تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره) شامل 60 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر فیض کاشانی (ره) :

فرهنگ عصر صفویه با تشیع گره خورده است. شاه اسماعیل، پایه گذار حکومت صفویه، همواره در تلاش برای تقویت و گسترش مذهب شیعه بوده و پس از شکل گیری حکومت، به این آرزو رسید و مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرد.

بنابراین وضعیت فرهنگی عصر فیض متأثر از فرهنگ شیعی است که تحت حمایت شاهان صفوی بود. شاه اسماعیل از عالمانی که در مراکز علمی تشیع که در آن دوره در حله، جبل عامل و بحرین متمرکز بودند، دعوت کرد که به ایران بیایند؛ زیرا پیش از صفویه، مذهب بیشتر مردم ایران بر اهل سنت بود و شیعیان تنها در برخی شهرها و به طور پراکنده زندگی می کردند. با تأسیس حکومت صفویه، علمایی چون محقق کرکی به ایران آمدند و زمان شاه طهماسب این مهاجرت، افزایش یافت. صفویان تنها سلسله حکومتی فراگیر در تاریخ ایران هستند که پیروزی خود را مدیون تکامل جریانی فکری و ایدئولوژیکی بودند.

صفویه از نظر فکری، پیروزی خود را مدیون گسترش دو جریان فکری یعنی تصوف و تشیع بود. صفویان تصوف و تشیع را در جریان فعالیت های خود تا مرحله کسب حکومت به هم در آمیختند. این تحول، موضوعی بود که در بستر جامعه جریان داشت. با پیروزی صفویان، تشیع و تصوف نیز در عرصه سیاسی پیروزی یافتند و با وجود ترکیب نسبی این دو جریان، در طول حکومت صفویان، تنش هایی بین نمایندگان آنها پدید آمد و در نهایت تشیع به پیروزی رسید و اندیشه تصوف در صحنه سیاسی به افول گرایید. در هر حال عناصر اصلی فکری و فرهنگی جامعه صفوی را اندیشه های تصوف و تشیع و یا تلفیق آنها تشکیل می داد.[۱]

دامنه نفوذ علما در دوره هایی کم رنگ و در مقاطعی پررنگ بود. در زمان شاه عباس اول به خاطر اقتدار سیاسی، قدرت مذهبی و حضور علما کم رنگ تر شد، ولی بعد از او دامنه نفوذ علما بیشتر شد. علمای شیعی یکی از پایه های اساسی فرهنگ سازی در دوران صفویه بودند. آنها در محیط مناسبی که سیاست فرهنگی پادشاهان صفوی فراهم آورده بود، کتاب ها و رساله های گوناگون در زمینه های مختلف از جمله فقه، حدیث فلسفه، حکمت و عرفان را نگاشتند و از طرفی با فعالیت مبلغان مسیحی مقابله کردند و باعث شدند جامعه صفویه یکی از پویاترین جوامع فرهنگی و علمی در همه دوره ها باشد.

در چنین بستر مناسبی، عالمان بسیاری ظهور یافتند و آثار گران قدری از خود به ارمغان گذاشتند. از جمله آنها محقق کرکی، شیخ بهایی، میرداماد، میرفندرسکی، ملا صدرا، محمدتقی مجلسی، عبدالرزاق لاهیجی، محمدباقر مجلسی و ملامحسن فیض کاشانی را می توان نام برد که با آثار خود باعث غنای فرهنگ شیعی و فرهنگ صفویه شدند، تا جایی که تنها ملا محسن فیض کاشانی، بیش از دویست کتاب و رساله در مباحث گوناگون نگاشت.

در کنار رشد و توسعه فرهنگ شیعی در این دوران، انحرافات فکری نیز شکل گرفته بود. همین امر باعث تبادل نظر و بسط و گسترش فرهنگ علمی بین علما شد.

از جمله انحرافات فکری این عصر، گرایش افراطی اخباری گری بود که سبب شد کتب و رسائلی در مخالفت با علم اصول نوشته شود و در مقابل، بزرگانی مانند فیض با این انحرافات برخورد عالمانه ای کرد و با شناخت عمیق از معارف اهل بیت(ع) به ترویج احادیث معتبر در جامعه پرداخت و کتاب های مهمی در این باره نوشت. از گرایش های فکری اصلی در این دوره، گرایش به تصوف بود و این گرایش که با انحراف های بسیاری روبه رو بود، باعث شد حساسیت بسیاری میان عالمان شیعی نسبت به آنها ایجاد شود. معمولاً در طول تاریخ فکری و فرهنگی جهان اسلام، میان فقهای شرع و متصوفان، اختلاف هایی وجود داشته است. گاه شدت این اختلاف به هدی می رسید که فقها اهل تصوف را مشرک و کافر می دانستند.

عقاید خاص بسیاری از فرقه ها و شیوخ صوفی، همانند اعتقاد به وحدت وجود، شطحیات[۲] به ظاهر کفرآمیز، جدایی طریقت و شریعت و تشکیلات مرید و مرادی و خانقاهی، مخالفت فقها را برمی انگیخت. از سوی دیگر ابتذال و بی بندوباری در برخی فرقه های تصوف بر جدایی متدینان و متصوفان می افزود. بسیاری از فرقه های صوفی بر این عقیده بودند که سالک چون به مرتبه اولیا رسید، ملزم به رعایت حدود شریعت نیست. از نظر آنان کفر و ایمان نزد عارف یکسان است و عارف فوق شریعت به شمار می آید.[۳] مسلماً این اعتقادات حساسیت های بسیاری در میان عالمان شرع پدید می آورد و در خود تصوف نیز این باورها، سرچشمه انحراف های بسیاری می شد، به گونه ای که بسیاری از صوفیان هیچ اعتنایی به احکام شرعی نمی کردند.

برخی اعتقادات متعالی تصوف نیز به جای اینکه به رشد معنوی جامعه کمک کند، بهانه ای برای گروهی سودجو شده بود که سربار جامعه بودند. نفوذ بسیار تصوف نیز گروهی دغل باز و نیرنگ پیشه را وسوسه می کرد که تصوف را وسیله ای برای دست یابی به اغراض دنیوی خود قرار دهند.

برخی شیوخ بزرگ صوفی، چون غزالی [۴]و قشیری،[۵] با درک خطرات انحراف تصوف کوشیدند تصوف را به شرع نزدیک و آن را هم از اتهام های وارده از سوی فقها مبری کنند و جلوی ابتذال و انحراف آن را بگیرید، ولی به هر حال عقاید افراطی و انحرافی در تصوف به خصوص بعد از حمله مغول رشد کرد و در بسیاری از فرقه های مذهبی این عصر، چون حروفیه[۶] و قزلباشیه[۷] که ریشه در تصوف داشتند، نفوذ یافت.

در همین دوره، صوفیان متشرع و عارفان بزرگی وجود داشتند که هم عالم دینی و هم مرشد مردم در امور معنوی بودند، در میان عالمان شیعه نیز گرایش هایی به تصوف در این دوره وجود داشت.

سید حیدر آملی[۸] در این عصر کوشید تا تلفیقی از تصوف و تشیع را ارائه دهد. در آثار علمی برخی فقهای این عصر نیز چون شهید اول و ابن فهد حلی[۹] گرایش های عارفانه مشترک با صوفیه به چشم می آید. به هر حال به نظر می رسد فقها از اینکه صوفی خوانده شوند، چندان راضی نبوده اند و این مسئله بیشتر به دلیل راه یافتن اعتقادهای مخرب در تصوف بوده است.

مرحوم فیض همان گونه که در فصل دوم گفته شد، در کتابی به نام کلمات طریقه، بر فرقه های صوفیه سخت می تاخت و آنها را سرزنش می کرد.

دعوت از عالمان شیعه در حکومت صفوی، یکی از کارهای شاه اسماعیل به منظور صوفی زدایی بوده است. با وجود اینکه صوفیان اداره کشور را در دست داشتند و از قدرت نظامی و سیاسی بسیاری برخوردار بودند و هرگونه درگیری با آنان بسیار خطرناک به نظر می رسید، عالمانی چون محقق کرکی از مخالفت با آنان سرباز نمی زد. او کتابی در رد صوفیه به نام المطاعن المجرمیه نوشته و فتوایی نیز در این زمینه از وی بر جامانده است.[۱۰]

به هر حال بعدها این رقابت ها نیز ادامه یافت، ولی آنچه در قالب علما و صوفیان قدرتمند به کمک علما آمده و آنان را در صحنه سیاسی حفظ کرده، حمایت شاهان صفوی از آنان بود. صفویه با وجود اینکه جد آنها صوفی بود و مقام ارشاد داشت، پس از آنکه مذهب تشیع را اساس وحدت ملی قرار دادند، کم کم از گرایش های صوفیانه دوری و به تقیدات شیعیان و فقیهان و علما همت گماشتند. شاهان در رقابت میان علما و صوفیان قزلباش، به دلایل مختلف ناچار بودند جانب علما را بگیرند. گذشته از مشکلاتی که قزلباشان برای دولت نوبنیاد صفوی ایجاد می کردند، تا جایی که این دولت بر اثر رقابت های آنان در خطر سرنگونی قرار گرفته بود. اصولاً تفکر صوفی مابانه به درد اداره جامعه نمی خورد، به ویژه آن نوع تصوفی که قزلباشان مروج آن بودند، با روح مذهبی جامعه در تضاد بود. ازاین رو، به طور طبیعی دربار به تدریج از تصوف کناره گرفت.

شاهان صفوی با رسمی کردن مذهب شیعه در ایران، بقای خود را به دوام و استواری این مذهب وابسته کردند. اقتدار دولت صفوی، بستگی بسیاری به نفوذ تشیع در ایران داشت. به ویژه که در کنار صوفیان قدرت مخالف آنها یعنی عثمانی که اهل تسنن بودند، به جنگ های خود جلوه مذهبی داده بودند.

به همین دلیل، شاهان صفوی برای تبلیغ مبانی عقیدتی شیعه به علما نیاز داشتند و این نیاز در رقابت با صوفیه به سود علما تمام می شد و در نهایت این صوفیان بودند که در جامعه منزوی شدند و هرگز نتوانستند در ایران اوج و اختیار گذشته خود را باز یابند.[۱۱] آنچه در این میان باید توجه داشت، این است که روی مخالفت بسیاری از علما با عناصر نامطلوب تصوف بوده است، نه جنبه های عرفانی آن. گاه شدت مخالفت ها به حدی می رسید که دامنه آن علمایی چون ملا صدرا و فیض کاشانی را نیز دربرمی گرفت. علامه مجلسی که از مخالفان جدّی صوفیان در عصر صفوی است، در رساله ای درباره صوفیه چنین می گوید: «آنها که تصوف را عموماً نفی می کنند از بی بصیرتی ایشان است که فرق نکرده اند میان صوفیه شیعه و صوفیه اهل سنت چون اطوار و عقاید ناشایست از آنها دیده و شنیده اند، گمان نمی کنند که همه صوفیه چنین اند».[۱۲]

وی درباره صوفیه شیعه به سید بن طاووس، ابن فهد حلی، شهید ثانی، شیخ صفی الدین اردبیلی، شیخ بهایی و پدرش، محمدتقی مجلسی اشاره می کند. او در همین زمینه به زاهدان مؤمن که به آنها صوفی نیز می گویند، اشاره می کند و می گوید:

«این جماعت زبده مردمند، لکن چون در هر سلسله جمعی داخل می شوند که آنها را ضایع می کنند، تمیز میان آنها باید کرد. چنان که علما که اشرف مردمند میان ایشان بدترین خلق باشند. همچنین میان صوفیه، سنی و شیعه و ملحد می باشد، صوفیه شیعه، همیشه علم و عمل و ظاهر و باطن را با یکدیگر جمع می کرده اند».[۱۳]

پادشاهان صفوی که برای جدا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *