توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز شامل 96 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویلکی کالینز و دیکنز :
مقدمه ای در معرفی ویلکی کالینز
ویلکی کالینز (۱۸۸۹-۱۸۲۴) نویسنده انگلیسی است که به پدر داستانهای پلیسی انگلیسی اشتهار یافته است. ویلیام ویلکی کالینز، پسر ویلیام کالینز نقاش، در هشتم ژانویه ۱۸۲۴ در لندن زاده شد. او تحصیلاتش را در مدارس خصوصی گذراند و در دو سالی که با پدرش در ایتالیا اقامت داشت، یعنی از ۱۸۳۶ تا ۱۸۳۸، تحصیلات خود را در آنجا دنبال کرد. سپس در ادامه تحصیلات خود در مدرسه لینکلن، رشته حقوق خواند و در ۱۸۵۱، سالی که با چارلز دیکنز ملاقات کرد، به عضویت کانون وکلا درآمد. ملاقات میان این دو که بیشتر براساس نظرات مشابهشان درباره رمان به عنوان یک شکل هنری بود، سرآمد پیوندی شد که تا پایان عمر ادامه یافت.
متعاقب این دیدار و ایجاد رابطه نزدیک با دیکنز، کالینز حرفه وکالت را رها کرد و وقت خود را یکسره وقف نوشتن کرد. او مطالب بسیاری برای دو نشریه ای که توسط دیکنز انتشار می یافت، به نامهای «گفتارهای خانگی » و «همه ساله »، نوشت. در نشریه «همه ساله » او به انتشار بخشهایی از نوشته ای دست زد به نام زن سفیدپوش (زن در جامه سپید) که بعدها به عنوان توده پسندترین رمان مشهور شد. (۱۸۶۰) در فاصله ۱۸۷۴-۱۸۷۳ کالینز به یک سفر مطالعاتی به ایالات متحد آمریکا دست زد و پس از آن بود که او بیش از پیش از زندگی اجتماعی کناره گرفت. در آخرین سالهای زندگی استعدادش نیز رو به افول گذاشت. در آن سالهای پیری، با وجود اینکه بینایی و سلامتش را تا حدود زیادی از دست داده بود، باز به نوشتن ادامه می داد. وی در ۲۳ سپتامبر ۱۸۸۹ در لندن دار فانی را وداع گفت.
آثار
رمان آنتونیا یا سقوط رم که کالینز آن را در کودکی نوشت، اما تا ۱۸۵۰ منتشر نشد، نشانگر مرحله نخست در روند تکاملی کار هنری اوست. در نوشتن این اثر، او از مشاهدات خود از مناظر استفاده می کند (در آنتونیا، شهر رم و مشاهدات شخصی اش از سفری که همراه پدرش به ایتالیا کرده بود، تصویر می شود) و اسلوب به کار رفته در آن نشان دهنده شگفتی و تحسین او از سرگذشتهای تاریخی بولور لیتون،
(
Bulver Lytton
)
است. از دیگر آثار اولیه او یکی هم شرح زندگی پدرش است که یک سال پس از مرگ او در سال ۱۸۴۸ منتشر شد و دیگری اثری به نام پرسه زدن پشت راه آهن، شرحی از تعطیلات یک تابستان در کورن ول،
(
Cornwall
)
است که در ۱۸۵۱ انتشار یافت.
دوره دوم، یا بهترین دوره فعالیت ادبی کالینز که از زمان آشنایی او با دیکنز آغاز می شود با آثاری چون زن سفیدپوش و مون استون (سنگ ماه) [ ۱۸۶۸ ] مشخص می شود; که این هر دو رمان شکل اولیه و نخستین ژانر داستان پلیسی است. کالینز در آنها نبوغ خود را برای طرح پیچیده و در عین حال باورنکردنی، با استعدادی که شاید توسط دیکنز پرورش یافته بود، برای خلق شخصیتهای برجسته نشان می دهد.
اسلوب کالینز که به وسیله تکنیک پیشرفته او در داشتن و ارائه شخصیتهای کاملا متفاوت در رمان اعتلا یافته، شرح ویژه یا تفسیر خود را از رویدادها به نحوی بیان می کند که شخصیتها، از آنجا که باید به تقاضاهای راستین طرح پیچیده ای خدمت کنند، نه یگانه و منحصر به فرد معرفی می شوند و نه صرفا تیپ،
(
type
)
،زیرا که باید رویدادها و حوادث را از دیدگاه مشخص و متمایزی معرفی کنند. شخصیتهایی مانند کنت فوسکوی (۱) تبهکار در رمان زن سفیدپوش و کارآگاه سارجینت کاف (۲) در مون استون (سنگ ماه) موازنه کاملی میان دو وجه یگانه و منحصربه فرد بودن و نمونه نوعی (تیپیک) به وجود می آورند; هرچند هنگامی که آنها را از طرح ویژه خودشان جدا می سازیم، که توسط نویسندگان بعدی تقلید شده اند، تبدیل به شخصیتهایی صرفا تقلیدی با رفتار قالبی می شوند.
در دوره سوم خود، کالینز، بیشتر به سوی روشهای آموزشی و انتقاد اجتماعی روی می آورد. همچون در رمانهای مرد و همسرش (۱۸۷۰) و مگدالن نو (۱۸۷۳) که به ترتیب انتقادی بود از تاکید زیاد انگلیسیها روی ورزشکاری و نگرش غیردلسوزانه جامعه سبت به «زن فروافتاده ». در چنین آثاری است که استعداد و توانایی کالینز برای طرحهای تدبیرشده، کمکی به اهداف آموزشی او نمی کند.
کالینز در تعدادی از آثاری که هیچ یک از آنها از اهمیت چندانی برخوردار نبود با دیکنز همکاری کرد. او به طور متوسط نه نمایشنامه هم نگاشت که بیشتر آنها شرح دراماتیکی از خیالپردازی او بود.
ماخذ: دایره المعارف آمریکانا
– مجید مددی
باید امیدوار بود منتقدی محقق یا اهل فلسفه از نسل کنونی به صرافت افتد و در باب تاریخ و زیبایی شناسی آثار ملودرام کتابی بنویسد. درست است که عصر ملودرام پیش از آنکه کسی از میان زندگان از وجود آن آگاهی یابد، یعنی در اواسط قرن گذشته، سپری شد. اما هنوز هم هستند کسانی که تئاتر ملودرام را پیش از آنکه پرده سینما جایگزین آن شود به یاد دارند; کسانی که در ردیفهای جلویی تئاتر محل یا شهرستان خود به حالت جذبه در برابر اجرایی از لین شرقی،
(
East Lynne
)
،یا برده سفید،
(
The White Slave
)
،یا مادری نیست که هدایتش کند،
(
There is No Mother to Guide Her
)
می نشستند; کسانی نه چندان سالخورده که نتوانند با اشتیاقی آمیخته با کنجکاوی شاهد جایگزینی تئاتر ملودرام با ملودرام سینمایی و نیز درهم آمیختن عناصری از داستانهای ملودرام قدیمی سه جلدی در قالب انواع و اقسام رمانهای سیصد صفحه ای امروزی باشند.
آنان که قبل از اختراع اصطلاحاتی چون داستان نویسی «فوق روشنفکرانه »، «هیجان آور» و «پلیسی » زیسته اند، به خوبی آگاه اند که ملودرام ماهیتی ماندگار دارد، همان گونه که نیاز به آن ماندنی است و باید به گونه ای ارضا شود. اگر ما نتوانیم به واسطه آنچه ناشران تحت عنوان «ادبیات » در اختیارمان می گذارند این نیاز خود را برآوریم، ناگزیز – و با تلاش کمتری در تظاهر به پنهانکاری – به آنچه داستانهای مهیج،
(
Thriller
)
نامیده می شوند، روی خواهیم آورد. اما در عصر طلایی داستان نویسی ملودرام، چنین تمایزی وجود نداشت. بهترین داستانها واقعا هیجان آور بودند; و وجوه تمایز بین فلان گونه (ژانر) رمان عمیق «روانشناسانه » و بهمان داستان «پلیسی » استادانه امروزی به مراتب بیشتر از تفاوت بین ژانر بلندیهای بادگیر،
(
Wuthering Heights
)
،یا حتی آسیابی بر فلاس،
(
Mill on the Floss
)
و لین شرقی است، درحالی که اثر اخیر، به موفقیتی عظیم و فوری دست یافت و به تمام زبانهای شناخته شده امروزی، از جمله زبان پارسیان هند و زبان هندی ترجمه شد. به اعتقاد ما، چندین رمان معاصر هم «به تمام زبانهای شناخته شده » ترجمه شده اند، اما اطمینان داریم که وجوه اشتراک آنها با پیاله زرین،
(
The Golden Bowl
)
،یا اولیس،
(
Ulysses
)
،یا حتی حرفه بیوچام،
(
Beauchamps|s Career
)
به مراتب کمتر از جنبه های مشترک بین لین شرقی و خانه قانون زده،
(
Bleak House
)
بوده اند.
برای درک و لذت بردن از آثار ویلکی کالینز، باید بتوانیم عناصری را که در رمان امروزی پراکنده اند، دوباره یکجا گرد آورده و روی هم سوار کنیم. کالینز معاصر دیکنز،
(
Dickens
)
،تکری،
(
Thackeray
)
،جرج الیوت،
(
George Eliot
)
و حتی و کاپیتان ماریا
(
Captain Marryat
)
بود. او با تمام این نویسندگان، به ویژه به گونه بارزتری با دیکنز وجوه اشتراک داشت. کالینز دوست و در زمانی هم قلم دیکنز، در آثاری مشترک بود و آثار این دو لاجرم باید در کنار هم مطالعه و بررسی شوند. متاسفانه، از نظر منتقدان ادبی، هیچ گونه زندگینامه کاملی از ویلکی کالینز در دست نیست; و کتاب زندگی دیکنز،
(
Life of Dickens
)
نگارش فارستر،
(
Forster
)
نیز از این جنبه چندان رضایتبخش نیست. فارستر یک زندگینامه نویس چیره دست نبود، حال آنکه به عنوان منتقد کارهای دیکنز، نگرش وی باید نگرشی محدود تلقی شود. برای هر آن کس که بر معدود واقعیات مربوط به آشنایی دیکنز و کالینز وقوف داشته، و آثار هر دو نویسنده را مطالعه کرده باشد، رابطه آنان و تاثیر متقابلی که بر یکدیگر گذارده اند، موضوع مهمی برای پژوهش و بررسی می تواند باشد; و یک بررسی تطبیقی از رمانهای این دو نویسنده، می تواند به تنویر و تحلیل مساله تفاوت بین رگه دراماتیک و ملودرام در داستان نویسی کمکی شایان کند.
بهترین رمان دیکنز، احتمالا باید خانه قانون زده باشد; این عقیده آقای چسترتون،
(
Chesterton
)
است و دیکنز منتقدی بهتر از آقای چسترتون ندارد. بهترین رمان کالینز – یا به هرحال تنها اثر کالینز که همگان می شناسند – داستان زن سفیدپوش،
(
Woman in White
)
است و خانه قانون زده داستانی است که در آن دیکنز بیش از هر اثر دیگری به سیاق کالینز نزدیک می شود (و بعد از خانه قانون زده، باید دوریت کوچولو،
(
Little Dorrit
)
و بخشهایی از مارتین چازلویت،
(
Martin
Chuzzlewit
)
را نام برد)، و زن سفیدپوش اثری است که در آن، کالینز بیش از هر زمان دیگری با سبک دیکنز مانوس است. دیکنز در پرورش شخصیتها دست بالا را دارد، در آفرینش شخصیتهایی با فشردگی بیش از آدمهای واقعی. کالینز معمولا توانایی زیادی در خلق شخصیتها ندارد، اما او استاد ساخت طرح،
(
plot
)
و توصیف وضعیت،
(
situation
)
است، یعنی همان عناصری در درام که برای آثار ملودرام نیز ضرورتی بسیار دارد. خانه قانون زده بهترین ساختار مخلوق دیکنز و زن سفیدپوش حاوی واقعیترین شخصیت پردازی کالینز است.
و ماریون هالکومب،
(
Marion Halcombe
)
را از نزدیک می شناسند و تنها پیگیرترین خوانندگان کالینز می توانند حتی نیم دوجین از شخصیتهای او را با اسم به یاد آورند.
کنت فوسکو و ماریون فی الواقع برای ما شخصیتهایی واقعی هستند، به همان اندازه «واقعی » که شخصیتهایی به مراتب عظیمتر; و اما بواری،
(
Emma Bovary
)
واقعی هستند. در مقایسه با شخصیتهای دیکنز، شخصیتهای کالینز، فقط فاقد آن نوع واقعیتی اند که ماهیتی تقریبا فوق طبیعی دارند; واقعیتی که تعلق آن به شخصیت داستانی، دشوار تعلقی به واسطه حقی طبیعی به نظر می آید و بیشتر چنین می نماید که به اشاره نوعی الهام یا مشیت و تقدیر بر آن نازل شده است. بهترین شخصیتهای کالینز، شخصیتهایی هستند که با کمال مهارت در مقابل دیدگان ما ساخته می شوند; در بهترین آدمهای داستانهای دیکنز، برعکس، یک چنین فرآیند حسابگرانه دیده نمی شود. آدمهای دیکنز به قلمرو شعر تعلق دارند، همان گونه که مخلوقات شکسپیر و دانته چنین اند، به این معنا که یک عبارت واحد که توسط آنان یا درباره شان گفته می شود، کافی است تا تمامیت وجود آنان را در برابر ما مکشوف سازد. در کارهای کالینز، این گونه عبارتها وجود ندارند. دیکنز به کمک یک عبارت می تواند شخصیتی را به واقعیت گوشت و خون [ زنده ] تبدیل کند – زندگی بیلی،
(
Bailey
)
جوان چه زندگی ای بود! چون فاریناتا،
(
Farinata
)
:بزرگانت که بوده اند؟
و یا چون کلئوپاترا :
یک بار او را دیدم.
…
چهل گام از میان گذرگاه عمومی به جست پرید.
شخصیتهای دیکنز از آن روی واقعی هستند که کس دیگری چون آنان یافت نمی شود، و از آن کالینز به این دلیل که چنان با وسواس، شکلی منطقی و زنده یافته اند. در جایی که دیکنز یک شخصیت مهم داستان خود را با سهل انگاری معرفی می کند، به گونه ای که تا زمانی دراز در طول ماجرا نمی توانیم دریابیم با چه شخصیت نیرومندی سروکار داریم; کالینز، لااقل تا آنجا که به دو قهرمان کتاب زن سفیدپوش مربوط می شود، تمام ابزارهای مؤثر را برای ایجاد تاثیری دراماتیک به کار می بندد. بخش اعظم استنباط ما از ماریون در نتیجه کلماتی است که در آغاز ظهور زن در متن داستان، برای معرفی او به کار می رود.
به محض اینکه نگاهم به او افتاد مبهوت زیبایی کمیاب او شدم، مبهوت شکوه طبیعی طرز رفتار آن زن. قامتی بلند داشت، هرچند نه بسیار بلند، متناسب و پر، اما نه فربه; سرش با نوعی استواری ملایم و نرم بر شانه هایش قرار گرفته بود… زن هنوز صدای ورود مرا به اتاق نشنیده بود و قبل از آنکه به منظور اینکه با ایجاد کمترین مایه شرمندگی توجه او را به خود جلب کنم، یکی از صندلیهای نزدیک خود را حرکت دادم، لحظاتی چند به تحسین جمال او مشغول شدم. بی درنگ به سوی من برگشت. ظرافت بی پیرایه ای که به محض ترک گوشه انتهایی اتاق در … او مشهود بود، مرا گرفتار انتظاری پرتنش برای دیدن واضح چهره او کرد. کنار پنجره را ترک کرد – من به خود گفتم “بانویی سبزه روی است”. چند گامی نزدیکتر آمد – به خود گفتم “بانویی جوان است” . نزدیکتر شد، وبا خود گفتم (با احساس حیرتی که کلماتم توان بیان آن را ندارد) “بانویی زشت است!”
نحوه معرفی کنت بوسکو – که طولانیتر از آن است که در اینجا به طور کامل نقل شود – مستلزم نقش پردازی دقیق بیشتری است، اما باید در نظر داشته باشیم که، درحالی که وصف ماریون هاکومب پیشتر داده شده است، استنباط ما از شخصیت کنت به دلیل اینکه بازگوی طرز تلقی ماریون از اوست، کیفیتی به مراتب نیرومندتر می یابد:
در ظاهر شخصی، عادات و سرگرمیهای وی خصوصیاتی وجود دارد که باید به بی پرواترین زبان سرزنش می کردم یا به بیرحمانه ترین وضع به سخره می گرفتم، اگر آنها را در مرد دیگری یافته بودم. چیست که توانایی سرزنش یا ریشخند آنها را در مورد این مرد از من سلب می کند؟
پس از این توصیفها، چه کسی می تواند موش سفید یا قناریها، یا طرز رفتار کنت فوسکو با سگ شکاری بدقلق سر پرسیوال را فراموش کند؟ اگر زن سفیدپوش بزرگترین رمان کالینز است، این ویژگی را مدیون این دو شخصیت داستانی است. اگر ما کتاب را جدا از ماریون و فوسکو بررسی کنیم، ناگزیریم اذعان نماییم که این کتاب بهترین کار کالینز نیست و برخی از استعدادهای ملودرام خاص کالینز در دیگر آثار وی بهتر در معرض دید قرار می گیرد. این کتاب به لطف این دو شخصیت، ماهیتی دراماتیک می یابد، به همان گونه درماتیک که کیفیات دراماتیک از ملودرام متمایزند. سر پرسیوال گلاید،
(
Sir Percival Glyde
)
شخصیتی فاقد استحکام است و رمز و راز و طرحی که وی در مرکز آن قرار می گیرد، کمابیش نامانوس است. تنها کتاب کالینز که واجد کاملترین ساختار و بهترین توازن بین طرح و شخصیت پردازی است، داستان سنگ ماه،
(
The Moonstone
)
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.