توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش سنت های مذهبی در تشدید روند انقلاب اسلامی :
«بازخوانی برگزاری چهلم شهدای تبریز در تشدید شور انقلابی مردم جهرم»
مقدمه
در هفدهم دی ماه سال مقاله ای تحت عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه در ایران» با نام مستعار احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید. نویسنده ضمن توهین به حضرت آیت الله العظمی خمینی ایشان و مخالفان انقلاب سفید شاه را عوامل ارتجاع معرفی کرده بود. انتشار این مقاله موجب انفجار خشم مردم مسلمان و انقلابی ایران گردید. در پی انتشار این مقاله توهین آمیز، جرقه ای در قم، شهر خون و قیام زده شد که سرانجام با تظاهرات مردمی دیگر ش هرهای ایران شعله های انقلاب که سراسر ایران اسلامی را فرا گرفته بود، توسط عمال رژیم پهلوی به خون کشیده شد و در پی آن عده ای شهید و مجروح شدند. به دنبال این حادثه دردناک، حضرت امام خمینی کلاس درس و نماز جماعت را به منظور ابراز همدردی با مردم ایران و اعتراض به کشتار مردم قم در نوزده دی تعطیل کردند و دیگر مراجع و علما نیز اقدامات مشابهی انجام دادند. این مبارزات به صورت انتشار اطلاعیه ها، س خنرانی ها و درگیری های پراکنده ادامه داشت تا اینکه اربعین شهدای قم نزدیک شد و شهرهای مختلف کشور آماده برگزاری مراسم چهلم این شهدای مظلوم شدند. شهر تبریز نیز به مناسبت اربعین شهدای قم در بهمن مراسم باشکوهی برگزار کرد. این حرکت مردم تبریز با حمله مأموران مسلح رژیم به مردم بی دفاع، به خاک و خون کشیده شد. به دنبال این حادثه مراجع، علماء گروهها و اتحادیه های مختلف با انتشار بیانیه هایی کشتار مردم تبریز را به شدت محکوم کردند. در پی کشتار بی رحمانه مردم در قم و تبریز، حضرت امام (ره) ضمن اعلام اعزای عمومی، عید نوروز سال را تحریم فرمودند و ملت نیز به پیروی از رهبر نهضت، مراسم عید را برگزار نکردند و در ماتم شهدای قم و تبریز به سوگ نشستند؛ تا اینکه چهلم شهدای تبریز (دهم فروردین) نزدیک شد. با نزدیک شدن چهلم شهدای تبریز، مردم مسلمان در اکثر شهرهای ایران بالاخص در شهر جهرم دست به تظاهرات زدند. در فروردین در شهر جهرم اجتماع مردم برای بزرگداشت شهدای تبریز و همچنین تحریم عید نوروز توسط علما و روحانیون به تظاهراتی شورانگیز بدل شد و سینه مردم این شهر سپر گلوله سربازان شاه گردید. در این مقاله کوشش شده است که از طریق مصاحبه با افرادی که در آن دوره در جهرم حضور داشتند و همچنین با بررسی اسناد و مدارک موجود و منتشر نشده تاریخی، گوشه ای از این واقعه تاریخی به طور اجمالی و کوتاه بازگو شود.
برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز در جهرم
در روز بهمن که مصادف با چهلم فاجعه دی قم بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور مجلس ختم و سوگواری برگزار شد. مأموران رژیم از برگزاری مراسم ختم در مسجدی در شهر تبریز جلوگیری کردند. به دنبال آن درگیری وسیعی بین مردم و نظامیان رژیم به وجود آمد و شهر تبریز در اثر مقاومت و پایمردی مردان، زنان، جوانان، بازاریان و دانشجویان از خون رنگین شد. فاجعه قم و قیام خونین مردم تبریز و انعکاس برخورد رژیم در این دو واقعه با ملت به پاخاسته و مسلمان و بی احترامی که طی این وقایع نسبت به مقامات روحانی به عمل آمد، رفته رفته بیشتر شهرهای کشور را از حالت عادی خارج ساخت. در چندین شهر مردم با برپایی مجالس سوگواری آمادگی خود را جهت به ثمر رساندن مقاصد مشروع مراجع تقلید و بالاخص امام خمینی که سال بود در ضدیت و مخالفت با رژیم خودکامه در تبعید به سر می برد اعلام داشتند. این آمادگی و هیجان در چهلم شهدای تبریز، به خصوص در چندین شهر طی برگزاری مجالس سوگواری بیشتر تجلی کرد. یکی از این شهرها، شهرستان جهرم بود که مردم مسلمان آن با ازدحام خود در مساجد و راهپیمایی ها اعمال رژیم را به باد انتقاد گرفتند.[۱]
برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز در روز فروردین
در ماه های قبل از پیروزی انقلاب مردم مرتب شاهد به خاک و خون کشیده شدن فرزندان برومند ایران زمین در اقصی نقاط میهن خود به دست عوامل رژیم پهلوی بودند و در سوگ شهادت عزیزانی که به دست عمال رژیم به شهادت می رسیدند می نشستند. در فروردین ماه قرار شد به مناسبت چهلم شهدای تبریز و به دنبال بیانیه علما و مراجع قم و شیراز حضرات آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، محلاتی و آقای شریعتمداری، جلسه بزرگداشت شهدا در مسجد جامع جهرم برگزار شود. همان طور که ساواک پیش بینی می کرد مراسم چهلم شهدای تبریز در جهرم با استقبال بی سابقه ای روبه رو شد؛ به طوری که این مراسم در این شهر در دو روز یعنی روز نهم و دهم فروردین برگزار گردید[۲] و در آن دو روز آیت الله سید حسین آیت اللهی (نوه آیت الله سید عبدالحسین نجفی لاری) و آیت الله اصفهانی به سخنرانی پرداختند و عمدا نام امام خمینی را بر فراز منبر بردند.[۳] آقای حاج غلامعلی مهربان یکی از افرادی که در آن دوره حضور داشته نقل می کند:
چند روز قبل از برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز، آیت الله سید حسین آیت اللهی تلفنی به من خبر دادند که قصد ملاقات با شما را دارم. بنده نیز بی درنگ به منزل ایشان رفتم. آقا فرمودند که باید به هر نحوی که شده مراسم چهلم شهدای تبریز در جهرم برگزار شود. دو نفری به منزل آیت الله حق شناس رفتیم تا با ایشان در این باره مشورت کنیم. برنامه ریزی برگزاری مراسم را در آن جلسه کردیم. قرار شد روز نهم فروردین چهلم شهدای تبریز در مسجد جامع جهرم برگزار گردد. در روز نهم فروردین مطابق با برنامه ای که آیت الله حق شناس و آیت الله سید حسین آیت اللهی تعیین کرده بودند به مسجد جامع جهرم رفتیم. اما متوجه شدیم که درهای مسجد توسط نیروهای رژیم قفل شده است و مسجد در محاصره نیروهای نظامی و شهربانی است. بعد از این ماجرا به طرف منزل آیت الله حق شناس حرکت کردم. مردم زیادی در آنجا جمع شده بودند گفتند که آیت الله سید حسین آیت اللهی و آیت الله حاج نمازی به پیش رئیس شهربانی جهرم که در آن زمان سرهنگ کمال تصاعدی بود رفته اند تا با ایشان صحبت کنند و از او بخواهند درهای مسجد را باز کنند. آنها به توافق رسیده بودند تا آنها بدون سر و صدا و آرامش به مسجد بروند و قرآن و فاتحه ای بخوانند و بعد با آرامش آنجا را ترک کنند. خلاصه مجلس در روز فروردین شروع شد.[۴]
در حالی که مأموران اطراف مسجد جامع را محاصره کرده بودند مراسم با قرائت قرآن کریم آغاز شد و سپس مرحوم آیت الله سید حسین آیت اللهی شروع به سخنرانی پیرامون فرماندهی و قدرت فتوی نمودند. در پایان، سخنران به ذکر مصیبت شهدای قم و تبریز پرداخت و اعلامیه حضرت آیت الله محلاتی قرائت گردید.[۵]
آقای حاج غلامعلی مهربان در ادامه نقل می کنند:
بعد از پایان مجلس در روز نهم فروردین که خواستیم ختم مجلس را اعلام کنیم، نامه ای به دست ما دادند و گفتند فردا روز دهم فروردین روز چهلم شهدای تبریز است. بنابراین من در همان جلسه به همه مردم که در آن جلسه حضور داشتند اعلام کردم که فردا جلسه ای در همین مسجد (مسجد جامع) برگزار می گردد. س ارا آقای حاج سعید مسعودی در باره اینکه چرا مراسم چهلم شهدای مردم تبریز در دو روز در جهرم برگزار شد می گویند:
با نزدیک شدن به چهلم شهدای تبریز (دهم فروردین) و رسیدن اعلامیه مراجع قم یعنی آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی و آقای شریعتمداری، به امر آیت الله حق شناس و صلاحیت دیگر علما مجلس چهلم در مسجد جامع برگزار گردید ولی به دلیل اینکه آیت الله محلاتی تعطیلی و برگزاری مجلس چهلمین روز شهدای تبریز را روز بعد از اعلام مراجع قم اعلام کرده بودند، بنابراین در جهرم دو روز مجلس در مسجد جامع برگزار گردید.[۶]
برگزاری مراسم چهلمین روز شهدای مردم تبریز در روز دهم فروردین
نیروهای ساواک بعد از پایان مراسم چهلم شهدای تبریز در روز نهم فروردین، و هنگامی که از احتمال برگزاری دوباره این مراسم در فردای آن روز در مسجد جامع آگاهی یافتند به این فکر افتادند تا سیستم صوتی مسجد جامع را قطع کنند. به همین علت بلندگوهای آن مسجد را به هر شکلی که بود از کار انداختند. اما عده ای از مبارزان انقلاب در جهرم که از این اقدام رژیم آگاهی یافته بودند درصدد برآمدند تا به طور مخفیانه بلندگوهای مسجد را تعمیر کنند تا هنگام برگزاری مراسم فردا مشکلی به وجود نیاید. آقای اسماعیل نیکفر در این باره می گویند:
اینجانب به اتفاق شهید غلام توحیدی و شهید اسدالله کیهانی[۷] بر آن شدیم تا به طور مخفیانه سیستم صوتی و برقی مسجد را برای مراسم روز دهم فروردین ماه که توسط مأموران رژیم قطع گردیده بود، راه اندازی کنیم. لازم به ذکر است که هر سه نفر ما در رشته برق درس خوانده بودیم و با این کار آشنایی داشتیم. خلاصه وقتی که مردم شرکت کننده در مراسم چهلمین روز شهدای تبریز در روز نهم فروردین مسجد را ترک کردند و حتی خادم مسجد نیز رفت و مسجد خالی از جمعیت شد، اینجانب به همراه غلام توحیدی در مسجد پنهان شدیم و دو نفری در آن تاریکی سیستم صوتی آنجا را تعمیر کردیم. آقای کیهانی هم بر طبق نقشه قبلی میکروفونی را برای ما تهیه کرده بود و آن را از بالای مسجد و به وسیله طنابی به داخل مسجد فرستاد. ما نیز بلندگو را در جای مناسب نصب کردیم و صبح روز دهم فروردین که جمعیت آمد، مسجد همه امکانات را داشت.[۸]
آقای ابراهیم جمالی درباره چگونگی برنامه ریزی برای برگزاری هر چه بهتر مراسم روز دوم (دهم فروردین) می گویند:
اینجانب به همراه برادران عزیزم جناب آقای حاج غلامعلی مهربان و نصرالله میمنه در ساعت صبح // به خدمت حضرت آیت الله سید حسین آیت اللهی رفتیم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتیم و برنامه هایی را که قرار بود اجرا شود توضیح دادیم. برنامه هایی را که ما برای حضرت آقا شرح دادیم عمدتا قرائت قرآن، فاتحہ خوانی برای شهدا، س خنرانی، خواندن مرثیه و در پایان قطعنامه که خواسته عامه مردم در آن لحاظ شده بود. با توجه به حساسیتی که ساواک بر روی حضرت آقا داشتند و تهدید و اخطاری که به وی کرده بودند شاید هر فرد دیگری که جای ایشان بود برای دخالت کردن در چنین برنامه سنگینی عذر می آورد؛ اما ایشان با اینکه منزلشان همیشه زیر نظر و تحت کنترل مأموران ساواک بود با خوشرویی و شجاعت همیشگی که داشت، به گرمی از آن استقبال کرد. به هر حال تقسیم کار شد و قرار شد که پس از قرائت قرآن، جناب آقای مهربان سخنرانی کنند. یک نفر هم مرثیه بخواند.
آقای جمالی در ادامه می گویند:
پس از اینکه معلوم شد چه کسی قرآن بخواند و سخنرانی کند و نیز مرثیه بخواند به دنبال فردی بودیم که قطعنامه بخواند. مهمترین کار همین بود. ابتدا پیشنهاد شد که من قطعنامه بخوانم. من هم به ناچار پذیرفتم. اینکه می گویم به ناچار به علت این است که مأموران امنیتی شاه قبلأ مرا احضار و به من اخطار کرده بودند که در هیچ برنامه ای شرکت و نیز دخالت نکنم؛ اما مگر می شد در چنان شرایطی در هیچ برنامه ای شرکت نکرد. در همین لحظه آیت الله سید حسین آیت اللهی فرمودند کس دیگری به ذهنتان نمی رسد؟ دوستان پرسیدند چه اشکالی دارد. فرمود جمالی معلم و کارمند دولت است و خواندن چنین قطعنامه ای آن هم برای یک نفر که کارمند دولت است و شناخته شده هم می باشد چه بسا ممکن است خیلی گران تمام شود. نظر آقا بر آن بود که فردی که می خواهد قطعنامه بخواند حتی الامکان شناخته شده نباشد یا کمتر او را بشناسند. بعد بحث آقای نصرالله میمنه به میان آمد که با موافقت آقا و حاضران همراه بود… نهایتا قرار شد هنگام خواندن قطعنامه عده ای دور میکروفن بلندگو تجمع کنند و بعد آقای میمنه شروع به خواندن این قطعنامه کنند.[۹]
مسجد جامع جهرم در روز دهم فروردین مملو از جمعیتی شد که اکثرا از جوانان تشکیل شده بودند. حتی در بیرون از مسجد هم جمعیت زیادی وجود داشت. در ابتدای جلسه آقای سید محمد شهیم، شعری را که از کتاب مکتب اسلام استخراج کرده بود خواند و احساسات حاضران به جوش آمد. معنا و مفهوم آن شعر که به سبک تو سروده شده بود، این بود که پایان حکومت ظالمان و ستمگران فرا رسیده و مردم امیدوار به حرکت خود باشند. زیرا این جملات در شعر لحاظ شده بود:
دگر صبح است دگر صبح است و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است [۱۰]
در این روز سخنرانان دیگری نیز از جمله آقای حاج غلامعلی مهربان سخنرانی کردند. اما آنچه بیش از همه مردم را به وجد آورد س خنرانی آیت الله حاج اصفهانی بود. در این روز آیت الله حاج اصفهانی در منیر مطالب تندی علیه رژیم ایراد کردند و مردم با فریاد صحیح است، صحیح است، بیانات ایشان را تایید نمودند.[۱۱] بعد از پایان سخنرانی ایشان، آقای نصرالله میمنه از این فرصت به دست آمده نهایت استفاده را بردند و شروع به خواندن قطعنامه کردند. محور اصلی قطعنامه، ورود امام به ایران بود. بندهای دیگر این قطعنامه عبارت بودند از: اجرای احکام اسلام، اجرای مسائل دینی، رفع ظلم و ستم، بستن مشروب فروشی ها، برداشتن سانسورهای بی مورد و آزادی زندانی های سیاسی – مذهبی که در این باره دستگیر شده اند.[۱۲] هر بند از قطعنامه که خوانده می شد مردم این گونه پاسخ میدادند: صحیح است؛ صحیح است؛ صحیح است.[۱۳]
ساواک مراسم روز دهم فروردین ماه جهرم را که به مناسبت برگزاری چهلم شهدای تبریز برگزار شد؛ به این شکل گزارش می دهد:
عصر روز مجلس یادبود مقتولین حوادث تبریز در مسجد جامع جهرم برگزار شده است. در این مجلس شخصی به نام محمدرضا اصفهانی سخنرانی کرده و با اشاره به حوادث تبریز، مطالب تحریک آمیزی عنوان نموده است. پس از سخنان مشارالیه یک نفر دانش آموز در پای منبر مطالبی ایراد و به اصطلاح قطعنامه ای در ۸ ماده قرائت نموده که مسائل آن پیرامون مراجعت خمینی به ایران و برقراری حکومت اسلامی در کشور بوده است.[۱۴]
درگیری نیروهای نظامی رژیم شاه با مردم جهرم پس از برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز
پس از پایان مراسم در مسجد جامع در روز فروردین مطابق با ربیع الثانی در شهرستان جهرم، بار دیگر میان مردم و مأموران مسلح درگیری هایی رخ داد که جمعی مقتول و بازداشت و مجروح شدند.[۱۵] نزدیکیهای غروب، برنامه به اتمام رسید. نیروهای امنیتی اعم از آنهایی که در لباس نظامی و غیر نظامی بودند در آماده باش بودند؛ زیرا احتمال می دادند که پس از پایان برنامه، مردم با آنها درگیر خواهند شد. با تاریک شدن هوا کم کم در گیری شروع شد. مسبب آن هم خود مأموران بودند. هر کسی را که در خیابان می دیدند، ولو آنکه در برنامه شرکت نداشته بود، با او پرخاشگری می کردند و بعضا می گرفتند و کتک می زدند. مردم جهرم بعد از اینکه چنین وضعیتی را مشاهده کردند، دست به تظاهرات علیه حکومت شاهنشاهی زدند. مأموران رژیم نیز با شلیک تیر هوایی و پرتاب گاز اشک آور به تظاهر کنندگان در میدان ششم بهمن (میدان شهدا فعلی) حمله کردند. هر چند مردم در کوچه و پس کوچه های شهر در حالی که مأموران آنان را تعقیب می کردند پراکنده شدند، ولی تا پاسی از شب در کوچه ها و بر فراز پشت بام ها علیه رژیم شعار می دادند.[۱۶]
آقای حاج شکرالله جهان مهین از جمله افرادی بود که در آن مراسم حضور داشت. وی حادثه را این گونه تشریح می کند:
بعد از پایان مراسم تمام خیابان و به خصوص محله صحرا و بولوار شهید رجایی کنونی (فردوسی) مملو از جمعیت معترض بود که با گاز اشک آور و با پاشیدن آب مأموران شهربانی روبه رو شدیم.[۱۷]
در نتیجه برخورد مردم با ماموران رژیم یک نفر خانم در جهرم به نام معصومه زارعیان به شهادت رسید و نام خود را به عنوان اولین شهید انقلاب اسلامی در جهرم ثبت کرد. علاوه بر این، تعداد زیادی از مردم جهرم نیز در این درگیری ها زخمی و دستگیر شدند. سرگرد خائف فرمانده نیروهای سرکوبگر خلاصه ای از حوادث جهرم را ساعت به ساعت به تهران تلفنگرام می کرد. اولین متن مخابره شده پس از شروع تیراندازی به مردم چنین بود:
تیراندازی افراد انتظامی علیه متظاهرین شهرستان جهرم که از ساعت ۳۵: ۱۹ دقیقه شروع شد همچنان در محله مصلی به طور پراکنده ادامه دارد و برابر اطلاع حدود شش نفر از متظاهرین زخمی، که در بیمارستان شیر و خورشید جهرم بستری شده اند. تظاهرات مردم حدود ساعت ۳۰: ۲۳ پایان یافت.
سرگرد در دقیقه بامداد نوشت:
تظاهرات جهرم حدود یک ساعت و نیم قبل تمام و شهر به کلی خلوت شده و نیروهای انتظامی به محل کار خود مراجعت نمودند. ضمنا شیشه بانک پارس باجه مصلی و چند مغازه در بلوار فردوسی و تعدادی اتومبیل شکسته شده است.
منابع امنیتی نتیجه رویارویی نیروهای نظامی با مردم را یک شهید و مجروح گزارش دادند.[۱۸] به گزارش استاد ساواک پس از خاتمه مجلس یادبود، تعدادی از مردم که در مسجد جامع بوده اند از آنجا خارج شده اند و در پنج نقطه شهر به تظاهرات و شکستن شیشه های اتومبیل ها و یکی از حمام های شهر اقدام نموده اند. مأموران انتظامی برای متفرق کردن اخلالگران به تلاش پرداخته و ابتدا با استفاده از ماشین های آب پاش و گاز اشک آور و شلیک هوایی، سعی در پراکنده نمودن تظاهر کنندگان کرده اند، اما آنها با پرتاب س نگ و مواد آتش زا مبادرت به مقاومت کرده اند که مأموران انتظامی ناگزیر به تیراندازی شده و بر اثر آن، یک دختر ساله کشته و نفر مجروح شده اند. حال یکی از مجروحان وخیم بوده که برای معالجه به شیراز اعزام گردیده است. در این جریان جمعه نفر دستگیر شده اند و سرانجام در ساعت ۳۰: ۲۳ وضع شهر به حال عادی برگشته است.[۱۹]
اطلاعیه جمعی از مردم جهرم به مراجع تقلید پس از برگزاری مراسم چهلمین روز شهادت مردم تبریز
بعد از این حادثه، تعدادی از دانشجویان و روحانیون جهرم در اعلامیه ای به حضور مراجع تقلید و مردم مسلمان ایران، از وضعیت بحرانی جهرم پس از برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز در این شهر آگاهی دادند و به شدت از عملکرد مأموران رژیم شاه انتقاد کردند. در این اعلامیه آمده است:
بسم الله القاصم الجبارین
اطلاعیه مردم داغدیده و مصیبت زده جهرم به حضور مراجع تقلید و همه برادران مسلمان
ما مردم جهرم در روز چهلم شهدای تبریز طبق اعلان عزای عمومی حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی و مراجع تقلید در مسجد جامع شهر جهرم مجلس ختمی برگزار نمودیم و تا ساعت بعداز ظهر ادامه داشت. پس از پایان مجلس شرکت کنندگان عازم منازل خود بودند. کثرت جمعیت تمام خیابان اطراف مسجد پوشانده و مردم با کمال آرامش و بدون تظاهرات حرکت می کردند. افراد پلیس در میدان ششم بهمن متمرکز شده بودند و مردم با خشم خود دیدند که یکی از افراد پلیس شیشه بانکی را شکسته و پس از آن، حمله مسلحانه دژخیمان سوگند خورده شروع شد. تیراندازی پیاپی و ناگهانی مردم را دچار حیرت کرده بود یعنی چه؟ نه تظاهراتی؟ نه تهاجمی؟ نه تخریبی؟ چرا و به چه مجوز قانونی پلیس روی ما آتش گشود؟ چرا از ماشین آب پاش و یا گاز اشک آور برای متفرق کردن جمعیت استفاده نکرد؟ آیا اینان سوگند خورده اند که فقط خون بریزند و با کشتار و ترور احساسات ملت را بخوابانند؟ نه؛ دیگر دیر شده است. آری؛ اینان مانند برگ درخت، جوانان ما را روی هم ریختند و از عدد کشته شدگان اطلاع کامل نداریم. همین اندازه دیدیم که در اوایل حمله شش نفر را که شهید شده اند و پس از آن تعداد شهدا به چند نفر رسیده اند؛ نمی دانیم و با زحمات فراوان توانستیم اطلاع حاصل کنیم که در یکی از بیمارستان ها بیش از نفر مجروح وجود دارد که حالشان رو به وخامت است و در آستانه شهادت می باشند و تعداد خیلی زیادی از زخمیان در منازل معالجه می شوند و پس از تیراندازی بی رحمانه تا چند روزی شهر جهرم حکومت نظامی بود و از افراد کشته شدگان و زخمیان و یا زیر بار شکنجه دژخیمان اطلاعاتی نداریم و فعلا هم در تمام کوچه و پس کوچه های شهر، افراد پلیس و گارد مستقر هستند. هر کس را ببینند، می گیرند و می زنند و به زندان می برند و حتی به زن و بچه مردم رحم نمی کنند و اگر جوانی در خیابانی ببینند ابتدا او را لخت می کنند و سپس به بدن او شلاق می زنند و آنگاه او را به شکنجه گاهها می فرستند و از همه بدتر این دژخیمان سوگند خورده نقشه حمله و یورش ناگهانی پیش گرفته اند. به منازل مردم ناگهان حمله می کنند و حتی از دیوار مردم بالا می روند و وحشت و دلهره در قلوب مردم ایجاد می کنند. اکنون مانه تأمین مالی و نه تأمین ناموسی و نه تأمین جانی داریم. منازل علمای ما در محاصره می باشد. بازاری های آزادی خواه ما را اجبار می کنند که مغازه ها را باز کنند و پس از باز کردن به آنها حمله می کنند و غارت می کنند و نمی دانیم این افراد را از کجا آورده اند که کوچکترین رحمی در دل آنان نیست و به هیچ فردی رحم نمی کنند. فقط در روز / / بچه دبستانی های کلاس اول به مدرسه رفتند. وضع شهرها همانند دهکده های جنگزده فلسطینی ها است که آخر مردم جهرم چه کرده اند که باید این همه عذاب بکشند؟ آیا کجا را خراب کرده اند و به کجا حمله نموده اند؟ آیا شرکت در مجلس ختم به امر مراجع جرم است؟ مثل اینکه رژیم دستور داده که مال و ناموس و هستی مردم برای افراد پلیس حلال است تا هر چه خواستند انجام دهند. ما این همه جنایت را و کشتار وحشیانه را به کدام سازمان شکایت کنیم؛ سازمان بین الملل یا صلیب سرخ یا سازمان عفو بین الملل؟ اینها که همه دوستان هم و هم کاسه هستند. اینک از تمام مسلمانان مخصوصأ از مراجع تقلید استمداد می نماییم که به داد ماستمدیده های مستضعف برسند و نمایندگانی را بفرستید اگر بگذارند وضع ما را از نزدیک مشاهده نمایند.[۲۰]
معصومه زارعیان نخستین شهید جهرم در انقلاب اسلامی
همان طور که ذکر گردید، در نتیجه برخورد مأموران رژیم با مردم، یک نفر خانم در جهرم به شهادت رسید. شهید معصومه زارعیان فرزند امرالله در تاریخ / / در جهرم متولد شد. وی معتقد به دین مبین اسلام بود و در تمام جلسات مذهبی شرکت می کرد و با وجود خفقان شدید از سوی رژیم پهلوی به فعالیت در زمینه سیاستها و راه امام می پرداخت و هیچ وقت نماز و روزه اش ترک نمی شد. از زمانی که مردم به رهبری روحانیون دست به فعالیت سیاسی و گسترده علیه رژیم پهلوی زدند، ایشان نیز از همان ابتدا که در سن الی سالگی بود فعالیت خویش را شروع کرد و سرانجام در تظاهرات چهلم شهدای تبریز در جهرم به درجه رفیع شهادت نایل آمد و نام خود را به عنوان اولین شهید زن جهرم ثبت کرد. برادر شهید احمد علی زارعیان نحوه شهادت ایشان را این گونه بازگو می کند:
شهید معصومه زارعیان به همراه مادرم در این مجلس چهلم و همچنین تظاهرات حضور داشتند. چون این تظاهرات اولین تظاهرات علیه رژیم در جهرم بود باعث خشم شدید مأموران پهلوی شد تا آنجا که مأموران با شلیک تیر هوایی قصد پراکنده کردن مردم را داشتند ولی غافل از اینکه مردم هر لحظه متحدتر می شدند. این تظاهرات از مسجد جامع تا میدان مصلی ادامه داشت که به خیابان سعدی سابق (شهید باهنر فعلی) منتهی می شد که شهید بزرگوار در بلوار شهید باهنر، زمانی که قصد عبور از خیابان را داشت و در حالی که شعار «مرگ بر شاه» سر می داد تا نزد مادرم بیاید، با شلیک دو گلوله از طرف مأموران رژیم پهلوی که به سینه او اصابت کرد، در همان لحظه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. اینجانب چون خودم در تظاهرات بودم کمی بالاتر از محل شهادت خواهرم بودم که توسط دیگران شنیدم که دختری پایین تر از محلی که من ایستاده بودم به ضرب گلوله به شهادت رسیده است. در همین هنگام به طرف او رفتم و متوجه شدم کسی نیست جز خواهرم…. برخورد مقامات شاهنشاهی بسیار زشت و غیر انسانی بود تا آنجا که زمانی که برادرم در حال بردن جسد خواهرم به طرف بیمارستان بود، مأموران رژیم شاه جلوی موتور سیکلت حامل شهید معصومه زارعیان و برادرم و همسایه منزلمان (حسن کارگرفرد) که پیرمردی با محاسن سفید بود را می گیرند و می گویند که به کجا می روی؟ و می پرسند که چه کسی به این دختر شلیک کرده که برادرم با صدای بلند به مأموران معترض می شود و می گوید شما که آدم می کشید، لااقل وسیله حمل آن را هم مهیا کنید. در همین حال مأموران ناراحت و خشمگین می شوند و با قنداق اسلحه به سر و صورت هر نفر می زنند. مأموران پهلوی حتی به بدن بی جان یک دختر هم رحم نکردند. مأموران جنازه را با زور از دستان آنها بیرون آوردند و با زور و تهدید اسلحه، برادرم و صاحب موتور را از بیمارستان دور کردند. برادرم با ناراحتی به مأمورین گفته بود که خواهرم کشته شده و این جسد خواهر من است ولی مأموران با توهین و پرخاش نسبت به برادرم آن را روانه منزل کردند. به هر حال به هیچ عنوان اجازه تشییع جنازه را به ما ندادند چون جنازه توسط مأمورین ساواک به صورت مخفیانه به شیراز برده شده بود و جسد، الی روز در شیراز بود. در این مدت منزل ما هم در محاصره مأمورین ساواک قرار داشت و اجازه عبور و مرور را نمی دادند. رژیم پهلوی از ترس اینکه مبادا مردم به بهانه تشییع جنازه مجددا علیه رژیم دست به تظاهرات بزنند از ما خواستند که جنازه را در شیراز و در جوار احمدبن موسی (ع) شاهچراغ دفن کنیم ولی با مخالفت شدید مادرم و خانواده روبه رو شدند. آنها دست بردار نبودند و اصرار می کردند که با آنها موافقت کنیم ولی ما این بار به بهانه اینکه مادرمان پیر است و توانایی رفت و آمد به شیراز را ندارد با آنها مخالفت کردیم. سرانجام آنها در مقابل خواسته ما تسلیم شدند و نیمه شب روز بعد به طور مخفیانه مامورین ساواک به درب منزل ما مراجعه کردند و گفتند: فقط پدر و مادرتان بیایند که کار مهمی پیش آمده است. این در حالی بود که پدرمان به رحمت ایزدی پیوسته بود لیکن آنها مادرم را به همراه شوهر خاله ام تحت الحفظ با ماشین بردند.[۲۱]
مادر شهید زارعیان در این باره می گوید:
ابتدا ما را به پاسگاه ژاندارمری قطب آباد بردند. چون از قبل به طور مخفیانه جنازه از شیراز به قطب آباد منتقل شده بود. در راه مأمورین ساواک مرتبا از طریق بی سیم با جهرم تماس می گرفتند و می پرسیدند
.. که آیا شهر آرام است یا نه؟ آیا کسی از این قضیه مطلع نشده است. این در حالی بود که ساعت یک نیمه شب بود. بعد از اینکه مامورین از آرامش شهر مطلع شدند، جنازه را به طرف قبرستان رضوان جهرم منتقل کردند و ما شاهد محاصره شدید اطراف قبرستان بودیم و حدوده ساعت نیمه شب بود که مراسم خاکسپاری به اتمام رسید و ما را به منزل آوردند.[۲۲]
برادر شهید زارعیان در ادامه می گوید:
زمانی که مادرم به منزل آمد مانند مرده متحرک بود و حال بسیار پریشان داشت و کمرش را که خمیده شده بود به وضوح می توانستیم م
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.