توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران :
بیان مسأله
نقش روستاییان در فعالیتهای سیاسی و خصلت اجتماعی و رفتار سیاسی دهقانان، همواره از مباحث مناقشه برانگیز در حوز جامعه شناسی سیاسی و خاصه مطالعات روستایی بوده است. بخشی از منابع و مستندات، از حضور کم و بیش روستاییان در جریان انقلاب اسلامی یاد کرده اند[۱] و بخشی دیگر از انفعال آنان به دلیل روحی محافظه کارانه شان سخن میگویند[۲] و شماری از منابع، تنها برای مهاجرانِ روستاییِ ساکن در شهر نقشی قائل شده اند.[۳]
بعضی از پژوهشگران معتقدند حضور دهقانان در مسائل اجتماعی و سیاسی کشورها، نه به طور مستقل بلکه وابسته به دیگر اقشار جامعه بوده و به طور رایج مسائلشان توسط سایر اقشار دنبال میشود. از آنجا که جنبه احساسی بر رفتارهای دهقانان غلبه دارد، برایشان آسان نیست که در یک شورش مداوم درگیر شوند. دهقانان مخصوصاً در گذار از مرحله تسلیم در برابر ناحقیها به مرحله مشارکت سیاسی برای احقاق حق خود بسیار کُند وارد عمل میشوند. در نتیجه دهقانان در اکثر تحولات اجتماعی بیشتر ناظر بیطرف یا صرفاً تماشاچی مبارزات سیاسی و یا منتظر ظهور ناگهانی یک منجی بوده اند. اما درمواردی هم از جمله دو سال آخر منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، تحت تاثیر تظاهرات شهرها به حرکتهای انقلابی علیه شاه پیوسته اند[۴] جامعه شناسانی که به تحقیق دربار مسائل جهانِ معاصر پرداخته اند، همواره از ابعاد شورشهای دهقانی شگفت زده شده اند؛ حال آنکه جامعه شناسانی که در مورد ایران مطالعه میکنند از فقدان غریبِ شورشهای دهقانی فراگیر در دوران معاصر دچار حیرت میگردند.[۵]
متاسفانه تاکنون مطالعات و پژوهشهای همه جانبه و عمیق در خصوص نقش روستاییان در فرایند انقلاب اسلامی صورت نگرفته است. بطوریکه همچنان به این پرسش اساسی درباره اینکه جامع روستایی با تمام تنوع و ویژگیها و ساختارهای محیطی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جریان انقلاب چه واکنشهایی از خود نشان داده است؟ پاسخ دقیق و متقنی داده نشده است.
مطالعات محدودی که در زمین نقش جامع روستایی در واقع مهم انقلاب اسلامی صورت گرفته است بیشتر معطوف به نوعی اظهارنظرها و بیان دیدگاههای کلان سیاسی- تاریخی از جامع روستایی در فرایند انقلاب اسلامی و به صورت موردی و محدود بوده است. مطالعات اریک هوگلاند، موریو اونو، خسرو خسروی، آبراهامیان، احمد اشرف، باقر مؤمنی، مک دانیل، فرهاد کاظمی، لمبتون، آلن بیل و… هریک از زوایایی به خصلت سیاسی و انقلابی و کنش – واکنش روستاییان نسبت به انقلابها و از جمله انقلاب اسلامی پرداخته اند. اما به دلیل دسترسی نداشتن به منابع و اسناد دست اول به طور کلی در این مطالعات بر نوعی نقش منفعلانه و نگاههای محافظه کارانه جامع روستایی و تأثیرگذاری اندک روستاییان در انقلاب اسلامی تأکید و ادعا شده است که دهقانان ایرانی انقلابی نبوده اند.[۶] در حالی که یافتههای پژوهشی نگارنده نشان میدهد حضور کم و بیش روستاییان در جریان انقلاب اسلامی قابل تردید نیست اما این حضور در سراسر کشور به یک شکل و به یک اندازه نبوده است. در بعضی مناطق حضور همه جانبه در خود روستا بوده و در بعضی مناطق روستائیان به مراکز شهری میآمدند و به اتفاق اهالی شهرهای نزدیک به روستایشان تظاهرات میکردند. در بعضی از روستاها هم به دلایل گوناگون فعالیت محسوسی انجام نشده است.
اینکه دهقانان ایرانی به معنای انقلابهای دهقانی در سطح دنیا (نظیر چین، کوبا، یوگسلاوی، الجزایر، مکزیک و…)، انقلابی نبوده اند مقولهای است که در این زمینه، بین صاحبنظران با دیدگاهها و نگرشهای مختلف اتفاق نظر وجود دارد؛ اما اینکه درجریان انقلاب اسلامی، دهقانان یا روستاییان تا چه میزان و به چه نحو تأثیر داشتهاند، محل مناقشه و بحث است. همراهی با جریان مسلط، تظاهرات محدود مقطعی، موضع منفعلانه، محافظه کارانه، مصلحتگونه، یا تحرکات جدی و مقابله جویانه از جمله فرضها و تحلیلهایی است که صاحبنظران علوم سیاسی و جامعه شناسی و تاریخ در خصوص جامع روستایی ایران در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی اظهار کرده اند.
بررسی اسناد و مدارک متعدد، به خصوص اسناد مرتبط با سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، و اسناد و مکاتبات شهربانیها در استانها و شهرستانهای مختلف، نیز نشانگر فعالیتهای کم و بیش روستاییان (موافق و مخالف رژیم) در ماههای پایانی منتهی به انقلاب اسلامی است.[۷] در بسیاری از مناطق روستایی، بهویژه روستاهای واقع در مسیر شاهراههای اصلی رفت وآمد کشور و روستاهای پیرامون شهری، گزارشهایی از تحرکات انقلابی در این اسناد دیده میشود. این ابهام در فایل پاورپوینت کامل نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران دو طیف متضاد – یعنی مشارکت و حضور روستاییان تا موضع منفعلانه و محافظه کارانه و مصلحت جویانه روستاییان – در انقلاب اسلامی را در بر میگیرد. بخشی از این ابهام به دلیل ناشناختگی، تنوع و فُقدان مطالع جدی در خصوص کنش سیاسی جامع روستایی ایران در تاریخ معاصر ایران، به ویژه انقلاب اسلامی ایران در سال است. وجود تا هزار سکونتگاه روستایی دارای سکنه در کشور[۸] در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی، با تنوع جمعیتی- از روستاهای با جمعیت کمتر از نفر تا روستاهای چند هزار نفری- و با فواصل مختلف و پراکندگی روستاها و محیط طبیعی و ساختارهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی متفاوت، حکم قطعی در زمینه نقش روستاییان در جریان انقلاب اسلامی را دشوارتر میکند.
در مقاله پیش رو سعی شده است ضمن پرداختن به موضوع اصلاحات ارضی و اقشار روستایی منتفع- متضرر از اجرای قانون اصلاحات ارضی، به بیان دیدگاههای موافق و مخالف درباره نقش روستاییان در انقلاب اسلامی پرداخته شود. در پایان با بهرهگیری از اسناد و مدارک، نوع حضور و کنش روستاییان در انقلاب اسلامی سال تشریح و تبیین گردد. این تحقیق در چارچوب شناخت زوایای کمتر پرداخته شده در خصوص نقش روستاییان در انقلاب اسلامی سال در جهت تدقیق دیدگاهها و بررسی عمیقتر سطوح و کیفیت حضور و نحو ارتباط روستاییان با واقع انقلاب اسلامی و نوع همراهی آنها با جریان انقلاب اسلامی میباشد.
اصلاحات ارضی؛ ایدئولوژی، نیات و مقاصد
در خصوص اصلاحات ارضی و نیات و مقاصد بانیان آن (عوامل داخلی و خارجی) چندین دیدگاه کلان وجود دارد. چپگرایان مقصود از اصلاحات ارضی دهه چهل را اغلب به طرحی امریکایی منتسب میکنند که در نتیج آن، سرمایه داری وابسته در جهان سوم توسعه بیابد.[۹] محافل مبارز مذهبی آن را توطئه شیطان بزرگ (ایالات متحده امریکا) میدانند که در نتیج آن، تولید کشاورزی رو به نقصان گذاشت و کشور به گندم و ارزاق آمریکایی وابسته شد.[۱۰]
به اعتقاد احمدِ اشرف، نیروی پیشبرند برنامه اصلاحات ارضی در اوایل دهه چهل که برنامه اصلی انقلاب سفید شاه بود، زایید دو اندیش اسطورهای بود:
اول، انقلاب دهقانی قریبالوقوع و دوم، اجتنابناپذیری انجام اصلاحات ارضی برای توسعه سرمایه داری. ترکیب این دو اسطوره، در اوایل دهه موجب به وجود آمدن اندیشه ضرورت اصلاحات ارضی شد. طی دو دهه و ، ایالات متحده امریکا کشورهای کمتر توسعهیافت اقمار خود را به اصلاحات ارضی معتدل، تشویق میکرد، تا به این وسیله قابلیت آنها را در پایداری در برابر به اصطلاح خطر پیشروی کمونیسم تقویت کند.[۱۱] در این تصویر کشورهای جهان سوم تنها دو راه در پیش رو داشتند: اصلاحات ارضی از بالا یا انقلاب دهقانی از پایین.[۱۲]
رژیم شاه قصد داشت تا با اِعمال اصلاحات، وفاداری جمعیتِ روستایی ایران را بدست آورد و تأثیرات ناشی از مخالفتهای جامع شهری یا مخالفتهای احتمالی جوامع روستایی را خنثی یا کمرنگ نماید.[۱۳]
بر این اساس بعضی از مورخان، اصلاحات ارضی در ایران را نه یک اقدام اقتصادیِ صرف، بلکه یک کار سیاسی تلقی میکنند.[۱۴] اگر این دیدگاه را بپذیریم در این صورت باید نتیجه گرفت اهمیت واقعی برنام اصلاحات ارضی در تقسیم مجدد املاک کشاورزی میان دهقانان نبود؛ بلکه در نقشی است که این برنامه، چونان نماد تصمیم حکومت شاه به مداخله در جامع روستایی داشته است.[۱۵]
در حالی که مستندات تاریخی نشان میدهند برنامه اصلاحات ارضی در ایران گزینهای سیاسی بود که از خارج از ایران سرچشمه میگرفت.[۱۶] به اعتقاد حسین بشیریه هدف اصلی شاه از اصلاحات ارضی ایجاد مبنای حمایت سیاسی جدیدی برای خود، پس از جنگ قدرت با اَشراف و خوانین بود.[۱۷] انقلاب سفید، پیش از آنکه پدیده ای اقتصادی باشد، حرکتی سیاسی بود.[۱۸]
باقر مؤمنی در کتاب مسأله ارضی و جنگ طبقاتی در ایران، دربار خاستگاه اصلاحات ارضی و دلایل آن چنین میگوید:
مسلم است که امپریالیستها و به ویژه امپریالیسم امریکا، میخواستند پایههای نفوذ خود را بر نیرویی که کمتراز فئودالیسم آسیب پذیر باشد، استوار کنند و از گسترش نفوذ کمونیسم در آینده جلوگیری کنند. آنها برای ترساندن مدافعان نظام کهنه فئودالی حتی به جنجالهای سیاسی نیز دامن زدند و از تشنجات شدید در دهات ایران و انقلاب قریبالوقوع سخن گفتند.[۱۹]
لهسایی زاده نیز درخصوص منشأ خارجی اصلاحات ارضی از منظرسرمایه داری و دیدگاه وابستگی، معتقد است:
در شکل جدید وابستگی، نظامِ تولیدی پیش سرمایه داری، دیگر یک رابط ایستا در ایران بود (از دیدگاه سرمایه های غربی) و این امر شدیداً مخالف منافع سرمایه داری وابسته و سرمایهداران خارجی بود که میخواستند فعالیتهایشان را گسترش بدهند.
از آن زمانی که رابط بین اقتصاد ایران و مرکز[۲۰] وارد مرحله جدیدی شد. در این رابطه طبقات سنتی میبایستی از بین میرفتند. در نتیجه از بین بردن نظام تولیدی پیش سرمایه داری ایران در دستور روز سرمایهداران وابسته و امپریالیسم قرار گرفت.[۲۱]
اصلاحات ارضی به مثابهِ نوعی فرایند نوسازی غیرمشارکتی و از بالا، روستاییان را از نظام کشاورزی سنتی جدا کرد، ولی آنان را با نظام کشاورزی نوین پیوند نداد[۲۲] در این ارتباط یکی از صاحبنظران و پژوهشگران عرصه سیاست (آلن بیل ) ادعای تأملبرانگیزی را مطرح میکند. وی مدعی است اصلاحات ارضی اقدامی از سوی دولت پهلوی برای تقویت طبق کشاورز در مقابل طبق متوسط جدید و زمینداران بود[۲۳]در بهمن ماه سال ، شاه ایران، در توجیه اصلاحات ارضی، در کتاب موسوم به انقلاب سفید مینویسد:
تشخیص دادم که ایران نیازمند انقلابی عمیق و بنیادی است و در عین حال لازم است تمامی نابرابریهای اجتماعی و تمامی عوامل بی عدالتی، ستم و بهره کشی و تمامی جنبه های ارتجاع که مانع پیشرفت میشوند و جامعه را عقب نگه میدارند، از میان برداشته شوند.[۲۴]
شاه بر این تصور غلط تکیه کرده بود که میشود انقلاب را از بالا به راه انداخت و هدایت کرد. بدتر اینکه تصور میکرد میتواند از طریق اصلاحات ظاهری متن جامعه شهری و روستایی را با خود همراه کند. بدون آنکه به تبعات انجام چنین سیاستی توجه نماید.
در مورد انجام و پیامدهای اصلاحات ارضی در ایران نقطه نظرات متفاوتی ابراز شده است. عدهای آن را برنامه ای صرفاً سیاسی و منبعث از برنامه های بیگانگان دانسته اند و افزایش واردات و وابستگی کشاورزی را نتیج آن میدانند. در مقابل، برخی نیز با تأکید بر آمارهای بانک مرکزی و رشد تولید کشاورزی[۲۵] ادعای بیتوجهی حکومت و دولتهای ده و به بخش کشاورزی را رد میکنند و افزایش واردات محصولات کشاورزی را ناشی از پیش افتادن نرخ رشد اقتصادی و نرخ رشد درآمد سرانه و رشد مصرف از رشد تولید محصولات کشاورزی میدانند.[۲۶] برخی اصلاحات ارضی را از راهحلهای بورژوایی برای نوسازی روستاها و کشاورزی معرفی کرده اند؛ برخی دیگر، آن را تمهیدی به منظور تعدیل مسائل اجتماعی- اقتصادی و بیشتر برای پیشگیری از انقلاب از پایین، یعنی پیشگیری از ناآرامیها و جنبشهای روستایی بشمار آورده اند.[۲۷] در مقابل، برخی ضمن برشمردن نقاط ضعف آن، آن را حاوی بعضی جنبه ها و همراه با پیامدهای مثبت برای اقتصاد روستایی بهحساب آورده اند.[۲۸]
اصلاحات ارضی، انقلاب و اقشار اجتماعی در روستاها
باید اذعان کرد بررسی نتایج و اهداف و تأثیرات اصلاحات ارضی بر جامع روستایی و اقتصاد ایران به شکل عام، به عنوان یک نقطه عطف در جامع روستایی ایران معاصر در بین پژوهشگران تاریخ اختلاف نظرهای عمیقی بوجود آورده است. به ویژه آنکه تبعات و پیامدهای اصلاحات ارضی به نوعی با سرنوشت انقلاب اسلامی ایران در روستاها گره خورد. چه از بُعد مهاجرتهای روستاییان به شهرها و گسترش تعاملات و ارتباطات روستاها با شهرها و چه از منظر همراهی نکردن و حمایت روستاییان با طراح اصلی اصلاحات ارضی (محمدرضا پهلوی) در هنگام انقلاب اسلامی در سال . فارغ از پیش داوری درباره تأثیرات اصلاحات ارضی بر جامع روستایی ایران بررسی وضعیت اقشار روستایی بعد از اجرای مراحل سهگان اصلاحات ارضی و در سالهای – خود گویای واقعیتهایی است که دستِکم، طراحیها و مقاصد سیاسی بانیان آن (از منظر حمایت حداکثری از رژیم) را به هیچوجه برآورده نکرد. بلکه شاید بتوان گفت موفقیت برنامه در کسب هدف سیاسی خود، ازطریق برقراری اقتدار حکومتی در روستاها تأمین شد.[۲۹] اما این بسط اقتدار دولت مرکزی بر روستاها لزوماً به حمایت و وفاداری مردم به رژیم پهلوی ختم نشد.
به طور نسبی مرفهینی که در روستاها زندگی میکردند و به وابستگان رژیم، نزدیک بودند در مقایسه با دیگر اقشار روستایی منافع بیشتری از نتایج اصلاحات ارضی کسب کردند و لذا آنان یا به طرفداری از رژیم برخاستند یا دستِ کم به تثبیت وضع موجود در رژیم گذشته علاقهمندی بیشتری نشان میدادند. این گروهها در بحبوب انقلاب اسلامی همراهی نسبی با رژیم گذشته نشان داده و مخالفِ (یا موضع بیطرفانه) هرگونه تغییر یعنی انقلاب بودند.[۳۰]
به اعتقاد احمد اشرف تعداد دهقانان میانه حال با اصلاحات ارضی افزایش چشمگیری یافت. آنان به طور عمده شامل سهمبران سابق، دهقانان اجاره دار، خرده مالکان و دهقانان مالک بودند.[۳۱] بشیریه نیز نتیج مستقیم اصلاحات را پیدایش قشر متوسط روستایی میداند که هم از این اصلاحات و هم از اقدامات دیگر حکومت منتفع شد. در نتیج اصلاحات، یک قشر متوسط روستایی پدیدار و به هدف بسیج کورپوراتیستی رژیم تبدیل شد.[۳۲] این گروه روستایی نیز در انقلاب اسلامی ایران نتوانست «موضع سیاست حفظ نظام» را آنگونه که آلن بیل تعبیر میکند محقق سازد. اقشار مربوط به نسقداران و دهقانان خُردهپا از اجرای مراحل سهگان اصلاحات ارضی به ویژه مرحله سوم، بهر لازم را نبردند و بخشی از آنان به دلیل کوچک بودن زمینها، به شهرها مهاجرت کردند. اعضای این گروهِ دهقانانِ خُردهپا، زمین کوچکی را که معمولاً تا هکتار میباشد در اختیار داشتند.
نیکی کدی نیز یکی از تبعات اصلاحات ارضی را افزایش شکاف در جامع روستایی به ضرر دهقانان خردهپا و نسقداران و به تبع آن مهاجرتهای روستایی میداند.[۳۳] خوش نشینان نیز یکی دیگر از اقشار جامع روستایی در بعد از اصلاحات ارضی و سالهای دهه پنجاه بوده که از برنامه های انقلاب سفید رژیم پهلوی به دور ماندند. آنان بعد از اصلاحات ارضی خود، را از لحاظ قانونی محروم، از لحاظ اجتماعی بیاهمیت و از لحاظ اقتصادی فقیرتر از سایرین دریافتند.[۳۴] یکی از پیامدهای ناخواسته و جدی برنام اصلاحات ارضی ایران، شکاف رشدیابند درآمدی و به ضرر خوشنشینان[۳۵] بوده است که به مهاجرت بخش مهمی از خوش نشینان به مناطق شهری بزرگ منجر شد.
دیدگاهها در خصوص نقش روستاییان در فرایند انقلاب اسلامی
همانطور که پیش از این نوشتیم دیدگاهها درباره حضور روستاییان در انقلاب اسلامی متفاوت است. پژوهشگران و صاحبنظران هریک بر مبنای مطالعات میدانی (ولو محدود) اظهارنظرهایی درباره نقش روستائیان در انقلاب اسلامی داشتهاند. گروه نخست پژوهشگرانی که معتقدند روستائیان در انقلاب اسلامی بویژه در دو سال آخر حکومت پهلوی نقش مؤثری در روند انقلاب اسلامی ایفا کرده اند. گروه دوم کسانی که بر این باورند روستائیان در روند انقلاب اسلامی نقش درخور توجه ای نداشتند. زیرا آنها در موقعیتی نبودند که بتوانند در تظاهرات و اعتراضهای ضد حکومتی شرکت کنند. در ادامه دیدگاههای این دوطیف مهم ترنسبت به سایرین را برگزیده و بر اساس اسناد موجود ارزیابی میکنیم.
الف) موافقان؛ نقش آفرینی روستاییان در انقلاب اسلامی ایران
روستاهای ایران پیش از اصلاحات ارضی تحت سلطه نظام ارباب – رعیتی قرار داشت. اربابان، روستاییان را استثمار میکردند و مانع افزایش آگاهی آنها میشدند. با توجه به پراکندگی روستاهای ایران بین روستاها نیز ارتباط چندانی برقرار نبود. روستاییان به ندرت به شهر میرفتند و اتفاقاتی که در شهرها رخ میداد، حتی تغییر حکومتها هم، در زندگی آنها تغییری ایجاد نمیکرد؛ روستا خودکفا و بی نیاز از شهر بود؛ با این وضعیت بدیهی است که «روستایی» نمیتوانست مشارکتی در امور سیاسی داشته باشد. اصلاحات ارضی، روستایی را از قید نظام محدودکننده اربابی آزاد و مشارکت او را در فعالیتهای سیاسی ممکن ساخت. با افزایش ارتباطات و احداث جادهها، روستاها به مناطق دیگر مرتبط شدند. روستاییان به علت افزایش جمعیت و کمبود کار در روستا بهشهرها رفتند و در معرض برخی اطلاعات از جمله آگاهیهای سیاسی قرار گرفتند.
در آن بره زمانی گروههای مختلف سیاسی که به دنبال جذب روستاییان و مهاجران بودند، به تبلیغ در میان این گروهها پرداختند. بنابراین، از این پس روستایی میتوانست در مسائل سیاسی به ایفای نقش بپردازد.[۳۶] انقلابی شدن جامعه با الغای روابط ارباب رعیتی، میلیونها روستایی را در مسیر تحولات کشور قرار داد. این موضوع مهمترین پیامد انقلاب سفید محسوب میشود. انقلابسفید با تکانهای شدید، نیروهای خفته در ژرفای جامعه را بیرون ریخت و برای نخستین بار در تاریخ ایران، مردم سراسر کشور در شهر و روستا، به طور مستقیم در برابر مسائل بزرگی قرار گرفتند که یکی از لوازم اساسی حل آنها، شرکت فعالانه و همگانی آنها در امور سیاسی کشور بود.[۳۷] در این باره هوگلاند که چند سالی قبل و بعد از انقلاب در روستاهای اطراف شیراز مشغول تحقیقو مطالعه بوده معتقد است:
گرایشهای سیاسی در طول انقلاب را میتوان در سه موضع متمایز تشخیص داد: ۱) موضع حمایت کننده؛ ۲) ضد حکومتی و ۳) غیرسیاسی. به اعتقاد هوگلاند دو موضع نخست از طریق فعالیت سیاسی آشکار در روستاها تجلی یافت. این امر منتهی به تشکیل دو گروه متمایز موافقان شاه و مخالفان او (در واقع طرفداران آیت الله خمینی) شد. هر دو گروه در تلاش برای گردآوردن طرفداران بیشتر از میان روستاییانی که موضعی کم و بیش خنثی داشتند، به تکاپو افتادند. همانگونه که پیشتر ذکر گردید روستاییانی که از شاه حمایت میکردند تقریباً در هم روستاها در اقلیت قرار داشتند (کشاورزان ثروتمند و عوامل حکومتی در روستاها). روستاییانی که مخالف رژیم بودند نیز در اقلیت قرار داشتند. گروه اقلیت مخالف رژیم در ماههای پایانی سال ۵۷ در نتیج ارتباطجوانان شهر و مهاجرتهای روزانه و… بسیج شدند و توانستند به تدریج طیف بیشتری از افراد بیتفاوت را به سمت خود جلب کنند.
هوگلاند روستاییان و مهاجران را به سه دسته تقسیم میکند: دهقانان ثروتمندِ طرفدار حکومت؛ تعدادی از روستاییان که هر روز برای کار به شهر میرفتند و مدافع انقلاب بودند؛ و اکثریت روستاییان که کاری به سیاست نداشتند. از نظر او مهاجران، مشارکت فعالانهای در تظاهرات شهری داشتند و اسلام سیاسی نقش مهمی در جذب آنها به انقلاب اسلامی داشت. البته انقلاب اسلامی پدیده ای صرفاً سیاسی و منحصر به پایتخت و شهرهای بزرگ نبود. در فاصله مهر تا دی ۱۳۵۷، هریک از ۱۳۰ شهر ایران دست کم یک تظاهرات عمده ضدشاه داشتند. در همین دوران اکثر روستاییان به هرحال به شهری که در آن جوشش انقلابی وجود داشت، دسترسی داشتند. بنابراین روستاها نمیتوانستند از تحولات سیاسی بی تأثیر بمانند.[۳۸] در بیشتر ماههای سال، اکثر روستاییان نه آشکارا موضع موافق رژیم اتخاذ کرده بودند و نه مخالف آن. به عنوان نمونه هوگلاند در مورد حوادث انقلاب در شیراز معتقد است جوانانی که همه روزه از روستا به شهر میرفتند، در طول کار و تجربههای اجتماعی خود در شیراز نگرشهای سیاسی معینی پیدا میکردند. اکثر این افراد تا قبل از سال دربار سیاست چیزی نمیدانستند. واقعه ای که روند سیاسی شدن این افراد را تسریع کرد، تظاهرات خرداد در شیراز بود، این تظاهرات به شدت سرکوب شد و تعداد زیادی کشته و توقیف شدند. روستاییان میگفتند این نخستین باری بوده است که آنان شعار مرگ بر شاه را میدیده و میشنیدهاند. در آذرماه فعالیت سیاسی انقلابی در روستاها اوج گرفت. اغلب روستائیانی که به دلیل نیازهای کاری بین شهر و روستا در آمدوشد بودند اکنون دیگر نه برای کار که برای شرکت در تظاهرات ضد رژیم به شیراز میرفتند. آنها، در بازگشت از شهر، گردهمایی ها و تظاهرات در روستاها را جسورانه سازماندهی میکردند.
قشر ممتاز طرفدار شاه، بدون ژاندارمری، ارتش یا پلیس مخفی نمیتوانست از این فعالیتها جلوگیری کند. وقتی روشن شد که قدرت حکومت مرکزی واقعاً تضعیف شده است، روستاییانی که نبرد مخالفان شاه و طرفداران آیت الله خمینی را بی اعتنایی نگریسته بودند، بتدریج علاق بیشتری نسبت به تحولات سیاسی محلی نشان دادند و رفته رفته اکثر آنان موضع تقریباً بیطرف خود را به نفع حمایت از جناحی که در اواخر آذر و اوایل دیماه پیروز مینمود، یعنی نیروهای طرفدار آیت الله خمینی ترک کردند. موفقیت انقلاب ضدشاه در سطح ملی اثبات میکرد که آنان نتیج نبرد سیاسی را به درستی پیشبینی کرده بودند.[۳۹]
آنچه که در تحلیل هوگلاند در خصوص ماههای منتهی به انقلاب اسلامی مغفول مانده است حضور روحانیون و طلاب در روستاها بویژه روحانیان تبعیدی در جهت امر تبلیغ و فعالیتهای انقلابی و ضدشاه در روستاها و انگیزههای مذهبی روستاییان بوده است. ضمن آنکه هوگلاند به تظاهرات و بسیج نیروهای موافق که توسط عوامل رژیم در روستاها انجام میگرفت اشارهای نداشته است. اسناد ساواک و شهربانی از یکسو گویای نقش مهم روحانیت در معرفی انقلاب به روستاییان (در سالهای و ) و حضور روحانیون در مساجد و اماکن متبرکه روستایی و سخنرانیهای ضد رژیم شاه است و از سوی دیگر نیز بر تظاهرات و زد و خوردهای عوامل موافق و مخالف رژیم شاه که توسط بخشی از گروههای روستاییان انجام میشد، دلالت دارد.
ب) مخالفان؛ عدم تأثیرگذاری روستاییان در انقلاب اسلامی ایران
در تاریخ معاصر ایران، دهقانان نقش تعیینکنندهای در تحولات سیاسی نداشتهاند و بیشتر از سوی گروهها و نیروهای سیاسی گوناگون بسیج شده اند. نقشآفرینی روستاییان در تحولات انقلابی حول و حوش سال ، نخست در چند مورد معدود از حمایت برخی اقشار روستایی از رژیم شاه ظاهر شد لیکن با گسترش جنبش مردمی انقلاب اسلامی بزودی از میان رفت.[۴۰] از جمله احمد اشرف معتقد است که دهقانان ایران پتانسیل انقلابی اندکی از خود نشان دادهاند و درجنبشهای اجتماعی- سیاسی عمد کشور، مشارکت اندکی کرده اند. از نظر او غیرانقلابی بودن اکثر دهقانان ایران نتیج چند عامل بود. در آن زمان دهقانان از سه قشر تشکیل مییافتند: صاحبان زمینهای کوچک خانوادگی، نسقداران و روستاییان بیزمین، که هریک به ترتیب، یک چهارم، دوپنجم و یکسوم جمعیت روستایی بودند. ساختار طبقاتی روستا مانع از پیدایش یک جماعت منسجم یا یک جماعت پرولتری میشد؛ یعنی شرطی لازم برای وقوع انقلاب دهقانی یا کارگری. سازمان کار گروهی تولیدی در روستاهای نسقدار (نظام بنه) به نظم و ترتیب کارآمدی میان زمیندار و دهقان به وساطت کدخدا و سربنهها منجر شد. از این رو، استخراج ارزش افزوده از کار دهقانان به دست گروه سرشناسی از روستاییان انجام میگرفت که معتمدان دهقانان و منصوبان زمیندار بودند. قدرت نسبی این کشاورزان سرشناس و دهقانان مرفه، در کنار ضعف دهقانان میانهحال، از پتانسیل انقلابی دهقانان در این وضعیت متشتت بیشتر میکاست. پراکندگی جمعیت روستایی در بیش از پنجاه هزار روستای کوچک، با متوسط پنجاه خانوار در روستا، که در سطح کشوری وسیع و کوهستانی پراکنده بودند، مانع از ایجاد ارتباط میان روستاها و عمل متحد دهقانان میشد. مفهوم اسلامی حرمت مالکیت خصوصی و نیز قرار و مدارهای مربوط به نسقداری و سهمبری تا اندازهای در مهار کردن پتانسیل انقلابی دهقانان نقش داشت.[۴۱]
انقلاب سفید پایههای سنتی اقتدار پدرسالارانه- علما، تجار، طبقات زمیندار – را که میان اُلیگارشی قدیم ارتباط برقرار میکرد و از آن سو میان خودشان و تودههای جوامع شهری، روستایی و عشایری پیوند ایجاد میکرد، تضعیف ساخت. اینان جای خود را به طبقات و گروههای جدید دادند بورژوازی بزرگِ نوپا، نخبگان دیوانسالارِ جوان و تحصیلکرد غرب، و طبقات متوسط جدید که در بین خود پیوندهای ضعیفی داشتند و برای برقرار کردن رشت ارتباط قوی با هسته حکومت یا با روشنفکران و سایر عناصر مهم در جامع شهری، بیتمایل و یا ناتوان بودند. از این رو هنگامی که جنبش انقلابی پدیدار شد، گروههای مسلط برای دفاع از منافع خود قادر به بسیج کردن مؤثر منابع در دسترس از جمله دهقانان نشدند.[۴۲]
احمد اشرف در خصوص وضعیت جامع روستایی ایران در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی ایران چنین می نویسد:
هنگامی که در سالهای – انقلاب در شهرها شدت گرفت، روستاییان که حدود نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میدادند، به قیام در شهرها بی اعتنا ماندند و یا آنکه در فعالیتهای ضد انقلابی شرکت کردند. یک پژوهش درباره شیوههای بسیج انقلابی (تودهها) نشان میدهد که تنها درصد از مجموع مورد تظاهرات در حمایت از انقلاب در مناطق روستایی برگزار شد. مطالعه پنج منطقه روستایی نشان داد که دهقانان در انقلاب شرکت نکردند. از دید آنان و تحت تأثیر تبلیغات رژیم اصلاحات ارضی نشانه نیت خیر شاه بود؛ او بار زیاده خواهی های زمینداران را از دوش دهقانان برداشته بود و اراضی قابل کشت را در میانشان تقسیم کرده بود. بسیاری از روستاییان حتی تبلیغات دروغین رژیم سابق را که میگفت امام خمینی قصد دارد زمینهایی را که شاه میان دهقانان تقسیم کرده به صاحبان سابق آنها بازگرداند، پذیرفته بودند. یک پژوهش دیگر که در دشتهای واقع در کنار شمال شرق کویر انجام گرفت، نشان میدهد که در پاییز ، نه تنها به فراخوان مخالفان برای تظاهرات ضد رژیم پاسخ سیاسی داده نشد، بلکه از آن رو که عزاداری روز عاشورا صبغه ای سیاسی یافته بود، روستاییان را آزرده بود.[۴۳]
موریو اؤنو مدیر مؤسسه فرهنگ خاوری دانشگاه توکیو که مطالعاتی در خصوص جامع روستایی ایران در بعد از اصلاحات ارضی و سالهای – داشته است در خصوص روستای خیرآباد (شیراز) در انقلاب ایران مدعی است:
به نظر می آید که روستاییان با آرامش نسبی رویدادهای تهران را مینگرند و از آن میشنوند. اهالی این روستای فقیر نمیدانند که آیت الله چگونه شخصیتی است و حتی نمیدانند که مجتهدی مانند آیت الله خمینی وجود دارد. مردم این قریه آمادگی و فرصتی نداشتند که انقلاب اسلامی را که ناگهان روی داد بفهمند.[۴۴]
هرچند ادعای موریو اؤنو مبنی بر عدم شناخت روستاییان به معنای عام کلمه از شخصیت آیت الله خمینی نمیتواند به واقعیت نزدیک باشد. چرا که اسناد نیز نشان میدهد که بخشی از روستاییان در سالهای و از طریق تبلیغات و اعلامیه ها و حضور روحانیون و طلاب و مهاجرتهای روستاییان به شهرها تا حدودی در جریان وقایع انقلاب و شخصیت امام خمینی قرار میگرفتند.
به اعتقاد خسرو خسروی جامعه شناس روستایی گرچه دهقانان ایرانی به طور عمده و بالقوه سیاسی نیستند، اما در برخی دورههای تاریخی گاه گاه به شدت دچار سیاستزدگی میشدند، ولی به لحاظ فضای جامع شناسی خاصی که در آن قرار گرفته بودند، از جمله نداشتن دانش اجتماعی و سر و کار داشتنِ با تکنولوژی عقب افتاده و عوامل دیگر نمیتوانستند از این جنبشها چنانکه شاید و باید بهرهگیرند. ویژگیهای سیاستزدگی دهقانان را نخست باید در تولید و بهرهبردن از محصول جستجو کرد.
نخستین آشنایی آنان با سیاست از طریق ارتباطشان با مالک در جریان تولید بود. سپس از همان طریق با دستگاه دولت برخورد سیاسی پیدا کردند. با آنکه در طول تاریخ همواره بخش بزرگی از جمعیت روستانشین بوده اند، ولی نیروهای تصمیم گیرنده در مرکز بودند و دهقانان کوچکترین سهمی در ساختار قدرت سیاسی نداشتند. هم عوامل مذکور باعث میشد که دهقان با هم تصمیمات و نیروهای تصمیم گیرنده برخورد سیاسی داشته باشد و خودآگاهی پیدا کند؛ اما این برخوردها به علت پراکندگی دهقانان به جایی نمیرسید و سهم چندانی در رهایی آنان نداشت.[۴۵]
در مقایسه ایران با کشورهایی که جنبشهای دهقانی گستردهای در آنها به وقوع پیوسته است، تفاوتی عمده به چشم میخورد. در حالی که اهالی روستاهای ایران را اغلب زارعان سهمبر، کارگران بی زمین و افراد قبیله ای تشکیل میدادند. جمعیت روستایی کشورهای شاهد جنبشهای روستایی را طبقه مهمی از دهقانان متوسط زارع و صاحب زمین تشکیل میداد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل نقش نخبگان در تحقق جهاد اقتصادی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.