تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) شامل 115 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت در جامعه (مطالعه موردی نهج البلاغه) :

مقدمه

برخی اندیشمندان، به خصوص شرق شناسان بر این اعتقادند که شیعیان جریانی منتقد و خارج از قدرت سیاسی در جهان اسلام هستند که توانایی اندیشه ورزی واقع گرایانه و عمل گرایانه در مورد قدرت را ندارند. به باور آنها، شیعیان همیشه در قالب اندیشمندان حاشیه ای در سامان دهی قدرت بروز پیدا کرده اند. براساس این عقیده، شیعیان هیچ اندیشه سیاسی سازنده و عملیاتی پیرامون روش های حکومت ندارند و تنها به انتقاد و اندرزهای آرمانی بسنده می کنند. قصد نویسندگان در این مقاله آن است که نشان دهند در مرام نامه اندیشه سیاسی شیعیان، یعنی نهج البلاغه، تکنیکی ترین گزاره ها در باب سامان دهی قدرت و حکومت مندی ابراز شده است. امام علی (ع) در ۷۹ نامه نهج البلاغه اصول اصیل و کاربردی حکمرانی را تشریح کرده است. این مقاله با تمرکز بر مفهوم عدالت و مطالعه موردی بیانات امام علی (ع) در نهج البلاغه می کوشد تا اصول عملیاتی امام جهت سامان دهی عدالت را استخراج کند.

لازم به ذکر است، سیاست به معنای سامان دهی امر عمومی است. علاوه بر امنیت، رفاه، آزادی و کارآمدی، حاکم شدن دادگری و شیوه هایی که انسان ها به صورت مسالمت آمیز و بدون پایمال کردن حقوق یکدیگر، اختلافات خود را حل و فصل نمایند، از اهداف بنیادین علم سیاست می باشد.

در همین زمینه برخی مفاهیم بنیادین سیاسی در ارتباط با سامان دهی امر عمومی، قدمتی به بلندای تاریخ جوامع انسانی دارند و همراه با زندگی اجتماعی پای به عرصه وجود گذارده اند.

مفهوم عدالت از جمله این موارد به شمار می رود. اما باید توجه داشت که از عدالت در علوم اجتماعی و به خصوص فلسفه سیاسی تعریف های متفاوتی به عنوان مفهوم مرکزی وجود دارد؛ تعاریفی همچون تعادل، میانه روی، برابری، انصاف و استحقاق که همگی نشان از آن می دهد که عدالت صفتی است که معنای واحد ندارد.

عدالت یکی از غایات متفکران علوم سیاسی است که به شکل های گوناگون در دوران باستان، میانه، مدرن و پسامدرن دنبال شده است. متفکران علوم سیاسی به دنبال آن بوده اند که تزاحم منافع و زیاده خواهی را که منجر به بیدادگری، پایمال کردن حقوق افراد، فقر و تبعیض می شده است، ریشه یابی کنند و برای رسیدن به شایسته سالاری، انصاف، داد، رضایت از زندگی و اعتدال و میانه روی در جامعه راه حل ارائه نمایند.

دغدغه این نوشتار، رویکرد اسلامی به عدالت می باشد. این نوشتار قصد دارد با استفاده از مبانی و روش های موجود در اندرزنامه امام علی (ع) در نهج البلاغه، به ریشه شناسی، مبانی شناسی، درک پدیداری شرایط عدالت و از همه مهم تر به روش هایی که منجر به عدالت می شود، بپردازد.

پرسش پژوهش حاضر آن است که در نامه ها و بیانات امام علی (ع) عدالت در چه شرایطی به وجود می آید؟ امام علی (ع) عوامل ایجادکننده بی عدالتی را در چه می بیند و چه روش هایی را برای رسیدن به عدالت پیشنهاد می کند؟ تأکید این نوشتار بر روش ها و اصولی است که توانایی اثرگذاری بر واقعیت را دارا می باشند. بر همین اساس، چارچوب تئوریک این پژوهش روش های قدرت برگرفته از آثار مارتین هایدگر، میشل فوکو (فوکو، ۱۳۸۹ج: ۵۷) و جورجو آگامبن (آگامبن، ۱۳۹۰: ۸۰) می باشد، که در مورد اخلاق جایگاهی اندرزنامه نویسی اسلامی به کار گرفته شده است.

چارچوب تئوریک

عدالت مفهومی آرمانی است که همه انسان ها آن را خواهانند. وظیفه متفکر سیاسی آن است که بتواند روش هایی خلق کند که شعار عدالت به واقعیت تبدیل شود. روش به معنای خلق ابزارها و میانه هایی است که اهداف و ارزش های ذهنی را عملیاتی می کند. فرق علم سیاست با فلسفه، ادبیات و نظریه محض در این است که شیوه های اجرایی را مورد توجه قرار می دهد (فوکو، ۱۳۸۹الف: ۳۴۲). برای ایجاد عدالت نیز اندیشمندان علم سیاست در چند قرن گذشته قواعد و اصول مختلفی را طراحی و اجرا کرده اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

۱- «عدالت به مثابه استحقاق»: در این دیدگاه که بر مبنای اندیشه نوزیک شکل یافته، عدالت در کنار آزادی شکل و اهمیت پیدا می کند و هیچ ربطی به فقر، نابرابری دستمزدها یا سایر نابرابری های اجتماعی و اقتصادی و نیز نحوه توزیع ثروت ندارد. بر این اساس در هر نظام اجتماعی باید اعمال اراده صاحبان قدرت بر دیگران منع شود تا هرکس متناسب با شایستگی اش از منافع برخوردار گردد. افراد، مستحق اعمال آزادانه و داوطلبانه و فارغ از هرگونه تحمیل هستند تا برای خود و تنظیم امورشان، که به انتخاب خود پذیرفته اند، تصمیم بگیرند (لسناف، ۱۳۸۵: ۲۳۲-۲۳۸).

۲- «عدالت به مثابه انصاف»: این دیدگاه که متعلق به جان رالز است، مفهوم عدالت را از منظر متفاوتی مورد کنکاش قرار می دهد. در این دیدگاه انصاف به روش اخلاقی ای گفته می شود که ما را در رسیدن به اصول عدالت راهنمایی می کند (۲۲۳-۵۱: ۱۹۸۵ ,Rawls)؛ روشی که طی آن، شخص منافع خود را درنظر نگرفته و بی طرفانه تصمیم می گیرد. این بدین معناست که هرکس حقوق دیگران را رعایت کند، برای دیگران حقوقی برابر خود قائل باشد و مزایا و بهره های زندگی را میان خود و مردم منصفانه تقسیم نماید (مهدوی کنی، ۱۳۸۸: ۵۷۱). بدین ترتیب، عدالت ثمره انصاف است و بنابر تعریف خود رالز به معنای «حذف امتیازات بدون قاعده و ایجاد تعادلی واقعی در میان خواسته های متعارض انسان ها، در ساختار یک نهاد و اجتماع است» (۷۴: ۱۹۹۹ ,Freeman). این امر نیز منوط به تحقق دو اصل مهم آزادی و برابری است.

۳- «عدالت به مثابه تناسب»: این تعریف از عدالت که متعلق به افلاطون است، به معنای قرار دادن هر شی ء در جایگاه طبیعی خود میباشد. بر این اساس، هر انسانی باید به کار مناسب خود بپردازد؛ در غیر این صورت شهر و جامعه به تباهی کشیده خواهد شد. این تعریف از عدالت در مبحث حکومت، به معنای قرار گرفتن افراد شایسته و لایق در مسند امور سیاسی و اداری جامعه است (لاوین، ۱۳۹۱: ۷۷).

۴- «عدالت به مثابه حد وسط»: ارسطو براساس دیدگاه طبیعت گرایانه خود که «عدالت» را برگرفته از طبیعت می داند، میان مفهوم «عدالت» و «حد وسط» پیوند برقرار می کند. از دیدگاه وی آنچه در طبیعت داریم، رعایت حد وسط و تناسب است؛ به این معنا که اجزای هر شی ء متناسب با اندازه آن و سازگار با ساختار وجودی آن است. هر موجودی در طبیعت بسان اثر هنری زیبایی است که نه می توان چیزی از آن کاست و نه چیزی می توان بر آن افزود؛ به گونه ای که کمال اعتدال و تناسب در آن رعایت شده است. اگر بخواهیم در نظام اخلاقی فردی «عدالت» تحقق یابد، باید تناسب و حد وسط رعایت شود (ارسطو، ۱۳۷۹: ۱۸۵-۱۸۶).

۵- «عدالت جایگاهی»: سیاست نامه ها با توجه به بستر تاریخی و سیاسی خود، در قالب اندرزنامه به منظور راهنمایی عملی سلاطین یا وزرا نوشته شده اند. در این رساله ها عدالت عنصر اصلی و پایه تداوم قدرت است، که هم در اندیشه های ایرانشهری و هم در آموزه های اسلامی بر آن تأکید شده است (رنجبر، ۱۳۸۵: ۹۱ -۱۲۴). تفاسیری که از عدالت در سیاست نامه ها صورت گرفته است، تلفیقی بوده و در آنها عناصری از اندیشه اسلامی، غربی و یونانی مشاهده می شود، که می توان از آن با عنوان عدالت جایگاهی نام برد. در واقع عدالت جایگاهی دارای چند ویژگی است که مهم ترین آنها از این قرار است: توجه به تجربه و عمل، ملاحظه شرایط اجتماعی متفاوت در تعیین هنجارها، رویکرد تفهمی به محیط، رواداری، دوری از شتاب زدگی و رعایت تواضع. این ویژگی های عدالت جایگاهی که در اندرزنامه ها و سیاست نامه ها مطرح شده، بسیار مهم و تعیین کننده است؛ چراکه علاوه بر تأکید بر عدالت به عنوان یک اندیشه آرمان گرایانه، از واقع بینی سیاسی هم غافل نبوده است.

شایان ذکر است که تلفیق انگاره های مختلف درونی در عدالت جایگاهی به کنش گر این توانایی را می دهد که به شرایط موقعیتی و ضرورت های عینی و ساختارهای واقعیتی توجه کند و صرفا به سنت ها یا آرمان ها بسنده ننماید. بنابراین وجه منطقی تلفیق انگاره های متفاوت در عدالت جایگاهی این است که به خواننده و مخاطب خود این اختیار را می دهد که تنها از آن حادثه در زمان و مکان خودش بتواند برای یک هدف مهم تکنیک آموزی کند، اما اینکه کدام جایگاه ها با کدام راهبردها تطابق پیدا می کند، برعهده کنشگران و متفکران عرصه سیاسی است.

بدین ترتیب باید وضعیت های اجتماعی، کنش و عمل را در کنار آگاهی ملحوظ داشت و برای برقراری عدالت به سمت آگاهی های ذهنی خود، پیش فرض های جهان زیست هر انسانی شکل میگیرد نرفت. اما انگاره های گوناگون این سبک عدالت جایگاهی، در معنایی بنیادی تر با هم تلاقی می کنند که آن، ایجاد آرامش و رضایت خاطر در بین تمامی افراد جامعه است.

در این نوشتار به لحاظ چارچوب روشی از شیوه به کار بستن قدرت در حکومت مندی استفاده شده است. توضیح بیشتر اینکه، حکومت مندی[۱] برآمده از روش پدیدارشناسی در آثار فوکو به معنای شیوه های عملی فکر کردن در باب قدرت است، به گونه ای که بر اعمال و محدود کردن قدرت تأکید می شود. براساس حکومت مندی، بیشتر شیوه های عملی قدرت، کیفی و اندرزی است (۱۲۵: ۲۰۰۱ ,Dupont and Pearce ;100 -70 : 1999 ,Dean). به عبارت دقیق تر، فوکو خود بیان می کند که منظور من از حکومت مندی یعنی هنر حکومت کردن؛ هنری که در آن با ایجاد یک سری اقدامات انضباطی در حاکمیت، سلسله کاملی از دستگاه های خاص حکومت و از سوی دیگر سلسله کاملی از دانش ها خلق می شوند (فوکو، ۱۳۸۹الف: ۲۶۱).

اندرزنامه های به جا مانده با قرائتی جایگاهی و تکنیکی در مورد قدرت (آگامبن، ۱۳۸۹: ۲۶-۳۲) و سامان دهی امر عمومی، گزاره های کارآمدی مبتنی بر میراث اندیشه اسلامی و تجربیات مملکت داری مسلمانان تولید کرده اند. این پژوهش قصد دارد با استفاده از چارچوب گرفته شده از میشل فوکو (فوکو، ۱۳۸۹ب: ۱۰-۱۴) به روش های مندرج در اندرزنامه های امام علی (ع) به کارگزاران حکومتی و مخاطبان خود، که برای اجرای عدالت پیشنهاد می دهد، بپردازد. امام علی (ع) به تمام معنا متفکری است که فنون عملی در باب عدالت طراحی کرده است و گزاره های او هرگز اندرزهای ساده بدون قابلیت اجرا شدن نیست. علی (ع) نه مانند افلاطون آرمان گراست که عدالت را در مدینه فاضله جستجو کند و نه همچون نوزیک تسلیم آزادی و فردگرایی بی قید و شرط می شود.

او با آوردن فنون عدالت مانند شایسته سالاری، انصاف، استحقاق و اعتدال در موقعیت ها و جایگاه های گوناگون در قالب اندرزهای مختلف که ما به آن عدالت جایگاهی می گوییم نشان می دهد که راه درست تعادل سیستم سیاسی با قصد رفع بی عدالتی در جامعه به دست می آید.

جدول الف: عدالت از منظر تئوری های علم سیاست

روش شناسی پدیدارشناسی و کاربست آن در عدالت از نگاه نهج البلاغه

یکی از کیفی ترین و در عین حال عمیق ترین روش ها برای تحلیل اندیشه سیاسی، پدیدارشناسی است. این روش برای پژوهشگرانی که روحیه ای فلسفی داشته و نیز قصد دارند بدون پیش فرض های مدرن و پسامدرن، سنت را بازخوانی کنند، روشی مناسب به حساب می آید. نقد پدیدارشناسی بر عقلانیت غرب سبب شده است که گرایش های محیط زیست گرا، صلح طلب، فلاسفه اخلاقی و عارفان مذهبی، این روش را رویکردی مناسب به حساب آورند. در پژوهش حاضر نیز چون مفهومی سنتی و ذهنی را مورد بررسی قرار می دهیم، پدیدارشناسی برای شناخت متنی و واکاوی تفهمی بدون پیش فرض قابل استفاده است.

پدیدارشناسی در دهه سی و چهل قرن بیستم توسط ادموند هوسرل در فضای سرخوردگی از عقل غربی شکل گرفت. هوسرل به نقد سوژه محوری مدرنیته که توسط دکارت آغاز شده بود، پرداخت و معتقد بود شکاکیت دکارت برای عبور از سنت متصلب قرون وسطا نقطه بسیار خوبی بود، اما در ادامه خطایی توهمی را شکل داد (هوسرل، ۱۳۸۱: ۷۸). دکارت به جای اینکه بگوید: «من می اندیشم، پس هستم»، می بایست می گفت : «من می اندیشم، پس اندیشه وجود دارد». هوسرل نشان داد با تسلیم شدن عقلانیت به علم با قصد ریاضی کردن جهان طبیعی و انسانی، بلایای جنگ، مریضی، خشونت و ناآرامی افزایش پیدا کرد. علم و مدرنیته عقلانیت بی طرف نبودند، بلکه در ذات خود قصد بیشینه کردن سود و افزایش لذت به نحو نابرابر را به همراه داشتند. هوسرل در فضایی آکادمیک به نقد عقل مدرن و علمی پرداخت و تمام تلاشش این بود که با تعلیق کردن علم و تکنولوژی (مفهوم اپوخه) و باز کردن جای فلسفه، بحران در عقلانیت غرب را نشان دهد(رشیدیان، ۱۳۸۴: ۱۶۹).

پدیدارشناسی علمی هوسرل را شاگردش هایدگر با وجود تمایلات متفاوت سیاسی ادامه داد و وجهی وجودشناسانه به آن بخشید. هایدگر روستازاده ای کاتولیک بود که با گسترش تکنولوژی و صناعات جدید تمدن مدرن به آلمان مخالفت می ورزید. او اعتقاد داشت مدرنیته مفهوم خداوند را نابود کرده است و درحالی که خود ادعای مبارزه با متافیزیک و سنت را دارد، رویه ای متافیزیکی و دیانتی دارد. مدرنیته و عقلانیت علمی دارای وجه متافیزیکی هستند که پرسش از خود را برنمی تابند. علم غربی با توجه به جدایی سوژه از ابژه هیچ دلبستگی ای به انسان و طبیعت ندارد و با خدا دانستن عقل خود فکر می کند که می تواند برای تمام هستی برنامه بنویسد. هایدگر می گوید: انسان موجودی ضعیف و گرفتار در ساختارهایی چون زبان، تاریخ و از همه مهم تر، هستی است (هایدگر، ۱۳۸۶: ۱۹۳). انسان یا همان دازاین پرتاب شده در هستی است و هر کنشی از سوی انسان در طبیعت و خود انسان دارای عکس العمل هایی است که نمی توانند نادیده گرفته شوند. تمام درختان، اشیا و موجودات هستی دارای شعور و حق زیستن هستند و انسان باید دانشی تولید کند که با همدلی و عشق، شبان هستی باشد (جمادی، ۱۳۸۵: ۶۴۷).

روش پدیدارشناسی در حیطه ادبیات، فلسفه، عرفان و الهیات بسیار مورد استفاده قرار گرفته است و در تحلیل سیاسی موضوعات مذهبی، عارفانه و شاعرانه قابلیت بهره برداری دارد. این روش دغدغه وجود و حضور خداوند را دارد و با سکولاریسم از منظری انتقادی برخورد می کند.

این روش برای اندیشمندان سیاسی که به دنبال نقد غرب صنعتی و پساصنعتی می باشند و می خواهند پیامدهای کاربست عقل غربی را در بعد تکنولوژی به چالش بکشانند، کاربرد دارد.

روش پدیدارشناسی در ایران توسط متفکران و پژوهشگرانی چون احمد فردید، هانری کربن، رضا داوری اردکانی و عبدالکریم رشیدیان به کار گرفته شده است. این روش با توجه به رویکرد همدلانه به سنت، تقدم دادن هستی و شرایط وجودی نسبت به سوژه، متافیزیکی قلمداد کردن رویدادهای انسانی و طبیعی، روشی مناسب برای فهم اندیشه سیاسی نهج البلاغه به حساب می آید.

همچنین پدیدارشناسی به تقدم عمل و شرایط اجتماعی باور دارد و بار سنگین تعهد سعادت بشری به صورتی از پیش تعیین شده و کلی را از دوش آگاهی برمی دارد.[۲]

روش پدیدارشناسی که در این نوشتار به کار گرفته می شود داده های خام خود را بدون پیش داوری در باب موضوع، از طریق به تجربه درآوردن آن، به شیوه تفهمی و کیفی جمع آوری می کند.

سپس محقق در متن تحقیق وارد میشود و با بررسی ارزش ها و هنجارهای ذهنی قصد فهم آگاهی انسان مورد نظر را از پدیدارهای ذهنی که بدون واسطه در ذهن وی ظاهر می شوند و ممکن است حتی عینیتی هم نداشته باشند، دارد. در واقع نحوه عملیاتی شدن پدیدارشناسی در این پژوهش چنین است که برای دستیابی به حقیقت عدالت، آن را از زوایای مختلف می نگریم و با بیان های متفاوت آن را توصیف می نماییم و سپس پدیدار عدالت، خود را در سراسر متن نمایان می سازد؛ یعنی چهار نمونه آرمانی اصول عدالت امام علی(ع) در متن نهج البلاغه مورد تحلیل قرار می گیرد و در نهایت پدیدار آگاهی امام علی (ع) از عدالت، خود را در سراسر متن نمایان می سازد. در ادامه چهار اصل جایگاهی و تجربی امیرالمؤمنین (ع) جهت برقراری عدالت در نهج البلاغه بررسی می شوند.

۱. اصل شایسته سالاری

خلاصه تعریف افلاطون از عدالت، قرار دادن هر شی ء در جایگاه طبیعی آن است. بر این اساس، هر انسانی باید به کار مناسب خود بپردازد؛ در غیر این صورت شهر و جامعه به تباهی کشیده خواهد شد. امام علی (ع) نیز با رویکرد جایگاهی نسبت به عدالت، در یکی از تعبیرهایش آن را قرار گرفتن هر چیز در جای بایسته اش می خواند: «العدل یضع الامور مواضعها؛ عدالت کارها را بدانجا می نهد که باید» (نهج البلاغه: حکمت ۴۳۷). این تعریف از عدالت در مبحث حکومت، به معنای قرار گرفتن افراد شایسته و لایق در مسند امور سیاسی و اداری جامعه است. در زمانه امیرالمؤمنین (ع) بسیاری از کارگزاران و سپاهیان حکومت، به تبعیت از دوران عرب جاهلی با رشوه، نسب قومی، ستیزه جویی و مانند آنها به مناصب حکومتی نزدیک شده و به کسب قدرت و ثروت می پرداختند تا در اطراف خود زمینه ای امن برای زندگی فراهم کنند. بنابراین عقلانیت در آن فرهنگ، در شکل تلاش و مجادله با قصد نزدیکی به قدرت صورت می گرفت و گوشه نشینی شایستگان و ظلم به رعیت را درپی داشت. به همین سبب بود که امیرالمؤمنین (ع) ضرورت انجام اعمال بر پایه عقلانیت و عدالت و دور بودن از خواهش های دل و پیوندهای خویشی و ارتباط ناسالم را مورد تأکید قرار می داد. البته امام بیشتر به کاربرد عملی و شیوه های اجتماعی این اعمال نظر داشت.

امام در این عرصه های سترگ که نسب قومی برای انتخاب کارگزاران حکومت مهم تلقی می شد، سعی می کرد نشان دهد که بی عدالتی و به یغما رفتن اموال مردم نتیجه چیزی جز قرار نگرفتن شایستگان در جایگاه مناسب خودشان نیست: «فلیست تصلح الرعیه إلا بصلاح الولاه؛ کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی یابد» (نهج البلاغه: خطبه ۲۱۶). به اعتقاد امام، عدالت در حکومت تنها با انتخاب رهبران و کارگزاران باصلاحیت از حیث تواناترین، پرهیزکارترین و دانشمندترین افراد ایجاد می شود: «أیها الناس إن أحق الناس بهذا الأمر أقواهم علیه و أعلمهم بأمر الله فیه؛ ای مردم! تواناترین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *