توضیحات
فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه، محتوای خود را در قالب 58 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقشه شهادت امام به دست نیروهای زبده شاه :
رئیس شهربانی قم به راننده های تاکسی دستور داده بود که آخوندی را سوار نکنند. امام او را خواست و گفت اگر این حرف تو درست است، الآن تلفنی از تهران می خواهم که صد سواری بفرستند به قم و طلبه ها را رایگان جابه جا کنند.
میدان میدان خونین مبارزه نظامیان صلوات کش اعلام عزای عمومی در عید نوروز برای سران حکومت ایران گران آمد. لازم دیدند ضرب شست نشان دهند. دستگاه های امنیتی و نظامی دست به کار شدند و با ارائه طرحی مشترک تصمیم به فرستادن نیروی نظامی به قم گرفتند. اول فروردین یک گردان از تهران راهی قم شد. طبق برنامه پیش پای آنها گاو کشتند؛ به سرشان گل ریختند؛ حدود یک کیلومتر در خیابان های اصلی شهر راهپیمایی کردند؛ نمایش قدرت دادند؛ در صحن حضرت معصومه علیهاالسلام به سلامتی شاه هورا کشیدند؛ زیارت نامه خواندند؛ و همانجا مراسم صبحگاه اجرا کردند. غیر از نظامیان، گروه های دیگری نیز به اسم دهقان با خودروهای بزرگ به قم آورده شدند. محل استقرار اینان دبیرستان حکیم نظامی بود.
در نخستین روز سال ۱۳۴۲ صدای قرآن از بیشتر مکان ها بلند بود، اما از ساختمان های فرمانداری و شهرداری قم صدای ساز شنیده می شد. وظیفه ای که برای گروه های یادشده تعیین شده بود، شرکت در مجالس عزاداری روز دوم فروردین/ ۲۵شوال، شهادت امام جعفر صادق علیه السلام، به هم ریختن آن، درگیری و… بود. به آنها گفته شده بود با سر دادن صلوات مانع از سخنرانی هایی شوند که علیه مقامات حکومتی صورت می گیرد. از آن سو، گروه هایی از مردم، به ویژه روحانیان محصل با به تن کردن لباس سیاه به پیشواز عید آمده بودند. «ظاهرا از روز عید یا روز قبل از عید پیراهن ها و لباس های مشکی را تنشان [کردند]. .. آنچنان وسعت [گرفت]. .. که هر روحانی و هر طلبه ای را نگاه [می کردی] لباس مشکی تنش [بود]…» مردم، بنا بر رسمی دیرین، هنگام نو شدن سال، در مراقد مشهور گردهم می آیند. طلبه ها این زمان را غنیمت دانسته، برگه هایی را چاپ و آماده کرده بودند. در بیشتر این اعلامیه ها گفته شده بود که چرا امسال عید نداریم. با به صدا درآمدن زنگ تحویل سال در [حدود] ساعت ۱۱.۵۰ از آسمان حرم حضرت معصومه علیها السلام اعلامیه می بارید.
آیت الله خمینی بعد از ظهر اول فروردین، نخستین جلسه سوگواری به مناسبت تألمات و مصائب رفته بر جامعه اسلامی در سال گذشته را در خانه اش برگزار کرد. به منابع امنیتی خبر رسیده بود که آقای خمینی در این مراسم سخنرانی خواهد کرد، اما او از آقای محمد آل طه خواست برای حاضران سخن براند. گویا موضوع و جهت سخنان را نیز یادآور شده بود. آل طه نیز ضمن انتقاد از پخش موسیقی از بلندگوی ساختمان های دولتی قم، دستگاه حکمرانی معاویه و یزید را با حاکمان ایران مقایسه کرد و به حاضران وانمود که تفاوتی میان آنها نیست. در پایان مراسم، اعلامیه هایی میان مردم شرکت کننده در جلسه پخش شد.
جلسه بعدی صبح روز دوم فروردین بود. آن روزها خانواده آیت الله خمینی در قم نبود. او تنها بسر می برد. افراد خانواده به همراه پسر بزرگش، مصطفی، برای زیارت امامان شیعه به عراق رفته بودند، اما احمد شانزده ساله، کنار پدرش در قم بود. آن روز افرادی که خانه آیت الله خمینی، کوچه و آن حوالی را پر کرده بودند، همه از مردم عادی و طلبه ها نبودند، بلکه صدها تن از آنان، همان صبح، از دبیرستان حکیم نظامی بیرون آمده بودند. چهره اینان با دیگران یکسان نبود. آرایش موی یکدستی داشتند. کلاه های نظامی روی پیشانی و دور سرشان خط انداخته بود. همه می دیدند که رنگ و رخ مجلس غیرعادی است؛ صلوات های بی جا فرستاده می شود! چند نفری که دور و بر صاحب مجلس نشسته بودند، موضوع را یادآور شدند.
خودش هم می دید که آمده اند مراسم را به هم زنند. آقای خمینی برخاست و به خانه روبرویی رفت. این خانه در اجاره مصطفی، پسرش، بود. آنجا، صادق خلخالی را خواند و حرف هایی به او زد تا به حاضران بگوید. گفت: «اعلام کنید اگر چنانچه اینجا کسی صلوات بی جا بفرستد یا کاری بکند که بخواهد مجلس را به هم بزند، من راه می افتم می آیم در صحن حرف هایم را می زنم. خیال نکنید که من از این چیزها وحشت دارم. من به جای این که اینجا حرف بزنم بلند می شوم می آیم در صحن حضرت معصومه و در جامعه حرف هایم را می زنم. مواظب باشید، دست از پا خطا نکنید و کسی صلوات بی جا نفرستد.»
پیک بی باک آقای خمینی پس از گفتن این پیام، جملاتی را نیز خود به آن افزود و فریاد زد: «هر حرام زاده، هر بی دین خائن که آمده این مجلس را به هم بزند بداند که اگر یک بار دیگر در اینجا گربه برقصاند، حضرت آیت الله به طرف صحن مطهر حرکت خواهند کرد و این جمعیت نیز به دنبال ایشان راه می افتند و در آنجا به دنیا اعلام می کنند که در این مملکت به روحانیت اسلام چه می گذرد.»
یکی از حاضران نزدیک آیت الله خمینی گفته است که پس از این تشر، فردی خوش تیپ با لباس غیرنظامی که احتمالا افسر گروه اعزامی از تهران بود. نزد آقا آمد، خم شد و گفت: من از طرف اعلی حضرت مأمورم به شما اخطار کنم که اگر امروز کوچکترین حرکتی بکنید به نیروهایمان دستور می دهیم همه را تنبیه کنند… آقا هم یک مرتبه فرمودند: ما هم به برادرانمان دستور می دهیم تأدیب تان کنند.» پس از این پاسخ آن مأمور عقب عقب رفت، زمین خورد و از خانه بیرون شد.
هیاهوی مجلس خوابید و لحظاتی بعد آنانی که چهره ای متفاوت داشتند، بلند شده، مجلس را ترک کردند. سرکرده آنان نمی توانست درجا تصمیم بگیرد؛ بمانند و به هیاهوی خود ادامه دهند؟ اگر آیت الله خمینی تھدیدش را عملی کند، چه؟ باید کسب تکلیف می کرد. پس از پایان مراسم، آقای خمینی گفت که وقتی دیدم وضع غیرعادی است به ذهنم خطور کرد که من این پیغام را بدهم. اینها اگر نقشه ای داشته باشند، بعد از این پیام مجبورند با مرکز تماس بگیرند که آیا با چنین وضعی نقشه مان را عملی کنیم یا خیر؟ و اینها تا بروند تماس بگیرند، ما کارمان را کرده ایم.»
آن مراسم با سخنرانی های آقایان محمد آل طه و علی اصغر مروارید و بدون درگیری و آشوب به پایان رسید. مأموریت بعدی نظامیان صلوات کش، بعدازظهر آن روز در مدرسه فیضیه بود. بانی مراسم مدرسه فیضیه آیت الله گلپایگانی، و مناسبت آن، شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بود. گفته شده برپایی این مراسم از سوی آقای گلپایگانی، پیوندی با گذشته نداشت. وی در سال های پیشین چنین یادبودی را در خانه اش برگزار می کرد؛ و روشن نیست تصمیم تازه از چه رو و با دخالت چه کسانی گرفته شده بود!؟
آیت الله خمینی می دانست که گروه اعزامی تهران بدون آفریدن رخدادی قم را ترک نخواهد کرد؛ در خانه اش موفق به آشوب نشده بودند و لابد شنید که در مراسم خانه آقای شریعتمداری هم حادثه ای پدید نیامده است؛ پس می ماند مدرسه فیضیه.
«ساعت سه بعدازظهر بود که مجددا خدمت ایشان رسیدیم؛. .. پای منبر نشسته بودند و دانشجویی اشعاری را به مناسبت روز شهادت امام صادق (ع) می خواند. بنده و دو سه نفر از برادران که وارد شدیم، اشاره فرمودند: بیایید اینجا. .. [و] آهسته فرمودند: نقشه ها در مدرسه فیضیه است. آنجا آقای گلپایگانی برنامه گذاشته اند. نقشه ها را می خواهند آنجا پیاده کنند. شما از اینجا یک سر به آنجا بروید، برادرانتان را هرکجا هستند جمع کنید و در آنجا باشید. آنها قصد دارند که به طلاب و علما و مدرسه حمله کنند. شما سعی کنید جمعیت را به بیرون بکشید و نگذارید که جمعیت در آنجا آسیب ببیند. جمعیت را به خیابان حرکت دهید که اینها هر شیطنتی دارند در منظر و مرئای همه زوار بکنند.» و بعد سفارش کرد که تمام حوادث را بنویسید؛ یادداشت بردارید؛ کارتان که تمام شد، در قم نمانید؛ ممکن است شناخته و دستگیر شوید.
همه کسانی که یادمانده های خود را از حادثه مدرسه فیضیه باز گفته اند، به فراوانی چهره هایی که نسبتی با چنین مجالسی نداشتند، اشاره کرده اند. هم اینان با هیاهو و سر دادن صلوات هایی میان سخنرانی محمد آل طه و سپس مرتضی انصاری مراسم را به هم زدند. به سمت بلندگو رفتند تا صدایشان را بلندتر کنند. یکی سیم بلندگو را از پریز کشیده بود؛ با این حال برای سلامتی رضا شاه و پسر و نوه اش شعار دادند. زدوخورد آغاز شد. شلاق های دستی را بیرون کشیدند و آنان که نداشتند با کندن شاخه هایی از درختان حیاط مدرسه به جان مردم افتادند. جاوید شاه می گفتند و می زدند. گروهی از در اصلی مدرسه پا به فرار گذاشتند. هر کس بیرون می رفت چوب می خورد و می شنید که بگو جاوید شاه. چوب به دستها آن بیرون بودند. اندکی هم نه به قصد فرار، از همین در بیرون شدند. آنان شنیده بودند که آشوبگران راهی خانه آقای خمینی خواهند شد. رفتند تا نگهبان او و خانه اش باشند. آنها که ماندند، مقاومت کردند؛ هم می خوردند و هم می زدند. اینان خود را به طبقه دوم مدرسه رساندند؛ هم پناه گرفتند و هم با آجرهایی که از دیوا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل زمزمه روزه داران
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.