توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی :
مقدمه
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، با رهبری حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) و به دنبال حرکتی مردمی به پیروزی رسید. یکی از بارزترین حرکت هایی که فقط در انقلاب اسلامی ایران وجود دارد همین حرکت مردمی و یا بسیج عمومی اقشار مختلف مردم می باشد و این حضور عمومی و گسترده مردم در پیدایش انقلاب، حتی در سایر کشورهای جهان همچون انقلاب روسیه و فرانسه نیز اتفاق نیفتاده است. پرواضح است که چنین مشارکت مداوم و فراگیر مردم، به دلیل شعارها و ارزش های مطرح شده ای در انقلاب اسلامی بود که اکثریت مردم مؤمن و انقلابی آن را پذیرفته بودند. هر چه که از عمر بابرکت انقلاب اسلامی ایران می گذرد نقشه های دشمنان علیه ملت بزرگ ایران پیچیده تر و بیشتر شده است و در این مدت، ضرورت وجود بسیج و سازماندهی بسیجیان نه تنها کاهش نیافته، بلکه از شدت و اهمیت بیشتری برخوردار شده است.
در نظام اسلامی، بسیجی بودن در راستای ادای تکلیف الهی، ارزش محسوب شده و به تبع آن فردی که از چنین روحیه و ارزشی برخوردار باشد بر فردی که از این روحیه و ارزش محروم است ارجحیت خواهد داشت. حاکمیت فرهنگ بسیجی و همچنین مشارکت مردم در تمامی عرصه ها (کار، مجاهدت و ایثار)، ضامن دوام و بقای حکومت اسلامی است. تاریخ گواه است، هرگاه مردم با نظام و دولت همراه بودند، هیچ دشمنی نتوانسته برای تضعیف روحیه سلحشوری بسیجی در آن جامعه رخنه و نفوذ نماید. لازم است نیروهای بسیجی و مؤمن یعنی عامه مردم همچون؛ کارمند در اداره، کارگر در کارخانه، دانشجو در دانشگاه، کشاورز در زمین، محصل در مدرسه، طلبه در حوزه، عشایر در صحرا، بازاری در بازار و… که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون با تمامی حوادث مواجه شده اند را با برنامه ریزی مناسب و مستمر، همواره حفظ نمود.
مطالعات و تحقیقات موجود نشان می دهد؛ نظم و امنیت از گذشته همواره یکی از دغدغه های انسان ها و جوامع بشری بوده و دلیل اصلی تن دادن به زیست جمعی، همین مسئله بوده است و همین امر او را به تأسیس نهاد ملی به نام دولت رهنمون ساخت تا بتواند در مقابل گذشتن از بخشی از حقوق و اختیارات فردی خود به منافعی حیاتی و مهم دست یابد (افتخاری، ۱۳۸۰: ۲۹-۲۵).
در طول ۴۴ سال از عمر پرفرازونشیب انقلاب اسلامی، همواره دشمنان انقلاب به دنبال ایجاد موانع و مشکلات مختلف در مسیر پیشرفت و تعالی انقلاب بوده و با اقدامات تهدیدآمیز خود ازجمله؛ ایجاد آشوب و هرج ومرج، ترور، تخریب و…، موجبات بیثباتی و ناامنی را در سطح کشور گسترش داده تا بتوانند با از بین بردن انسجام، وحدت و یکپارچگی جامعه، انتظام ملی و امنیت داخلی را به خطر انداخته و باعث براندازی نظام و یا تغیر رفتار آن شوند.
مواجهه و مقابله با انواع هجمه های دشمن (سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی، اقتصادی و…)، مستلزم هوشیار و آسیب ناپذیری جامعه اسلامی است، لذا فراهم ساختن بسترهای لازم و مناسب توسط مسئولین و متولیان جامعه به منظور پذیرش بسیج و بالا بردن سطح بصیرت عموم افراد جامعه، اجتناب ناپذیر و ضروری میباشد. چراکه امروزه، علاوه بر جنبه نظامی، جنبه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هجمه ها و دشمنیها نیز باید موردنظر قرار گیرند و دشمن با تمام توان خود و با استفاده از همه ابزارها، امروزه به سمت این انقلاب شکوهمند نشانه گرفته است؛ بنابراین از اهم وظایف آحاد ملت، به ویژه بسیج، ایجاد آمادگی به منظور تأمین و حفظ انتظام ملی و امنیت داخلی است. در همین راستا شناسایی و تبیین فایل پاورپوینت کامل نقش و کارکرد بسیج در تحقق انتظام ملی و امنیت داخلی در راستای بازدارندگی و مقابله با هجمه دشمن امری ضروری به شمار می آید.
این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی نظری انتظام ملی و امنیت داخلی، نقش و ویژگی های کارکردی بسیج در تأمین و حفظ انتظام ملی و امنیت داخلی کشور را تبیین نماید. در این راستا، پژوهش حاضر در نظر دارد به این سؤال اساسی پاسخ دهد که بسیج مردمی در تحقق انتظام ملی و برقراری نظم و امنیت داخلی چه نقش و کارکردی می تواند داشته باشد؟
پیشینه پژوهش
سپهرنیا و شیخی (۱۴۰۰) در پژوهشی با عنوان «نقش سرمایه فرهنگی در تأمین امنیت داخلی»، نشان داده اند که سه بعد سرمایه فرهنگی (تجسم یافته، عینیت یافته و نهادینه) در بروز امنیت اجتماعی مؤثر بوده و سهم تبیین کنندگی سرمایه فرهنگی تجسم یافته در این بین از موارد دیگر مؤثرتر می باشد و می توان ارتقای امنیت اجتماعی در جامعه را از طریق تولید سرمایه های فرهنگی در جامعه و به صورت آموزش هدفمند در نظام آموزشی بسترسازی و فراهم نمود.
شفیعی سیف آبادی (۱۳۹۸) نیز در مقاله ای با عنوان «سردار سلیمانی و بسیج مردمی در عراق و سوریه (زمینه های شکل گیری تا نقش و نیات شهید سلیمانی)» با تأکید بر شکل گیری نهادی مردمی در گفتمان جمهوری اسلامی ایران به نام «بسیج» و تکرار این تجربه در سوریه با نام «نیروهای دفاع ملی» و در عراق با عنوان «حشدالشعبی»، به این موضوع اشاره کرده است که زمینه های شکل گیری نیروهای دفاع ملی سوریه در مقولاتی چون اعتراضات مردمی؛ فرصت طلبی سلفی های تکفیری و ورود خشونت به عرص اعتراضات؛ ضعف ارتش سوریه و ورود سپاه قدس و استفاده از نیروهای مردمی، قابل فهم است.
امین صارمی، جان نثاری و قربان زاده (۱۳۹۸) در مقاله ای با عنوان «اقدامات تعاملی یگان های ویژه ناجا با بسیج و تأثیر آن بر امنیت (موردمطالعه؛ امنیت مراسم اربعین حسینی (علیه السلام))»، به این نتیجه رسیده اند که یگان های ویژه ناجا و بسیج با برگزاری جلسات مشترک از طریق تبادل اطلاعات، اجرای طرح های مشترک و استفاده از ظرفیت های مشترک با تعامل و همکاری در برقراری نظم و امنیت مراسم اربعین حسینی (علیه السلام) مؤثر بوده اند.
میرزایی (۱۳۹۸) در مقاله ای با عنوان «بررسی عوامل مؤثر برافزایش مشارکت و هم افزایی بین بسیج جامعه زنان فرهنگی با نیروهای پلیس زن در نهادینه نمودن و ارتقاء فرهنگ نظم و امنیت برای زنان (موردمطالعه : بسیج فرهنگیان خواهران استان ایلام)» مشخص کردند که افزایش مشارکت و هم افزایی بین بسیج جامع زنان فرهنگی با پلیس زنان در نهادینه کردن و ارتقای فرهنگ نظم و امنیت برای زنان، به ترتیب دربرگیرنده عواملی نظیر اجرای دوره های آموزشی، تبلیغی و فرهنگی، اجرای رزمایش های مشترک، برگزاری نشست ها، جشنواره ها و همایش های مشترک، تلاش برای ایجاد آگاهی بخشی، نشاط اجتماعی و پیشگیری از انواع آسیب های اجتماعی و امنیتی برای دانش آموزان دختر در مدارس و زنان در جامعه، ایجاد احساس تعهد و مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی در قبال نظم و امنیت زنان در جامعه، افزایش میزان آگاهی و رضایت از عملکرد مطلوب، موفقیت آمیز و میدانی پلیس زنان و اعتماد به آن و ارتباط مستقیم و صمیمانه با مجموع پلیس زنان است.
موسوی، سادات کهکی و صفری (۱۳۹۵) مقاله ای با عنوان «نقش بسیج در تأمین امنیت پایدار مناطق مرزی استان آذربایجان غربی» انجام دادند که نتایج آن مؤید نقش بسیار مهم بسیج در تأمین مناطق مرزی بوده و بیان میدارد که بسیج با کمک به سازندگی و شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید در راستای همبستگی و توسعه روستا و شهرهای مناطق مرزی نقشی مؤثر داشته و باید در تأمین امنیت پایدار مناطق مرزی حساب ویژه ای روی بسیج و نقش آن باز کرد.
همچنین، جزینی، نوایی و محمدی (۱۳۹۲) در پژوهشی تحت عنوان «تعامل نیروی انتظامی با بسیج در پیشگیری از جرائم امنیتی» به این امر مهم تأکید داشته اند که در دهه های اخیر به کارگیری نیروی بسیج به عنوان نیرویی مردمی، یکی از سیاست های مؤثر و توسعه یافته در پیشگیری از ارتکاب به جرم بوده و میزان مشارکت بسیج با نیروهای انتظامی و همچنین نحوه این مشارکت، با فرهنگ جامعه و نظام سیاسی حاکم، ارتباطی تنگاتنگ دارد. این پژوهش اذعان دارد که از طریق تفکر و ترویج فرهنگ بسیج، پلیس می تواند در پیشگیری از جرائم امنیتی با بسیج تعامل داشته باشد و مشارکت ها و حمایت های نهادی، قضایی و قانونی از مشارکت جویان در پیشگیری از جرائم امنیتی به ویژه ناآرامیها و اغتشاشات شهری نقش بسیار مؤثری دارد.
عبدالملکی و احمدوند (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «نقش بسیج سازندگی در امنیت پایدار» دریافتند که اقدامات و فعالیت های به عمل آمده با بیش از صد میلیون نفر ساعت در یک دوره ده ساله، در زمینه های عمران، آبادانی، کارآفرینی، آموزش، بهداشت، درمان، کشاورزی، محیط زیست و منابع طبیعی و فرهنگی، در تسهیل فرایند توسعه پایدار و همچنین حمایت از طبقات محروم جامعه مؤثر میباشد. در این فرایند، بسیج ضمن نمایش چهره ای کارآمد از نظام اسلامی در؛ مقابله با فقر و محرومیت، پاسخ به نیازهای اولیه مناطق محروم، بهبود رضایت اجتماعی، جلب مشارکت مردمی، تولید قدرت و امنیت نرم در سطح ملی، تقویت سرمایه اجتماعی، امنیت همه جانبه و فراگیر را به ارمغان آورده و نگارنده معتقد است؛ به عنوان یک راهبرد ملی، توسعه و گسترش دامن فعالیت های بسیج سازندگی می تواند، علاوه بر تقویت زیرساخت های امنیت پایدار (در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانی، فیزیکی، ملی و محلی)، با مشارکت و همکاری آحاد مردم، رسالت حفاظت و حراست از انقلاب اسلامی را تسهیل و تحقق ببخشد.
مفاهیم و ادبیات نظری
بسیج: در فرهنگ فارسی عمید به معنی سامان، اسباب، آمادگی نیروی نظامی و ساز و سامان جنگ می باشد (عمید، ۱۳۷۳: ۲۶۹). البته بسیج به معنای بالا بردن سطح امکانات و مقدورات ملی برای مواجهه با شرایط اضطراری نیز استفاده میشود. حال آنکه از منظر کاربردی، بسیج همان نیروی داوطلب مردمی است (بزرگ زاده، ۱۳۷۷: ۶).
بسیج ملی: یعنی مهیا شدن برای ورود به جنگ یا بحران از طریق سازماندهی و ذخیره سازی مواد خام، تمرکز تلاش های صنعتی همسو با امنیت ملی و فراخوان و آماده سازی کارکنان و نیروهای ذخیره و سایر افراد مشمول خدمت نظامی و همچنین ایجاد و عملیاتی نمودن سازمان های جدید نظامی از غیرنظامیان آموزش ندیده (لک زائی، ۱۳۹۲: ۵۱).
بسیج عمومی: مسلح کردن افراد کشور بدون انضمام به ارتش منظم برای دفاع در برابر خطر خارجی؛ تقویت و توسعه توان رزم کشور با تشکیل سازمان های جدید و همچنین افزایش کارکنان نظامی علاوه بر نیروی نظامی حاضر و افراد احتیاط و بسیج کردن منابع ملی به منظور تأمین نیازهای جنگ و الزامات مورد نیاز در شرایط اضطراری یک کشور (آقابخشی، ۱۳۷۵: ۱۵۶).
نظم: کتاب «وبستر» این واژه را این چنین تعریف نموده؛ «در معنای توصیفی آن قرار گرفتن افراد و اشیاء در جایگاه ویژه خودشان نسبت به یکدیگر و یا مجموعه ای از مردم که به روال مخصوص قرار گیرند یا در معنای دیگر به نظم قرار دادن یعنی مرتب کردن» (حسینی، ۱۳۹۹: ۲۱).
همچنین به معنای جمع کردن اجزای مختلف بر یک شجره و یک سلک و مرتب کردن آن ها است؛ به عبارت دیگر قرار دادن هر جز در یک جایگاه خامی و بر یک مبنای ویژه را می توان نظم نامید (کلهر، ۱۳۸۸: ۸۶).
انتظام ملی: در معنای انتظام گفته شده است که قرار دادن مرواریدها و امثال آن ها در یک ترتیب خاص و مرتب کردن آن ها به معنای انتظام است، به عبارت دیگر انتظام که از واژه نظم گرفته می شود نیز به معنای فعل و بدن و قرار دادن اجزا در یک سلک خاص است. (حسینی، ۱۳۹۹، ۲۲). اصطلاح انتظام ملی واژه ای است که از حیث معنا وجوه متعددی از فعالیت های دولت را شامل می شود و بر این باور بنیادین استوار است که دولت ابزاری است برای تأمین نظم و اعطای آرامش خاطر به شهروندان (افتخاری، ۱۳۷۹: ۲۸).
رابرت ماندل در چهره متغیر امنیت ملی این نکته را مورد تأکید قرار داده است که مسئله مهم هر نظامی این است که چه میزان از امنیت و برای چه کسی لازم است تا بتوان گفت که آیا آرامش لازم در آن جامعه وجود دارد یا خیر. مسلماً تاریخ بسیار پیچیده تر و درهم ریخته تر از تصویری که اندیشه و نظریات فلسفی از آن به دست میدهند. تئوریهای دولت نیز خصلتی گزینشی و گسیخته دارند و غنای واقعیت تاریخی را منعکس نمی کنند (ماندل، ۱۹۹۴: ۱۸).
از یک منظر، دولت کارآمد و موفق دولتی است که بتواند با حاکم ساختن نظم در وجوه مختلف حیات اجتماعی شهروندانش، نوعی اطمینان خاطر را به آن ها بدهد تا از این طریق خود را ایمن حس نمایند (رضازاده، ۱۳۹۴: ۱۰۸). آنچه پیتر اف دراگر ادعا نموده پیش از هر چیزی در تحول، الگوی انتظام ملی در جوامع صادق است. به گونه ای که با گذشت زمان، نظم های نوینی حاکم میشوند که تابع اصول و قواعد خاص خود هستند. بر این اساس چنین به نظر میرسد که شرایط و مقتضیات مختلف زمانی و مکانی آن اندازه مؤثر هستند که ملل و دول مختلف را به بازنگری در الگوی انتظام ملی خود وادارند. این واقعیت مهم که تغییر در بطن جهان هستی قرار دارد و همین امر شرایط دیروز ما را با وضعیت فعلی و آنچه در آینده پدید می آید، یکسان نمیسازد، نخبگان هر جامعه ای را بدان متمایل میسازد تا در هر عصر و زمانه ای به طراحی الگویی تازه از انتظام ملی برای سامان بخشی به امور داخلی و خارجی خود همت گمارند (افتخاری، ۱۳۷۹: ۱۵).
ساموئل هانتینگتون در اثر برجسته اش با نام «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» به خوبی این مطلب را درک و بیان داشته است، آنجا که می نویسد: «تمایز اصلی و مهم سیاسی میان کشورها، به واسطه صورت حکومت نیست بلکه به خاطر درجه حکومتشان است. دولت های لیبرالی غرب و کمونیست ها، هر دو متعلق به نظام های سیاسی کارآمدند و نه به نظام های ناتوان، امریکا، انگلستان و شوروی در حقیقت صورت های حکومتی متفاوتی دارند، اما همگی قادر به حکومت کردن هستند. تفاوت بین حکومت هایی که سیاستشان مبتنی بر مشروعیت، توافق، سازمان، اشتراک اجتماعی، کارآیی و… است با آن هایی که از این نوع کیفیت ها برخوردار نیستند، مهم تر از تفاوت بین دموکراسی و خودکامگی میباشد» (هانتینگتون، ۱۳۸۲: ۵). بدین ترتیب دولت باید بتواند انتظام ملی را تأسیس و صیانت نماید تا بتوان آن را دولتی توانا یا دارای مشروعیت قلمداد کرد.
انتظام ملی هدفی بس بزرگ و عالی به شمار میرود که دولت ملی موظف به تحصیل و پاسداشت آن است. برای این منظور دولت امکان آن را دارد تا تمام توان ملی را به استخدام خود گیرد تا از این طریق بتواند نظمی مطلوب را بر جامعه حاکم سازد. از این منظر انتظام ملی متغیر وابسته ای است که باتوجه به سه متغیر مستقل «توان نهادسازی»، «توان امنیت نگهداری»، «توان خودبازسازی» قابل اندازه گیری است (افتخاری، ۱۳۷۹: ۴۰).
امنیت[۱]: واژه امنیت، از زبان عربی برگرفته شده و در زبان فارسی نیز متداول شده است. امنیت که از واژه امن نشئت گرفته، واژه هایی همچون بیمناک نبودن، آرامش یافتن و نترسیدن را متبلور می سازد و در مفهوم مصدری از «الأمن» به عنوان دستیابی به آرامش و اطمینان خاطر پس از رهایی از ترس نام برده می شود. در فرهنگ لغت معین، امنیت به عنوان در امان بودن، ایمن شدن، نداشتن بیم و بی بیمی تعریف شده است و همچنین در فرهنگ لغت لاروس واژه امنیت را آرامش روحی و روانی، اعتماد، تفکری که براساس آن ترس، خطر، وحشت و خسران بی معنا می شود و فقدان مخاطرات، تعریف شده است (حسینی، ۱۳۹۹: ۲۳).
امنیت در لغت به معنای در امان بودن، ایمنی و بی ترسی است و این ویژگی در شرایطی حاصل می شود که تهدید و خطری وجود نداشته باشد (صدر، ۱۳۷۳: ۷۲). امنیت دارای مرز مفهومی بسیار سیالی است که فهم و کاربرد آن را دشوار می سازد. یکی از اختلافات مهم در مفهوم است میزان وسعت مفهوم آن از جهت بخش ها و ابعاد است. برخی در بیان مفهوم امنیت به تعاریف ساده بسنده میکنند و برخی دیگر با بررسی عمیق تر تلاش کرده اند تا به چهارچوبی برای بیان مفهوم است دست یابند. به همین جهت به طور عمده امنیت را مفهومی فراخ، مبهم، ذهنی، نسبی و قابل انتزاع از سوی نخبگان می دانند. همچنین مفهومی غیر توسعه یافته، مبهم، نارسا و ازنظر ماهیتی، جدال برانگیز، شمرده می شود (حسینی، ۱۳۹۹: ۲۳)؛ اما به دنبال رشد جوامع انسانی، به تدریج مفهوم امنیت گسترده تر و پیچیده تر از قبل شده و علاوه بر نبود ترس و تهدید، ضامن حفظ حیات مادی و معنوی و همچنین بیانگر تضمینی برای تعلیم و تربیت، شکوفایی استعدادها، رشد و پیشرفت و توسعه جوامع انسانی می باشد (جمشیدی، ۱۳۷۴: ۵۰).
امنیت ملی درگذر زمان
موضوع امنیت ملی از حیث واقعیت امر به نظر میرسد، سابقه تاریخی طولانی داشته باشد.
اگرچه ممکن است ما در بررسی تاریخی آن، به تعاریفی از این مفهوم مانند آنچه امروزه در متون، گردآوری، تدوین و ارائه می شود برنخوریم، ولی به اصل موضوعی که دربردارنده تدابیری باشد که جهت حفظ کشور و امنیت آن از تهاجم خارجی با آشوب های داخلی و ناامنی ناشی از راهزنی و اعمال مشابه اتخاذ می شده است، خواهیم رسید.
بررسی نظریات اندیشمندان درباره وظایف دولت نشان می دهد که این امر همیشه موردتوجه بوده است. ارسطو می گوید: «هر دولت فقط به این نکته اهمیت می دهد که اتباع خود را از جور و گزند سایر دولت ها محفوظ دارد.» (فاستر، ۱۳۶۱: ۲۱۷). در اندیشه هابز که وضع طبیعی شامل «جنگ همه بر ضد همه» (جونز، ۱۳۶۲: ۱۲۴) است، حکمران بر اثر قدرت و اختیاری که به وسیله همه افراد کشور در اختیار او گذارده میشود، از چنان قدرت و نیرویی برخوردار میگردد که می تواند با هراسی که در دل آن ها می افکند، اراده های آن ها را به صورت واحد درآورد تا بدین طریق صلح و امنیت در درون اجتماع برقرار گردد و مردم با تعاونی برای دفع دشمن خارجی آماده شوند (عرب نصرت آبادی، ۱۳۷۶: ۵).
بنا به نظر هافندرون پارادایم امنیت ملی در بستر تاریخی مشخصی ظهور کرد. با تولد دولت ملی در قرن هفدهم میلادی و علاقه ای که این موجود به بقای ملی داشت، امنیت ملی امر مهمی محسوب گردید. برای پایان بخشیدن به «جنگ همه علیه همه» و برای تأمین نوعی آرامش داخلی، شهروندان به یک حکمران تسلیم میشوند و در عوض، پایان جنگ های مذهبی و داخلی را وعده می گیرند. درصحنه بین المللی، کشمکش دولت ها آن ها را به جان یکدیگر می اندازد. نظام دولت های ملی فاقد قواعد و نهادهای مشترک برای تنفیذ و اجرای قوانین است. حکمران، خواه یک شهریار در نظام سلطنتی مشروطه باشد و یا خود شهروندی در یک دموکراسی، موظف به تأمین آرامش داخلی و پاسداری از جان و مال مردم در برابر هرگونه تهدید خارجی است (هافندرون، ۱۳۷۱: ۶-۵).
بنابراین ملاحظه می شود که توجه به امر امنیت برای یک سرزمین و یک کشور از دیرباز موردتوجه بوده است و در نظام های جدید سیاسی نیز یکی از اهداف و وظایف اساسی و حیاتی دولت ها، تأمین امنیت ملی میباشد.
دکتر حمید بهزادی از دو معنی برای امنیت ملی اسم می برد. در معنی خاص، آن را شامل حفظ وجود خود می داند و می گوید؛ مقصود از «خود» که حفظ آن امنیت ملی به شمار آمده است عبارت است از چهار ارزش و پدیده ذیل:
۱- حفظ جان مردم؛
۲- حفظ تمامیت ارضی؛
۳- حفظ سیستم سیاسی و اقتصادی؛
۴- حفظ استقلال و حاکمیت کشور.
او می گوید؛ آنچه در بالا ذکر شد معنی خاص امنیت است که هدف اولیه و انگیزه اصلی رفتار تمام کشورها درصحنه سیاست خارجی به شمار آمده است (بهزادی، ۱۳۶۸: ۱۰۱). درباره معنی دوم می گوید امنیت در یک معنی وسیع و عام دیگری نیز استعمال می شود که غالباً در ادبیات روابط بین الملل و سیاست خارجی دیده شده است. امنیت ملی در معنی عام کلمه به معنی آزادی از ترس و فقدان خطر جدی از خارج نسبت به منابع حیاتی و اساسی مملکت است.
امنیت حالتی است که منافع فردی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم و تمام افراد جامعه، با مخاطره ای جدی روبرو نباشد و در آرامش کامل و بدون وجود هرگونه اضطراب و نگرانی به فعالیت های روزمره خود نسبت به تهدیدات داخلی و خارجی، ادامه دهند. درست است که این تعریف نشان دهنده نگاه سلبی به مفهوم امنیت در مقابل تهدیدات بوده و آن را کاملاً تهدید محور معرفی میکند، لکن از منظری دیگر، نشانگر ماهیت و ذات چنین حالتی می باشد (بوزان، ۱۳۷۸: ۲۰). ریچارد اولمان معتقد است: «تهدید نسبت به امنیت ملی عبارت است از؛ یک عمل یا سلسله حوادثی که طی دوره زمانی کوتاه، شرایط و کیفیت زندگی ساکنان یک کشور را به شدت تهدید نماید. ممکن است چنین تهدیدی، رفتار بازیگران حکومتی و یا غیرحکومتی را به شدت محدود نموده و آن ها در تنگنا قرار گیرند» (افتخاری، ۱۳۸۱: ۴۹). در جامعه جهانی کشورها به دنبال تأمین منافع ملی و ایجاد امنیت داخلی خود هستند و تلاش میکنند از روش های مختلف به این امر دست پیدا کنند، یکی از راه های رسیدن به این اهداف خصوصاً در جمهوری اسلامی ایران، استفاده و به کارگیری نیرویی مردمی تحت عنوان بسیج میباشد.
«امنیت ملی به شرایطی گفته می شود که در آن شرایط، دولت – ملتی با اطمینان خاطر از فقدان هرگونه تهدید یا اقدامی علیه منافع و ارزش های مادی و معنوی خود که آن ها را حیاتی قلمداد میکند، یا داشتن توانایی مقابله با این تهدیدات و اقدامات، به زندگی ادامه دهد.» (عرب نصرت آبادی، ۱۳۷۶: ۱۲).
امنیت داخلی: امنیت داخلی درواقع یکی از حوزه های امنیت ملی است. امنیت داخلی شامل جغرافیایی از یک کشور است که جمعیت بومی آن کشور در آن جغرافیا زندگی میکنند. لذا، بیش از هر چیز دیگری، امنیت داخلی ناظر بر امنیت مردم کشوری است که تحت یک حاکمیت معین و مشخص زندگی مینمایند. برخی اندیشمندان این حوزه معتقدند، جدای از امنیت مردم تحت حاکمیت یک نظام در حوزه امنیت داخلی، امنیت نظام حاکم یا امنیت یک رژیم می تواند در مقابل امنیت مردم قرارگرفته و هم چالش برانگیز شود (الکمال السید[۲]، ۱۹۹۸: ۴۸).
امنیت رژیم یعنی وضعیتی که در آن وضعیت، ارزش های حیاتی رژیم حاکم بخصوص رهبران و سازمان های اصلی آن محفوظ بمانند. میتوان ادعا کرد شرایط مطلوب، شرایطی است که امنیت رژیم در آن شرایط با امنیت مردم همسو باشد. ناهمخوانی این دو، یکی از بسترهای ناکامی راهبردها و سیاست های امنیت ملی می باشد (زمانی، ۱۳۸۷: ۳۶). به منظور پایداری، ثبات و بقای یک ملت، باید امنیت داخلی آن را در سطح قابل قبولی حفظ و همچنین کنترل نمود و این نوع از امنیت مشتمل بر حفظ و توسعه ارزش های و منافع حیاتی آن ملت درون حاکمیتی مشخص می باشد که باید از وقوع چالش هایی که بتواند این منافع را به مخاطره بیندازد، اجتناب کرد. بیشتر اندیشمندان معتقدند که بسیاری از دولت های جهان سوم، دولت هایی ضعیف میباشند و این موضوع به دلیل پایین بودن درجه انسجام اجتماعی و سیاسی آن ها می باشد (بوزان، ۱۳۷۸: ۱۳۷).
با نگاهی دقیق به این موضوع میتوان گفت که قوام امنیت داخلی وابسته به عواملی است که از ضریب اثرگذاری بسیار زیادی در راستای ایجاد انسجام اجتماعی، سیاسی و مدنی هر ملت و کشوری، برخوردار میباشند. لذا درصورت ایجاد هرگونه لغزشی در این عوامل، به طور طبیعی وضعیت امنیت داخلی را نیز متزلزل ساخته و درنتیجه ثبات اجتماعی و سیاسی درونی ملت و همچنین نظام با خطر جدی روبرو خواهد شد.
رهیافت های کنونی مباحث حوزه امنیت را میتوان به سه رهیافت اصلی تقسیم بندی کرد: اول، رهیافت رئالیستی (واقع گرایان) است که در تعریف خود از امنیت و درک خود از تهدید، نگاهی صرفاً نظامی داشته و ضمن تمرکز بر محور دولت، ایجاد زیرساخت های نظامی و اعمال بازدارندگی را در آن آورده اند. اندیشمندان این گروه شامل بسیاری از صاحب نظران روابط بین الملل مانند
«مورگنتا و ای. اچ کار» هستند (زمانی، ۱۳۸۷: ۳۶). دوم، رهیافت لیبرالیستی است که در آن، ضمن توسعه مفهوم امنیت، به امنیت فردی و انسانی پرداخته شده است. چراکه لیبرالیست ها به دنبال فروپاشی بلوک کمونیستی شرق، به ناتوانی واقع گرایان در درک مفهوم امنیت در ابعاد گسترده آن پی بردند و متوجه شدند که به رغم پذیرش توانایی مواجهه با تهدیدهای خارجی، باید به ابعاد دیگری از امنیت همچون فردی و انسانی توجه نمایند. سوم، رهیافتی است که اندیشمندان آن شامل آذرومون و باری بوزان میباشند به دنبال آن هستند که با ترکیب دو رهیافت پیشین و متمرکز شدن بر امنیت فردی، انسانی، ملی و بین الملل، نه تنها با موانع واقع گرایان روبرو نشوند، بلکه از تعیین تهدیدهای چالشی لیبرالیست ها برای تصمیم گیرندگان رها شوند. دولت ها در این رهیافت، تلاش میکنند از سه نوع تهدید به شدت ممانعت به عمل آورند: ۱. تهدیدات مربوط به تمامیت ارضی؛ ۲. تهدیدات مربوط به امنیت جامعه؛ ۳. تهدیدات مربوط به رژیم (لی نور، ۱۳۸۲: ۳۹).
میتوان بیان داشت که تمام این سه سطح تهدید، برای امنیت ملی تهدید میباشند، لکن مبرهن است که تهدید نوع اول می تواند در اثر جنگ تحقق یابد و یا با تهدیدهای حوزه داخلی نیز مورد تهدید قرار گیرد؛ یعنی میتوان هر سه سطح این تهدیدها را با تهدیدهای موجود در حوزه های خارجی و داخلی به چالش کشاند؛ لذا میتوان برای هر سه مرحله از تهدیدها، علاوه بر جنگ و منشأ خارجی، منشأ داخلی نیز متصور بود. اقدامات تهدیدآمیز علیه امنیت سیاسی، اجتماعی، یا حوزه های دیگر امنیت جامعه، همانند تجزیه طلبی می تواند از حوزه امنیت داخلی، تمامیت ارضی را تهدید نموده و به تبع آن جامعه در معرض تهدید قرار گیرد.
رابطه انتظام و امنیت: شاید هیچ واژه ای را نتوان یافت که به اندازه امنیت با نظم در ارتباط باشد. اساساً نظم نوعی امنیت را برای افراد به ارمغان می آورد؛ بنابراین می توان چنین ادعا نمود که هر نظمی، نوعی امنیت را به ارمغان می آورند (افتخاری، ۱۳۷۹: ۳).
افتخاری معتقد است که باید امنیت را مهم ترین دستاورد تئوری انتظام دانست که با فراهم آوردن بستر مناسب برای شهروندان امکان و شرقی مادی و معنوی را به آن ها می دهد. از این منظر انتظام، امری ضروری به شمار می آید که دولت و شهروندان، مکلف به ایجاد و صیانت از آن هستند، چراکه در غیر آن جامعه دستخوش ناامنی شده و بدین وسیله منافع ملی و فردی تهدید میگردد.
موضوع امنیت سازی در وظایف و مأموریت های دولت دیده میشود. درنتیجه می توان گفت که امنیت سازی از آن دست مباحثی است که دولت ها برای به وجود آوردن نوعی نظم باید بدان مبادرت نمایند؛ به عبارت دیگر نظم فرع تولید امنیت است؛ یعنی با ایجاد نوعی امنیت در کشور در سطوح مختلف می توان به نوعی نظم و انتظام خاصی در آن حوزه دست یافت. برای مثال؛ در پاره ای موارد در جامعه مشاهده می شود با ایجاد بی نظمی در ترافیک خیابانی، مردم احساس امنیتشان کاهش پیدا میکند. وقتی که در یک چهارراه چراغ راهنمایی از کار می افتد و مأمور راهنمایی و رانندگی هم حضور ندارد، مشاهده میگردد به حقوق یکدیگر تعرض میگردد، شاید بتوان گفت اینکه بدانیم کجا حقوق کسی رعایت نشده است مشکل می شود ولی در این موارد شاهد صدای بلند، توهین، جروبحث و در برخی موارد دعوا و برخورد فیزیکی هستیم که شهروندان بنا به شرایط جنسی و سنی در بیشتر این موارد احساس ناامنی میکنند. در این صورت است که می بینیم موضوع انتظام ترافیک به احساس ناامنی هم منتهی میگردد.
به هرحال می توان نتیجه گرفت که از بعد جامعه شناسی سیاسی نظم، انتظام و تنظیم جامعه امری متأخر و فرع بر تولید و ایجاد امنیت است. از این نکته به خوبی می توان دریافت که مفهومی با عنوان «امنیت داخلی» اصولاً با مفهوم دیگری با عنوان انتظام ملی ارتباطی وثیق و معنادار می یابد و می توان مأموریت هایی چون حفظ امنیت را متأخر از آن دانست.
بسیج درگذر زمان
پس ازآنکه پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله)، در مدینه اقدام به تشکیل و تأسیس جامعه اسلامی نمودند، دشمنان اسلام امنیت خود را درخطر دیدند و به مبارزه با نظام نوپای اسلامی برخاستند و در همان سال های اول هجرت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.