تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) شامل 73 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به حکومت اسلامی(۲) :

اشاره:

در بخش نخستین از این مقاله، بیان گردید که:

۱. در مورد وجود حکومت و لزوم آن، دو نظریه متضاد وجود دارد، یکی دولت گریزان و دیگری طرفداران ضرورت حکومت; ضمن بیان ادله طرفین و بررسی آن، روشن گردید که اشکالات دولت گریزان ناظر به نوع حکومت می باشد نه اصل حکومت.

۲. اسلام نه تنها وجود حکومت را ضروری می داند بلکه برای آن نقش محوری و کلیدی قائل است، که بدون آن احکام دین به طور کامل اجرا نمی گردد، و پیام آن به انجام نمی رسد.

اینک بخش دوم پیرامون بررسی اهداف حکومت تقدیم می گردد:

اهداف حکومت

یکی از موضوعاتی که باید در رابطه با حکومت مورد بررسی قرار گیرد، مساله اهدافی است که هر حکومتی باید آن ها را تعقیب و دنبال نماید; متاسفانه در این زمینه بحث مستقل و مبسوطی صورت نگرفته، و احیانا بحث از اهداف حکومت با بحث از وظایف دولت خلط گردیده است; در حالی که به نظر می رسد مباحث وجود دارد که متوقف است بر روشن شدن اهداف حکومت، که از آن جمله است بحث تحدید اختیارات حاکم و دولت و بررسی وظایف دولت، زیرا بحث از این دو رابطه تنگاتنگ با مساله اهداف حکومت دارد.

بحث از اهداف حکومت رابطه مستقیم با علل ضرورت حکومت دارد، بنابراین تبیین اهداف حکومت نیز باید در پرتو علل ضرورت حکومت تبیین گردد.

سعادت انسان ها هدف عمومی حکومت ها

همه نظام های سیاسی با ایدئولوژی خاص خود، مدعی اند که هدف آن ها سعادتمند کردن بشریت است، در این جهت هیچ اختلافی بین مکاتب و نظام های سیاسی دیده نمی شود; آنچه مورد اختلاف است، تبیین مصداق این سعادتمندی است هر نظامی «سعادت » را بر اساس جهان بینی و ایدئولوژی خاص خود تعریف کرده نظام سیاسی اش را بر آن مبتنی می سازد. حکومت های الهی بر اساس بینش خود درباره او در آخرت می دانند، بر خلاف نظام های مادی که صرفا به بعد مادی بشر توجه دارند، و طبعا برنامه های سیاسی نظام های غیرالهی و تمام تلاش آن ها در این راستا خلاصه می گردد.

اینک به بررسی اهدافی که حکومت ها باید برای رسیدن به آن ها تلاش کنند می پردازیم; و در این مقام بر آنیم که با بررسی علل وجودی حکومت به اهداف آن دست یابیم:

انسان باید در اجتماع زندگی نماید و هر اجتماعی برای بشر مسائل حیاتی را پدید می آورد، که عدم رسیدگی و حل آن ها، منشا ضررهای جبران ناپذیری می گردد و بسا ممکن است انقراض نسل بشر را در پی داشته باشد; آن مسائل عبارتند از:

۱. فقدان برنامه و ضابطه در زمینه ارتباطات انسانی

ورود انسان در جامعه مساوی است با برقراری ارتباط میان او و دیگر همنوعان خود در همه زمینه ها و شئونات زندگی بشری، چه در زمینه فرهنگی، چه اقتصادی و چه در زمینه های دیگر. بدیهی است وجود این روابط قبل از هر چیز مقتضی وجود یک ضابطه و برنامه معین و مشخص است که بتواند تمام فعالیت های انسان را سامان داده، وظیفه هر فردی را معین سازد، و در نتیجه این روابط شکل مفید به خود بگیرد.

۲. انجام کارهای وامانده

در هر اجتماعی کارهای زمین مانده ای وجود دارد که مسؤول مشخصی ندارد و یا این که از عهده یک فرد یا یک گروه معین خارج است. و عدم تامین آن ها مشکلات فراوانی ایجاد می کند; این قبیل کارها را به ۳ دسته می توان تقسیم نمود:

الف. تامین نیازهای اولیه افراد درمانده: وقوع حوادث و اتفاقات اسف بار از قبیل سیل، زلزله و غیره موجب می شود که به گروهی خسارت های جبران ناپذیر وارد آید، و برای تامین نیازهای اولیه روزمره به کمک دیگران محتاج گردند.

ب. تامین نیازهای اجتماعی انسان ها: اجتماع، خود منشا پیدایش نیازهایی برای بشر می گردد، که تامین آن ها بر عهده جمیع افراد مجتمع می باشد نه یک فرد و گروهخاصی، از قبیل بهداشت، تعلیم و تربیت، ایجاد جاده و امثال ذلک.

ج. نگه داری و استفاده از منابع عمومی: در طبیعت اشیاء ارزشمندی وجود دارد که مالک خاصی ندارد و از ثروت های عمومی محسوب می گردند مانند: آب ها، مراتع، جنگل ها، معادن و غیره. بدیهی است عدم استفاده مناسب از این ثروت ها موجب می شود افراد جامعه اعم از نسل حاضر و آینده از منافع بی شمار آن ها محروم گردند، علاوه بر این که عدم رسیدگی لازم به آن ها منشا مصائب فراوانی برای انسان ها می شود.

۳. تعارض آزادی و خواسته های افراد مجتمع با یکدیگر

عدام تحدید فعالیت افراد، و نبودن مرزی معین برای برآوردن خواسته های متضاد آن ها – به ویژه با توجه به غریزه بی نهایت طلبی انسان – موجب می شود که در تامین خواسته های افراد تعارض به وجود آید.

۴. وجود تعدی و تجاوز به حقوق هم وطنان یا هم نوعان

وجود غرائز و خصلت های حیوانی که کم و بیش در بسیاری از افراد بشر هست به علاوه رذائل اخلاقی از قبیل خودمحوری، برتری طلبی و امثال آن ها موجب بروز درگیری های خونین در جوامع انسانی در طول تاریخ گردیده است; به گونه ای که می توان ادعا کرد که ضرباتی که بر پیکر بشریت از این ناحیه وارد گردیده به مراتب بیشتر از صدمات ناشی از حوادث غیر مترقبه طبیعت بوده است.

۵. فقدان برنامه جهت هماهنگی لازم در عملکرد اقتصادی و معیشتی انسان
ها

استفاده بهتر و بیشتر از امکانات طبیعی، رسیدن به حد اعلای تکامل و تمدن مادی و تامین نیازهای افراد یک جامعه به نحو مطلوب به برنامه ای مدون، مطابق با خواسته های بشری و با زمان بندی کامل نیاز دارد تا به موجب آن فعالیت های فیزیکی و فکری بشر در ادوار مختلف جهت داده شود و در نتیجه از تداخل کارها جلوگیری به عمل آمده آن ها را در مسیر تکاملی قرار دهد.

انسان، در بدو ورود به اجتماع، خود را با خواسته هائی مواجه می بیند که تامین آن ها از عهده فرد یا گروه خاصی خارج است و بنابراین خود را نیازمند به تشکیل حکومت می یابد; این خواسته ها که در واقع اهداف حکومت را تشکیل می دهند عبارت است از:

الف: تدوین و اجرای برنامه و نظام حقوقی کاملی که در چهارچوبه آن به خواسته های زیر نائل گردد:

اول: تعیین وظیفه هر فرد در ارتباطات اجتماعی.

دوم: تامین عدالت اجتماعی.

سوم: جلوگیری از هرج و مرج و اختلال در ارتباطات اجتماعی.

چهارم: شناسائی و مجازات متعدی و متجاوز.

پنجم: روشن شدن افق آینده تلاش های اجتماعی، اقتصادی و در نتیجه رشد استعدادها.

ب: حصول امنیت نسبت به خطرات داخلی و خارجی

ج: اطمینان پیدا کردن نسبت به شدائد و مصائب غیرمترقبه ناشی از حوادث طبیعی.

د: برآورده شدن نیازهای عمومی و اجتماعی که از عهده یک فرد و گروه برنمی آید.

با توجه به مسائل گذشته اهداف حکومت را می توان چنین بیان داشت:

۱- تامین عدالت اجتماعی.

۲- ترسیم آینده ای روشن.

۳- حفظ اموال، استقلال و. . . از دستبرد بیگانگان.

۴- رشد و تعالی استعدادها و نیز رشد فعالیت های افراد چه در زمینه اقتصادی و چه در سایر زمینه ها.

۵- حفظ و برداشت مناسب از ثروت ها و ذخائر عمومی.

از مطالب گذشته روشن می شود که: برای رسیدن به اهداف فوق وجود حکومت ضروری است; و اگر انسان می توانست بدون حکومت به این اهداف دست یابد، چنین ضرورتی وجود نداشت. و خلاف اصل اولیه و فطرت انسانی بود زیرا اصل اولیه این است که هر انسانی آزاد آفریده شده، و صاحب اختیار خود است، و دخالت در امور خویش را به کسی اجازه نمی دهد.

بنابراین حکومت از نظر عقلی یک وسیله است نه هدف; آن هایی که به حکومت به عنوان هدف می نگرند و در راه رسیدن به آن از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند، این نیاز بشری را از شکل صحیح و مجرای اصیل خود خارج نموده اند، این چنین حکومت هایی از هیچ مشروعیتی برخوردار نیست، گرچه متکی به انتخاب خود مردم باشد.

اهداف حکومت

آیا حکومت هدف است یا وسیله؟

در نظام سیاسی اسلام حکومت به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف تعیین شده تلقی می شود. در این زمینه علاوه بر روش و منش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام در حکومت نیز روایاتی وجود دارد که با صراحت این مساله را بیان می کند که ذیلا به چند نمونه از آن ها اشاره می شود:

۱- قال امیرالمؤمنین علیه السلام اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان، و لا التماس شی ء من فضول الحطام، ولکن لنرد المعالم من دینک و لنظهر الاصلاح فی بلادک، فیامن المظلومون من عبادک، و تقام المعطله من حدودک. (۱)

ترجمه: خدایا تو می دانی آنچه از ما صادر شده نه مسابقه ای در رسیدن به قدرت بود، و نه برای به دست آوردن چیزی از متاع دنیا بود بلکه برای این بود که اصول اساسی دین تو را (که تغییر یافته بود) بازگردانیم، و در شهرهای تو اصلاح برقرار کنیم تا بندگان ستم کشیده ات در امن و آسودگی به سر برند و حدود تو که معطل مانده اجرا گردد.

در این روایت که، امام حسین علیه السلام نیز نقل شده است; (۲) با صراحت تمام بیان می دارد، که، هدف از حکومت فرمانروایی و تکیه زدن بر قدرت نیست، بلکه حکومت وسیله ای است برای احیاء ارزش های اسلامی، برپایی عدالت اجتماعی، و اجرای حدود الهی.

۲- قال عبدالله بن عباس: دخلت عن امیرالمؤمنین علیه السلام بذی قار و هو یخصف نعله، فقال لی ما قیمه هذه النعل؟ فقلت لا قیمه لها، فقال علیه السلام: والله لهی احب من امرتکم الا ان اقیم حقا و ادفع باطلا. (۳)

ترجمه: عبدالله بن عباس گفت: در ذی قار (مکانی است نزدیکی بصره) بر امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شدم هنگامی که پارگی کفش خود را می دوخت، پس به من فرمود قیمت این کفش چقدر است؟ عرض کردم ارزشی ندارد; فرمود: سوگند به خدا این کفش نزد من از امارت و حکومت بر شما محبوبتر است مگر این که حقی را ابت یا باطلی را براندازم.

این روایت ارزشمندی حکومت رادر سایه برپایی عدالت قلمداد می کند، بنابراین حکومتی که با آن حقی احقاق، و باطلی میرانده شود دارای ارزش است، و با جدیت تمام باید در راه بقاء آن تلاش نمود، اما حکومتی که یا خود وسیله ای است برای ظلم و تعدی و یا در مقابل ظلم و تعدی و تجاوز و خیانت، بی تفاوت است، بی ارزش بوده باید از آن گریزان بود.

۳- در روایات و آیات الهی از حکومت به عنوان امانت یاد شده است. و این بیانگر این است که نباید به حکومت با دیده هدف نگریست، بلکه حاکم باید به عنوان امینی صادق، وظایف حکومت را اداء و از اهداف آن محافظت نماید; ذیلا نمونه ای از این روایات را ذکر می نماییم:

الف: در ذیل آیه:

(ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها) (۴)

روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام به این مضمون نقل شده است:

«حق علی الامام ان یحکم بما انزل الله و ان یؤدی الامانه فاذا فعل ذلک فحق علی الناس ان یسمعوا له و ان یطیعوا و ان یجیبوا اذا دعوا» (۵)

یعنی: بر امام لازم است آن چنان در میان مردم حکومت کند که خداوند دستور آن را فرود آورده، و امانتی را که خداوند به او سپرده است ادا نماید، وقتی این چنین کرد مردم باید گوش به فرمان او بوده اطاعتش و دعوتش را اجابت نمایند.

ب: علی علیه السلام در نامه ای به عامل خود در آذربایجان می نویسد:

«و ان عملک لیس لک بطعمه ولکنه فی عنقک امانه » (۶)

یعنی: مبادا بپنداری حکومتی که به تو سپرده شده یک شکار است که به چنگ تو افتاده، بلکه امانتی است که بر گردنت نهاده شده است.

براساس همین بینش است که حضرت موسای کلیم علیه السلام در خطاب به فرعون فرمود:

«ان ادوا الی عباد الله، انی لکم رسول امین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *