تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی شامل 89 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی تاریخی و تحلیلی به قواعد فقهی نبوی :

مقدمه

قواعد به دو بخش منصوص و اصطیادی تقسیم می شوند. قواعد منصوص به آن دسته از قاعده هایی که در یکی از منابع سه گانه قرآن، سنت نبوی و سنت اهل بیت(ع) وارد شده اند اطلاق می گردد و قواعد اصطیادی قاعده هایی هستند که فقها آن ها را از مجموعه هایی از روایات و یا احکام برگرفته اند.

بی گمان قواعد منصوص که از اعتباری بیشتر و وضعیتی اطمینان بخش تر برخوردار هستند نمایانگر این واقعیت هستند که قواعد قدمتی همسان با ظهور اسلام دارند و شکل گیری آن ها همزمان با تشریع احکام فقهی در اوّلین سالهای بعثت، آغاز شده است.

هر چند قواعد در اوّلین دوره پیدایش خود، به همراه احکام جزئی و به صورت ناشناخته برای مردم ارایه می شد؛ ولی در عین حال، حجم گسترده ای از متون منبع و مرجع را به خود اختصاص داد؛ تا آن جا که مهمترین منبع الهام قواعد فقهی، در همین دوران و در چارچوب قواعد فقهی «قرآن مجید» و «قواعد نبوی» به میدان آمد. بنابراین، در اوّلین روزهای ظهور اسلام، حجم گسترده ای از قواعد اما حداقل ناشناخته برای آن زمان تولید شد.

در این نوشته به بررسی قواعد نبوی که بخش مهمی از قواعد منصوص را تشکیل می دهند خواهیم پرداخت. این بررسی بیشتر جنبه ای تاریخی دارد و می کوشد به آنچه در کتابهای شیعه و سنی در این زمینه ارایه شده بپردازد. طبیعی است که پذیرش بسیاری از این قواعد، در گرو بررسی سند و یا تلقی و نوع تعامل اصحاب با آن ها می باشد. بررسی اسناد و یاتلقی اصحاب از رسالت این مقاله بیرون است و آن را به مکان مناسب خود یعنی بحث های استنباطی موکول می نماییم.

توضیح و بررسی قواعد فقهی در سنت نبوی و میزان انعکاس و تطبیق آن نزد اصحاب و اهتمام امامان(ع) به قواعد نبوی را با ذکر چند محور، دنبال می کنیم:

۱ قواعد نبوی بیانگر انسجام فقه اسلامی

فقهی که انسجام ذاتی و مجموعه های به هم پیوسته ندارد، نمی تواند منظومه ای از قواعد انبوه را پدید آورد. از این رو، اگر بپذیریم که قرآن، تبیین فقه را از طریق ارایه انبوهی از قاعده ها انجام داده است؛ به ناچار باید این حقیقت را بپذیریم که فقه مورد نظر قرآن، ذاتاً منسجم و به هم پیوسته می باشد. در این صورت، آن چه از پیامبر(ص) انتظار می رود رویکرد قاعده مند در ارایه فقه است. در حقیقت، پیامبر(ص) تبیین فقه را با این رویکرد آغاز نمود و در موارد بسیاری تلاش کرد، به جای بیان احکام جزئی، موارد گوناگونی را که از نظر حکم، متحد هستند؛ با عباراتی گویا بیان کند. امامیه و اهل سنت از پیامبر(ص) روایت کرده اند که فرمود «اعطیت یا اُوتیت جوامع الکلم.»۱

با توجه به این که فعالیت های پیامبر را نه می توان و نه باید در فقه خلاصه کرد؛ بلکه حتی بی آنکه تحقیقی گسترده نمود چهره اصلی فعالیت های وی را نمی توان فقهی دانست. از این رو، نباید تصور کرد که مقصود پیامبر(ص) از عنوان «جوامع الکلم» صرفاً قاعده های فقهی بوده است. کلمات پیامبر(ص) در تمام زمینه ها از ویژگی جامعیت و فراگیری برخوردار می باشد. به همین سبب، در روایات فراوان، عبارت هایی پرمعنی و فراگیر از پیامبر(ص) در موضوع اعتقادات، اخلاقیات و… به چشم می خورد.

البته باید پذیرفت که بخش مهمی از تلاش های پیامبر(ص) فقهی بوده است. در نتیجه، قسمتی از «جوامع الکلم» نیز فقهی به شمار می آید. جوامع الکلم فقهی، تعبیر دیگری از احکام فراگیر و کلّی است که موارد مختلف را مورد پوشش قرار می دهد.۲

جالب این که جامعیت و فراگیری، حتی در این کلام حضرت اوتیت جوامع الکلم نیز به چشم می خورد. یعنی به صدور کلمه های جامع از پیامبر(ص) در زمینه های فقهی، اخلاقی و… نظر دارد.۳

توضیح و بررسی قواعد فقهی در سنت نبوی و میزان انعکاس و تطبیق آن را نزد اصحاب، با ذکر چند محور، دنبال می کنیم:

۲ ارتباط قواعد قرآن و قواعد پیامبر(ص)

قواعد قرآنی مرزهایی گسترده و دامنه هایی بزرگ دارند. این گستردگی و بزرگی، ظرفیت هایی تمام نشدنی به قواعد قرآنی بخشیده اند؛ تا با زمان همراه گردند و با ارائه راهبردهای کلان، جامعه ها را اداره نمایند. بدینسان قرآن اصولی بنیادی را ارائه می کند که نه تنها به محدودیت آفرینی در فرایند پویایی اندیشه اسلامی نمی انجامند، که فراتر از آن، زمینه هایی بزرگ را برای نقش آفرینی در دوره های متفاوت فراهم می کند.

با توجه به این نکته می توان رابطه قواعد پیامبر(ص) با قواعد قرآنی را به دست آورد. قواعد نبوی از مجموعه هایی تشکیل شده که شرح و تبیین قواعد قرآن را به عهده دارد.۴ نقش شارح بودن برای قواعد قرآنی به دو صورت می باشد:

الف. قابل فهم کردن قواعد قرآنی

گاهی قواعد نبوی پرده از قاعده بودن یک عبارت و یا جمله یا آیه قرآنی بر می دارند. به این صورت که با به نظم در آوردن آن در قالب یک قاعده، نقشی فراتر از آنچه در نگاه نخست به ذهن می آید در فقه ایجاد می کنند. به بیانی دیگر پیامبر(ص) در موارد بسیاری با قراردادن محتواهایی از قرآن در قالب های بیانی باز شده تر، آن ها را به صورت ملموس تری در دسترس قرار می داد.

ب. تفکیک و تجزیه قاعده کلی قرآنی به قواعدی محدودتر

گاهی قواعد نبوی، یک قاعده کلی قرآنی را به قواعدی با قلمروهایی محدودتر تفکیک و تجزیه می نمایند. به تعبیر دیگر گاهی هر مجموعه از قواعدنبوی در دل یک قاعده قرآنی جای می گیرند.

نمونه هایی از ارتباط میان قواعد نبوی و قواعد قرآنی:

قاعده «الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً»۵ با این جملات قرآنی تناسب دارد:

«فلاجناح علیهما أن یصلحا بینهما صلحاً»۶، «والصلح خیر»،۷ «أن تبرّوا وتتّقوا و تصلحوا بین الناس»۸ و جمله های قرآنی دیگر.

قاعده «الموءمنون عند شروطهم»۹

با این جملات قرآنی متناسب است: «والموفون بعهدهم إذا عاهدوا»،۱۰ «وأوفوا بالعهد»۱۱ و «انّ العهد کان مسوءولاً»۱۲

قاعده «لاحرج علی مضطر»۱۳

با این جملات قرآنی تناسب دارد: «فمن اضطرّ غیر باغٍ و لا عادٍ فلا إثم علیه»۱۴، «و ما جعل علیکم فی الدین من حرجٍ»۱۵ و موارد دیگری که به توضیح اصولی پرداخته و در قرآن یافت می شود.۱۶

۳ تحلیل رویکرد پیامبر(ص) به ارایه قاعده

در تحلیل رویکرد پیامبر اسلام(ص) به قاعده سازی، حداقل دو دلیل مهم را می توان ذکر کرد:

دلیل نخست: فقه در آن زمان، اوّلین روزهای پیدایش خود را سپری می نمود. مردم با آموزه های آن آشنا نبودند و زمینه ذهنی مناسبی در مورد دستورهای اسلام نداشتند. در این شرایط، پیامبر(ص) قصد داشت به سرعت، قوانین فقه را در میان مردم رواج بدهد. کارکرد قواعد به عنوان جملاتی معمولاً کوتاه و مشخص که حجم فراوانی از مفاهیم را در خود داشت به خوبی از پس حلّ مشکل تازه مسلمانان بر می آمد، و پیامبر(ص) با ارایه قواعد توانست تعالیم فقهی خود را به سرعت در میان آنها رواج دهد. از سوی دیگر، جامعه، شدیداً به حافظه افراد و مهارت های شخصی برای حفظ روش های جدید زندگی در چارچوب اسلام(فقه) وابسته بود.

طبیعی است که پیامبر(ص) ترجیح دهد، به جای بیان بسیاری از احکام جزئی به قاعده سازی روی آورد. قواعد، ضمن آنکه بسیار کم حجم تر از احکام جزئی بودند، زبانی مشخص و راحت نیز داشتند. این ویژگی به تازه مسلمانان، امکان می داد تا به راحتی، وظیفه مهم پاسداری از نخستین میراث های فرهنگ اسلامی را به انجام رسانند؛ خصوصاً، فرصتی را که پیامبر(ص) برای ارایه تمام اجزای دین مانند، اخلاق، فقه، معارف و… در اختیار داشت کم بود، و این به نوبه خود سبب می شد تا شیوه ای بهتر را برای بهره گیری از فرصت ها جهت ارایه دین و از جمله فقه انتخاب کند.

پیامبر(ص) بیش و پیش از هر چیز تلاش کرد تا قواعد فوری و ضروری جامعه آن روز را ارایه دهد و بخشی از اندیشه جدید حقوق اسلامی را جایگزین خصلت های جاهلی نماید؛ خصلت هایی که گاهی جنبه اجتماعی داشته و در عین حال منحط بودند. به این دلیل، قواعدی که پیامبر(ص ) ارایه می فرمود، عمدتاً به حوزه های زیر مربوط می شد یا کارکردی فعال در این حوزه ها داشت:

الف. حوزه تخاصمات:

از آن جا که جامعه جاهلی، برای تخاصم و درگیری میان مردم و ایجاد تنش در روابط اجتماعی آماده بود از این رو، بخش گسترده ای از قواعد نبوی به ارایه مباحثی اختصاص پیدا کرد که به ایجاد روش های حل مناقشات می پرداخت؛ قواعدی مانند:

«إنّما اقضی بالبینات»،۱۷ «البینه علی المدّعی و الیمین علی المدّعی علیه»۱۸ و امثال این ها که در زمینه کیفیت اثبات جرم و چگونگی حکم میان دو طرف دعوا، وارد شده است.

«الولد للفراش و للعاهر الحجر.»۱۹

«والموءمن حرام کلّه عرضه و ماله و دمه.»۲۰

«الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً.»۲۱

«لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام.»۲۲

ب. حوزه مجازات:

یکی دیگر از حوزه های حساس و مهم در نخستین سال های استقرار اسلام، ارایه قواعد و مقررات مجازات بود. پیامبر(ص) بخشی از تلاش های خود را در این زمینه، تمرکز بخشید و جامعه را با الگوهای رفتاری جدیدی در حوزه مجازات آشنا ساخت؛ قواعدی مانند:

«و العمد قود و شبه العمد ما قتل بالعصا و الحجر و فیه مائه بعیر.»۲۳

«لا کفاله فی حد.»۲۴

«لا انکار بعد اقرار.»۲۵

«ادرأوا الحدود بالشبهات.»۲۶

ج. حوزه مالکیت و معاملات:

هنگامی که اسلام جایگزین جاهلیت شد؛ جامعه پراکنده و فاقد قدرت مرکزی حجاز، به دوران تازه ای پاگذاشت. دورانی که به وضوح از شکل گیری رونق سیاسی و اقتصادی خبر می داد؛ به دست آمدن غنایم و تشکیل حکومت در مدینه، نشانگر این برهه جدید است. رسوم و آداب جاهلی به هیچ وجه نمی توانست با مناسبات پیچیده این دوران مقابله کند. بخش مهمی از تلاش های پیامبر(ص) در اوّلین سال های تشکیل حکومت اسلامی صرف تبیین قوانین و قواعد معاملات و مالکیت شد. این بخش از تلاش های پیامبر(ص) در روایات فراوانی به چشم می خورد:

«علی الید ما أخذت حتّی توءدی.»۲۷

«العاریه موءاده.»۲۸

«الزعیم غارم.»۲۹

«الدین مقضی.»۳۰

«و لا یحل لمومن مال أخیه إلاّ عن طیب نفسه منه.»۳۱

«لا وصیه لوارث.»۳۲

«الموءمنون عند شروطهم.»۳۳

«الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً.»۳۴

«المغرور یرجع إلی من غرّه.»۳۵

«الناس مسلّطون علی أموالهم.»۳۶

د. حوزه عبادات:

بخشی از اسلام را می توان در آینه مناسک و عبادات دید. این قسمت، مجموعه ای را در کنار قسمت های دیگر دین اسلام تشکیل داده است. به طور طبیعی پیامبر(ص) باید پس از استقرار آیین جدید، به ارایه مناسک و عبادات می پرداخت و به این نیاز علم پاسخ می داد. بخشی از تلاش های پیامبر(ص) در سال های اوّلیه، صرف ارایه قواعد در این حوزه شد.

«لیس علیک خلف الامام سهو.»۳۷

«إنّما الاعمال بالنیات.»۳۸

«من یزد شیئاً فی صلاته فلیسجد سجدتی السهو بعد سلامه و إن کان بنقصان سجد قبل سلامه.»۳۹

ه. حوزه مسائل مربوط به اسلام و کفر:

از آن جا که فقه قاعده مند به صورت گسترده با زندگی و مقتضیات آن ارتباط دارد؛ قواعد نبوی نیز، شرایط روزهای اوّل شکل گیری اسلام را که برخاسته از مناسبات دوران تولد اسلام بود، نشان می دهد. بخشی از این قواعد به شیوه های برخورد با شرایط دوران انتقال از کفر به اسلام و مسائل موجود بین این دو پرداخته است؛ مانند:

«الاسلام یجبّ ما قبله.»۴۰

«الاسلام یزید و لاینقص.»۴۱

«الاسلام یعلو و لایعلی علیه.»۴۲

و برخی دیگر نیز به ایجاد و جایگزینی مسائل حقوقی جدید به جای رسوم جاهلی نظر داشت که در گفتار دیگری به توضیح آن می پردازیم.

به هر حال تلاش های پیامبر(ص) در ارایه فقه، عموماً و ارایه قواعد آن، خصوصاً فضای جدیدی به وجود آورد که کاملاً با شرایط دوران جاهلی تفاوت داشت.

دلیل دوم: علاقه پیامبر اسلام(ص) به قاعده سازی را باید به خاطر مسئولیت حضرت به عنوان آخرین پیامبر(ص) در قبال آیندگان دانست. قواعد، دو گونه کاربرد دارند و در دو سطح تاریخ و زمان صدور خود می توانند نقشی پاسخگو ارایه کنند. گاهی بسیاری از قواعد، در ابتدا بیانگر حکم یک یا دو مورد جزئی در زمان خود بوده اند و در پاسخ به نیاز فوری و اضطراری، ارایه و تبیین شده اند؛ ولی گذشت زمان، مفهوم گسترده تر آنها را ظاهر ساخته است، و پس از گذشت چندین سال، نقش فراگیر آنها در پاسخ به رخدادهای جدید و غنابخشی به فقه، آشکار شده است. در واقع پیامبر(ص) با این رویکرد از یک سو به معضلات عینی عصر خود پاسخ می گفت و از سوی دیگر، راه های جدیدی را به آیندگان نشان می داد. تمسک امامان(ع) به سخنان پیامبر(ص) و ارایه برداشت هایی قاعده مند از روایات نبوی که تا آن زمان تفسیر جزئی از آنها می شد بعدها و در جای مناسب به این تمسک ها اشاره خواهیم کرد شاهد این مدعاست.

با این حال آنچه پیامبر(ص) ارایه فرمود، تمام فقه نبود. بخش مهمی از قواعد فقهی را که بیشتر به آینده مربوط می شد نیز به امام علی(ع) و طبعاً به اهل بیت(ع) سپرد که در جای خود و هنگام بیان تحولات قرن دوم توضیح خواهیم داد.

۴ فهرستی از قواعد نبوی

با بررسی روایات نبوی، به قاعده های فقهی بسیاری بر می خوریم. فراوانی این قاعده ها، برداشت ما را از گفتار پیامبر(ص) جوامع الکلم فقهی تأیید می کند.

بیان انبوه قواعد فقهی توسط پیامبر(ص) نشانگر عنایت حضرت به پاسخگویی در موارد جزئی و رفع نیازهای فراگیر فقه از طریق کلّی گویی است. بعضی از این قواعد، عبارتند از:

۱ «و لا یحلّ لموءمن مال أخیه إلاّ عن طیب نفسه منه.»۴۳

۲ «لاوصیه لوارث.»۴۴

۳ «کلّ ذی ناب من السباع و مخلب من الطیر حرام.»۴۵

۴ «إنّما الاعمال بالنیات.»۴۶

۵ «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب.»۴۷

۶ «کلّ شرط خالف کتاب اللّه فهو ردّ.»۴۸

۷ «حکمی علی الواحد حکمی علی الجماعه.»۴۹

۸ «کلّ مسکر حرام.»۵۰

۹ «کلّ محدثه بدعه و کلّ بدعه ضلاله.»۵۱

۱۰ «مطل الغنی ظلم.»۵۲

۱۱ «هدیه العمّال غلول.»۵۳

۱۲ «رفع القلم عن ثلاثه: عن الصبی حتّی یحتلم و عن النائم حتّی ینتبه و عن المجنون حتّی یفیق.»۵۴

۱۳ «السلطان ولی من لا ولیّ له.»۵۵

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *