تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی شامل 118 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نهضت های بسیجی و بسیج نهضت ها با تأکید بر فرهنگ استراتژیک حضرت امام خمینی :

مقدمه

حرکت ها و جنبش های انقلابی و آزادی بخش در سرتاسر جهان، چه در برابر حاکمیت های ستمگر در تاریخ و چه در برابر نظام های خودکام قرن بیستم، بخشی از تاریخ مبارزات انسانی را شکل داده اند. این مبارزات گاه به نتایج بسیار چشمگیری رسیده اند و توانسته اند در سیر تاریخ جهان، نوعی نقط عطف به شمار آیند و گاهی نیز در مسیر متوقف شده یا به انحراف کشیده شده اند. از این رو، نمی توان تمام این حرکت ها را از روند موفق و کامیاب، بر خوردار شمرد. امّا این بدان معنی نیست که نباید مبارزه با ظلم را ستود. هر چند با رشد تفکّر بشری و حرکت خرد جمعی، دیگر نمی توان استبداد و دیکتاتوری را به آسانی بر مردم هیچ سامانی روا داشت. ولی این به معنای پایان حاکمیت استبداد در جهان نیست. در بسیاری از نقاط کر خاکی هنوز ظلم و ستم در چهره های متفاوت آن تجلّی دارد و باید گفت که مع الاسف در شکل های پیچیده تر آن نیز در رشد و نمو است.

از این رو، مردمان در سطح جهان با همان نگرشی که از پیش به این موضوع داشته اند، آن را تقبیح و برای براندازی آن تلاش می کنند. اینکه تا کجا این تلاش مقرون کامیابی بوده، پرسشی است که پاسخ دیگری می طلبد.

با وجود این، می توان گفت که برخی از انقلاب های فکری در جهان، بر اساس ریشه کنی تفکّر استبدادی شکل گرفته است. هم این حرکت ها، چه آنها که برای براندازی یک حاکمیت به وجود آمدند و چه آنهایی که در فکر تسلّط یک تفکّر ویژه – مانند مارکسیست ها – بودند، از نوعی ایجاد حرکت های مردمی و توده ای بهره جسته و شکلی از یک بسیج اجتماعی را پدیدار کرده اند.

از سوی دیگر، این بسیج در یک نقطه از جهان با گرایش های خاص، از روش های مختلف بهره برده و جوامع خارج نزدیک یا خارج دور در آن جامعه سرایت کرده و این نهضت که بر اساس بسیج توده شکل گرفته، منجر به بسیج نهضت ها علیه یک هدف بزرگ تر شده است.

انقلاب های مارکسیستی در جهان و تسلّط یک تفکّر در بلوک شرق پس از انقلاب بلشویکی در روسیه و گرفتن حاکمیت در کشورهایی چون بلغارستان و چک اسلواکی و لهستان و… حاکی از سرایت نوعی نهضت بسیجی به دیگر کشورها و سپس بسیج این نهضت به شکل های مدنی علیه تفکّر سرمایه داری است.

نگارند این سطور بر آن نیست که از مدلی مارکسیستی در این صحنه سخن گوید، بلکه تنها این مدل نمونه ای است از آنچه یک حرکت جمعی بر اساس تفکّر مدرسه ای نامیده می شود.

روشن است که تفکّر مدرّسی و مدرسه ای دارای آموزه های ویژه ای است که این آموزه ها، بنیاد نوعی حرکت جمعی در حوزه های مختلف جغرافیایی را به وجود می آورند. در طول تاریخ تفکّر بشری، برخی از این نوع حرکت ها به چشم می خورد که بعضی از آنها تا مدّت ها نیز ماندگار بوده و موجب حرکت های توده ای مردمی در بخشی از نقاط جغرافیایی بدون وجود یک ارتباط سازمانی شده است. به عبارت دیگر؛ بدون وجود هیچ گونه ارتباط سازمانی، برخی از این حرکت های فکری به دیگر نقاط جغرافیایی نیز گسترش پیدا کرده و توانسته است ریشه بدواند.

از این رو، می توان به نوعی نهضت های فکری سیاسی را از این دست حرکت هایی دانست که با داشتن پتانسیل های فکری می توانند شاخه های دیگری از خود را در سرزمین های دیگر بپرورانند. با این نگاه می توان برای پیشبرد بحث، نخست از نگاه جامعه شناسی انقلاب ها به تحقّق انقلاب های مهم دنیا نگریست و سپس با تمیز وجه یا وجوه تمایز انقلاب اسلامی، وجود پتانسیل های ویژه ای را در این انقلاب یافت و به این پرسش پاسخ داد که اگر بسیج به عنوان نماد مردمی استمرار حرکت انقلاب به شمار آید، می تواند در شکل مبارز مردمی مدنی در دیگر مکان های جغرافیایی ظهور کند؟ در صورتی که این ظهور رخ دهد، آیا می توان به بسیج این نهضت ها مبادرت کرد و در صورت اقدام به بسیج نهضت ها، حرکت های جهانی قابل تحقّق است یا خیر؟

دیدگاه ها در جامعه شناسی انقلاب ها

از مهم ترین مباحث کنونی در عرص مسائل سیاسی جهان، چگونگی تکوین، رخداد و استمرار انقلاب هاست. روشن است که انقلاب می تواند اوج یک حرکت نهضتی یا فراز یک جنبش اجتماعی باشد و بدیهی است که بدون بحث از انقلاب های مارکسیستی در جهان، نمی توان از جامعه شناسی انقلاب سخن گفت.

شایان ذکر است که بسیاری از جامعه شناسان در حوز انقلاب نتوانستند تمام انقلاب ها را در یک چارچوب نظری بگنجانند و آنها را با یک نظریه پردازی خاص تحلیل کنند. برای مثال، آنتونی گیدنز جامعه شناس معروف انگلیسی، در کتاب معروف «مبانی جامعه شناسی»، از انقلاب های روسیه، چین و کوبا نام برده، تلاش می کند آنها را در حیط نظریه پردازی خود جای دهد، ولی از انقلاب مردمی ایران اسلامی نامی نمی برد.

حرکت های انقلابی در سطح جوامع، از حرکت های کوچک تری آغاز شده و سپس با گسترش عرضی آن در جامعه از یک سو و تعمیق در میان اقشار مردمی از سوی دیگر، به یک انقلاب بدل شده اند.

این نوع حرکت ها در انقلاب کمونیستی روسیه در سال ۱۹۱۷ به خوبی دیده می شود. انقلاب شوروی سابق از یک جنبش بسیار کوچک تر آغاز شد. حتّی این حرکت، مارکیستی نبود و تنها دموکراسی خواهان و لیبرال ها بودند که حرکتی را علیه تزار سامان داده و به ریاست الکساندر کرنسکی، دولت موقّتی را شکل دادند که البته هرگز نتوانست بر هرج و مرج های صورت گرفته توسط دهقانان چیره شود. در این میان، لنین که در سوئیس در تبعید به سر می برد، به کشور بازگشت و خواستار انقلابی فراگیر بر اساس شعار «صلح، زمین، نان» شد. در ماه نوامبر و تنها بر اثر یک کودتا که توسط بلشویک ها انجام گرفت، کمونیست ها توانستند قدرت را در روسیه به دست گیرند. البته آنها به وسیل کارگران، نظامیان و پهلوانان حمایت می شدند. آنچه در این میان جلب توجه می کند، شعاری است که بلشویک ها را از حمایت مردمی برخوردار ساخت؛ یعنی «صلح، زمین، نان»، که نشانگر نوعی زندگی آرام با داشتن منبعی مطمئن برای امرار معاش؛ یعنی زمین و وجود حدقل نیازها؛ یعنی نان(ر.ک.به: جان رید، ۱۹۱۹) است. این نوع از ایجاد مفاهیم ارتباطی نشانگر آن بوده است که فرهنگ سیاسی آن زمان در جامع شوروی سابق، نشئت گرفته از نوعی محرومیت در جامعه بوده و در نتیجه این مفهوم به روشنی و به خوبی توسط اقشار فرودست درک و تبدیل به یک پتانسیل جدّی برای ایجاد حرکت شده است.

اما پرسش اساسی این است که این حرکت چگونه به دیگر جوامعِ دستخوش تحوّل در کشورهای همسای روسیه و حتّی در خارج دور آن؛ یعنی کوبا تسرّی یافت؟ آیا این فراگیری می تواند مدلی را برای ایجاد نوعی حرکت بر پای بسیج مردمی نشان دهد؟

دیدگاه های جامعه شناسانی چون نیل اسملسر و رابرت گر و نظریه پردازی های آنان تا اندازه ای می تواند این فراگیری را تبیین کند. «رابرت گر» بر اساس «تئوری محرومیت نسبی» خود که آن را در کتاب چرا انسان ها شورش می کنند(۱۳۷۷) ارائه کرده است، می کوشد تا نوعی تفسیر انسان شناسانه در ترکیب جامعه شناختی آن ارائه کند. اما هرگز نمی تواند به هم پرسش ها پاسخ دهد. یکی از این پرسش ها، شرکت اقشار مرفّه یا نسبتاً مرفّه در برخی از شورش هاست که به انقلاب های جدّی نیز منجر شده است. این اقشار نه با حس محرومیت نسبی که گاه تنها با حساسیت های فرهنگی ویژه در یک حرکت اجتماعی شرکت می کنند. نگرانی نسبت به برخی از امور سیاسی و فرهنگی می تواند بخشی از انگیزه های جدّی در میان شرکت کنندگان در یک حرکت انقلابی باشد.

از این رو، می توان گفت که حرکت های اجتماعی منتهی به شورش یا انقلاب در سطح جوامع تنها با یک نظری خاص قابل تحلیل نیستند و عوامل و متغیّرهای بسیار دیگری در این گونه رخدادها دخیل و مؤثّر هستند. (ر.ک.به: رابرت گر، ۱۳۷۷)

اما دیگر نظریه ها نیز در این زمینه قابل تأمّل هستند. دیدگاه هایی چون نظریات اسملسر (ر.ک.به: اسملسر، ۱۳۸۰) که بیشتر بر حرکت های طبقات فرهنگی و اجتماعی تأکید دارد، مانند برخی دیگر از نظریه ها ممکن است تنها یک بعد از ابعاد اجتماعی را دیده و مورد توجه قرار داده باشند. این دیدگاه که در کتاب رفتار جمعی او بیشتر دیده می شود، بر این نوع از گرایش های غیر اقتصادی و طبقاتی، تمایل بیشتری از خود نشان می دهد؛ در حالی که در برخی از جوامع، اختلاف های طبقاتی و شکاف های اقتصادی فاحش علت و سبب اصلی ایجاد حرکت های اجتماعی بوده است.

دیدگاه های مارکسیستی نیز تنها بر بُعد دیگری از این نوع علل و اسباب تأکید می کنند. شکاف های اقتصادی و محرومیت طبق کارگر و به حکومت رسیدن پرولتاریا مهمترین ویژگی تحلیل حرکت های اجتماعی در بستر نوعی از جبر تاریخی در مارکسیسم است(پایدار، ۱۹۹۰). بطلان این دیدگاه نیز به خوبی روشن شده و مورد انتقاد جدّی قرار گرفته است. علاوه بر آن، فروپاشی بلوک مارکسیسم و شوروی سابق نیز تا انداز زیادی عدم کارایی این گونه دیدگاه ها را نشان داده است. از این رو، برخی از مارکسیست ها به سرعت رو به نوعی تفسیرهای جدّی واقع بینانه تر روی آوردند و به صراحت از تمایز میان انقلاب سوسیالیستی و حرکت های طبق کارگری سخن گفتند و برخی گفته اند: «این سؤال که طبق کارگر در چه شرایطی و در چه سطحی از توسع اقتصادی و مدنی نظام سرمایه داری یا چه فازی از آگاهی و سازمان یابی توده ای و حزبی خود قادر به طرح مستقیم راه حل سوسیالیستی خود می باشد، با این سؤال که طبق کارگر در چه شرایطی می تواند انقلاب سوسیالیستی را به پیروزی برساند، دو مقول اساساً متفاوتند».(همان، ص ۲۲۲)

هم این نگرش ها بی مبنائی خود را در طی یک و دو دهه پیش نشان دادند. به خوبی نشان داده شد که «به عقل آمدن سرمایه داری»[۱] توانسته است نقشه های مارکسیستی را نقش بر آب کند و بسیاری از تئوری های سوسیالیستی را خنده دار سازد.

البته این دیدگاه ها قبلاً نیز در میان مارکسیست های تندرو به بحث و جدل کشیده می شد. بسیاری بر این باور بوده اند که حتّی اگر توده های مردمی نیز آنها را در یک مقطع خاص همراهی نکنند، باز ضرورت ایجاد حرکت های انقلابی و بلکه مسلّحانه به جای خود باقی است و نمی توان به این بهانه های واهی از راه اندازی یک جنبش مسلّحانه علیه نیروهای امپریالیستی سر باز زد. مائو در سال ۱۹۳۸ در مقاله ای تحت عنوان «مسائل جنگ و استراتژی» این چنین می نویسد: «وظیف مرکزی و شکل عالی انقلاب عبارت است از تسخیر قدرت توسط مبارز مسلّحانه؛ یعنی حل این مسئله توسط جنگ. این اصل انقلابی مارکسیسم لینیسم در همه جا صادق است، در چین همچنان که در سایر کشورها». (www.Maoism.com)

آنچه در این میان اهمیت دارد این است که چگونه یک مکتب فکری اندیش مبارزاتی می تواند همه گیر شود و فراگیری آن از چه عواملی متأثّر است. برای مثال، تفکّر مارکسیستی چگونه از شوروی سابق دامنگیر بسیاری از کشورها مانند چین، لهستان، بلغارستان و برخی از کشورهای آمریکای لاتین مثل کوبا و. .. شد[۲]؟[۳]

ماهیت شناسی این گونه از پدیده ها در طول تاریخ نشان می دهد که حرکت های انقلابی در سطح جهان تنها و تنها هنگامی توانسته اند بخشی از جهان را فراگیرند که تکیه بر امری ایدئولوژیک و فرهنگی داشته باشند. از این جهت آنچه در این میان اهمیت بسزا پیدا می کند فرهنگ سیاسی است؛ که به نحوی در حرکت های انقلابی به نوعی فرهنگ استراتژیک تبدیل می گردد.

فرهنگ استراتژیک و سیاست

به روشنی می توان دریافت که ایجاد یک حرکت نهضتی بر پای بسیج توده ها نخست به پذیرش اندیش بسیج گر بستگی تام دارد. از این رو، نمی توان هیچ حرکتی را در جهان سراغ یافت که بسیجی را در سطح تود مردم به وجود آوده باشد، ولی خود از غنای لازم برخوردار نباشد. آرمان های بزرگ انسانی، دینی یا عدالت جویانه، نخستین اولویت برای شرکت در یک حرکت نهضتی و انقلابی در جهان است. هر چند نمی توان از برخی از جنبش های کوچک تر نیز گذشت که در طول تاریخ دوام چندانی نیافتند، ولی شیو فکری آنها برای قرن ها به جای مانده است.

چه عنصری می تواند یک شیو تفکّر مالکیت مکتب فکری یک حرکت توده ای و اندیشه ای را به وجود آورده، سامان داده و آن را فراگیر کند؟ توده ها را به دنبال خود بخواند و نخبگان را برای ترویج آن به خود جذب کند؟ این عنصر یا عناصر هر چه باشد، شاکل نوعی فرهنگ را شکل می دهد که به سبب تأثیرگذاری عمیق، وسعت طرفداران و آرمانخواهی، به «فرهنگ استراتژیک» معروف و شناخته شده است. این نوع فرهنگ که از حضور آن در ادبیات استراتژیک بیش از سه دهه نمی گذرد، خود مفهومی روشن نیست. هر چند اندیشه ورزان این حوزه تلاش کرده اند تا مفهوم روشنی از آن ارائه کنند، ولی نمی توان این تلاش را مقرون به موفقیت دانست.

اندیشمندانی که در این باب اندیشده اند، ارتباط وثیقی بین فرهنگ استراتژیک(Strategic Culture) و فرهنگ سازمانی(Organizational Culture) برقرار کرده اند و ربط جدّی میان این مفهوم برخی مباحث نظامیگری را بر قرار ساخته و تنها فرهنگ استراتژیک در حوز سازمان های نظامی و به قصد پیروزی در جنگ کاربردی دانسته اند.(Rozen, 1991)

در صورتی که فرهنگ استراتژیک خود مفهومی بسیار وسیع تر را در بر می گیرد و مجموعه ای از حوزه های اقتصادی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… را در بر گرفته و ارتباطات میان این مفاهیم را نیز سازماندهی می کند.

در نتیجه می توان گفت این مفهوم در هر کشوری و یا در هر منطقه ای بستگی به مفاهیم و متغیّرهایی دارد که آن کشور آنها را برای رسیدن به اهداف درازمدّت خود به کارگرفته، تبیین کرده و دربار آنها نظریه پردازی می کند. برای مثال، برخی بر این باور هستند که فرهنگ استراتژیک در ایالات متحده با تصمیم سازی آن کشور و ایجاد هژمونی برتر و سلط تمام عیار ارتباط تنگاتنگی بر قرار می کند و در نتیجه، این فرهنگ باید بتواند آمریکا را در به کارگیری زور برای چنین هدفی کمک کند. دیدگاه یکی از این اندیشه ورزان به صراحت نشانگر این موضوع است: «فرهنگ استراتژیک در اینجا به معنای باورهایی دربار به کارگیری زور در نظر گرفته می شود که جامع ملّی متشکّل از رهبران نظامی و غیر نظامی در آن شرکت می کنند».(Farrell, 2005, P.8)

اما این تنها، معنی کردن یک معنای وسیع در یک کاربرد بسیار محدودتر است. درست است که فرهنگ استراتژیک می تواند در مفهومی خاص و در حوزه ای ویژه به کار گرفته شود و مفاهیم مرتبط با خود را در آن حوزه تبیین کند، ولی بدان معنا نیست که فرهنگ استراتژیک تنها در این حوزه تعریف شده است. در نتیجه، برخی در تعریف قلمرو آن آورده اند که: «حوز فرهنگ استراتژیک، حوزه ای بین رشته ای است که با ترکیبی از بخش های اصلی حوزه های اقتصادی، روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی و روابط بین الملل ایجاد شده است».(Skypek , 2006, P. 3)

همان گونه که در این تعریف آمده است، فرهنگ استراتژیک خود رشته ای از مطالعات و مباحث فرهنگی است که ترکیبی از یک مجموع به هم پیوسته از مباحث حوزه های گوناگون علوم انسانی و سیاسی را در بر می گیرد. بنابر این، فرهنگ استراتژیک خود از جنس مفهوم فرهنگی است که از حیث فراگیری، تأثیرگذاری، عمق و کاربرد در تصمیم سازی، امری استراتژیک به شمار می آید. در این صورت، این مفهوم می تواند ارتباطی دقیق با برخی از مفاهیم حوز سیاست نیز برقرار کرده، در آنها نیز مفهوم سازی و شاکله سازی کند. برای مثال، فرهنگ استراتژیک می تواند در سیاست امنیت ملّی تأثیرگذار بوده و آن را جهت دهی کند. گفته شده است که فرهنگ استراتژیک در حوز سیاست از دو حوز دیگر فرهنگی؛ یعنی فرهنگ سیاسی و فرهنگ سازمانی، با ساختار جوامع ارتباط تنگاتنگ بیشتری برقرار می کند. از این رو، این امر تا انداز زیادی به گروه های اجتماعی و رسیدن این گروه ها به اهداف خود در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی مربوط می شود.

لذا در برخی از تعاریف آمده است: «فرهنگ استراتژیک با بسیاری از ویژگی های فرهنگ سیاسی همپوشانی دارد. فرهنگ استراتژیک اساساً با روش هایی مربوط است که ملّت ها و گروه ها برای رسیدن به اهدافشان آنها را بر می گزینند و همچنین به عواملی فرهنگی مربوط می شود که به راهی که آنها در صحن بین المللی برای رقابت یا همکاری جستجو می کنند، تأثیر می گذارد».(Ferguson, 2001, P. 1)

از این موضوع می توان دریافت که فرهنگ استراتژیک با اهدافی که گروه ها و ملّت ها برای دستیابی به اهدافشان پیگیری می کنند، ارتباط جدّی پیدا می کند. به عبارت دیگر؛ فرهنگ استراتژیک می تواند نوعی از چارچوب و دکترین را برای رسیدن به اهداف ترسیم و تنظیم کند. از این رو، فرهنگ استراتژیک را می توان در حرکت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی گروه ها و ملّت ها، یکی از بنیادی ترین پایه های شاکله ساز حرکتی دانسته و آن را به وجود آورند امواجی از انگیزه ها و محرّک ها برای حرکت های ملّی و فراملّی به شمار آورد. حتّی می توان گفت که به معنایی وسیع تر، روابط بین الملل در گسترده ترین معنای خود فی نفسه محصول تعامل فرهنگ های متفاوت است.(Ibid. P.2)

اگر بتوان چنین مفهومی را به عنوان زیرساختی فرهنگی برای تعامل در حوز سیاست و حوز روابط بین الملل تعریف کرد، می توان فرهنگ استراتژیک را برای به وجود آوردن یک تفکّر وسیع و فراگیر بین المللی بر اساس مجموعه ای از اهداف و روش ها تبیین و از آن برای رسیدن به اهداف و تأثیرگذاری بر تصمیم سازی ها بهره برداری کرد. از این جا می توان با تدوین یک چارچوب فکری، شیو گسترش و فراگیر شدن برخی از اندیشه های فکری، سیاسی به ویژه مکاتب سیاسی ایدئولوژیک را فراهم کرد. این موضوع را اندیشه ورزان مباحث فرهنگ سیاسی و استراتژیک در مورد برخی از کشورها که دارای بنیان های قوی تر سنّتی و فکری بودند – مانند چین – به بحث کشیده اند.[۴] این باور بطور جدی وجود دارد که فهم محدود و نادرست از فرهنگ استراتژیک دیگران می تواند برای صلح و امنیت بین المللی بیسار خطرناک باشد. این خطرناک بودن از دیدگاه برخی از غربیان، مانند کالین گری، به سبب آن است که عدم درک فرهنگ استراتژیک ممکن است به غافلگیری های استراتژیک در صحن بین المللی منجر شود و این نشانگر خطیر بودن و اهمیت فوق العاد فرهنگ استراتژیک در روابط بین الملل است.

بنابر این، می توان درک کرد که همه گیر شدن برخی از انقلاب ها یا فراگیر شدن نسبی برخی از مکاتب فکری تکیه بر عناصر تشکیل دهند فرهنگ استراتژیک آن تفکّر و اندیشه دارد. از آنجا که

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *