توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 39 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پست مدرنیسم، چالشی با بنیادگرایی دنیای مدرن :
چشم انداز ایران، ش ۲۲
چکیده: در این گفت وگو به سیر تحولات مدرنیسم و عوامل و شرایط تاثیرگذار در دگرگونی آن اشاره شده و بر این نکته تاکید شده که نمی توان با قاطعیت گفت که دوران مدرنیسم به سر آمده و دوره ای کاملا جدید و متمایز آغاز شده است; بلکه دوران معاصر به نوعی ادامه مدرنیسم است که می توان نام آن را مدرنیته متاخر گذارد . به عقیده آقای کاشی بهترین گزینه برای جای گزین کردن محور و مرجعی دیگر به جای خرد، رویکردهای اجتماع گرایانه است که می تواند به عنوان راه سومی برای گذر از سنت و مدرنیسم مطرح شود .
بعد از جنگ جهانی دوم تحولات مهم عینی و ذهنی به وقوع پیوسته و در مجموع این تصور ایجاد شده که ما به دورانی کاملا گسسته و متفاوت از جهان مدرن وارد شده ایم . این یک انگاره در این زمینه است; ولی من گمان می کنم که این بیان و این تصور به نوعی مبالغه گویی یا زیاده گویی برمی گردد . معمولا، در آستانه هر تحولی چنین مبالغه گویی هایی صورت می گیرد; ولی وقتی مدتی از مسیر تجربه حوادث مختلفی که در حال شکل گیری است می گذرد، به تدریج این زیاده گویی ها جای خود را به واقع بینی های بیشتری می دهد . امروزه نیز در مقابل این ادعا که ما از جهان مدرن فراتر رفته ایم و کاملا به دنیای پست مدرن و مناسبات آن وارد شده ایم، برخی معتقدند که اینها همه داستانی بیش نیست، و اگر هم واقعیت دارد، برای درصد کوچکی از مناسبات در عرصه جهانی می باشد و هنوز هم می توان با الگوهای کلاسیک، دنیای کنونی را بهتر شناخت .
اسکات لش معتقد است ما دو دوره بنیادگرایانه را پشت سر گذاشته ایم . دوره اول، دوره پیشامدرن بوده است . بنیادگرایی که به معنی ارجاع همه امور به یک باور بنیادی است، در دوره پیشامدرن به این صورت بوده است که دین همواره سامان دهنده جهان بینی های خیمه ای است و یک گزاره بنیادی دارد که معمولا وجود خداوند به عنوان یک گزاره بنیادی، محل رجعت و توجیه کننده همه گزاره ها می باشد . به اعتقاد اسکات لش، اگرچه دوران مدرن با مذهب ستیز کرد، ولی به دام یک بنیادگرایی دوم افتاد . این بنیادگرایی دوم، جانشین کردن خرد به جای خداوند بود; یعنی خرد وعقل انسانی از نوع اومانیستیک که متکی به عقل کیهانی نیست، بنیاد همه چیز است; یعنی شما همه تنوعات این عالم را در پرتو آن خرد کانونی می توانید توجیه کنید و تمام ایدئولوژی های دنیای جدید، مانند سرمایه داری، به نوعی به یک ایده کانونی (خرد) تمسک کرده اند . ما در واقع هم به لحاظ عینی و هم به لحاظ ذهنی از دوران دوم، یعنی خردگرایی دوران جدید یا بنیادگرایی دوران مدرن، فاصله می گیریم و حلقه و هسته کانونی توضیح دهنده همه چیز را گم کرده ایم و چنین هسته ای دیگر وجود ندارد . این اتفاق یک اتفاق نو و جدید است .
با همه آنچه که گفته شد به نظر می رسد که هنوز زود است بگوییم ما به دنیای دیگری رسیده ایم و یک مرحله به پایان رسیده و به مرحله دیگری وارد شده ایم . من تعبیر گیدنز را ترجیح می دهم که بگویم «مدرنیته متاخر» حاصل فشرده تر و کثیرتر شدن فرآیندهای دوران مدرن است . بین این دو دوره، پیوستگی وجود دارد . من هنوز گمان می کنم – تا آنجایی که من از متفکران پست مدرن اطلاع دارم – دیدگاه همه آنها را بتوان در یک نقد رادیکال به بنیادهای مدرنیته و آگاه کردن دنیای مدرن به بنیادهای خود جمع کرد و شاید این بدان معنی باشد که دنیای مدرن راه خود را به نحوی پیچیده تر و با صورت های نوین تری ادامه می دهد .
در این دوران هر چیزی می تواند کسب مرجعیت کند; اما برای حوزه ها و دوره های محدود; یعنی تاریخ مصرف معینی دارد و برای بازار مصرف معینی نیز ایجاد می شود . بسیاری چیزها نقش هایی اختیار کرده اند که پیش از این کمتر آنها را باور می کردیم و بسیاری از چهره های ورزشی، هنری و … در این دوران نقش های متفاوتی بازی می کنند و جابه جا می شوند و کارکردهای متنوعی در حوزه هایی پیدا می کنند که پیش از این انتظار نداشتیم . مسئله امروز ما – به قول عده ای در دوران گذار – این است که فهم مناسبت های آن برای ما دشوار شده است . بخشی از دلایلی که مطرح می شود و جنبش های اجتماعی جدید را جنبش هایی بی سازمان، بی رهبری و فاقد آرمان و اتوپیا معرفی می کند، ناشی از وجود فضای شگفت انگیزی است که ما قادر نیستیم با مدل های سنتی خود آنها را بشناسیم . تفکرها حول یک مفهوم شکل می گیرند; ولی به سرعت سست می شوند و تعهداتی که برمی انگیزند برای دوره های محدودی است .
در دنیای مدرن، خرد، حاکمیت داشت: به این معنا که گفته می شد جهان و کل هستی و چارچوب هایش قابل شناسایی می باشد و ساختاری دقیق و ریاضی گونه دارد و آن را به صورت دقیق می توان شناخت و تحولاتش را پیش بینی کرد . فاعل این شناسایی، انسان است . البته ریشه های این خرد ابزاری را می توان به دوران های پیش از مدرنیته نیز عقب برد; اما اینکه خرد نه فقط به عنوان یک ایده، باور و معرفت، بلکه بنیاد و شاکله یک دوران باشد و تلاش ما را در سازمان دادن به یک جهان جدید در کانون قرار دهد، مختص دوران مدرنیته است . در دوره بازخوانی مجدد آن بنیادها – پست مدرن – این پرسش مطرح است که آن خرد تا چه حد بنیاد و هستی داشت؟ تاریخ و تاریخ مندی و اینکه ما این جهان را مطابق با اراده و خواست خود می توانیم از نو بسازیم، تا چه حد موجودیت و موضوعیت دارد؟ بعضی از مدرنیست های چپ، مانند هابرماس، می گویند پست مدرنیست ها محافظه کاران جدیدند و درست می گویند; اینها حقیقتا محافظه کارند، به این جهت که منظومه تفکرشان این گونه القا می کند که آن طور هم که فکر می کنید، جهان در دست شما نیست و به میل شما قابل تصرف نیست . مناسبات پیچیده تر از آن، اراده های سازمان یافته ای است که شما فکر کنید توانایی تغییر همه عالم را دارید .
سیر تاریخی این فرآیند، یعنی ساقط شدن عقل و خرد از مقام مرجعیت عام، از نیچه آغاز گردید . او اثبات کرد نظم های فلسفی، که ادعا می کنند بر یک بنیاد کاملا عقلانی و خردورزانه متکی هستند، هیچ گاه چنین نیستند . بنیاد هر نظم فل
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.