تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگی های خاتم پیامبران از نظر احادیث :

بهترینِ مردم از جهت دودمان

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: أنا محمّدُ بنُ عبدِ اللّه بنِ عبدِ المُطّلبِ، إنّ اللّه تعالی خَلَقَ الخَلقَ فجَعَلَنی فی خَیرِهِم، ثُمّ جَعَلَهُم فِرقتَینِ فجَعَلَنی فی خَیرِهِم فِرقَهً، ثُمّ جَعَلَهُم قَبائلَ فجَعَلَنی فی خَیرِهِم قَبیلَهً، ثُمّ جَعَلَهُم بُیوتا فجَعَلَنی فی خَیرِهِم بَیتا، فأنا خَیرُکم بَیتا و خَیرُکم نَفسا.

من محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب هستمخدای متعال آفریدگان را بیافرید و مرا در [میان ]بهترین آنان قرار دادآنگاه آنان را به دو گروه تقسیم کرد و [باز] مرا در بهترین گروه آنان جای دادسپس آنان را قبیله قبیله کرد و مرا در بهترین قبیله آنان قرار دادآنگاه آنان را به خاندان ها تقسیم کرد و مرا در بهترین خاندان جای دادپس من از بهترینِ خاندان ها و پاکترین شما هستم.

کنز العمّال:

امام علی علیه السلام در وصف پیامبران فرمود: فاستَودَعَهُم فی أفضَلِ مُستَودَعٍ، و أقَرَّهُم فی خَیرِ مُستَقَرٍّ حتّی أفضَت کرامَهُ اللّه سبحانَهُ و تعالی إلی محمّدٍ صلی الله علیه و آله، فأخرَجَهُ مِن أفضَلِ المَعادِنِ مَنبِتا، و أعَزِّ الأَرُوماتِ مَغرِسا، مِن الشَّجَرَهِ الّتی صَدَعَ مِنها أنبیاءَهُ، و انتَجَبَ (انتَخَبَ) مِنها اُمَناءَهُ. عِترَتُهُ خَیرُ العِتَرِ، و اُسرَتُهُ خَیرُ الاُسَرِ، و شَجَرَتُهُ خَیرُ الشَّجَرِ، نَبَتَت فی حَرَمٍ، و بَسَقَت فی کرَمٍ، لَها فُروعٌ طِوالٌ، و ثَمَرٌ لا ینالُ.

آنان را در برترین امانتگاه به ودیعه نهاد و در بهترین قرارگاه جایشان داد··· تا آنکه کرامت خداوند سبحانه و تعالی به محمّد صلی الله علیه و آله رسیدپس او را از برترین رویشگاه و از ارجمندترین کشتگاه بیرون آورد، از شجره ای که پیامبران خود را از آن آشکار نمود و اُمنای خویش را از آن برگزیدخانواده اش بهترین خانواده و دودمانش بهترین دودمان و شجره اش بهترین شجره است، این شجره در حرم [الهی ]رویید و در [کشتزار ]کرَم و بزرگواری بالید، شاخه هایش بلند است و میوه هایش دست نیافتنی.

نهج البلاغه: الخطبه

امام علی علیه السلام: اُسرَتُهُ خَیرُ اُسرَهٍ، و شَجَرَتُهُ خَیرُ شَجَرَهٍ، أغصانُها مُعتَدِلَهٌ، و ثِمارُها مُتَهَدِّلَهٌ، مَولِدُهُ بمَکهَ، و هِجرَتُهُ بطَیبَهَ، عَلا بِها ذِکرُهُ، و امتَدَّ مِنها صَوتُهُ.

دودمان او بهترین دودمان است و شجره اش بهترین شجره، شاخه هایش راست است و میوه هایش آویخته، زادگاهش مکه است و هجرتش به طَیبَه، در آن جا آوازه اش بلند شد و صدای [دعوت ]او به همه جا کشیده شد.

نهج البلاغه: الخطبه

امام علی علیه السلام: أشهَدُ أنّ محمّدا عَبدُهُ و رَسولُهُ، و سَیدُ عِبادِهِ، کلَّما نَسَخَ اللّه الخَلقَ فِرقَتینِ جَعَلَهُ فی خَیرِهِما. گواهی می دهم که محمّد بنده و فرستاده خدا و مهتر بندگان اوستهرگاه خداوند خلق را به دو گروه تقسیم کرد، او را در بهترین گروه آن قرار داد.

نهج البلاغه: الخطبه

یتیم

امام باقر یا امام صادق علیهما السلام درباره آیه «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد» فرمود: الیتیمُ الّذی لا مِثلَ لَهُ؛ و لذلک سُمِّیتِ الدُّرَّهُ: الیتیمَهَ؛ لأنّهُ لا مِثلَ لَها. یتیم به معنای کسی است که مانند ندارد به همین دلیل دُردانه را «یتیمه» می گویند؛ چون نظیر ندارد.

تفسیر القمّی: /

امام باقر و امام صادق علیهما السلام درباره آیه «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد» فرمودند: أی فآوی إلَیک النّاسَ. یعنی مردم را به سوی تو کشاند (آنان را متوجه ارزش تو کرد.

بحار الأنوار: / / .

امام رضا علیه السلام: خداوند عزّ و جلّ به پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد»می فرماید: أ لَم یجِدک وَحیدا فآوی إلَیک النّاسَ؟! . مگر نه اینکه تو را یگانه (دُردانه) یافت و مردم را به سوی تو کشاند.

بحار الأنوار: / /

مجمع البیان: ماتَ أبوهُ [ صلی الله علیه و آله ] و هُو فی بَطنِ اُمِّهِ، و قیل: إنَّه ماتَ بَعدَ وِلادَتِهِ بمُدَّهٍ قَلیلَهٍ و ماتَت اُمُّهُ صلی الله علیه و آله و هُو ابنُ سَنتَینِ، و ماتَ جَدُّهُ و هُو ابنُ ثَمانی سِنینَ. زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در شکم مادرش بود و یا اندک زمانی پس از ولادت او، پدر بزرگوارش درگذشت و دو ساله بود که مادرش از دنیا رفت و در هشت سالگی جدّ خود را از دست داد.

مجمع البیان: /

علل الشرائع به نقل از ابن عبّاس در پاسخ به سؤال از آیه «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد» : إنّما سُمِّی یتیما لأنّهُ لم یکن لَهُ نَظیرٌ علی وَجهِ الأرضِ مِن الأوَّلِینَ و الآخِرینَ، فقالَ عَزَّ و جلَّ مُمتَنّا علَیهِ نِعَمَهُ: «أ لَمْ یجِدْک یتیما» أی وَحیدا لا نَظیرَ لَک، «فآوَی» إلَیک النّاسَ، و عَرَّفَهُم فَضلَک حتّی عَرَفوک.

در حقیقت رسول خدا از آن رو یتیم نامیده شده که در پهنه زمین هیچ کس، از اوّلین و آخرین، نظیر او نبودلذا خداوند عزّ و جلّ با بر شمردن نعمت های خود بر آن حضرت منّت نهاده می فرماید: «مگر نه این که تو را یتیم یافت» یعنی یگانه و بی مانند «پس، پناه داد» یعنی مردم را به سوی تو کشاند و فضیلت و ارزش تو را به ایشان شناساند و آنها تو را شناختند.

علل الشرائع: /

فقیر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: الفَقرُ فَخری. فقر، افتخار من است.

جامع الأخبار: /

امام علی علیه السلام در وصف پیامبران فرمود: کانُوا قَوما مُستَضعَفینَ، قَدِ اختَبرَهُمُ اللّه بالمَخمَصَهِ، و ابتَلاهُم بالمَجهَدَهِ و لکنَّ اللّه سبحانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ اُولی قُوَّهٍ فی عَزائمِهِم، و ضَعَفَهً فیما تَرَی الأعینُ مِن حالاتِهِم، مَع قَناعَهٍ تَملأُ القُلوبَ و العُیونَ غِنی، و خَصاصَهٍ تَملأُ الأبصارَ و الأسماعَ أذی.

آنان جماعتی مستضعف بودند و خداوند ایشان را با گرسنگی آزمود و با رنج و مشقّت امتحانشان فرمود··· اما خداوند سبحان فرستادگان خود را صاحبان اراده های نیرومند قرار داد و از نظر حالات ظاهری ضعیف و فقیر اما توأم با قناعتی که دل ها و چشم ها را پر از بی نیازی می کرد و همراه با نیازمندی و فقری که چشم ها و گوش ها را از ناراحتی لبریز می ساخت.

نهج البلاغه: الخطبه

درس نا خوانده

امام رضا علیه السلام در مباحثات خود با پیروان ادیان، در اثبات نبوّت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله فرمود:و مِن آیاتِهِ أنّهُ کانَ یتیما فَقیرا راعِیا أجِیرا، لَم یتَعَلَّمْ کتابا و لَم یختَلِفْ إلی مُعلِّمٍ، ثُمّ جاءَ بالقرآنِ الّذی فیهِ قِصَصُ الأنبیاءِ علیهم السلام و أخبارُهُم حَرفا حَرفا، و أخبارُ مَن مَضی و مَن بَقِی إلی یومِ القِیامَهِ. از جمله نشانه های [نبوّتش ]این است که آن حضرت یتیم و فقیر و چوپان و مزد بگیر بودنه کتابی آموخت و نه به محضر آموزگاری آمد و شد کردسپس قرآنی آورد که در آن کلمه به کلمه داستان های پیامبران و سرگذشت آنان و اخبار گذشتگان و آیندگان تا روز قیامت، آمده است.

عیون أخبار الرِّضا: / /

برخوردار از خویی والا

امام علی علیه السلام: ··· و لا عَرَضَ لَهُ أمرانِ إلاّ أخَذَ بأشَدِّهِما. ··· هیچ گاه دو کار برایش پیش نیامد، مگر اینکه [رسول خدا صلی الله علیه و آله ] دشوارترین آن دو را برگزید.

مکارم الأخلاق: / /

امام صادق علیه السلام: ما أکلَ نَبی اللّه صلی الله علیه و آله و هُو مُتّکئٌ مُنذُ بَعَثَهُ اللّه عَزَّ و جلَّ، و کانَ یکرَهُ أن یتَشَبَّهَ بالمُلوک، و نحنُ لا نَستَطیعُ أن نَفعَلَ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از زمانی که خداوند عزّ و جلّ او را برانگیخت، در حال تکیه دادن غذا نخورد و خوش نداشت که مانند پادشاهان باشدامّا ما نمی توانیم این کار را بکنیم.

الکافی: / /

امام صادق علیه السلام:

جاءَ رجُلٌ إلی رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله و قد بَلِی ثَوبُهُ، فحَمَلَ إلَیهِ اثنَی عَشَرَ دِرهَما، فقالَ: یا علی، خُذْ هذهِ الدَّراهِمَ فاشتَرِ لِی بها ثَوبا ألبَسُهُ قالَ علی علیه السلام: فجِئتُ إلَی السُّوقِ فاشتَرَیتُ لَهُ قَمیصا باثنَی عَشَرَ دِرهَما، و جِئتُ بهِ إلی رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله، فنَظَرَ إلَیهِ فقالَ: یا علی، غیرُ هذا أحَبُّ إلَی، أ تَری صاحِبَهُ یقیلُنا؟ فقلتُ: لا أدری، فقالَ: انظُرْ، فجِئتُ إلی صاحِبهِ فقُلتُ: إن رسولَ اللّه صلی الله علیه و آله قَد کرِهَ هذا یریدُ غیرَهُ فأقِلْنا فیهِ، فَرَدَّ علَی الدَّراهِمَ، و جِئتُ بِها إلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله، فمَشی مَعَهُ إلَی السُّوقِ لِیبتاعَ قَمیصا، فنَظَرَ إلی جارِیهٍ قاعِدَهٍ علَی الطّریقِ تَبکی، فقالَ لَها رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: ما شأنُک؟ قالَت: یا رَسولَ اللّه ، إنَّ أهلی أعطَونی أربَعَهَ دَراهِمَ لأشتَرِی لَهُم حاجَهً فضاعَت فلا أجسُرُ أن أرجِعَ إلَیهِم، فأعطاها رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله أربَعَهَ دَراهِمَ، و قالَ: ارجِعی إلی أهلِک و مضی رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله إلَی السُّوقِ فاشتَری قَمیصا بأربعَهِ دَراهِمَ، و لَبِسَهُ و حَمِدَ اللّه عَزَّ و جلَّ و خَرَجَ، فرأی رجُلاً عُریانا یقولُ: مَن کسانی کساهُ اللّه مِن ثِیابِ الجَنّهِ، فخَلَعَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله قَمیصَهُ الّذی اشتَراهُ و کساهُ السّائلَ، ثُمّ رَجَعَ إلَی السُّوق فاشتَری بالأربعَهِ الّتی بَقِیت قَمیصا آخَرَ، فلَبِسَهُ و حَمِدَ اللّه عَزَّ و جلَّ و رَجَعَ إلی مَنزِلِهِ، فإذا الجارِیهُ قاعِدَهٌ علَی الطَّریقِ تبکی، فقالَ لَها رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: ما لَک لا تَأتِینَ أهلَک؟ قالَت: یا رَسولَ اللّه ، إنّی قد أبطأتُ علَیهِم أخافُ أن یضرِبونی، فقالَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: مُرِّی بَینَ یدَی و دُلِّینی علی أهلِک، فجاءَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله حتّی وَقَفَ علی بابِ دارِهِم، ثُمّ قالَ: السَّلامُ علَیکم یا أهلَ الدّارِ، فلَم یجیبوهُ، فأعادَ السَّلامَ فلَم یجیبوهُ، فأعادَ السَّلامَ فقالوا: و علیک السَّلامُ یا رسولَ اللّه و رحمَهُ اللّه و بَرَکاتُهُ، فقالَ صلی الله علیه و آله: ما لَکم تَرَکتُم إجابَتی فی أوّلِ السّلامِ و الثّانی؟ قالوا: یا رسولَ اللّه ، سَمِعنا سَلامَک فأحبَبنا أن تَستَکثِرَ مِنهُ، فقالَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: إنّ هذهِ الجارِیهَ أبطأت علَیکم فلا تُؤْذوها، فقالوا: یا رسولَ اللّه ، هی حُرَّهٌ لِمَمشاک، فقالَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: الحَمدُ للّه ، ما رأیتُ اثنَی عَشَرَ دِرهَما أعظَمَ برَکهً مِن هذهِ: کسا اللّه بها عارِیینِ، و أعتَقَ بها نَسمَهً. مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد دید جامه آن حضرت کهنه و فرسوده است پس دوازده درهم به ایشان تقدیم کردحضرت فرمود: ای علی! این درهم ها را بگیر و با آنها برایم لباسی بخر تا بپوشم علی علیه السلام می فرماید: من به بازار رفتم و پیراهنی به دوازده درهم خریدم و خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم حضرت به آن نگاهی کرد و فرمود: ای علی! اگر پیراهن دیگری باشد بیشتر دوست دارم فکر می کنی صاحبش آن را پس بگیرد؟ عرض کردم: نمی دانم فرمود: برو ببین من نزد فروشنده پیراهن رفتم و گفتم: رسول خدا صلی الله علیه و آله این را نمی پسندد و پیراهن دیگری می خواهد بنا بر این، این را از ما پس بگیرفروشنده درهم ها را به من برگرداند و من آنها را خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم حضرت همراه علی علیه السلام به بازار آمد تا پیراهنی بخرد در بین راه کنیزکی را دید که کناری نشسته است و می گرید رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: چه شده است؟ دخترک گفت: ای رسول خدا! خانواده ام به من چهار درهم دادند تا برایشان چیزی بخرم اما این درهم ها گم شده اند و من جرأت نمی کنم پیش آنها برگردم رسول خدا صلی الله علیه و آله چهار درهم به او داد و فرمود: پیش خانواده ات برگرد سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به بازار رفت و پیراهنی به چهار درهم خریداری کرد و آن را پوشید و خداوند عزّ و جلّ را سپاس گفت و از بازار بیرون آمد مردی را دید که برهنه است و می گوید: هر که مرا بپوشاند، خداوند از جامه های بهشت بر او بپوشاند رسول خدا صلی الله علیه و آله پیراهنی را که خریده بود در آورد و به آن سائل پوشاند سپس به بازار برگشت و با چهار درهم باقیمانده پیراهن دیگری خرید و آن را پوشید و خدا را سپاس گفت و به سوی خانه اش برگشت ناگاه دید که همان کنیزک سر راه نشسته است و می گرید رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: چرا پیش خانواده ات نمی روی؟ عرض کرد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله من دیر کرده ام و می ترسم مرا بزنند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: جلو بیفت و راه خانه تان را به من نشان بده، رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت تا به در خانه آنها رسید و ایستاد و فرمود: سلام بر شما ای اهل خانه! اما جوابی نیامد، حضرت دوباره سلام داد باز هم جواب ندادند پیامبر بار دیگر سلام داد؛ این بار اهل خانه جواب دادند: سلام و رحمت و برکات خدا بر شما ای رسول خدا! حضرت به آنان فرمود: چرا بار اول و دوم جواب سلام مرا ندادید؟ عرض کردند: ای رسول خدا! سلام شما را شنیدیم ولی دوست داشتیم آن را زیاد بگویید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این کنیزک در آمدن به خانه دیر کرده است، او را اذیت نکنید عرض کردند: ای رسول خدا! او را به میمنت قدوم شما آزاد کردیم رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: خدا را سپاس، با برکت تر از این دوازده درهم ندیده بودم خداوند با آنها دو برهنه پوشانید و یک انسان را آزاد کرد.

الخصال: /

المناقب لابن شهر آشوب: کان النّبی صلی الله علیه و آله قبل المبعث موصوفا بعشرین خصله من خصال الأنبیاء، لو انفرد واحد بأحدها لدلّ علی جلاله، فکیف من اجتمعت فیه؟! کان نبیا أمینا، صادقا، حاذقا، أصیلاً، نبیلاً، مکینا، فصیحا، نصیحا، عاقلاً، فاضلاً، عابدا، زاهدا، سخیا، کمیا، قانعا، متواضعا، حلیما، رحیما، غیورا، صبورا، موافقا، مرافقا، لم یخالط منجِّما و لا کاهنا و لا عیافا. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیش از آنکه مبعوث شود، بیست خصلت از خصلت های پیامبران را دارا بود که اگر فردی یکی از آنها را داشته باشد، دلیل بر عظمت اوست، چه رسد به کسی که همه آنها را دارا باشد! آن حضرت پیامبری امین، راستگو، ماهر، با اصالت، شریف، والا مقام، سخنور، خردمند، با فضیلت، عبادت پیشه، بی اعتنا به دنیا، سخاوتمند، دلیر و جنگاور، قانع، فروتن، بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود و با هیچ منجّم و کاهن و پیشگویی درنیامیخت.

المناقب لابن شهرآشوب: /

الطبقات الکبری به نقل از انس : کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله أحسَنَ النّاسِ خُلقا. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیک خوترین مردمان بود.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از عایشه، در پاسخ به این سؤال که اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله در محیط خانه چگونه بود؟ کانَ أحسَنَ النّاسِ خُلقا، لَم یکن فاحِشا و لا مُتَفَحِّشا، و لا صَخّابا فی الأسواقِ، و لا یجزی بالسَّیئَهِ مِثلَها، و لکنْ یعفو و یصفَحُ.

خوش خوترین مردمان بود، نه دشنام می داد و نه بد زبانی می کرد و نه در کوچه و بازار هیاهو به راه می انداخت و نه بدی را به بدی جبران می کرد، بلکه می بخشید و گذشت می کرد.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از کعب الأحبار در پاسخ به سؤال از اوصاف پیامبر صلی الله علیه و آله در تورات : او را چنین می یابیم: نَجِدُهُ محمّدَ بنَ عبدِ اللّه لَیس بفَحّاشٍ و لا بصَخّابٍ فی الأسواق، و لا یکافِئُ بالسَّیئَهِ، و لکن یعفو و یغفِرُ. محمّد پسر عبد اللّه نه بد زبان است و نه در کوچه و بازار هیاهو به راه می اندازد و بدی را با بدی پاسخ نمی دهد، بلکه می بخشد و گذشت می کند.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از کعب الأحبار : إنّا نَجِدُ فی التَّوراهِ: محمّدٌ النَّبی المُختارُ لافَظٌّ و لا غَلیظٌ، و لا صَخّابٌ فی الأسواقِ، و لا یجزی السَّیئهَ السَّیئهَ، و لکنْ یعفو و یغفِرُ.

ما در تورات چنین می خوانیم: محمّد پیامبرِ برگزیده، نه تند خوست و نه خشن و نه اهل جار و جنجالدر کوچه و بازار، بدی را با بدی جواب نمی دهد، بلکه می بخشد و گذشت می کند.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از حسن : إنّ رَهطا مِن أصحابِ النَّبی صلی الله علیه و آله اجتَمَعوا فقالوا: لَو أرسَلنا إلی اُمَّهاتِ المُؤمنینَ فسَألناهُنَّ عَمّا نَحَلوا علَیهِ یعنی النَّبی صلی الله علیه و آله مِن العَمَلِ لَعَلَّنا أن نَقتَدی بهِ، فأرسَلوا إلی هذهِ ثُمّ هذهِ، فجاءَ الرّسولُ بأمرٍ واحِدٍ: إنّکم تَسألونَ عن خُلقِ نَبیکم صلی الله علیه و آله و خُلقُهُ القرآنُ، و رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله یبِیتُ یصَلّی و ینامُ، و یصومُ و یفطِرُ، و یأتی أهلَهُ.

گروهی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله جمع شدند و گفتند: چه خوب است کسی را پیشِ همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله بفرستیم و از نحوه رفتار آن حضرت در خانه اش سؤال کنیم تا بلکه ایشان را سرمشق خود قرار دهیمآنان کسی را پیش یکایک همسران پیامبر فرستادند و آن فرستاده [از همه آنان] یک پاسخ آورد: شما از اخلاق پیامبرتان می پرسیداخلاق او [همان دستورات ]قرآن استرسول خدا شب ها را نماز می خواند و می خوابد و روزه می گیرد و روزه می گشاید و با همسر خود همبستر می شود.

الطبقات الکبری: /

الغارات به نقل از ابراهیم بن محمّد یکی از نوادگان علی علیه السلام : کانَ علی علیه السلام إذا نَعَتَ النَّبی صلی الله علیه و آله قالَ: هو خاتَمُ النَّبیینَ، أجوَدُ النّاسِ کفّا، و أجرَأُ النّاسِ صَدرا، و أصدَقُ النّاسِ لَهجَهً و أوفَی النّاسِ ذِمَّهً، و ألینُهُم عَریکهً، و أکرَمُهُم عِشرَهً (مَن رَآهُ بَدیهَهً هابَهُ، و مَن خالَطَهُ مَعرِفَهً أحَبَّهُ، یقولُ ناعِتُهُ: لَم أرَ قَبلَهُ و لا بَعدَهُ مِثلَهُ).

علی علیه السلام هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله را وصف می کرد، می فرمود: او خاتم پیامبران است بخشنده ترین مردم بود و دلیرترین و راست گوترین و پایبندترین آنان به عهد و پیماناز همه نرم خوتر بود و رفتارش بزرگوارانه ترهر کس بدون سابقه قبلی او را می دید، هیبتش او را می گرفت و هر که با وی معاشرت می کرد و او را می شناخت دوستدارش می شدهر که می خواست آن حضرت را وصف کند، می گفت: نظیر او را در گذشته و حال ندیده ام.

الغارات: /

الطبقات الکبری به نقل از عایشه : ما خُیرَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله فی أمرَینِ إلاّ أخَذَ أیسَرَهُما ما لَم یکن إثما، فإن کانَ إثما کانَ أبعَدَ النّاسِ مِنهُ. رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه میان دو کار مخیر می شد آن را که آسانتر بود انتخاب می کرد و این در صورتی بود که آن کار گناه نبود، امّا اگر گناه بود از همه مردم بیشتر از آن دوری می ورزید. *

این متن ظاهرا با متن حدیث اول این باب متعارض است و می توان میان آنها بدینسان جمع نمود که این متن مربوط به مواردی است که انتخاب کار دشوار از نظر شرعی ترجیحی نداشته و متن قبلی مربوط به مواردی است که انتخاب کار دشوار ترجیح داشته است.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از محمّد بن حنفیه : کانَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله لا یکادُ یقولُ لشیءٍ: لا، فإذا هُو سُئلَ فأرادَ أن یفعَلَ، قالَ: نَعَم، و إذا لَم یرِدْ أن یفعَلَ سَکتَ، فکانَ قد عُرِفَ ذلک مِنهُ.

رسول خدا صلی الله علیه و آله تقریباً هیچ گاه به چیزی «نه» نمی گفت هرگاه از او چیزی خواسته می شد اگر می خواست آن را انجام دهد، می فرمود: آری و اگر نمی خواست انجامش دهد سکوت می کرد و در نتیجه، طرف می فهمید که حضرت به آن کار تمایلی ندارد.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از عایشه : کانَ صلی الله علیه و آله ألینَ النّاسِ، و أکرَمَ النّاسِ، و کانَ رجُلاً مِن رِجالِکم إلاّ أنّهُ کانَ ضَحّاکا بَسّاما. رسول خدا صلی الله علیه و آله نرم خوترین و بزرگوارترین مردم بوداو هم مردی چون مردان شما بود، با این تفاوت که همواره خنده و تبسّم بر لب داشت.

الطبقات الکبری: /

المناقب لابن شهر آشوب: کانَ [ صلی الله علیه و آله ]لا یقومُ و لا یجلِسُ إلاّ علی ذِکرِ اللّه . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برنمی خاست و نمی نشست مگر با ذکر و یاد خدا.

المناقب لابن شهرآشوب: /

الطبقات الکبری به نقل از عبد اللّه بن حارث : ما رَأیتُ أحَدا أکثَرَ تَبَسُّما مِن رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله. هیچ کس را ندیدم که به اندازه رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند بر لب داشته باشد.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از سعید مَقْبُری : کانَ النَّبی صلی الله علیه و آله إذا عَمِلَ عَمَلاً أثبَتَهُ و لَم یکوِّنْهُ، یعمَلُ بهِ مَرّهً و یدَعُهُ مَرّهً. رسول خدا صلی الله علیه و آله هر گاه کاری انجام می داد بر آن مداومت می ورزید و این طور نبود که آن را یک بار انجام دهد و یک بار انجام ندهد.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از عطاء بن یسار : إنّ جِبریلَ أتَی النَّبی صلی الله علیه و آله و هُو بأعلی مَکهَ یأکلُ مُتَّکئا فقالَ لَهُ: یا محمّدُ، أکلَ المُلوک؟ ! فجَلَسَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله. جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله که در منطقه بالای شهر مکه در حال تکیه دادن غذا می خورد، آمد و گفت: ای محمّد! غذا خوردن شاهانه؟! پس پیامبر صلی الله علیه و آله راست نشست.

الطبقات الکبری: /

امین

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: أما و اللّه إنّی لَأمینٌ فی السَّماءِ و أمینٌ فی الأرضِ.

هان! به خدا قسم که من در آسمان امین هستم و در زمین نیز امینم.

کنز العمّال:

کشف الغمّه: مِن أسمائهِ [ صلی الله علیه و آله ]: الأمینُ، و هُو مأخوذٌ مِن الأمانَهِ و أدائها و صِدقِ الوَعدِ، و کانَتِ العَربُ تُسمّیهِ بذلک قبلَ مَبعَثِهِ، لِما شاهَدوهُ مِن أمانَتِهِ، و کلُّ مَن أمِنتَ مِنهُ الخُلفَ و الکذِبَ فهُو أمینٌ، و لهذا وُصِفَ بهِ جَبرئیلُ علیه السلام فقالَ: «مُطاعٍ ثَمَّ أمینٍ» ( التکویر:

یکی از نام های پیامبر صلی الله علیه و آله «امین» است که بر گرفته از امانت و امانتداری و خوش قولی استپیش از آنکه پیامبر مبعوث شود عرب ها آن حضرت را امین می نامیدند؛ چون امانتداری او را دیده بودنداصولاً هر کسی که از خُلف وعده و دروغگویی او ایمن باشی، چنین شخصی امین استاز همین رو، خداوند از جبرئیل علیه السلام با این صفت یاد کرده و فرموده است: «در آن جا [هم ]مطاع [و هم ]امین است».

کشف الغمّه: /

السیره النبویه، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق : کانَت قُرَیشٌ تُسَمِّی رَسولَ اللّه صلی الله علیه و آله قَبلَ أن ینزِلَ علَیهِ الوَحی: الأمینَ. پیش از آنکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله وحی نازل شود، قریش به آن حضرت امین می گفتند.

السیره النبویه لابن هشام: /

السیره النبویه، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق، آن جا که از موضوع ساختن کعبه پیش از بعثت سخن می گوید : ثُمّ إنّ القَبائلَ مِن قُرَیشٍ جَمَعَتِ الحِجارَهَ لبِنائها، کلُّ قَبیلَهٍ تَجمَعُ علی حِدَهٍ، ثُمّ بَنَوها، حتّی بَلَغَ البُنیانُ مَوضِعَ الرُّکنِ یعنی الحَجَرَ الأسوَدَ فاختَصَموا فیهِ، کلُّ قَبیلَهٍ تُریدُ أن تَرفَعَهُ إلی مَوضِعِهِ دُونَ الاُخری ثُمّ إنّهُمُ اجتَمَعوا فی المَسجِدِ و تَشاوَروا و تَناصَفوا، فزَعَمَ بَعضُ أهلِ الرِّوایهِ: أنّ أبا اُمَیهَ بنَ المُغیرَهِ بنِ عبدِ اللّه بنِ عُمرَ بنِ مَخزومٍ و کانَ عامَئذٍ أسَن قُرَیشٍ کلِّها قالَ: یا مَعشَرَ قُرَیشٍ، اجعَلوا بَینَکم فیما تَختَلِفونَ فیه أوّلَ مَن یدخُلُ من بابِ هذا المَسجِدِ یقضی بَینَکم فیهِ، ففَعَلوا فکانَ أوّلَ داخِلٍ علَیهِم رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله، فلَمّا رأوهُ قالوا: هذا الأمینُ، رَضِینا، هذا محمّدٌفلَمّا انتَهی إلَیهِم و أخبَروهُ الخَبَرَ، قالَ صلی الله علیه و آله: هَلُمَّ إلَی ثَوبا، فاُتِی بهِ، فأخَذَ الرُّکنَ فوَضَعَهُ فیهِ بِیدِهِ، ثُمّ قالَ: لِتَأخُذْ کلُّ قَبیلَهٍ بناحِیهٍ مِن الثَّوبِ، ثُمّ ارفَعوهُ جَمیعا، ففَعَلوا، حتّی إذا بَلَغوا بهِ مَوضِعَهُ وَضَعَهُ هُو بِیدِهِ، ثُمّ بَنی علَیهِ. قبایل قریش برای ساختن کعبه سنگ جمع کردند و هر قبیله ای جداگانه جمع آوری می کردآنها پایه های کعبه را بالا بردند تا به جایگاه رکن یعنی حجر الاسود رسیددر این هنگام با یکدیگر بحثشان شد و هر قبیله ای می خواست او حجر الاسود را در محل خودش قرار دهد نه دیگریآنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر یک دیگری را به انصاف دعوت کردبعضی از راویان گفته اند: ابو اُمیه بن مغیره بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم که در آن سال مسن ترین فرد قریش بود، گفت: ای گروه قریش! بیایید اولین کسی را که از در این مسجد وارد شد داور میان خود قرار دهیدقریش موافقت کردندنخستین کسی که بر آنان وارد شد، رسول خدا علیه السلام بودوقتی قریش او را دیدند گفتند: این مرد امین است، ما قبول داریم، او محمّد استچون پیامبر به آنها رسید، موضوع را به اطلاع ایشان رساندندحضرت فرمود: پارچه ای برایم بیاوریدپارچه را آوردندپیامبر حجر الاسود را برداشت و با دست خود روی پارچه گذاشت و سپس فرمود: هر قبیله ای گوشه ای از پارچه را بگیرد و همگی آن را بلند کنیدقریش این کار را کردند و وقتی به محل نصب رسید، پیامبر آن را با دست خود برداشت و در جایگاهش قرار داد و آنگاه روی آن را ساخت.

السیره النبویه لابن هشام: /

السیره النبویه، ابن هشام: کانَت خَدیجَهُ بِنتُ خُوَیلدٍ امرأهً تاجِرَهً ذاتَ شَرَفٍ و مالٍ، تَستأجِرُ الرِّجالَ فی مالِها و تُضارِبُهُم إیاهُ بشیءٍ تَجعَلُهُ لَهُم، و کانَت قُرَیشٌ قَوما تُجّارا، فلَمّا بَلَغَها عن رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَدیثِهِ، و عِظَمِ أمانَتِهِ، و کرَمِ أخلاقِهِ، بَعَثَت إلَیهِ فعَرَضَت علَیهِ أن یخرُجَ فی مالٍ لَها إلَی الشّامِ تاجِرا. خدیجه دختر خویلد، بانویی تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بودمردم را برای تجارت با اموال خود استخدام می کرد و در قبال کارشان مقدار معینی از سود حاصل از تجارت را به ایشان می دادقریش مردمی تاجر پیشه بودندوقتی خبر راستگویی و امانتداری و خلق و خوهای پسندیده پیامبر به گوش خدیجه رسید، کسی را نزد آن حضرت فرستاد و پیشنهاد کرد با اموالی از او برای تجارت به شام رود.

السیره النبویه لابن هشام: /

الطبقات الکبری به نقل از داوود بن حصین :کانَ رجُلاً أفضَلَ قَومِهِ مُروءهً، و أحسَنَهُم خُلقا، و أکرَمَهُم مُخالَطَهً، و أحسَنَهُم جِوارا، و أعظَمَهُم حِلما و أمانَهً، و أصدَقَهُم حَدیثا، و أبعَدَهُم مِن الفُحشِ و الأذی، و ما رُئی مُلاحِیا و لا مُمارِیا أحَدا، حتّی سَمّاهُ قَومُهُ الأمینَ، لِما جَمعَ اللّه لَهُ مِن الاُمورِ الصّالِحَهِ فیهِ، فلَقد کانَ الغالِبَ علَیهِ بمَکهَ الأمینُ. در اوصاف پیامبر صلی الله علیه و آله : او مردی بود که از همه قوم خود جوان مردتر، نیک خوتر، خوش برخوردتر، همسایه دارتر، بردبارتر، امانتدارتر، راستگوتر و از بد زبانی و آزار رسانی به دورتر بودهرگز دیده نشد که با کسی کشمکش و مجادله کندخداوند اخلاق و خصال پسندیده را در وجود آن حضرت جمع کرده بود تا جایی که قومش او را امین نامیدند و در مکه غالبا با لقب امین از ایشان یاد می شد.

الطبقات الکبری: /

راستگو

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: أیها النّاسُ، إنّ الرائدَ لا یکذِبُ أهلَهُ، و لَو کنتُ کاذِبا لَما کذَبتُکم، و اللّه الّذی لا إله إلاّ هُو إنّی رَسولُ اللّه إلَیکم حَقّا خاصَّهً، و إلَی النّاسِ عامَّهً و اللّه لَتَموتونَ کما تَنامونَ، و لَتُبعَثونَ کما تَستَیقِظونَ، و لَتُحاسَبونَ کما تَعمَلونَ، و لتُجزَونَ بالإحسانِ إحسانا و بالسُّوءِ سُوءا، و إنّها الجَنَّهُ أبَدا و النّارُ أبَدا. ای مردم! بلدِ راه به کسان خود دروغ نمی گویدو من اگر هم دروغگو بودم [دست کم] به شما دروغ نمی گفتمبه خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، من فرستاده به حق خدا به سوی شما خصوصا و به سوی همه مردم عموما هستمبه خدا قسم همان گونه که می خوابید، می میرید و همان گونه که بیدار می شوید، برانگیخته خواهید شد و مطابق کردارتان حسابرسی خواهید شد و در برابر نیکی، پاداش نیک خواهید یافت و در برابر بدی، کیفر بد خواهید چشیدبهشتِ جاویدان در کار است و دوزخِ همیشگی.

بحار الأنوار: / /

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: إنّ أحسَنَ الحَدیثِ أصدَقُهُ. همانا بهترین سخن، راست ترین آن است.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از ابن عباس : لَمّا اُنزِلَت: «و أنْذِرْ عَشیرَتَک الأقْرَبینَ» صَعِدَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله علَی الصَّفا فقالَ: یا مَعشَرَ قُریشٍ، فقالَت قُرَیشٌ: محمّدٌ علَی الصَّفا یهتِفُ! فأقبَلوا و اجتَمَعوا فقالوا: ما لَک یا محمّدُ؟ قالَ: أ رَأیتُکم لَو أخبَرتُکم أنّ خَیلاً بِسَفْحِ هذا الجَبَلِ أ کنتُم تُصَدِّقونَنی؟ قالوا: نَعَم، أنتَ عِندَنا غَیرُ مُتَّهَمٍ و ما جَرَّبْنا علَیک کذبا قَطُّ، قالَ: فإنّی نَذیرٌ لَکم بینَ یدَی عَذابٍ شَدیدٍ یا بَنی عبدِ المُطَّلبِ یا بَنی عبدِ مَنافٍ یا بَنی زُهرَهَ حتّی عَدَّدَ الأفخاذَ مِن قُرَیشٍ إنّ اللّه أمَرَنی أن اُنذِرَ عَشیرَتی الأقرَبِینَ، و إنّی لا أملِک لَکم مِن الدُّنیا مَنفَعَهً و لا مِن الآخِرَهِ نَصیبا إلاّ أن تَقولوا: لا إلهَ إلاّ اللّه قالَ: یقولُ أبو لَهَبٍ: تَبّا لَک سائرَ الیومِ! أ لِهذا جَمَعتَنا؟! فأنزَلَ اللّه تبارک و تعالی: «تَبَّتْ یدا أبی لَهَبٍ و تَبَّ » السُّوره کلّها. چون آیه «و خویشان نزدیکت را هشدار ده» (الشعراء: ) نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله بالای کوه صفا رفت و بانگ زد: ای قریشیان! قریش گفتند: این محمّد است که از فراز صفا فریاد می زندپس، همگی جمع شدند و آن جا رفتند و گفتند: چه شده است ای محمّد؟ فرمود: اگر من به شما بگویم که در پشت این کوه گروهی سواره هستند حرف مرا باور می کنید؟ گفتند: آری، تو در میان ما متّهم و بد نام نیستی و هرگز دروغی از تو نشنیده ایمفرمود: اینک، من شما را از عذابی سخت بیم می دهمای فرزندان عبد المطّلب! ای فرزندان عبد مناف! ای فرزندان زهره! به همین ترتیب همه خاندان ها و تیره های قریش را نام برد خداوند به من فرمان داده است که به خویشان نزدیکم اعلام خطر کنم و من نمی توانم هیچ گونه سودی در دنیا و بهره ای در آخرت برای شما تضمین کنم، مگر اینکه بگویید: لا اله الاّ اللّه [و ایمان بیاورید ]در این هنگام ابو لهب گفت: هلاکت باد تو را! برای همین ما را جمع کردی؟! در این هنگام خداوند تبارک و تعالی سوره «تبّت یدا ابی لهب و تبّ···»( المسد: ) را نازل فرمود.

الطبقات الکبری: /

المناقب لابن شهر آشوب به نقل از ابن جریر : لَمّا کانَ النَّبی صلی الله علیه و آله یعرِضُ نَفسَهُ علَی القَبائلِ جاءَ إلی بَنی کلابٍ فقالوا: نُبایعُک علی أن یکونَ لَنا الأمرُ بَعدَک، فقالَ: الأمرُ للّه فإن شاءَ کانَ فیکم أو فی غَیرِکم، فمَضَوا و لَم یبایعوهُ و قالُوا: لا نَضرِبُ لِحَربِک بأسیافِنا ثُمّ تُحَکمُ علَینا غَیرَنا! .

هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله دعوت خود را به قبایل عرضه می کرد، نزد بنی کلاب آمدآنها گفتند: ما به این شرط با تو بیعت می کنیم که بعد از تو، کار [خلافت ]به ما منتقل شودپیامبر فرمود: کار دست خدا استاگر او خواست به شما خواهد رسید و اگر نخواست به دیگری وا گذار خواهد شدبنی کلاب رفتند و بیعت نکردند و گفتند: ما در راه تو شمشیر نمی زنیم که بعدا دیگران را بر ما حکومت دهی!

المناقب لابن شهرآشوب: /

المناقب لابن شهر آشوب به نقل از عامر بن طفیل : یا محمّدُ، ما لی إن أسلَمتُ؟ فقالَ صلی الله علیه و آله: لک ما للإسلامِ، و علَیک ما علَی الإسلامِ، فقالَ: أ لا تَجعَلُنی الوالی مِن بَعدِک؟ قالَ: لَیسَ لَک ذلک و لا لِقَومِک، و لکنْ لک أعِنَّهُ الخَیلِ تَغزو فی سَبیلِ اللّه . همان کسی که خواست پیامبر را غافلگیر کرده و بکشد، به آن حضرت گفت: ای محمّد! اگر مسلمان شوم چه به من می رسد؟ حضرت فرمود: در سود و زیان اسلام شریک خواهی بودگفت: مرا والی بعد از خودت قرار می دهی؟ فرمود: این سِمَت نه از آنِ تو خواهد بود نه از آن قوم و قبیله تو، امّا دهنه های اسب ها [فرماندهی سواران] را به تو می سپارم تا در راه خدا بجنگی.

المناقب لابن شهرآشوب: /

منفورترین خصلت نزد پیامبر صلی الله علیه و آله دروغگویی بود

کنز العمّال به نقل از عایشه : کانَ أبغَضَ الخُلقِ إلَیهِ الکذبُ. منفورترین اخلاق نزد پیامبر صلی الله علیه و آله دروغگویی بود.

کنز العمّال:

کنز العمّال به نقل از عایشه : : کانَ إذا اطَّلَعَ علی أحَدٍ مِن أهلِ بَیتِهِ کذَبَ کذبَهً لَم یزَلْ مُعرِضا عَنهُ حتّی یحدِثَ تَوبَهً. پیامبر صلی الله علیه و آله هرگاه می فهمید یکی از اعضای خانواده اش دروغی گفته است، چندان از او اعراض می فرمود تا توبه کند.

کنز العمّال:

الترغیب و الترهیب به نقل از عایشه : ما کانَ مِن خُلقٍ أبغَضَ إلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله مِن الکذبِ، ما اطَّلَعَ علی أحَدٍ مِن ذاک بشیءٍ فیخرُجُ مِن قَلبِهِ حتّی یعلَمَ أنّهُ قد أحدَثَ تَوبَهً رواهُ أحمَدُ و البَزّارُ و اللّفظُ لَهُ، و ابنُ حبّانَ فی صحیحهِ، و لَفظُهُ قالَت: ما کانَ مِن خُلقٍ أبغَضَ إلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله مِن الکذبِ، و لَقد کانَ الرّجُلُ یکذِبُ عِندَهُ الکذبَهَ، فما یزالُ فی نَفسِهِ حتّی یعلَمَ أنّهُ قد أحدَثَ فیها تَوبَهً و رواهُ الحاکمُ و قالَ: صحیحُ الإسنادِ، و لَفظُهُ قالَت: ما کانَ شیءٌ أبغَضَ إلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله مِن الکذبِ، و ما جَرَّبَهُ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله مِن أحَدٍ و إن قَلَّ، فیخرُجُ لَهُ مِن نفسِهِ حتّی یجَدِّدَ لَهُ تَوبَهً. هیچ اخلاقی نزد رسول خدا منفورتر از دروغگویی نبودهرگاه مطّلع می شد کسی دروغی گفته است، مهر او از دلش بیرون می رفت تا وقتی که می فهمید توبه کرده است

این مطلب را احمد و بزّار با لفظ و تعبیر خود و ابن حبان نیز در صحیحش نقل کرده اندعبارت او چنین است: عایشه گفت: هیچ خصلتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله منفورتر از دروغگویی نبودگاه فردی نزد آن حضرت دروغی می گفت و ایشان همچنان از او دلگیر بود تا آنکه متوجّه می شد از آن دروغ توبه کرده استحاکم نیز این مطلب را روایت کرده و گفته است: سندش صحیح استعبارت حاکم چنین است: عایشه گفت: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی منفورتر از دروغ نبود و از هر کس دروغی، هر چند کوچک، می شنید، مِهرِ او را از دل خود بیرون می کرد، تا زمانی که آن فرد از آن توبه می کرد.

الترغیب و الترهیب: / /

الطبقات الکبری به نقل از عایشه : ما کانَ خُلقٌ أبغضَ إلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله مِن الکذبِ، و ما اطَّلَعَ مِنهُ علی شیءٍ عِندَ أحَدٍ مِن أصحابِهِ فیبخَلُ لَهُ مِن نَفسِهِ حتّی یعلَمَ أن أحدَثَ تَوبَهً. هیچ خصلتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله منفورتر از دروغ نبود و هرگاه مطلع می شد یکی از اصحابش دروغی گفته است، به او بی اعتنایی می کرد تا آنکه می فهمید توبه کرده است.

الطبقات الکبری: /

الطبقات الکبری به نقل از عبد اللّه بن سلام : لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله المَدینَهَ انجَفَلَ النّاسُ إلَیهِ، و قِیلَ: قَدِمَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله قالَ: فجِئتُ فی النّاسِ لأنظُرَ إلَیهِ، قالَ: فلَمّا رأیتُ وَجهَ رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله إذا وَجهُهُ لَیسَ بِوَجهِ کذّابٍ قالَ: فکانَ أوّلُ شیءٍ سَمِعتُهُ یتَکلّمُ بهِ أن قالَ: یا أیها الناسُ أفشُوا السَّلامَ، و أطعِموا الطَّعامَ، و صِلوا الأرحامَ، و صَلُّوا و النّاسُ نِیامٌ، و ادخُلوا الجَنَّهَ بسَلامٍ. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه آمد، مردم برای دیدن آن حضرت می شتافتند و کسی می گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدمن هم با مردم رفتم تا ایشان را ببینموقتی چهره رسول خدا را دیدم متوجّه شدم که چهره او چهره یک فرد دروغگو نیستعبد اللّه بن سلام می گوید: نخستین سخنی که از پیامبر شنیدم این بود که می فرمود: ای مردم! به یکدیگر سلام گویید و مردم را اطعام کنید و صله رحم به جا آورید و شب هنگام که مردم خفته اند، نماز بگزارید تا به سلامت وارد بهشت شوید.

الطبقات الکبری: /

دادگر

امام علی علیه السلام: إنّ یهودیا کانَ لَهُ علی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله دَنانیرُ فتَقاضاهُ، فقالَ لَهُ: یا یهودی، ما عِندی ما اُعطیک، فقالَ: فإنّی لا اُفارِقُک یا محمّدُ حتّی تَقضینی، فقالَ: إذَنْ أجلِسَ مَعک، فجَلَسَ مَعهُ حتّی صَلّی فی ذلک المَوضِعِ الظُّهرَ و العَصرَ و المَغرِبَ و العِشاءَ الآخِرَهَ و الغَداهَ، و کانَ أصحابُ رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله یتهَدَّدونَهُ و یتَواعَدونَهُ، فنَظَرَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله إلَیهِم فقالَ: ما الّذی تَصنَعونَ بهِ؟! فقالوا: یا رسولَ اللّه ، یهودی یحبِسُک؟! فقال صلی الله علیه و آله: لَم یبعَثْنی رَبّی عَزَّ و جلَّ بأن أظلِمَ مُعاهِدا و لا غَیرَهُ، فلَمّا علا النّهارُ قالَ الیهودی: أشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ اللّه و أشهَدُ أنَّ محمّدا عَبدُهُ و رَسولُهُ، و شَطْرُ مالی فی سَبیلِ اللّه أما و اللّه ما فَعَلتُ بِک الّذی فَعَلتُ إلاّ لأنظُرَ إلی نَعتِک فی التَّوراهِ، فإنّی قَرأتُ نَعتَک فی التَّوراهِ: محمّدُ بنُ عبدِ اللّه مَولِدُهُ بمَکهَ و مُهاجَرُهُ بطَیبَهَ، و لَیسَ بِفَظٍّ و لا غَلیظٍ و لا سَخّابٍ، و لا مُتَزینٍ (و لا صَخّابٍ، و لا مُتَرَینٍ) بالفُحشِ و لا قَولِ الخَناءِ، و أنا أشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ اللّه ، و أنّک رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله، و هذا مالی، فاحکمْ فیهِ بِما أنزَلَ اللّه و کان الیهودی کثیرَ المالِ، ثُمّ قالَ علیه السلام: کانَ فِراشُ رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله عَباءهً، و کانَت مِرفَقَتُهُ أدَمَ حَشْوُها لِیفٌ، فثُنِیت لَهُ ذاتَ لَیلَهٍ، فلَمّا أصبَحَ قالَ: لَقد مَنَعَنی الفِراشُ اللّیلَهَ الصَّلاهَ، فأمَرَ علیه السلام أن یجعَلَ بِطاقٍ واحِدٍ. یک نفر یهودی از رسول خدا صلی الله علیه و آله چند دینار طلبکار بود و آنها را مطالبه کردحضرت فرمود: ای مرد یهودی! فعلاً چیزی ندارم که به تو بدهماو گفت: ای محمّد! رهایت نمی کنم تا طلبم را بپردازیرسول خدا فرمود: پس، من هم با تو می نشینمحضرت در کنار او آن قدر نشست که در همان جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را خوانداصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله آن مرد را تهدید می کردندپیامبر به آنان نگاه کرد و فرمود: با او چه می کنید؟! عرض کردند: ای رسول خدا! یک نفر یهودی شما را نگه دارد؟! فرمود: پروردگارم عزّ و جلّ مرا مبعوث نکرده است که به معاهد و غیر معاهد ستم کنمچون روز بالا آمد مرد یهودی گفت: گواهی می دهم که هیچ خدایی جز اللّه نیست و گواهی می دهم که محمّد بنده و فرستاده اوستو نصف مالم را در راه خدا دادمبه خدا قسم این کار را با تو نکردم، مگر برای اینکه اوصافی را که از تو در تورات آمده است امتحان کنممن اوصاف تو را در تورات چنین خوانده ام: محمّد بن عبد اللّه زادگاهش مکه است و هجرتگاهش طَیبَهنه تند خوست و نه خشن و نه داد و بیداد راه می اندازد و نه زبانش را به فحش و ناسزا می آلایداکنون من گواهی می دهم که هیچ خدایی جز اللّه نیست و تو رسول خدا هستی و اینک اموال من در اختیار شماست و هر گونه که خداوند دستور داده درباره آن حکم فرماآن مرد یهودی مال و ثروت زیادی داشتامام علی علیه السلام سپس فرمود: بستر رسول خدا صلی الله علیه و آله یک عبا بود و بالش او پوستی پر شده از الیاف درخت خرمایک شب آن را برای پیامبر دولا کردمصبح که شد پیامبر فرمود: این بستر، دیشب مرا از نماز باز داشتآنگاه حضرت علیه السلام دستور داد آن را یک لا کردند.

بحار الأنوار: / /

امام صادق علیه السلام: کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله یقَسِّمُ لَحَظاتِهِ بَینَ أصحابِهِ، ینظُرُ إلی ذا و ینظُرُ إلی ذا بالسَّوِیهِ. رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه های خود را میان اصحابش تقسیم می کرد و به این و آن یکسان می نگریست.

الکافی: //

شجاع

امام علی علیه السلام: لَقد رأیتُنی یومَ بَدرٍ و نحنُ نَلوذُ بالنَّبی صلی الله علیه و آله و هُو أقرَبُنا إلَی العَدُوِّ، و کانَ مِن أشَدِّ النّاسِ یومَئذٍ بأسا. در جنگ بدر ما به پیامبر صلی الله علیه و آله پناه می بردیم و آن حضرت از همه ما به دشمن نزدیکتر بود و در آن روز از همه ما شجاعت بیشتری نشان داد.

مکارم الأخلاق: / /

امام علی علیه السلام: کنّا إذا احمَرَّ البأسُ و لَقِی القَومُ القَومَ اتّقَینا برسولِ اللّه ، فما یکونُ أحَدٌ أقرَبَ إلَی العَدُوِّ مِنهُ. وقتی جنگ شدّت می گرفت و دو سپاه به جان هم می افتادند، ما خود را در پناه رسول خدا قرار می دادیم و هیچ کس به دشمن نزدیکتر از آن حضرت نبود.

مکارم الأخلاق: / /

امام علی علیه السلام: کنّا إذا حَمِی البأسُ و لَقِی القَومُ اتَّقَینا برسولِ اللّه صلی الله علیه و آله، فما یکونُ مِنّا أحَد أقرَبَ إلَی العَدُوِّ مِنهُ. وقتی آتش جنگ شعله ور می شد و دو سپاه درگیر می شدند، ما خود را در نزدیکی رسول خدا قرار می دادیم؛ زیرا هیچ یک از ما به دشمن نزدیکتر از پیامبر نبود.

کنز العمّال:

امام صادق علیه السلام: لَمّا نَزَلَت: «لا تُکلَّفُ إلاّ نَفْسَک» کانَ أشجَعَ النّاسِ مَن لاذَ برسولِ اللّه علَیهِ و آلهِ السَّلامُ. چون آیه «تنها مسئول وظیفه خود هستی» (النساء: ) نازل شد، شجاعترین مردم کسی به حساب می آمد که در پناه رسول خدا علیه و آله السلام با [دشمن ]می جنگید.

بحار الأنوار: / /

کنز العمّال به نقل از بَراء بن عازب : کنّا إذا احمَرَّ البأسُ نَتَّقی برسولِ اللّه صلی الله علیه و آله، و إنّ الشُّجاعَ لَلّذی یحاذی بهِ.هرگاه جنگ بالا می گرفت، ما خود را در پناه رسول خدا قرار می دادیم و شجاع کسی بود که جرأت می کرد با او همردیف شود.

کنز العمّال:

صحیح مسلم به نقل از انس : کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله أحسَنَ النّاسِ، و کانَ أجوَدَ النّاسِ، و کانَ أشجَعَ النّاسِ، و لَقد فَزِعَ أهلُ المَدینَهِ ذاتَ لَیلَهٍ، فانطَلقَ ناسٌ قِبَلَ الصَّوتِ، فتَلَقّاهُم رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله راجِعا و قَد سَبَقَهُم إلَی الصَّوتِ و هُو علی فَرَسٍ لأبی طَلحَهَ عُرْی، فی عُنُقِهِ السَّیفُ و هو یقولُ: لم تُراعُوا، لَم تُراعُوا. رسول خدا صلی الله علیه و آله زیباترین و بخشنده ترین و شجاعترین مردم بودشبی مردم مدینه صدایی شنیدند و دچار وحشت شدندعده ای از مردم به طرف صدا حرکت کردندپیامبر که جلوتر از آنها به طرف صدا رفته بود وقتی سوار بر اسب برهنه ابو طلحه و شمشیر به دوش برمی گشت، آن عده را دید و فرمود: نترسید، نترسید.

صحیح مسلم: / /

مهربان

مکارم الأخلاق به نقل از انس : کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله إذا فَقَدَ الرّجُلَ مِن إخوانِهِ ثَلاثَهَ أیامٍ سألَ عَنهُ؛ فإن کانَ غائبا دَعا لَهُ، و إن کانَ شاهِدا زارَهُ، و إن کانَ مَریضا عادَهُ.

اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین بود که هرگاه یکی از اصحاب خود را سه روز نمی دید، جویای حالش می شداگر به مسافرت رفته بود برایش دعا می کرد و اگر در شهر بود به دیدنش می رفت و اگر بیمار بود، از او عیادت می کرد.

مکارم الأخلاق: / /

بردبار

الترغیب و الترهیب به نقل از انس : کنتُ أمشی مَع رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله و علَیهِ بُردٌ نَجرانی غَلیظُ الحاشِیهِ، فأدرَکهُ أعرابی فجَذَبَهُ بِردائهِ جَذبَهً شَدیدَهً، فنَظَرتُ إلی صَفحَهِ عُنُقِ رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله، و قَد أثّرَ بها حاشِیهُ الرِّداءِ مِن شِدَّهِ جَذبَتِهِ ثُمّ قالَ: یا محمّدُ، مُرْ لی من مالِ اللّه الّذی عِندَک، فالتَفَتَ إلَیهِ فضَحِک ثُمّ أمَرَ لَهُ بعَطاءٍ. من با رسول خدا صلی الله علیه و آله راه می رفتم و حضرت بُردی نجرانی با حاشیه ای زبر و درشت بر تن داشتعربی بادیه نشین از راه رسید و ردای ایشان را محکم کشیدمن به گردن پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کردم دیدم حاشیه رداء، از شدّت کشیدن، روی گردن حضرت ردّ انداخته استآن بادیه نشین سپس گفت: ای محمّد! دستور بده از مال خدا که نزد توست به من بدهندپیامبر صلی الله علیه و آله به طرف او برگشت و خنده ای کرد و سپس دستور داد به او چیزی عطا کنند.

الترغیب و الترهیب: / /

با حیا

کنز العمّال به نقل از ابو سعید خدری :

کانَ صلی الله علیه و آله أشَدَّ حَیاءً مِن العَذراءِ فی خِدرِها

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با حیاتر از دختران پرده نشین بود.

کنز العمّال:

الطبقات الکبری به نقل از ابو سعید خدری : کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله أشَدَّ حَیاءً مِن العَذراءِ فی خِدرِها، و کانَ إذا کرِهَ شیئا عَرَفناه فی وَجهِهِ. رسول خدا صلی الله علیه و آله از یک دختر پرده نشین با حیاتر بود و هرگاه از چیزی خوشش نمی آمد از چهره او می فهمیدیم.

الطبقات الکبری: /

مکارم الأخلاق به نقل از ابو سعید خدری : کانَ رسولُ اللّه حَییا لا یسألُ شیئا إلاّ أعطاهُ. رسول خدا صلی الله علیه و آله چندان با شرم و حیا بود که هیچ چیز از او خواسته نمی شد مگر اینکه آن را عطا می کرد.

مکارم الأخلاق: / /

فروتن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:

إنّ اللّه تعالی أوحی إلَی أن تَواضَعوا؛ حتّی لا یفخَرَ أحَدٌ علی أحَدٍ، و لا یبغی أحَدٌ علی أحَدٍ.

خداوند متعال به من وحی فرمود که فروتن باشید، تا هیچ کس به دیگری فخر نفروشد و کسی به کسی تعدّی نکند.

کنز العمّال:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: لَقد هَبَطَ عَلی مَلَک مِن السّماءِ ما هَبَطَ علی نَبی قَبلی و لا یهبِطُ علی أحَدٍ بَعدی و هُو إسرافیلُ و عِندی جِبریلُ، فقالَ: السّلامُ علَیک یا محمّدُ ثُمّ قالَ: أنا رسولُ ربِّک إلَیک أمَرَنی أن اُخَیرَک إن شِئتَ نَبیا عَبدا، و إن شِئتَ نَبیا مَلِکا فنَظَرتُ إلی جِبریلَ فأومی جِبریلُ إلَی أن تَواضَعْ، فقُلتُ: نَبیا عَبدا. جبرئیل نزد من بود که فرشته ای از آسمان بر من فرود آمداین فرشته که بر هیچ پیامبری پیش از من فرود نیامده و بعد از من نیز بر احدی فرود نخواهد آمد، اسرافیل بود او گفت: سلام بر تو ای محمّد! سپس گفت: من فرستاده پروردگارت به سوی تو هستم به من فرمان داده است تو را مخیر سازم که اگر خواهی پیامبری و بندگی را برگزین و اگر خواهی پیامبری و پادشاهی را من به جبرئیل نگاه کردم، او به من اشاره کرد که فروتنی کن پس من گفتم: پیامبری و بندگی را انتخاب کردم.

کنز العمّال:

الطبقات الکبری به نقل از یحیی بن أبی کثیر : قال رَسول اللّه صلی الله علیه و آله: آکلُ کما یأکلُ العَبدُ، و أجلِسُ کما یجلِسُ العَبدُ؛ فإنّما أنا عَبدٌ و کانَ النّبی صلی الله علیه و آله یجلِسُ مُحتَفِزا. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من همان گونه غذا می خورم که عبد می خورد و همان طور می نشینم که عبد می نشیند؛ زیرا من در حقیقت عبد و بنده هستم پیامبر صلی الله علیه و آله همواره دو زانو می نشست.

الطبقات الکبری: /

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:

خَمسٌ لا أدَعَهُنَّ حتَّی المَماتِ: الأکلُ علَی الحَضیضِ مَع العَبیدِ، و رُکوبی الحِمارَ مُؤْکفا، و حَلبی العَنزَ بِیدی، و لُبسُ الصُّوفِ، و التَّسلیمُ علَی الصِّبیانِ؛ لِتَکونَ سُنّهً مِن بَعدی. پنج کار است که تا زنده هستم رهایشان نمی کنم: غذا خوردن روی زمین با بندگان، سوار شدن بر الاغ برهنه، دوشیدن بز با دست خودم، پوشیدن لباس پشمینه و سلام کردن به کودکان، تا این کارها بعد از من سنّت شود.

الأمالی للصدوق: /

امام باقر علیه السلام:

و لَقَد أتاهُ جَبرئیلُ علیه السلام بمَفاتیحِ خَزائنِ الأرضِ ثَلاثَ مَرّاتٍ یخَیرُهُ مِن غَیرِ أن ینقُصَهُ اللّه تبارک و تعالی مِمّا أعَدَّ اللّه لَهُ یومَ القِیامَهِ شیئا، فیختارُ التَّواضُعَ لِربِّهِ جلَ و عَزَّ. جبرئیل علیه السلام کلیدهای گنجینه های زمین را سه بار نزد پیامبر آورد و او را در انتخاب آنها آزاد گذاشت، بدون آنکه خدای تبارک و تعالی از آنچه در روز قیامت برایش آماده کرده است، چیزی بکاهداما هر بار پیامبر فروتنی در برابر خداوند عزّ و جلّ را برگزید.

الکافی: //

امام باقر علیه السلام: کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله یأکلُ أکلَ العَبدِ، و یجلِسُ جِلسَهَ العَبدِ، و کانَ یأکلُ علَی الحَضیضِ، و ینامُ علَی الحَضیضِ. رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند عبد غذا می خورد و مانند عبد می نشست و روی زمین چیز می خورد و روی زمین می خوابید.

المحاسن: / /

امام باقر علیه السلام: إنَّ المَساکینَ کانوا یبِیتونَ فی المَسجِدِ علی عَهدِ رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله، فأفطَرَ النّبی صلی الله علیه و آله مَع المَساکینِ الّذینَ فی المَسجِدِ ذاتَ لَیلَهٍ عِندَ المِنبَرِ فی بُرمَهٍ فأکلَ مِنها ثَلاثونَ رجُلاً، ثُمّ رُدَّتْ إلی أزواجِهِ شِبعَهُنَّ. در روزگار رسول خدا صلی الله علیه و آله مستمندان شب ها را در مسجد می خوابیدندیک شب پیامبر با مستمندانی که در مسجد بودند، نزدیک منبر در قابلمه ای افطار کردسی مرد از غذای آن قابلمه خوردند و سپس آن قابلمه به همسران رسول خدا برگردانده شد و آنها را هم سیر کرد.

قرب الإسناد: /

امام صادق علیه السلام: إنَّ جَبرئیلَ علیه السلام أتی رسولَ اللّه صلی الله علیه و آله فخَیرَهُ، و أشارَ علَیهِ بالتَّواضُعِ، و کانَ لَهُ ناصِحا، فکانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله یأکلُ إکلَهَ العَبدِ؛ و یجلِسُ جِلسَهَ العَبدِ تَواضُعا للّه تبارک و تعالی. جبرئیل علیه السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و او را [میان قبول پادشاهی و خزاین دنیا و ترک آن ]مخیر کرد و از روی خیرخواهی به آن حضرت اشاره کرد که برای خدای متعال فروتنی کند [و دنیا را رد کند]پس، رسول خدا برای فروتنی در برابر خدای تبارک و تعالی، چون بردگان غذا می خورد و مانند بردگان [روی زمین ]می نشست.

الکافی: / /

امام صادق علیه السلام: مَرَّتِ امرَأهٌ بَذِیهٌ برسولِ اللّه صلی الله علیه و آله و هُو یأکلُ و هو جالِسٌ علَی الحَضیضِ، فقالَت: یا محمّدُ، و اللّه إنّک لَتأکلُ أکل العَبدِ، و تَجلِسُ جُلوسَهُ! فقالَ لَها رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: وَیحَک! و أی عَبدٍ أعبَدُ مِنّی؟! قالَت: فناوِلْنی لُقمَهً مِن طَعامِک، فناوَلَها، فقالَت: لا و اللّه إلاّ الّتی فی فِیک! فأخرَجَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله اللُّقمَهَ مِن فَمِهِ فناوَلَها فَأکلَتها. رسول خدا صلی الله علیه و آله روی زمین نشسته بود و غذا می خورد زن تند زبانی از کنار آن حضرت رد شد و گفت: ای محمّد! به خدا قسم که تو مانند بندگان غذا می خوری و مانند بندگان می نشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: وای بر تو! کدام بنده، بنده تر از من است؟ زن گفت: لقمه ای از غذایت به من بده رسول خدا لقمه ای به او داد زن گفت: نه به خدا، باید لقمه ای را که در دهانت هست به من بدهی پیامبر صلی الله علیه و آله لقمه را از دهانش درآورد و به او داد و زن آن را خورد.

المحاسن: / /

الطبقات الکبری به نقل از انس بن مالک : کانَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله یقعُدُ علَی الأرضِ، و یأکلُ علَی الأرضِ، و یجِیبُ دَعوَهَ المَملوک، و یقولُ: لو دُعِیتُ إلی ذِراعٍ لَأجَبتُ، و لو اُهدِی إلَی کراعٌ لَقَبِلتُ، و کانَ یعقِلُ شاتَهُ. رسول خدا صلی الله علیه و آله روی زمین می نشست و روی زمین غذا می خورد و دعوت بنده زرخرید را می پذیرفت و می فرمود: اگر به [خوردن گوشتِ ]یک سردست دعوت شوم می پذیرم و اگر پاچه ای برای من هدیه آورند، قبول می کنم و گوسفند خود را شخصا می بست.

الطبقات الکبری: /

مکارم الأخلاق به نقل از انس بن مالک : کانَت لِرسولِ اللّه صلی الله علیه و آله شَربَهٌ یفطِرُ علَیها و شَربَهٌ للسَّحَرِ، و ربّما کانَت واحِدَهً فهَیأتُها لَهُ صلی الله علیه و آله ذاتَ لَیلَهٍ فاحتَبسَ النّبی صلی الله علیه و آله فَظَنَنتُ أنّ بَعضَ أصحابِهِ دَعاهُ، فشَرِبتُها حِینَ احتبَسَ، فجاءَ صلی الله علیه و آله بعدَ العِشاءِ بساعَهٍ فسَألتُ بعضَ مَن کانَ مَعهُ: هَل کانَ النَّبی صلی الله علیه و آله أفطَرَ فی مَکانٍ أو دَعاهُ أحَدٌ؟ فقالَ: لا، فبِتُّ بلَیلَهٍ لا یعلَمُها إلاّ اللّه غَمَّ أن یطلُبَها مِنّی النَّبی صلی الله علیه و آله و لا یجِدَها فیبِیتَ جائعا، فأصبَحَ صائما و ما سألَنی عَنها و لا ذَکرَها حتّی السّاعهِ. رسول خدا صلی الله علیه و آله با یک نوشیدنی افطار می کرد و با نوشیدنی دیگری سحری می خورد و گاهی اوقات هم [در هر دو وعده ]یک نوشیدنی بود··· شبی برای آن حضرت نوشیدنی تهیه کردم، اما پیامبر صلی الله علیه و آله نیامدمن خیال کردم یکی از اصحاب ایشان را دعوت کرده استلذا خودم نوشیدنی را خوردمساعتی بعد از عشا پیامبر آمدمن از فردی که همراه حضرت بود پرسیدم آیا پیامبر صلی الله علیه و آله در جایی افطار کرده یا کسی ایشان را دعوت نموده است؟ گفت: نه من آن شب را از فکر اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله نوشیدنی را از من بخواهد و نوشیدنی نباشد و گرسنه بخوابد، با چنان غم و اندوهی به سر بردم که فقط خدا از آن خبر دارداما صبح پیامبر در حالی که روزه داشت بیدار شد و درباره آن نوشیدنی از من سؤالی نکرد و تاکنون نیز از آن سخنی به میان نیاورده است.

مکارم الأخلاق: / /

صحیح مسلم به نقل از انس بن مالک : خَدَمتُ رسولَ اللّه صلی الله علیه و آله عَشرَ سِنینَ، و اللّه ، ما قالَ لی اُفّا قطُّ، و لا قالَ لی لشَیءٍ: لِمَ فَعَلتَ کذا؟! و هلاّ فَعَلتَ کذا؟! . من ده سال رسول خدا صلی الله

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *