تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) شامل 59 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع) :

مقدمه

یکی از فرزندان امام حسن مجتبی که در کربلا حضور داشت و در رکاب سیدالشهدا به شهادت رسید، قاسم بود. حضرت قاسم با این که سِن کمی داشت و به احتمال زیاد به حد بلوغ نرسیده بود، اما شجاعانه از عمویش امام حسین حمایت کرده و در برابر دشمن مبارزه نمود. گزارشگران واقعه عاشورا صحنه نبرد و چگونگی شهادت او را به روشنی روایت کرده اند؛ اما در عین حال، درباره قاسم برخی گزارش های بی سند نیز در منابع متأخر راه یافته است.

شناخت درست از شخصیت شهیدان کربلا و چگونگی مبارزه و شهادت آنان، ضرورت مراجعه به منابع معتبر تاریخی را ایجاب می کند تا گزارش های مستند از نقل های بی سند بازشناخته شود و پیروان و مُحبان سیدالشهدا در آشنایی با شهیدان کربلا و چگونگی قیام عاشورا از گرفتار آمدن در تحریفات و نقل های بی سند، مصون بمانند. این ضرورت، درباره حضرت قاسم نیز ایجاب می کند تا چگونگی شهادت او در منابع اولیه بررسی و مطالعه شود.

بر این اساس، تحقیق حاضر می کشود درباره حضرت قاسم و صحنه مبارزه و شهادت او در منابع پیش از قرن هفتم به بررسی و مطالعه پرداخته و گزارش مستند ارائه نماید.

این پژوهش با رویکرد تاریخی به مسأله نگریسته و با استفاده از اسناد تاریخی به توصیف و تحلیل موضوع می پردازد.

معرفی حضرت قاسم(ع)

حضرت قاسم دومین پسر امام حسن مجتبی است که در کربلا به شهادت رسید. به غیر از قاسم دو پسر دیگر امام حسن نیز در روز عاشورا شهید شده اند؛ یکی به نام ابوبکر بن الحسن که از قاسم بزرگ تر بود (فُضیل بن زبیر، ۱۴۰۶: ۱۵۰؛ طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۶۸) و حدود ۳۵ سال سن داشت (ابن فُندق، ۱۳۸۵: ۱/ ۴۰۰) و دیگری عبدالله نام داشت و از قاسم کوچک تر بود و در لحظه آخر که عمویش سیدالشهدا در میدان جنگ تنها مانده بود، به دفاع از او پرداخت و به شهادت رسید (فُضیل بن زبیر، ۱۴۰۶: ۱۵۰؛ طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۶۸؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲ / ۱۱۰).

اما سن حضرت قاسم به طور دقیق معلوم نیست. برخی گفتند او به حد بلوغ نرسیده بود (خوارزمی، ۱۳۸۱: ۲ / ۳۱)، و برخی سن او را ۱۶ سال ذکر کردند (ابن فُندق، ۱۳۸۵: ۱/ ۴۰۱). بیشتر کسانی که شهادت آن حضرت را گزارش داده اند، از او تعبیر به «غلام» کرده اند: «خَرَجَ غُلامٌ کَاَنَّ وَجهَهُ شِقَّهُ قَمَرٍ» (ابن سعد، ۱۴۱۴: ۱ / ۴۷۱؛ طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۴۷؛ اصفهانی، ۱۴۱۹: ۹۳؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲ / ۱۰۷؛ خوارزمی، ۱۳۸۱: ۲ / ۳۱). این نشان می دهد که او نوجوان بوده است و همچنین آن جناب چهره بسیار زیبا داشته چنان که به پار ماه تشبیه شده است. مادر قاسم ام ولد بود (فُضیل بن زبیر، ۱۴۰۶: ۱۵۰؛ طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۶۸) و نرجس نام داشت (ابن فندق، ۱۳۸۵: ۱/ ۳۴۲).

اجازه خواستن قاسم (ع) برای نبرد

برخی نقل کردند که بعد از شهادت جمعی از جوانان اهل بیت، قاسم نزد امام حسین آمد و از او اجازه خواست تا به میدان جنگ رفته و در برابر دشمن مبارزه کند. امام حسین او را در آغوش گرفت و هر دو گریستند؛ اما حسین از اجازه دادن به قاسم خود داری می کرد که شاید به خاطر خُردسال بودن او بوده است. قاسم همچنان اصرار می ورزید و دست و پای عمو را می بوسید تا امام به او اجازه داد و او در حالی که اشک به صورتش جاری بود، به سوی میدان رفت (خوارزمی، ۱۳۸۱: ۲ / ۳۱).

حضرت قاسم در هنگام رفتن به میدان نبرد، چنین رجز می خواند:

إِن تُنْکرُونِی فَأَنَا فَرْعُ الْحَسَنِ

سِبْطُ‍ النبِیِّ الْمصْطَفَی الْمُؤْتَمَنِ

هَذَا الْحُسَیْنُ کالْأَسِیرِ الْمُرْتَهَنِ

بَیْنَ أُنَاسٍ لاَ سُقُوا صَوْبَ الْمَزَنِ

اگر مرا نمی شناسید، من فرزند حسنم؛ او که نو پیامبر برگزیده و مورد اعتماد بود.

این حسین است همانند اسیر و گروگان، در دست مردمی که باران رحمت بر آن ها نبارد!

صحنه ورود قاسم(ع) به میدان نبرد

ابی مخنف از حمید بن مسلم صحنه مبارزه حضرت قاسم را چنین گزارش می کند که او وارد میدان جنگ شد در حالی که نوجوانی بود صورتش مثل پار ماه و شمشیری در دست داشت و پیراهنی پوشیده بود و نعلینی به پا داشت که بند یکی از آن ها بریده شده بود و دقیقا بند چپ بود. عمر بن سعد بن نُفیل اَزدی گفت: به خدا قسم الان به این نوجوان حمله می کنم و او را از پای در می آورم. حمید بن مسلم می گوید او را از این کار منع کردم و گفتم: سبحان اللّه از این تصمیم که گرفته ای دست بردار و بگذار کسانی هستند که این کار انجام دهند. او پاسخ داد: نه، به خدا قسم او را نابود می کنم. او حمله کرد و شمشیری بر سر مبارک قاسم زد و سر آن حضرت را شکافت (ابن سعد، ۱۴۱۴: ۱ / ۴۷۱؛ طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۴۷؛ تمیمی مغربی، ۱۴۰۹: ۳ / ۱۷۹-۱۸۰؛ اصفهانی، ۱۴۱۹: ۹۳؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲ / ۱۰۷؛ طبرسی، ۱۳۹۰: ۲۴۷؛ خوارزمی، ۱۳۸۱: ۲ / ۳۱-۳۲).

چگونگی شهادت حضرت قاسم(ع)

حمید بن مسلم صحنه شهادت حضرت قاسم را چنین روایت می کند که وقتی شمشیر عمر بن سعد اَزدی بر فرق مبارک قاسم وارد شد، «فَوَقَعَ الْغُلاَمُ لِوَجْهِهِ وَ صَاحَ یَا عَمَّاهْ فجَلَّی الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کمَا یُجَلِّی الصَّقْر»، قاسم به صورت بر زمین افتاد و صدا زد عمو جان به فردیام برس! امام حسین وقتی که فریاد برادرزاده اش را شنید، مانند باز شکاری خود را بالای سر او رساند و مثل شیر غضبناک شمشیر کشید و به قاتل او حمله کرد، شمشیر به دست عمر بن سعد اَزدی فرو رفت و او چنان فریادی زد که همه لشکریان صدایش را شنیدند. «و حملت خیل لأهل الکوفه لیستنقذوا عمرا من حسین، فاستقبلت عمرا بصدورها، فحرکت حوافرها و جالت الخیل بفرسانها علیه، فوطئته حتی مات».

سواران سپاه کوفه حمله کردند تا او را از دست امام حسین نجات دهند؛ اما با سینه و سم اسب ها به استقبال عمر اَزدی رفته و او را زیر دست و پای اسبان لگدکوب کردند تا مُرد. «وَ انْجَلَتِ الْغَبَرَهُ، فَرَأَیْتُ الْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَائِماً عَلَی رَأْسِ الْغُلاَمِ وَ هُوَ یَفْحَصُ بِرِجْلِهِ»، گرد و غبار فرو نشست، دیدم امام حسین بالای سر قاسم نشسته و قاسم پاشن پا را به زمین می ساید و آخرین لحظات عمر خود را طی می کند.

امام حسین از این پیش آمد سخت ناراحت شد و فرمود: از رحمت خدا دور باد قومی که تو را کشتند و فردای قیامت جد تو دشمن آن ها خواهد بود. سپس فرمود: «عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَی عَمِّک أَنْ تَدْعُوَهُ فَلاَ یُجِیبُک أَوْ یُجِیبُک فَلاَ یَنْفَعُک، صَوْتٌ وَ اللَّهِ کثُرَ وَاتِرُهُ وَ قَلَّ نَاصِرُهُ»، به خدا قسم چه سخت است بر عموی تو که او را به کمک بخوانی و او دعوت تو را اجابت نکند و یا اجابت کند اما به حالت سودی نداشته باشد. به خدا قسم این صدایی است که خون خواهان فراوان داشته اما یاورانش امروز کم شده اند. امام حسین قاسم را برداشت و به سینه گرفته با خود بُرد در حالی که پاهای قاسم به زمین کشیده می شد، تا در کنار بدن علی اکبر و سایر کشتگان اهل بیت گذاشت (ابن سعد، ۱۴۱۴: ۱ / ۴۷۱-۴۷۲؛ طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۴۷-۴۴۸؛ تمیمی مغربی، ۱۴۰۹: ۳ / ۱۷۹-۱۸۰؛ اصفهانی، ۱۴۱۹: ۹۳؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲ / ۱۰۷-۱۰۸؛ طبرسی، ۱۳۹۰: ۲۴۷؛ خوارزمی، ۱۳۸۱: ۲ / ۳۱-۳۲؛ ابن شهرآشوب، بی تا: ۴ / ۱۰۶؛ ابن نمای حلی، ۱۴۰۶: ۶۹؛ ابن طاووس، ۱۳۸۳: ۱۵۴-۱۵۶).

امام حسین آن گاه خطاب به اهل بیتش فرمود: «صَبْراً یَا بَنِی عُمُومَتِی صَبْراً یَا أَهْلَ بَیْتِی لاَ رَأَیْتُمْ هوَاناً بَعْدَ هَذَا الْیَوْمِ أَبداً»، ای عموزادگان صبر پیشه کنید و ای خانواده ام آرام و شکیبا باشید. بعد از این روز، هرگز خواری نخواهید دید (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۱۱۲؛ خوارزمی، ۱۳۸۱: ۲ / ۳۲).

نقدی بر چند گزارش دیگر

درباره چگونگی شهادت حضرت قاسم، برخی گزارش های دیگر بین مردم شهرت یافته است که از سند معتبر برخوردار نیستند. در اینجا به اختصار به بررسی و ارزیابی آن ها پرداخته می شود.

۱- جمله «اَحْلی من العسل»

امروزه این جمله معروف شده است که حضرت قاسم درباره چگونگی مرگ فرمود: «اَحْلی من العسل» یعنی مرگ در ذائقه من از عسل شیرین تر است. حسین بن حَمْدان خَصیبی جُنبلانی (م۳۳۴ق) روایت کرده است که در شب عاشورا وقتی سیدالشهدا اصحاب و یارانش را از شهادت آن ها خبر داد، حضرت قاسم از عمویش پرسید، آیا من نیز فردا کشته می شوم؟ امام حسین گفت: مرگ در نظرت چگونه است؟ قاسم عرض کرد: «اَحلی من العسل»، از عسل شیرین تر است، آن گاه امام حسین فرمود: آری که از عسل شیرین تر است و تو هم فردا کشته خواهی شد (خَصیبی، ۱۴۱۹: ۲۰۴).

این مطلب جز در کتاب هدایه الکبری اثر خَصیبی، در دیگر منابع متقدم روایت نشده است. اما خَصیبی از نظر علمای رجال به فساد مذهب متهم شده است (نجاشی، ۱۳۶۵: ۶۷؛ ابن غضائری، ۱۳۶۴: ۵۴؛ ابن داود حلی، ۱۳۴۲: ۴۴۴؛ علامه حلی، ۱۴۱۱: ۲۱۷). بنابراین گزارش او از اعتبار برخوردار نیست. در منابع دیگر تا سده یازدهم هجری گزارشی از این جمل منسوب به حضرت قاسم، به چشم نمی خورد؛ اما بعد از قرن یازدهم در منابع متأخر راه یافته و افرادی مانند سید هاشم بحرانی در مدینه المعاجز (۴ / ۲۱۵)، شیخ عباس قمی در نفس المهموم (ص۲۰۸)، محمد تقی سپهر در ناسخ التواریخ (۲ / ۳۶۲) و دیگر مقتل نویسان آن را نقل کرده اند. بنابراین، تعبیر مشهور «اَحلی من العسل»، از نظر سند، ضعیف بوده و در منابع معتبر نقل نشده است.

۲- بدن قاسم (ع) زیر سم اسب ها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *