تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم شامل 101 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش دین در تولید علم :

سوال: اگر بخواهیم مناسبات میان دین و رشته ای را که شما در آن تحصیل و مطالعه کرده اید، بسنجیم، چه روابطی را در اینجا خواهیم دید؟
جواب: به نظر می رسد که این پیوند، سه گونه است: اول اینکه فایده کلی دین، ایجاد انگیزه است. تولید علم، انگیزه می خواهد و باورهای دینی نقش مهمی در این عرصه دارند. من به تازگی دو کتاب خوانده ام که خیلی برایم جالب بودند. نقطه مشترکی که در آنها دیدم، به بحث ما هم مربوط می شود. آن کتاب ها، تولد دوباره و سرگذشت مالکم ایکس است. هر دو شرح زندگی و سرگذشت است. یکی درباره مالکم ایکس است و دیگری شرح زندگانی انسانی است که سی سال در بدترین شرایط و محیطها به سر برده بود. او یک ایرانی است که به چند کشور خارجی سفر کرده و مدتی را هم در آمریکا گذرانده است. در مدتی که به سختی زندگی خود را می گذراند، معتاد می شود. برای درمان خود به کلنیک های تخصصی روی می آورد؛ ولی جواب نمی گیرد. تا این که با یک گروه مذهبی که فعالیت های خیرخواهانه و معنوی داشتند، آشنا می شود. این پیوند و ارتباط، او را دگرگون می کند و نه تنها اعتیادش را کنار می گذارد؛ بلکه رهبری گروهی را هم به عهده می گیرد. بعد از موفقیت های شخصی، به ایران می آید و یک مرکز بازپروری برای معتادان ایرانی تاسیس می کند و از قرار معلوم، در این مرکز به توفیقات فراوانی هم می رسد.
کتاب دوم درباره مالکم ایکس است. او هم در وضعیت مشابهی به سر می برده است. اعتیاد، حبس و آلودگی به پاره ای بزه کاری ها، از او شخصیت منفی و ناهنجاری ساخته بود. تا این که با یکی از رهبران اسلامی آشنا می شود. این آشنایی، انقلاب عمیقی در او به وجود می آورد و در نهایت به شخصیت دوم در میان مسلمانان آمریکا تبدیل می شود. آنقدر تلاش می کند تا این که حتی جانش را هم در این راه می گذارد.
نقطه مشترکی که در زندگی هر دو به چشم می خورد، نقش دین و معنویت در راه انداختن انسان ها به سوی هدف باتلاش بیشتر است. ما نباید این نوع انگیزه ها را فراموش کنیم. دین، قدرت تولید انرژی فراوانی دارد که می تواند یک انسان زیر صفر را به اوج برساند. گاهی هیچ عامل دیگری را نمی توان یافت که این اندازه در تغییر آدم ها مؤثر باشد. البته عوامل دیگری هم هست که می توانند در تغییر آدم ها مؤثر باشند؛ اما من هیچ عاملی را نمی شناسم که این اندازه بتواند یکی را از حضیض به اوج بکشاند.
بنابراین، دین یک انگیزه قوی و عامل نیرومند در زمینه اخلاق و تربیت است. همین نقش را علم نیز دارد. دین همان قدر که می تواند انگیزه انسان برای رشد معنوی باشد، می تواند عامل رشد علمی هم باشد. گواه روشن آن، زحمت و رنجی است که عالمان پیشین ما کشیدند تا به درجات علمی برسند. آنان برای کسب علم و طلب معرفت، سر از پا و روز از شب نمی شناختند. برای همین بود که یک عالم، کار یک پژوهشکده را می کرد. نتیجه علمی، مطالعات و زحمات آنان، گاهی بیشتر و عمیق تر از محصول پژوهشکده های امروزی است. چرا؟ چون آنان انگیزه داشتند و آن را از دین گرفته بودند. طلب علم را تکلیف الهی خود می دانستند. وقتی علم آموزی، به انگیزه و سائقه الهی صورت گیرد، نتایج عمیق و گسترده ای دارد.
بنابراین نقش نخست دین در تولید علم، ایجاد انگیزه و پرورش ذوق و شوق عالمان است.
نقش دومی که دین در عرصه تولید علم، بر عهده دارد، دادن فرضیه است؛ فرضیه سازی در مقام گردآوری. در مباحث علمی، دو مقام را از هم جدا می کنند: مقام گردآوری و مقام داوری. در مقام گردآوری، ما خود را مقید به منبع خاصی نمی کنیم؛ حتی رؤیا و خواب هم می تواند به کمک انسان بیاید و مسئله ای رابرای او حل کند. گاهی هم بدون برنامه ریزی و بی اینکه قصد قبلی در کار باشد، چشم ما به مطلبی در جایی می خورد و آن را به اطلاعات و فرضیاتمان می افزاییم. مقام گردآوری، بسیار فراخ و دامن گستر است.
یکی از منابعی که ما می توانیم به صورت برنامه ریزی شده، سراغ آن برویم و بسیار غنی و جوشنده است، دین و منابع دینی است. این منابع، برای ما احتمالات جدیدی تولید می کنند. علت این که دین می تواند برای علم، فرضیه ساز باشد، این است که ساختار این دو با هم فرق می کند. مطالعات دینی، ما را در مسیری می اندازد که افق های تازه ای پیش روی ما باز می شود. مثلا در همین مسئله «تعریف علم» ، دین، ساکت ننشسته است؛ تعریفی می دهد که ویژه دین است. می گوید: العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء؛ «علم، نوری است که خداوند آن را در قلب کسی می اندازد که خود می خواهد. » این نوع تعریف علم، فقط در ساختار منابع دینی پیدا می شود. وقتی شما علم را نوری می شناسانید که مبدا و منشا آن خداست، تعریف جدیدی اراده داده اید. چرا دین می تواند تعریف بدیعی از علم ارائه دهد؟ چون ساختار آن با ساختار علم متفاوت است. بنابراین از افق خاص و چشم انداز دیگری علم را می بیند. اگر شما علم را از منظر علم می دیدید، هیچ وقت به چنین تعریفی دست پیدا نمی کردید. این عرصه، غیر از محیط فلسفه علم است. البته شما اگر از منظر فلسفه علم به علم بنگرید، به تعریفی مشابه تعریف دین از علم دست پیدا نمی کنید. حرف هایی هم که کسانی مانند مارکس وبر زده اند یا دیدگاه های تفهمی که گرایش هایی به این سو دارند، خیلی از تعریفی که دین از علم به دست می دهد، فاصله دارد. بنابراین دین می تواند هم در مبنایی ترین مقولات، منشا احتمال و فرضیه باشد و هم در شاخه هایی مثل روانشناسی.
در پژوهشکده حوزه و دانشگاه، پروژه ای را کار می کردیم که موضوع آن، عوامل مؤثر در جاذبه میان افراد است. به منابع روانشناسی که مراجعه کردیم، دیدیم آنها چهار یا پنج عامل را نام می برند که به افراد، جاذبه و جذابیت می دهند. سری هم به متون و منابع دینی زدیم تا ببینیم آیا می توان عوامل دیگری را هم پیدا کرد. دیدیم که حداقل دو یا سه عامل دیگر را هم می توان نام برد که بر جاذبه میان افراد مؤثرند. در منابع روانشناسی، اثری از این عوامل نیست و آنها را فقط می توان در منابع دینی یافت.
نقش سومی که می توان برای دین در تولید علم شمرد، ارائه راه حل های جدید است. دغدغه دین و هدف نهایی ادیان، هدایت انسان است. ایجاد احتمال و فرضیه، برای هدایت و سعادت انسان کافی نیست. بنابراین دین وظیفه خود می داند که همه موجبات سعادت آدمیان را فراهم کند که یکی از آنها، همین ارائه راه حل است. به ویژه در علوم انسانی، از قبیل روانشناسی، جامعه شناسی و اقتصاد، راه حل های جدیدی ارائه داده است که همگی مواد اولیه برای تولید علم هستند. البته اینجا مبناها فرق می کند. بعضی معتقدند که این راه حل های پیشنهادی دین را، باید با روش تجربی محک زد و آشکار کرد که جواب می دهند یا نه. ولی اگر به علوم تجربی مقیدشان نکنیم، منبع مستقل و مستندی برای ما شناخته می شوند که می توانیم از آنها مستقلا استفاده کنیم. چون اگر ثابت شد که این نظریه، هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت، دینی است و نمی توان در استناد آن به دین، شک و شبهه کرد، باید آن را مستند قرار دهیم و عمل کنیم. دیگر نیازی به توزین آن با علوم تجربی نیست. اتصال به وحی، اطمینان آور است. نظریه ای که از سرچشمه وحی جوشیده است، اعتبار دارد و نباید آن را معطل آزمایش و تجربه کنیم.
اگر می توانیم برای مسائل و مشکلات خود، از دین راه حل بگیریم، بدین ترتیب نباید نیازی به اقتباس از علوم غربی – مثلا در اقتصاد – باشیم. در حال حاضر ما در اقتصاد، روانشناسی، جامعه شناسی و. .. چشم به غرب داریم و کمابیش ساختارهای این علوم را وارد کرده ایم. باور شما این است که ما در این علوم می توانیم سراغ دین برویم و ساختارهایی پدید آوریم که کاملا ما را از دانش های جدید غربی، بی نیاز کند؟
حرف من با نتیجه ای که شما گرفتید، خیلی فرق می کند. عرض بنده بیشتر ناظر به این بود که ما می توانیم به کمک علوم دینی، علوم جدید را مسلح تر و کامل تر کنیم. به مدد علوم دینی، می توانیم ساختارهای کنونی علوم جدید را نقد کنیم؛ بیفزاییم؛ بکاهیم؛ تحول بدهیم، و. .. می توانیم همان علوم و ساختارها را از منابع دینی هم بیرون بکشیم و بدیل بسازیم.
ما از علوم جدید بی نیاز نیستیم؛ چون آنها جلوه های عقلانیت بشری اند. روانشناسی یا اقتصاد، محصول کارکرد عقل آدمی است، و اختصاص به غرب یا شرق ندارد. برخی از این علوم، محصول قرن ها تفکر و تجربه باهوش ترین انسان های روی زمین است. علوم، سرمایه بشر است. این سرمایه، با خون دل هزاران دانشمند شرقی و غربی حاصل شده است. چرا خودمان را از آنها محروم کنیم؟ تسلیم محض نمی شویم؛ ولی مطلقا هم نباید رد کرد. ما باید بتوانیم بدیل بسازیم؛ جرح و تعدیل کنیم؛ ورژن های پیشرفته تری از علوم را ارائه بدهیم؛ رد کنیم؛ قبول کنیم؛ اصلاح و تکمیل کنیم و. .. رد مطلق یا تسلیم محض، غلط است. این علوم مانند قرص های دارویی نیستند که یا باید خورد یا دور انداخت. هزار کار می شود کرد که بهترینشان، بدیل سازی و رقابت با آنهاست. الان ما واردکننده آن علوم هستیم، ولی شاید به مدد منابع دین و استمداد از عقلانیت بتوانیم ساختارهای کامل تری برای دانش های بشری عرضه کنیم.
به کمک عقل بشری یا معرفت دینی؟
هر دو. از قدیم هم ما منابع خود را به «عقل» و «نقل» تقسیم می کردیم. ما چون مسلمانیم نمی توانیم از آموزه های نقلی، عدول کنیم، و چون انسانیم باید به دلالت های عقلی پایبند باشیم. یکی بدون دیگری، راه به جایی نمی برد. عقلانیت بشری، گزاره های دینی را پر و بال می دهد و عقل هم از سکوی دین اوج می گیرد و به پرواز در می آید.
از دیدگاه تاریخی و سنتی ما، رابطه دین و عقل، بسیار حساس و ظریف است. متولیان معارف دینی، علومی را که ریشه های صرفا عقلانی دارند، رقیب دین تلقی می کردند. در یک نگاه تاریخی، دین بیشتر محدودکننده عقل بوده است تا سکوی پرش آن. این نگاهی است که کمابیش وجود ندارد و نمی توان منکر اهمیت تاریخی و سنتی آن شد. حداقل در غرب این تفکر سنتی، قرن ها حکومت داشت و اتفاق مهمی مثل رنسانس توانست پایه های آن را بلرزاند. سؤال این است که چگونه می شود که در گوهر دین، این همه عطف توجه به عقل و عقلانیت باشد، اما در عمل شاهد دوگانگی باشیم؟
ما باید به همه تحلیل هایی که در این موضوعات می شود، توجه کنیم و اهمیت بدهیم. قضاوت دیگران، برای من و شما حجت نیست. آنچه ما را به یقین و اطمینان می رساند، واقعیت هایی است که در درون دین و متون دینی می بینیم. بخشی از این واقعیت ها را شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران نوشته اند. آقای دکتر سیدحسین نصر هم چند اثر خواندنی در این موضوع دارد که بیشتر بر محور تاریخ علم می گردد.
در خود غرب، مهم ترین حرکت های علمی، با انگیزه های دینی شروع شد. این، بدان معنا نیست که منابع دینی خودشان را به علم تزریق کردند. بودجه بسیاری از تحقیقات علمی را کلیسا عهده دار شده بود؛ پشتوانه انبوهی از مطالعات جدید، اعتقادات دینی آنان بود. .. چگونه می توان گفت که علم در غرب، از وقتی که کلیسا رو به ضعف و فتور گذاشت، رشد کرد؟ منصفانه نیست. البته کلیسا در آن دیار، فعالیت های ضد علم هم داشت؛ ولی اتفاقا در این دست تلاش های خود، از دین مرسوم خود فاصله گرفتند.
مناسبات دین و عقل، یک چهره کلی در تاریخ بشر دارد که با چند مثال نقضی نمی توان آن را عوض کرد. ممکن است گاهی کلیسا کمک های مالی و معنوی هم به دانشمندان کرده باشد، ولی دشمنی های کلیسا را با علم و عقل در قرون گذشته نمی توان از یاد برد. تجربه تاریخی، به ما نشان می دهد که راهی را که علوم بشری طی کردند، از مسیر کلیسا نگذشته است. سخن این است که آیا می توان منابع دینی، مثلا علوم اجتماعی یا علوم طبیعی را – با همین تعریفی که الان از آنها داریم – استخراج کرد؟ اگر می توان، چرا تاکنون نشده است؟ البته باید پذیرفت که علوم دینی هم فراز و فرود داشته اند؛ در مقاطعی از تاریخ، میان علم و دین، جز مهر و مهرورزی چیز دیگری نبوده است؛ ولی گاهی هم شکل متفاوتی پیدا می کرد. مثلا در همان کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران که استاد شهید آیت ا. .. مطهری نوشتند، در می یابیم که دانشمندان ایرانی در شکوفایی علوم دینی، بسیار مؤثر و خادم بودند؛ ولی چرا الان تولید علم در ایران، وضع سابق را ندارد. پایبندی مردم ایران به اسلام کمتر شده است یا این دو، چندان به هم ربطی ندارند؟ آیا نباید برای رشد علمی، دنبال دلایل دیگری هم بود؟ چرا علم در غرب، وقتی رشد کرد و شکوفا شد که حساب خود را از دین مسیحی قرون وسطایی جدا کرد؟ البته ممکن است کسی بگوید همان علوم جدید هم در بسترهایی از محصولات و فرهنگ دینی بالید؛ با این تفاوت که دین و آیینی که دانشمندان عصر رنسانس به آن تکیه کردند، همان دینی نبود که قبل از رنسانس وجود داشت. اگر این حرف را بزنیم، مشکل ما بیشتر می شود و سؤال دیگری رخ می نماید: این دین چیست که هم قبل از رنسانس بوده و هم بعد از آن!؟ دیگر خیلی بی سر و ته می شود. آن وقت هر کس می تواند مدعی شود که بر دین تکیه دارد و سپس، هر کاری خواست، بکند. به هر حال ما وقتی به تاریخ غرب نگاه می کنیم، می بینیم که هر وقت که تصلب دینی در میان آنها بیشتر بوده، علوم زندگی ساز، مانند دانش های طبیعی یا اجتماعی، رشد نکرده اند. البته در فضای متصلبانه دینی، علوم ویژه ای رشد می کنند که بیشتر به دین مربوط می شوند و توضیح و تبیین آن.
ساده ترین پاسخی که می توان به سؤال شما داد، این است که باید دین را به دو نوع تقسیم کنیم: دینی که عامل رشد علم است و دینی که مانع، محسوب می شود. همه آنچه شما گفتید، مربوط می شود به دین هایی غیر از اسلام. ما نه در گذشته تاریخی اسلام و نه در متون آن، اثری از مخالفت با پیشرفت علوم، نمی بینیم. نه تنها مخالفت نکرده بلکه کمک هم کرده است. نمی توان منکر انگیزه های نیرومندی شد که اسلام برای عالمان پدید آورد. تولید علم، در چه دورانی از تاریخ ما رشد بیشتری داشت؟ در دوران شکوفایی تمدن اسلامی یا در عصر خاموشی مسلمانان و تمدن دینی؟
مسیحیت واقعی هم مخالفتی با علم نداشت. آنچه بعدها به نام مسیحیت حاکم شد و قرون وسطی را ساخت، ربطی به دین حضرت عیسی (ع) نداشت. تمدن مسیحی که هنوز هم پابرجاست، از تعالیم حضرت عیسی (ع) سرچشمه گرفته است. نباید عملکرد کلیسا را به پای آموزه های اصیل و نخستین دین مسیح نوشت.
بخش دیگر سؤال شما مربوط می شود به این مسئله که آیا دین و گزاره های دینی، حداقل در علوم انسانی – فعلا با علوم تجربی کاری نداریم – گزاره های قابل قبولی دارد، و چگونه می توان بین علوم اسلامی و دانش های انسانی ارتباط برقرار کرد. این بحث، تحت پروژه بلندمدتی از سال ۱۳۶۰ در دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، موضوع تحقیق و تفحص گروهی از دانشوران قرار گرفته است و به نتایجی هم رسیده اند. این مسئله، نیاز به گفتگوی مستقلی دارد که اگر الان وارد آن بشویم، معلوم نیست که بتوانیم در همین جلسه به نتیجه برسیم. ولی همین قدر اینجا می گویم که ما باید قبل از هر چیز به یک تفکیک دست بزنیم؛ تفکیک بین دینداری و جمود. من می پذیرم که بر اثر برخی دیدگاه های دینی، به ویژه در مسیحیت – و حتی در اسلام – دینداری واقعی جای خود را به جمود و تعصب داد و هنوز هم با این معضل رو به رو هستیم. جای انکار نیست که پاره ای از تعلقات دینی، مانع رشد و تولید علم بوده اند؛ یعنی می توان اجمالا پذیرفت که علم در مسیر خود، گاهی به موانعی برمی خورد که نشان دین بر پیشانی دارند؛ ولی آیا واقعا این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *