تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جهانگردی در تمدن اسلامی :

تمدن، پیشینه ای طولانی در جامعه ها بشری دارد و مراحل گوناگونی را طی کرده تا به این مرحله از رشد و تکامل رسیده است. در هر زمانی پیشرفتهای محسوس سازوار با زمان خود داشته است. هزاران سال از آغاز نخستین تمدن بشری می گذرد. تمدنهای شناخته شده و مهم محدودند. تمدنهای آشوریان، یونانیان، هندیان، رومیان، ایرانیان، مسلمانان و اکنون غربیان.

صاحب نظران بر این باورند: ایجاد تمدن هیچ ارتباطی با نژاد و رنگ ندارد، بلکه سرزمینهای خاصی که بی بهره از دهشهای طبیعی نیستند زمینه مناسب برای ایجاد تمدن هستند که مردمش با تلاش و کوشش و پیروی از سنتهای پایدار به سربلندی و ترقی می رسند و بر اوج قرار می گیرند. به طور معمول تمدنی پایدار است که از دست آوردهای گذشتگان بهره برد و دانشهای گوناگون را به اندوخته های علمی خود بیفزاید و عقل و خرد را ملاک عمل قرار دهد و به نقد و بررسی خود اهتمام داشته باشد.

تمدن یعنی خروج از بدویت متفرق و ورود در اجتماع متحد، اجتماعی که از خودآگاهی اجتماعی و سیاسی بر خوردار است و در جهت مشترک با همدلی و هماهنگی و وحدت حرکت می کند و به خلاقیت علمی و فرهنگی دست می یابد. تمدن اسلامی نیز با الهام از دستورهای قرآن و پیامبر که انسانها را به دانش آموزی دعوت می کند و علم با تقوا را بر همه چیز مقدم می دارد، بارور، شد و توانست بخش مهم جهان را در بر گیرد و دانشهای گوناگون را به تعالی برساند و پیشرفتهای علمی چشمگیری برای بشر به ارمغان بیاورد.

سخن در این است که آیا در دوران تمدن اسلامی، به گردشگری توجه شده است یا نه؟ اگر گردشگری مورد توجه بوده چه انگیزه هایی داشته. و چه آثاری به جای گذاشته است؟

در این جا، دو نکته باید روشن شود،تا بحث جایگاه خود را بازیابد:

۱. محدوده تمدن اسلام ، تا بحث جهانگردی در این محدوده مورد ارزیابی قرار گیرد.

۲. شناسایی جهانگردان مسلمان و جهانگردان غربی که در دوران تمدن اسلامی از دنیای اسلام دیدن کرده اند.

دوران تمدن اسلام

دوران شکوفایی تمدن اسلام از قرن دوم آغاز و تا قرن دوازدهم ادامه دارد و در این مدت، فرازونشیبهای بسیاری داشته است. عظمت تمدن و فرهنگ یک ملتی با توجه به نکته های گوناگون و بررسی مسائل مختلف روشن می شود: گسترش سرزمین، ثروت، فرهنگ، آثار معماری و هنری، پیشرفت در دانشهای گوناگون، ادبیات، صنعت و ابزارها و مراکز علمی مانند: آموزشگاهها، دانشگاهها، کتابخانه ها، گروهها، مقامات دولتی و علمی (دانشمندان)، وضعیت اداری، سیاسی، قضائی، اقتصادی، وضعیت اجتماعی اقوام مختلف اندیشه های گوناگون مذهبی و اقلیتهای دینی، آسایش عمومی، ضعیت حقوقی زنان، آداب و رسوم اجتماعی در سطوح مختلف و بررسی عوامل و علل رواج آن به گونه ای که به صورت فرهنگ درآمده است.

جهانگردی نیز، از ویژگیهای مهم تمدن است که هم با آموزش دانشها و تبادل دیدگاهها و هم با رشد اقتصادی و امنیت اجتماعی در پیوند است.

با ویژگیهایی که یاد شد درخشان ترین دوران تمدن اسلام را قرن چهارم دانسته اند و به تحلیل و بررسی گزاره های آن پرداخته اند. در این زمان، سرزمین اسلام از نظر وسعت و گستره از هند تا اندلس و از دربند قفقاز تا زنگبار در آفریقا بوده (۱) که در قرنهای بعد گسترش یافته است. در قرن چهارم حکومتهای محلی نیز سر بر آوردند و در کاروان تمدن اسلام شریک شدند; اما آنچه مهم می نمود و لازمه یک تمدن بزرگ به شمار می رود، وحدت ایجاد شده (۲) بر پایه اسلام بود که بر همه جا سایه گسترانده بود و دانشمندان، مورد احترام تمام حکومتهای منطقه ای بودند و گردش در تمام شهرها و یا جامعه های اسلامی برای آنان میسر بود و گونه ای رقابت در جذب دانشمندان بین حکمرانان مناطق کشور اسلامی احساس می شد. البته در مواردی دانشمندان از آسیب در امان نبودند و برای حفظ جان خویش ناچار به سفر بودند.

این دوران طلائی (قرن چهارم) به مرور رو به رکود نهاد. عوامل خارجی و داخلی چندی در آن رکود نقش داشت. از عوامل خارجی می توان به یورشهای پیاپی و طولانی صلیبیان به مدت ۱۸۵ سال اشاره کرد که بخشی از نیروی مسلمانان را به تحلیل برد. گرچه نتیجه نهایی آن پیروزی مسلمانان بود. مهم ترین عامل خارجی را می توان، حمله وحشیانه مغول به سرزمینهای اسلامی دانست که ویرانیهای زیادی در پی داشت و سبب فروپاشی خلافت بنی عباس در سال ۶۵۶ه/۱۲۵۸م. شد. در این یورشها مراکز علمی نابود و دانشمندان آواره شدند و کتابها و کتابخانه ها از بین رفت. (۳) از عوامل داخلی می توان از فساد حکومتها، اختلافات مذهبی و قومی و تشکیل حکومتهای ضعیف مستبد منطقه ای یاد کرد که زمینه رشد و شکوفایی استعدادها را از بین برد و این وضعیت ناخوش آیند ادامه یافت تا این که سالهای بعد، با ظهور دولت عثمانی (۶۹۹-۱۳۴۲ه/۱۳۰۰-۱۹۲۳م.) در آسیای صغیر، امپراتوری صفویه (۹۰۷-۱۱۴۸ه/۱۵۰۲-۱۷۳۶م.) در ایران و مغولان تیموری (۱۲۷۴-۹۳۲ه/۱۸۵۸-۱۵۲۶م.) در هند، بار دیگر جهان اسلام شاهد بروز استعدادها و شکوفایی تمدن خویش بود. این سه امپراتوری عظیم اسلامی، به مدت یک قرن و نیم از سال ۹۶۲ه/۱۵۵۵م. تا ۱۱۱۹ه/۱۷۰۷م. در کنار هم زیستند و بخش اعظم جهان اسلام را از آن خود کردند. امپراتوری عثمانی در سال ۹۶۲ه/۱۵۵۵م در اوج ترقی بود. مغولان تیموری در روزگار اکبر شاه (۱۰۱۴-۹۶۳ه/۱۶۰۴-۱۵۵۳م.) و جهانگیر شاه (۱۰۳۶-۱۰۰۸ه./۱۶۲۷-۱۶۰۰م) دوران پیشرفت را می گذراندند و صفویان در روزگار سلطنت شاه عباس اول (۱۰۳۸-۹۹۶ه/ ۱۶۲۹-۱۵۸۸م.) به رشد و شکوفایی بزرگی رسیدند (۴) و پس از آن تمدن اسلام رو به افول نهاد. یکی از علتهای رکود و افول پیشرفت در قرنهای اخیر تمدن اسلام، گسسته شدن پیوند بین دانشمندان و جامعه های اسلامی و جابه جا نشدن اکتشافهای علمی مهم از ناحیه ای به ناحیه دیگر بود.

از جمله در ناحیه شرق دنیای اسلام در قرن هفتم و هشتم، دیدگاههای جدیدی در دانش هیئت ارائه شد که زمینه باطل شدن عقیده بطلمیوس را درباره کره زمین فراهم می ساخت و در قرن ششم در بخش غربی جهان اسلام نیز، در خفا دیدگاههایی بر ضد همان عقیده پدیدار شده بود; اما جابه جا نشدن این نظریه ها از ناحیه ای به ناحیه دیگر، آنها را در ابهام قرارداد و همین دیدگاهها، سپسها به جهان غرب مسیحی رسید و دانشمندان غربی آن را به نام خود ثبت کردند.

از این موارد می توان از پیشرفتهای علمی و فلسفی یاد کرد که در قرن یازدهم هجری در ایران رخ داد و ملاصدرا (م:۱۰۵۰ه/۱۶۴۱م) با طرح اندیشه حرکت جوهری و نوآوریهای دیگر در مسائل فلسفی پیشگام بود; اما به هیچ روی این اندیشه های برجسته فلسفی از محدوده ایران فراتر نرفت و برای جهان اسلام ناشناخته ماند. اگر آن رابطه گذشته بین مسلمانان، بویژه عالمان برقرار بود، مسائل یاد شده در رفت و آمدها به دیگران منتقل می شد و با نقد و بررسی و افزودن بر آن، مورد پذیرش واقع می گردید. این جاست که برای گردشگری می توان نقش مهمی در تمدن اسلامی باور داشت.

سه امپراتوری قرن ۱۱ و ۱۲ مسلمانان نه تنها پیوند و بستگی بایسته را با هم نداشتند، بلکه گونه ای رقابت و تضاد بر روابط آنها حکم فرما بود. دولت عثمانی با دولت صفوی در نزاع و دشمنی و اختلاف به سر می بردند و دانشمندان هر دو کشور، بیش تر درصدد استوار کردن بنیادهای دینی مذهبی خود بودند. دانشمندان دربار اکبرشاه، گرچه زبان علمی خود را فارسی قرار داده بودند و پیوند قومی با ایرانیان داشتند، از نظر عقیدتی بیش تر رانده شدگان دربار صفوی به شمار می آمدند و پیوندهای علمی آنان بسیار ضعیف بود و همان درگیری که دولت صفوی با عثمانی داشت، علمای دربار پادشاه تیموریان هند با دانشمندان ایرانی داشتند. روشن است آن زمان که کلیت اسلام از یاد برود و مسائل جزئی مذهبی بزرگ جلوه کند و استعدادها در راه محکوم سازی و تکفیر یکدیگر و رد اندیشه های عقل گرایانه به کارگرفته شود، خمود و تحجر چیره می گردد و زمینه انتقال اندیشه های علمی و پیشرفت از بین می رود.

همزمان با رکود علمی دنیای اسلام، غرب به یک نوع وحدت و همگرایی می رسید و جنگهای صلیبی که از سال ۴۸۸ه/۱۰۹۵م. آغاز و تا ۱۸۵ سال بعد ادامه داشت. (۵) آنان را به وحدت علیه اسلام کشاند و تلاش کردند با آموختن دانش مسلمانان کمبودهای خود را جبران کنند. آنان در اندلس دانشهای گوناگون را آموختند. انتقال دانشهای عربی و اسلامی، به غرب از میانه های قرن چهارم هجری شروع شد و تا آغازین سالهای قرن نهم ادامه یافت. (۶)

با ایجاد نخستین مدرسه ترجمه از زبان عربی به اسپانیایی در شهر تولد و (طلیطله) اسپانیا در سال ۵۲۶ه/۱۱۳۰م. توسط سر اسقف تولدو، دون ریموند، این انتقال سرعت یافت و کتابهای زیادی از دانشمندان اسلامی ترجمه کردند در جمع مترجمان افرادی از فرانسه، ایتالیا و انگلستان حضور داشتند (۷) .

مورخ فرانسوی ژول میشله، اعتراف می کند: بدون مسلمانان اسپانیا ما هیچ نبودیم.

و می نویسد: تا قرن هجدهم دیوان محاسبات ما از اعداد عربی استفاده می کردند. (۸) غرب که تمدنش مرهون تمدن اسلام است،پس از آن که قدرت گرفت، با نقشه و نیرنگ در سال ۸۹۸ه/۱۴۹۲م. بر سرزمین اسلامی اندلس چیره شد و این منطقه را از دنیای اسلام جدا کرد. سپس با قدرتی که در اثر پیشرفتهای علمی به دست آورد، بر دیگر سرزمنینهای اسلامی چیره گردید. انگلستان با ورود به شبه جزیره هند در سال ۱۲۷۴ه/۱۸۵۸م. حکومت تیموریان را از هم فرو پاشاند. (۹) و در هنگامه جنگ جهانی اول، دولت عثمانی را متلاشی کرد و کشور ایران با فروپاشی صفویه، گرفتار حکومتهای ناپایدار و متزلزلی شد که هیچ گونه اختیار و استقلال از خود نداشتند.

سخن ما از جهانگردی در تمدن اسلامی در محدوده قرن دوم تا قرن دوازدهم است که شماری از مسلمانان و گروهی از غربیان به گردشگری در جهان اسلام و دنیا پرداخته اند، دورانی که با فراز و نشیبهایی که داشت، می توان، آن را دوره تمدن اسلام نامید.

جهانگردی در اسلام

قرآن کریم، در بیش از شش آیه فرمان به سیر در زمین می دهد (۱۰) و در بیش ازهفت آیه به گونه استفهام، به سیر در زمین فرا می خواند (۱۱) تا آثار گذشتگان دیده شود و افراد از آن عبرت گیرند. در سوره عنکبوت دستور به سیر می دهد برای آگاهی از چگونگی و آفرینش و در آیه دیگری سیر را برای خردورزی در مسائل و آگاهی از وضعیت گذشتگان مطرح می سازد (۱۲) و در آیه ای دیگر برای آگاهی از سنتهای گذشتگان، سیر را واجب می داند و آن را توضیح و بیانیه ای برای مردم و سبب هدایت پارسایان می شمارد:

«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین هذا بیان للناس و هدی و موعظه للمتقین.» (۱۳)

پیش از شما سنتهایی وجود داشت [و هر قوم برابر رفتار و صفات خود سرنوشتهایی داشتند که همانند آن را شما نیز دارید] پس در روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود؟ این بیانی است برای عموم مردم و هدایت و اندرزی است برای پرهیزکاران.

و همین تشویقها و آیات و روایاتی که در تشویق به علم آموزی وارد شده است، در ایجاد روحیه جست وجوگری در میان مسلمانان نقش داشت و آنان، برای گسترش علم و دانش و آگاهی از اوضاع جهان در مناطق گوناگون به گردشگری می پرداختند و یا خلیفه گروههایی را برای تحقیق درباره رخدادهای تاریخی که در قرآن آمده، اعزام می کرد. خلیفه عباسی واثق بالله (حکومت ۲۲۷ تا ۲۳۲ه/۸۴۲ تا ۸۴۸م.) محمدبن موسی خوارزمی (م:۲۰۵) ستاره شناس معروف و مسؤول کتابخانه دارالحکمه مامون (۱۴) را برای تحقیق درباره اصحاب کهف به روم فرستاد. (۱۵)

و همان خلیفه، سلام ترجمان را که گفته اند: به سی زبان سخن می گفته، همراه با کاروانی مجهز به آذوقه یکسال، به منطقه ارمنستان و خزر فرستاد.تا درباره سد یاجوج و ماجوج به تحقیق بپردازد. (۱۶) و همین علاقه به تحقیق و جست وجو، دانشمندان را به سفرها و رحله های علمی سوق می داد و شماری نیز به گردشگری می پرداختند. جهانگردان مسلمان با دقت و تحقیقی که در مناطق گوناگون جهان داشتند، توانستند کتابهایی در باب تاریخ و جغرافیا و شگفتیهای جهان به جای بگذارند و گزارش دقیق از فاصله شهرها، موقعیت آنها، مراکز مهم و دیدنی به جای مانده از گذشتگان و نکته های شگفت انگیز ارائه دهند و در مردم شناسی و گزارش آداب و رسوم نژادهای گوناگون، موفق باشند. با وحدت نسبی که بر دنیای اسلام حکمفرما بود، به نظر می رسد، محدودیتی برای گردش و سفر وجود نداشته و اگر پدیده ای رخ می داده، تنها بر اثر ناآرامی منطقه ای بوده است وگرنه سیاحان و دانشمندان از منزلت بالایی نزد مردم و حاکمان برخوردار بودند و رمز تقدیم کتابها به حکام و رهبران سیاسی، از این تشویقها و ارزش گذاریها نشات می گرفته است.

نقش گردشگری در تمدن اسلام

بی گمان، گردشگری در ایجاد تمدنها و رشد آن نقش اساسی دارد. شماری از صاحب نظران بر این باورند که هجرت لازمه یک تمدن است و نخستین تمدنهای بزرگ که در بین النهرین به وجود آمده از مهاجرت آرامیها به بین النهرین سرچشمه گرفته است. (۱۷) هجرت وقتی تمدن ساز است که با هدف و انگیزه ای عالی همراه باشد. دریافت آثار پیشینیان و بهره وری از آنها با هجرت و گردشگری هدف مند، ممکن می شود. سفر آنان که نقش آفریده اند به مراکز علمی برای دستیابی به کتابهای پیشینیان و نسخه های خطی و بهره مندی از علم دانشمندان انجام می پذیرفته است. بسیاری از دانشمندان کتابهای خود را در سفر نگاشته اند. ابن سینا بخشهای منطق، مجسطی، اقلیدس، ریاضیات، موسیقی کتاب شفا را در اصفهان به پایان رساند کتاب الانصاف خود را نیز در اصفهان نوشت. (۱۸)

شهر بصره و کوفه از سابقه علمی برخوردار بودند، ولی با رونق شهر بغداد که مرکز خلافت اسلامی بود، این شهر مرکزیت علمی یافت و در آن جا تمام کتابهای پیشینیان مورد توجه قرار گرفت و به عربی ترجمه شد. از باب نمونه «اثولوجیا» افلوطین به دستور معتصم عباسی توسط عبدالمسیح بن عبدالله بن ناعمه حمصی و با نظارت ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی(م:۲۵۸/۸۷۱م.) به عربی ترجمه شد.

دانشمندان و طالبان علم از سرتاسر جهان اسلام به بغداد می آمده اند. خطیب بغدادی درکتاب تاریخ خود که شرح حال دانشمندان و بزرگان وارد در بغداد را تا سال ۴۶۳ه/۱۰۷۱م. نگاشته، زندگی نامه ۷۷۹۹تن دانشمند مرد و ۳۲ تن دانشمند زن را یاد کرده است. (۱۹)

دانشمندی مسلمان درباره نقش سفرهای علمی در باروری علم و تمدن در اسپانیا می نویسد:

«سفر از اندلس به سوی شرق در میان دانشمندان رواج بسیار داشت; زیرا که جریان تمدن ساز همواره از مرکز به سمت نقاط کم فرهنگ تر روان می شود. اندلس در آغاز بر علوم شرقی بسیار تکیه می کرد و آنها را همچون سرمنشا و اساس شناخت خود می شمرد. به همین دلیل مسافرت عامل تقویت و تایید پیوند میان دو طرف شد و به زندگی علمی و فرهنگی اندلس امکان رشد و توسعه داد. این مسافرتها به اندلس امکان دادند تا از صورت کشور به نسبه عقب مانده و وابسته به مشرق، به صورت رقیب و گاهی بالاتر از آن درآید.» (۲۰)

لازم به یادآوری است که دیدن و گزارش پیشرفتهای دیگران، آن گاه در ترقی ملتی اثر دارد که خود را باور کرده باشند و به استعداد و توانایی خود اعتقاد داشته باشند. در غیر آن، این آگاهیها زمینه جذب و وابستگی به بیگانگان را فراهم می سازد و اصل خویش را از یاد خواهند برد که سپسها به نمونه هایی از آن اشاره خواهم کرد. این گردشها علاوه بر انتقال علوم، در ایجاد پیوند و دوستی بین ملتها و انتقال فرهنگ و آداب و رسوم پسندیده به دیگر منطقه ها، دادوستدهای اقتصادی و تجاری و یادگیری مهارتها و معماریها نقش داشته است.

آقا بزرگ تهرانی در «الذریعه » درباره سفرنامه ها و فایده و نتیجه های آنها در بالا بردن پایه های علمی جامعه، می نویسد:

«رحله یا سفرنامه، به کتابی گفته می شود که نویسنده آنچه را در شهر یا شهرهایی که به آن جا سفر کرده از اخبار مردم ، عقائد، آداب و رسمهای آنان، در زندگی و مرگ دیده و شنیده گردآورده است یا در آن کتاب، گزارش سفر دیگری را ارائه کرده است. در گذشته این گونه کتابها اثر فراوانی در بالا بردن اندیشه های ملتها داشته است; زیرا آمیختگی فرهنگها، راه را برای نرم کردن و مهربانی و مهرورزیهای بشری فراهم می سازد. کمی وسیله های نقلیه و سختی سفر در گذشته، مهم ترین بازدارنده در این راه بوده است. به گونه ای که اگر کسی اقدام به مسافرت طولانی می کرد و به شهرهای دور می رفت، مردی شجاع و قهرمان و آگاه و با تجربه شناخته می شد. ولی سختیها مانع حرکت تاریخ به جلو نشد. در طول زمان مردان جهانگردی پیدا شدند که مشهور شدند و به مناطق دور دست، سفر کردند و اطلاعاتی را جمع و فراهم کرده و آنچه در سفرها دیدند نگاشتند.» (۲۱)

به طور معمول جهانگردان موفق کسانی بودند که از سفرنامه های پیشینیان بهره می بردند و با استفاده از مطالب آنها به کامل کردن اطلاعات خویش می پرداختند و بیش تر آنان را افراد با انگیزه و دانشمند تشکیل می داد.

اوج و فرود گردشگری در جهان اسلام

با دقت در سفرنامه هایی که به جای مانده به این نتیجه می رسیم که آنچه از قرن سوم تا قرن هفتم وجود دارد، سیاحت مسلمانان است به کشورهای خاورمیانه و خاور دور، مانند: ژاپن و آفریقا و اروپا. جهانگردان مسلمان گزارش سفر خویش را در کتابهای جغرافیائی و یا در تحقیقات تاریخی و عقیدتی ارائه داده اند. و در این دوران خبری از رفت و آمد سیاحان اروپایی و مردمان غرب مسیحی نیست. و گویا آنان هیچ گونه ای علاقه ای به گردشگری نداشته اند. گاه گاهی به یک جهانگرد و تاجر یهودی غربی در بلاد شرق بر می خوریم. از قرن هشتم به بعد، بویژه در قرن دهم می بینیم که جریان گردشگری به طور دقیق به عکس جریان یافته است. جهانگردان مهم را غربیان تشکیل می دهند که به سرزمینهای شرق روی آورده و گزارشهای گوناگونی از آداب، میراث فرهنگی، شیوه های حکومتی، اجناس و محصولات شهرهای اسلامی داده اند و خبری از جهانگردان مسلمان نیست و یا اگر رحله هائی وجود دارد، در محدوده سفر حج و از منطقه ای اسلامی به منطقه ای دیگر است. در این مقطع کم تر کسی با سیاح مسلمان در مغرب زمین برخورد می کند. در این دوران سفرنامه نویسی و گردشگری در اختیار جهانگردان غربی است و در دنیای اسلام علاقه ای به آن دیده نمی شود. رمز این تغییر و دگرگونی چیست؟ چرا کسانی که علاقه ای به جهانگردی نداشتند، به حرکت و تکاپو می افتند و مردمانی که در دوران سخت دنیا را می پیمودند بی تمایل به سفر می شوند؟ به نظر می رسد که علت عمده این تغییر با رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه ها بستگی دارد. زمانی که دنیای اسلام و جهان شرق، پرچمدار تمدن و پیشرفت بودند و برای دستیابی به حقائق و علوم تلاش می کردند. جهانگردی در شرق از رونق بالایی برخوردار بود و سیر و سیاحت در اختیار مشرقیان مسلمان; زیرا هم از تواناییهای مادی لازم برخوردار بودند و هم به کسب دانش و نشر آن اهمیت می دادند و هم دانشمندان جامعه از ارزش والایی برخوردار بودند. در آن زمان دنیای غرب مسیحی دوران تاریک قرون وسطی را می پیمود و مردمان آن از آگاهیهای علمی بی بهره بودند و از جهت فرهنگی و اقتصادی دوران نکبت و سیاهی را می گذراندند. از این روی، جایی برای سیر و سیاحت در اندیشه آنان نبود. آن زمان که دنیای غرب راه پیشرفت را در پیش گرفت، سیر و سیاحت فرنگیان به دنیای شرق آغاز شد.

با ضعف دنیای اسلام و قدرت یافتن غرب، جهانگردان غرب در شرق زیاد شدند و آنان مقدمه الجیش تسخیر سرزمینهای اسلامی بودند. برابر اطلاعاتی که وجود دارد خاخامها و کشیشان یهودی و مسیحی در این کار پیشگام بودند و گاهی آنان همراه با گروه های اعزامی رسمی به شرق می آمدند. غربیان در این سفرها تا آن جا که توانستند میراث فرهنگی و یادگارهای تمدن اسلامی را به غارت بردند. موزه های انگلستان، فرانسه، آمریکا، آلمان و روسیه با آثاری تزیین شده است که از جهان اسلام و از جمله ایران به غارت رفته است. آنان بناها را ویران می کردند تا سنگهای با ارزش آن را به غارت برند. البته در این خیانت، غارتگران و جاهلان داخلی نیز نقش داشتند. در کتابخانه های آنها بویژه کتابخانه واتیکان، نسخه های خطی نگاشته های اسلامی فراوان دیده می شود. برخلاف جهانگردان مسلمان که در پی کسب حقیقت بودند و مردم را به سوی رستگاری ره می نمودند.جهانگردان غربی پیام آور غارت و تجاوز و پیشقراول یورش به حوزه اسلامی و بانی غارت میراث فرهنگی مسلمانان بودند.

آنچه مسلم است کسی می تواند جهانگرد شود که از تواناییهای مادی کافی برخوردار باشد چه آن ابزار را دولت در اختیار او قرار دهد و یا خود از ثروت کافی بهره مند باشد و یا این که با تجارت و کار، سفرهای خویش را ادامه دهدو یا مانند عرفا و متصوفه کشکول به دست سرزمینها را درنوردد.

امروز نیز، جریان جهانگردی از غرب به شرق، رونق بیش تری دارد و این ناشی از توسعه و پیشرفت علمی و توان اقتصادی آنهاست; چرا که دنیای اسلام هنوز به مرحله رشد کافی نرسیده و خود باوری کامل را در نیافته است.

به هر حال، بحث درباره گردشگری در تمدن اسلامی را در دو محور پی می گیریم.

جهانگردان مسلمان

جهانگردان غربی

جهانگردان مسلمان در دوران تمدن اسلامی

بیش تر گردشگران مسلمان را دانشمندان تشکیل می دادند: شماری از آنان در سفرهای رسمی به نگارش سفر خود می پرداختند و گروهی به جهت مسؤولیتی که در دیوان و یا برید (پست) داشتند علاقه مند به سیر و سفر بودند، تا اطلاعات دقیق تری برای کار خویش داشته باشند، شماری بر اثر علاقه به فراگیری علم و تجربه، به جهانگردی می پرداختند و شماری نیز سفرهای خود را به اماکن دینی و مقدس آغاز کرده و به دیگر جایها نیز می رفتند.

جهانگردانی در تاریخ نامشان باقی مانده که گزارش سفرخویش را به گونه های مختلف نوشته و در دسترس قرار داده اند که برخی از آن گزارشها موجود است. بسیاری نیز فقط، در کتابهای پیشینیان از سفر آنان گزارشی ارائه شده است. این سفرنامه ها نقش فراوانی در گسترش و جابه جایی فرهنگ و علوم و ترقی آن به جای گذاشته است.

انگیزه های جهانگردان مسلمان

گردشگری در تمدن اسلامی، به انگیزه های گوناگونی انجام می پذیرفت و افراد را از خانه و وطن، به سرتاسر جهان می کشاند و به ترک اقوام و نزدیکان تشویق می کرد که به مهم ترین آنها اشاره می شود:

۱. کسب دانش: علاقه به دانش انسان را به حرکت و هجرت وا می دارد. آوازه مراکز علمی بزرگ و شخصیتهای ساکن در شهرهای گوناگون، اشخاص را به تکاپو و حرکت فرا می خواند. بسیاری از شخصیتهای فرهیخته علمی کسانی هستند که در پی فراگیری دانش به سیر و سفر پرداخته اند و این مهم در تمام رشته های علوم اسلامی شواهد و مدارک دارد.

نهضتی که در قرن دوم و سوم هجری برای گردآوری حدیث ایجاد شده بود، افراد علاقه مند را وادار ساخت که به گردشگری برای ثبت و اندوختن حدیث بپردازند. شیخ صدوق (م:۳۸۱ه/۱۰۰۲م.) سفر خود را برای گردآوری حدیث از رجب سال ۳۳۹ه/۹۵۰م تا سال ۳۴۷ه/۹۸۵م. ادامه داد. او از قم و ری به مشهد رفت و در شهرهای نیشابور، مرو، بغداد، کوفه، مکه، فید، همدان، بلخ، سرخس، ایلاق، سمرقمند و فرغانه به گردآوری حدیث پرداخته (۲۲) و کتابهای مفیدی مانند: من لایحضره الفقیه، عیون الاخبار، علل الشرایع، معانی الاخبار، توحید، خصال و ثواب الاعمال، با باب بندی و موضوعات ابتکاری را نگاشته است.

ابن عساکر (م:۵۷۱ه/۱۱۷۶م.) صاحب کتاب گرانسنگ تاریخ دمشق، اهتمام زیادی به کسب حدیث داشت. وی، در این کتاب، شرح حال تمام کسانی را که از اول اسلام تا زمان وی به شهر دمشق آمده بودند نگاشته و دو سفر علمی به نقاط مختلف دنیای اسلام داشته است.

سفر اول: نخست به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه و دیگر حوزه های علمیه آن شهر حدیث شنید، فقه و خلاف و نحو آموخت. در سال ۵۲۱ه/۱۱۱۷م. به مکه رفت و در مکه و مدینه از کسان بسیاری حدیث شنید. در بازگشت از مکه ۵۲۵ه/۱۱۳۱م. در بغداد ماند. در خلال ۵ سالی که در بغداد بود از شهرهای کوفه، موصل، رحبه، دیار بکر و جزیره دیدار کرد و با محدثان وحافظان حدیث گفت وشنید. سپس به دمشق بازگشت و ازدواج کرد.

سفر دوم: ابن عساکر در ۵۲۹ه/۱۱۳۵م. به قصد خراسان و از راه آذربایجان حرکت کرد. در این سفر با سمعانی صاحب انساب در مرو دیدار کرد و همراه او به نیشابور و هرات رفت. در این سفر ۴ ساله در نیشابور، مرو، مزار، سرخس، ابیورد، طوس، بسطام، بیهق، دامغان، زنجان، تبریز، ری، اصفهان، حلوان و همدان حدیث گفت و شنید. شمار اساتید او را درحدیث بالغ بر ۱۳۰۰ مرد و بیش از ۸۰ زن نوشته اند. (۲۳)

او کتاب «الاربعین البلدانیه » را در این سفرنگاشت که چهل حدیث در چهل مکان، در چهل موضوع از چهل محدث، شنیده بود.

این دو نمونه ای از محدثان شیعه و اهل سنت بود که به آن اشارت شد.

برای فراگیری دانش فقه نیز بسیاری از فرهیختگان به گردشگری پرداختند و سرزمینهای گوناگون را در نور دیدند، تا از محضر بزرگان بهره برند. از جمله شافعی بود که هم در عراق و حجاز بوده و هم در مصر به سر برده است. علامه حلی، شهید اول و ثانی، کراجکی و شیخ بهائی را می توان از دانشمندان شیعه به عنوان نمونه معرفی کرد. سفرهای علمای شیعه سبب آگاهی آنان از آرای فقهای اهل سنت و ارائه دیدگاههای نو می شد; از این روست که دیدگاههای علامه حلی و دو شهید از برجستگی خاصی برخوردار است و فروعهای بیش تری را مطرح کرده اند.

در دانش عرفان بزرگان صوفیه برای کسب معنویت و بهره بردن از محضر بزرگان به گردشگری می پرداختند و این امر در میان عرفا از ویژگی خاصی برخوردار است. حلاج (م:۳۰۹ه/۹۲۲م.) ابن عربی (م:۶۳۸ه/۱۲۴۱م.) مولوی (م:۶۷۰ه/۱۲۷۱م.) نسفی (م: ۶۱۶ه/۱۲۱۹م.) مؤلف المصباح فی التصوف و… بارها به سیاحت پرداخته اند. آنان افزون بر فراگیری دانش به نشر اندیشه خویش در این سفرها دست می زدند و مریدان دلباخته ای را با خود همراه می ساختند. (۲۴) در علوم دیگر نیز، این گردشگری معمول بود پختگی اندیشه های افرادی مانند: بوعلی و سعدی از سفرهایی نشات می گیرد که در آن به تجربه اندوزی پرداخته اند.

۲. تبلیغ: تبلیغ و نشر اندیشه اسلامی یکی دیگر از انگیزه های جهانگردان مسلمان بود. برخی از سفرنامه نویسان انگیزه سفر خویش را نشر احکام دینی دانسته اند.

احمدبن فضلان بن عباس بن راشد، از گردشگرانی است که هدف اصلی خویش را تبلیغ و آشنا ساختن مردم بلغار با اسلام معرفی کرده است. وی در صفر ۳۰۹ه/۹۲۱م. همراه گروهی به عنوان فرستاده خلیفه عباسی المقتدر بالله، به جانب بلغارستان حرکت کرد. علت این ماموریت این بود که پادشاه بلغار و مردمش در ایام المقتدر، مسلمان شدند و او نماینده ای را نزد خلیفه فرستاد و از او خواست کسی را بفرستد تا به آنان نماز و احکام دینی بیاموزد. برای آنها مسجد بسازد و منبری نصب کند، تا در تمام شهرها و اقطار مملکت، اسلام را معرفی کنند و خود را از پادشاهان مخالف حفظ کند. (۲۵)

یاقوت حموی می نویسد: از چگونگی اسلام آنها اطلاعی ندارد و فقط اطلاعات وی از رساله ابن فضلان است. (۲۶) یاقوت از این سفرنامه درمعرفی شهرهای: خوارزم، باشغرد، بلغار، اتل، روس و خزر، استفاده کرده است. بارتولد: معتقد است ایتخت بلغارها که ابن فضلان به آن جا رفته، نزدیک روستای کنونی بلغاری، واقع در جمهوری خود مختار تاتارستان شوروی سابق است. (۲۷)

از دیگر جهانگردان شیخ احمد قمی است. وی، در سال ۹۲۲ه/۵۴۳م. در قم متولد شد و در زمان حکومت صفویه که گروههایی از طلاب و روحانیون ایرانی همراه تجار و جهانگردان علاقه مند برای تبلیغ و تجارت به سوی دیگر کشورها می رفتند، شیخ احمد قمی نیز به سیام (تایلند) رفت و ده سال به تبلیغ پرداخت و در شهر آیوتایا شهرت زیادی پیدا کرد و شماری را مسلمان کرد و با خانمی از خانواده های بزرگ و سرشناس آن جا ازدواج کرد. تبار وی هم اکنون مسلمانان تایلند را تشکیل می دهند و در سال ۱۳۸۵ه/۱۹۶۵م. سنگ قبر وی مشخص شد و یکی از نوادگان او به نام احمد، همراه با دیگر نوادگانش که شماری بودایی نیز هستند، مقبره ای برای وی ساختند. (۲۸)

به نظر می رسد که ارتباط دربار صفویه با سیام و منطقه تایلند، زیاد بوده است. در سال ۱۰۹۶ه/۱۶۸۵م. محمد ربیع بن محمد ابراهیم به عنوان واقعه نویس همراه با هیاتی به سرپرستی محمد حسین بیک به سوی سیام رفت. محمد ربیع سفرنامه خود را به نام «سفینه سلیمانی » نگاشت و گزارش نسبتا خوبی ارائه داد. (۲۹)

مسلمانان اندونزی اسلام خود را مرهون دو جهانگردتاجر عرب ایرانی نژاد، به نامهای: عبدالله عریف و برهان الدین شاگرد وی، بودند که از بارزگانان مقیم گجرات هند به شمار می رفتند. (۳۰) بنابراین، تبلیغ اسلامی یکی از انگیزه های جهانگردان مسلمان و تاجران مؤمن بوده است.

۳. آشنایی با جهان: شماری از سیاحان مسلمان درصدد بودند با سرزمینهای مختلف آشنا شوند و از آغاز سفر خویش نیز در پی آگاهی و اطلاع از وضعیت شهرها، آداب و رسوم و شگفتیهای تاریخی و منطقه ای بودند و در ضمن از فراگیری دانش و آشنایی با دانشمندان بزرگ غافل نبودند. اینان دست آوردهای سفر خویش را در گزارش رخدادها خلاصه نمی کردند، بلکه با استفاده از آن به نگارش تاریخ و جغرافیا دست می زدند و یا به روشنگری مسائل علمی می پرداختند.

۴. ماموریت رسمی: گروهی از جهانگردان، سفیران و نمایندگان دولتها و حکومتهای دینی بودند که به سرزمینهای دیگر اعزام می شدند. آنان در ضمن انجام اموریت خاطرات خود را می نگاشتند و به تشریح وضعیت اجتماعی مردم آن منطقه ها و سرزمینها و آداب و رسوم آنان می پرداختند. سفرنامه ابو دلف در یک ماموریت رسمی نگاشته شده است.

آثار جهانگردان مسلمان

آنچه نوشته شود باقی می ماند و از نگاشته ها، آنچه زیبا و جذاب و مفید باشد حفظ می شود و آنچه بی فایده باشد به مرور از بین می رود. اطلاعات ما درباره جهانگردان، براساس آثار آنان است. سفرنامه هایی که نوشته شده ارزش یکسانی ندارند:پاره ای نکته هایی نو و جدید ارائه کرده اند و پاره ای وضعیت اجتماعی، اقتصادی همانندی را در مقطعی خاص ذکر کرده اند، ولی می توان گفت نگاشته های گردشگران از پختگی و عمق و زیبایی بیش تری برخوردار است و برجستگیهای فراوانی بر دیگر نوشته های گردآوری شده دارد; زیرا آنان علم خود را به یقین و شهود عینی آمیخته اند. آثار جهانگردان مسلمان را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

۱. سفرنامه ها

۲. دیگر آثار

گونه دوم آثار را جهانگردان مسلمان در هنگام سفر و یا پس از آن در زمینه های گوناگون نوشته اند که از جهاتی از سفرنامه ها مهم تر است; زیرا موضوع خاصی را تحقیق می کردند و بر گزارش صرف برتری دارد و دارای نوآوری و نکته های شگفت فراوانی است و نشان می دهد که چگونه گردشگری در انتقال دانشها و آداب و عقائد به مراکز علمی نقش داشته و زمینه و موضوع مباحث جدید را فراهم می ساخته است.

پیش از پرداخت به سفرنامه ها، این دسته از آثار جهانگردان مسلمان را ما در سه عنوان ارائه می دهیم:

۱. کتابهای جغرافیا.

۲. کتابهای تاریخ.

۳. کتابهای آداب و عقائد.

کتابهای جغرافیایی جهانگردان

نگارش کتابهای جغرافیایی از سوی جهانگردان مسلمان به اندازه ای فراوان است که برخی در بررسی علوم اسلامی از عنوان: «جغرافیا و جهانگردی » (۳۱) استفاده کرده اند. سیاحان مسلمان پس از سیاحت، دست به نگارش کتابهای گوناگونی در دانش جغرافیا زده اند و از این جهت خدمت ارزنده ای به دانش بشری کرده اند. دنیای کنونی خود را مرهون خدمات مسلمانان در مسائل جغرافیائی می داند. آنان از شهرها و منطقه های گوناگونی، گزارش داده اند که اکنون خبری از آنها نیست و یا تنها ویرانه های آن را می شود دید. اعراب مسلمان به موضوعات مربوط به دانش جغرافیا علاقه ای فراوان داشتند. وضع جغرافیائی شبه جزیره عربستان، که در نیمه راه میان شرق و غرب واقع است و بر کنار راههای تجاری از دریای عمان به دریای سرخ تا مدیترانه گسترش می یابد و سفرهای تجارتی تابستانی و زمستانی که داشتند و ناگزیر بودند از صحراهای خشک بگذرند، آنان را با علم جغرافیا بیش تر درگیر کرده است. گسترش امپراتوری عباسی و پذیرش آن از سوی تمامی حکومتهای خود مختار منطقه، سبب شد که یک گونه ارتباط با بغداد، ایجاد شود و راهها در منیت باشد و حاکمان تلاش می کردند با پیوند و بستگی با دستگاه خلافت، عنوان جدیدی از خلیفه دریافت کنند. این آرامش و ثبات سیاسی، زمینه را برای تحقیق و برآورد

از مشخصه های کتابهای نگاشته شده، این است که توسط افرادی که به کار دیوانی داشته اند و در عمل با منطقه های اسلامی سروکار داشته اند، نگاشته شده و شماری از سفرنامه نویسان، محور را بغداد قرار داده و از آن جا به تدوین پرداخته و یا فاصله شهرها را با بغداد در نظرگرفته اندو شماری نیز مکه را آغاز گزارش خود قرار داده اند. این گونه کتابها به نکته های زیر اهتمام بیش تری داده اند.

۱. بیان فاصله شهرها و بیان وضعیت جغرافیایی آنها.

۲. وضعیت خراج و درآمد شهرها و محصولات آنها.

۳. بیان شگفتیهایی که در شهرها رخ داده و یا وجود دارد، از جمله آثار باستانی.

۴. ارائه نقشه از شهرها.

۵. گزارش از آداب و رسوم و فرهنگ مردم و مواد کانی و معادن.

۶. توجه به تقسیم جهان به هفت اقلیم و بیان اقالیم هفتگانه مسکونی جهان.

اینک به ارائه گزارشی از کتابهای جهانگردان مسلمان که به گونه جغرافیا نوشته شده می پردازم.

۱. راهها و آبادیها: بسیاری از کتابهایی که در قرن سوم نگاشته شده با نام «مسالک وممالک » است. آملی در نفائس تحت این عنوان: آن را علمی از علوم دانسته است که از احوال شهرها و طول و عرض آنها و راهها سخن می گوید. (۳۲) نخستین کسی که با این عنوان کتاب نگاشته، جعفربن احمدمروزی (م:ح ۲۷۴ه/۸۸۷م.) است. (۳۳) کتاب مسالک و ممالک ابن خردادبه (م:حدود۳۰۰) که حدود سالهای ۲۳۴ ۲۳۰ه/۸۴۸-۸۴۶م. نوشته شده، (۳۴) اثر زیادی در نگارشهای بعدی به جای گذاشته است. احمدبن حارث خزار (م:۲۵۲ یا ۲۵۸ه/۸۷۲-۸۶۶م.)، (۳۵) ابوالفرج احمدبن طیب سرخسی (م:۲۸۴ه/۸۹۷م.) شاگرد کندی (۳۶) ، ابو زید احمدبن سهل بلخی (م:۳۲۲ه/۹۳۴م.) (۳۷) هر یک کتابی، با این نام دارند. ابوعبدالله احمدبن محمدبن نصر جیهانی (۳۸) (زنده در سال ۳۶۷.) گویا در سال ۳۱۰ه/۹۲۲م. بعد از سفر ابن فضلان به بلغار، کتاب المسالک والممالک خود را نوشته است.

ابو اسحاق، ابراهیم بن محمد فارسی اصطخری (زنده ۳۴۰ه/۹۵۱.) و عبدالله بن عبدالعزیز بکری(م:۴۸۷ه/۱۰۹۱م.) کتابی با این نام داشته اند. از کتاب ابن حوقل نیز گاهی با عنوان مسالک و ممالک یاد می شود.

در این کتابها ، افزون بر بیان وضع راهها، میزان خراج، اوضاع جغرافیائی و اداری سرزمینهای اسلامی و حتی غیر اسلامی و شگفتیها، از محصولات شهرها نیز سخن به میان آمده است. اصطخری نوعی از ماهیهای لذیذ دارابجر را می ستاید و گلاب صادراتی جور (فیروزآباد) را تعریف می کند (۳۹) و از فندق خوب شهر قم یاد می کند. (۴۰) ابن خردادبه از اهرام مصر و کشفیاتی که در زمان ابن طولون در آن جا بوده گزارش می دهد. (۴۱)

۲. شگفتیها: شماری از جهانگردان مسلمان به جهت توجه و علاقه ای که به پدیده های شگفت انگیز داشتند، گزارش سفرهای خود را با توجه به شگفتیهائی که دیده ، یا شنیده و خوانده اند، برگزیده اند.

ابوعبدالله محمدبن عبدالرحیم بن سلیمان مازنی قیس اندلسی غرناطی (۴۲) (متولد ۴۷۳م ۵۶۵ه/۱۰۸۰-۱۱۷۰م.) که برخی نام وی را ابوحامد محمدبن عبدالرحمان (۴۳) یاد کرده اند، جهانگردی است که در غرناطه متولد شد و در سال ۵۰۸ه/۱۱۱۴م. به مصر و در سال ۵۵۵ه/۱۱۶۱م. به بغداد رفت و درخراسان و حلب به تحصیل پرداخت. کتابهای گوناگونی از سفرهای خود به جای گذاشته است. یکی از آثار او درباره سفرهای دورش «تحفه الالباب و نخبه الاعجاب » نام دارد. به عنوان نمونه او گزارشی درباره گورخرهای بلاد زنگبار می دهد و پس از توصیف رنگهای سیاه و سفید می نویسد:

«یک عدد از این گورخرها در مصر بود و در آن جا مرد. مردم مصر پوست آن را از پنبه پر کردند و در روزهای جشن آن را در معرض تماشا می نهادند.» (۴۴)

گزارش دیگری از سفرهای او به اسپانیا، آفریقا، دمشق، اردبیل، سواحل دریای خزر و سرزمین خزرها به نام «نخبه الاذهان فی عجایب البلدان » شناخته می شود.

دو اثر دیگر وی عبارتند از «المغرب فی بعض عجایب البلدان » (۴۵) درباره کشور مغرب که در سال ۵۵۶ه/۱۱۶۲م. نگاشته. و «تحفه الکبار فی اشعار البحار» (۴۶) که درباره سفرهای دریایی است.

«عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات » کتاب دیگری است که زکریا ابویحیی قزوینی (۶۰۰-۶۸۲ه/۱۲۰۴-۱۲۸۳م.) صاحب آثار البلاد نگاشته است. وی در مقدمه کتاب می نویسد:

«اما بعد: چنین گوید احقر العباد زکریابن محمدبن محمود الکمولی القزوینی، تولیه الله بفضله، چون به حکم الهی مفارقت اهل وطن اتفاق افتاد، مجالست کتب اختیار کردم، چنانچه شاعر گوید: «وخیر جلیس فی الزمان کتاب » و پیوسته مشعوف بودمی به عجایب صنع باری سبحانه و تعالی و در این آیه تفکر کردمی که «افلا یتفکرون فی خلق السموات والارض » و نفوس انسانی می خواهد که حقیقت اشیاء را بداند و اگر چیزی بروی مشکل شود از آن الم یابد و اگر اشکال بر وی حل گردد، او را لذتی حاصل آید. قوله تعالی: «قل سیروا فی الارض فانظروا» غرض از این نظر، تقلب حدقه نیست که این معنی، بهایم را نیز حاصل باشد، بلکه غرض از این نظر فکر است در حقایق آن و بحث از کیفیت آن که سبب لذات دنیوی و سعادت اخروی باشد و از این جاست که پیغمبر(ص) فرموده است که: «اللهم ارنا الاشیاء کما هی ». اما نظر در مصنوعات باری جل وعلا، موجب زیادتی یقین و تحقیق باشد و لهذا قال(ص): «تفکروا فی خلق الله ولاتتفکروا فی الله » واما نظر در قضایا و احکام باری کسی را میسر شود که او را از علوم مایه باشد و ریاضت کشیده بود و اخلاق را مهذب کرده، بعد از آن دیده بصیرت او گشوده شود و از آن عجابها بیند که غیر او آن را باور ندارد.» (۴۷)

کتاب وی با جهان فرشتگان آغاز می شود و با گیاهان و کانیها به پایان می رسد. نسخه عربی آن در پایان حیوان الحیوان دمیری چاپ شده است.

ابوعبدالله دمشقی شمس الدین محمدبن ابی طالب انصاری صوفی (م:۷۲۷ه/۱۳۲۷م.) (۴۸) کتابی دارد به نام: «نخبه الدهر فی عجایب البر والبحر» (۴۹) که در سال ۷۲۵ه/۱۳۲۵م. نگاشته است. وی نام بسیاری از مکانهایی را که پیشینیان وی نیاورده اند نشان می دهد. او امام شهر ربوه سوریه بوده است. (۵۰)

کتاب دیگری با نام «عجایب البلدان یا عجایب البر و البحر» منسوب به ابوالمؤید بلخی است که برای ابوالقاسم نوح بن منصور که در سال (۳۵۶ه/۹۷۶م.) به سلطنت رسیده، نگاشته شده است. (۵۱)

کتابهای دیگری نیز با همین عناوین در منابع وجود دارد. (۵۲)

۳. شهرها: شماری از جهانگردان مسلمان گزارش جغرافیایی سفرهای خویش را با عنوان «البلدان » یا شهرها، نگاشته اند. در این گونه کتابها از فاصله شهرها و در مواقعی کارگزاران آنها و خراج و محصولات شهرها سخن گفته اند. از جمله مشهورترین آنها «البلدان » یعقوبی; احمدبن یعقوب بن جعفربن وهب بن واضح (م ۲۸۴ه/۸۹۹م.)، صاحب کتاب تاریخ یعقوبی است. (۵۳) وی پس از سالها کار دیوانی این شغل را رها کرد و به جهانگردی پرداخت. اوکه در خراسان بود از هند، مغرب و شمال غربی آفریقا دیدن کرد. این جهانگرد شیعی پس از آوارگی بسیار به سرزمین بومی خود بازگشت و به خاطرنگارش البلدان به «پدر جغرافیای اسلامی » (۵۴) شهرت یافته است.

ابوعبدالله احمدبن محمدبن اسحاق همدانی، معروف به ابن فقیه از دیگر کسانی است که کتابی به نام «البلدان » نگاشته است.

او، در عهد خلافت معتضد عباسی (خلافت ۲۸۱-۲۷۹ه/ ۹۰۲-۸۹۲م.) در بغداد (۵۵) معروف شد. در گذشته مختصرالبلدان که گزارشی از کتاب وی بود چاپ شده و تازگی نسخه کامل تری از البلدان وی منتشر گردیده است. وی در آغاز به بیان فضیلت و اهمیت شهرها و تاریخچه آنها می پردازد و برخی گزارشهای مربوط به آن شهرها را مطرح می کند و حتی از گفت وگوها و بحثهایی که درباره برتری شهرها بر یکدیگر بوده گزارش می دهد، احادیثی در فضیلت کوفه (۵۶) و قم ذکر کرده که حسن بن محمدقمی درتاریخ قدیم قمی از کتاب وی سود جسته است. (۵۷) در همه جا از علی(ع) با عنوان امیرالمؤمنین(ع) به احترام یاد می کند. وی دارای گرایشهای شیعی است.

مقدسی ابوعبدالله محمدبن احمد (متولد ۳۳۶-۳۸۰ه/۹۴۷-۹۹۰.) یکی دیگر از جهانگردان مسلمان است. در فلسطین به دنیا آمد و مسافرتهای فراوانی داشت. وی به بیش تر سرزمینهای اسلامی سفر کرده است. کتاب او «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم » نام دارد. ترجمه این کتاب در دو جلد عرضه شده است. (۵۸)

ابوالفداء اسماعیل بن محمود ایوبی (۶۷۲-۷۳۲ه/۱۲۷۳-۱۳۳۱م.) از دیگر مسلمانان است که کتاب وی در جغرافیا با عنوان «تقویم البلدان » منتشر شده است. (۵۹)

و مهم ترین جهانگردان مسلمان را می توان یاقوت بن عبدالله رومی حموی (۵۷۴- ۶۲۶ه/۱۱۷۸-۱۲۲۹م.) دانست که در یونان متولد شد و در کودکی اسیرگردید، بعد بازرگانی به نام حموی مقیم بغداد او را خرید و این نام بر وی ماند. او از نامورترین گزارشگران جهان اسلام است که از کتابهای گذشتگان و سفرنامه های آنانه به خوبی بهره برده و آگاهیهایی که به دست آورده بوده در استحکام کتابش نقش فراوانی داشته است. وی در ابتدا، عهده دار سفرهای تجارتی اربابش بود، اما پس از سومین سفر خود به جزیره کیش به سال ۵۹۰ه/۱۱۹۵م. از وی جدا شد و به خراسان و مرو سفر کرد و به تجارت نیز پرداخت. سپس به موصل و آن گاه به حلب رفت. وی کتاب گرانسنگ خود معجم البلدان را در ۲۰ ربیع الاول ۶۲۱ به پایان برد. (۶۰)

در این نوع کتابها ملاک عنوان شهرها و مناطق است. قبلا عبدالله عبدالعزیز بکری (م: ۴۸۷ه/۱۰۹۴م.) کتاب «معجم ما استعجم » خود را به گونه فرهنگ جغرافیایی نگاشته بود. بکری کتاب دیگری به نام «المسالک والممالک » نیز داشته است. (۶۱)

۴. هفت اقلیم:شماری از جهانگردان مسلمان کتابهای خود را براساس تقسیم جهان به هفت اقلیم تدوین کرده اند، گرچه بسیاری از آنان این ملاک تقسیم را باور داشته اند. از جمله این آثار می توان آثارالبلاد و اخبارالعباد زکریابن محمدبن محمود قزوینی را نام برد. از وی به عنوان دانشمندی شیعی یاد کرده اند. گروهی اظهار نظرهای او را براساس احساس و برخوردهای سطحی او دانسته اند. او گزارشی از تهران دارد و از انار ان روستای ری در آن زمان تعریف (۶۲) می کند. وی در مواردی به شرح حال بزرگان ایران نیز پرداخته است.

هفت اقلیم نام کتابی است که در سال ۱۰۰۲ه/۱۵۹۴م. توسط امین احمد رازی (م ۱۰۱۰: ه۱۶۰۲/م.) نگاشته شده است وی اهل ری بوده و در زمان اکبرشاه از هند دیدن کرده است. وی ذیل نام هر شهر گزارشی از آن مکان، تاریخ شگفتیها و محصولات آن ارائه می دهد و به شرح حال شماری از دانشمندان می پردازد. وی، اشعار زیادی را در این کتاب آورده است. هفت اقلیم در سه جلد با تصحیح جواد فاضل منتشر شده است.

۵. دیگر کتابهای جغرافیا: واژه جغرافیا در گذشته به کتاب بطلمیوس و مارینوس اطلاق می شده و مسعودی آن را به قطع الارض (پیمودن زمین) معنی کرده است (۶۳) و در رسائل اخوان الصفا به عنوان علم از آن یاد شده و به «صورت زمین » معنی گردیده (۶۴) است. و در زمانهای بعد ،به معنای مصطلح امروزی به کار رفته است.

شماری از جهانگردان مسلمان یافته های سفر خود را با عنوان «جغرافیا» نگاشته اند، از جمله:

کتاب «الجغرافیا» نگاشته محمدبن ابوبکر ظهور غرناطی است که در سالهای ۵۳۴ه/۱۱۳۷م. می زیسته است. از این اثر برگه های محدودی در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود. (۶۵)

کتاب «جغرافیا» که از یک نویسنده اندلسی به نام زهری معرفی شده است.

«کتاب جغرافیا فی الاقالیم السبعه » ابن سعید مغربی (م ۶۷۲ه/۱۲۷۴م.) وی، در سرزمینهای اروپای شمالی، ارمنستان و تتار به مسافرت پرداخته و در آن جا از دربار هلاکوخان دیدن کرده است. (۶۶)

وی در این کتاب جهان را به هفت اقلیم تقسیم کرده و هر اقلیم را به ده قسم و از طول وعرض جغرافیای هر شهری سخن گفته است. (۶۷)

«جغرافیای نیمروز» کتاب حافظ ابرو شهاب الدین عبدالله بن لطف الله رشید خوافی (م:۸۳۳ه/۱۴۲۰م.) که کتاب خود را براساس کتابهای پیشینیان و دیدنیهای عینی خود سامان داده است. وی، در دیباچه کتابش می نویسد:

«مسود این سطور [را] همیشه در خاطر اختلاجی می بود که آنچه از احوال کلی عالم معلوم، گشته بعضی از کتب این فن و بعضی برای العین مشاهده افتاده است. به سبب آن که مدتی مدید در سفرهای بعید چند نوبت از جانب غرب و شمال دیار ماوراءالنهر و ترکستان و دشت قبچاق و خراسان و عراقین و فارس و آذربایجان واران و موغان و گرجستان و ارمنیه صغری و کبری و تمامی عرصه ممالک روم و شام و سواحل فرات و زمین تکریت و موصل و دیار بکر و گرجستان و سواحل بحر خزر و دربند و شروانات و گیلانات و رستمدارات و آمل و ساری و جرجان و از جانب جنوب و شرق زابل و کابل و بلاد منصوره سند و هند و ملتان و اوجه و دهلی که معظم بلاد هند است، تا کنار آب گنگ مطالعه افتاده و بعضی از ثقات و معتبران و مقبول قولان، استماع نموده و دیگر از کتب متعدد در این قسم، چون فن هیات که کلی احوال ارض و بحار و نواحی هر موضوعی شرح داده اند و کتاب مسالک الممالک از تصنیف عبدالله بن محمد خردادبه…» (۶۸)

او همچنین در سفرهای سالهای ۷۷۷ه/۱۳۷۶م، ۷۸۸ه/۱۳۸۷; ۸۰۶ه/۱۴۰۳م. تیمور، با او بوده و نیز در سال ۸۰۳ه/۱۴۰۱م. درحمله تیمور به شام و تسخیر بعلبک، حلب و دمشق او را همراهی می کرده است. (۶۹) بنابراین، کتاب وی بر اساس سفرها نگاشته شده است.

برخی از سیاحان نیز، با تکیه بر نزهت و شادامانی که در سفر وجود دارد و انسان به نکته های گرانمایه دست می یابد و جهان را از نزدیک می بیند عنوان کتاب خود را برگزیده اند:

ابوعبدالله محمدبن محمدبن عبدالله ادریسی (۴۹۳-۵۶۰ه/۱۱۰۰-۱۱۶۵م.) از این گونه جهانگردان مسلمان است که کتاب خود با نام: «نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق » در سال ۵۴۸ه/۱۱۵۴م. نگاشت. وی سفرهایی به سراسراروپا داشته و در دربار پادشاه مسیحی سیسیلی، راجر دوم سکونت طولانی داشته است; از این روی، درغرب وی مشهورترین جغرافیدان مسلمان شناخته شده است. (۷۰) ادریسی سفرهای دور و درازی به سراسر دنیا اسلام و اروپا داشته است. اطلاعات وی را در باب اروپا و ایتالیا از درست ترین آگاهیها دانسته اند. این کتاب به فرانسه ترجمه شده است. (۷۱)

«نزهه القلوب » نگاشته حمدالله مستوفی (م:۷۵۰ه/۱۳۴۰م) به سال ۷۴۰ه/۱۳۴۰م. است. او مستوفی محاسبات کشور و در خدمت سلطان ابوسعید ایلخانی نوه بزرگ هلاکو بود. گزارشهایی از ژاپن، جاوه و سوماترا ارائه داده است. (۷۲)

کتابهای دیگری نیز با عناوین گوناگون منتشر شده است:

کتاب «حدودالعالم » از مؤلفی ناشناخته است که به سرزمینهای دوردستی چون هندوستان، تبت، چین، ترکستان، ولگای سفلی، قفقاز، اسپانیا و اروپای شرقی و غیره پرداخته است. (۷۳)

«مناظر العالم » یا «مناظر العوالم » اثرمحمدبن عمربن بایزید، معروف به عاشق که کتاب خود را در دمشق به سال ۱۰۰۶ه/۱۵۹۸م. نوشته است. وی از کتابهای گذشتگان بهره برده و آن را با سیاحتهای خود کامل کرده است. این کتاب دارای دو باب است و به مانند کتاب قزوینی باب اول در عوالم آسمانی و باب دوم در عوالم زمینی است. (۷۴)

«الاعلاق النفیسه » ابن رسته ابوعلی احمدبن عمربن اسحاق رسته، که از کتابهای مهم جغرافیاست.وی، در آغاز از بنیانگذاری مکه و مدینه و شرافت و تاریخچه مکه به شرح سخن گفته است و آن گاه گزارش دقیقی از فاصله شهرها داده و از فرق اسلامی ارائه داده است. ابن رسته در اصفهان متولد شده و در سال ۲۹۰ه/۹۰۳م. در موسم ج شرکت داشته است و زمان دقیق درگذشت وی روشن نیست. (۷۵)

کتابهای تاریخ

بسیاری از جهانگردان مسلمان ، افزون بر نگارش کتابهای جغرافیا به نوشتن تاریخ نیز همت گماشته اند و از شماری از آنان تنها کتابهای تاریخی به جای مانده است. یا در واقع دیدنیهای سفر و سیاحت خود را در کتابهای تاریخی عرضه کرده اند، از جمله:

۱. یعقوبی از جهانگردان مسلمان است که افزون بر کتاب «البلدان »، کتاب تاریخی وی «تاریخ یعقوبی » شهرت بسیار دارد و مورد اعتماد مورخان است.

۲. ابوالحسن علی بن الحسین بن علی مسعودی (م:۳۴۵ه/۹۵۶م.) از دیگر جهانگردان تاریخ نگار جامعه اسلامی است. (۷۶) او در قرن چهارم می زیسته که دوران شکوفایی تمدن اسلام نام یافته است. او در بغداد متولد شده و علاقه زیادی به جهانگردی داشته و از نواحی گوناگون هند، به ویژه سند، پنجاب، کنکن و مالابار دیدن کرده است و پس از عبور از سیلان به سوی دریای چین پیش رفته، به زنگبار و ماداسکار بازگشته و ازآنجا به بغداد آمده است. او در سال ۳۰۵ه/۹۱۷م. در استخر فارس به سر می برده است. (۷۷) در سال ۳۴۴ه/۹۵۵م. که وی در فسطاط مصر به سر می برده، زلزله شدیدی رخ می دهد که بلاد شام و مغرب را با صدائی وحشتناک به لرزه در می آورد. او بدین مناسبت از منطقه های زلزله زده ای یاد می کند که پیش تر آنها را دیده است، از جمله: سیراف فارس، صیمره، مهرجان، ماسبندان، انطاکیه، قنسرین، قومس، نیشابور، خراسان، بسطام، سمنان، دامغان، طبرستان، آمل و ری. در این گزارش از کوه دماوند به ظمت یاد می کند. (۷۸)

وی از منطقه خزر و آسیا صغیر و فلسطین دیدن کرده و در مصر دیده از جهان فرو بسته است. او درجلد اول مروج الذهب به بررسی شهرها و نهرها و ممالک گوناگون و شگفتیهای دریاها پرداخته است. در پایان کتاب مروج الذهب، به مسائل مختلفی که در کتاب آورده اشاره می کند و نفرین می کند بر کسانی که ممکن است آن را تغییر دهند و از لغزشهای احتمالی پوزش می طلبد; چرا که وی در سفر بوده است. (۷۹)

۳. مطهربن طاهر مقدسی از جهانگردان تاریخ نگار است که کتاب «البدء والتاریخ » خود را بنابر نقل بروکلمان در سال ۳۵۵ه ۹۶۶م. نگاشته است. (۸۰) او، در جای جای کتابش به شهرهایی که سفر کرده اشاره می کند و به نظر می رسد که زادگاه وی ست سیستان بوده است. او در سال ۳۲۵ه/۹۳۷م. در سیرجان بوده و به شهرهای مرو، ماسبندان، شوش خوزستان، فارس ناحیه فیروزآباد سفر کرده است و در فارس به دیدار آتشگاهی بسیار کهن رفته و در آن جا موبد آتشگاه کتاب اسطا (اوستا) را نزد مقدسی آورده و عباراتی را که درحوزه الهیات آیین زردشتی بود بر او قراءت کرده است. از دیگر شهرهایی که یاد می کند جندیشابور در اهواز، مکه، عراق، شام، بیت الله و مصر است و در این منطقه ها از افراد گوناگون حدیث شنیده و نقل کرده است. (۸۱)

۴. احمدبن یوسف بن ازرق فارقی (۵۱۰-۵۷۷ به بعد ۱۱۷-۱۱۸۱م.) از تاریخ نگاران و جغرافی دانان سده ششم هجری و نویسنده تاریخ میافارقین است. وی سفرهای فراوانی داشته و نتیجه آن را در کتاب خویش نگاشته است. وی، سفرهایی به ماردین، موصل، آمد، دمشق، روم، اخلاط ارمنستان، ری، تبریز، حمص، حماه، حلب، منبج، گرجستان، راس العین در سوریه، شهرزور بغداد و… داشته است.

وی بعد از سیر و سیاحت شرح دیده های خویش را در کتاب تاریخ خود آورده و از اوضاع سیاسی، نظام اجتماعی، رسوم و عادات آنها و رویدادهای مهمی که در آن جاها رخ داده گزارش کرده است. (۸۲)

۵. حافظ ابرو خوافی از دیگر سیاحان مسلمان است که افزون بر جغرافیای نیمروز، به نگارش کتاب زبده التواریخ و مجمل التواریخ پرداخته است.

۶. محمدبن اسحاق (م:۱۵۰ه/۷۶۷م.) تاریخ نگار سیره، از این شخصیتهایی است که در مدینه متولد شد سپس به اسکندریه در مصر، کوفه، جزیره، ری و بغداد مسافرت کرد. (۸۳)

۷. خطیب بغدادی (م:۴۶۳ه/۱۰۷۰م.) نویسنده تاریخ بغداد، سفرهای علمی به بصره، کوفه، نیشابور، ری، اصفهان، همدان، و دینور داشته است. (۸۴) و…

آداب و عقائد

از دیگر زمینه هایی که جهانگردان مسلمان به آن توجه داشته اند بررسی آراء و عقاید و آداب جامعه ها بوده است. بیش تر جهانگردان در هنگام سیاحت به این نکته ها توجه داشته اند و عقائد و رسوم مردم جاهای دیده شده را در کتابهای جغرافیا و تاریخ و یا سفرنامه های خویش نقل می کرده اند و به جهت اهتمامی که به این مهم داشته اند، گاهی گزارشهایی آورده اند که باور آن مشکل است. در مثل ابودلف در سفرنامه خود مطرح می کند: «در کرمانشاه، بعد از طرح نقشه ای، ساختمان کامل آن ظاهر شد». (۸۵) و ابن بطوطه از آداب و رسوم ویژه مریدان قطب الدین حیدر در تربت حیدریه سخن گفته است. (۸۶) و ابن فضلان به بیان شیوه و آداب غذاخوری پادشاه بلغار پرداخته است. (۸۷)

در جمع جهانگردان مسلمان در بخش عقائد، می توان از دانشمند بزرگ اسلامی ابوریحان بیرونی محمدبن احمد خوارزمی (۳۶۲-۴۴۰ه/۹۷۳-۱۰۴۸م.)، نام برد که با سفر به هند پژوهشهای گسترده ای درباره عقائد هندیان داشته است که آن را در کتاب «تحقیق ماللهند» آورده است. در این کتاب پس از نگاه کوتاهی به زندگی هندویان ،عقائد آنان را در گزاره های ذیل ارائه داده است.

۱. اعتقاد هندیان به خداوند

۲. اعتقاد هندیان به موجودات عقلی و حسی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *