در نتیجه، هر زندگی معنوی، معنادار نیز هست، ولی هر زندگی معناداری معنوی نیست.
ه ) طبق تعریف گستردهای که در متون مختلف از معنویت ارائه شده است، میتوان معنویت را به کاذب و صادق تقسیم کرد. بسیاری از حالات روحی که برای افراد رخ میدهند، تنها بهواسطه برخی تغییرات در فیزیولوژی بدن است؛ تاآنجاکه تعدادی از فیلسوفان غرب، حالاتی را که بر اثر استعمال مواد مخدر برای افراد رخ میدهند، حالات معنوی، و چنین مشاهداتی را مکاشفات عرفانی میخوانند؛۳۰ در حالیکه این حالات جز توهم، واقعیت دیگری ندارند. معنویت صادق، حالتی قلبی است که بر اثر فرایند یا برایند ارتباط با عالم معنا حاصل میشود. معنویت صادق نیز به حق و باطل تقسیم میشود؛ زیرا ممکن است فردی حقیقتاً به عالم غیب اتصال یافته باشد، اما این اتصال از راههای شیطانی باشد. طبق آیات قرآن، گاهی شیاطین به دوستان و سربازان خویش اموری را الهام میکنند و یا قصد خبر آوردن از غیب و نزدیک شدن به ملکوت را دارند.۳۱ بنابراین، نمیتوان نتایج چنین الهاماتی را معنویت حق دانست. به بیان دیگر، گاهی فرد حقیقتاً از عالم ماده و محسوسات خارج نشده و مشاهداتی که برای وی رخ داده است، در محدوده جهان محسوس و آثار اشیا و اجسام مادی است. چنین مشاهداتی را معنویت کاذب مینامیم. اما گاهی فرد با اتصال به عالم غیب، به ادراکاتی ورای عالم محسوس دست مییابد که آن را معنویت صادق مینامیم. این معنویت، خود به دو دسته حق و باطل تقسیم میشود. در معنویت حق، ابزار اتصال به عالم غیب، شیاطین نیستند.
با توجه به نکات یاد شده، تعریفی که بهنحوی دربردارنده مؤلفههای معنویت صادق و حق باشد، عبارت است از: «نتیجه نوعی سیر از ظاهر به باطن، و ارتباط درونی با امور متعالی و حقایق غیرمادی که برخاسته از بینش و انتخاب آگاهانه، بندگی خدا، تهذیب نفس بوده و نتیجه آن، اولویت دادن به ارزشهای متعالی، یافتن نگرشی الهی به هستی و حیاتی محبتآمیز است.» با این تعریف، غایت معنویت در آرامش و شادی، و امید و رهایی از درد و رنج محدود نمیشود؛ زیرا ممکن است استعمال مواد مخدر نیز برای مقطعی انسان را از درد و رنج زندگی رها سازد. همچنین هدفمندی مادی یا زندگی با هدفهای کوچک، آرامش روان، بهداشت روانی، خلسه تخدیری و…، با وجود کارکردهای مقطعی شان، نمیتوانند مصادیقی از معنویت حق و صادق باشند. همچنین باید توجه شود که نظام معرفتی بشر، یقینمحور است؛ یعنی دسترسی به یقین و حقیقت ممکن است و شک و تردید، بهویژه در امور مرتبط با سرنوشت انسان، مردود و محکوم به بطلان است. معنویت نیز به منزله یکی از مهمترین لایههای زندگی، نمیتواند با شک و تردید همراه باشد. ملاک صدق و در نتیجه پذیرش گزارهای، مطابقت با واقع است؛ از اینرو، کارکردهای روانی، بهتنهایی ملاک تصدیق و پذیرش یک گزاره معنوی نیستند. چه بسیار آموزههای غلطی که در مقطعی، کارکرد به ظاهر مفید دارند. بنابراین، معنویت نیز همچون حوزههای دیگر، از اصول عقلانی مستثنا نشدهاند و گزارههای خود را با استناد به عقل تبیین میکنند. هیچگاه نمیتوان بدون کمک گرفتن از بدیهیات و اصول عقلانی، درباره اثبات امری سخن گفت. حتی این ادعای غلط که «معنویت، باطن ادیان، و فراتر از حد قوانین عقل است» نیز از اصل تناقض بینیاز نیست. بنابراین، هر قرائتی از معنویت که مستلزم نسبیت، شکاکیت، کثرتگرایی معرفتی، نفی یقین، اجتماع نقیضین و… . باشد، باطل است. معنویتی که بر اصول عقلانی استوار نباشد یا معارض آن باشد، نمیتواند تأثیری فراتر از آرامش موقت بر جان انسان بگذارد. رشد و صعود بهسمت امور متعالی، بدون تشخیص دقیق هدف، راه و ابزار لازم برای وصول، ممکن نیست و تعیین هریک از این امور نیز در گرو استفاده از اصول عقلانی است. از سوی دیگر، پایبندی به چارچوب عقل، مانع پیدایش و رشد نحلههای خرافی به نام معنویت میشود. پذیرش اصول بدیهی عقل، مستلزم پذیرش نتایج عقلانی در ارزیابی گونههای متنوع معنویت است. بهعبارت دیگر، معنویت حقیقی، نه با اصول بدیهی متعارض است و نه با نتایج قطعی آن. بدین ترتیب، با استناد به اصول قطعی عقل میتوان گفت که معنویت حقیقی باید واجد این ارکان باشد:
۱. عقلانیت؛
۲. اعتقاد به بعد غیرمادی هستی (بنابراین، هر تفسیری که بخواهد امور معنوی را با اصول پوزیتیویستی تحلیل کند، از این چارچوب خارج است)؛
۳. اعتقاد به وجود خدای حکیم، قادر و مهربان که وجودی متشخص و متعالی از ممکنات دارد و وجودش مجموع تمام اشیای این عالم نیست؛
۴. اعتقاد به معاد؛
۵. باور به اختیار انسان و امکان صعود و سقوط وی؛
۶. اعتقاد به هدفمندی آفرینش؛
۷. اعتقاد به تأثیر اعمال ظاهری بر شکلگیری حقیقت باطنی انسان. هر یک از این اصول هفتگانه بهکمک گزارههای بدیهی در مباحث هستیشناختی اثبات شده است و در نتیجه میتواند مؤلفهای قطعی در شناخت معنویت حقیقی قلمداد شود.
رابطه دین، دینداری و معنویت، تباین دین و معنویت
برخی دین و معنویت را دو امر متباین و آشتیناپذیر تلقی میکنند. شاید زمینهساز این دیدگاه، ناکامی ادیانی چون مسیحیت و یهودیت در تأمین نیازهای معنوی انسان باشد. بحث رابطه معنویت و لیترجی۳۲ (عبادتهای عمومی و رسمی کلیسا) یکی از موضوعات مهم حوزه معنویت در مغرب زمین است. صرفنظر از درستی یا نادرستی ادعای یاد شده، باید از آسیب تعمیم نواقص مسیحیت تحریفشده به اسلام برحذر باشیم.۳۳ در ادامه، مهمترین دلایل طرفداران تباین دین و معنویت ذکر و بررسی میشوند.
دلیل اول: شکاکیت مدرن و عدم حجیت تفسیر دینی
نامعتبر بودن معرفتهای دینی، نخستین دلیل طرفداران تباین دین و معنویت است. به اعتقاد ایشان، همه فهمها، تفسیرها، قرائتها، روایتها، و برداشتها از دین و تقریرهای گذشته آن، از حجیت و اعتبار ساقط شدهاند. این اصل، درباره هریک از ادیان تاریخی و نهادینه، از جمله مسیحیت، جاری است. پس اگر راه چارهای باشد، ارائه تعبیر جدیدی از دینِ مورد نظر است. تا قرن هفدهم، همه تحولات دینی و مذهبی، یا مصداقِ پشت کردن به یک دین تاریخی و روی آوردن به دین تاریخی دیگر، و یا مصداق گریز از یک قرائت از یک دین تاریخی و گرایش به قرائت دیگری از همان دین بودهاند. در هر دو حال، اعتقاد به ذات و جوهر دین، یعنی «ایمان به جهانی معنادار و هدفمند»، محفوظ و مصون بوده است؛ ولی امروزه، همین ذات و جوهر از دست رفته است. تا پیش از سده هفدهم، «خودِ دین در جهان نمرده بود و فقط شکل خاصی از دین میمُرد. اما شکاکیت جدید، نه فقط به اشکال ظاهری پیام دینی، یعنی به جزمیّات خاص آن، بلکه به کُنْهِ ذاتِ خودِ پیامِ دین، یعنی به ایمان به جهانی معنادار و هدفمند، یورش آورده و نابودش ساخته است.»۳۴
بررسی
تمایز میان دین و معرفت دینی، و حجت دانستن اولی و نامعتبر شمردن دومی، زمانی صائب است که اصول معرفتشناختی در فهم یک متن رعایت نشود. تدوین و کاربست قواعد تفسیر متن، برای رسیدن به همین هدف مهم صورت گرفت. اگر مصونیت از خطا در فهم و نیز دستیابی به مقصود گوینده محال بود، گردآوری قوانین تفسیر و ترجمان یک متن و توصیه به رعایت آن، امری بیهود مینمود. عدم مصونیت کتاب مقدس از تحریف لفظی و معنوی از یکسو، و دخالت مبانی مکاتب تفسیری نسبیگرا از سوی دیگر، سبب شده است مفسران هرگونه برداشت و قرائت از کتاب مقدس را به دیده تردید بنگرند. هرچند برخی از اندیشمندان غربی با پیروی از هرمنوتیک فلسفی و تاریخیگروی، بر طبل سیّالیت فهم و عدم حجیت آن میکوبند، میتوان اصول روششناختی را لحاظ نمود و به کمک آن، دیواری را که این گروه میان مفسر و مؤلف تصور کردهاند، برچید و به فهمی مطابق مقصود مؤلف دست یافت. اگرچه ممکن است انگیزه روانی طراحان نظریه بیهدفی جهان، ناتوانی در پاسخ به پرسشهای بحث «شرّ طبیعی» باشد، این نظریه از آسیب معرفتشناختی رنج میبرد؛ زیرا اولاً دسترسی به یقین را ناممکن دانسته و در ادامه، یقین به هدفمندی جهان را انکار کرده است. این در حالی است که امکان دسترسی به یقین، امری انکار ناشدنی است. همچنین ادعا شده بود که فهم مقصود مؤلف ممکن نیست؛ اما باید توجه داشت با بهکارگیری اصول روششناختی فهم میتوان به مقصود مؤلف دست یافت. همچنین عدم امکان فهم مقصود کتاب مقدس و هر کتاب آسمانی دیگر، با فلسفه ارسال آن از جانب خداوند، در تعارض است.
دلیل دوم: تقلیدی، تعبدی و غیرعقلانی بودن دین
گروهی معتقدند که در معنویت، تقلید به حداقل میرسد؛ عقلانیت پاس داشته و در واقع، معنویت از عقلانیت زاده میشود؛ درحالیکه دین، توأم با جزمگرایی، تعصب، انحصارگرایی در حقانیت، تنگنظری، بیمدارایی، ظاهرنگری، قطعیت و تعبد است.۳۵ تعبدگرایی، مانع معنویت است و هرچه از تعبدگرایی کاسته شود، معنویت بیشتر رشد مییابد.۳۶ هیچیک از عقاید دینی با یک سیر استدلالی به بدیهیات نمیانجامند و در نتیجه بدین معنا عقلانی نیستند.۳۷ بیشتر گزارههای دینی با دیگر عقاید انسان متجدد سازگار نیستند و از احساسات، عواطف، ایمان، تعبد، گزینشها و ترجیحات خودسرانه حاصل شدهاند.۳۸
بررسی
تعبد در دو معنا به کار میرود: گاهی کسی گزارهای را صرفاً به دلیل آنکه شخص خاصی نقل کرده است میپذیرد و هیچ دلیل عقلانی برای پذیرش سخن آن شخص ندارد؛ چنین تعبدی خلاف عقلانیت است؛ ولی گاهی شخصی که گزارهای را از فردی میپذیرد، به مطابقت سخن او با واقع یقین دارد؛ چنین تعبدی پشتوانه عقلانی دارد. مؤمنان سخن خدا و پیامبران را از آن روی میپذیرند و از ایشان دلیل مطالبه نمیکنند که به علم و حکمت خداوند یقین دارند؛ یعنی همان عقلی که به مطالبه دلیل حکم میکند، به حکمت و علم الهی و عصمت پیامبران نیز فتوا میدهد و بر همین اساس، قول ایشان را میپذیرد. همان عقلی که به آزاداندیشی رأی میدهد، وجود خدا، نیاز انسان به دین، تکلیف و اختیار انسان، عقلانیت طاعت و… را نیز اثبات میکند. ضمن آنکه بسیاری از معنویتهای نوظهور موردِ توجه طرفداران تباین دین و معنویت نیز دعوت به تعبد میکنند. بخش دیگری از دلیل یاد شده، به مبانی معرفت شناختی مرتبط است که مدعی است هیچیک از عقاید دینی با استدلال به بدیهیات منتهی نمیشود. بیشتر استدلالهایی که در فلسفه اسلامی برای اثبات وجود خدا به کار میروند، برخاسته از بدیهیاتاند. برهان صدیقین ابنسینا بهکمک چند گزاره بدیهی وجود خدا را اثبات میکند. با اثبات وجود خدا و وجوب وجود او، اوصاف کمالی او نظیر عدل، حکمت و قدرت بینهایت او نیز اثبات میشود. از طریق حکمت و عدل خداوند، معاد، و در پی آن نبوت اثبات میگردد و… بنابراین، گزارههای اعتقادی اسلام، هم عقلانی و هم صادقاند. ممکن است گزارههایی در میان منظومه دین یافت شود که عقل بشر توان اثبات آن را نداشته باشد؛ اما عقل، خود به محدودیت خویش اذعان دارد. توجیه بسیاری از گزارههای فقهی، در توان عقل بشر نیست؛ ولی این امر بهمعنای پذیرش کورکورانه آن نیست. عقل با استناد به حکمت الهی درمییابد که قوانین شریعت ریشه در مصلحت فردی یا اجتماعی، دنیوی یا اخروی، و جسمی یا روحی انسان دارد؛ و هرچند در هر حکم خاص نتواند حکمت مزبور را نشان دهد. ممکن است بسیاری از گزارههای ادیان تحریفشده چون مسیحیت و یهودیت، به گزارههای بدیهی ارجاع نیافته و حتی مخالف حکم قطعی عقل باشند؛ اما تعمیم نقص یک دین به ادیان دیگر، خطایی آشکار است. تاوان خردگریزی و خردستیزی ادیان دیگر را نباید آیین اسلام بپردازد.۳۹ آنچه جزماندیشی در دین خوانده میشود، نهتنها مانع معنویت نیست، بلکه تقویتکننده آن است. توضیح آنکه درباره رابطه عقل و معنویت گفته شد که معنویت با شکاکیت ناسازگار است و هر قرائتی که بهنوعی دسترسی به حقیقت را ناممکن جلوه دهد، عنوان معنویت حقیقی نخواهد یافت؛ زیرا دسترسی به معنا، باطن و حقیقت هستی، با این اعتقاد که «حقیقتی وجود ندارد» یا « من سازنده حقیقتم» و نیز امکان تردید در پایههای اصلی اعتقادی ناسازگار است و تنها سر در گمی میان سخنان متناقض را به دنبال خواهد داشت. پافشاری بر درستی اعتقادی بدون مبنا و دلیل، تعصبی ناپسند است؛ اما آیا تعصب به اصل تناقض و اصول ریاضی و نتایج آنها نیز ناپسند است؟
دلیل سوم: پلورالیزم دینی
برخی از طرفداران «معنویت انسانگرا»۴۰ معتقدند معنویت در انحصار دین خاص، بلکه در انحصار دین نهادینه نیز نیست. از اینرو، باید ابتدا کثرتگرایی دینی را پذیرفت و سپس بهسمت کثرتگرایی معنوی حرکت کرد. ایشان معتقدند که رقص باران بومیان آمریکا، مراقبه ذن بودیستها، سکوت فرقه کویکرها و…، گونههایی از امر قدسی است.۴۱
بررسی
کثرتگرایی دینی، با استناد به بدیهیات عقلی ابطال شده است. کثرتگرایی معنوی نیز به آسیب مهم آن، یعنی فرورفتن در دام تناقض، دچار است. اگر معنویت امری است حقیقی، نه موهوم و خیالی که تنها خیالش انسان را به خلسهای ناواقعگرایانه فرو برد، پس این حقیقت، نه میتواند با نقیض خود یکسان باشد و نه تجلیات و تظاهرات متناقض داشته باشد. چگونه معنویت کسی که بر معبود خویش برهان اقامه کرده است، با آرامش کسی که موجودی غیرواقعی را میطلبد یکسان است. یکی دانستن این دو، صرفاً بر اتحاد صوری و پدیدارشناختی تکیه دارد. مقوم معنویت در این دیدگاه، پویایی، جستوجوگری و فرار از روزمرگی و رکود معرفی میشود؛ اما جستوجویی که از تعیین جهت پرهیز میکند. حقطلبی، هرچند نیکوست، حذف عنصر جهت و هدف از آن مانند آن است که عدهای سرگردان در بیابان را به حرکت تشویق کنیم و بگوییم: «جهت مهم نیست؛ هر کس از هر سو میخواهد حرکت کند. مهم، نفس دویدن است»؛ و در نتیجه این توصیه، هر کس به سویی شتابان شود .در این میان، برخی پیش از دویدن، به جهت و هدف اندیشیده و به مقصد خواهند رسید و برخی نیز با چشمی بسته فقط میدوند. آیا میان این دو دسته تفاوتی نیست؟ آیا این امر بهمعنای پذیرش نسبیت نخواهد بود؟ برخی پا را فراتر از این میگذارند و هر دو دسته را معنوی میپندارند؛ زیرا معتقدند شرافت انسان به این نیست که مالک حقیقت باشد، بلکه به طالب حقیقت بودن اوست. انسان معنوی حقطلب است و هیچ دلیلی وجود ندارد که او و رفیق معنویاش به یک حقیقت برسند.۴۲ شاید دیدگاه اخیر، ناشی از انکار تلویحی حقیقت یا ناممکن بودن دستیابی به آن باشد که از نادرستی مبانی معرفتشناختی رنج میبرد؛ و شاید در این دیدگاه، حقیقت در ذات خویش ارزشمند نیست، بلکه تنها حقیقتی که با جدیت به دست آمده باشد، گرانسنگ است. اگر چنین باشد، باطل نیز نباید ذاتاً بیارزش باشد. طبق این دیدگاه، بهجای دعوت انسانها به حقیقت، باید ایشان را به تلاش دعوت کرد. بنابراین در این دیدگاه، تلاش انسان معنوی مهم است؛ هرچند نتیجه پویش او به ضد معنویت بیانجامد! نتیجه دیگر این دیدگاه آن است که خوارج، چون در مسیر خود با صداقت و جدیت تمام تلاش میکردند، انسانهای مجرمی نبودند، بلکه افرادی معنوی به شمار میآیند؛ هرچند نتیجه این طلب صادقانه، به شهادت امیر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل تقوا و عمل به دستورات دین
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.