توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مستندات روایی دوگانگی خُلق و خوی امام حسن و امام حسین (ع) :
۱. طرح مسأله
در میان دانشمندان و عالمان شیعه، مشهور آن است که اختلاف رفتار امامان (ع) در هر زمانی بنابر شرایط خاص آن دوران بوده و در عین حال، هدف، چیزی جز اعتلای اسلام نبوده است؛ لذا علی رغم اختلاف رویکردها در مقابل حاکمان و خلفا، هدف ایشان واحد بوده و بنابر شرایط گوناگون، راه کارهای متفاوتی را دنبال می کردند؛ به عنوان مثال در صورت نیاز به قیام و مبارزه، آن را پی گرفتند و اگر شرایطی اقتضای آن داشته که برای حفظ و صیانت از کیان شیعه به تقیه- به عنوان یک عنصر بازدارنده- بپردازند آن را انجام دادند و به جای قیام و مبارزه سیاسی، به فعالیت های فرهنگی، تربیتی و آموزشی در قالب های مختلف و در صورت نیاز، حتی به صلح اهتمام ورزیدند.
در این میان، درباره امام حسن و امام حسین (ع)، روایات و گزارش هایی وجود دارد که تفاوت اساسی و بنیادین بین هر یک از آن دو بزرگوار را موجب می شود. بدیهی است، روایات، در برداشت های تاریخی، نقش غیر قابل انکاری دارند و به عنوان عنصری تعیین کننده، می توانند به کمک تاریخ آمده و پرده از برخی مسائل و چالش ها بردارند. از طرفی هر روایتی به راحتی قابل پذیرش و قابل انکار نیست؛ بلکه باید از نظر سند و متن، بررسی شود.
در نوشتار حاضر، ۴ روایت و گزارش اصلی که می توان به نوعی تفاوت خُلق و خوی دو امام مذکور را از آن ها برداشت کرد به بوته نقد و بررسی سپرده شده و برای فهم هر یک از آن ها در اثنای بحث، گزارش های دیگری نیز مورد بررسی قرار می گیرند. روایت اول، امام حسن (ع) را از پیامبر (ص) و امام حسین (ع) را از امام علی (ع) می داند. روایت دوم، شباهت امام حسن (ع) به پیامبر (ص) را یادآور شده و حاکی از نفی شباهت ایشان به امیرالمومنین (ع) است. گزارشی دیگر، حکایت از داشتن قوّت قلب برای امام حسین (ع) و زبانی نرم و آرام برای امام حسن (ع) دارد و سرانجام طبق روایت چهارم، پیامبر (ص)، هیبت و بزرگی خود را به امام حسن (ع) و جرأت و شجاعت خود را برای امام حسین (ع)، به ودیعه نهاده اند.
روایات مذکور موجب شده است تا تبیین های مختلفی از قضیه صلح امام حسن (ع) به عمل آید و گروهی، امام حسین (ع) را مخالف با این مسئله قلمداد کنند؛ به گونه ای که داشتن روحیه جنگ جویانه را، مانع پذیرش صلح توسط ایشان دانسته اند. تا جایی که گروهی از شیعیان با قیاس صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع)، از علّت این تفاوت در رفتارِ دو امام معصوم درماندند و از تشیّع خارج شدند (نک، پاکتچی و همکارن، ۱۳۶۷ش، ۲۰: ۵۵۷). مستشرقان نیز، به پیروی از همین روایات، واکنش نشان دادند؛ گوستاو ویل، مویر، دوزی، لامنس، والیری و دونالدسون بر این باورند که امام حسن (ع) برخلاف پدرش، فردی صلح جو و راحت طلب بود که به جنگ و مسائل سیاسی چندان علاقه ای نداشت (احمدی ندوشن، ۱۳۹۴ ش، ۶۴). ویلفرد مادلونگ نیز در دانشنامه ایرانیکا و در کتاب جانشینی حضرت محمد (ص) در پی آن است تا نشان دهد امام حسن (ع) خلق و خوی پیامبر (ص) را داشته و مخالف سیاست های پدرشان بوده است.
در این میان، برخی از پژوهشگران، از زوایای تاریخی به کنکاش این قضیه پرداخته اند و سعی در عدم قبول این نوع برداشت ها دارند؛ رسول جعفریان، روایاتی را که در آن، امام حسین (ع) شبیه امام علی (ع) و امام حسن (ع) شبیه پیامبر (ص) معرفی شده را جعلی می داند و به گفته وی تصویر ارائه شده در این روایات می توانست به منظور تخریب چهره علی (ع) و عاشورا باشد و به کار کسانی بیاید که طرفدار گرایش های عثمانی بودند (جعفریان، ۱۳۸۹ش، ۲: ۳۶۱). اما از آن جا که این نظرات، عموماً مبتنی بر یک نگاه تاریخی و عاری از بررسی های خاص حدیثی است، کافی به نظر نمی رسد و نیاز به واکاوی بیشتر این قضیه و جمع آوری روایات هم موضوع و بررسی جزئی این روایات، ضروری است و باید صحّت و سقم هر یک، جداگانه معلوم گردد؛ بنابراین، تحقیق حاضر، رسالت خود را در گرو این مهم قرار داده است.
باید یادآور شد که مسئله صلح امام حسن (ع) به عنوان نقطه عطفی در پژوهش های تاریخی مطرح بوده و آثاری در دست است: کتاب «صلح الحسن (ع)» از شیخ راضی آل یاسین، که فارسی شده آن توسط حضرت آیت الله خامنه ای با نام صلح امام حسن (ع) منتشر شده است. کتاب «صلح الامام الحسن (ع)» از محمدجواد فضل الله نیز در این زمینه نگاشته شده است. مقاله «بررسی و نقد صلح امام حسن (ع) از دیدگاه ویلفرد مادلونگ» از سیمین قربانپور دشتکی با رویکردی «جامعه شناختی» به نقد و بررسی آراء مادلونگ، پرداخته است. مقاله «بررسی انتقادی دیدگاه خاورشناسان درباره سیره حکومتی امام حسن (ع)» از احمدی ندوشن و محمدحسن زمانی، به دیدگاه های خاورشناسان درباره امام حسن (ع) پرداخته است. مقاله «جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش» از سیدعلیرضا واسعی، به خوبی نقش امام حسین (ع) را در ثمربخشی و تکوین صلح، تبیین می کند. «کنکاشی در چرایی صلح امام حسن (ع) با معاویه بن ابی سفیان از مجید علی پور و محمدحسین علیزاده» و مقالاتی دیگر در موضوع صلح، کارهایی است که بیش از آن که، رویکردی حدیثی و نقد حدیثی داشته باشند، رنگ تاریخی دارند و در جای خود قابل استفاده اند. اما نوشتار پیش رو در پی تبیین اختلاف مورخان و صرفاً بررسی مسئله صلح نیست، اگرچه موضوع صلح با بحث حاضر؛ یعنی بررسی حدیثی مستندات خُلق و خوی صلح جویانه یا جنگ جویانه، برای هر یک از دو امام مذکور، پیوند می خورد. بنابراین کتاب یا مقاله خاصی که روایات یادشده را مورد کنکاش قرار داده باشد و از دیدگاه حدیثی به آن بپردازد، یافت نشد.
۲. حدیث اول: «حسن (ع) از من است و حسین (ع) از علی (ع)»
حدیثی با این مضمون در منابع آمده که رسول خدا (ص) فرمودند: «حسن (ع) از من است و حسین (ع) از علی (ع)». این حدیث تا چه حد می تواند واقعیت داشته باشد و آیا از نظر صدور، صحیح است یا نه؟ و در صورت صحّت صدور، بر چه معنایی دلالت دارد؟
در این جا به خاستگاه این حدیث اشاره کرده و به نقد و بررسی آن می پردازیم:
۲-۱. نقد و بررسی حدیث در منابع اهل سنت
«حَدَّثَنَا الْحُسَینُ بْنُ إِسحَاقَ، وَ إِبرَاهِیمُ بنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِرْقٍ الْحِمْصِی، قَالَا: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ مُصَفَّی، ثنا بَقِیه، عَنْ بَحِیرِ بْنِ سعْدٍ، عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ، عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ مَعْدِیکرِبٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی الله عَلَیهِ وَسَلَّمَ: «حَسَنٌ منِّی، وَ حسَینٌ مِنْ عَلِی» (طبرانی، ۱۴۰۴ق، ۲: ۲۶۸).
قدیمی ترین منبعی که این حدیث را ذکر کرده معجم طبرانی است. طبرانی در جای دیگری نام حسین ابن اسحاق را نیاورده و حدیث را از ابراهیم بن محمد به بعد نقل کرده است (همان، ۲: ۱۷۰). ذهبی در میزان الاعتدال در مورد إبراهیم بن مُحَمَّد بن عرق الحمصی یکی از راویان حدیث و شیخ طبرانی می گوید: «شیخُ للطبرانی غیرُ مُعتَمَدٍ» سپس حدیثی را از او نقل می کند که در آن خطا کرده است (ذهبی، ۱۳۸۲ق، ۱: ۶۳). اگرچه ذهبی در جای دیگری، سند این حدیث را قوی می داند (همو، بی تا، ۵: ۲۵۱)؛ اما قوی دانستن آن درست به نظر نمی رسد؛ زیرا او نیز سند دیگری برای این حدیث، ذکر نکرده است و با همین سند آن را نقل می کند. علاوه بر آن، خود او تصریح به غیر معتمد بودن إبراهیم بن محمد کرد و هم چنین، ابن حبان درباره محمد بن مصفی تعبیر «یُخطی» را می آورد. عقیلی نیز می گوید: «أنکرَ علیه أحمدُ بنُ حنبلٍ حدیثًا»؛ دیگری نیز گفته است: «لَهُ مَنَاکیرُ وَ أَرْجُو أَنْ یکوْنَ صَادِقاً» و برخی چون ابوحاتم، او را «صدوق» دانسته اند (ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۴ق، ۹: ۴۰۶). «خالد بن معدان» نیز علی رغم آن که ثقه شمرده شده، بیشتر احادیث او از صحابه به صورت مرسل نقل شده است (ذهبی، بی تا، ۸: ۱۰۴). مجموع قرائن یادشده سبب می شود تا اعتمادی از نظر سندی به این روایت نشود.
۲-۲. نقد و بررسی حدیث در منابع شیعی
«الْإِحْیاءِ عَنِ الْغَزَالِی وَ الْفِرْدَوْسِ عَنِ الدَّیلَمی قالَ الْمقْدَادُ بْنُ مَعْدِیکرِبَ قَالَ النَّبِی «حَسَنٌ مِنِّی وَ حُسَینٌ منْ علِی وَ قَالَ (ص) هُمَا وَدِیعَتِی فِی أُمَّتِی» (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹ق، ۲: ۳۸۷).
ابن شهرآشوب حدیث را از احیاء علوم الدین غزالی نقل می کند که او این حدیث را در قسمت کتاب آداب نکاح آورده است. غزالی تعدد ازدواج های امام حسن (ع) را ناشی از شباهت امام (ع) به پیامبر (ص) و الگوگیری ایشان از پیامبر (ص) دانسته و می گوید: «حسن بن علی(ع) زیاد زن میگرفت؛ تا جایی که با بیش از دویست زن، ازدواج کرد و گاهی چهار زن را در یک وقت عقد میکرد و در یک وقت، چهار زن را طلاق میداد. سپس می گوید این حدیث از طریق «مِقْدَادُ بْنُ مَعْدِیکرِبَ» نقل شده و سند آن را «جیّد» می خواند (غزالی، بی تا، ۲: ۳۰).
چنان که گذشت، این حدیث، ضعف در سند داشت و سند جیّدی ندارد؛ علاوه بر آن، این حدیث، ارتباطی به تعدد ازدواج های امام حسن (ع) ندارد؛ اولاً تعدد ازدواج و مطلاق بودن ایشان، غیر قابل اثبات بوده و فراوان نقد شده است و این جا در پی نقد آن نیستیم؛ ثانیاً هیچ شاهد و گواه دیگری بر صحّت نسبت ازدواج های ایشان به ازدواج های پیامبر (ص) وجود ندارد و از این حدیث نیز تشابه بین ازدواج های دو بزرگوار برداشت نمی شود و ادعای بی دلیل است.
۲-۳. نقد و بررسی دلالی حدیث
این قسمت در پی آن است تا نشان دهد تعبیر «منّی» یا «منّا» از طرف رسول خدا (ص) فقط نسبت به امام مجتبی (ع) نیامده است؛ بلکه در مورد افراد دیگری نیز این مطلب، صدق می کند و لذا روایت مذکور، از آن جا که نوعی دوگانگی را در بر دارد با این روایات در تنافی است و در روایات زیادی نسبت به امام علی (ع)، امام حسین (ع)، حضرت مهدی (ع) و حتی جبرئیل نیز با لفظ «منّی» و یا «منّا» یاد شده که آن ها را ذکر می کنیم: این روایات، نوعی پیوند اساسی بین پیامبر (ص) و هر یک از نامبردگان را اثبات می کند؛ در واقع، این پیوند نه تنها برای امام مجتبی (ع) است بلکه دیگرانی هم این پیوند را دارند و روایت مورد بحث، از آن جا که تأکید بر نسبت امام مجتبی (ع) به پیامبر (ص) و امام حسین (ع) به حضرت علی (ع) دارد با این روایات در تعارض است و این طور نیست که پیامبر (ص) فقط امام حسن (ع) را به خاطر ویژگی های خاص شان از خود بدانند و هم چنین امام حسین (ع) را به خاطر روحیه خاص شان فقط به پدرشان نسبت دهند.
۲-۳-۱. تعبیر «منّی» یا «منّا» برای دیگر امامان (ع)
احادیث فراوانی در منابع شیعه و اهل سنت از پیامبر (ص) نقل شده که ایشان، امام علی (ع) را از خود می دانند. ترمذی در صحیح، نسائی در خصائص، احمدبن حنبل در مسند و بسیاری از محدّثان مشهور دیگر نقل کرده اند که پیامبر (ص)، آیات «برائت» را همراه ابوبکر به سوی اهل مکّه فرستاد اما در میانه راه به امر خداوند و ابلاغ جبرئیل از این کار منصرف شد و فرمود: «لاَ ینْبَغِی لأَحَدٍ أَنْ یبَلِّغَ هَذَا إِلاَّ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِی» (ترمذی، بی تا، ۱۱: ۳۴۶). «جبْرِیل جاءَنِی فَقَالَ لَنْ یؤَدِّی عَنْک إِلَّا أَنْتَ أَوْ رَجلٌ منْک» (احمد بن حنبل، ۱۴۲۱ق، ۲: ۴۲۷). «إِنَّه لَا یؤَدِّی عنی إِلَّا أَنا أَو رجلٌ منّی» (نسائی، بی تا، ۹۳). یعنی فرد دیگری جز علی (ع) شایستگی این ابلاغ را ندارد. طبق نقل دیگری آمده است که پیامبر (ص) فرمودند: «عَلِی مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِی وَ لاَ یؤَدِّی عنِّی إِلاَّ أَنا أَوْ عَلِی» (ترمذی، بی تا، ۱۳: ۳۲۶) و لذا به کارگیری لفظ «منّی» یا «منّا» فقط در مورد امام حسن (ع) نیست.
۲-۳-۲. پیامبر (ص)، امام علی (ع) و حسنین (ع) را از خود می دانند
در حدیثی که از اهل سنت نقل شده، پیامبر (ص)، امام علی (ع) و حسنین (ع) را از خود دانسته و خود را از ایشان قلمداد می کنند و می فرمایند: «إنّکم منّی و أنا مِنکم» (طبری، بی تا، ۱: ۲۷۰) در این میان حتی روایتی در کتب اهل سنت وجود دارد که: «قَالَ رَسولُ اللَّه (ص) «الْمهْدِی مِنِّی» (سجستانی، بی تا، ۴: ۱۷۴)، در نقل دیگری بعد از زخمی شدن پیامبر (ص) در جنگ احد و نصرت و یاری امام علی (ع) نسبت به ایشان، پیامبر (ص) فرمودند: «انّه منّی و أنا منه» و آن گاه جبرئیل می فرماید: «وَ أنا مِنکُما»؛ یعنی من هم از شما هستم (طبری، ۱۴۰۷ق، ۲: ۶۵؛ ابن اثیر، ۱۴۱۵ق، ۲: ۴۹). بدیهی است که جبرئیل، بشر نبود و پسر عمو یا خویشاوند نزدیک پیامبر (ص) محسوب نمی شد تا «وَ أنا مِنکُما» را به قرابت ظاهری معنا کنیم. تنها نسبت ایشان با پیامبر (ص)، همکاری در تبلیغ رسالت الهی بود (عسکری، ۱۳۹۲ش، ۱: ۸۴). در این میان، گزراش دیگری وجود دارد که چه بسا در نگاه اول، هم معنای روایت «حسنٌ مِنّی وَ حُسَینٌ مِن علیٍّ» باشد و آن این که در جنگ جمل، در پی ناتوانی محمدبن حنفیه، نسبت به از پا درآوردن شتر، امام حسن (ع) نیزه را از او گرفتند و شتر را کشتند و سپس امیرالمؤمنین (ع) خطاب به محمّد فرمودند: «لَا تَأْنَفْ فَإِنَّهُ ابْنُ النَّبِی وَ أَنْتَ ابْنُ عَلِی»؛ خجالت نکش زیرا او فرزند پیامبر (ص) و تو فرزند علی (ع) هستی (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹ش، ۴: ۲۱). خاستگاه اولیه این گزارش، «مناقب» است و دیگران از آن نقل کرده اند. این گزارش، فاقد سند بوده اما متن آن قابل توجیه است:
اولاً؛ این گزارش، در مقام بیان تفاوت بین حسنین (ع) نیست؛ بلکه مقایسه ای است بین امام حسن (ع) و محمد بن حنفیه که فقط در پدر با هم مشترک اند.
ثانیاً؛ معنای آن این نیست که امام حسن (ع) فقط فرزند پیامبرند و نسبتی با امام علی (ع) ندارند؛ به تعبیری، اثبات فرزندِ پیامبر (ص) بودن امام حسن (ع)، نسبت فرزندی ایشان به پدرشان و نسبت فرزندی فرد دیگری به پیامبر (ص) را نفی نمی کند و لذا معنای آن، این نیست که ایشان در جنگاوری شبیه به امام علی (ع) نیست.
ثالثاً؛ معنای این گزارش این نیست که محمدبن حنفیه چون فرزند امام علی (ع) است و لذا در جنگ، ضعیف است؛ بلکه شجاعت و جنگاوری امام علی (ع) مورد اتفاق شیعه و سنی است. امام علی (ع)، ناتوانی محمد را به خودشان نسبت نمی دهند، بلکه توانایی امام حسن (ع) را با پیوند دادن به پیامبر (ص) از دو جهت مطرح می کنند؛ جهت اول این که؛ او نوه پیامبر (ص) است و از این جهت توانا و جنگاور است؛ جهت دوم این که؛ فرزند امام علی (ع) هم هست؛ ولی محمد، فقط یک جهت را داراست و لذا توانایی امام حسن (ع) در او نیست. علاوه بر این ها گزارش دیگری در مورد جنگ جمل وجود دارد که امام حسن (ع)، مردم کوفه را به میدان جنگ آوردند و به دستور پدرشان در برابر سخنان عبدالله بن زبیر که خطاب به بصریان امام علی (ع) را قاتل عثمان دانسته بود، خطبه ای قرّاء ایراد کرد. عمرو بن احیجم در حین خطبه حسن بن علی (ع)، ایشان را شبیه به پدرشان دانسته و چنین گفته است:
«حسنُ الخیرِ یا شبیهَ أبیهِ قمتَ فینا مقامَ خیرِ خطیبٍ» (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴ق، ۱: ۱۴۶).
۳. حدیث دوم: «امام حسن (ع) به پیامبر (ص) شبیه است نه به امام علی (ع)»
۳-۱. نقد و بررسی حدیث در منابع اهل سنت
حدیث مورد نظر در منابع اهل سنت از دو نفر نقل شده است: ۱- ابوبکر ۲- حضرت زهرا (س)، که نخست قول ابوبکر و سپس قول حضرت زهرا (س) را ذکر می کنیم:
در کتاب صحیح بخاری آمده است: «حَدَّثَنا عبدانُ أخبرنا عَبدُاللهِ قال أخبَرَنی عمرُ بنُ سعیدِ بنِ أبی حُسَینٍ عن ابنِ أبی ملیکهَ عن عقبهَ بنِ الحارثِ قال رأیتُ أبابکرٍ و حمَلَ الحسَنَ وَ هُوَ یقولُ بأبی شبیهٌ بالنبی لیس شبیهٌ بعلی و علی یضحَک» (بخاری، ۱۴۲۳ق، ۸۷۴).
مسند احمد نیز گزارش می دهد: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَیرِ حَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ سَعِیدٍ عَنِ ابنِ أَبی مُلَیکه أَخْبَرَنی عُقْبَه بْنُ الْحَارِثِ قَالَ خَرَجْتُ مَعَ أَبِی بَکرٍ الصِّدِّیقِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ مِنْ صَلَاه الْعَصْرِ بَعْدَ وَفَاه النَّبِی صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ بِلَیالٍ وَ عَلِی عَلَیهِ السَّلَام یمشِی إِلَی جنْبِهِ فمَرَّ بِحَسَنِ بْنِ عَلِی یلْعَبُ معَ غلْمَانٍ فاحْتَمَلَهُ عَلَی رَقَبَتِهِ وَ هُوَ یقُولُ وَا بِأَبِی شَبَهُ النَّبِی لَیسَ شَبِیهًا بِعَلِی قَالَ وَ عَلِی یضْحَک» (احمدبن حنبل، ۱۴۲۱ق، ۱: ۴۲؛ متقی هندی، ۱۴۰۱ق، ۱۳: ۶۴۶).
مسند احمد گزارش منسوب به حضرت زهرا (س) را این طور نقل می کند: «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ حَدَّثَنِی أَبی حدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ الطَّیالِسِی حَدَّثَنَا زَمْعَه عَنِ ابْنِ أَبِی مُلَیکه قَالَ کانَتْ فَاطِمَه تَنْقُزُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَتَقُولُ بِأَبِی شَبَهُ النبِی لَیس شبِیهاً بِعَلِی» (احمدبن حنبل، ۱۴۲۱ق، ۵۷: ۲۸۹).
در سند هر گزارش، ابن ابی ملیکه وجود دارد که از طبقه میانی تابعان است (ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۶ق، ۶۲۳). ابن أبی حاتم از او یاد می کند؛ ولی هیچ جرح و تعدیلی را در مورد او نمی آورد (رازی، ۱۲۷۱ق، ۹: ۳۴۶) البته ذهبی او را ثقه می داند (ذهبی، ۱۴۱۳ق، ۲: ۴۱۱) و ابن حجر نیز مقبول بودن او را ترجیح می دهد (ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۶ق، ۶۲۳) اما چنان چه او از طبقه میانی تابعان باشد، نمی تواند شاهد و گزارش گر قضیه از حضرت زهرا (س) باشد؛ زیرا فاصله زمانی، در این بین مانع است و لذا ابن حجر می گوید: «فیه إرسال» (همو، ۱۳۷۹ق، ۷: ۹۶)؛ و حدیث مرسل است.
در مورد گزارش اخیر آمده که: «اسنادش به خاطر ضعف زمعه، ضعیف است» (احمدبن حنبل، ۱۴۲۱ق، ۶: ۲۸۳). البته طبق گزارش اول، احتمال این که ابن ابی ملیکه، حدیث را از عقبهبن حارث شنیده باشد وجود دارد؛ اما در این صورت باید در گزارش دوم هم نام عقبه می آمد. عقبهبن حارث در روز فتح مکه اسلام آورد و رجالیان فقط با عنوان صحابی از او یاد کرده اند و جرح و تعدیلی در مورد او نیامده است (ابن عبدالبر، بی تا، ۴: ۱۶۶۷) و لکن گفته اند: او کسی بود که در مصر همراه با عبدالرحمن بن عمر، شراب نوشید (ابونعیم، ۱۴۱۹ق، ۴: ۲۱۵۴). اگرچه صرف صحابی بودن در نظر مشهور اهل سنت برای عدالت و وثاقت کافی است؛ اما از نظر شیعه، این مطلب مورد قبول نیست و وثاقت او اثبات نشده است.
مسأله دیگر این که معلوم نیست عقبه از ابوبکر شنیده یا از حضرت زهرا (س) و لذا در قائل این قول اختلاف است. گفته اند: یعنی این جمله را هم ابوبکر و هم حضرت فاطمه (س) گفته است و یا این که ابوبکر به تبع حضرت فاطمه (س) این را گفته باشد؛ یا یکی از آن دو از دیگری دریافت کرده باشد (ابن حجر عسقلانی، ۱۳۷۹ ق، ۷: ۹۶). این گزارش با آن چه امام علی (ع) در مورد نفی شباهت ظاهری پیامبر (ص) با فرد دیگری فرمودند[۱] تعارض دارد که البته برخی سعی کرده اند رفع تعارض کنند.[۲]
۳-۲. نقد و بررسی حدیث در منابع شیعی
حدیث «بِأَبِی شَبَهُ النَّبِی…» در منابع شیعی وجود ندارد و بلکه خلاف آن ذکر شده است؛ بدین صورت که شعری از حضرت زهرا (س) شبیه به همان شعر قبلی نقل شده؛ با این تفاوت که حضرت زهرا (س)، امام حسین (ع) را شبیه به پیامبر (ص) و امام حسن (ع) را به امام علی (ع) شبیه می دانند: «کانتْ فاطِمَه (ع) ترَقِّصُ ابْنَهَا حَسَناً (ع) وَ تَقُولُ:
أَشْبِهْ أَبَاک یا حسَنُ وَاخلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ
وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ
وَ قَالَتْ لِلْحُسَینِ (ع): أَنتَ شبِیهٌ بِأَبِی لَسْتَ شَبِیهاً بِعَلِی (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹ش، ۳: ۳۸۹).
البته ابن شهرآشوب در مناقب از مسند موصلی همان مطلب را که ابوبکر، امام حسن (ع) را شبیه به پیامبر (ص) می داند نقل می کند (همان) و بعد از ابن شهرآشوب، کتب متأخر از ایشان نقل می کنند؛ بنابراین، این مطلب در منابع شیعی جایگاهی ندارد. جای تعجب آن که چنین مطلبی را کتب اهل سنت به عنوان یک فضیلت فراوان نقل کنند؛ ولی کتب شیعی نه تنها آن را نقل نکرده اند؛ بلکه کاملاً خلاف آن را مشاهده می کنیم و اگر در کتب شیعه نیز آمده است، خاستگاه آن کتب اهل سنّت است.
۳-۳. احادیثی دیگر در مورد مسئله شباهت
برای فهم روایت مورد بحث باید به روایات دیگری که در این زمینه وارد شده و مطمئناً به فهم حدیث یادشده کمک می کنند پرداخت. در واقع، این بحث نیاز به تشکیل خانواده ای حدیثی دارد تا همه آن ها به کمک هم، معنا شوند.
۳-۳-۱. امام حسن (ع) شبیه ترین فرد به پیامبر (ص)
صحیح بخاری گزارش می کند: «أَخبَرَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ الْمَلِیحِی، أَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النُّعَیمِی، أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یوسُفَ، أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ، نَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُوسَی، أَنَا هِشَامُ بْنُ یوسُفَ، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنِ الزُّهرِی، عنْ أَنَسٍ، قَالَ: «لَمْ یکنْ أَحَدٌ أَشْبَهُ بِالنَّبِی صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی» (بخاری، ۱۴۲۳ق، ۹۲۱).
امعان نظر در سند این حدیث، صحّت آن را تأیید می کند؛ چنان که بغوی نیز می گوید: «هذَا حَدِیثٌ صَحِیحٌ» (بغوی، ۱۴۰۳ق، ۱۴: ۱۳۳) از نظر دلالی هم، پذیرش آن ممکن است؛ زیرا اولاً: فهم اولیه از آن، شباهت ظاهری است و برداشت دیگری از آن، نیازمند دلیل دیگری است. ثانیاً: شباهت ایشان به فرد دیگری مثلاً امیرالمؤمنین (ع) نفی نشده و فقط ادعای شباهت ایشان به پیامبر (ص) شده است و چنان که خواهد آمد در مورد امام حسین (ع) نیز چنین روایتی موجود است. اما در حدیث قبلی، عبارت «لستَ شبیهاً بعلیٍ» نفی شباهت ایشان نسبت به پدرشان است و این مطلب درستی نیست؛ زیرا از یک طرف، خلاف آن قابل اثبات است و از طرفی، هر فرزندی چه از نظر ظاهری و چه باطنی (خَلقی و خُلقی) به پدرش نزدیک است و نفی این قضیه مطلب درستی نیست؛ ولی اثبات شباهت امام حسن (ع) به پیامبر (ص) مانع و نافی شباهت ایشان به فرد دیگری؛ مخصوصاً پدرشان امام علی (ع) نیست. خلاصه این که این حدیث حتی در صورت تعارض با روایاتی که در ادامه خواهیم آورد، قابل پذیرش است؛ زیرا این تعارض، قابل جمع است و اشکالی ندارد.
احادیثی در کتب روایی وجود دارند که افراد دیگری را به عنوان شبیه ترین فرد به پیامبر (ص) معرفی می کنند و این احادیث، صحّت برخی از احادیث یاد شده را با مشکل مواجه می کنند که در ادامه اشاره می کنیم. چنان که از افرادی غیر از اهل بیت (ع) نیز به عنوان شبیه پیامبر (ص) یاد شده است؛ مثلاً: «جَعْفَر بن أبی طَالب»، «قثم بن الْعبَّاس»، «أَبُوسُفْیان بن الْحَارِث»، «سائب بن عُبَیدَه» و مردی از تابعان به نام «کابس بن ربیعَه السَّامِی» (ابن جوزی، بی تا، ۱: ۴۲).
۳-۳-۲. امام حسین (ع) شبیه ترین فرد به پیامبر (ص)
طبق گزارشی در کتاب صحیح بخاری از امام حسین (ع) به عنوان شبیه ترین فرد به پیامبر (ص) یاد شده است: «حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَینِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ قَالَ حَدَّثَنِی حُسَینُ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا جَرِیرٌ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِک أُتِی عُبَیدُ اللَّهِ بْنُ زِیادٍ بِرَأْسِ الْحُسَینِ (ع) فَجُعِلَ فِی طَسْتٍ، فجَعَلَ ینکتُ، وَ قَالَ فِی حُسْنِهِ شَیئًا. فَقَالَ أَنَسٌ کانَ أَشْبَهَهُمْ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)، وَکانَ مَخْضُوبًا بِالْوَسْمَه» (بخاری، ۱۴۲۳ق، ۹۲۱).
«رُوِی عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: أَتَی عُبَیدُ اللَّهِ بْنُ زِیادٍ بِرَأْسِ الْحُسَینِ، فَجَعَلَ یقُولُ بِقَضِیبِهِ فِی أَنفه، وَیقُول: ما رَأَیت مثل هَذَا حسنا، فَقلت: أما إِنَّه کانَ مِنْ أَشْبَهِهِمْ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ وَرَوَی إِسْرَائِیلُ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، عَنْ هَانِئِ بْنِ هَانِئٍ، عَنْ عَلِی، قَالَ: «الْحَسَنُ أَشْبَهُ النَّاسِ برَسُولِ اللَّه صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ مَا بَینَ الصَّدْرِ إِلَی الرَّأْسِ، وَالْحُسَینُ أَشْبَهُ النَّاسِ بِهِ مَا کانَ أَسْفَلَ مِنْ ذَلِک» (بغوی، ۱۴۰۳ق، ۱۴: ۱۳۳). در گزارش دیگری عایشه از حضرت فاطمه (س) به عنوان شبیه ترین افراد به رسول خدا (ص) یاد می کند: «مَا رَأَیتُ أَحَدًا کانَ أَشبَهَ کلَاما وَحدِیثًا بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ مِنْ فَاطِمَه» (حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ۳: ۱۷۴).
ابن حجر در جمع احادیث یاد شده می گوید: در زمان حیات امام حسن (ع) ایشان بیشترین شباهت را به پیامبر (ص) داشتند و بعد از ایشان برادرش امام حسین (ع) این طور بودند؛ یا منظور این است که امام حسین (ع) به غیر از برادرشان، بیشترین شباهت را دارا بودند؛ و یا این که هر کدام در قسمتی از اعضای بدن، شباهتشان به جدشان بیشتر بوده است؛ همان طور که در حدیث نیز آمد: «الْحَسَنُ أَشْبَهُ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ مَا بَینَ الصَّدْرِ إِلَی الرَّأْسِ، وَ الْحُسَینُ أَشْبَهُ الناسِ بهِ ما کانَ أَسْفَلَ مِنْ ذَلِک» (بغوی، ۱۴۰۳ق، ۱۴: ۱۳۳؛ ابن حجر عسقلانی، ۱۳۷۹ق
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل عدد چهل در منابع دینی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.