تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به سبک اجتهادی محقق خوانساری قدس سره :

فقیه بزرگ استاد الکل فی الکل، جناب آقا حسین محقق خوانساری، فرزند جمال الدین محمدبن الحسین، در ذیقعده سال ۱۰۱۶ چشم به گیتی گشود و در رجب ۱۰۹۸ یا ۱۰۹۹، جان به جانان تسلیم کرد و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. (۱)

وی از چهره های ممتاز و علمای برجسته حوزه اصفهان در اواخر عهد صفویه و معاصر با شاه سلیمان صفوی بوده و در نزد پادشاه جایگاه بلندی داشته و سخت مورد تکریم و اعتماد وی بوده است. به نقل صاحب روضات الجنات، در سفری که برای شاه پیش آمد از او تقاضا کرد تا در جایگاه او قرار گیرد و تا بازگشت شاه از سفر امور مملکت و ملت را آن گونه که خود صلاح می داند اداره کند. (۲)

شرایط اجتماعی و فرهنگی و اوضاع سیاسی روزگار محقق خوانساری و عصر اکمیت شاهان صفوی از زوایای گوناگون، در خور بررسی و تحقیق است.

هیات حاکمه به مقام علمی و مذهبی عالمان دین و شکوفایی و بالندگی علوم و معارف اسلامی و رونق و رواج حوزه های علمی فلسفی، اصولی و فقهی بسیار توجه داشتند، تا آن جا که شماری از علمای بزرگ شیعه، از سرزمینهای دور و نزدیک اسلامی به ایران، بویژه پایتخت آن روز ایران; یعنی اصفهان مهاجرت کردند که از آن جمله اند: عالم ذوفنون شیخ بهائی و پدر ارجمند وی، جناب شیخ حر جبل عاملی.

در هر حال، دگرگونیهای علمی و رخدادهای فرهنگی عصر صفویه و نقش آنان در رواج و رونق فرهنگ اسلامی، بویژه مکتب و معارف اهل بیت(ع)، از نقطه نظر تاریخی، جای بسی درنگ و دقت است.

جناب محقق خوانساری از علمای بنام و موفقی است که توفیق درک محضر پرفیض استادان زیادی را داشته است و از عالمان فرزانه بهره های بسیار برده; از این روی، خود را تلمیذالبشر خوانده است ولکن مشهورترین استادان او در دو رشته: معقول و منقول، عبارتند از:

۱. عالم جلیل جناب شیخ محمد تقی مجلسی، پدر بزرگوار علامه مجلسی، صاحب کتاب گرانقدر روضه المتقین، شرح من لایحضره الفقیه به زبان عربی و لوامع صاحب قرانی، به زبان فارسی.

۲. فقیه مدقق جناب آقای محمد باقربن محمد مؤمن سبزواری، صاحب دو اثر نفیس فقهی، به نامهای: ذخیره المعاد فی شرح الارشاد و کفایه الاحکام. (۳)

تذکره نویسان، ضمن بر شمردن شاگردان محمد تقی مجلسی و محقق سبزواری، از جناب محقق خوانساری به عنوان برجسته ترین شاگرد آن دو یاد کرده اند.

جناب محقق خوانساری، که شوهر خواهر محقق سبزواری نیز بوده، چنانکه از بعضی نوشته ها استفاده می شود، شاید به عنوان تیمن و تبرک در درس محقق سبزواری شرکت کرده است. (۴)

۳. محقق خوانساری، در رشته معقول، شاگرد حکیم معروف، جناب ابوالقاسم میرفندرسکی، از معاصران شیخ بهائی و فیلسوف نامی، جناب میرداماد است. (۵)

یادآوری:

چنانکه از پاره ای آثار علمی محقق خوانساری بر می آید، بویژه از مشارق الشموس فی شرح الدروس، روش او بر این نبوده است که از استادان خود، به طور خاص نام ببرد.

جناب محقق خوانساری، موفق به تربیت شاگردان برجسته بسیار شد که برجسته ترین و نامورترین آنان، دو فرزند محقق و دانشمند اویند: جناب آقا جمال خوانساری، صاحب حاشیه بر شرح لمعه و آقا رضی خوانساری صاحب شرح بر صوم دروس. وی این شرح را برای کامل کردن شرح بزرگ پدر بر دروس نگاشته است.

و از دیگر شاگردان آن بزرگوار بشمارند: جناب محمد صالح خاتون آبادی، مدقق شیروانی، صاحب حاشیه بر معالم، و جناب سید نعمت الله جزائری صاحب آثار بسیار، مانند شرح تهذیب و انوار نعمانیه و….

در روزگار جناب محقق خوانساری،که دوران دامن گستری و شکوفایی علوم و معارف اسلامی بوده است، عالمان بزرگ و ناموری می زیسته اند، از آن جمله: جناب ملامحسن فیض کاشانی، صاحب وافی و صافی، جناب شیخ حر جبل عاملی، صاحب اثر ماندگار و پرارزش وسائل الشیعه و جناب محدث جلیل، علامه مجلسی، صاحب دائره المعارف گرانسنگ اسلامی; یعنی بحارالانوار.

در خور توجه است که بین محقق خوانساری و همگنان و معاصران پیوند علمی عمیق و کاملی برقرار بوده است، تا آن جا که جناب علامه مجلسی در دیدگاههای فقهی و برداشتهای روایی، از افکار و اندیشه های محقق خوانساری اثر پذیرفته است و در بسیاری از بحثهای فقهی بحار، مانند: بحث طهارت و صلات و نیز در کتاب اربعین، عین عبارات کتاب مشارق الشموس محقق خوانساری را نقل کرده و برداشتها و دیدگاههای فقهی او را پذیرفته و در جاهایی نیز، از او به عنوان بعض الافاضل الاعلام یاد کرده است که در این نوشتار، در بحث از مقام علمی او، به شرح، بیان خواهد شد.

جایگاه علمی:

در بلندای مراتب علمی و ژرف اندیشی و دقت و استواری اندیشه های فقهی و اصولی محقق خوانساری همین بس که شخصیتهای برجسته اصولی، فقهی و حدیثی را سخت به بررسی و تحقیق دیدگاهها و آرای خود و سرانجام به موافقت و مخالفت با آنها برانگیخته است و اینک برای روشن شدن بحث، در این مقوله اندکی بیش تر سخن می گوییم:

۱. علامه مجلسی، از همگنان و معاصران محقق خوانساری و هر دو، تربیت شده مکتب مجلسی اول، در بسیاری از بحثهای فقهی، اصولی و اجتهادی بحارالانوار و اربعین، از افکار او اثر پذیرفته است که برای نمونه به مواردی اشاره می شود:

الف. علامه مجلسی در صلات بحار، بحث نماز جمعه، ضمن نقد دیدگاههای اصولیان در مساله حجت بودن اجماع با اثرپذیری از دیدگاه محقق خوانساری در بحث اجماع شرح دروس، بدون آن که نامی از او ببرد، عین مطالب و عبارتهای شرح دروس را نقل کرده و پذیرفته است. (۶)

جناب شیخ اسدالله تستری در کشف القناع عن وجه حجیه الاجماع، این اثرپذیری مجلسی را از خوانساری مورد توجه قرار داده و پس از نقل عبارتها و دیدگاههای خوانساری در مساله حجت بودن اجماع می نویسد:

«وتبعه الفاضل المجلسی فی البحار فی بعض ما ذکر.» (۷)

فاضل مجلسی در بحار، از بعضی دیدگاههای محقق خوانساری درباره اجماع پیروی کرده است.

ب.در بخش طهارت کتاب بحار، در بررسی دلیلهای نجس بودن شراب، عین عبارتهای شرح دروس را نقل کرده است.

در بحث حکم غساله و مقدار آب کر برابر وزن و مساحت نیز، بسیاری از عبارتهای شرح دروس را نقل کرده است. (۸)

با توجه به مراجعه و برابرسازی عبارتهای بحار با شرح دروس و ذخیره المعاد محقق سبزواری، روشن شد که آنچه را صاحب روضات الجنات مطرح کرده که:

«محقق سبزواری در ذخیره به شدت از مدارک اثرپذیرفته، چنانکه مجلسی در بحار از ذخیره اثرپذیرفته است » (۹) درست نیست.

ج. علامه مجلسی در جاهایی از کتاب اربعین، از جمله در شرح حدیث ۳۱، ۳۲ و ۳۳ که به بحث و بررسی یک سلسله مباحث فقهی در باب باطل شدن و از بین رفتن وضو به خواب و پاکی و ناپاکی عضو جدا شده از حیوان زنده پرداخته است، بر روش شرح دروس مشی فرموده و در مواردی عین عبارتهای مشارق را ذکر کرده است و تنها در یک مورد، آن هم بدون تصریح به نام محقق خوانساری، می نویسد:

«و قال بعض الافاضل الاعلام » که عین عبارتهای مشارق الشموس را ذکر می کند.

در هر حال، در چندین جای از کتاب اربعین، عین عبارتهای مشارق الشموس را آورده است. و این خود، نشانگر توجه عالمی چون علامه مجلسی به برداشتها و دیدگاههای فقهی و اصولی محقق خوانساری است. (۱۰)

۲. محقق مؤسس آقا باقر وحید بهبهانی، که خود به عنوان استاد اکمل شهرت دارد، در ستایش از مقام علمی محقق خوانساری تعبیرهایی مانند: وحید، استاد الکل و استاد الکل فی الکل به کار می برد.

الف. در فوائد الحائر در بحث اجماع، به مناسبتی نوشته است:

«و صرح استاد الکل فی الکل فی شرح الدروس….» (۱۱)

ب. در رساله استصحابیه می نویسد:

«قال استاد الکل: الاستصحاب اثبات حکم…»

آن گاه از صفحه ۴۳۷ تا پایان رساله، صفحه ۴۴۴، به نقد و بررسی نظریه محقق خوانساری پرداخته است. (۱۲)

۳. جناب شیخ محمد حسین اصفهانی، صاحب فصول، دربحث استصحاب، پس از بحث و بررسی از اخبار لاتنقض وبیان معنای نقض، به تفسیری که محقق خوانساری از معنای حدیث «لاتنقض الیقین بالشک » ارائه داده اشاره می کند، آن گاه چنین می ستاید:

«ولقد اجاد المحقق الخوانساری فی فهم الروایه حیث قال المراد عدم نقض الیقین بالشک هو عدم النقض عند التعارض….» (۱۳)

۴. شیخ اسدالله دزفولی در کشف القناع می نویسد:

«وقد ذکر الفاضل الخوانساری و هو الاستاد علی الاطلاق….» (۱۴)

و همو نیز، در مقابس الانوار می نویسد:

«وهو صاحب کتاب مشارق الشموس فی شرح الدروس… وقد یعبر عنه الاستاد الاعظم باستاد الکل فی الکل وهو کذلک.» (۱۵)

محقق خوانساری، صاحب کتاب مشارق الشموس فی شرح الدروس است که استاد اعظم، یعنی آقا باقر وحید بهبهانی، از او به عنوان استاد الکل فی الکل یاد می کند و براستی او چنین است.

۵. شیخ اعظم انصاری، امام فن فقه و اصول، در چندین مورد از فرائدالاصول به نقل و نقد دیدگاههای محقق خوانساری پرداخته است و به عبارتهای گونه گونی از او ستایش می کند:

الف. در بخش پایانی روایات استصحاب و تحقیق درباره حدیث: «لاتنقض الیقین بالشک » می نویسد:

«وفیه تامل قد فتح بابه المحقق الخوانساری فی شرح الدروس.» (۱۶)

در استدلال به حدیث لاتنقض، برای حجت بودن استصحاب به طور کلی، اشکالی مطرح است که برای نخستین بار، باب آن ایراد را محقق خوانساری در شرح دروس، گشوده است.

ب. در بررسی دلیلهای دیدگاههای استصحاب، در ضمن قول یازدهم، پس از نقل عبارتهای طولانی شرح دروس می نویسد:

«اقول: لقد اجاد فیما افاد وجاء بما فوق المراد….» (۱۷)

آنچه بیان کرده، نیکوست و بالاتر از مقصد و مراد.

در هر حال، در ژرف اندیشی و اتقان دیدگاههای اصولی محقق خوانساری این بس که مجتهد بزرگی چون شیخ اعظم انصاری را سخت متوجه دیدگاههای اصولی و اجتهادی خود کرده و سرانجام او را به پیروی از بعضی دیدگاههایش واداشته است.

شیخ اعظم انصاری در بحث سنگین و پیچیده استصحاب دو دیدگاه برگزیده:

۱. نوآوریهای خود او، تفصیل بین حکم شرعی و عقلی.

۲. تفصیل بین شک در مقتضی و رافع که به پیروی از محقق خوانساری آن را برگزیده است. (۱۸)

این بود نمونه هایی از شهادت و گواهی استوانه های فقه و اصول بر جایگاه والای علمی و اجتهادی محقق مدقق جناب آقا حسین خوانساری.

ژرفا و گستره فکری و اصولی ایشان، آن گاه روشن تر خواهد شد که در بحث از اندیشه های اصولی وی که معرکه آرا و محل تضارب افکار مفکران بزرگ اصول است، دیدگاههای مخالف و موافق ایشان، مورد بررسی قرار گیرد.

کوتاه سخن این که: افزون بر روشن گویی بزرگان به بزرگی و والایی شخصیت علمی محقق خوانساری، چندوچون درباره اندیشه های او و نقد و بررسی و سرانجام قبول و رد دیدگاههای اجتهادی او، خود بهترین نشانه شخصیت پذیرفته شده علمی ایشان است.

شکاهکار علمی:

از محقق خوانساری، آثار علمی فراوانی در زمینه های مختلف: فلسفی، فقهی، اصولی و هندسی به یادگار مانده است که در کتابهای تراجم به شرح نام برده شده اند و لکن، ماندگارترین و عمیق ترین و دقیق ترین اثر علمی او که در حقیقت شاهکار علمی او و سند جایگاه علمی و ژرفای دانش و شناسای شخصیت او به شمار می رود، کتاب ارزشمند و دقیق و عمیق و نیمه تمام او، مشارق الشموس فی شرح الدروس است. در بسیاری از تذکره ها، محقق خوانساری را به عنوان صاحب شرح دروس معرفی کرده اند.

مشارق الشموس; یعنی تجلی گاه اندیشه و فقاهت و اجتهاد و درایت محقق خوانساری. میزان چیرگی علمی او بر فقه، اصول، حدیث، درایت و رجال در این کتاب به نمایش گذاشته شده است.

محقق خوانساری، در سبک نگارش این اثرماندگار فقهی، از جهتی از روش فقهی عالم جامع، جناب شیخ بهائی در کتاب وزین حبل المتین و مشرق الشمسین (۱۹) و از جهتهایی از سیر سند در مدارک و صاحب معالم در فقه معالم اثر پذیرفته است.

آقا بزرگ تهرانی می نویسد:

«مشارق الشموس فی شرح الدروس للمحقق الخوانساری… و فی جامع الروایات انه فی غایه البسط و کمال الدقه مشتمل علی جمیع اخبار الائمه واقوال الامامیه.

اقول: وهو لم یتم ولو تم لتم به الفقه والحدیث.» (۲۰)

مشارق الشموس در شرح دروس اثر محقق خوانساری است و در جامع الروات نوشته: مشارق کتابی است بسیار گسترده و دراز دامن و در کمال دقت که در بردارنده همه روایات ائمه(ع) و دیدگاههای فقیهان شیعه است.

آن گاه خود آقا بزرگ در وصف مشارق می نویسد:

«مشارق ناتمام است و اگر دوره کامل فقه را در برداشت، با توجه به گسترگی مطالب و روش فراگیر کتاب، فقه و حدیث یک جا جمع می شد.»

در جامع الروات اردبیلی (۲۱) و امل الآمل شیخ حر جبل عاملی (۲۲) و در خاتمه مستدرک (۲۳) حاجی نوری پس از معرفی محقق خوانساری به این که او صاحب مشارق الشموس است در وصف کتاب وی، آورده اند:

«وهذا کتاب لم یعمل مثله، حسن لم یتم.»

مشارق کتابی است که مانند او در فراگیری و گسترش مطالب نوشته نشده است. کتابی است نیکو و لکن ناتمام.

سبک شناسی یا روش شناختی

پس از آشنایی با شرح حال محقق خوانساری، آثار، استادان، شاگردان معاصران و شرایط سیاسی فرهنگی حاکم بر عصر او، شناساندن جایگاه اثر ماندگار علمی و فقهی وی، یعنی مشارق الشموس بایسته می نماید.

اکنون، به بحث از روش اجتهادی او می پردازیم چنانکه در بحثهای گذشته خاطرنشان کردیم، بهترین و مهم ترین مدرک قضاوت درباره شخصیت علمی و نیز روش فقهی و اجتهادی و همچنین آشنایی با آرا و اندیشه های ویژه او در مباحث اصولی و فقهی، کتاب کم نظیر مشارق الشموس است.

پیش از هر چیز، لازم می دانم مطلبی را که در مقاله: نگاهی به مکتب فقهی محقق اردبیلی (۲۴) ، به قلم آوردم، در این جا نیز به گونه گذرا یادآور شوم:

درباره زندگی شخصیتهای برجسته و ممتاز علمی در کتابهای تراجم، رجال و تذکره ها مطالب سودمند و مفید فراوانی مطرح شده است: تاریخ تولد، وفات، محل دفن، فرزندان، استادان، شاگردان معاصران، آثار علمی، خدمات اجتماعی، سیره و سلوک عملی و اخلاقی و….

بی گمان طرح این گونه مطالب درباره زندگی بزرگان دین و دانش که آکنده از عبرتها و سرشار از نکته های آموزنده و سازنده است، بایسته است.

البته، به شرط پرهیز از گزافه گوییها که در حقیقت نکوهش به شمار می آیند، نه ستایش.

لکن آنچه برای فرزانگان و اندیشه وران سودمند است و در مجامع علمی و فرهنگی، درخور طرح و ارائه و در جهت تعالی و تکامل علوم و معارف بشری و رشد و بالندگی افکار، اثرگذار، توجه به اندیشه های ویژه، نوآوریها و سرانجام سبک شناسی علما و محققان است که متاسفانه در جامعه های اسلامی، این بعد مساله; یعنی روش شناختی، کم تر مورد توجه واقع شده است.

با توجه به آنچه بیان شد، اینک بحثی را که درباره روش محقق خوانساری سامان یافته است، تقدیم می کنیم:

سلامت سبک

آنچه به عنوان متد، یعنی سبک و روش، مورد بحث ماست، در کلمات فقها به عنوان طریقه، مسلک و… مطرح است. بر آشنایان به کتابها و بحثهای فقهی و اصولی روشن است که بسیاری از وقتها و هنگامها، علما روش فقهی و یا اجتهادی و اصولی عالمی را مورد نقد و ایراد قرار می دهند و یا به تقویت و تایید آن می پردازند.

در مثل در بابهای گوناگونی از دائره المعارف بزرگ فقه جعفری; یعنی جواهرالکلام، نویسنده محقق و مدقق آن شیخ محمد حسن نجفی، روش اجتهادی صاحب معالم و صاحب مدارک را با عباراتی مانند: «طریقه مختلفه » یا «اختلال الطریقه » نکوهش می کند.

زیرا آن دو، با این که از بزرگان مجتهدان و اصولیان هستند، لکن در باب جت بودن خبر واحد، خبر واحد صحیح اعلائی را حجت می دانند و اگر چنین راه و روشی پذیرفته شود، بسیاری از اخبار آحاد، حسان و موثقات از اعتبار می افتند و صحیح اعلایی به مقداری که وافی و پاسخ گوی بخش درخور توجهی از فقه باشد، وجود ندارد. و نیز صاحب جواهر بر صاحب مسالک، شهید ثانی، ایراد می گیرد که روش اجتهادی او اختلال دارد. و یا مبنای فقیهانی مانند ابن ادریس حلی صاحب سرائر را که منکر حجت بودن خبر واحدند، مورد اشکال قرار می دهد و گاهی روش فقهی یک فقیهی را به دلیل این که دقتهای عقلی و استدلالهای فلسفی را در استنباط و اجتهاد مورد استفاده قرار داده، خدشه دار و در هم ریخته اعلام می کنند.

در هر حال، نقد و ایراد بر روشهای اجتهادی و فقهی، مانند نقدهایی که بر روش اجتهادی اخباریان و اخباری مسلکان و انسدادیان شده، امری است رایج; لکن به روش اجتهادی محقق خوانساری و اثر فقهی وی، مشارق الشموس، کسی ایراد و اشکالی وارد نکرده است، هر چند به پاره ای از برداشتها و دیدگاههای فقهی و اصولی وی، در چهارچوب همان روش شناخته شده و پذیرفته شده، مناقشه هایی صورت پذیرفته است. از این روی، با همه توجهی که بزرگان از اهل فقه و اصول، نسبت به آرای او به خرج داده اند و در موافقت و مخالفت با اندیشه های او به بحث و بررسی پرداخته اند.

هیچ یک از مؤسسان و استادان فن فقه و اصول، مانند: سید صدرالدین قمی، وحید بهبهانی، میرزای قمی، فاضل نراقی، شیخ محمد حسن نجفی و شیخ اعظم انصاری، به روش فقهی و سبک اجتهادی او خرده نگرفته و روش اجتهادی وی را خارج از روش پسندیده و شایسته اجتهاد و روش شناخته شده و ترازمند اصول ندانسته اند. محقق خوانساری، در روش و سبک استنباط احکام، نه دچار زیاده روی و گزافه گویی شده و نه گرفتار کندروی، نه انسدادی است که هر گمانی را حجت بداند، نه اخباری که هر خبری را معتبر بشمارد، نه منکر حجت بودن خبر واحد است و نه عقیده مند به اعتبار خصوص خبر صحیح اعلایی; بلکه روشی دارد معتدل و سبکی دارد شناخته و پذیرفته شده.

اکنون روش اجتهادی محقق خوانساری را، با استفاده از کتاب ارزشمند مشارق الشموس، در ضمن چند مرحله سامان می دهیم:

۱. جایگاه اخبار در اجتهاد.

۲. نقش عقل و ادراکات آن در استنباط.

۳. مقدار اعتبار.

۴. ارزش شهرت.

مدارک احکام

برای اجتهاد و استنباط احکام الهی، چهار منبع وجود دارد: کتاب، سنت، عقل و اجماع.

در میان این چهار منبع، آن که محور استنباط و قطب اجتهاداست، به تعبیر میرزای نائینی، همانا اخبار است; زیرا هر چند اولین و استوار ترین مدرک، قرآن عزیز است، لکن از آن جایی که قرآن عالم اجمال است و به طور عمده قوانین کلی را بیان فرموده،در بیش تر بخشهای فقه، فقیه جز با کمک روایات قادر به استنباط احکام از آیات نیست.

واما عقل، اگر چه در اصل حجت بودن و اعتبار آن جای تردید نیست، لکن چنانکه در عبارات محقق خوانساری که در این نوشتار نقل خواهد شد خواهید دید، در بسیاری از احکام الهی درک مصالح و مفاسد معیار و ملاک موضوع و شرایط و قیود احکام، از دسترس و حوصله عقل خارج است. و اما اجماع، با این که اصل حجت بودن آن با شرایطی که ذکر شده، امر مسلمی است ولکن اجماع دارای شرایط حجیت، در حدی نیست که مشکل فقه را حل کند، نه از باب بازگشت اجماع به سنت; زیرا اجماع خود یک دلیل مستقلی است، در کنار روایات و هر یک اعتبار مستقلی دارند; البته به ملاک و معیار کشف و حکایت قطعی و از رای معصوم. بنابراین، معنای بازگشت اجماع به سنت، بازگشت آن به اخبار نیست، بلکه چنانکه حجت بودن اخبار به معیار و ملاک حکایت از رای معصوم است، حجت بودن اجماع نیز، به ملاک کاشفیت از رای معصوم است.

اگر گفته می شود: اجماع دلیل مستقلی نیست، بلکه همان سنت است، به این معنی نیست که اجماع بازگشت به اخبار و روایات می کند; زیرا در موردی، با این که هیچ گونه روایتی وجود ندارد، با این حال، فقها به استناد اجماع فتوا می دهند. روایات و اجماع، دو دلیل معتبر مستقل هستند و معیار اعتبار آنها حکایت و کشف از سنت است.

اشکال اجماع این است که آن مقدار اجماعهای معتبری که بتواند مشکل فقیه را حل کند و پاسخ گوی بخش در خور توجهی از فقه باشد، وجود ندارد.

و اما آنچه در مرتبه پایین تر از اجماع مطرح می شود به نام شهرت، خواه روایی باشد یا عملی و فتوایی، دلیل معتبر مستقلی به شمار نمی آید، با شرح و روشن گریی که در ضمن مباحث این نوشتار خواهد آمد. بنابراین، آنچه مدار فقه و محور اجتهاد و قطب استنباط به شمار می آید، روایاتی است که از وجود مقدس رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) به ما رسیده است. از آن جا که همواره فقه به کمک روایات اداره شده و این روایات است که حجت بودن و نبودن آنها تاثیر به سزایی در دانش فقه می گزارد; از این روی، نقش روایات در فقه نقش محوری و بنیادین است و هیچ فقیهی بدون بهره گرفتن از روایات قادر به ارائه یک فقه صحیح و جامع و فراگیر نیست.

حال ببینیم نوع نگرش محقق خوانساری و گونه به گارگیری ایشان دلیلها و منابع را در گاه استنباط چگونه است.

جایگاه اخبار در اجتهاد

از بارزترین ویژگیهای محقق خوانساری در اجتهاد و استنباط احکام الهی توجه تام به بررسی آیات و روایات است، به گونه ای که در هر نوع رساله فقهی، تمامی روایاتی را که به گونه ای در پیوند با حکم مساله است و یا می شود پیوند داد، مطرح می کند و از نظر سندی، متنی، دلالتی گاه ناسازگاری با دیگر اخبار، مورد بررسی قرار می دهد و این گونه نگارش مسائل فقهی از ویژگیهای کتاب مشارق اوست. اکنون چند فراز از شرح دروس را نقل می کنیم:

الف. در بحث وضو، پس از آن که اصل واجب بودن آن را برای نمازاز مسائل اجماعی و بلکه از ضروریات دین به شمار می آورد و اثبات آن را بی نیاز از استدلال و برهان می داند، می نویسد:

«ولکن سنذکر کثیرا مما یرتبط به من الکتاب والسنه ایضا تبرکا بهما ولیکون الکلام فی الابتداء جاریا علی و تیره مابعده مناسبا له فیتخیل نوع براعه.اذ نرید ان نورد ان شاء الله تعالی بحسن توفیقه و عظیم منه فی اکثر مسائل الکتاب معظم مایتعلق به من الآیات و الاخبار بقدر جهدنا و طاقتنا وحیث کان غرضنا فی هذا الباب هذا لا اثبات الدعوی و ثبوت المدعی. لم نزد (۲۵) علی مجرد ایراد الآیه والاخبار وبیان وجه الدلاله ان کان محتاجا الیه ولم نشتغل بذکر ما فیها من القیل والقال ولم نتعرض لاحوال الاسناد و الرجال.» (۲۶)

با این که اصل واجب بودن شرعی وضو، برای نماز مورد اجماع و بلکه ممکن است جزء ضروریات دین به شمار آید و در نتیجه بی نیاز از استدلال و اقامه برهان، بسیاری از آیات و روایاتی را که مربوط به این مساله است ذکر می کنیم، از باب تیمن و تبرک، نه استدلال، و به خاطر هماهنگی مطالب و مباحث کتاب و رعایت براعت استهلال، تا هر کس مباحث آغازین کتاب را مطالعه کرد، بداند که روش استدلال در این کتاب بر پی جویی و کمال دقت در آیات و روایات است; چه این که ما بنا داریم به یاری خداوند در بیش تر مسائل کتاب، بخش مهم آیات و روایات مربوط به هر مساله ای را تا آن جا که تلاش و توان ما ایجاب می کند، یادآور شویم.

و چون که هدف ما این است، نیازی به استدلال ندارد. از این روی، به آنچه درباره استدلال به این آیات و روایات ابراز شده و یا اشکال و ایرادهایی که به سند و رجال روایات شده است، نمی پردازیم، بلکه تنها در جاهایی که نیاز باشد، آیات و روایات را یادآور می شویم و به بیان چگونگی دلالت آنها بسنده می کنیم.

ب. در بحث از حکم خون حیوانات دارای خون جهنده می نویسد:

«وههنا روایات کثیره اخری صحیحه و غیرصحیحه تقدم بعضها فی بحث الماء القلیل وبعضها فی بحث البئر ووقوع الدم فیها وسورد و بعضها انشاء الله فی بحث العفو عن مقدار الدرهم من الدم و بعضها انشاء الله فی بحث الصلاه فی الثوب النجس ومایتعلق به.

وبالجمله المطلب واضح لاحاجه له الی ذلک التطویل لکن تعرضنا لذکر هذه الروایات لما التزمنا من ایراد کل ما یوجد من الروایات او اکثرها فی ای بحث کان.» (۲۷)

و در این بحث روایات فراوان دیگری است که بعضی از آنها صحیح و بعضی غیرصحیح هستند. بعضی از آن روایات در بحث آب قلیل و بعضی در بحث احکام چاه و مساله ریختن خون در چاه بیان شد و بعضی را ان شاء الله در بحث از مقدار خونی که بخشیده شد و بعضی را نیز در بحث نمازگزاردن در لباس نجس و آنچه مربوط به آن است، ذکر خواهیم کرد.

و در هر حال، مطلب مورد بحث ما آنچنان روشن است که برای ثابت کردن آن نیازی به این همه بحث طولانی نیست و لکن در عین حال، این روایات را نقل کردیم; زیرا متعهد شده ایم که همه یا بیش تر روایاتی که در هر بحثی ممکن است وجود داشته باشد، یادآور شویم.

ج. با توجه به روایت محوری فقه مشارق الشموس، در هر بابی ضمن ذکر همه و یا بیش تر روایات مربوط به آن، به دسته بندی و طبقه بندی روایات پرداخته شده است; در مثل در بحث اثرپذیری و نجس شدن آب بر اثر برخورد با چیز نجس، ضمن ذکر روایات، آنها را به چهار دسته، دسته بندی می کند و زیر عنوان: الصحاح، الموثقات، الحسان والضعاف، به بحث و بررسی چگونگی دلالت آنها بر نجس بودن یا نبودن آب بر اثر برخورد با نجس می پردازد. (۲۸)

جناب محقق خوانساری، با توجه به این که ملتزم شده در هر بابی همه و یا بیش تر روایات مربوط به آن را بیاورد و مهم ترین مستند و مدرک استنباط را اخبار می شمارد، درباره سربرنتافتن و دور شدن از نصوص و ظواهر روایات و بی اعتباری باریک اندیشیها و دقتهای فلسفی و تاویل و توجیهای استحسانی و عقلی در برابر نصوص و ظواهر روایات و سرانجام شرایط ترازها و معیارهای حجت بودن اخبار و عمل و فتوا برابر آنها، مطالبی را مطرح کرده که نقل آنها جالب و مفید است.

۱. «… لابد من النظر فی الروایات و عمومها و خصوصها و اطلاقها و تقییدها و الترجیح علی النحو المقرر المعمول.» (۲۹)

در استنباط حکم الهی، چاره ای جز دقت و درنگ در روایات نیست. باید روایات را به دقت نگریست و عام و خاص و مطلق و مقید آنها را از هم بازشناخت و در مقام ناسازگاری روایات، باید به گونه رایج و پذیرفته شده برابر معیارها و ترازهای اصولی تعارض را علاج و اختلاف را حل کرد.

۲. «التجمد علی ظواهر النصوص وعدم الاعتناء بالاحتمالات والتعلیلات.» (۳۰)

باید بر ظواهر روایات پافشاری شود و نباید به گمان بریها و برگرداندن آنها برخلاف ظواهر توجه کرد.

۳. «صرف الکلام عن الظاهر بمجرد الاحتمال غیر جایز والا لارتفع الامان عن الظواهر.» (۳۱)

به صرف یک احتمال ذهنی و عقلی، نمی شود از ظاهر کلام دست برداشت وگرنه امان روایات گرفته و اعتماد بر ظواهر سلب خواهد شد; زیرا در برابر هر ظهوری ممکن است احتمالی مطرح شود.

۴. «عدم جواز التعدی من موضع النص الا بالنص دون القیاس ونحو ذلک.» (۳۲)

حکم مورد روایت را تنها به استناد روایت، به مورد دیگر می توان سرایت داد.

واما قیاس و استحسان و تاویل و توجیه، هیچ ارزش و اعتباری ندارند.

۵. ان مناط العمل حصول الظن لا کون الراوی عدلا امامیا وان لم یحصل الظن بروایته.» (۳۳)

معیار در عمل برابر یک روایت، گمان و اطمینان به صدور آن است و عدالت و امامی بودن راوی، شرط عمل به روایت نیست، به گونه ای که حتی بر فرض نبودن اطمینان به صدور روایت، یا تنها به دلیل عادل و امامی بودن راوی، به روایت او عمل شود.

۶. «وجوب العمل بمجرد الروایه بدون انضمامها بعمل الاصحاب جمیعا او الاکثر غیر ظاهر.» (۳۴)

لزوم عمل برابر یک روایت به صرف این که موثق و یا صحیح باشد، ما دامی که مورد عمل و فتوای همه و یا بیش تر علمای ما واقع نشده باشد، ثابت نیست.

۷. «ان العمل بالخبر الموثق لو جاز فانما یجوز عند اشتهاره واعتضاده بعمل کل الاصحاب او جلهم وعند عدم معارض قوی له واما عند انتفاء هذه الامور کلا او بعضا فلا.» (۳۵)

عمل برابر خبر موثق در فرضی است که پیش اصحاب ما مشهور باشد و همه و یا بیش تر آنان به آن عمل کرده باشند و دیگر آن که دلیل قوی تر با او در تعارض نباشد و در صورتی که هر یک از دو شرط یاد شده، نباشد، عمل به آن جایز نخواهد بود.

۸. «وبالجمله الخبر الواحد وان کان صحیحا لاجزم فی وجوب العمل به مع عدم معاضدیته بعمل الاصحاب و مخالفیه للاصل سیما مع وجود المعارضات له وان لم یکن صحیحه وخصوصا مع تحقق قوه، ما لبعض تلک المعارضات کما فیما نحن فیه.

اذ الدلیل علی وجوب العمل بخبر الواحد الصحیح لانسلم شموله لهذه الصوره ایضا فتدبر.» (۳۶)

کوتاه سخن آن که خبر واحد، گرچه از نظر سندی صحیح بوده باشد، عمل به آن واجب نیست، در صورتی که مورد تایید عملی اصحاب واقع نشده باشد و یا مخالف با اصلی از اصول باشد; بویژه اگر معارضهایی داشته باشد هر چند آن معارضها و روایتهای ناسازگار، از نظر سندی صحیح نباشند و بویژه اگر پاره ای از معارضها از قوتی برخوردار باشند. در هر یک از این فرضهای یاد شده، دلیلی بر حجت بودن چنین خبری نداریم; زیرا قبول نداریم که دلیلهای حجت بودن خبر واح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *