تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری با 92 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ورزش و نشاط دینی در کلام مقام معظم رهبری :

مقدمه

برای جوانان ورزش کردن یک سرمایه اندوزی است. من اعتقاد دارم ورزش برای همه یک فریضه عمومی است. البته منظورم ورزش حرفه ‌ای نیست. ورزش حرفه ‌ای را هم رد نمی کنم، اما توصیه نمی کنم که همه جوانان سراغ ورزش حرفه‌ ای بروند؛ نه. ورزش برای سلامت و حفظ نشاط است.

ورزش برای جوانان لازم، برای مسن ‌ها واجب!

توصیه‌ ی من این است که جوان ها به من نگاه کنند. من وقتی به کوه می ‌آیم و گاهی می‌ بینم حتّی از من مسن ‌تر هم کسانی می ‌آیند که با استحکام و استقرار جسمانی و قرص و محکم این راه را طی می‌ کنند، واقعاً لذّت می‌ برم. البته این نکته را تأکید کنم که وقتی می‌ گوییم جوان ها، معنایش این نیست که ورزش مخصوص جوان هاست. نخیر؛ همان‌ طور که ورزش برای جوان ها لازم است، برای مسن‌ ترها هم لازم است. بلکه می‌ شود گفت برای جوان ها لازم است، برای مسن‌ ها واجب مؤکّد است. توجّه کردید؟ چون اگر کسانی که پا به سن گذاشته ‌اند، ورزش نکنند، پیری زودرس به سراغشان خواهد آمد و قطعاً دچار عوارض پیری خواهند شد و از کار خواهند افتاد. چرا کسی که می‌ تواند کار و تلاش کند و عمر خود را ده، بیست سال با ورزش، بر حسب روال طبیعی استمرار بخشد، این کار را نکند؟ من حرفم این است. از این رو توصیه می‌ کنم همه ورزش کنند؛ هم جوان ها، هم پیرها، هم میان ‌سال ها، هم مردها و هم زنها. زنها هم باید ورزش کنند. گاهی من در همین راه «کُلک چال» که از پایین به بالا می آیم، یا بعکس به طرف پایین می‌ روم، خانم هایی را می‌ بینم که با چادر مشکی این راه را طی می‌ کنند. با این‌که قسمتی از این راه، بسیار ناهموار و یا به قول ما مشهدی ها قلب است، درعین‌حال خانمها این راه ناهموار را تحمّل می‌ کنند و با چادر مشکی می ‌آیند. خوب؛ این همّت است دیگر. من این‌طور زنها و همچنین افراد مسنّی که این راه های طولانی را طی می‌ کنند و می‌ روند، بسیار تحسین می‌ کنم.[۱]

کوهنوردی بی خرج ترین ورزش ها

بنابراین توصیه‌ی ما به همه‌ی مردم این است که ورزش کنند. البته از میان همه‌ ی ورزش ها توصیه‌ی ورزش خاصّی را نمی‌ کنیم. هر کس به هر ورزشی که دوست دارد و با وضع و طبیعت و امکانات او متناسب است، بپردازد. منتها بی‌ خرج ترین ورزش ها کوهنوردی است. این را که ما امتحان کرده ‌ایم، هیچ خرجی ندارد؛ حتّی یک توپ کوچک هم لازم ندارد. آدم کفشش را پایش می‌ کند و می‌ زند به کوه و راه می‌ رود و ورزش می‌ کند و از این هوای خوب و مناظر طبیعی استفاده می‌ کند. توصیه می‌ کنم که حتماً ورزش را فراموش نکنید.[۲]

قهرمان اراده‌ ها

من قهرمان‌ ها را دوست می ‌دارم. علاوه بر این‌که همه‌ ی ورزشکارها را در همه‌ ی رشته ‌های ورزشی دوست می‌ دارم، قهرمان ها مورد علاقه ‌ی ویژه در قلب من هستند. البته یک علّت و انگیزه ‌ی محبّت و پیوند قلبی من با این جوانان این است که اینها روی سکّو می‌ ایستند، افتخار می ‌آفرینند و می ‌درخشند. لیکن علاوه بر این، من به آن چیزهایی فکر می‌ کنم که این قهرمان را روی سکّو می‌ فرستد یا مدال را نصیب او می‌ کند و افتخار را به او می‌ بخشد. آن چیزی که جوانِ ما را در میدان های ورزشی به کسب موفقیّت می‌ رساند، فقط توانایی جسمی نیست – توانایی جسمی فقط یک عنصر است – چیزهای دیگری هم در کنار آن وجود دارد که از لحاظ ارزش گذاریِ انسانی خیلی مهمّند: یکی قدرت اراده است. خیلی ها به ‌طور طبیعی زور هم دارند، اما حتی اراده‌ی این را ندارند که وقت معینی در روز بایستند، ورزش کنند و خودشان را سالم نگه دارند. ورزش اراده می‌ خواهد. ورزش، کار آسانی نیست. البته برای جوان – که دارای نیروی طبیعی است – شوق ‌انگیز است ولیکن همان جوان هم اگر اهل اراده نباشد و ترجیح بدهد در گوشه ‌ای بنشیند یا استراحت کند یا بخورد یا تلویزیون تماشا کند یا بخوابد، اصلاً ورزشکار نخواهد شد. خودِ ورزش به اراده احتیاج دارد. پیشرفت در ورزش به اراده‌ ی بیشتر احتیاج دارد. برجسته شدن، قهرمان شدن و سرآمد شدن در ورزش به رجحان اراده ‌ی این انسان بر اراده‌ های دیگر احتیاج دارد. آن کسی که رقیب این قهرمان ماست، او هم ورزشکار و دارای اراده است؛ اما اراده‌ ی این قهرمان بر اراده‌ی او رجحان پیدا می‌ کند و این یعنی برجستگی و امتیاز کامل در قدرت اراده.[۳]

ورزش به نام خدا

روح ورزش ایمان و تقوا و پاکدامنی است. اگر بخواهید این کار را بکنید، شما باید حزب اللّهی‌ ها و مؤمنین به دین و به انقلاب را در سر تا سر میدان ورزش بیاورید و به کارهای حسّاس بگمارید… باید فضای محیط کار را طوری کنید که حزب اللّهی ‌ها بیایند. مؤمنین به انقلاب، احساس کنند که می‌ شود آمد… محیط ورزش را، محیط دینی و اسلامی، محیط توسّل و توجّه و محیط اعتقاد به خدا قرار دهید. اگر می‌خواهید ورزش پیش برود، این ‌طور پیش خواهد رفت. وقتی پای بچه‌ های مؤمن به میدانی برسد و راه آنان باز باشد، البته پیش خواهند رفت؛ کار خواهند کرد و خوب خواهد شد. این، آن نکته‌ ی مهمی است که در زمینه‌ی روح ورزش باید دنبال شود.[۴]

باید محیط ورزش را محیط معنوی کنید. محیط معنوی، همان محیط پهلوانیِ دیرین ورزشکاران قدیمی خودِ ماست؛ آنهایی که وقتی وارد گود ورزشی می‌ شدند، خاک گود را می‌ بوسیدند؛ آنهایی که همیشه ورزش را با نام خدا شروع می‌ کردند و با نام خدا تمام می‌ کردند – با بسم‌اللَّه شروع می‌ کردند و با دعا تمام می‌ کردند – کشور ما این‌گونه کشوری است. محیط ورزش آن، محیط معنوی، جوانمردی، ایمان، تقوا، پاکدامنی و پارسایی و محیط معنویّت و درخشندگی روحی و نفسانی است.[۵]

سرمایه‌گذاری با تدبیر

عقیده ‌ام بر این است که اگر ما در این بخش سرمایه‌ گذاری کنیم و درست بیندیشیم و تدبیر نماییم، بلاشک در میدان های ورزشیِ دنیا همان اتّفاقی خواهد افتاد که در جنگ به وسیله بسیجی ها و سازمان های نظامی ما – که از همه تجهیزات مدرن دنیا تقریباً منقطع بودند – اتّفاق افتاد. دیدید که در جنگ چه کردند و چه افتخاری آفریدند! همین الان در ورزشِ والیبال جانبازان و معلولان، همین اتّفاق افتاده است و این برادران مرتّب افتخار می‌ آفرینند. یا مثلاً در کُشتی، خود شما و برادرتان و بعضی از برادران دیگر، واقعاً افتخارات بزرگی را به کشور دادید. ما در همه میادین ورزشی می‌ توانیم این‌گونه باشیم. هیچ دلیلی ندارد که ما در فوتبال، یا در والیبال، یا در اسب سواری، یا در بعضی از ورزش های سنّتی خودمان – مثل چوگان – یا در ورزش های انفرادی رزمی، یا در شنا، نتوانیم به مصاف ورزشکاران برجسته دنیا برویم. علّت این‌که این وضعیت نابسامانِ فعلی وجود دارد، آن است که بر روی تربیت و پیشرفت و استفاده از تکنیک، برنامه‌ریزی نشده است. این یک اشکال است.

اشکال دوم – که آن هم به این اشکال کاملاً مرتبط است – کمبود فضای معنوی و فرهنگی در ورزش است. یعنی در محیط ورزش، سعی نشده فضای فرهنگی اسلامی و سالمی حاکم باشد. نه این‌که ورزشکاران ما آدم های خوبی نیستند؛ نخیر، آدمهای بسیار خوب و مؤمن و متّقی و پرهیزکار در میان شان هست؛ منتهی فراتر از این باید باشد. محیط ورزشی ما باید محیط عفیفی باشد. عفّت، معنای خیلی عجیب و وسیعی دارد. سلامت نفس یک انسان، در هر جایی خودش را نشان می‌دهد. محیط ورزش، باید محیط عفیف باشد. در آن بایستی هرزگی، شلختگی و هر چیز غیر عفیفانه مشاهده نشود. ما باید این فضا را در محیط ورزشمان به وجود آوریم و اگر این باشد، در دنیا خواهد درخشید و ورزش ما ستاره خواهد شد.[۶]

ایران مرکز کشتی جهان

هر ملتی آنچه را که خودش دارد، دو دستی بچسبد و حفظ کند و آن را کمّاً و کیفاً افزایش دهد و آنچه را ندارد، به دست بیاورد و کسب کند. آنچه که ما در ورزش داریم، چیزهای زیادی است. ما ورزش های بومی بسیاری داریم که متأسّفانه در طول سال های قدیم، کوتاهی های زیادی در معرفی آنها شده است.اگر ما روی بعضی از ورزش های دیگر مثل چوگان و بعضی از ورزش های باستانی هم، کار و سرمایه‌گذاری و نوآوری می‌ کردیم، امروز مثل کُشتی در دنیا مطرح بودند. ما خیلی بازی های ورزشی و خیلی ورزش های محض داریم که باید ذهن های خلاّق و کارآمد بنشینند و آنها را در قالب های علمی بریزند و به عنوان ورزش بومی، گسترش شان دهند؛ هم در داخل کشور ترویج کنند، هم آنها را صادر نمایند. کما این‌که شما می‌ بینید ژاپنی ها و کره ‌ای ها و چینی ها، ورزش خودشان را در دنیا چطور صادر کردند! مثلاً ورزش های رزمی آنها یکی از مهم ترین رشته‌ های ورزشی شده است… کُشتی ورزش بومی ماست که تا به ‌حال حفظ شده است؛ لیکن من می‌ خواهم بگویم شما باید این را هر چه بیشتر توسعه‌ ی کمّی و کیفی دهید. شما روی خصوصِ ورزشِ کشتی سرمایه‌ گذاری کنید… کُشتی را که مظهر این اِعمال اراده‌ی نیرومند انسانی است، هرچه می‌ توانید، تطوّر بدهید. کاری کنید که در دنیا نگاه اهل ورزش و ورزش‌ دوستان به باشگاه های تربیت کُشتی در ایران باشد و ببینند که شما امروز، چه فنون تازه، چه کارها و شگردهای تازه و حتّی رشته‌ های تازه ‌ای دارید. رشته‌ های تازه ‌ای را به وجود آورید. مسلّماً با ابتکار انسانی می‌ شود این کارها را کرد.[۷]

بومی مثل چوگان و ورزش باستانی

ورزش باستانی ورزش بسیار خوب و مهمّی است. این ورزش را ادامه دهید و پیش بروید. شاید کارهای دیگر و بیشتری هست که می‌ شود آنها را انجام داد؛ تمرین کرد و حتّی به ورزش باستانی افزود. فنونی را به ورزش باستانیِ معمول اضافه کنید. فنون و حرکاتی که امروز در ورزش باستانی است، یک دفعه به وجود نیامده است. کسانی که توانایی جسمی داشتند و وارد بودند، بتدریج این فنون و حرکات را به وجود آوردند. بنابراین از این بیشتر هم می‌ شود. فرض بفرمایید شما چرخ زدن را مثلاً به این شکل خاص انجام می‌دهید. شاید به شکل های دیگر هم بشود فکر کرد و انجام داد، یا راهی پیدا کرد و کارهای دیگری به وجود آورد. لابد در بین شما چنین نوآوری هایی هست. در این‌جا شاید کسانی از شما نخواهند نوآوری ها را بروز دهند؛ چون شرایط آماده نیست و ما گود مناسبی که آقایان بخواهند هنرنمایی کنند، نداریم. بر حسب کیفیّت مورد امکان خودتان و متناسب با وضع جسمانی‌ تان، بر آنچه که هست اضافه کنید. اگر شما بتوانید با این کاری که انجام می‌ دهید، افراد تنبل را وادار کنید که به شوق بیایند و ورزش کنند، بدانید که ثواب و خدمت بزرگی انجام داده ‌اید.[۸]

ورزش چوگان

دنبال ورزش هایی بگردید که بومی ماست و مردم از آنها خبر ندارند. مثلاً من ورزش چوگان را دیده ‌ام. یک ورزش ایرانی است. الان هم در دنیا معمول است، چوگان بازی می‌ کنند. ولی ما اصلاً بازی چوگان را بلد نیستیم. اصلاً نمی ‌دانیم چوگان چیست! بیایید اینها را احیا و زنده کنید؛ چون جزو فرهنگ شما و اصلاً جزو ملیت شماست.

ورزش های بومی، نظیر بعضی از ورزش های باستانی ما از دیسک و میسک و آن چیزهایی که آنها پرتاب می‌ کنند، بهتر است. آنها هیچ وجهی ندارد. فرض کنید هالتر زدن خوب است. چرا سنگ زدن نباشد؟ سنگی که ما در باشگاه ها بر می ‌داریم؛ سنگ می‌ زنیم به تعبیر خود زورخانه‌دارها یا سنگ می‌ گیریم. چرا ما سنگ گرفتن را باب نکنیم؟ بیایید اینها را در دنیا معرفی کنید. بیایید میل را – که ما مشهدی ها به آن «گوارگه» می‌ گوییم – باب کنید. میل بازی، هم زیباست، هم تردستی در آن است و هم ورزش ویژه‌ ی ایرانی است. شما ببینید «چرخ» ورزشی است هم بهداشتی، هم مفرّح و هم برای زیبایی اندام بسیار مفید است. «چرخ» را در دنیا باب کنید. دنیا از «چرخ» خبر ندارد. ما فقط برای برنامه‌ های تشریفاتی، نمونه‌ هایی از زنگ و ضرب را در تلویزیون نشان می‌دهیم؛ یا فلان مسافر می‌آید، او را به فلان باشگاه در یک گوشه‌ی گود منحوس قدیمی می‌ بریم و به او نشان می‌دهیم! لزومی ندارد. بیایید اینها را زنده و احیا کنید. اینها احتیاج به کار دارد.[۹]

هر جا پرچم بالا برود، نشان پیروزی نیست

این جایی که این جوان، با طرف صهیونیست خودش کُشتی نمی‌ گیرد و او اوّل می‌ شود – این از دور، خارج، یا دوم می‌ شود – این چیزی به دست آورده که ارزشش بیشتر از آن قهرمانی است. ایشان نشان داده که دارای یک مبناست و پای آن مبنا قرص و محکم ایستاده است.

جوانی دلش می‌خواهد قدرتش را نشان بدهد؛ اما برای خاطر یک فکر و یک مبنا – برای خاطر اعلام یک موضع سیاسی عظیم – این کار را نمی‌ کند؛ یعنی پا روی نفس خودش می‌ گذارد و کُشتی نمی‌ گیرد! بدانید که این کار شما میلیون ها و شاید چند صد میلیون جمعیت را در دنیا خوشحال می‌ کند. خیلی از عرب ها خوشحال می‌ شوند؛ خیلی از مسلمان ها که در این قضیه انگیزه ‌ای دارند خوشحال می‌ شوند. این کار، خیلی ارزش دارد. حالا فرض کنید که آن هم رفت؛ همه می ‌دانند آن‌که پرچمش بالا رفته، قهرمانی دروغین است. بله؛ کسی که کُشتی نگرفته قهرمان است، معلوم است که چگونه قهرمانی است! قهرمانی بی‌ارزش است. قهرمانی، آن است که روی تشک، قهرمان بشود. آن‌که سراغش نمی ‌آیند و قهرمان می‌ شود، دیگر قهرمانی به حساب نمی ‌آید. درست است که در قراردادها اسمش را قهرمانی گذاشتند، ولی این برای او چندان ارزشی ندارد….حالا یک موردش، صهیونیست است؛ باز هم بعد از این، هر جا به موردی برخورد کردید که دیدید شأن و شرف انسانی و اسلامی و ایرانیِ شما اقتضا می‌ کند که با او مصاف ندهید، به عنوان یک فکر، امتناع کنید و مصاف ندهید؛ اگر چه که حالا در بیرون، دست او را بلند کنند! خوب؛ بکنند، چه اهمیتی دارد؟![۱۰]

درس شکست

آن جاهایی هم که در میدان های ورزشی شکست می ‌خوریم، عقبه ‌ی ما در این‌جا خراب است؛ یعنی هر وقت آن سازماندهی ضعیف باشد، ما اثر ضعف را در آن‌جا مشاهده می‌ کنیم. نمی‌ شود آن ورزشکار، آن کاپیتان تیم، یا آن بازیکن بخصوص را مقصّر دانست؛ زیرا او مجرّد و تنها و بریده‌ی از قبل خودش نیست. آن جایی هم که او پیروزی به‌دست می ‌آورد، حتماً بخشی از این افتخار مربوط به این عقبه و سابقه – میدان تمرین و آموزش و سازمان های ورزشی و کلّ سازمان دولتی در داخل کشور – است؛ بخشی از افتخار هم مربوط به خود اینهاست.[۱۱]

جایگاه واقعی ایران

اعتقادم این است که ایران نباید در میدان های بین‌المللی ورزشی، جزو آن رد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *