تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی شامل 54 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگی های تکلیف اخلاقی :

هر قانون مادّی، یا اجتماعی، یا منطقی و جز این ها به طور قطع درباره تمام افرادی که آن را قبول دارند به یک نحو و روش حکم می کند، چنان که فردی تنها در شرایط مختلف حکم واحدی می کند، اگر چنین نباشد هرگز آن قانون، قانون نخواهد بود، یعنی قاعده ای همگانی و پایدار نمی شود.

قانون قطعی و لازم، هرچند دارای طبیعت کاملا فردی باشد، باز هم از این طبیعت مشترک، یعنی فراگیری و قطعیت خالی نیست. تبلور طبیعت همگانی بودن در قانون اخلاقی قرآن کریم، بدون تردید به روشنی مشاهده می شود، البتّه نه از آن جهت که مجموع مقرّرات آن تنها و به طور کلّی متوجّه تمام انسان ها می شود و خداوند آن را مقرّر فرموده است: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکمْ جَمِیعاً»[۱]، و نیز می فرماید: «لِأُنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ»[۲]، و فرموده است: «لِیکونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً»[۳].

و آن گاهی بر یک معنای توزیعی و همگانی حمل می شود. بلکه یک قاعده، باید قاعده ای عادلانه و یا فضیلتی فراگیر باشد و لازم است که تمام افراد را به صورت یکسان شامل شود، خواه فردی آن را با شخص خود و یا با دیگران تطبیق دهد: «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکمْ»[۴]؛ «وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ»[۵]؛ «وَیلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ* الَّذِینَ إِذَا اکتالُوا عَلَی النَّاسِ یسْتَوْفُونَ* وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ»[۶] و چه این تطبیق نسبت به خویشاوندان باشد و یا بر بیگانگان، برثروتمندان باشد یا تهیدستان: «کونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکمْ أَوِ الْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یکنْ غَنِیا أَوْ فَقِیراً».[۷] و چه بیرون از جماعت باشد و یا داخل آن: «ذلِک بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیسَ عَلَینا فِی الْأُمِّیینَ سَبِیلٌ وَ یقُولُونَ عَلَی اللَّهِ الْکذِبَ وَ هُمْ یعْلَمُونَ* بَلی مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ وَ اتَّقی فَإِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَّقِینَ»[۸]، بر دوستان باشد یا دشمنان: «وَ لا یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی»[۹].

بلکه حتّی در حالتی که نصّ و عبارت تشریع به لفظ عام و فراگیر نمی باشد و حتّی اگر به مناسبت موقعیت فردی نازل شده باشد، باز هم از جهت مبدأ قابلیت برای همگانی بودن را دارد، به این معنا که ممکن است بر تمام حالات مشابه و همسان دلالت کند، از این قبیل است سخن پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که فرمود: «من با زنان مصافحه نمی کنم، در حقیقت هر گفته من به صد زن هم چون گفتارم به یک زن است.»[۱۰]

جمهور علمای عامّه بر این عقیده اند که حکم واحد درباره یک فرد بر همگان تطبیق شدنی است، در صورتی که قیاس به حدّی روشن باشد که نزدیکی و یکسانی را تداعی کند. به این معنامادامی که هر دو حالت جز در صفات فردی اختلاف نداشته باشند، سخت نگرفتن و سهل انگاری در آن حکم امکان پذیر خواهد بود (به این ترتیب که صرفا اختلاف در افراد، یا در زمان و یا در مکان باشد).

مخالفان قیاس افرادی نظیر ابن حزم، پرخاشگرانه بر آن حمله برده اند، درحالی که فراگیر بودن حکم را تأیید می کنند و با تمام توان از آن دفاع می نمایند، به این لحاظ که نتیجه قطعی قیاس شمول رسالت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و تساوی همگان در برابر شریعت است. البتّه مبدأ استدلال به وسیله قیاس در یکجا مورد اختلاف فقهای مسلمان است، چنان که دیدیم؛ آنجا که صفت مشترک بین دو حالت نامحسوس باشد و استنباط حکم نیاز مبرمی به کار انداختن عقل به روشی کم وبیش هوشیارانه داشته باشد، البتّه این حالت جزئی است و کمترین برخوردی با اصل کلّی ندارد.

آری، شمول یک واجب اخلاقی به این معنا نیست که صرفا تمام افراد را فراگیرد، بلکه تطبیق آن را بر شرایط مختلفی که ممکن است در یک فرد معین به وجود آید، نیز در پی دارد، و این نوع از شمول همان است که در اصطلاح، ضرورت مطلقه(ne cessite absolue) می گویند. به زودی خواهیم دید که این وصف به طور دقیق صلاحیت تطبیق بر تفکر واجب قرآنی را ندارد، زیرا واجب- به طوری که قرآن کریم معین می کند- بر کسی واجب نمی شود، مگر این که انجام آن شدنی باشد، ولی ضروری است به این معنا که شایسته نیست که در برابر حالات مختلف ذاتی ما و در مقابل مصالح شخصی ما انعطاف پذیر باشد.

از آثار دودلی یا بیماری قلبی است- همان گونه که قرآن برای ما بیان می کند- که ما در برابر قانون سر تسلیم فرود نیاوریم، مگر در صورتی که برای ما سودمند باشد، درحالی که مؤمنان بدون قید و شرط در برابر قانون تسلیمند: «وَ إِذا دُعُوا إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیحْکمَ بَینَهُمْ إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ* وَ إِنْ یکنْ لَهُمُ الْحَقُّ یأْتُوا إِلَیهِ مُذْعِنِینَ، أَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ یخافُونَ أَنْ یحِیفَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِک هُمُ الظَّالِمُونَ* إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذا دُعُوا إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیحْکمَ بَینَهُمْ أَنْ یقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا».[۱۱]

قرآن کریم، صرفا انفاق را که به روش خوشی یا ناخوشی انجام می گیرد، گرامی نمی دارد، چنان که می فرماید: «الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»[۱۲] و تنها شجاعت را که با گرسنگی و تشنگی و سختی مبارزه می کند، نمی ستاید: «ذلِک بِأَنَّهُمْ لا یصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَهٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یطَؤُنَ مَوْطِئاً یغِیظُ الْکفَّارَ وَ لا ینالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیلًا إِلَّا کتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ».[۱۳]

و تنها این امور یادشده نیست؛ بلکه در نهایت شدّت با این بیماردلان منحرف برخورد می کند که چرا چنین حالاتی آنان را از انجام وظیفه بازمی دارد؟: «وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا».[۱۴]

هنگامی که شرع الهی سخن می گوید، هیچ کسی را نرسد که حرفی بگوید. خدای سبحان در سخنانی به وضوح می فرماید: «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یکونَ لَهُمُ الْخِیرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ»[۱۵]، آیا ممکن است برای اثبات ضرورتی که بدان وسیله وظیفه ای واجب گردد تعابیری قوی تر از آنچه گذشت، پیدا کنیم؟

باوجود این، سزاوار نیست که این تعبیر را در ذهن هایمان با دو کاربرد دیگر کلمه «ضرورت»اشتباه کنیم، چون ضرورت اخلاقی درعین حال با ضرورت مادی(La ne cessite physique ) و ضرورت منطقی(logique La ne cessite )، تفاوت دارد.

بنابراین، قانون مادّی بر پیکر ما سنگینی می کند و ما آن را با ناراحتی تحمّل می کنیم، بدون این که بتوانیم آن را انکار نماییم و امّا قانون اخلاقی- برعکس- آزادی اختیار را مقرّر می دارد و ما را مکلّف می سازد. امّا از نظر مادّی مجبورمان نمی کند، زیرا اوّلا: امکان مراعات یا مخالفت آن را به خود ما واگذار می کند و (سرانجام نسبت به مقاومت در برابر آن ما را به خودمان وا می گذارد)، و این است که آن قاعده اصلی که قرآن کریم از اعلان آن غفلت ندارد، چه مربوط به یک وظیفه ایمانی و یا به وظیفه ای از وظایف عملی باشد. اگر ما یلی این آیات را از قرآن کریم تلاوت کن: «وَ مَنْ تَوَلَّی فَما أَرْسَلْناک عَلَیهِمْ حَفِیظاً»[۱۶]؛ «لا إِکراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی»[۱۷]؛ «لَسْتَ عَلَیهِمْ بِمُصَیطِرٍ»[۱۸]؛ «أَ فَأَنْتَ تُکرِهُ النَّاسَ حَتَّی یکونُوا مُؤْمِنِینَ»[۱۹]؛ «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیکمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ».[۲۰]

چنین است که آدمی در برابر وظیفه، برحسب واقع اختیار دارد، ولی از نظر شرع چنین اختیاری را ندارد. بنابراین وظیفه اخلاقی را به عنوان یک ضرورت هستی نمی توان قبول کرد، بلکه یک ضرورت مثالی و آرمانی است. باوجود این، نبایستی ما آن را با ضرورت منطقی اشتباه کنیم، چون ضرورت منطقی خودش را به عنوان امر مسلّمی از مسلّمات، بر عقل ما تحمیل می کند، و شخص نمی تواند آنچه را آشکارا دیده است، نادیده بگیرد، و الزام اخلاقی نیز خودش را بر اراده انسانی- به عنوان چیزی که محقّق نشده است ولی باید محقّق شو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *