تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) شامل 105 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد یا عیب جویی۱ ؟! (پاسخی به مقاله تصحیح یا تضییع؟) :

چکیده

گنجینه بهارستان عنوان مجموعه ای است شامل رساله های کم حجم خطی در موضوعات مختلف که از سوی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، منتشر می شود. تاکنون پنج مجلّد از این مجموعه در موضوعات حکمت، ادبیات فارسی، علوم قرآنی و روایی، فقه و اصول و ادبیات عرب چاپ و نشر شده است. چهارمین مجلّد این مجموعه مختصّ ادبیات عرب، و شامل دوازده رساله در موضوعات صرف و نحو، عروض و قافیه و… است. ششمین رساله این مجموعه منظومه نظم اللآلی است در صرف، سروده قطب الدین النیریزی، که با تصحیح آقای محمّد باهر، چاپ شده است.

در شماره ۲۳ آینه میراث، نقدی با عنوان «تصحیح یا تضییع» از آقای محمود نظری بر تصحیح رساله مذکور چاپ شد، و گفتار حاضر، جوابیّه ای است بر آن نقد.

سخنی در باره طرح بزرگ گنجینه بهارستان

گنجینه بهارستان از جمله بزرگترین و ارزشمندترین طرحهایی است که تاکنون در عرصه تصحیح و انتشار متون خطّی به اجرا در آمده است، و هدف از آن احیا و انتشار موضوعی دست نوشته های کم حجم موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که تا به حال دفتر نخست از مجموعه های حکمت، ادبیات فارسی، ادبیات عربی، علوم قرآنی و روایی، و فقه و اصول منتشر شده است و امید می رود در آینده ای نزدیک، زمینه انتشار دیگر مجلّدات این مجموعه در موضوعات یاد شده و سایر موضوعات فراهم گردد. این حرکت بزرگ در عرصه تاریخ علم و فرهنگ ایرانی اسلامی، با همراهی و همکاری شمار زیادی از فرهیختگان و اندیشوران کشورمان آغاز شده است و همچنان در آغاز راه است و تنها با پیمودن این راه می توان به دشواریها و بایدها و نبایدهایش، واقف شد.

پیمودن این راه دشوار در آغازین گامهای آن مستلزم آن بود که اندکی از دیدگاههای بلندپروازانه کنار گذاشته شود تا طرحی اینچنین بزرگ و گسترده، سرنوشتی همچون سرنوشت بسیاری از طرحهایی که بدون توجّه به واقعیتها و امکانات موجود، فروغ چند روزه ای دارند، پیدا نکند. همین مسئله طرّاحان و بانیان این طرح را بر آن داشت تا به تبیین اهداف آن بپردازند و گسترش و بهبود آن را در گامهای پسین نوید دهند. این اهداف در تمامی مجلّداتِ چاپ شده، در صفحات آغازین کتاب، با عنوان « در باره گنجینه بهارستان / کلمه عن گنجینه بهارستان (خزانه بهارستان) » تکرار شده، و در بخشی از آن چنین آمده است: «از آنجا که هدف اصلی، بازخوانی و احیای رساله های موجود در کتابخانه مجلس است، اصراری بر بهره برداری از نسخ موجود در دیگر کتابخانه ها نیست. به دیگر سخن ما در این مجموعه، در صدد تصحیح فنّی رساله ها نیستیم؛ چه چنین پژوهشی مستلزم تحقیق و جستجو جهت دستیابی به تمامی نسخه ها و ارزیابی و تقویم آنهاست. کاری که بس دشوار، زمانبر و گاه متعذّر بوده، و در عمل باعث می شود که این گنجینه های گرانبها همچنان به عنوان آثار هنری تاریخی در کتابخانه ها نگهداری شده، و پژوهشگران از دستیابی به معارف آنها محروم باشند. در عین حال سعی بر آن داشته ایم تا متنی قابل قبول برای تحقیقهای ثانوی ارائه نماییم».

در همین راستا باید گفت: از آنجا که این طرح نوپا حرکتی رو به کمال دارد، طبیعتا نقدهای مبتنی بر درک درست واقعیتها و برخاسته از نگاه عالمانه و فرهنگ مدار، سخت مغتنم و راه گشاست، و اگر اهمیت چنین رویکردی دانسته نشود، چه بسا این طرح شکستی را تجربه کند که کمترین زیانش خاموشی چراغی است که روشنی دوباره اش در این سامان بر هیچ کس هویدا نیست.

پاسخ به نقد

نگارنده پیش از بررسی و ارزیابی مقاله «تصحیح یا تضییع» لازم می داند ضمن پذیرش آن دسته از تذکّرات بجا و مورد قبولی که در این مقاله به چشم می خورد، از منتقد محترم تشکّر نماید، و علاوه بر آن نیز او را به خاطر زحمتی که بر خود هموار نموده و رساله نظم اللآلی را با صرف وقت بسیار از روی «اصل نسخه» مقابله کرده است، سپاس گوید، و خود را مرهون زحماتش بداند. چه آنکه به نظر می رسد کمتر اثری در عرصه تصحیح متون چنین توفیقی را یافته است که منتقدی رنج مقابله آن را با اصل نسخه که مستلزم حضور در کتابخانه و محلّ نگهداری آن است بر خود هموار سازد، و روزهای بسیاری را، نه تنها برای یافتن لغزشها و ایرادات متن، بلکه برای ضبط کاستیها و خطاهای حواشی آن، مصروف دارد.

منتقد محترم در آغاز مقاله خود، مطلبی را از مختاری نامه استاد علاّمه جلال الدین همایی نقل کرده است که در باره این مطلب باید گفت:

اوّلاً: بخشی از مطلب، که به نقل قول از استاد مرحوم محمّد قزوینی اختصاص دارد، دنباله سخن مرحوم همایی نیست و در صفحاتی که بدانها ارجاع داده شده، نیامده، بلکه این بخش، برگرفته از صفحه ۵۳ کتاب یاد شده است.

ثانیا: در ذکر این مطلب، اندکی تغییر و یا شاید تحریف به چشم می خورد، به گونه ای که برای مثال «محصول این کوششهای بی فایده» به «محصول بی فایده ایشان» تغییر یافته است.

ثالثا: استاد همایی در آغاز همین کتاب مختاری نامه، سخنی دارد که به اندازه نقل قولی که منتقد محترم آورده، خواندنی و درس آموز است. وی چنین می نویسد: «امید است که طلاّب علم و ادب در این هدیه … به عین رضا و قبول بنگرند و از سر زلاّت و عثرات که لازمه روح ضعیف انسانی و از شؤون ذاتیه وجود ناقص امکانی است در گذرند، و با ما به مدلول آیت کریمه «إنّ الحسنات یذهبن السیّئات»۲ معاملت فرمایند و بر سر یک سیّئه سهو القلم بر سر همه حسنات قلم بطلان نکشند. و از آن گروه که خود آسوده و فارغ بال در کمین فرصت نکته گیری و عیب جویی از کار دیگران نشسته اند توقّع آن است که در قضاوت و انتقاد شرط تأمّل و تثبّت و جانب عدل و انصاف را نگاه دارند و خطاهای خُرد قابل عفو را ذنب لایغفر نشمارند و به داعیه فضیلت فروشی و فضل پوشی، از خرده بینی و حرف گیریهای ناروا که از نوع طعنه و تعنّت ساحل نشینان سبکبار بر غریقان گرداب هایل جان اوبار است، خاطر رنج دیده محنت کشیده را … بیش نیازارند؛ و اگر وسیله تشویق و دلگرمی نمی شوند باری موجبات دلسردی و نومیدی و ملالت و افسردگی روح خدمتگزاران صمیم علم و ادب را فراهم نیارند:

مرهم نمی نهی به جراحت نمک مپاش نوشم نمی دهی به دلم نیشتر مزن

*

کجایی ای که تعنّت کنی و طعنه زنی تو در کناری و ما اوفتاده در غرقاب»۳

منتقد محترم عمده ترین اشکالات و ایرادات خود را بر رساله نظم اللآلی در سه بخش «افتادگیها و سقطها»، «بدخوانیها و غلط خوانیها» و «اعراب گذاری نادرست» مطرح کرده است که مجموعا نیمی از آنها به حواشی و پانوشتها مربوط می شود، به طوری که در بخش افتادگیها و سقطها تمامی موارد مطرح شده به حواشی و پانوشتها اختصاص دارد و حتّی یک مورد از این افتادگیها به متن (منظومه نظم اللآلی) ارتباط پیدا نمی کند.

در باره این مسئله باید گفت: جایگاه حواشی و تعلیقات موجود در دست نوشته ها از جمله مقولاتی است که کمتر پیرامون آن تحقیق و پژوهش مفصّلی صورت گرفته است و چنین به نظر می رسد که همچون سایر اجزای نسخ خطّی لازم است از سوی اندیشوران و فرهیختگان حوزه تصحیح انتقادی متون مورد توجّه، ارزیابی و موشکافی قرار گیرد، و ضرورت و عدم ضرورت تصحیح و یا ذکر آن در اثر بررسی گردد. امّا آنچه به اجمال در این باره می توان گفت این است که جز در موارد خاصّ، اهمیت حواشی موجود در دست نوشته ها با متن برابر نیست، و از همین رو از سوی مصححّان فرهیخته، آثار بسیاری منتشر شده است که علی رغم وجود حواشی متعدّد در دست نوشته های مورد استفاده، از ذکر آنها خودداری شده است، و این شیوه چه بسا هیچ لطمه ای به روند تصحیح انتقادی متن نیز وارد نیاورده است.

بر پایه همین دیدگاه، گفتنی است که هدف از ذکر حواشی موجود در دست نوشت نظم اللآلی آن گونه که در مقدّمه آن نیز گفته شده بهره گیری طالبان علم و استادانی است که با این گونه مباحث سر و کار دارند، و به عبارت دیگر جنبه آموزشی این حواشی و نه ریزه کاریهای تصحیح متون انگیزه ای بود برای ذکر آنها در پانوشت رساله.

از این رو باید افزود: همان گونه که نمی توان برای بخشهای مختلف یک اثر، اهمیت و نقشی یکسان قائل بود، شایسته و بایسته است که در ارزیابی علمی و انتقادی آن اثر نیز چنین رویکردی حاکم باشد، و به بخشهای گونه گون آن، نه یکسان، بلکه به میزان اهمیتش، نگریسته شود.

چنانچه با این دید به رساله مورد بحث نظر افکنیم، با توجّه به دقّت و تلاشی که نه تنها برای نمایاندن لغزشها، بلکه برای بزرگ نمایی آنها صورت گرفته، نبود افتادگی و سقط در متن رساله را می توان از نقاط قوّت آن به شمار آورد.

گذشته از این، منظور از افتادگیها همان گونه که منتقد محترم نیز با ذکر مقدّمه ای پیش از بیان ایرادات و اشکالات خود سخت بر آن تأکید دارد افتادگیها و سقطهای دست نوشت است. این در حالی است که بیش از یک سوم از موارد بر شمرده شده، مربوط به آیات است، که هیچ یک از آنها به جز یک مورد ربطی به دست نوشت ندارد، و افتادگیهای آنها ناشی از سهوی است که در ضبط این آیات به وجود آمده است. آن یک مورد هم که به نسخه ارتباط دارد، یعنی افتادگی واژه «للناس» در آیه «و لقد صرّفنا للناس ..» (ص ۱۰۶، س ۲۰ / ص ۲۵۳، پاورقی ۳)۴، عینا مطابق با دست نوشت است، و از این رو چنین مواردی در ردیف افتادگیهای نسخه به شمار نمی رود.

در ضمن، از جمله مواردی که در این بخش ذکر شده، موردی است که به افتادگی کلمه ای پس از «لواذا» (ص ۱۰۷، س ۱۱ / ص ۳۱۱، پاورقی ۵) اشاره دارد، در حالی که پس از این واژه در دست نوشت چیزی نیفتاده است، و عبارت «و لو اعتلّ فعله لقیل: لیاذا» که پس از ارجاع نشانی آیه در قلاّب، ذکر شده پایان بخش این پانوشت است که به نظر می رسد از چشم منتقد محترم دور مانده است.

با توجّه به مواردی که منتقد محترم در بخش بدخوانیها و غلط خوانیها به آنها اشاره کرده است، چنین به نظر می رسد که وی یا اساسا تعریف درست و دقیقی از غلط خوانی و بدخوانی ندارد، و یا اینکه بیش از برشمردن بدخوانیها و غلط خوانیها سعی داشته برای اثبات دیدگاه خود مبنی بر «اهلیت نداشتن مصحّح و عدم رعایت ضوابط و شرایط تصحیح» و در نتیجه «تضییع اثر» فهرستی بلند بالا از این گونه موارد تهیه کند؛ زیرا:

اوّلاً: شماری از این موارد، طبق تقسیم بندی وی، قاعدتا باید در بخش نخست یعنی افتادگیها و سقطها ذکر می شد، همچون:

افتادگی حرف «باء» از واژه «بالرباعی» در عبارت «فکلّ هذه تلحق الرباعی المجرّد» (ص ۱۰۷، س آخر / ص ۲۶۰ پاورقی ۱).

و یا: افتادگی حرف «باء» از واژه «بمعنی» در عبارت «اسم الفاعل … معنی الحدوث» (ص ۱۰۹، س ۸ / ص ۲۸۶، پاورقی ۲).

ثانیا: شماری از مواردی که در بخش افتادگیها و سقطها آمده، در این بخش نیز به گونه ای دیگر تکرار شده، و یک مورد نیز در همین بخش دو بار تکرار شده است. این موارد عبارت اند از:

آیه شریفه «الذین هم فی غمره ساهون» که یک بار در بخش افتادگیها (ص ۱۰۷، س ۱۹ / ص ۳۳۵، پاورقی ۸) با عبارت «بعد از “الذین” کلمه “هم” ساقط شده» به آن اشاره شده است، و یک بار هم در این بخش (ص ۱۱۰، س ۲۶ / همان) این گونه از آن یاد شده است: «… “الذین فی غمره ساهون” که “الذین هم فی غمره ساهون” صحیح می باشد».

در بخش افتادگیها (ص ۱۰۷، س ۵ / ص ۲۸۴، پاورقی ۶) آمده: «بعد از “الحق” کلمه “بالفعل” افتاده است». همین ایراد در این بخش (ص ۱۰۹، س ۴ / همان) این گونه تکرار شده است: «که در اصل “یعنی الحق بالفعل غیر الحال” می باشد».

بیت «نحو رضا العاقل ..» (ص ۱۱۰، س ۲۲؛ ص ۱۱۱، س ۱ / ص ۳۲۶، س ۱۱) و لغزش راه یافته به آن در این بخش دو بار تکرار شده است. در باره این بیت پس از این نیز سخنی به میان خواهد آمد.

ثالثا: بدون شکّ مسئله بدخوانی و غلط خوانی نیز همچون مسئله افتادگیها آنجا مصداق پیدا می کند که سخن از دست نوشت به میان آمده باشد، و این چیزی است که منتقد محترم خود نیز در مقدّمه پیشگفته بدان تصریح کرده است. امّا با این حال، هیچ یک از آیاتی که در این بخش از آنها سخن به میان آمده به جز یک مورد ربطی به دست نوشت ندارد، و از همین رو مسئله بدخوانی و غلط خوانی در مورد آنها منتفی است، و لغزش راه یافته به آنها نیز صرفا ناشی از سهوی است که در ضبط آنها به وجود آمده است. آن یک مورد هم که به دست نوشت ارتباط دارد، یعنی آیه «… و إن کنتم جنبا» (ص ۱۰۸، س ۴ / ص ۲۶۲، ادامه پاورقی صفحه قبل، س ۶) همچون آیه ای که در بخش افتادگیها به آن اشاره شد، عینا مطابق با دست نوشت است و بر همین اساس نمی توان سهوی را که در آن به وجود آمده، به حساب غلط خوانی و بدخوانی گذاشت.

گذشته از آنچه که در باره بخش غلط خوانیها و بدخوانیها گفته شد، باید افزود: از میان مواردی که می توان آنها را منطبق با مسئله غلط خوانی و بدخوانی به شمار آورد، شماری از اشکالات مطرح شده وارد نیست و منتقد محترم در این موارد خود به خطا رفته است. این موارد عبارت اند از:

درباره «وجوههم ناضره و ناعمه» آمده: «در اصل “ناظره” می باشد». (ص ۱۰۹، س ۱۲ / ص ۲۸۸، س ۴).

اوّلاً: ضبط نسخه یعنی «ناظره» صریحا در پانوشت ۲ آمده است.

ثانیا: این واژه به منظور هماهنگی با آیه «وجوه یومئذ ناضره» که در پانوشت ۳ آمده به طور قیاسی تصحیح شده است.

در باره واژه «قولین» در مصراع «حوکت علی قولین إذ تحاک» آمده: «در اصل “نولین” می باشد». (ص ۱۱۰، س ۱ / ص ۳۱۳، س ۱).

این واژه بر اساس مأخذی که در پانوشت ۷ صفحه ۳۱۲ در باره این بیت آمده، تصحیح شده است، و با توجّه به آنکه در نسخه نیز احتمالِ «قولین» خواندن آن کاملاً منتفی نبود، این اختلاف ضبط نشد. البتّه گفتنی است که در باره این بیت روایتها و ضبطهای دیگری نیز وجود دارد.

در باره واژه «عیونهم» در مصراع و نه آن گونه که منتقد گفته بیت «ما عمیت عن عینها عیونهم» آمده: «در اصل “عیوبهم” است». (ص ۱۱۰، س ۲۴ / ص ۳۳۲، س ۵).

اوّلاً: «عیونهم» همان گونه که در متن آمده صحیح است. زیرا فاعلِ «عمیت» است و پیداست که «عیوبهم» نمی تواند فاعل این فعل باشد.

ثانیا: «بطون» با «عیون» تناسب دارد (مراعات النظیر)، نه با «عیوب».

ثالثا: اگر «عیوب» به جای «عیون» باشد، قافیه نیز مختلّ می گردد.

البته باید گفت که واژه «عینها» که در نسخه همین گونه ضبط شده، باید به «عیبها» تغییر یابد تا معنا درست شود.

در باره واژه «اطلبانّ» آمده است: «در اصل “اطلبنانّ” است». (ص ۱۰۹، س ۶ / ص ۲۸۵، ادامه پاورقی ص ۲۸۴، س ۵).

عبارتِ «کما ذکرنا فی مثال» که پیش از این واژه آمده، و به بیت «نحو: اطلبانّ المعالی أبدا / و لاتباعدنانّ عن الهدی» اشاره دارد، گویای درستی ضبط این واژه است، گر چه در دست نوشت «اطلبنانّ» خوانده می شود.

سخن دیگر در باره بخش غلط خوانیها و بدخوانیها آنکه: شمار دیگری از موارد بر شمرده شده، آشکارا و با توجّه به قراین موجود در متن، حکایت از سهو و لغزشی دارد که به هنگام نمونه خوانی و بازخوانی رساله به آن راه یافته است، و چنانچه در «قضاوت و انتقاد شرط تأمّل و تثبّت و جانب عدل و انصاف» نگاه داشته شود، نباید این گونه موارد به حساب بدخوانی و غلط خوانی گذاشته شود، و یا دست کم شایسته نیست احتمال سهو و خطا را در آنها به کلّی منتفی دانست. در باره چنین لغزشهایی باید پرسید: آیا اغلاطی همچون: «ضاءا»: «ظاءا» (ص ۱۰۸، س ۲ / ص ۲۶۲، س ۱۳)؛ «واصطیر»: «واصطبر» (ص ۱۰۸، س ۶ / ص ۲۶۳، س ۲)؛ «قدرا»: «قذرا» (ص ۱۰۸، س ۷ / ص ۲۶۴، س ۵)؛ «تحرّج»: «تخرّج» (ص ۱۰۸، س ۱۷ / ص ۲۶۶، س ۹)؛ «بلفط»: «بلفظ» (ص ۱۰۹، س ۱ / ص ۲۸۱، س ۱۲)؛ «فضّا»: «فظّا» (ص ۱۰۹، س ۲۴ / ص ۳۰۳، س ۹)؛ «لم تقل»: «لم نقل» (ص ۱۱۰، س ۱۰ / ص ۳۱۹، س ۱)؛ «أحلی»: «أجلی» (ص ۱۱۰، س ۱۴ / ص ۳۲۲، س ۹)؛ «بالاعتدال»: «بالاعتلال» (ص ۱۱۱، س ۹ / ص ۳۴۴، س ۲۰)؛ «بالبادی»: «بالباری» (ص ۱۰۹، س ۲۸ / ص ۳۰۷، س ۹) و … به راستی برخاسته از بدفهمی و غلط خوانی مصحّح است، یا اینکه می توان در مورد آنها سهو و خطا در مراحل نمونه خوانی و بازبینی اثر را نیز محتمل دانست؟! خصوصا که در مورد بسیاری از این لغزشها، می توان قرینه و دلیلی آشکار بر سهو بودن آن در متن و یا پانوشت یافت؛ تا جایی که حتّی گاهی ذیل و یا پیرامون همان واژه، صورت صحیحش در میان عبارت، آیه و یا مطلبی، به کار رفته است.

در مورداعراب گذاری نادرست، م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *